دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٧٧٥
خالد بن مَعْدان كَلاعى ، خالد بن مَعْدان كَلاعى، ابوعبداللّه، راوى و تابعى اهل شام. درباره زندگى وى اطلاعات چندانى در دست نيست. وى از قبيله كَلاع بود كه اغلب در حِمْص* اقامت داشتند (سمعانى، ج ٥، ص ١١٨). او از جمله زاهدان و عابدان روزگار خويش به شمار مىرفت و در كثرت عبادت و تقوا زبانزد همگان بود (رجوع کنید به ابونعيم اصفهانى، ج ٥، ص ٢١٠). خالد، به گفته خودش، هفتاد تن از صحابه پيامبر را درك كرده است (رجوع کنید به مِزّى، ج ٨، ص ١٧٠). او از كسانى چون ثوبان غلام پيامبر، عبداللّهبن حُنَيْن، يزيدبن خُمَيْر يَزَنى و كسان ديگرى روايت نقل كرده است و از او كسانى چون ابراهيمبن ابىعَبْله مَقدسى، اَحْوَصبن حكيمبن عُمَيْربن اسود، صفوانبن عمرو حُدَيث نقل كردهاند (همان، ج ٨، ص ١٦٨ـ١٦٩). در منابع امامى، عمده روايات نقل شده از او، به روايت ثَوربن يزيد است كه عموم اين روايات درباره فضائل على عليهالسلام است (براى نمونه رجوع کنید به ابنبابويه، ج ٢، ص ٣٦٣؛
خزاز رازى، ص ١١١ـ١١٢). ابونعيم اصفهانى (ج ٥، ص ٢١٠ـ ٢٢١) نمونههايى از گفتههاى زهدآميز وى را نقل كرده است. ابنسعد (ج ٧، ص ٤٥٥) وى را جزو طبقه سوم تابعيان اهل شام نام برده است.
ابنشهرآشوب (ج ٣، ص ٢٦٣)، ضمن نقل اشعارى از خالد، به اعتراض وى به يزيد در به شهادت رساندن امام حسين عليهالسلام در كربلا اشاره كرده است، هرچند وى رياست شرطه را در زمان يزيد برعهده داشته است (ابنعساكر، ج ١٦، ص ١٨٩). خالد در جنگهاى منطقه روم شرقى نيز حضور مؤثرى داشت (رجوع کنید به مزّى، ج ٨، ص ١٧٠). طبرى (ج ٦، ص ٥٣٠) از حضور او در حمله به قسطنطنيه در سال ٩٨ سخن گفته است. به نوشته سمعانى (همانجا)، خالدبن معدان، كه از حاكم حمص، به دليل پوشيدن لباس حرير، ناخرسند بود، به طرسوس رفت و در همانجا درگذشت.
منابع رجالى اهلسنّت، مانند عِجلى (ج ١، ص ٣٣٢) و نسائى (رجوع کنید به مزّى، ج ٨، ص ١٦٩)، او را ثقه دانستهاند و حاكم نيشابورى (ج ٢، ص ٦٠٠) اِسناد او به صحابه را صحيح شمرده است؛
با اين حال، از او، به دليل تدليس و ارسال در نقل حديث، خرده گرفتهاند (رجوع کنید به ذهبى، ١٣٨٨ـ١٣٩٠، ج ١، ص ٩٣ـ٩٤؛
همو، ١٤٠١ـ١٤٠٩، ج ٤، ص ٥٣٧). خالد به دانشاندوزى توجه فراوانى داشت. بزرگان معاصرش، وى را ستودهاند. وى يكى از مراجع فقهى زمان خود بوده و براى حل اختلافات فقهى نزد او مىرفتهاند (رجوع کنید به مزّى، ج ٨، ص ١٧٠). به او كتابى حاوى شمارى حديث نسبت داده شده است (مزّى، همانجا؛
ذهبى، ١٤٠١ـ١٤٠٩، ج ٤، ص ٥٣٨). وى احتمالا تأليفات ديگرى نيز داشته، ولى از آنها اطلاعى در دست نيست (رجوع کنید به احمدى ميانجى، ج ١، ص ٦٨٣).
منابع:
(١) ابنبابويه، كتابالخصال، چاپ علىاكبر غفارى، قم ١٣٦٢ش؛
(٢) ابنسعد (بيروت)؛
(٣) ابنشهرآشوب، مناقب آل ابىطالب، نجف ١٩٥٦؛
(٤) ابنعساكر، تاريخ مدينة دمشق، چاپ على شيرى، بيروت ١٤١٥ـ١٤٢١/ ١٩٩٥ـ٢٠٠١؛
(٥) احمدبن عبداللّه ابونعيم اصفهانى، حلية الاولياء و طبقات الاصفياء، چاپ محمدامين خانجى، بيروت ١٣٨٧/١٩٦٧؛
(٦) على احمدى ميانجى، مكاتيب الرسول (صلىاللّهعليهوآلهوسلم)، تهران ١٤١٩؛
(٧) محمدبن عبداللّه حاكم نيشابورى، المستدرك على الصحيحين، چاپ يوسف عبدالرحمان مرعشلى، بيروت ١٤٠٦؛
(٨) علىبن محمد خزاز رازى، كفاية الاثر فىالنص على الائمة الاثنى عشر، چاپ عبداللطيف حسينى كوهكمرى خوئى، قم ١٤٠١؛
(٩) محمدبن احمد ذهبى، سير اعلام النبلاء، چاپ شعيب ارنوؤط و ديگران، بيروت ١٤٠١ـ١٤٠٩/ ١٩٨١ـ ١٩٨٨؛
(١٠) همو، كتاب تذكرةالحفاظ، حيدرآباد، دكن ١٣٨٨ـ١٣٩٠/ ١٩٦٨ـ ١٩٧٠؛
(١١) سمعانى؛
(١٢) طبرى، تاريخ (بيروت)؛
(١٣) احمدبن عبداللّه عجلى، معرفةالثقات، چاپ عبدالعليم عبدالعظيم بستوى، مدينه ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(١٤) يوسفبن عبدالرحمان مِزّى، تهذيبالكمال فى اسماء الرجال، چاپ بشار عواد معروف، بيروت ١٤٢٢/٢٠٠٢.
/ هادى بِزْدى ثانی/