دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٢١٨
حسینپاشا ، نام چندتن از صاحبمنصبان عثمانى.
١) حسین پاشا، دَلى، از وزیران و فرماندهان عثمانى در سده یازدهم. او احتمالاً در ینیشهر، واقع در شمالشرقى بورسه، به دنیا آمد و بعدها به جرگه «زُلْفْلى بالطهجیلر» (تبرداران زلفدار) پیوست (رجوع کنید به اوزون چارشیلى، ج ٣، بخش ١، ص ٣٢٨). وى بهسبب پهلوانیاش در زمره مقربان سلطان مراد چهارم (حك : ١٠٣٢ـ١٠٤٩) درآمد و به دلى (دیوانه) ملقب گردید و سپس به منصب میرآخورى رسید (ثریا، ذیل همین مادّه؛ دانشمند، ج ٣، ص٤٠٠؛ نعیما، ج ٦، ص ٣٩٩ـ٤٠١).
حسینپاشا چنان مورد توجه مراد چهارم قرار گرفت كه در ١٠٤٤ با اینكه رتبه وزارت داشت، به منصب قپودان دریایى (دریاسالارى) نیز گمارده شد (ثریا، همانجا). وى در لشكركشى مراد چهارم به ایران شركت داشت و با مهارت خود در توپچیگرى در فتح قلعه ایروان، توجه سلطان را بیش از پیش جلب كرد (صولاقزاده محمد همدمى، ص ٧٥٦ـ٧٥٧؛ نعیما، ج ٣، ص ٢٥٥). حسینپاشا در ١٠٤٥ به حكومت مصر منصوب گشت (صولاقزاده محمد همدمى، ص٧٦٣؛ پچوى، ج ٢، ص ٤٩٤)، اما پس از چندى، بهسبب ارتكاب بعضى اعمال غیرمشروع، به استانبول احضار و در آنجا زندانى شد و پس از مصادره اموالش آزاد گردید. با این حال، اندكى بعد نفوذ و اعتبار پیشین را به دست آورد و بار دیگر رتبه وزارت گرفت و بیگلربیگى* آناطولى شد (نعیما، ج ٣، ص ٣٣١؛ د. اسلام، چاپ دوم، ذیل همین مادّه). او در لشكركشى به بغداد، كه به انعقاد عهدنامه زَهاب* انجامید، نقش مؤثرى داشت. در بازگشت از بغداد، سلطان عثمانى او را به عنوان مشاور به استانبول برد و او، پس از چندى، قائممقام صدراعظم شد (نعیما، ج ٣، ص ٤٢٢؛ اوزون چارشیلى، ج ٣، بخش ١، ص ٢٠٦). با جلوس سلطان ابراهیم در ١٠٤٩، حسینپاشا از مقامش عزل و براى دومین بار به قپودان دریایى منصوب گردید (ثریا، همانجا). وى مأمور سركوب دزدان دریایى روس و قزاق در دریاى سیاه شد و در این لشكركشى، سى فروند كشتى آنها را تصرف كرد. وى همچنین به طور پیاپى به حكومت بوسنه (١٠٥١)، بغداد (محرّم ١٠٥٤) و بُدین (شعبان ١٠٥٤) منصوب گردید (اوزون چارشیلى، ج ٣، ص ٣٢٩ـ٣٣٠؛ د. اسلام، همانجا).
مهمترین خدمت دلیحسینپاشا محاصره جزیره كرت در ١٠٥٤/ ١٦٤٤ بود كه در تصرف جمهورى ونیز قرار داشت (رجوع کنید به هامر ـ پورگشتال، ج ٥، ص ٣٩٣ـ٤٠٢). پس از به دست گرفتن فرماندهى كل كرت، شهر رسمو را پس از محاصرهاى چهل روزه، در شوال ١٠٥٦/ نوامبر ١٦٤٦ گرفت. سپس كلیسایى را در آن شهر به نام سلطان ابراهیم مسجد كرد و مدرسه و حمامى هم به نام خود بنا نمود (همان، ج ٥، ص ٤٠١ـ٤٠٣؛ دانشمند، ج ٣، ص ٤٠١ـ٤٠٣). با اینكه فتح كرت در زمان حسینپاشا میسر نشد، دانشمند (ج ٣، ص ٤٢٥ـ٤٢٦) در بیان این حادثه، او را قهرمان و غازى خوانده است.
حسینپاشا در ١٠٦٦ به صدراعظمى برگزیده شد، اما پیش از اینكه خاتم وزارت به دستش برسد، درنتیجه دسیسههاى دربارى، عزل گردید (نعیما، ج٦، ص ١٤٤؛ ثریا، همانجا). محمدپاشا، وزیر جدید، حسینپاشا را به اتهام بیكفایتى، از فرماندهى كرت بركنار و به استانبول احضار كرد. سپس محمدپاشا درصدد گرفتن فتواى قتل حسینپاشا برآمد اما شیخالاسلام وقت از دادن فتوا خوددارى كرد. وى با حمایت مادر سلطان، براى سومین بار به مقام قپودان دریایى رسید (نعیما، ج ٦، ص ٣٣٨ـ٣٣٩) و در ١٠٦٩ بیگلربیگى رومایلى شد، اما چندان در این مقام باقى نماند و در پى شكایت قاضى فِلبه، به بهانه طلب جریمه حسینپاشا از مردم، حسینپاشا به استانبول فرا خوانده شد و در ربیعالاخر ١٠٦٩ زندانى و اعدام گردید (همان، ج ٦، ص ٣٩٧ـ٣٩٩؛ اوزون چارشیلى، ج ٣، بخش ١، ص٣٤٠ـ٣٤٢).
٢) حسینپاشا، كوچك، دریاسالار عثمانى در اوایل سده سیزدهم. وى غلامى گرجى یا چَركَسْ* بود كه اربابش، ابراهیمپاشاى سلاحدار، در ١١٨١ او را به سلطان مصطفاى سوم معرفى كرد. حسینپاشا در دربار عثمانى (رجوع کنید به پاكالین، ج ١، ص ٥٣٣ـ٥٣٤) تربیت یافت و در همانجا با شاهزاده سلیم ــكه برادر رضاعیاش بودــ بزرگ شد و به دایهزاده/ طایهزاده شهرت یافت (دانشمند، ج ٤، ص٥٤٠؛ د. اسلام، چاپ دوم، ذیل همین مادّه). حسینپاشا بهسبب كوچكى جثهاش، به كوچك (كوچوك/ كُچوك) ملقب شد (د. اسلام، چاپ اول، ذیل همین مادّه). در ١٢٠٣، به عنوان پیشكار سلطان سلیم سوم و سپس در مقام خادمِ «خانه خاصه» (محل نگهدارى خرقه سعادت، منتسب به پیامبر صلیاللّهعلیهوآلهوسلم؛ رجوع کنید به پاكالین، ج ١، ص ٧٢٩) بهكار مشغول شد. چند ماه بعد هم به مقام باشجوخهدار/ باشچوقدار رسید (همان، ج ١، ص ١٦٢).
حسینپاشا از حامیان تشكیل نظام جدید در عثمانى و معتمد سلطانسلیم سوم بود. درنتیجه ، در ١٢٠٦ به مقام قپودان دریایى منصوب گردید (دانشمند، ج ٤، ص ٧٤؛ د. اسلام، چاپ دوم، همانجا). سال بعد، وى با اسماءسلطان، دختر سلطانعبدالحمید اول، ازدواج كرد (د.ا.د.ترك، ذیل همین مادّه) و به این مناسبت لقب داماد هم گرفت (رجوع کنید به دانشمند، ج ٤، ص ٤٨٨). حسینپاشا در طول خدمتش در نیروى دریایى، نخست براى سركوب عثمان پاسبان اوغلو* اقدام كرد ولى از عهده او برنیامد و باب عالى* را به مصالحه با وى و به رسمیت شناختن حكومت نیمهمستقل عثمان در ودین (شمالغربى بلغارستان) متقاعد كرد (جودتپاشا، ج ٧، ص ٩٥؛ د. اسلام، همانجا؛ نیز رجوع کنید به شاو، ج ١، ص ٢٦٧).
در حمله ناپلئون بناپارت به مصر، سلیم سوم براى بازستاندن مصر، به فرانسه اعلام جنگ داد و با انگلستان و روسیه همپیمان شد. حسینپاشا با نیروهایش به انگلیسیها ملحق شد و در ١٢١٦/١٨٠١ فرانسویان شكست خوردند و مجبور به ترك قاهره شدند و حسینپاشا دومین فاتح مصر شناخته شد (جودتپاشا، ج ٦، ص ٢٣٢، ج ٧، ص ١٢٦ـ١٢٧؛ دانشمند، ج ٤، ص ٧٩ـ٨٠؛ د.اسلام، همانجا). پس از آن، وى به خواست سلطانسلیم سوم، به اصلاح و نوسازى نیروى دریایى پرداخت (هامر ـ پورگشتال، ج ٧، ص ٤٥ـ٤٦؛ جودتپاشا، ج ٦، ص ١٤٣؛ یوجل و سویم، ج ٤، ص ٩٨)؛ از اینرو بانى دریانوردى جدید عثمانى بهشمار میآید (د.اسلام، همانجا). آخرین اقدام او فراهمآوردن زمینهاى براى دوستى مجدد با فرانسویان و خروج انگلیسیان از مصر در ١٢١٨/١٨٠٣ بود (آقشین، ص ٨٢؛ د.ا.د.ترك، همانجا). حسینپاشا در ١٢١٨/ ١٨٠٣ در ٤٦ سالگى، براثر سل، درگذشت و در جوار مقبره مهرشاه والدهسلطان در ایوب (در استانبول) دفن گردید (د.ا.د.ترك، همانجا).
٣) حسینپاشا، مِزهمورته، راهزن دریایى الجزایرى و بعداً دریاسالار عثمانى. از خاستگاه و حوادث اوایل زندگى او اطلاعى در دست نیست. احتمالاً در مایوركا (میورقه) بهدنیا آمد. گویا در جوانى در جنگى با اسپانیاییها، بر اثر زخمى مهلك، مرده پنداشته شد و به همین مناسبت به مزهمورته (نیمهجان) ملقب گردید (رجوع کنید به د. اسلام، چاپ دوم، ذیل همین مادّه). در ١٠٨٥، او دزد دریایى بود، اما بهتدریج از شخصیتهاى مهم الجزایرى شد و به امور ینیچریها پرداخت و به آغا (رجوع کنید به آقا*) ملقب گردید. از آن پس در جنگهاى زیادى در دریاى مدیترانه شركت كرد (همانجا). در ١٠٩٤/١٦٨٣ داییبابا حسن، رئیس ینیچریها و رقیب حسینآغا، او را به گروگان به ناوگان دریایى فرانسه، كه بندر الجزایر را به توپ بسته بود، تحویل داد. در مدت گرفتارى، حسینآغا به دریاسالار دوكن، فرمانده ناوگان فرانسوى، قول داد در صورت آزاد شدن، شرایط صلح فرانسویان را بپذیرد. اما پس از رها شدن، نخست داییبابا را به قتل رساند، سپس به ناوگان فرانسویان حمله برد و آنان را به عقبنشینى وادار كرد (اوزون چارشیلى، ج ٣، بخش ٢، ص ٢٩٩ـ٣٠٠؛ د.اسلام، همانجا). پس از آن، از عثمانیان اطاعت كرد و از طرف باب عالى، بیگلربیگى الجزایر گردید و عنوان پاشا یافت. حسینپاشا حدود پنج سال عنوانهاى دایى (رئیس ینیچریها) و بیگلربیگى (والى) را باهم داشت. وى در ١٠٩٧/ ١٦٨٦، به مقابله با ونیزیها، كه شبهجزیره موره در جنوب یونان را تصرف كرده بودند، شتافت و دو سال بعد با فرانسویانى كه الجزایر را بمباران كردند، مقابله نمود. وى در ١١٠٠ قپودانپاشا* شد، اما پیش از آنكه این حكم قطعى شود، شورشى برضد او در الجزایر روى داد و حسینپاشا به تونس گریخت و منصب او به شخص دیگرى سپرده شد (رجوع کنید به د. اسلام، همانجا). وى در ١١٠١ قپودان پاشاى دانوب شد و ودین و سراسر ساحل راست دانوب به دست عثمانیان افتاد (دانشمند، ج ٣، ص ٤٧٠).
حسینپاشا در دهه پایانى زندگى خود در جنگهاى زیادى با نیروى دریایى ونیز شركت كرد و در بیشتر آنها پیروز شد و به مقام قپودانپاشایى ارتقا یافت (یوجل و سویم، ج ٣، ص ٢٣١؛ یورگا، ج ٤، ص ٢٢٨). واپسین مأموریت مزهمورته، پس از عهدنامه كارلوویتس (قرارداد صلح بین عثمانى و اتریش رجوع کنید به ادامه مقاله) و به منظور سركوب دزدان دریایى مدیترانه بود. حسینپاشا در ١١١٣ درگذشت (رجوع کنید به سامى، ذیل همین مادّه؛ ثریا، ذیل «حاجحسینپاشا (مزهمورطه)»؛ دانشمند، ج ٣، ص ٤٨٦).
وى گذشته از پیروزیهایى كه در جنگهاى دریایى نصیب عثمانى كرد، بهسبب تدوین قانوننامهاى براى اداره امور بحریه*، مورد احترام بود.
٤) حسینپاشا، عموجهزاده، صدراعظم و از خاندان كوپریلى. تاریخ تولد او به درستى مشخص نیست، اما باتوجه به اینكه در هنگام مرگش در ١١١٤، شصت سال داشته، به احتمال بسیار در ١٠٥٤ به دنیا آمده است (رجوع کنید به عثمانزاده، ص ١٢٤ـ ١٢٥). نام پدرش در بیشتر منابع حسنآغا ضبط شده، اما ظاهراً اسم پدر او مصطفى بوده است (رجوع کنید به كینراس، ص ٣٦٥؛
اوزون چارشیلى، ج ٣، بخش ٢، ص ٤٤٤). لقب عموجه/ عمجه/ آموجه (عموزاده) در زمان صدارت عموزادهاش، فاضل احمدپاشا، به وى داده شد (اوزون چارشیلى، همانجا؛
یوجل و سویم، ج ٣، ص ٢٢٦). وى در دومین محاصره وین (١٠٩٤/ ١٦٨٣)، كه به شكست سخت عثمانیان انجامید، شركت داشت و در پى آن، مغضوب گردید و مدتى در زندان بود. بعد با عنوان بیگلربیگى شهرزور از استانبول تبعید شد (اوزون چارشیلى، ج ٣، بخش ٢، ص ٤٤٤ـ٤٤٥). سپس در مناصبى چون محافظ چارداق/ چارطاق، محافظ سدالبحر (بوغاز حصار)، و قائممقام صدراعظم، در استانبول خدمت كرد (ثریا، ذیل همین مادّه؛
>تاریخ عثمانى بینام <، گ ١٤٦پ). پس از گرفتن جزیره ساقِز/ خیوس از ونیزیها، وى در اوایل ١١٠٦ به دریاسالارى و سپس به حكومت ادرنه و ساقِز و بعد به حكومت قرهمان رسید و در ١١٠٨/١٦٩٦ به حكومت بلگراد منصوب شد (اوزون چارشیلى، ج ٣، بخش ٢، ص ٤٤٥؛
ثریا، همانجا؛
د.ا.د.ترك، ذیل «عموجهزاده حسینپاشا»). پس از اینكه در ١١٠٩/ ١٦٩٧ عثمانیان در سومین لشكركشى به وین از نیروهاى اتریشى شكست خوردند و صدراعظم محمدپاشا، ملقب به الماس، كشته شد، سلطان مصطفاى دوم حسینپاشا را به سبب كاردانیاش به صدراعظمى برگزید. اما او خاتم صدارت را در صورت داشتن استقلال در كار پذیرفت (>تاریخ عثمانى بینام <، گ ١٣٨پ، ١٤٢ر؛
یوجل و سویم، همانجا؛
اوزون چارشیلى، ج ٣، بخش٢، ص ٤٤٥ـ٤٤٦). وى كه به ضعف دولت عثمانى و بیثمر بودن لشكركشیهاى پرهزینه و پرتلفات بهخوبى پیبرده بود، با دولت اتریش، كه از جنگ با عثمانى و فرانسه فرسوده شده بود، در ١١١٠/١٦٩٩ در شهر كارلوویتس قرارداد صلح بست (یوجل و سویم، ج ٣، ص ٢٣٦ـ٢٣٧؛
هامر ـ پورگشتال، ج ٦، ص ٦٤١ـ ٦٤٩؛
چنار، ص ٢٩٣ـ٢٩٦). سپس به اصلاحات اجتماعى، اقتصادى و ادارى اقدام كرد، اما بهسبب مخالفتهاى محافظهكاران، كه اصلاحات را به ضرر خود میدانستند، اقدامات حسینپاشا توفیقى پیدا نكرد (اوزون چارشیلى، ج ٤، بخش ١، ص١ـ١٠؛
كینراس، ص ٣٧٣ـ٣٧٩). افزون بر آن، مداخله روزافزون شیخالاسلام فیضاللّه افندى (مقتول در ١١١٥) در امور حكومتى، عرصه كار را بر حسینپاشا تنگ كرد. سرانجام حسینپاشا بیمار شد و در ١١١٤ خاتم صدارت را پس داد (اوزون چارشیلى، ج ٤، بخش ١، ص ١٥ـ ١٦؛
یوجل و سویم، ص ٢٤٥ـ٢٥٠) و پس از چندى، در ملك خصوصى خود در سیلیورى درگذشت (د. اسلام، چاپ دوم، ذیل همین مادّه).
حسینپاشا عموجهزاده به طریقت مولویه* تعلقخاطر داشت و حامى علماى زمان خود بود. مصطفى نعیما* (متوفى ١١٢٨) تاریخى شش جلدى را به نام او تألیف كرد و نام كتابش را به احتراموى، تاریخ نعیما : روضةالحسینفى خلاصةاخبارالخافقین گذاشت (اوزون چارشیلى، ج ٤، بخش ١، ص ٤٤٧ـ ٤٤٨). حسینپاشا مجتمعى متشكلاز مسجد و مكتبخانه و چند حجره در سَراجخانهباشى استانبول بنا كرد كه امروزه موزه آثار هنرى ترك است. افزون بر این، بناهاى دیگرى در استانبول و ادرنه ساخت، كه از آن جمله است ویلایى به نام عموجهزاده یالیسى كه بین آناطولیحصار و قانلیجه قرار دارد و قدیمترین نمونه معمارى چوبى استانبول بهشمار میرود (د.اسلام، همانجا).
منابع :
(١) محمد ثریا، سجل عثمانى، استانبول ١٣٠٨ـ١٣١٥/ ١٨٩٠ـ١٨٩٧، چاپ افست انگلستان ١٩٧١؛
(٢) احمد جودتپاشا، تاریخ جودت، استانبول ١٣٠٩؛
(٣) شمسالدینبن خالد سامى، قاموس الاعلام، چاپ مهران، استانبول ١٣٠٦ـ١٣١٦/ ١٨٨٩ـ١٨٩٨؛
(٤) صولاقزاده محمد همدمى، صولاقزاده تاریخى، استانبول ١٢٩٧؛
(٥) احمد تائبعثمانزاده، حدیقة الوزرا، استانبول ١٢٧١، چاپ افست فرایبورك ١٩٦٩؛
(٦) پاتریك بالفور كینراس، قرون عثمانى (ظهور و سقوط امپراتورى عثمانى)، ترجمه پروانه ستارى، تهران ١٣٧٣ش؛
(٧) مصطفى نعیما، تاریخ نعیما، (استانبول) ١٢٨١ـ١٢٨٣؛
(٨) Sina Aksin, "Siyasal tarih", in Turkiye tarihi, ed. Sina Aksin, vol.٣, Istanbul ١٩٩٠;
(٩) Anonim Osmanli tarihi: ١٠٩٩-١١١٦/ ١٦٨٨-١٧٠٤, ed. Abdulkadir Ozcan, Ankara: Turk Tarih Kurumu, ٢٠٠٠;
(١٠) Huseyin cinar, "Osmanlilar ve dunya (١٦٠٠-١٨٠٠)", in Tarih el kitabi: Selcuklular'dan bugune, ed. Ahmet Nezihi Turan, Ankara: Grafikler Yayinlari, ٢٠٠٤;
(١١) Ismail Hami Danismend, Izahli Osmanli tarihi kronolojisi, Istanbul ١٩٧١-١٩٧٢;
(١٢) EI١, s.v. "Husain Pasha" (by J.H. Mordtmann);
(١٣) EI٢, s.vv. "Husayn Pasha (Deli)" (by Ismet Parmaksizoglu),"Husayn Pasha (`Amudja- zade)" (by Orhan F. Koprulu), "Husayn Pasha (Kucuk)" (by Munir Aktepe), "Husayn Pasha (Mezzomorto)" (by C.Orhonlu);
(١٤) Joseph von Hammer - Purgstall, Geschichte des osmanischen Reiches, Graz ١٩٦٣;
(١٥) Nicolae Iorga, Osmanli Imparatorlug§u tarihi, tr. Nilufer Epceli, Istanbul ٢٠٠٥;
(١٦) Mehmet Zeki Pakalin, Osmanli tarih deyimleri ve terimleri sozlugu, Istanbul ١٩٧١-١٩٧٢;
(١٧) Ibrahim Pecevi, Pecevi tarihi, tr. Murat Uraz, Istanbul ١٩٦٨-١٩٦٩;
(١٨) Stanford J. Shaw, History of the Ottoman empire and modern Turkey, Cambridge ١٩٨٥;
(١٩) TDVIA, s.vv. "Amcazade Huseyin Pasa" (by Munir Aktepe), "Huseyin Pasa, Kucuk" (by Nejat Goyunc);
(٢٠) Ismail Hakki Uzuncarsili, Osmanli tarihi, Ankara, vol.٣, ٢٠٠٣, vol.٤, pt.١, ١٩٩٥;
(٢١) Yasar Yucel and Ali Sevim, Turkiye tarihi, Ankara ١٩٩٠- ١٩٩٢.
/ رحیم رئیسنیا /