دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٥٤٤
چِلْگِرد ، شهر و مركز شهرستان كوهرنگ* در استان چهارمحال و بختیارى. چلگرد در دهستان شوراب تَنْگَزى قرار دارد. در شمالشرقى آن شهرداران، در مشرق آن شهركرد (مركز استان)، در جنوب شرقى آن شهر فارسان، و در جنوب آن شهر اَردَل قرار دارد.
این شهر در ارتفاع حدود ٤٨٠‘٢ مترى، در منطقه كوهستانى رشتهكوه زاگرس، قرار گرفته است. معروفترین كوههاى آن، زردكوه* (بلندترین قله ٢٢٥ ‘٤متر) در شمال و شمالغربى، كارْكُنان (بلندترین قله ٨٥٠ ‘٢متر) در جنوب و گَندابه (بلندترین قله ٩٥٠ ‘٢ متر) در شمال است (جعفرى، ج ١، ص ٢٨٦، ٤١٧، ٤٨٠؛ نیكزاد امیرحسینى، ص ٤٢٦).
رودِ آب كوهرنگ در جنوبِ چلگرد، با نام آب چلگرد، جریان دارد. تونل كوهرنگ در جنوب چلگرد قسمتى از آب كوهرنگ را به شاخه میانْ رودان، و سپس به رود دیمه و بعد به زایندهرود وصل میكند. چشمه دیمه یا چشمه زایندهرود در حدود بیست كیلومترى شمالشرقى شهر چلگرد واقع است (افشین، ج ١، ص ٢٦٣ـ٢٦٤؛ آهنجیده، ص ١٩٢؛ نیكزاد امیرحسینى، ص ٤٢٣). قبلا این چشمه حرمت خاصى براى بختیاریها داشت و مكان انعقاد قرارداد صلح بین بخشهاى هفتلنگ و چهارلنگ بختیارى بود. خانهاى این دو بخش، براى ضمانت اجرایى پیمانهاى صلح، سگ یا خرى را میكشتند و نزدیك چشمه دفن میكردند، به این معنى كه سرنوشت پیمانشكن مانند مردار این حیوان خواهدبود. در كنار چشمه دیمه، نشانههایى از محل دفن خر وجود دارد (سردار ظفر بختیارى، ص ٦٠٧). رود شورابِ سرخ كوه نیز از جنوب چلگرد میگذرد كه اهالى از آب آن نمك میگیرند (دیگار، ص ١٣٩).
آب و هواى این شهر، به سبب قرار گرفتن در دامنههاى زردكوه، معتدل خشك است. زمستانهاى سرد و برفى دارد (نیكزاد امیرحسینى، ص ٤٢٧). گرمترین دماى آن در تابستانها ْ٣٤، سردترین آن در زمستانها ْ٢٦- و میزان بارندگى سالانه آن ١١٤٢ میلیمتر است (سازمان هواشناسى كشور، ص ٣٨٥). اهالى چلگرد شیعهاند و به فارسى با لهجه لرى بختیارى گفتگو میكنند. چلگرد در ناحیه ییلاقى طوایف ایل بختیارى* قرار گرفته است. چهار گذرگاه كوچ ایل در كوههاى زاگرس، از ییلاق به قشلاق و برعكس، در نزدیكى همین شهر است. بخش مهمى از دادوستد طوایف هفتلنگ و تعداد اندكى از افراد طوایف چهارلنگ ایل بختیارى، در بازار شهر انجام میگیرد. كوچنشینان ایل بختیارى محصولات دامى و صنایعدستى خود را در آنجا عرضه و مایحتاج خود را نیز از همانجا تهیه میكنند (بررسى ایلات عشایر بختیارى، ص ٨٠؛ فرهنگ جغرافیائى آبادیها، ج ٧٠، ص ٧٣). این شهر با راه اصلى به شهركرد و داران و با راه فرعى به دیگر نقاط متصل است.
در ١٣٢٣ش، چلگرد یكى از آبادیهاى كوهستانِ شورابِ چهار محال (شهركرد) در استان دهم بود (ایران. وزارت كشور. اداره كل آمار و ثبتاحوال، ج ٣، ص ٢٥٨) و تا ١٣٧٤ش، مركز دهستان شوراب تنگزى در بخش شوراب شهرستان فارسان استان چهار محال و بختیارى به شمار میرفت (ایران. وزارت كشور. معاونت سیاسى، ١٣٧٤ش، ذیل «استان چهارمحال بختیارى»).
پیشینه. اولینبار نام چلگرد در دوره صفوى (ح ٩٠٦ـ ١١٣٥) در منابع آمده است. در جمادیآلاخره ١٠١٥، شاه عباس اول ٨١ حَبه از ده چلگرد را از لران بختیارى خرید و وقف نمود (فلسفى، ج ٣، ص ٨٨١). در اواخر رجب ١٢٥٦، سردار اسعد بختیارى در راه سفر به قلعهْ تُل، به قریه چله (چلگرد) وارد شد. به نوشته وى، در آنجا كِشت مو و گندم رایج بود (ص ٢٢٨).
حفر تونل كوهرنگ در ١٣٢٧ش، یكى از عوامل توسعه چلگرد بود، بهدلیل جذب كارگر و در پى آن، ایجاد مؤسسات ادارى و آموزشى و بهداشتى (نیكزاد امیرحسینى، ص ٤٢٣). در ١٣٤٣ش، چلگرد شهر نوپایى با اقتصاد مبتنى بر دادوستدهاى عشایرى بود (كیاوند، ص ١١٣). دیگار، طى سفر خود به منطقه بختیارى در ١٣٤٨ش، نوشته است كه چلگرد در زمان رضاشاه بیش از دو سه باب خانه نداشت، اما در زمان سفر وى بیش از دهها خانه در آن وجود داشته است (ص ٢٠١). از ١٣٤٩ تا ١٣٥١ش، چلگرد بزرگترین روستاى منطقه كوهرنگ و یكى از بازارهاى مهم منطقه ییلاقى طوایف بختیارى بود (همان، ص ٤٢؛
كریمى، ص ١٣). دكانداران چلگرد غالبآ از چهارمحال بختیارى یا خوزستان میآمدند. بازار چلگرد در آن زمان ١١٥ مغازه داشت. این دكانداران، چلگرد را در فصلِ قشلاقِ ایل، ترك میكردند. جمعیت چلگرد در همان سالها در تابستانها ٥٢٠ خانوار بود و در زمستانها فقط به چهل خانوار میرسید (دیگار، ص ٤٢ـ٤٣؛
نیز رجوع کنید به بررسى ایلات عشایر بختیارى، ص ٨٠).
در كنار چلگرد گورستانى هست كه بر روى قبور مردان دلاور و نامى ایل، مجسمه شیرسنگى با نقش و نگار گوناگون نصب شده است (كریمى، ص١٧١ـ٢١٤). جاذبههاى گردشگرى اطراف چلگرد، این شهر را یكى از قطبهاى گردشگرى استان كرده، از جمله این جاذبههاست: تونلهاى كوهرنگ و آبشارهاى آن، چشماندازهاى طبیعى، پوشش گیاهى متنوع به خصوص لالههاى واژگون، مجسمههاى شیرسنگى، سنگ گورهاى قدیمى، حضور طوایف كوچنشین ایل بختیارى با سیاهچادرها و رمهها و پوشاك محلى، صنایعدستى و بافتههاى عشایرى، چشمهدیمه، پیست اسكى كوهرنگ، قله زردكوه و شكارگاه مارْبَرِه.
منابع :
(١) اسفندیار آهنجیده، چهارمحال و بختیارى و تمدن دیرینه آن، اصفهان ١٣٧٨ش؛
(٢) یداللّه افشین، رودخانههاى ایران، تهران ١٣٧٣ش؛
(٣) ایران. وزارت كشور. اداره كل آمار و ثبتاحوال، كتاب جغرافیا و اسامى دهات كشور، ج ٣، تهران ١٣٣١ش؛
(٤) ایران. وزارت كشور. معاونت سیاسى. دفتر تقسیمات كشورى، سازمان تقسیمات كشورى جمهورى اسلامى ایران، تهران ١٣٧٤ش؛
(٥) همو، نشریه عناصر و واحدهاى تقسیمات كشورى (تا پایان آبان ١٣٨٤)، تهران ١٣٨٤ش؛
(٦) بررسى ایلات عشایر بختیارى و پیشنهاداتى براى آبادانى سرزمین آنها، (تهران): وزارت آبادانى و مسكن، دفتر آبادانى مناطق عشایرى، ١٣٤٨ش؛
(٧) عباس جعفرى، گیتاشناسى ایران، تهران ١٣٦٨ـ١٣٧٩ش؛
(٨) ژان پیر دیگار، فنون كوچنشینان بختیارى، ترجمه اصغر كریمى، مشهد ١٣٦٦ش؛
(٩) سازمان هواشناسى كشور، سالنامه آمارى هواشناسى : ٧٦ـ ١٣٧٥، تهران ١٣٧٨ش؛
(١٠) علیقلیبن حسینقلى سردار اسعد بختیارى و همكاران، تاریخ بختیارى (خلاصة الاعصار فى تاریخ البختیار)، چاپ جمشید كیانفر، تهران ١٣٧٦ش؛
(١١) خسروبن حسینقلى سردار ظفر بختیارى، یادداشتها و خاطرات سردار ظفر بختیارى، تهران ١٣٦٢ش؛
(١٢) فرهنگ جغرافیائى آبادیهاى كشور جمهورى اسلامى ایران، ج:٧٠ شهر كرد، تهران: سازمان جغرافیائى نیروهاى مسلح، ١٣٦٩ش؛
(١٣) نصراللّه فلسفى، زندگانى شاهعباس اول، تهران ١٣٦٤ش؛
(١٤) اصغر كریمى، سفر به دیار بختیارى، تهران ١٣٦٨ش؛
(١٥) عزیز كیاوند، در برزخ گذار: بررسى طایفه بامرى از ایل بختیارى، تهران ١٣٧٤ش؛
(١٦) نقشه تقسیمات كشورى ایران، مقیاس ٠٠٠‘٥٠٠ ‘١:٢، تهران : گیتاشناسى، ١٣٧٧ش؛
(١٧) نقشه راههاى ایران، مقیاس ٠٠٠‘٥٠٠ ‘١:٢، تهران: سازمان نقشهبردارى كشور، ١٣٧٧ش؛
(١٨) كریم نیكزاد امیرحسینى، شناخت سرزمین بختیارى، اصفهان ١٣٥٤ش.
/ فرزانه ساسانپور /