دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٤٩٩
بِیکْتاش ، نذرالله حیدری ، روزنامه نگار، نویسنده و مترجم تاجیک . به روایتی ، در ١٣١٨/١٩٠٠ و به گفتة همسرش ویشنفسکایا (تبروف ، ص ٢٠) در ١٣٢١/١٩٠٣ در سمرقند در خانواده ای کاسب به دنیا آمد ( د.تاجیکی ، ج ١، ص ٤٠٨؛ > دایرة المعارف ادبیات و هنر تاجیک < ، ج ١، ص ٢٦٥). وی از ١٣٠٠ ش /١٩٢١، نام مستعار «بیکتاش » را برگزید، اما با امضاهای «حیدری » و «حیدرزاده » نیز نوشته هایی دارد (تبروف ، ص ٢٠ـ٢١).
بیکتاش در مدرسة روسی سمرقند تحصیل کرد، سپس دورة مدرسة «آلتای » را که آموزگارانش افسران و سربازان ترک اسیر در جنگ جهانی اول بودند، به پایان برد. در ١٣٣٩/١٩٢٠ آموزشگاه نظامی لنین را در شهر تاشکند تمام کرد و در نبرد سرنگون کردن امارت بخارا شرکت داشت . در پایان ١٣٣٩/ ١٩٢٠ از خدمت نظامی استعفا کرد و به کارهای فرهنگی و مطبوعاتی پرداخت ، و تا پایان ١٣٠٠ ش /١٩٢١ سردبیر روزنامه های شرق و یاش کوچ (نیروی جوان ) بود. سپس به شهر اورگوت رفت و به آموزگاری پرداخت . پس از چندی ، به قیام باسماچیان * پیوست ، و در ١٣٠١ ش /١٩٢٢، در روزنامة زرافشان به کار مشغول شد و در موضوعات فرهنگی و نیز «باسماچگی » ( = باسماچیگری ) ، خبر و مقاله می نوشت (همان ، ص ٢١ـ٢٤).
بیکتاش در ١٣٠٢ ش /١٩٢٣، در «انستیتوی آموزگاری » تاشکند به تحصیل پرداخت ، اما او را به انستیتوی آموزگاری باکو فرستادند، که در ١٣٠٤ ش /١٩٢٥ از آنجا فارغ التحصیل شد (همان ، ص ٢٤ـ ٢٥). وی همان سال ، به تاشکند برگشت و در دانشگاه دولتی آسیای میانه و دارالمعلمین تاجیکی ، به تدریس تاریخ ادبیات فارسی تاجیکی پرداخت . شخصیتهای معروفی همچون میرزا تورسون زاده * ، ساتِم خان اُلُغ زاده * و مستی بیک تاش محمدوف (متولد ١٣٢٦/١٩٠٨) از شاگردان وی بودند (همان ، ص ٢٥).
در ١٣٠٩ ش /١٩٣٠، در شهر دوشنبه همایش علمی زبان ادبی فارسی تاجیکی برپا شد که در آن متخصصان غیرتاجیک نیز شرکت داشتند. یکی از نتایج مثبت این گردهمایی این بود که گروه بزرگی از اهل علم و ادب ، از جمله بیکتاش ، تصمیم گرفتند که برای کار و زندگی از شهرهای خود به پایتخت نوین تاجیکستان ، دوشنبه ، بروند (همانجا).
در همین سال ، در شهر دوشنبه پژوهشگاه علمی ـ تحقیقاتی تأسیس ، و سرپرستی آن به بیکتاش واگذار شد. وی در آنجا به تهیة «فرهنگ تاجیکی ـ روسی » پرداخت ، و همزمان در «انستیتوی آموزگاری » تدریس می کرد (همان ، ص ٢٦؛ > دایرة المعارف ادبیات وهنر تاجیک < ،همانجا).
از ابتدای سدة چهاردهم /بیستم ، شهرهای بزرگ فرارود (ماوراءالنهر)، بویژه سمرقند و بخارا، جولانگاه پان ترکیستهایی بود که موجودیت قومی به نام تاجیک ، از تبار ایرانیان ، را قاطعانه انکار می کردند. این گرایش ملی گرایانه ، پس از پیروزی بلشویکها تشدید شد، و جالب اینجاست که تندروترین آنها، مانند فیض الله خواجه یوف (متوفی ١٣١٧ ش /١٩٣٨)، عبدالله رحیم بایوف (متوفی ١٣١٧ ش /١٩٣٨) و عبدالرؤف فطرت * اصلاً تاجیک بودند (شکوری ، ص ١٢٢ـ١٢٤، ١٢٩؛ مَسوف ، ص ٧٨، ٨٤). بیکتاش نیز هنگام تحصیل در باکو گرفتار پان ترکیسم * شد و برای مجلة اُورنک مقاله هایی با امضای «ترکستانْلی بیکتاش » می نوشت (تبروف ، ص ٢٥) و همچنین از اعضای فعال انجمن پان ترکیسمِ «چغتای گورونَگی » بود. وی بعدها به اشتباه خود اعتراف و از این دورة حیات خویش با تأسف یاد کرد (همان ، ص ٣٢).
کار بیکتاش ، بویژه از ١٣٠٩ ش /١٩٣٠، پرثمر بوده است . وی در مجموع ، بیش از چهارصد مقاله و کتاب به چاپ رسانید. از جمله مقاله های اوست : «در اطراف املای تاجیکی »؛ «در اطراف زبان ادبی تاجیک »؛ «در اطراف موسیقی کلاسیکی تاجیک » و «وزن منظومة تاجیک ». کتاب صدرالدین عینی و ایجادیات او از جملة نخستین بررسیهای علمی دربارة روزگار و آثار صدرالدین عینی * است . بخش عمدة فعالیت بیکتاش ترجمه های ادبی اوست ؛ وی که ظرافتها و دقایق زبان روسی را به خوبی فراگرفته بود، بسیاری از آثار برجستة ادبیات روسی ، از جمله آثار تولستوی ، پوشکین ، تورگِنیف ، گورکی ، و شولوخوف ، را به فارسیِ تاجیکی برگرداند ( رجوع کنید به همان ، ص ٣١).
بیکتاش در ١٣١٢ ش /١٩٣٣، شانزده ماه بازداشت شد (رجبی ، ص ٨) و در مرداد ١٣١٦/ ژوئیة ١٩٣٧ نیز دوباره او را زندانی ، و همة داراییش را مصادره کردند (تبروف ، همانجا).
پایان عمر بیکتاش روشن نیست ؛ وی در مهر ١٣١٧/اکتبر ١٩٣٨ به دست شخصی به نام «آندره »، کارمند وزارت کشور، در محل «خواجه انبیای بالا»، در نزدیکی شهر دوشنبه ، به ضرب گلوله کشته شد (رجبی ، ص ٨ـ٩)، اما در نامه ای اداری خطاب به همسر بیکتاش مرگ او طبیعی دانسته شده است (تبروف ، ص ٣٠).
اجحاف در حق بیکتاش تا پایان دورة حکومت شوروی (١٣٧٠ ش /١٩٩١) ادامه داشت ؛ چنانکه تنها معدودی از ترجمه های فراوانش را به او نسبت می دادند ( د.تاجیکی ؛ > دایرة المعارف ادبیات و هنر تاجیک < ، همانجاها) و بسیاری از کارهایش بدون امضا تجدید چاپ می شد (تبروف ، ص ٣١ـ ٣٢)، زیرا وی را به فُرمالیسم و سوسیالیسم افراطی متهم می کردند ( د.تاجیکی ؛ > دایرة المعارف ادبیات و هنر تاجیک < ، همانجاها). پژوهشهای راستین دربارة زندگی و آثار بیکتاش پس از استقلال تاجیکستان شروع شده است (رجبی ، همانجا؛ تبروف ، ص ٣٠ـ٣١).
منابع :
(١) محمدجان شکوری ، خراسان است اینجا ، دوشنبه ١٩٩٦؛
(٢) Ensiklopediya ¦yi adabiya ¦t va san ـ ati Ta ¦jik, vol.I, Dushanbe ١٩٨٨;
(٣) Ensiklopediya ¦yi Sa ¦vetii Ta ¦jik, vol.I, Dushanbe ١٩٧٨;
(٤) Rah ¦âm Masa ¦v , Ta'rikh-e Ta ¦jika ¦n ba ¦mu ¦hr-e "ka ¦milan Sirr i ¦", Dushanbe ١٩٦٦;
(٥) Da ¦da ¦ja ¦n Rajab ¦â, "A ¦sma ¦n-e kham ¦âda. Bekta ¦sh k ¦âst va sarnevisht-e u ¦chigu ¦na buvada ¦?", Adabiya ¦t va san ـ at , no. ٦٣٤ (Feb. ١٩٩٠);
(٦) Sa ¦h ¤ib Tabara ¦v, "Ru ¦shana ¦y ¦âba ba ـ z ¦âsafhaha ¦y-e ta ¦rikh-e tarjamay-e ha ¦l-e Bekta ¦sh", Justuju ¦ha ¦y-e adab i ¦, vol.٢, Dushanbe ١٩٩٦.
/ رحیم مسلمانیان قبادیانی /