دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٤٨٨
تِرمِذ ، شهر و بندری تاریخی در ماوراءالنهر، امروزه در جمهوری ازبکستان ، مرکز ولایت سرخان دریا. این شهر در ساحل راست رود آمودریا (جیحون ) در نقطة مرزی مشترک بین
ازبکستان و افغانستان در ارتفاع ٣٠٢ متری قرار دارد و
بندر رودخانه ای منطقه ای است . ترمذ از گرمترین شهرهای ازبکستان به شمار می رود و اقلیم آن قاره ای است . حداکثر
دمای آن ْ٤ر٣١ و حداقل آن ْ٨ر٢ است . میزان بارندگی
سالانه در آنجا بین ١٣٠ تا ٣٦٠ میلیمتر و در کوهستانهای
پیرامون آن بین ٤٤٥ تا ٦٢٦ میلیمتر است ( > دایرة المعارف ازبکستان < ، ص ٦٤٠؛ > دایرة المعارف بزرگ شوروی < ،
ذیل مادّه ).
جمعیت ترمذ در ١٣٧٤ ش / ١٩٩٥، ٠٠٠ ، ١٠٦ تن بود؛ متشکل از ازبکها (٩ر٧٩%)، تاجیکها (٣ر١٣%)، روسها (٧ر٢%)، ترکمنها (٣ر١%)، تاتارها (٢ر١%)، قزاقها (٣ر٠%)، اوکرائینیها (٥ر٠%) و کره ایها (٢ر٠%) ( > دایرة المعارف ازبکستان < ، همانجا).
در ترمذ کارخانه های پنبه پاک کنی ، بسته بندی گوشت ، تولید نان ماشینی ، دوزندگی و تولید قطعات پیش ساختة بتونی فعالیت دارند. خط آهن مسکو ـ دوشنبه و عشق آباد ـ دوشنبه از آنجا می گذرد. در ١٣٧٤ ش / ١٩٩٥، در این شهر فرودگاه ساخته شد (همان ، ص ٦٤٠ـ٦٤١).
پیشینه . یافته های باستان شناختی و منابع عربی و یونانی
از وجود ترمذ در گذشته های دور خبر می دهند. بنای آن
به اسکندر مقدونی (٣٥٦ـ٣٢٣ق م ) نسبت داده شده است .
نام آن از واژة ترمسته (در زبان باکتریایی به معنای ساحل راست ) گرفته شده و در زمانهای بعد به نامهای ترمیته ، ترمته ،
ترمته ، تَرْمید و ترمیذ خوانده شده است (همان ، ص ٦٣٩). به نوشتة فرای محل کنونی ترمذ همان شهر اسکندریه است که یونانیان در بلخ (باکتریا) بنیان نهادند (ص ٢٢٢). مدارک کهن بودایی نشان می دهد که نام کنونی شهر ترمذ تغییر شکل یافتة «دمتریوس »، پایه گذار آن و پادشاه یونانی ـ بلخی ، است (بلنیتسکی ، ص ١٠٤). آثار بسیاری از کوشانیان و تمدن سُغد در پیرامون این شهر یافته شده است (رایس ، ص ١١١، ١٣٩ـ١٤٠، ١٥٤، ١٦٩). این آثار حکایت از اقتدار باکتریا در این ناحیه دارد.
ترمذ از نظر جغرافیدانان مسلمان اهمیت بسیار داشت . یعقوبی آن را در سمت چپ رود جیحون ذکر کرده است (ص ٢٨٩). ابن حوقل (ص ٤٧٦) ترمذ را در همسایگی چغانیان / صغانیان (آل محتاج ) می داند و از قهندز و رَبَض و بازارهای آن یاد می کند که با آجر فرش شده و بندرگاه شهرهای دیگر بوده است . اصطخری (ص ٢٩٨) از مسجد آدینة آن که در شارستان بود، یاد کرده و یاقوت حموی «تَرمِذ» را شهری مشهور و مهم دانسته است (ج ١، ص ٨٤٣). آب آشامیدنی آن از جیحون و آب کشاورزی آن از رود چغان (اکنون سورخان ) تأمین می شده است (بارتولد، ١٣٥٠ ش ، ص ١٠٠ـ١٠٢).
بنیانگذار اسطوره ای ترمذ گشتاسب است . صفی الدین بلخی (ص ١٦) نام پیشین آن را «آب راهه » دانسته که بر اثر کثرت استعمال به «آواره » تبدیل شده است . ترمذ در دورة اقتدار یونانیان بر بلخ و در دورة کوشانیان بسیار شکوفا بود. از دورة کوشانیان ، آثار بودایی بسیاری برجای مانده است . شهر توپراق قلعه ، که از سدة اول تا ششم میلادی پایتخت خوارزم بوده ، در
نزدیکی ترمذ قرار داشته و در روزگار کوشانیان کانون بازرگانی و برده داری بوده است (رایس ، ص ١١١). همچنین آثار صومعه های بودایی متعلق به سده های اول تا سوم میلادی در پیرامون ترمذ، حاکی از رواج دین بودا در دورة کوشانیان است (همان ، ص ١٥٤). موسی خورنی در جنگهای میان ساسانیان و اقوام مهاجر به ایران از ترمذ به عنوان شهری مهم و راهبردی یاد کرده ، این موقعیت تا دورة تیموریان پابرجا بوده است . فیروزشاه (حک : ٤٥٩ـ٤٨٣) در جنگهایش با هفتالیان (هیاطله )، ترمذ را مرز میان خود و آنان قرار داد (مارکوارت ، ص ١٢٠، ١٢٤؛
دینوری ، ص ٥٨ ـ٥٩).
در دورة اسلامی ، سعیدبن عثمان بن عفان نخستین والی عرب در خراسان بود که به آن سوی رود جیحون لشکری گسیل داشت و پس از گشودن سمرقند، بر ترمذ نیز دست یافت . موسی بن عبداللّه بن خازِم سُلَمی ، یکی از سرداران عرب ، پس از کشته شدن پدرش ، با خلافت عبدالملک مروان مخالفت کرد و در سال ٧٠ ترمذ را در اقتدار خاندان سلمی در آورد (بلاذری ، ص ٣٩٨؛
بارتولد، ١٣٦٦ ش ، ج ١، ص ٤٠٩). پس از کشته شدن موسی در اواخر سال ٨٥ شهر ترمذ به مُدرِک بن مُهَلَّب سپرده شد (بلاذری ، ص ٤٠٥). سپس قتیبة بن مسلم ترمذ را فتح کرد و اقتدار مسلمانان را در ماوراءالنهر، و بویژه در ترمذ، استوار کرد و اهل ترمذ نیز مسلمان شدند (صفی الدین بلخی ، ص ٣١ـ٣٣). در دورة سامانیان ، ترمذ بخشی از قلمرو چغانیان به شمار می آمد. به نوشتة مؤلف حدود العالم (ص ١٠٩) از ترمذ «صابون نیک و بوریای سبز و باد بیزن » صادر می شده است . مقدسی (ص ٣٢٤ـ ٣٢٥) نیز از صابون مشهور ترمذ و قایقهایی که در آن ساخته می شده ، سخن گفته است . در ٣٤٠، سرزمینهای تحت حاکمیت چغانیان ، بویژه ترمذ، به ابومنصور نصربن احمد سپرده شد (گردیزی ، ص ٣٤٨). در ٣٧٩، ترمذ در حملة شاه ترکستان به قلمرو سامانی نقطه ای مهم به شمار می رفت ( رجوع کنید به خواندمیر، ج ٢، ص ٣٦٦). در جنگ سلطان مسعود غزنوی (٤٢١ـ٤٣٢) با ترکمانان (٤٣٠) پل ترمذ نقشی حیاتی داشت (بارتولد، ١٣٦٦ ش ، ج ١، ص ٦٣٥). با ظهور سلجوقیان ، اقتدار غزنویان بر ترمذ در خطر قرار گرفت . در اواخر سلطنت مودود غزنوی (٤٣١ـ٤٤١)، پسر مسعود غزنوی ، ترمذ به دست سلجوقیان افتاد (باسورث ، ج ٢، ص ١٥، ٢٠). در دورة سلطان مسعود، ترمذ در اختیار او قرار داشت (بارتولد، ١٣٦٦ ش ، همانجا). ابوالحسن احمدبن محمد عنبری ، معروف به امیرک بیهقی ، رئیس شهر ترمذ از سوی غزنویان ، پانزده سال در برابر سلجوقیان ایستادگی کرد، ولی پس از شکست امیر مودود از الب ارسلان ، ترمذ را به داود سلجوقی سپرد و به غزنه بازگشت (باسورث ، ج ٢، ص ٢٠). در دورة الب ارسلان ، اهالی ترمذ همراه با اهالی ختل و چغانیان شورش کردند که بشدت سرکوب شدند. پس از مرگ الب ارسلان (٤٦٥)، قراختائیان ترمذ را گرفتند، اما سال بعد آن را به ملکشاه سپردند (بارتولد، ١٣٦٦ ش ، ج ١، ص ٦٥٧ـ٦٥٩). ارسلان ارغون (حک : ٤٨٥ـ٤٩٠)، برادر ملکشاه ، پس از کشته شدن خواجه نظام الملک و ملکشاه ، حاکم ترمذ و بلخ شد. ارسلان ارغون در ٤٩٠ کشته شد و ترمذ به قلمرو سلطان برکیارق پیوست و او حکومت آنجا را به عمویش ، سلطان سنجر، داد (بنداری ، ص ٣٠٧ـ٣١١). سلطان سنجر با قراختائیان بر سر ترمذ و دیگر سرزمینهای ماوراءالنهر وارد جنگ شد و قدرخان جبرائیل را شکست داد (ابن اثیر، ج ٨، ص ٢١٢) و به ترمذ پناه برد (خواندمیر، ج ٢، ص ٥٠٩، ٥١٢). به روایتی دیگر، سلطان سنجر از دست ترکان گریخت و در ترمذ درگذشت (بنداری ، ص ٣٤١). در ٦٠٢، والی بلخ به فرمان سلطان شهاب الدین ترمذ را گرفت ، ولی غیاث الدین ، فرزند و جانشین سلطان شهاب الدین ، در ٦٠٣ ترمذ را به سلطان محمد خوارزمشاه واگذاشت ، او نیز ترمذ را به قراختائیان که در جنگ یاورش بودند، سپرد (بارتولد، ١٣٦٦ ش ، ج ٢، ص ٧٣٦ـ ٧٣٨). در پاییز ٦١٨، چنگیز پس از تصرف سمرقند و فرار سلطان محمد خوارزمشاه از ترمذ (جوینی ، ج ١، ص ١١٣)، این شهر را گرفت و مردم آن را کشت (همان ، ج ١، ص ١٠٢). ویرانی ترمذ به قدری سهمگین بود که در سدة هشتم شهر دیگری در دو میلی آنجا، به جای آن ، بنا شد (ابن بطوطه ، ج ١، ص ٣٧٣، ٣٨٦).
ترمذ نقش مهمی در جنگهای تیمور در ماوراءالنهر داشت (نظام الدین شامی ، ص ١٣، ١٨، ٢٣ـ٢٤). مناسبات تیمور با سادات ترمذ (خداوندزادگان ) بسیار نزدیک بود. هنگام تاجگذاری تیمور، سیدبرکه و خداوندزادگان ترمذ (ابوالمعالی و برادرزاده اش علی اکبر) حضور داشتند (شرف الدین علی یزدی ، ج ١، ص ١٥٧ـ ١٥٨). در سوءقصد خطرناکی که به تیمور شده بود، ابوالمعالی ترمذی نیز شرکت داشت ، اما تیمور او را بخشید و از ماوراءالنهر بیرون راند. پس از مدتی ابوالمعالی و علی اکبر از نزدیکان تیمور گردیدند (همان ، ج ١، ص ١٧١ـ١٧٢). تیمور به هنگام سکونت در ترمذ، نزد علاءالملک ترمذی به سر می برد (بارتولد، ١٣٣٦ ش ، ص ٣٨).
ترمذ در جنگهای جانشینان تیمور نیز نقشی حیاتی داشت (حافظ ابرو، ج ١، ص ٣٦٧ـ٣٧٠). این شهر نخست در اختیار خلیل سلطان قرار داشت .او در ٨١٠ شهر تازه ای در یک فرسنگی ترمذ ساخت ، اما به سبب موقعیت شهر کهنه در کنار رود جیحون و استواری بنای شهر، مردم در شهر کهنه ماندند. شاهرخ نیز قلعة هندیان را در برابر شهر تازة ترمذ بنا کرد و رود جیحون فاصلة میان آن دو شهر بود (ابن عربشاه ، ص ٢٧٩ـ٢٨٠). سرانجام شاهرخ بر ترمذ دست یافت و اقتدارش در ماوراءالنهر استوار گردید (بارتولد، ١٣٣٦ ش ، ص ١٣٠). الغ بیگ ، جانشین و پسر شاهرخ ، نیز به سبب اقتدارش بر ترمذ توانست در برابر عبداللطیف ، پسر خودش ، ایستادگی کند (همان ، ص ٢٦٤).
در سده های یازدهم و دوازدهم ، ترمذ، مانند سرزمینهای دیگر ماوراءالنهر، دستخوش کشمکشهای فرمانروایان بلخ و بخارا بود و به ویرانه ای مبدل شده بود، تا آنکه در ١١٧٢ محمدرحیم خان بخاری آنجا را بازسازی کرد (بارتولد، ١٣٥٠ ش ، ص ١٠١). در نیمة دوم سدة سیزدهم ، ترمذ تقریباً خراب شد و تنها دو روستای آن ، یتکه سر و صالح آباد، باقی ماند. در ١٣١١/ ١٨٩٤، روسها در یتکه سر قلعه ای ساختند که مردم آن را «توپراق قرقان » می نامیدند و ترمذ کنونی در اطراف این قلعه بنا شد ( > دایرة المعارف ازبکستان < ، ص ٦٤٠).
ترمذ خاستگاه بسیاری از بزرگان دین و عرفا و عالمان بوده ، چنانکه حافظ ابرو آن را «مدینة الرجال » خوانده است (ج ١، ص ١٩٠). از جمله بزرگان آنجا این اشخاص بوده اند: ابوبکر ورّاق * ترمذی ، از مشایخ صوفیه ؛
سیدبرهان الدین ترمذی * ؛
ابوعیسی محمدبن عیسی ترمذی * ، مؤلف کتاب الجامع الصحیح از صحاح ستة اهل سنّت ؛
ابوجعفر محمدبن احمدبن نصرترمذی * ، فقیه شافعی ؛
و ابوعبداللّه محمدبن علی ترمذی * ، مشهور به حکیم ترمذی .
منابع :
(١) ابن اثیر؛
(٢) ابن بطوطه ، رحلة ابن بطوطة ، چاپ محمد عبدالمنعم عریان ، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(٣) ابن حوقل ؛
(٤) ابن عربشاه ، زندگانی شگفت آور تیمور ، ترجمة کتاب عجایب المقدور فی اخبار تیمور ، ترجمة محمدعلی نجاتی ، تهران ١٣٥٦ ش ؛
(٥) ابراهیم بن محمد اصطخری ، کتاب مسالک الممالک ، چاپ دخویه ، لیدن ١٨٧٠، چاپ افست ١٩٦٧؛
(٦) واسیلی ولادیمیروویچ بارتولد، آبیاری در ترکستان ، ترجمة کریم کشاورز، تهران ١٣٥٠ ش ؛
(٧) همو، الغ بیگ و زمان وی : امپراطوری مغول و دولت چغتائی ، ترجمة حسین احمدی پور، تبریز ?( ١٣٣٦ ش ) ؛
(٨) همو، ترکستان نامه : ترکستان در عهد هجوم مغول ، ترجمة کریم کشاورز، تهران ١٣٦٦ ش ؛
(٩) کلیفورد ادموند باسورث ، تاریخ غزنویان ، ترجمة حسن انوشه ، تهران ١٣٥٦ـ١٣٦٤ ش ؛
(١٠) بلاذری ؛
(١١) آلکساندر مارکوویچ بلنیتسکی ، خراسان و ماوراءالنهر ( آسیای میانه )، مترجم پرویز ورجاوند، تهران ١٣٧١ ش ؛
(١٢) فتح بن علی بنداری ، تاریخ سلسلة سلجوقی ، زبدة النصرة و نخبة العصرة ، ترجمة محمدحسین جلیلی ، تهران ١٣٥٦ ش ؛
(١٣) جوینی ؛
(١٤) عبداللّه بن لطف اللّه حافظ ابرو، زبدة التواریخ ، چاپ کمال حاج سیدجوادی ، تهران ١٣٧٢ ش ؛
(١٥) حدودالعالم ؛
(١٦) خواندمیر؛
(١٧) احمدبن داوود دینوری ، الاخبار الطوال ، چاپ عبدالمنعم عامر، قاهره ١٩٦٠، چاپ افست قم ١٣٦٨ ش ؛
(١٨) تامارا تالبوت رایس ، هنرهای باستانی آسیای مرکزی تا دورة اسلامی ، ترجمة رقیه بهزادی ، تهران ١٣٧٢ ش ؛
(١٩) شرف الدین علی یزدی ، ظفرنامه : تاریخ عمومی مفصّل ایران در دورة تیموریان ، چاپ محمد عباسی ، تهران ١٣٣٦ ش ؛
(٢٠) عبداللّه بن عمر صفی الدین بلخی ، فضائل بلخ ، ترجمة عبداللّه بن محمدحسینی بلخی ، چاپ عبدالحی حبیبی ، تهران ١٣٥٠ ش ؛
(٢١) ریچارد نلسون فرای ، میراث باستانی ایران ، ترجمة مسعود رجب نیا، تهران ١٣٧٣ ش ؛
(٢٢) عبدالحی بن ضحاک گردیزی ، تاریخ گردیزی ، چاپ عبدالحی حبیبی ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٢٣) یوزف مارکوارت ، ایرانشهر: بر مبنای جغرافیای موسی خورنی ، ترجمة مریم میراحمدی ، تهران ١٣٧٣ ش ؛
(٢٤) مقدسی ؛
(٢٥) نظام الدین شامی ، ظفرنامه ، چاپ پناهی سمنانی ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٢٦) یاقوت حموی ؛
(٢٧) یعقوبی ، البلدان ؛
(٢٨) Great Soviet encyclopedia , New York ١٩٧٣-١٩٨٣, s.v. "Termez";
(٢٩) Uzbekistan Respublikasi ensiklopediya , Tashkend: Qamuslar Bash Tahririyati, ١٩٩٧.
/ علی رضا پلاسیّد /