دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٣٣٩
چاپ و چاپخانه (٢) ، چاپ و چاپخانه در جهان عرب. چاپ كلمات عربی با حروف متحرك در قرن دهم/ شانزدهم در اروپا ریشه گرفت و تكامل یافت. در واقع به منظور انتشار متون دینی مسیحی به زبانهای شرقی و بهویژه به زبان عربی، كاردینال فردیناندو مدیچی، به صوابدید پاپ گریگوری سیزدهم در ٩٩٣/١٥٨٥ به خاورشناسی به نام جووان باتیستا رایموندی مأموریت داد كه مطبعه زبانهای خارجی مدیچی را تأسیس و سرپرستی كند. تا زمان مرگ رایموندی در ١٠٢٣/١٦١٤، این چاپخانه، مجموعهای از آثار عربی را منتشر ساخت، از جمله ترجمه كتاب مقدس، ترجمه اناجیل چهارگانه ، قانون ابنسینا و نیز متن كتاب نزهه المشتاقِ ادریسی*.
با این حال آثار متعددی به حروف عربی، ظاهراً در اوایل قرن دهم/ شانزدهم یا سال آخر قرن پانزدهم، قبل از آغاز به كارِ چاپخانه مدیچی به چاپ رسیدند. نخستین كتاب به حروف چاپی عربی احتمالاً قرآنی است كه پاگانینو د پاگانینی آن را در ونیز (به اختلاف بین ٩٠٥ـ٩٣٧/ ١٤٩٩ـ١٥٣٠) به چاپ رساند. بسیاری از نویسندگان از این اثر سخن گفتهاند، ولی هیچ نمونهای از آن بر جای نمانده است، زیرا همه نسخههای آن را سوزاندند (رجوع کنید به نالینو، ص ١ـ١٢؛ [طناحی، ص ٢٧]).
قدیمترین متن چاپ عربی كه به دست ما رسیده دعانامهای مسیحی به نام كتاب صَلاه السَّواعی یا < گاهنمای مختصر > است. این اثر را گرگوریا د گرگوری در ٩٢٠/١٥١٤ به چاپ رساند [شیخو، ص ٩].
برخی دیگر از آثار چاپی اولیه اینهاست: < مزمور > چهار زبانه یونانی ـ عبری ـ عربی ـ كلدانی (جنوا ٩٢٢/١٥١٦)؛ كتابی در نحو عربی با حروف تقریباً ناخوانا (پاریس ٩٤٥/ ١٥٣٨)؛ رسالهای مسیحی با عنوان عربی اعتقاد الامانه و عنوان لاتینی < اعتقاد درست، اقرارِ موجز و صریح > (رم ٩٦٣/١٥٥٦)؛< الفبای عربی > اثر یاكوب كریشتمان، استاد زبان عربی در هایدلبرگ، با حروف كندهكاری شده روی چوب (نویشتات ٩٩٠/١٥٨٢)؛ كتاب البستان فی عجائب الارض و البلدان اثر مؤلفی ناشناخته به نام سَلامِشبن كُندُكْجی صالحی (ونیز ٩٩٣ / ١٥٨٥) [(برای فهرست برخی از آثار عربی چاپ شده در چاپخانههای اروپایی تا پایان قرن دوازدهم/ هجدهم رجوع کنید به همان، ص ٩ـ١٥) ].
لبنان. نخستین كشور عربی كه در آن كتابی به زبان عربی بهچاپ رسید لبنان بود. این كتاب ظاهراً متن سریانی و عربی مزامیر است كه در چاپخانه دیر قُزْحیا در ١٠١٩/١٦١٠[ در ٢٦٠ صفحه( بهچاپ رسید. صفحات این كتاب دو ستون داشت كه در سمت راست، متن سریانی و در سمت چپ، متن عربی به الفبای كَرشُونی )(برای اطلاع از این الفبای خاص سریانی كه مسیحیان بینالنهرین برای كتابت عربی از آن استفاده میكردند رجوع کنید به د.اسلام، چاپ دوم، ذیل " "Karshuni )( آمده بود)(شیخو، ص ٢٧ـ٢٩؛ خلیل صابات، ص ٣٤ـ٣٧)(. چاپ چنین اثری دولت مستعجل بود )(در باره سرنوشت مطبعه دیر قُزحیا و تأسیس مجدد چاپخانهای در این دیر در اوایل قرن سیزدهم/ نوزدهم رجوع کنید به شیخو، ص٣٠ـ٣٢؛ خلیل صابات، ص ٤٣)(. پس از سپری شدن بیش از یك قرن و اقدامات ناموفق بسیار، سرانجام، شَمّاس عبداللّه زاخِر در تجربه دوم خود در كار حروفچینی (تجربه اول او در حلب صورت گرفت)، در ١١٤٧/ ١٧٣٤ چاپخانهای را در صومعه مار یوحنا الصابِغْ تأسیس كرد )(خلیل صابات، ص ٣٧ـ٤٢)(. پس از آن نیز چاپخانههای دیگری، البته صرفاً در میان جماعتهای دینی، پدید آمدند )( رجوع کنید به همان، ص ٤٢ـ٤٣)].
چاپخانه امریكایی و مطبعه كاتولیك نیز بهویژه بهسبب فعالیتهایشان در زمینه چاپ و نشر شایان ذكرند. چاپخانه امریكایی را هیئت مبلّغان مذهبی پروتستان، وابسته به هیئت امریكایی اعزام مبلّغان مذهبی به كشورهای بیگانه، در مالت [مالطه (دایر ساخت كه از ١٢٣٧/١٨٢٢ تا ١٢٥٨/١٨٤٢ فعال بود و تجهیزات چاپ عربی آن در ٢٨ ذیحجه ١٢٤٩/ ٨ مه ١٨٣٤ به بیروت منتقل شد )(همان، ص ٤٤ـ٤٧؛ برای فهرستی از آثار چاپ شده در این چاپخانه رجوع کنید به شیخو، ص ٤٦ـ٥٥)].
هدف از ایجاد مطبعه كاتولیك تا حدودی مقابله با فعالیتهای تبشیری پروتستانها بود. این مؤسسه در ١٢٦٤/١٨٤٨ آغاز به كار كرد و در مدتِ كوتاهی به یكی از مجهزترین ناشران خاور نزدیك تبدیل شد (رجوع کنید به نصراللّه، ص١٦٠؛ [ در باره این مطبعه و آثار چاپ شده در آن رجوع کنید به خلیل صابات، ص ٤٧ـ٥٠؛ شیخو، ص ٥٦ـ٩٣؛ برای آگاهی از برخی دیگر از نخستین چاپخانههای لبنان رجوع کنید به همان، ص ١٣٧ـ١٥٦]).
سوریه. چاپخانه آتاناسیوس دَبّاس در حَلَب به همتِ شَماس عبداللّه زاخِر، از ١١١٨/١٧٠٦ تا ١١٢٣/١٧١١ فعال بود [و دَه كتاب منتشر كرد (برای فهرستی از آثار چاپ شده در این چاپخانه رجوع کنید به شیخو، ص ٣٤ـ٣٥). نخستین كتاب چاپ شده در چاپخانه حلب نیز مزامیر بود. محققان در باره منشأ حروف بهكار رفته در این مطبعه هم نظر نیستند، چرا كه حروف آثار چاپ شده در آنجا با برخی چاپخانههای دیگر یكسان است. در عین حال، این احتمال نیز باقی است كه عبداللّه زاخر نخستین سازنده حروف چاپ عربی در میان اعراب باشد (خلیل صابات، ص ٩٤). سوریه از هنگام تعطیل شدن این مطبعه در ١١٢٣/ ١٧١١ تا تأسیس مطبعهای دیگر در ١٢٥٧/١٨٤١ چاپخانه نداشت. این مطبعه كه به روش چاپ سنگی كار میكرد به همت بلفنته / بلفنطی، چاپخانهدار ساردنیایی، در حلب افتتاح شد و در همان سال دیوان ابنفارِض را به عنوان اولین اثر غیردینی در سوریه چاپ كرد (همان، ص ٩٦؛ قدوره، ص ١٢٣ـ١٢٤؛ برای آگاهی از برخی دیگر از نخستین چاپخانههای سوریه رجوع کنید به خلیل صابات، ص ٩٦ـ١٠٥ ]).
فلسطین. فلسطین و بهویژه قدس (بیتالمقدس)، مركز توجه همه ادیان وحیانی بوده است. یك یهودی به نام نسیم باق (؟) در اواخر ١٢٤٥/ اوایل ١٨٣٠، برای چاپ متون دینی به عبری، چاپخانهای در قدس ساخت [(خلیل صابات، ص ٢٩٩)(. شانزده سال بعد فرانسیسكنها به تشویق فرانتس یوزف )اول( (امپراتور جوان اتریش) و وساطت فرُتشنر، راهب اتریشیالاصل، چاپخانه پدران روحانی فرانسیسكن اورشلیم را تأسیس كردند. در همان سال، مبلّغان مذهبی پروتستان، كه در پی ترویج و نشر انجیل در میان یهودیان بودند، «چاپخانه لندن» را دایر كردند، شهر قدس در مدتی كوتاه، مملو از چاپخانههایی شد كه به چاپ آثاری به عربی و سایر زبانهای شرقی همچون روسی، ارمنی، یونانی و تركی میپرداختند و جملگی توسط سازمانهای دینی و مذهبی یا به نمایندگی از آنان اداره میشدند (رجوع کنید به همان، ص ٢٩٩ـ٣٠٤؛ )شیخو، ص ١٥٧ـ١٦٩]).
اردن. اردن تا پیش از پایان جنگ جهانی اول (١٣٣٩/ ١٩٢١) كشوری مستقل، از نوع امیرنشین، نشده بود. در ١٣٤٠/ ١٩٢٢، چاپخانه خلیل نصرِ حروفچین، كه آن را در ١٣٢٧/ ١٩٠٩ در حَیفا تأسیس كرده بود، به اَمّان منتقل گردید. از این چاپخانه برای چاپ روزنامه الاُردُن استفاده میشد. سه سال بعد [در اردن]چاپخانه دولتی تأسیس گردید (رجوع کنید به خلیل صابات، ص ٣٠٥ـ٣٠٦).
عراق. مورخان در باره تاریخ ورود چاپ به عراق اتفاقنظر ندارند. به عقیده رَزوق عیسی، نخستین چاپخانه چاپ سنگی عراقی در كاظمیه/ كاظمین بود و شیخ رسول افندی كركوكی در ١٢٣٧/١٨٢١ اولین و تنها كتاب چاپ سنگی عراق را، با نام دَوحهالوزراء فی تاریخ وقایع الزَّوْراء در این چاپخانه به چاپ رساند. به عقیده دیگران، این اثر[ به دستور داودپاشا ( به سال ١٢٤٦/١٨٣٠ به چاپ رسیده است)(همان، ص ٢٧٩؛ در باره ویژگیهای فنی این اثر و دستگاه چاپ آن رجوع کنید به شهاب احمد حمید، ج ٢، ص ٣٦ـ ٣٨)].
به گزارش رُفائیل بُطی، داودپاشا كُرجی (آخرین حاكم مستقل مملوكی) یك روزنامه رسمی دو زبانه عربی ـ تركی را با عنوان جُرنال العراق به روش چاپ سنگی در ١٢٣١/١٨١٦ در بغداد منتشر كرد، اما هیچ نسخهای از این روزنامه باقی نمانده است [(رجوع کنید به خلیل صابات، ص٢٨٠)(. علاوه بر بغداد، چاپخانه چاپ سنگی دیگری نیز در كربلا تأسیس گردید و پس از آن، پدران روحانی دومینیكن، نخستین چاپخانه با حروف متحرك را در ١٢٧٦/ ١٨٥٩ در موصل دایر كردند. یك سال بعد، این چاپخانه به دستگاههای حروفچینی عربی، سریانی و لاتین، اهدایی از سوی «مطبعه ملی پاریس»، مجهز گردید. این چاپخانه فرانسوی تنها مؤسسهای بود كه ماشینآلات ریختهگری حروف چاپی را در اختیار داشت )(رجوع کنید به همان، ص ٢٨١ـ٢٨٢؛ شیخو، ص ١٧١؛ برای فهرستی از چاپخانههای عراق تا پیش از جنگ جهانی اول رجوع کنید به شهاب احمد حمید، ج ١، ص ١١ـ١٣)].
نخستین چاپخانه دولتی عراق را مِدحَتپاشا برای انتشار روزنامه دوزبانه تركی ـ عربی الزّوراء (٥ ربیعالاول ١٢٨٦/ ١٥ ژوئن ١٨٦٩) تأسیس كرد (رجوع کنید به خلیل صابات، ص ٢٨٤ـ٢٨٥؛ [ شهاب احمد حمید، ج ٢، ص ٤٥ـ٧٤)]).
عربستان سعودی. نخستین چاپخانه در ١٣٠٠/١٨٨٢ وارد ولایت عثمانی حجاز شد كه به چاپ روزنامه دولتی الحجاز میپرداخت. دو سال بعد یك چاپخانه چاپ سنگی نیز وارد [این كشور( شد. با تأسیس پادشاهی حجاز، شریف حسین، پادشاه جدید، چاپخانهای كوچك را در ١٣٣٧/١٩١٩ در مكه دایر ساخت كه روزنامه دولتی القِبلَه در آن چاپ میشد. بنا بر برخی گزارشها، شریفحسین شخصاً امر نگارش، چاپ و انتشار )این روزنامه( را برعهده داشت (رجوع کنید به خلیل صابات، ص٣١٠ـ٣١٢؛ )ابنجنید، ص ٢٢]).
یمن شمالی. عبدالحمید دوم، سلطان عثمانی، در ١٢٩٤/١٨٧٧، به منظور انتشار یك هفته نامه دولتی تركی ـ عربی به نام صَنعاء ، دستور داد چاپخانهای در شهر صنعا دایر كنند. امام یحیی نیز پس از به رسمیت شناخته شدن استقلال كشورش در ١٣٤١/ ١٩٢٣، از همین چاپخانه استفاده كرد (رجوع کنید به خلیل صابات، ص ٣٠٧؛ [ ابنجنید، ص ١٦ـ١٧، ٤١ـ ٤٨ ]).
بحرین. در ١٣١٧ ش، شاعری به نام عبداللّه علی الزائد، معروف به شاعرالخلیج، چاپخانهای در انگلستان خرید و آن را مطبعهالبحرین نامید. از این چاپخانه برای چاپ كتابهای درسی و مطالب مورد نیاز ادارات و تجارتخانههای محلی استفاده میشد. مالك این چاپخانه، یك سال بعد، شروع به انتشار روزنامه البحرین كرد.
كویت. كویت تا ١٣٢٦ ش، كلیه مطالب چاپی خود را از خارج وارد میكرد. در این سال با وارد كردن چاپخانهای كوچك و خرید مجموعهای از حروف چاپی دست دوم از عراق، چاپخانه المعارف را تأسیس كرد. این چاپخانه را سه سال بعد، یك مركز آموزشی محلی (دائره المعارف) خریداری كرد. در ١٣٣٣ ش حكومت كویت درصددِ تشكیل سازمانی دولتی برای چاپ و نشر (دائره المطبوعات و النَّشر) مجهز به ماشینآلات جدید برآمد (رجوع کنید به خلیل صابات، ص ٣١٣ـ٣١٤).
قطر. امیرنشین قطر از ١٣٣٥ ش، مؤسسهای انتشاراتی به نام مطابِع العُرُوبه داشت. این مؤسسه از ١٣٤١ ش به چاپ روزنامه الجریده الرّسمیه و ماهنامهای در زمینه اطلاعرسانی، به نام المشعل ، ترجمان شركت نفت قطر، میپردازد.
مصر. صنعت چاپ، همراه با لشكركشی ناپلئون بناپارت به مصر در ١٢١٣/١٧٩٨، به این كشور وارد شد. در این دوره حروف عربی لازم برای كارهای چاپی از چاپخانه دولتی جمهوری فرانسه و نیز چاپخانه عربی مركز تبلیغات رم تهیه گردید. نخستین آثارِ عربی و فرانسه، زیر نظر سرفرماندهی شرق، قرارگاههای نظامی ناپلئون و سپاهیانش، به چاپ رسیدند. پس از پیاده شدن نیروهای فرانسوی در اسكندریه، مطبعه شرقی و فرانسوی در این بندر دایر گردید. چاپخانه دیگری نیز با عنوان مطبعه ملی در میدان اَزبِكیه قاهره تأسیس شد. در كنار این چاپخانه، ژوزف مارك امانوئل اورل ، مطبعهچی و كتابفروش اهل والنس (فرانسه) كه از دوستان ناپلئون بود، برای مدتی چاپخانهای خصوصی نیز دایر كرد و عهدهدار چاپ یك روزنامه محلی به نام <پیك مصر> و نشریهای ادبی به نام <دهه مصری> شد كه به گزارش فعالیتهای مؤسسه علوم و فنون مصر میپرداخت. وقتی چاپخانه ملی با تمام ظرفیت خود آغاز بهكار كرد، فعالیت مارك اورل متوقف شد و او پس از فروش چاپخانهاش به فرانسه بازگشت (١٢١٥/١٨٠٠).
ژان ژوزف مارسل ، خاورشناس فرانسوی كه سرپرستی این چاپخانهها را برعهده داشت، در كنار متون اداری و سیاسی، متن عربی حكایات لقمان را به همراه ترجمه فرانسه آن به چاپ رساند. پس از آنكه سربازان فرانسوی در ١٢١٦/١٨٠١ خاك مصر را ترك كردند فعالیتهای چاپخانههای وابسته به لشكر فرانسه نیز خاتمه یافت [(همان، ص ١٢١ـ١٣١؛ طناحی، ص ٣١)].
حدود بیست سال بعد، در ١٢٣٧/ ١٨٢٢، با تأسیس چاپخانهای در بولاق *به دستور محمد علی پاشا *، فعالیتهای رسمی در كار چاپ از سر گرفته شد. بخشی از كاركنان این چاپخانه مصری بودند، از جمله شخصی به نام نیكولاس مَسَبكی (مَسابِكی) كه برای آموزش به میلان در ایتالیا فرستاده شد، و برخی اروپایی بودند از قبیل تعدادی حروفچینهای ایتالیایی كه قبلاً در چاپخانههای وابسته به سپاه فرانسه در مصر كار میكردند و پس از خروج قوای فرانسوی، در مصر باقی ماندند [(رجوع کنید به خلیل صابات، ص ١٣٦ـ١٥٦؛ طناحی، ص ٣٢ـ٤١)].
افتتاح چاپخانه پاشا رویدادی بسیار مهم است و نشانه آغاز نهضتی در جهت بیداری جهان عرب محسوب میشود كه شاخص دو قرن اخیر به شمار میرود. به موازات چاپخانه بولاق، كه بعداً به المطبعه الامیریه معروف شد، شماری چاپخانههای كوچك و بزرگ خصوصی نیز دایر گردیدند كه معمولاً با یكی از چاپخانههایی كه ناشری مصری یا اروپایی آنها را اداره میكرد، همراه بودند. این چاپخانهها با تولیدات خود نقش درخشانی در تثبیت برتری و سیادت مصر در جریان اصلی بیداری عربی (نهضه) ایفا كردهاند ( [ در باره برخی از مهمترین چاپخانههای خصوصی و دولتی مصر بعد از بولاق رجوع کنید به خلیل صابات، ص ١٥٦ـ ١٨٨، ٢٠٣ـ ٢٢٤؛ طناحی، ص ٤٢ـ٥٧؛ نیز] رجوع کنید به ژس، < بولتن مؤسسه مصری >، ش ١، ص ١٣٣ـ١٥٧، ش ٢، ص ١٩٥ـ٢٢٠؛ در باره آثار چاپی چاپخانههای وابسته به اردوی فرانسه در مصر رجوع کنید به كانیوه، ص ١ـ٢٢؛ درباره نخستین آثار چاپی مطبعه بولاق رجوع کنید به بیانچی، ص ٢٤ـ٦٣؛ در باره چاپخانههای خصوصی رجوع کنید به پینتو، ص ٢١٧ـ٢٢٣).
سودان. زمانی كه سودان در اشغال قوای مصر عثمانی بود (١٢٣٥ـ١٣٠٢/ ١٨٢٠ـ ١٨٨٥)، برای استفاده از چاپ سنگی به منظور رفع نیازهای حكومت، در این كشور اقدامی صورت گرفت كه تاریخ دقیق آن مشخص نیست. مشهور است كه گُردُن پاشا (حكمران سودان) برای چاپ پولهای كاغذی، كه در جریان محاصره خارطوم از اوایل ١٣٠٢/ اواخر ١٨٨٤ تا ربیعالاول ١٣٠٢/ ژانویه ١٨٨٥، به جای سكههای فلزی منتشر گردیدند، از چاپ سنگی استفاده كرد. پس از تصرف شهر به دست طرفدارانِ مهدی [سودانی]، چاپخانه نیز در اختیار آنان قرار گرفت و از آن برای چاپ خطابات الدعوه مهدی و سایر كتابهای دینی استفاده كردند (رجوع کنید به ابوسلیم، ص ٥٨ـ٦٢).
لیبی. نخستین چاپخانه لیبی را حاكم ولایتِ طرابلس در ١٢٨٣/١٨٦٦ دایر كرد. این چاپخانه كه در قلعه شهر واقع شده بود هم از امكانات چاپ سنگی هم از وسایل حروفچینی برخوردار بود. نخستین شماره طرابلس غرب ، روزنامه تركی ـ عربی دولت محلی عثمانی، در همین چاپخانه منتشر شد.
تونس . تونس یكی از كشورهایی است كه صنعت چاپ از مَجاری دولتی وارد آن نشده است. فرانسوا بورگادِ كشیش با همكاری پناهندهای از منطقه لگهورن در پمپئوسُلِما، در دوران حكومت احمد بای (١٢٥٣ـ١٣٠٢/ ١٨٣٧ـ ١٨٨٥)، در ١٢٦١/١٨٤٥ كالج سَن لویی را در تونس تأسیس كرد كه چاپخانه چاپ سنگی كوچكی نیز به آن وابسته بود [(رجوع کنید به بن شریفه، ص ٢١٨؛ قس بنزویتین، ص ٣٥، كه ورود صنعت چاپ به تونس را در دوره حكومت محمدبای در ١٢٧٤ دانسته است)]. سلیمان الحَرائری، منشی عربِ كنسولگری فرانسه، كتابی از پدر بورگاد با نام<شبنشینی كارتاژ،یا، گفتگوی یك روحانی كاتولیك، یك مفتی و یك قاضی> را به عربی ترجمه كرد كه این ترجمه در ١٢٦٥/١٨٤٩ در همین چاپخانه به عنوان نخستین متن چاپی عربی در تونس طبع گردید. آگاهی دقیقی از سرگذشت این چاپخانه در ادوار بعد در دست نیست، فقط میدانیم كه مراجع حكومتی عثمانی آن را به اتهام جعل اسكناس تعطیل كردند.
چاپخانه چاپ سنگی دولتی در ١٢٧٣/ ١٨٥٧ تأسیس شد و به عقیده دمیرسمن ، نخستین كار آن چاپ كتاب عهد الامان بود كه محمدبای آن را در ١٨ صفر ١٢٧٤/ ٩ سپتامبر ١٨٥٧ رسماً در كاخ باردو منتشر كرد.
بنابر فرمان بای در ١١ ربیعالا´خر ١٢٧٦/ ٧ نوامبر ١٨٥٩، به ریچارد هالت ، بازرگان انگلیسی، اجازه داده شد كه چاپخانهای تأسیس و مجلهای به زبان عربی و ایتالیایی منتشر كند و در آن با پرهیز از درج هر آنچه به سیاست مربوط است، به چاپ اخبارِ تجاری، اطلاعاتِ آماری و منتخباتی از كتابها و نشریات دیگر بپردازد. به دنبال مشكلاتی كه بهویژه از جانب نمایندگیهای خارجی پدید آمد، صادق بای در ٢٨ ذیحجه ١٢٧٦/ ١٨ ژوئیه ١٨٦٠ بر آن شد تا چاپخانهای دولتی دایر كند. این چاپخانه عهدهدار چاپ الرائدالتونسی شد كه نخستین شماره آن در ٣ محرّم ١٢٧٧/ ٢٣ ژوئیه ١٨٦٠ منتشر گردید (رجوع کنید به دمیرسمن، ١٩٥٣، ص ٣٤٧ـ٣٨٩؛ همو، ١٩٥٤، ص ١ـ ٤٨، ١١٣ـ١٤٠؛ [ بنشریفه، ص ٢٢٠؛ همچنین برای فهرستی از مهمترین كتابهای چاپ شده بین سالهای ١٢٧٧ تا ١٣٠٠ در تونس رجوع کنید به بن خوجه، ص ٢٢ـ٢٦]).
الجزایر. نخستینبار سربازان فرانسوی، كه در سیدی فِرُّج (خلیج كوچكی در غرب الجزایر) پیاده شده بودند و چاپخانهای صحرایی در اختیار داشتند، در ٢٢ ذیحجه ١٢٤٦/ ١٤ ژوئن ١٨٣٠، روزنامه <پیك الجزایر> را منتشر كردند. ظاهراً دو سال بعد، از همین چاپخانه برای چاپ روزنامهای به نام<دیدهبان الجزایری>استفاده گردید. متن عربی این روزنامه دوزبانه چاپ سنگی میشد. تقریباً صد سال طول كشید تا در ١٣٠٤ ش/ ١٩٢٥، ابنبادیس، بنیانگذار جنبش اصلاحگرای سنّی در الجزایر، چاپخانهای به نام المطبعه الاسلامیه الجزائریه در قُسَنْطینه تأسیس كند. این چاپخانه بعدها به دلیل انتشار ماهنامهای به نام مطبعه الشهاب ، به نام همین ماهنامه شناخته میشد (رجوع کنید به سوریانت ـ هوبرشتز، ١٩٧٥؛ عبدالملك مُرتاض، ص ٤٤ـ٥١).
مَراكش. نخستین چاپخانه در مراكش، بنیادی دولتی بود كه به دستور فِلالی شریف محمدبن عبدالرحمان (حك : ١٢٧٥ـ ١٢٩٠/ ١٨٥٩ـ١٨٧٣) تأسیس شد. این چاپخانه سنگی زیر نظر یك مطبعهچی مصری به نام محمدالقَبّانی از رمضان ١٢٨١ تا ربیعالا´خر ١٢٨٢/ ژانویه تا اوت ١٨٦٥ در مِكناس فعالیت میكرد و پس از آن به فاس انتقال یافت. ظاهراً اولین كتابی كه در این چاپخانه به طبع رسید الشمائل المحمدیه اثری از محمدبن عیسی ترمذی* بود (رجوع کنید به عیاش، ص ١٤٣ـ١٦١؛ [ بنشنب و لوی ـ پرووانسال، ١٩٢٢؛ عبدالرزاق، ص ١٣٩ـ ١٤٠، ١٥١ـ ١٥٢؛ بنشریفه، ص ٢١٣ـ٢١٤ ]).
منابع:
(١) [ابنجنید، الطباعه فی شبه الجزیره العربیه فی القرن التاسع عشر المیلادی ( ١٢٩٧ ـ ١٣١٧ )، ریاض ١٤١٩/١٩٩٨(؛
(٢) ابوسلیم، الحركه الفكریه فیالمهدیه، بیروت ١٩٨١؛
(٣) )بنخوجه (محمد)، «متی كان ظهور الطباعه بالاحرف العربیه فی تونس»، المجله الزیتونیه، ج ٤، ش ٥ (محرّم ١٣٦٠)؛
(٤) بنزویتین (شاذلی)، تاریخ الكتاب بتونس، تونس ? ١٩٩٧؛
(٥) بنشریفه (محمد)، «حول تاریخ الطباعه العربیه فی المغرب العربی خلال القرن التاسع عشر»، در ندوه تاریخ الطباعه العربیه حتی انتهاء القرن التاسع عشر: ٢٨ـ٢٩ جمادی الاولی ١٤١٦ ه = ٢٢ـ٢٣ اكتوبر/ تشرینالاول ١٩٩٥ م ، ابوظبی: منشورات المجمع الثقافی، ١٩٩٦؛
(٦) خلیل صابات، تاریخ الطباعه فی الشرق العربی ، قاهره ? ١٩٥٨؛
(٧) شهاب احمد حمید، تاریخ الطباعه فی العراق ، بغداد، ج ١، ١٩٧٦، ج ٢، ١٩٨٣؛
(٨) لویس شیخو، تاریخ فن الطباعه فی المشرق ، بیروت ١٩٩٥؛
(٩) محمود محمد طناحی، مدخل الی تاریخ نشر التراث العربی، مع محاضره عن التصحیف و التحریف ، قاهره ١٤٠٥/١٩٨٤؛
(١٠) فوزی عبدالرزاق، مملكهالكتاب: تاریخ الطباعه فی المغرب، ١٩١٢-١٨٦٥، تعریب خالدبن صغیر، رباط ١٤١٦/ ١٩٩٦(؛
(١١) عبدالملك مُرتاض، «معالم الادب العربی الحدیث فی الجزائر»، الاقلام ، ج ١٤، ش ١١ (١٩٧٩)؛
(١٢) )وحید قدوره، «اوائل المطبوعات العربیه فی تركیا و بلاد الشام»، در ندوه تاریخالطباعه العربیه، همان]؛
(١٣) G. Ayache, "L'apparition de l'imprimerie au Maroc", Hesperis-Tamuda , v (١٩٦٤);
(١٤) M. Ben Cheneb and E. Levi- Provenµal, Essai de repertoire chronologique des editions de Fes , Algiers ١٩٢٢;
(١٥) T. X. Bianchi, "Catalogue general des livres arabes, persans et turcs imprimes a Boulac, en Egypt, depuis l'introduction de l'imprimerie dans ce pays, JA , II (١٨٤٣), R.G. Canivet, "L'Imprimerie de l'expedition d'Egypte. Les journaux et les proces-verbaux de l'Institut (١٧٩٨-١٨٠١)" , Bulletin de l'Institut egyptien , III (١٩٠٩);
(١٦) Demeerseman, "Une etape decisive de la culture et de la psychologie sociale islamique. Les donnees de la controverse autour du probleme de l'imprimerie", IBLA , XVII (١٩٥٤), idem, "Une etape importante de la culture islamique, Une parentإ mإconnue de l'imprimerie arabe et tunisienne: la lithographie", ibid, XVI/٦٤ (١٩٥٣);
١٧- )( EI ٢ , s.v. "Karshuni" (by G. Troupeau);
(١٨) A Geiss, "Histoire de l'imprimerie en Egypte", Bulletin de l'Instituet egyptien , I (١٩٠٧), II (١٩٠٨);
(١٩) Maria Nallino, "Una cinquecentesca edizione del Corano stampata a Venezia", in Atti dell'Istituto Veneto di Scienze, Lettere ed Arti , CXXIV, )Venice ١٩٦٥];
(٢٠) J. Joseph Nasrallah, L'imprimerie au Liban , Beirut ١٩٤٩;
(٢١) O. Pinto, Mose Castelli, tipografo italiano al Cairo , in Univ. di Roma - Studi Orientali, pubblicati a cura della Scuola orientale, v. A Francesco Gabrieli. Studi orientalistici offerti nel sessantesimo compleanno dai suoi colleghi e discepoli, Rome ١٩٦٤;
(٢٢) Christiane Souriant- Hoebrechts , La presse maghrebine , Paris ١٩٧٥.
/ ج. اومن، تلخیص از د. اسلام /
چاپ و چاپخانه در تركیه. از ابتدای استفاده از قلمِ عربی به وسیله حروف چاپی متحرك، طی حدود یك قرن كتابهایی به زبان تركی، عمدتاً در زمینه دستور زبان، فرهنگها و اصطلاحنامهها، در كشورهای اروپای غربی به چاپ رسید، ضمن آنكه جماعتهای مسیحی (ارمنیان و ارتدوكسهای یونان) و یهودی حكومت عثمانی نیز [ از اواخر قرن نهم/ پانزدهم ] از این اختراع تازه برای تهیه آثار چاپی به زبان و خط خاص خودشان استفاده میكردند.
چاپ كتاب به قلمِ عربی در چاپخانههای ایتالیا، به زودی موجد انگیزهای مضاعف و موجب جلب توجه محققان عرب و ایتالیایی در غرب شد، بدینمعنی كه امید به پیدا كردن بازارهایی برای صادرات كتابهای جدید به شرق اسلامی و به ویژه سرزمینهای قلمرو عثمانی، باعث شد تا در ذیقعده ٩٩٦/ سپتامبر ـ اكتبر ١٥٨٨، دو تاجر به نامهای برانتون و اُراتسیو باندینی با دریافت فرمانی از سلطان مراد سوم (حك: ٩٨٢ـ ١٠٠٣) به واردات كتابهای چاپی بپردازند (این فرمان در انتهای متن عربی كتاب تحریر اصول الاقلیدس، كه با حروف چاپی ساخته رُبرت گرانیون در ١٠٠٢/١٥٩٤ در چاپخانه مدیچی رم بهطبع رسید، درج شده است). صدور این فرمان نشان میدهد كه حداقل در این دوره از نظر دولتی مخالفت شدیدی با این اختراع در عثمانی ابراز نشده است (رجوع کنید به بونولا بی، ص ٧٤ـ٧٦؛
گرجك ، ١٩٣٩ الف ، ص ٢٣ـ٢٤). [در حالیكه سلطان بایزید دوم در ٨٩٠ و پسرش سلطان سلیم اول در ٩٢١ استفاده از فن چاپ را برای غیریهودیان ممنوع كرده بودند (رجوع کنید به شیخو، ص ١٧؛
خلیل صابات، ص ٢١ـ٢٢) ].
فرانسوا ساواری دُبرِو، سفیر فرانسه در بابِ عالی (دوره سفارت: ٩٩٩ـ ١٠١٥)، دستور داد برای او حروف عربی را در استانبول قالبسازی كنند تا از آنها در چاپخانه شخصی خود استفاده كند. پس از بازگشت وی به پاریس، حكاكی به نام گیوم لُوبُوی ارشد، این حروف را برای او اصلاح كرد (برنارد، ص ٤؛
برون، ص١٧٠). این سفیر پس از سكونت در رم، نسخه عربی كتاب مَزامیر را به همراه ترجمه لاتینی آن به چاپ رساند، ولی معلوم نیست كه حروف چاپی لازم برای تولید این كتاب را از كجا فراهم آورده بود (رجوع کنید به واچّاری، ص ٣٧ـ ٤٣).
پس از مرگ دبرو در ١٠٣٦/١٦٢٧، آنتونی ویتر، چاپخانهدار مشهور، حروفِ چاپی او را از طرف لوئی هشتم از ورثهاش خریداری كرد (برنارد، ص ٥ـ٦، ٨ به بعد).
گفتنی است كه مقارن همین دوره، هیرونیموس مجیستر، نخستین كتاب چاپی در غرب در باره دستورزبان تركی را به سال ١٠٢١/١٦١٢ در لایپزیگ چاپ كرد. این كتاب به زبان لاتینی بود و مثالهایی به زبان تركی و خط عربی داشت.
چاپخانههای یهودی. [بنا بر قولی (نخستین چاپخانه یهودی در استانبول را داوود و شموئیل نحمیا، دو مهاجری كه از غرب به سرزمینهای عثمانی كوچیده بودند، تأسیس كردند، ولی در باره نخستین كتاب طبع شده در این چاپخانه اتفاقنظر وجود ندارد )(رجوع کنید به عبدالرزاق، ص ١٠٤)(. تاریخ قید شده روی كتاب، كه در آن به جای اعداد از حروف استفاده شده است، جمعه ٤ تِبت ٥٢٥٤ )عبری( / ١٣ دسامبر ١٤٩٣ است كه نمیتواند درست باشد (قس اشتاین اشنایدر، ص ١٧)، چرا كه اولاً بعید است مهاجرانی كه در ٨٩٧/١٤٩٢ از اسپانیا به استانبول آمدند ظرف یك سال توانسته باشند چاپخانهای به راه اندازند و به چاپ كتاب بپردازند، ثانیاً میان این تاریخ و تاریخ طبع دومین كتاب همین چاپخانه ( تورات چاپ نیسان ٥٢٦٢ )عبری( / آوریل ١٥٠٥) فاصلهای توجیهناپذیر وجود دارد (یاری، ص ١٧ـ ١٨)، ولی به هر حال تاریخ اول هنوز از مقبولیتِ بیشتری برخوردار است. در هر صورت روشن است كه كتاب مورد بحث، اربعه توریم اثر رَبّی یعقوببن آشِر، صرفنظر از تاریخ واقعی چاپ آن، اولین كار چاپخانه یهودیان در استانبول بوده است (< كتاب عبری >، ص ٩١، ش ١٢٦). ) اما لوئیس شیخو (ص ١٧) بر آن است كه نخستین چاپخانه عثمانی را اسحاق جرسون، عالم یهودی، در اواخر قرن نهم/ پانزدهم دایر كرد. اولین اثر چاپ شده در این چاپخانه در ٨٩٥/ ١٤٩٠ یعنی دو سال پیش از مهاجرت داوود و شموئیل نحمیا به استانبول بهطبع رسید (برای فهرستی از نخستین آثار چاپ شده در چاپخانه جرسون رجوع کنید به همان، ص ١٨ـ١٩)].
چاپخانههای اَرمنی. در ٩٦٩/ ١٥٦٢، آبگار تیبِر تُكَتی [ ارمنی]، كه در رأس هیئتی برای مباحثه در باب برخی مسائل دینی به رم فرستاده شده بود، توانست از پاپ و دوكِ ونیز اجازه دیدن شهر را بگیرد تا از این رهگذر، به منظور چاپ كتابهای ارمنی، فن چاپ را بیاموزد (زارپانلیان، ص ٤٣). او و پسرش سلطان شاه در دومین كتابی كه در ونیز به طبع رساندند، تصویری از پاپ و تعدادی از كاردینالهایش را گراور كردند (تئوتیك، ص ٤١)، ولی مدتی بعد آبگار تیبر از ممیزی رایج در ایتالیا سرخورده و از پاپ دلزده شد و در ٩٧٥/ ١٥٦٧ به استانبول بازگشت. او احتمالاً چاپخانهاش را در كلیسای سورپ نقوقس (كِفِلی مسجد فعلی) دایر ساخت كه ارمنیان و دومینیكنهای لاتین بهطور مشترك از آن استفاده میكردند. در این چاپخانه با استفاده از حروف چاپی وارد شده از ونیز و با همكاری راهبی به نام هوتور، از ٩٧٤/١٥٦٧ تا ٩٧٧/١٥٦٩، شش كتاب به طبع رسید (اشخانیان ، ص ٢١٢) كه نخستین آنها < الفبای مقدماتی زبان ارمنی >، چاپ ٩٧٥/١٥٦٧ بود(<كتابشناسی كتابهای چاپی قدیمی به زبان ارمنی ١٥١٢ـ١٨٠٠ >، ص ٦، ش ١١). نخستین كتاب به زبان تركی و الفبای ارمنی بسیار دیرتر از این پدید آمد. این كتاب دستور زبانی به تركی بود كه برای آموزش زبان ارمنی گفتاری تألیف و در ١١٣٩/ ١٧٢٧ در چاپخانه آنتونیو بُرتُلی در ونیز طبع گردید. مطابق مقررات، باید اجازه پاپ نیز روی جلد كتاب چاپ میشد (همان، ص ٩١، ش ٣٥٤). نخستین كتابی كه به زبان تركی و الفبای ارمنی در استانبول به چاپ رسید اثری از باغداسار تیبر بود با عنوان > این كتاب حاوی مطالبی است كه برای حیات مسیحی ما ضروری است < كه در ١١٥٥/١٧٤٢ به چاپ رسید (همان، ص ١١٥ـ١١٦، ش ٤٦٥).
چاپخانههای یونانی. [ نخستین چاپخانه یونانی استانبول را] اسقف اعظم سیریل لوكاریس (متوفی ١٠٤٧/١٦٣٨)، كه عقایدی مشابه با عقاید كالوَنیستها داشت، برای مقابله با تبلیغات یسوعیهای كاتولیك رم، آموزش مذهب ارتدوكس و بهسازی كلیسای خود دایر كرد. او چاپگری به نام نیكودموس متاكساس را كه از ١٠٣١/١٦٢٢ چاپخانهای در لندن داشت به استانبول فراخواند (روبرتس، ص ١٣). متاكساس در ١٠٣٦/١٦٢٧ میلادی وارد استانبول شد و حروف چاپی یونانی، كتابهایی كه در لندن چاپ كرده بود و دو مطبعهچی ماهر هلندی را نیز به همراه داشت (لیتون، ص ١٤٥). چاپخانه او در مِلكی اجارهای در نزدیك سفارتخانههای انگلستان و فرانسه دایر گردید و نخستین كتابی كه در ١٠٣٦/ ١٦٢٧ به چاپ رساند، رسالهای برضد یهودیان بود (لوگران، ش ١٦٦)، ولی با سعایتِ یسوعیها، ینیچریها این چاپخانه را در ١٠٣٧/ ژانویه ١٦٢٨ ویران كردند (حاجی آنتونیو، ص٨٠ـ٨٣).
نخستین متن تركی كه به الفبای یونانی به چاپ رسید، اعتقادنامه ای بود كه گنادیوس اسكولاریوس (اولین اسقف یونان بعد از فتح آن به دست عثمانی) آن را خطاب به سلطان محمد دوم (فاتح) نگاشت. وی اصل متن را به یونانی نوشته بود كه به درخواست سلطان به تركی ترجمه گردید.
تمام چاپخانههای این اقلیتهای دینی، وارداتی بودند و هیچیك از این گروهها قادر نبودند [مستقلاً ] چنین چاپخانههایی را پی بریزند.
در این دوره، در حالی كه كتابهای چاپی وارداتی از اروپا در تركیه به فروش میرسیدند و اقلیتهای غیرمسلمان در عثمانی به چاپ كتاب میپرداختند، شگفتآور است كه هیچ چاپخانه تركیای وجود نداشت. در بخشی از كتاب تاریخِ پِچوی (ج ١، ص ١٠٧) آمده است كه فن چاپ دیگر چیز غریبی نیست و جامعه تركی به تدریج در حال پذیرش آن است، زیرا فقط یك بار باید كار پرزحمت و ملالآور چیدن تكتك حروف را انجام داد، ولی از طرف دیگر میتوان با سرعت بسیار، شمار عظیمی از كتابها را به چاپ رساند. اما اولین چاپخانه تركی اسلامی ٧٨ سال پس از مرگ پچوی تأسیس شد. در عدم استقبال تركان مسلمان از فن چاپ، علاوه بر انگیزههای ناشی از سنّتگرایی دینی، منافع بسیارِ اجتماعی و اقتصادی حاصل از مشاغلِ خوشنویسی، تصویرگری و تذهیب كتاب، صحافی و نظایر آنها نیز مؤثر بود و حتی پس از آنكه در نهایت صنعت چاپ در قرن دوازدهم در عثمانی دایر گردید، تقاضا برای كتابهای چاپی در سطحی نازل باقی ماند.
ابراهیم متفرقه و چاپخانهاش. ابراهیم متفرقه * در ١١٣٢، حدود هشت سال قبل از آنكه چاپخانهاش را تأسیس كند، نقشهای از دریای مرمره به چاپ رساند كه احتمالاً آن را برای دامادْ ابراهیمْ پاشای وزیر، تهیه و به او تقدیم كرده بود، زیرا در گوشه سمت راستِ پایین نقشه یادداشتی بدین مضمون خوانده میشود كه «اگر عالیجناب سرورم امر فرمایند، نقشههای بزرگتر از این را نیز میتوان تهیه كرد [ موَّرخ] سنه ١١٣٢». ازاینرو به نظر میرسد تلاش برای ایجاد چاپخانه احتمالاً به چند سال قبل از ١١٣٢ بازمیگردد (رجوع کنید به قورد اوغلو، ص ١٤ـ١٥). نقشه دوم مربوط به دریای سیاه بود كه در ١١٣٧ تهیه شد، سومی مربوط به ممالك ایران و چاپ ١١٤٢ بود. نقشه چهارم، مربوط به اقلیم مصر، هنوز باقی است (ارسوی ، ص ٣٧).
ابراهیم متفرقه در ١١٣٩ در باب مزایای صنعتِ چاپ نامهای به ابراهیمپاشا وزیر اعظم نوشت و آن را در پنج صفحه اول نخستین كتاب چاپی خود درج كرد[(رجوع کنید به عبدالرزاق، ص ١١٧ـ ١١٨)(. او كه از مخالفت متشرعان با فن چاپ بیمناك بود، از نزدیكی به وزیر برای پیشبرد كار خود سود برد و ضمن تقاضا از شیخالاسلام برای اعلام مشروعیت این صنعت، از سلطان احمد سوم نیز درخواست كرد كه فرمانی مبنی بر جواز چاپ كتاب به وی بدهد)(همان، ص ١١٧)( و تعهد كرد كه در عوض،قبل از هر چیز كتاب قاموس وانقُلی )ترجمه تركی صحاحاللغه جوهری ] را طبع كند، نمونههایی از صفحاتی را كه قبلاً به چاپ رسانده بود ارائه كند، نحوه نمونهخوانی و غلطگیری متون چاپی را توضیح دهد، روشن كند در هشت سالی كه با حمایت و كمك مالی سعید افندی به این كار مشغول بوده چه كرده و در پایان هر كتاب بهای فروش آن را درج كند (برای نمونههایی از این تقاضانامه رجوع کنید به گرجك، ١٩٣٩ الف ؛
نیز رجوع کنید به سونگو، ١٩٢٨).
سرانجام به مساعدت سعید افندی و دامادْ ابراهیمپاشا وزیر اعظم و فتوای شیخالاسلام عبداللّه افندی، سلطان احمد سوم در ذیقعده ١١٣٩[(قس خلیل صابات، ص ٢٣: ١١٢٩)( طی فرمانی به سعید افندی و ابراهیم متفرقه اجازه داد چاپخانهای تأسیس و به چاپ )برخی( كتابها اقدام كنند. طبق دستور سلطان، آنان حق چاپ كتابهای فقهی، حدیثی، تفسیری و كلامی را نداشتند و تنها باید به علوم عملی چون طب، صنایع، راهنماهای جغرافیایی و نظایر اینها میپرداختند)(همان، ص ٢٣ـ٢٤؛
قدوره، ص١٢٠)]. فرمان سلطان به اعتبار فتاوای قضات سابق استانبول، سلانیك، و غلطه و نیز فتوای شیخالاسلام صادر گردید (نام این افراد در تقاضانامه تقدیمی به سلطان درج شده بود). چون كار غلطگیری امری خطیر انگاشته میشد، افراد نام برده مسئولیت را برعهده گرفتند.
سعید افندی و ابراهیم پس از برخورداری از این امنیت خاطر، به راهاندازی دارالطباعه (كه عموماً بَسمه/ باسمهخانه خوانده میشد) در خانه ابراهیم پرداختند. بنابر اسناد مورخ ٢٩ ربیعالا´خر ١١٤٠ و ٢ جمادیالاولی ١١٤٠، دارالطباعه كار خود را با چاپ ترجمه تركی وانقلی از صحاح جوهری آغاز كرد و این كتاب در اول رجب ١١٤١ از چاپ در آمد [(رجوع کنید به شیخو، ص٢٠؛
خلیل صابات، ص ٢٤)(. در شانزده سالِ اول كار، یعنی تا زمان بیماری ابراهیم در ١١٥٦، تنها هفده كتاب طبع گردید كه علت آن علاوه بر دقت و حساسیت بسیار او، عدم استقبال مشهود جامعه عثمانی از كتابهای چاپی بود. شورش پاترونا خلیل در ١١٤٣، كه به كنارهگیری سلطان احمد سوم انجامید، تأثیری در پیشرفت كار ابراهیم نداشت، ولی ظاهراً فكر چاپ كتاب نیز در جامعه عثمانی تأثیر عمیقی نگذاشت. در همین سال، با به سلطنت رسیدنِ سلطان محمود اول، كتابچهای با عنوان اصول الحِكَم فی نظام الاُمم در باره تشكیلات نظامی به طبع رسید. ابراهیم متفرقه در ١١٥٨ درگذشت )(برای فهرست آثاری كه ابراهیم متفرقه چاپ كرد رجوع کنید به شیخو، ص٢٠ـ٢١)].
پس از مرگ ابراهیم، سركارگر او، قاضی ابراهیمافندی، به همراه قاضی احمد افندی از جانب محمود اول فرمانی برای كار دریافت داشتند، ولی به علل نامعلومی موفق به آغاز كار نشدند (گرجك، ١٩٣٩ الف ، ص ٩٢). این دو با دریافت فرمان جدیدی از سلطان عثمان سوم در اوایل ربیعالا´خر ١١٦٨، كار چاپ را آغاز كردند و ابتدا چاپ دوم قاموس وانقلی را به طبع رساندند، اما اندكی بعد با مرگ قاضی ابراهیم افندی، چاپخانه تعطیل شد [(رجوع کنید به شیخو، ص ٢١)(. سپس دو منشی باب عالی به نامهای راشد محمدافندی و واصِف افندی، كه هر دو واقعهنویس بودند، چاپخانه را از وارثان ابراهیم متفرقه خریدند و با دریافت فرمانی از سلطان عبدالمجید اول، )در مدت یازده سال (، چهار كتاب در تاریخ، یك كتاب در نحو و سه كتاب در علوم نظامی چاپ كردند )(برای فهرست این آثار رجوع کنید به همانجا)]. با مرگ راشد محمد افندی در ١٢١٢، چاپخانه تعطیل شد. چاپخانه ابراهیم متفرقه كارنامه درخشانی نداشت، زیرا در طول عمر ٦٤ ساله خود تنها در هجده سال واقعاً فعال بود و با احتساب چاپ دوم قاموس وانقلی فقط ٢٤ عنوان كتاب چاپ كرد.
در همین ایام شوئازول- گوفیه، سفیر فرانسه، چاپخانهای را در سفارت فرانسه در استانبول دایر كرد و دو كتاب در موضوعات نظامی و یك كتاب در دستورزبان تركی به چاپ رساند.
چاپخانه تركی دارالطباعه المعموره، در ١٢١٠ در مدرسه مهندسی و نظامی (مهندسخانه) خاصكوی تأسیس شد. دولت تجهیزات لازم برای این چاپخانه و كتابهای متعلق به راشد افندی را خرید و یكی از معلمان مدرسه، به نام عبدالرحمان افندی، را به سرپرستی آن گماشت. ترجمه احمد عاصم افندی از فرهنگ فارسی برهان قاطع، نخستین كتابی بود كه با نام كتاب تِبیان نافع، زیرنظر عبدالرحمان افندی، در ٢٣ ربیعالاول ١٢١٤ در این چاپخانه منتشر شد (رجوع کنید به سنگی، ١٩٢٧، ص ٩ـ١٢).
در حالیكه چاپخانه مهندسخانه همچنان فعال بود، چاپخانه سومی در ١٢١٧ زیر نظر عبدالرحمان افندی، در اسكُدار به دستور سلطان سلیم سوم تأسیس گردید.
از چاپخانه جدید كه توسعه یافته بود برای كارهای چاپی عمده استفاده میشد، در حالی كه در چاپخانه مهندسخانه، پس از یك دوره ركود، كتابهای آموزشی مدارس چاپ میشد و تا زمان جنگ جهانی اول دایر بود. چاپخانه اسكدار نیز تا ١٢٤٧ در محل اولیه خود به چاپ كتابهایی در زمینه زبان، تاریخ و طب ادامه داد تا اینكه سلطان محمود دوم آن را به ساختمانی، مشهور به حمامِ كاپیتان ابراهیمپاشا، منتقل ساخت (امروزه كتابخانه مركزی دانشگاه استانبول در محل مذكور قرار دارد). در خانه مجاور این ساختمان نیز چهارمین چاپخانه با نام تقویمخانه عامره تأسیس شد و به انتشار روزنامه دولتی تقویم وقائع پرداخت (٢٣ جمادیالاولی ١٢٤٧).
مطبعه چاپ سنگی كایل. آلوئیس زِنفِلدر مونیخی (متوفی ١٨٣٤ میلادی)، روش چاپ سنگی را در ١٢١٣/١٧٩٨ ابداع كرد. كمتر از سی سال بعد، این شیوه در استانبول نیز معمول گردید. هانری كایل، از اهالی مارسی فرانسه، و پسر عمویش ژاك كایل به استانبول آمدند و تحت حمایتِ خسروپاشا و با تهیه ماشینآلات چاپ از پاریس، یك مطبعه چاپ سنگی را در زمینهای وزارت جنگ دایر كردند. محل دقیق این چاپخانه امروزه مشخص نیست (گرجك، ١٩٣٩ ب، ص ١٣). پنجاه سرباز در اختیار كایل گذاشتند تا حرفه چاپ را به آنان بیاموزد. این چاپخانه به مدت پنج سال به چاپ كتابهایی در باره موضوعات نظامی پرداخت. نخستین كتابی كه چاپ سنگی شد، نخبات التعلیم اثر محمد خسروپاشا بود كه در ١٢٤٧ با ٧٩ تصویر بهطبع رسید.
پس از عزل خسروپاشا، كایل در ١٢٥٢/١٨٣٦ به كولقاپی رفت و در آنجا بر اساس فرمانی از سلطان محمود دوم، چاپخانهای دایر كرد (زلیچ، ص ٤٧). هانری كایل در ٢٧ ربیعالا´خر ١٢٦٧/ اول مارس ١٨٥١ به ریاست مجلس والی منصوب شد و اجازه یافت كه به چاپ كتاب با زبانهای مختلف و نیز چاپ ماهنامه ارمنی < زبانشناس > بپردازد (ندیم، ص ٧٣ ـ٧٤). او تنها شماره < مجله آسیایی قسطنطنیه > را در ربیعالاول ١٢٦٨/ ژانویه ١٨٥٢ منتشر كرد (بیانچی، ص ٢٤٨ـ٢٤٩)، ولی در اواخر ١٢٦٨/ اواسط ١٨٥٢ آثار چاپی در اثر آتشسوزی به طور كامل از میان رفتند. این چاپخانه در ١٩ صفر ١٢٧٢/ اول نوامبر ١٨٥٥، در بیگاوغلو بازگشایی شد (زلیچ، ص ٥٢). پس از مرگ هانری كایل (١٢٧٢/ ١٨٥٦)، خانوادهاش چاپخانه را به نام وی و به مدیریت آنتوان زلیچ اداره میكردند.
مطبعه جریدهخانه در ١٢٥٦ برای چاپ روزنامه دولتی جریده حوادث تأسیس گردید. ابوالضیاء محمد توفیق بای در ١٢٩٩/ ١٨٨١ـ١٨٨٢، چاپخانه ابوالضیاء را دایر كرد كه در تاریخ چاپ و نشر آثار تركی از جایگاهی ویژه برخوردار است. دارالطباعه و تقویمخانه در ١٢٨١ ادغام و به ساختمانی واقع در زمینهای طوپقاپیسرای منتقل شدند. چاپخانه جدید ابتدا دارالطباعه العامره و سپس تا زمان ایجاد جمهوری، مطبعه عامره خوانده میشد و بعداً به آن عنوان مطبعه ملی و مطبعه دولت نیز داده شد. این چاپخانه در ١٣١٨ ش/ ١٩٣٩ در اختیار وزارت آموزش و پرورش قرار گرفت.
از زمان «انقلاب الفبایی» (١٣٠٧ ش/ ١٩٢٨)، كه بخشی از اصلاحات كمال آتاتورك * برای غربیسازی بود، و در پی تحولات ناشی از این امر كه طی آن شیوه نگارش تركی از عربی به لاتینی بدل گردید، چاپ تركی نیز راه خود را از تاریخ و پیشرفتهای چاپ به حروف عربی جدا ساخت.
منابع:
(٢٣) ابراهیم پچوی، تاریخ پچوی، استانبول ١٢٨١ـ١٢٨٣؛
(٢٤) [خلیل صابات، تاریخالطباعه فی الشرقالعربی، قاهره ? ١٩٥٨؛
(٢٥) لویس شیخو، تاریخ فنالطباعه فی المشرق ، بیروت ١٩٩٥؛
(٢٦) فوزی عبدالرزاق، مملكه الكتاب: تاریخ الطباعه فی العرب، ١٩١٢-١٨٦٥ ، تعریب خالدبن صغیر، رباط ١٤١٦/١٩٩٦؛
(٢٧) وحید قدوره، «اوائل المطبوعات العربیه فی تركیا و بلادالشام»، در ندوه تاریخ الطباعه العربیه حتی انتهاء القرن التاسع عشر: ٢٨ـ٢٩ جمادیالاولی ١٤١٦ ه = ٢٢ـ٢٣ اكتوبر/ تشرینالاول ١٩٩٥ م، ابوظبی: منشورات المجمع الثقافی، ١٩٩٦]؛
(٢٨) خیرالدین ندیم، وثائق تاریخیه و سیاسیه، استانبول ١٣٢٦/١٩٠٨؛
(٢٩) A.Bernard, Antoine Vitre et les caracteres orientaux, Paris ١٨٥٧;
(٣٠) F. Bonola Bey, "Note sur l'origine de l'imprimerie arabe en Europe", Bulletin de l'Institut egyptien , III (١٩٠٩);
(٣١) X. Bianchi, "Bibliographie" , JA , XX (١٨٥٢);
(٣٢) R. Brun, Le livre franµais , Paris ١٩٤٨;
(٣٣) Osman Ersoy, Tukiye'ye matban n girisi ve ilk bas lan eserler, Ankara ١٩٥٩;
(٣٤) Selim Nuzhet Gerµek, Turk matbaaclig. I. Istanbul ١٩٣٩a;
(٣٥) idem, Turk tas basmaclgi, Istanbul ١٩٣٩b;
(٣٦) G. Hadjiantoniou, Protestant patriarch: the life of Cyril Loucaris ١٥٧٢-١٦٣٨, patriarch of Constantinople , Richmond, Va. ١٩٦١;
(٣٧) Hay Hnadib Krki Madenakidagan Tzutzak ١٥١٢-١٨٠٠ , ("Bibliography of the old Armenian printed books"), ed. Hagop Anasyan, Erivan ١٩٦٣ (in Armenian);
(٣٨) The Hebrew book: an historical survey , eds. Raphael Posner and Israel Ta-Shema, New York ١٩٧٥;
(٣٩) Raphael Ishkhanyan, Hay Krki Batmudyun ("History of the Armenian book"), Erivan ١٩٧٧ (in Armenian);
(٤٠) Feyzi Kur toglu, "Turkiyede matbaacilik nasil basladigini gosteren bir vesika", Resimi Sark, no.٤٢ (Haziran ١٩٣٤);
(٤١) E. Layton, "Nikodemos Metaxas, the first Greek printer in the Eastern world", Harvard Library bulletin , XV/٢ (April ١٩٦٧);
(٤٢) E. Legrand, Bibliographie hellenique, I, Paris ١٨٩٤;
(٤٣) R. J. Roberts, "The Geek press at Constantinople in ١٦٢٧ and its antecedents ," The Library , XXLI (١٩٦٧);
(٤٤) M. Steinschneider, Judische Typographie , Jerusalem ١٩٣٨;
(٤٥) Ihsan Sungu, "Ilk Turk matba ـ asina dair yeni wethikalar", Hayat, no.٧٣ (١٩٢٨), ٤٠٩-٤١٥;
(٤٦) idem, "Mahmud Raif Efendi ve etherleri", ibid, no.١٦ (١٩٢٧);
(٤٧) Teotik (Lapcinciyan), Dip u Dar ("Armenian printing and characters"), Istanbul ١٩١٣ (in Armenian);
(٤٨) A. Vaccari, "I caratteri arabi della Typographia Savariana", RSO , X (١٩٢٣-١٩٢٥);
(٤٩) Abraham Yaary, Ha-Defus ha-ivri be-Konstantinopl ("Hebrew printing at Constantinople, its history and bibliography") , supplement to Kirjath Sepher , XLII, Jerusalem ١٩٦٧ )in Hebrew);
(٥٠) Karekin Zarpanelyan, Badmutyun Haygagan D bakrutyan ("The history of Armenian printing"), Venice ١٨٩٥ (in Armenian);
(٥١) G. Zellich, Notice historique sur la lithographie et sur les origines de son introduction en Turquie, Constantinople ١٨٩٥.
/ گونای آلپای كوت، تلخیص از د. اسلام /