دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٨٣٨
جمالمَلَطی ، یوسفبنموسی، فقیه و قاضی حنفی قرنهشتم. ویدر ٧٢٥ یا ٧٢٦ (رجوع کنید به سخاوی، ج١٠، ص٣٣٥؛ طباخ، ج٥، ص١٣٣) در مَلَطیه* ، ناحیهای در آسیای صغیر، زادهشد (ابنحجر عسقلانی، ص١١٥، پانویس٩). به نوشته مورخان، اصل او از خَرْتَبِرْت، شهری در دیارْبَكر(رجوع کنید به یاقوتحموی، ذیل«خَرتَبِرت»)، بود (ابنعماد، ج٧، ص؛ سخاوی، همانجا).
ملطی در حلب به تحصیل علوم اسلامی پرداخت(ابنعماد؛ سخاوی؛ طباخ، همانجاها). به گزارش ابن حجر عسقلانی(ص١١٦)، وی با سفر به شام از علمای آنجا بهره برد و سرانجام رهسپار مصر شد و مدتی طولانی در مدرسهصَرْغَتْمَشیه، كه امیرسیفالدین صرغتمش در ٧٥٧ آن را در قاهره تأسیس كرده بود ( رجوع کنید به طباخ، همانجا؛ غنیمه، ص١٤٤)، نزد قوامالدیناتقانی، فقیه حنفی(متوفی٧٥٨)، فقه آموخت و در آن مدرسه معید شد (سخاوی؛ طباخ، همانجاها). پس از فوت قوام، وی در درس ارشدالدین سرائی حنفی(متوفی٧٧٥) حضور یافت. همچنینعلوم گوناگون را نزد علاء تركمانی(متوفی٧٥٠) و ابنهشام(عالمنحوی، متوفی) و مُغْلَطای بنقَلیج(متوفی٧٦٢) و عزالدینابن جماعة(متوفی٧٦٧) فراگرفت(طباخ؛ سخاوی، همانجاها).
ملطیسپسبهحلببازگشتو بهتدریسو افتا پرداختو از عالمان برجسته حنفی و رئیس حنفیان آنجا گردید. ابن تغری بِردی، حاكم حلب، وی را به تدریس در مدرسه خود گماشت(طباخ، ج٥، ص١٣٤؛ سخا وی، همانجا). بدرالدینمحمود عینی(متوفی٨٥٥) از ملطی در زمره مشایخ خود نام برده است( رجوع کنید به ابنتغریبردی، ج١٦، ص٨ـ٩؛ سخاوی، ج١٠، ص٣٣٦).
جمالملطی، پساز حدود سیسالاقامتدر حلب، در سال٨٠٠ بهدعوتملكظاهر بَرقوق* ، سلطانمصر، بهمصر رفتو جانشینشمسالدینطرابلسی(متوفی٧٩٩)، قاضیالقضاتحنفیان، شد (ابنتغریبردی، ج١٢، ص١٥٧). ویپساز مرگ محمودبنعبداللّه معروف به گلستانی در ٨٠١، در كنار قضاوت به تدریس در صرغتمشیه پرداخت( رجوع کنید به ابنحجر عسقلانی، ص، ١١٦؛ ابنعماد، همانجا).
شرح حال نویسان روش قضاوت و احكام قضایی ملطی را در دوران كوتاه مسئولیتش، غیرمنتظره و ناخوشایند وصف كردهاند ( رجوع کنید به ابنحجر عسقلانی، ص١١٦؛ طباخ، همانجا). همچنین شیوه سلوك او را با مردم نكوهیدهاند (سخاوی، ج، ص٣٣٦؛ طباخ، همانجا). به علاوه، برخی آرای فقهی نادر و خلاف مشهور، مانند جواز استعمال حشیش، از او نقل شده است(ابن حجر عسقلانی؛ طباخ، همانجاها). گفتهاند كه ملطی در گردآوری مال حریص بود و ثروت فراوانی به دست آورد ( رجوع کنید به ابنعماد؛ سخاوی، همانجاها).
ویدر كسب علم بسیار كوشا و با استعداد بود. در بارهحضور ذهنو توانعلمیاش گفتهاند كه هر روز، بدون نیاز به مطالعه، بیشاز پنجاه فتوا صادر میكرد ( رجوع کنید به ابنحجر عسقلانی؛ سخاوی؛ طباخ، همانجاها). ملطی در ربیعالا´خر ٨٠٣ در قاهره درگذشت(ابنحجر عسقلانی، همانجا؛ جابی، ج٢، ص٩٧١؛ طباخ، ج٥، ص١٣٥).
اثر مشهور او، كتاب المُعْتَصَرمنالمختصر، در فقه حنفی است( رجوع کنید به سخاوی، همانجا) كه با عنوان كاملِ المعتصر منالمختصر من مشكل الآثارللطحاوی پساز ١٣٢٠ در ٤٧٥ صفحه در حیدرآباد دكن چاپ شد. در واقع، اینكتابخلاصه المختصر قاضی ابوالولید ابنرشد قرطبی(متوفی٥٢٠)، فقیه مالكی، استكهخود تلخیصی انتقادیاز كتاب مُشكلالآثار ابوجعفر طَحاوی* (متوفی٣٢١)، فقیه مشهور حنفی، است. جمال ملطی، ضمن تلخیص كتاب المختصر، به انتقادهای ابن رشد از طحاوی پاسخ گفته و از آرایحنفیان دفاع كرده است(رجوع کنید به طباخ، ج٥، ص١٣٤ و پانویس١؛ طحاوی، ج١، مقدمهنجار، ص٥٣).
منابع:
(١) ابنتغریبردی، النجومالزاهرة فیملوك مصر و القاهرة، قاهره [?١٣٨٣ ( ١٣٩٢/ )? ١٩٦٣(-١٩٧٢؛
(٢) ابنحجر عسقلانی، ذیلالدرر الكامنة، چاپ عدنان درویش، قاهره ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٣) ابنعماد؛
(٤) بسام عبدالوهاب جابی، معجمالاعلام: معجمتراجملاشهر الرجالو النساءمنالعربو المستعربین و المستشرقین، لیماسول، قبرس ١٤٠٧ /١٩٨٧؛
(٥) محمدبن عبدالرحمان سخاوی، الضَّوء اللامعلاهلالقرنالتاسع، بیروت: دارمكتبة الحیاة، ) بیتا.(؛
(٦) عبدالرحمان بنابیبكر سیوطی، حسنالمحاضرة فی تاریخ مصر و القاهرة، چاپمحمد ابوالفضل ابراهیم، )قاهره ( ١٣٨٧؛
(٧) محمد راغبطباخ، اعلامالنبلاء بتاریخحلبالشّهباء، چاپمحمد كمال، حلب١٤٠٨ـ١٤٠٩/ ١٩٨٨ـ ١٩٨٩؛
(٨) احمدبنمحمد طحاوی، شرح معانیالا´ثار، چاپ محمد زهری نجار و محمد سید جادالحق، بیروت١٤١٤/ ١٩٩٤؛
(٩) محمدعبدالرحیمغنیمه، تاریخ دانشگاههای بزرگ اسلامی، ترجمه نوراللّه كسائی، تهران١٣٦٤ ش؛
(١٠) احمد بنعلی مقریزی، كتاب المواعظ و الاعتبار بذكر الخطط و الا´ثار، المعروف بالخطط المقریزیة، بولاق١٢٧٠، چاپ افست قاهره ) بیتا. ]؛
(١١) یاقوتحموی.
/ علیرضا سعید /