دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٥٩٥
چهارباغ ، مدرسه، مدرسه علوم دینى در اصفهان كه به دستور شاهسلطان حسینِ صفوى* بنا شد.
١) تاریخچه و نظام آموزشى. این مدرسه در قسمتهاى برجاى مانده از وقفنامه آنجا، بهنام «مدرسه سلطانى» (رجوع کنید به «رونوشت وقفنامه مدرسه سلطانى اصفهان»، جاهاى متعدد) و یك بار نیز «مدرسه سلطان حسینیه» (همان، ص ٢٨٦) خوانده شده و اگرچه نه در وقفنامه مذكور و نه در كتیبههاى متعدد ساختمان مدرسه، نامى از مادر سلطانحسین به میان نیامده است، اما آنجا را مدرسه مادرْشاه نیز خواندهاند (هنرفر، ص ٦٨٥؛ نیز رجوع کنید به گوبینو، ص ٢٠٠)، زیرا مادرشاه دو بناى مجاور مدرسه، یعنى سراى فتحیه و بازار شاهى (یا بازارچه بلند)، را وقف مدرسه چهارباغ و طلاب آنجا كرد (قزوینى، ص ٨١؛ رفیعى مهرآبادى، ص ٤٤٥).
به گزارش خاتونآبادى (تتمیم محمدسعید طباطبائى، ص ٥٥٦) بناى مدرسه در ١١١٦ شروع شد و در ١١١٨ تقریبآ به پایان رسید، اما تاریخ كتیبههاى مدرسه متفاوت است؛ از ١١٠٤ كه تاریخ كتیبه عمودى داخل گنبد است تا ١١٢٢ كه بر كتیبه خارجى گنبد نوشته شده است (براى گزارشى از اشعار، عبارتها و مادّهتاریخهاى نگاشته بر كتیبههاى مدرسه رجوع کنید به رفیعى مهرآبادى، ص ٤٤٥ـ٤٦٦). وقفنامههاى متعدد مدرسه نیز اغلب در ١١٢٣ و ١١٢٤ تنظیم شدهاند (براى آگاهى از متن پانزده وقفنامه مدرسه رجوع کنید به سپنتا، ص١٢٠ـ٢٨٦). در مجموع، بناى اصلى مدرسه در ١١١٩ انجام یافته و در سالهاى بعد بر تزیینات آن افزوده شده است (رفیعى مهرآبادى، ص ٤٤٨). سلطان حسین در ذیحجه ١١١٨ محمدباقر خاتونآبادى* را به مدرّسى مدرسه برگزید (خاتونآبادى، همانجا)، اما افتتاح رسمى مدرسه و آغاز تدریس در آن چند سال به تعویق افتاد.
مدرسه سلطانى روز جمعه ١٠ رجب ١١٢٢، با حضور شاه و جمعى از علما و امرا و مشاهیر، رسمآ افتتاح شد (همان، تتمیم محمدسعید طباطبائى، ص ٥٥٩ـ٥٦٠؛ قس تبریزى، ص :٢٩١ رجب ١١٢١). خاتونآبادى (همانجا) شرح مفصّلى از این مراسم باشكوه ارائه كرده و اجتماع مجلس افتتاح را در دولت صفویه بیسابقه دانسته است. حجرههاى مدرسه در این مجلس، به تصدیق مدرّس مدرسه، میان طلاب تقسیم شد. سلطان حسین همچنین از خاتونآبادى خواست تا به عنوان مدرّس مدرسه، نخستین درس را آغاز كند، اما وى براى احترام و رعایت مقام علمى آقاجمالالدین خوانسارى* از او خواست كه اولین درس را بگوید و سپس خود برخى كتابهاى فقه و اصول را تدریس كرد (همان، تتمیم محمدسعید طباطبائى، ص ٥٦٠ـ٥٦١).
هدف از تأسیس این مدرسه، چنانكه از وقفنامه آن برمیآید، تعلیم علوم دینى بود، اما متولى بر تعظیم برخى شعائر، همچون برگزارى مجالس مذهبى در وفیات و اعیاد و افطار و احیا در رمضان، تأكید فراوان داشته و صدها تومان از درآمد موقوفات را به این امور اختصاص داده است (رجوع کنید به «رونوشت وقفنامه مدرسه سلطانى اصفهان»، ص ١٢٩ـ١٣٠، ١٦٢ـ ١٦٤، ١٩٩). حجرهاى نیز بهنام سلطان حسین در این مدرسه ساخته شده بود كه شاه گاه در آن جلوس و تدریس میكرد یا هنگام سركشى به مدرسه در آن فرود میآمد (رفیعى مهرآبادى، ص ٤٦٦ـ٤٦٧). انتساب این حجره به شاه حاكى از اهمیت مدرسه سلطانى نزد اوست.
نخستین متولى شرعى مدرسه سلطان حسین بود. او این سمت را پس از خود از آنِ پادشاه زمان دانسته است («رونوشت وقفنامه مدرسه سلطانى اصفهان»، ص ١٧٤). وقفنامه مدرسه جزئیات مهمى از نظام اداره و شرایط و وظایف عمومى اهل مدرسه در اختیار مینهد: بالاترین مقام ادارهكننده مدرسه متولى شرعى بود. او مدرّس، مستوفىِ سركار موقوفات، خادمباشى (یا سركارِ عمله) و كتابدار مدرسه را تعیین میكرد. مدرّس دومین مقام مدرسه بود. او علاوه بر نظارت بر گزینش طلاب و تقسیم حجرهها، «تفتیش احوال» و تصدیق «تدین و حسن خدمت» خدمه مدرسه را نیز برعهده داشت. مدرّس میتوانست، به تشخیص خود، محصلان بیصلاحیت را از مدرسه اخراج كند (همان، ص ١٦٧ـ١٧٠). طبیب مدرسه نیز به میل او و سایر طلاب از میان اطباى دربار برگزیده میشد (همان، ص ٢٢٣). اغلب قبوض مخارج و پرداختها نیز میبایست به مهر مدرّس میرسید (رجوع کنید به همان، جاهاى متعدد).
مدرّس در قبال این وظایف، سالیانه ٥٢ تومان و هفت هزار دینار حقالتدریس، و بیست تومان نیز «علاوه بر حقالتدریس» میگرفت (همان، ص ١٦٩، ١٩٨، ٢٧٦). مستوفىِ سركار موقوفات وظیفه نظارت بر موقوفات و تحصیل و ضبط درآمدهاى آن و نظارت بر هزینه كردن این درآمدها در امور مقرر در وقفنامه را برعهده داشت و مقررى او سالیانه دوازده تومان بود (همان، ص ١٦٧، ١٩٨).
خادمباشى، كه سركارِ عمله مدرسه بود، میبایست در اكثر یا تمام اوقات روز در مدرسه حاضر میبود و به نظم و پاكیزگى و حسن اجراى وظایف عمله رسیدگى میكرد. او هشت خدمتكار دائم و خدمه فصلى را سرپرستى میكرد و حقوقش سالیانه دوازده تومان و حقوق هر خدمتكار ٢٥ ریال بود. دو چراغى/ چراغچى، سه فراش، سه دربان، دو آبكش (حیاض)، یك باغبان و یك كفشدار نیز، با حقوق ٢٥ ریال در سال، زیر نظر خادمباشى مشغول به كار بودند (همان، ص ١٦٧ـ١٦٩، ١٨٦). كتابدار مدرسه نیز به دستور متولى انتخاب میشد. او میبایست در حفظ كتابهاى وقفى میكوشید و در اكثر اوقات مطالعه طلاب در خدمت آنان میبود. حقوق كتابدار سالیانه هفت تومان بود (همان، ص ١٦٧). تحویلدار مدرسه، یكى دیگر از كاركنان عالیمنصب بود كه سالیانه هفت تومان مقررى و سه تومان علاوه بر حقالسعى دریافت میكرد و وظیفهاش ضبط فرشها، مسینهآلات و ظروف و سایر اشیایى بود كه طلاب به امانت میبردند. وى همچنین تقسیم سوخت میان اهالى مدرسه را برعهده داشت (همان، ص ١٦٧، ١٨٦، ١٩٠).
محصلان مدرسه سلطانى نیز از موقوفات مدرسه وظیفه میگرفتند، مشروط بر آنكه «از فرقه محقّه ناجیه شیعه اثناعشریه كثرهم اللّه و صحیحالاعتقاد و متدین و ظاهرالصلاح بوده، به فساد اعتقاد و شرارت موصوف نباشند و حجره خود را معطل نگذارند و به تحصیل علوم دینیه مشغول باشند و موافق عادت و متعارف در آنجا سكنى نمایند و مدرّس مدرسه مباركه ایشان را در آن مدرسه جا داده، به جهت ایشان تعیین حجره نموده باشد» (همان، ص١٧٠). واقف موقوفات مدرسه در دو جاى وقفنامه (ص ١٦٩ـ١٧٠، ١٩٧ـ١٩٨) مبالغى را براى تقسیم میان حجرههاى طلاب معین كرده است. از میزان این مبلغ چنین برمیآید كه مدرسه ١٤٢ حجره قابل سكونت داشته است (قس خاتونآبادى، تتمیم محمدسعید طباطبائى، ص ٥٥٧، كه شمار حجرههاى مدرسه را در زمان تأسیس ١٥٠ باب دانسته است). واقف در مجموع ٥٠٠، ١ تومان تبریزى براى تقسیم میان حجرهها تعیین كرده است، بدینقرار كه به هر حجره، فارغ از آنكه یك یا دو تن در آن ساكن باشد، روى هم رفته روزانه دویست دینار تعلق گیرد، مازاد این تقسیم نیز بالسویه میان حجرهها قسمت شود و اگر درآمد موقوفات كمتر از حد معین باشد مقررى طلاب و مدرّس به یك نسبت كاهش یابد («رونوشت وقفنامه مدرسه سلطانى اصفهان»، همانجاها). یك تن از محصلان نیز به صلاحدید و تصدیق مدرّس به عنوان «رئیس طلبه» برگزیده شود و روزانه صد دینار بیش از دیگران به او داده شود (همان، ص ١٦٩ـ١٧٠). بدینترتیب، طلاب مدرسه سلطانى سالیانه در حدود ١ر٧ تومان مقررى داشتهاند. اگر گزارش خاتونآبادى (تتمیم محمدسعید طباطبائى، ص ٥٥٦) از مقررى سالیانه طلاب یك مدرسه معمولى آن دوره را معتبر بشماریم، طلاب مدرسه سلطانى درحدود سهونیم برابر سایر مدارس مقررى داشتهاند. آنان از مزایاى دیگرى نیز بهرهمند بودند؛ سلطانحسین موقوفات جداگانهاى وقف مدرسه كرد تا مخارج درمان اهل مدرسه سلطانى از محل درآمدهاى آن تأمین شود، یكى از پزشكان حاذق دربار را نیز به خدمت طلاب و مدرّس اختصاص داد («رونوشت وقفنامه مدرسه سلطانى اصفهان»، ص ٢١٨ـ٢٢٣). شاه به تأمین مایحتاج محصلان مدرسه اهتمامى ویژه داشت (رجوع کنید به تبریزى، همانجا). بانوى بنیانگذار مدرسه نیز به همراه گروهى از زنان هفتهاى یك بار به مدرسه میآمد، لباسهاى چرك ساكنان مدرسه را جمع میكرد و به جاى آن لباس تمیز میآورد (گوبینو، ص ٢٠١). شام و ناهار طلاب نیز گاه از آشپزخانه خاصه فراهم میشد. بیجهت نیست كه گفتهاند آسایش اهل مدرسه سلطانى چندان بود كه اغلب موجب خوشگذرانى و كاهلى آنان میشد (رجوع کنید به جابرى انصارى، ص ٢٩٩ـ ٣٠٠). گوبینوى فرانسوى نیز با ستایش از زیبایى و شكوه مدرسه، آنجا را محلى نامناسب براى تعلیم آموزه بیارزشىِ مال دنیا میداند (ص ٢٠١ـ٢٠٢).
طبق وقفنامه مدرسه، مازادِ بر مصرف مقرر از درآمد موقوفات، زیرنظر مدرّس و متولى، میبایست در امور دینى (از جمله فرستادن چند نفر به حجنیابى و زیارت اماكن متبرك، برگزارى مراسم سوكوارى و افطارى دادن به افراد مستحق) به تفصیلى كه در وقفنامه آمده، صرف میشد (رجوع کنید به «رونوشت وقفنامه مدرسه سلطانى اصفهان»، ص ١٢٨ـ١٢٩، ١٦٢ـ١٦٦، ١٩٩، ٢٣٢ـ٢٣٣). علوم جایزالتدریس، بنابه وقفنامه، محدود بوده است به حدیث اهل بیت، تفسیر، فقه و اصول و مقدمات آنها همچون صرف و نحو عربى و منطق و سایر علومى كه تعلیم و تعلم آنها مشروع است، مدرّس مدرسه نیز از «مباحثه كتب حكمتِ صرف و تصوف» برحذر داشته شده و ضمنآ تأكید گردیده است كه حداقل یك درس از «كتب مشهوره احادیث شریفه اهل بیت» همواره در برنامه درسى مدرسه باشد (همان، ص ١٦٩). متولى، مقررات مندرج در وقفنامه را شرایط دائم تحصیل و سكونت در مدرسه دانسته و فقط به متولیان آینده اجازه داده است تا با حفظ این شرایط دائم، براى افزایش «نظم امور مدرسه و اشتغال طلاب به تحصیل» در نوبت تولیت خود شرایطى موقت وضع كنند (همان، ص١٧٠). در هر صورت، در دورههاى بعد گزارشهایى از تدریس حساب و هندسه و نجوم و هیئت و حتى حكمت در این مدرسه وجود دارد (براى نمونه رجوع کنید به اولیویه، ص ١١٥؛ نیز رجوع کنید به ادامه مقاله).
شاهسلطانحسین كتابخانه مفصّلى نیز وقف مدرسه سلطانى كرد (براى وقفنامه كتابخانه رجوع کنید به جعفریان، ج ٢، ص ٧٤٦ـ ٧٤٨). به گزارش تحویلدار كتابخانه، میرزاحسینخان، در زمان حمله افغانها به اصفهان، مدرّس مدرسه سلطانى كتابهاى كتابخانه را در سرداب خانه خود پنهان كرد و بسیارى از آنها به مرور از بین رفت (تحویلدار، ص ٨١).
پس از برافتادن صفویه بهتدریج از عظمت مدرسه چهارباغ كاسته شد. بیتردید موقوفات پرشمار این مدرسه نیز آسیب و كاهش پذیرفت (رجوع کنید به جابرى انصارى، ص٣٠٠، ٣٠٤). اولیویه، دولتمرد و پزشك فرانسوى، كمتر از صد سال پس از تأسیس مدرسه آنجا را دیده است. به گزارش او (همانجا)، مدرسه چهارباغ كه پیشتر قریب چهار پنج هزار طلبه داشته، در اوایل حكومت فتحعلیشاه (حك : ١٢١١ـ١٢٥٠) بیش از چهارصد طلبه نداشته است. جناب اصفهانى (ص ٨٤) نیز شمار ساكنان مدرسه را در ١٣٠٢ش، ٥٥ تن ذكر كرده است. او همچنین حكایتى از اوایل دوره قاجار نقل كرده كه حاكى از افول حیات علمى مدرسه است. بنابر گزارش وى (ص٨٠)، هیچیك از طلاب مدرسه نمیدانستند چگونه بر جنازه نماز میت بگزارند و یك بار كه طلبهاى داوطلب این كار شد دو ركعت نماز مانند نماز صبح بر جنازه خواند و پس از آنكه این خبر به علماى نجف رسید، كسانى روانه اصفهان شدند و آموزش علوم دینى را احیا كردند.
از مدرّسان مشهور مدرسه چهارباغ، علاوه بر میرمحمدباقر خاتونآبادى و فرزندش میرمحمد كه در ١١٢٣ به نیابت از او و پس از وفات پدر در ١١٢٧ رسمآ مدرّس مدرسه شد (خاتونآبادى، تتمیم محمدسعید طباطبائى، ص ٥٦٤، ٥٦٩)، میرمعصوم خاتونآبادى (متوفى ١١٥٥) و میرابوالقاسم مدرّس خاتونآبادى (متوفى ١٢٠٣) بودند. مدرّس خاتونآبادى را مدرّس رسمى انتصابى حكمت در مدرسه چهارباغ دانستهاند. حجتالاسلام سید محمدباقر شفتى*، از مراجع تقلید پرنفوذ عصر (متوفى ١٢٦٠)، شیخ ابوالقاسم نورائى سِدِهى، فقیه و اصولى (متوفى ١٣٠٥/١٢٦٧ش)، آقا محمدرضا قمشهاى*، فیلسوف و عارف (متوفى ١٣٠٦)، شیخ اسداللّه قمشهاى، مدرّس حكمت و ریاضیات (متوفى ١٣٣٤/ ١٢٩٥ش) و سرانجام میرعبدالحسین خاتونآبادى، مشهور به سیدالعراقین (متوفى ١٣٥٠/١٣١٠ش) از مشهورترین مدرّسان این مدرسه تا پیش از تعطیلى آنجا در مدتى از دوره حكومت پهلوى اول بودند (رجوع کنید به موحد ابطحى، ج ٢، ص ١٤١ـ١٤٩).
مدرسه چهارباغ پس از شهریور ١٣٢٠ بازگشایى شد (همان، ج ٢، ص ١٤٦) و در ١٣٢٣ش به جاى كتابخانه قدیمى آن كتابخانهاى به نام كتابخانه فرهنگ ساخته شد (همان، ج ٢، ص ١٣٧).
پس از پیروزى انقلاب اسلامى، نام مدرسه چهارباغ و كتابخانه آن به «مدرسه علمیه امام جعفرصادق» و «كتابخانه عمومى امام جعفرصادق» تغییر یافت. این مدرسه هماكنون (١٣٨٦ش) از مدارس طلبهنشین حوزه علمیه اصفهان است.
منابع :
(١) گیوم آنتوان اولیویه، سفرنامه اولیویه، ترجمه محمدطاهر میرزا، چاپ غلامرضا ورهرام، تهران ١٣٧١ش؛
(٢) محمدزمانبن كلبعلى تبریزى، فرائد الفوائد: در احوال مدارس و مساجد، چاپ رسول جعفریان، تهران ١٣٧٣ش؛
(٣) حسینبن محمدابراهیم تحویلدار، جغرافیاى اصفهان، چاپ منوچهر ستوده، تهران ١٣٤٢ش؛
(٤) محمدحسن جابرى انصارى، تاریخ اصفهان و رى و همه جهان، (اصفهان) ١٣٢١ش؛
(٥) رسول جعفریان، صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، قم ١٣٧٩ش؛
(٦) على جناب اصفهانى، الاصفهان، به كوشش محمدرضا ریاضى، تهران ١٣٧٦ش؛
(٧) عبدالحسین خاتونآبادى، وقایع السنین و الاعوام، یا، گزارشهاى سالیانه از ابتداى خلقت تا سال ١١٩٥ هجرى، چاپ محمدباقر بهبودى، تهران ١٣٥٢ش؛
(٨) ابوالقاسم رفیعى مهرآبادى، آثار ملى اصفهان، تهران ١٣٥٢ش؛
(٩) «رونوشت وقفنامه مدرسه سلطانى اصفهان»، در عبدالحسین سپنتا، تاریخچه اوقاف اصفهان، اصفهان ١٣٤٦ش؛
(١٠) عبدالحسین سپنتا، همان منبع؛
(١١) ابوالحسنبن ابراهیم قزوینى، فوایدالصفویه: تاریخ سلاطین و امراى صفوى پس از سقوط دولت صفویه، چاپ مریم میراحمدى، تهران ١٣٦٧ش؛
(١٢) ژوزف آرتور گوبینو، سه سال در آسیا ١٨٥٥ـ ١٨٥٨، ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوى، تهران ١٣٦٧ش؛
(١٣) حجت موحد ابطحى، ریشهها و جلوههاى تشیع و حوزه علمیه اصفهان در طول تاریخ، اصفهان ١٤١٨؛
(١٤) لطفاللّه هنرفر، گنجینه آثار تاریخى اصفهان، اصفهان ١٣٥٠ش.
/ صابر اداك /
٢) معمارى. مدرسه چهارباغ در زمینى به مساحت ٨،٥٥٠ مترمربع با نقشه مستطیلشكل با ابعاد ٩٠ متر ×٩٥ متر با طرح چهار ایوانى و دو طبقه ساخته شده است (رجوع کنید به اسناد تعمیرات مدرسه چهارباغ موجود در مركز اسناد و مدارك سازمان میراث فرهنگى؛
نیز رجوع کنید به ایمانیه، ص ١٣٦). مدرسه دو ورودى دارد : ورودى اصلى در ضلع غربى خیابان چهارباغ است، ورودى دوم در ایوان شمالى مدرسه واقع شده كه قبلا ایوان را به بازارچه و كاروانسراى مجاور مدرسه مرتبط میساخته است (ارباب اصفهانى، ص ٧٠؛
هنرفر، ١٣٤٤ش، ص ٧٠٩). سردر ورودى اصلى، هفت متر عرض و شانزده متر ارتفاع دارد (خاتونآبادى، تتمیم محمدسعید طباطبائى، ص ٥٦٧) كه در دو طرف آن جرزى به پهناى چهار متر قرار دارد. قوس و حاشیه بیرونى سردر با كاشیهاى پیچ فیروزهاى رنگ بر پایههایى از سنگ مرمر گلدانى شكل، تزیین شده است. ازاره آن نیز از سنگ مرمر پوشیده شده است و در طرفین مدخل، دو سكوى مرمرى یكپارچه قرار دارد. نماى بیرون و داخل سردر با كاشیكارى، مقرنسكارى و كتیبههاى متعدد تزیین شده است (هنرفر، ١٣٤٤ش، ص ٦٨٩ـ٦٩١؛
رفیعى مهرآبادى، ص ٤٤٥ـ٤٤٦؛
نیكزاد امیرحسینى، ص ٢٤ـ٢٥). كتیبه سردر مدرسه، كه با كاشیهاى سفید معرق بر زمینه لاجوردى تزیین شده، به خط ثلث عبدالرحیم جزایرى به تاریخ ١٢٢٢ است (هنرفر، ١٣٤٤ش، ص ٦٨٨ـ٦٨٩). درِ ورودى اصلى بنا، كه در ١١٢٦ نصب شده، از دو لنگه ضخیم و یكپارچه، از چوب سدر ساخته شده و با نقره مرصع روكش گردیده و تزیینات فلزى آن كه كار عبداللطیف تبریزى است، از بهترین نمونههاى زرگرى و قلمزنى دوره صفوى به شمار میرود (دیولافوآ، ص ٢٥٧؛
نیكزاد امیرحسینى، ص ٢٥، ٢٨؛
مجدزاده صهبا، ص ١٩١). بر روى این در، كتیبههایى از آیات قرآن و حدیث و شعر به خط نستعلیق و نسخ محمدصالح اصفهانى وجود دارد (هنرفر، همانجا؛
رفیعى مهرآبادى، ص ٤٤٦ـ٤٤٨). در هر طرف در، یك ستون مرمر و بالاى آن تخته سنگى یكپارچه هست و میان دو ستون، درِ چوبى جدیدى به دستور میرعبدالحسین سیدالعراقین در ١٣٢٧ نصب گردیده كه در واقع حفاظى براى درِ قدیم بوده است. قطاربندیها، مقرنسكاریها، طاووسها و شمسههاى داخل سردر از بهترین كاشیكاریهاى معرق با زمینه لاجوردى است (هنرفر، ١٣٤٤ش، ص ٧١١ـ٧١٢؛
نیكزاد امیرحسینى، ص ٢٥، ٢٨). در جوانب سردر، هفده دهانه طاق دو طبقه با ازاره سنگى و تزیینات كاشیكارى قرار گرفته است. طاقهاى طبقه دوم ایوانهایى كوچكاند كه به حجرههایى ختم میشوند. این ایوانها تزیینات كاشى معرق داشتهاند كه اكنون قسمتهایى از آنها باقیمانده و بقیه بازسازى شدهاند. حجرههاى طبقه دوم، از طریق در و پنجرههاى گرهچینیشده چوبى، به ایوانهاى طبقه دوم راه دارند (رفیعى مهرآبادى، ص ٤٤٥؛
مجدزاده صهبا، ص ١٨٨). از طریق ورودى اصلى بنا میتوان به هشتى زیباى مدرسه راه یافت. هشتى با گنبد كمخیزى با زمینه آجرى و تزیینات كاشى فیروزهاى پوشش یافته و در اضلاع آن چهار درگاه بزرگ باز میشود: یكى به خارج، یكى به صحن و دو درِ دیگر به دهلیزها (دیولافوآ، همانجا). كف و ازاره هشتى از سنگ مرمر، و جرزها و طرفین درگاههاى آن با كاشیكارى معرق تزیین شده است. بر دیواره شرقى آن كتیبهاى به خط ثلث، از علینقى امامى، مشتمل بر حدیثى از پیامبر اكرم وجود دارد و دور تا دور هشتى، بالاى درگاهها و جلو پنجرههاى طبقه دوم، كتیبههایى به خط نستعلیقِ محمدصالح اصفهانى، مشتمل بر اشعارى از شاعرى متخلص به ازهرى، از شعراى قرن دوازدهم، در مدح بنا و بانى آن به چشم میخورد (هنرفر، ١٣٤٤ش، ص ٦٩٣ـ٦٩٥؛
رفیعى مهرآبادى، ص ٤٤٨ـ٤٥١). در این هشتى سنگابى از جنس سنگ سماق به تاریخ ١١١٠ وجود دارد كه بر بدنه خارجى آن صلوات بر چهارده معصوم علیهمالسلام به خط نستعلیقِ محمدمهدى الحسینى حجارى شده است (هنرفر، ١٣٤٤ش، ص ٦٩٥ـ٦٩٧؛
رفیعى مهرآبادى، ص٤٥٠ـ٤٥١؛
نیز رجوع کنید به فلاندن، ص ١٦٢). در دوره قاجار برخى حجرههاى این هشتى به كسبهاى اختصاص داشت كه انواع میوه، لبنیات و اغذیه را براى قهوهخانهاى كه مدرّسان و طلاب در آن غذا میخوردند، تدارك میدیدند (رجوع کنید به اوژن فلاندن؛
دیولافوآ، همانجاها).
هشتى از طریق دالانهایى در اضلاع جانبى ایوان غربى، به صحن مدرسه، كه مستطیلى به ابعاد ٥ر٥٥ متر×٥ر٦٥ متر است، راه مییابد (نیكزاد امیرحسینى، ص ٣٠؛
ریاحى، ص ٥٥ـ٥٦). این صحن نمونه كامل یك سازه معمارى چهار ایوانه ایرانى است. تمامى اطراف صحن با سنگ مرمر و جرزها و دیوارهاى صحن با كاشى پوشیده شده است. كف صحن سنگفرش است و در میانه و در محور شرقى ـ غربىِ صحن نهرى بزرگ و در اطراف آن محوطههاى درختكارى شده قرار دارد. این نهر، كه یكى از شعب زایندهرود به نام مادى فرشادى است، از زیر ایوان غربى وارد و از زیر ایوان شرقى خارج میگردد. حوض بزرگ صحن در جلو ایوان شمالى، در زمان تولیت سیدالعراقین ساخته شده است. در صحن مدرسه، مقابل ایوان جنوبى سنگاب دیگرى قرار دارد كه بعدها به این مكان آورده شده است (ارباب اصفهانى، ص ٦٩؛
هنرفر، ١٣٤٤ش، ص ٧٢١؛
ریاحى، ص ٥٦؛
نیكزاد امیرحسینى، همانجا؛
رفیعى مهرآبادى، ص ٤٥١). در وسط هر یك از چهار وجه صحن، یك ایوان قرار دارد. در اطراف ایوانها حجرههاى متحدالشكل و جلو هر حجره ایوانى سرپوشیده و داخل و قسمت پسین هر حجره، پستو یا صندوقخانه و نیز بالاخانه و تاقچههاى متعددى براى چیدن كتاب قرار دارد (سلطانزاده، ص ٢٩٢). در این مدرسه، برخلاف مدارس دیگر، ایوانچههاى طبقه اول حفظ شده و راهرویى باریك و دراز در پشت حجرهها براى ایجاد ارتباط ساخته شده است (پیرنیا، ص ٩٢). مدرسه، به جز اتاقهاى خدماتى، ١٣٤ حجره دارد كه درِ همه آنها به طرف صحن گشوده میشود (ایمانیه، ص ١٣٣؛
نیكزاد امیرحسینى، همانجا). دیوار حجرهها از سنگ مرمر و درهاى آنها چوبى است و در بالاخانههاى حجرهها روزنهاى مشبك چوبى تعبیه شده است. سقف و دیوار ایوان حجرهها نیز گچكاریهاى رنگى مختصرى دارد. كف حجرههاى طبقه اول حدود بیست سانتیمتر از صحن بالاتر است. اولین حجره ضلع شمالى مدرسه از طرف غرب، معروف به حجره شاه سلطان حسین، مشابه دیگر حجرههاست اما تزیینات و بخارى دیوارى زیبایى با حواشى طلاكارى شده دارد. گفتهاند وى ایام فراغت خود را در این حجره میگذرانده و با اهل علم به مباحثه دینى میپرداخته است (هنرفر، ١٣٤٤ش، ص ٧١٩ـ٧٢٠؛
رفیعى مهرآبادى، ص ٤٦٦ـ٤٦٧؛
ایمانیه، ص ١٣١). در كف این حجره زیلوى سیاه رنگى هست كه تاریخ ١١١٨ را دارد و شعرى مبنى بر موقوفه بودن آن در حاشیهاش بافته شده است (رفیعى مهرآبادى، ص ٤٦٧). در چهار كنج صحن مدرسه، چهار زاویه هشت وجهى بدون سقف، با كاركردهاى خاصى از جمله وضوخانه، گلخانه یا انبارى، قرار دارد كه از ابداعات معمار در این بناست.
ایوان جنوبى منتهى به گنبدخانه، مهمترین بخش بناست كه طول دهانه آن ٥ر٩، عرض آن ٨ و ارتفاع آن ١٦ متر است (ریاحى، ص ٥٦). بر نماى خارجى ایوان، كتیبهاى به خط ثلث به رنگ سفید بر زمینه لاجوردى به خط عبدالرحیم جزایرى، به تاریخ ١١١٢، قرار دارد و روى دو جرز دو طرف ایوان جنوبى، در یك شكل چهار ترنجى، خط بنّایى سیاه بر زمینه سفید به چشم میخورد (رفیعى مهرآبادى، ص ٤٦٢ـ٤٦٣). شبستان مسقف واقع در ضلع جنوبى مدرسه و ضلع شرقى گنبد، با درى منبتكارى شده به محوطه زیر گنبد ارتباط مییابد (ایمانیه، ص ١٣٤؛
رفیعى مهرآبادى، ص ٤٦٤). در این شبستان سه محراب با كتیبههایى به خط محمد مؤمن الحسینى و تاریخ ١١١٨ دیده میشود (هنرفر، ١٣٤٤ش، ص ٧١٦). گنبد مسجد دو پوش و از نوع گسسته نار است كه از نوك برنجى آن تا كف، ٣٧ متر ارتفاع دارد و سطح بیرونى آن با كاشیهاى ممتاز خشتىِ زرد، لاجوردى، سفید و حنایى بر زمینه فیروزهاى با استفاده از نقوش اسلیمىِ دهن اژدرى ساخته شده است (رجوع کنید به حقیق، ص ٣٣؛
نیكزاد امیرحسینى، ص ٣٣؛
پیرنیا، ص ٩٥؛
استیرلن، ص ١٥٢ـ١٥٤). درون گنبدخانه نیز كتیبهاى هست كه تاریخ ١١٢١ را نشان میدهد (رجوع کنید به هنرفر، ١٣٤٤ش، ص ٦٩٨ـ٦٩٩). دور تا دور بدنه اصلى زیر گنبد نورگیرهاى مشبك زیبایى به شكل طاقنما با پوشش كاشى ایجاد شده كه فضاى زیر گنبد را روشن میسازد. سقف گنبد از درون با كاشى معرق و اشكال اسلیمى ریز و پركارى به رنگ طلایى بر زمینه لاجوردى مزین شده است (حقیق، ص ٣٦، تصویر). فیلپوشهاى ایجاد شده در پایین گنبد، براى تبدیل چهار ضلعى به هشت ضلعى و سپس گنبد، با مقرنسهاى برجسته زیبا و كاشیهاى ریز تزیین شده است. درهاى محوطه مسجد در زیر گنبد خاتمكارى با نقش ترنج دارد (رجوع کنید به نیكزاد امیرحسینى، ص ٣٢ـ٣٣؛
دهمشگى و جانزاده، ص ٣١٩). كاشیهاى مارپیچ فیروزهاى دور تا دور بالاى محراب را پوشانده و مقرنسهاى بالاى محراب و درون آن نیز با كاشیكارى معرق تزیین شده است. در كنار این محراب، منبر مرمرین یكپارچه دوازده پلهاى به نشانه تقدس دوازده امام قرار دارد (ارباب اصفهانى، ص ٧٠؛
رفیعى مهرآبادى، ص ٤٦٤؛
ایمانیه، ص ١٣٤). در جلو گنبد و دو طرف ایوان جنوبى، دو مناره، هر یك به ارتفاع ٣٨ متر، و بالاى منارهها نیز گلدستههاى مشبك چوبى قرار گرفته كه تمامى بدنه آنها با كاشى فیروزهاى پرنقش و كتیبه پوشیده شده است (نیكزاد امیرحسینى، ص ٣٢؛
ایمانیه، ص ١٣٣؛
دهمشگى و جانزاده، همانجا؛
قس هنرفر، ١٣٣٥ش، ص ٧٥، كه ارتفاع منار را ٣٢ متر دانسته است). به نوشته جابرى انصارى (ص ٣٠٢)، سرمنارهها داراى قبههاى طلا بوده كه در قحطى ١٢٨٨ به غارت رفته است. در جانب شمالى صحن، ایوان رفیعى با دهانه عریض قرار دارد كه از مختصات آن كاشیهاى هفت رنگ، پنجره تزیین شده با كاشى معرق و درى نفیس است. بر نماى خارجى این ایوان و نیز هلال طاق آن كتیبههایى به خط ثلث به رنگ سفید بر زمینه لاجوردى، به خط علینقى امامى و به تاریخ ١١١٩، وجود دارد (هنرفر، ١٣٤٤ش، ص ٧٠٩، ٧١٢ـ٧١٣). در جانب شرقى این ایوان، سنگ شاخصى (براى تعیین ظهر حقیقى و قبله) وجود دارد كه سید جلالالدین طهرانى در ١٣١١ش آن را نصب كرده است (رفیعى مهرآبادى، ص ٤٦٧ـ٤٦٨).
ایوان شرقى مدرسه نیز كاشیهاى پركار و اشكال هندسى زیبا دارد. دیواره انتهایى این ایوان با طرحهاى هندسى و هشت ضلعیهایى تزیین یافته و درون هر هشت ضلعى دعاهایى به خط مَعقَلى (نوعى تزیین با تلفیق آجر و كاشى؛
براى اطلاعات ببیشتر رجوع کنید به كاشیكارى*) نوشته شده است. در دو بدنه كنارى این ایوان نیز در زمینه فیروزهاى، آیات قرآن به خط معقلى و بر پیشانى آن، خط ثلث به رنگ سفید بر زمینه لاجوردى نقش بستهاست (هنرفر، ١٣٤٤ش،ص٦٩٦ـ٧٠١، ٧١٥ـ ٧١٨). مدرسه چهارباغ، به لحاظ تناسب معمارى بنا و زرگرى و قلمزنىِ درِ مجلل و كاشیكارىِ متنوع، از بهترینبناهاى دورهصفوى محسوب میشود (رجوع کنید به همو، ١٣٥٧ش، ص ٤٧) و از دیرباز، بازدیدكنندگان خارجى به آن توجه خاصى داشتهاند (براى نمونه رجوع کنید به فلاندن، ص ١٦٢ـ١٦٣؛
دیولافوآ، ص ٢٥٦ـ٢٥٩؛
گوبینو، ص ٢٠١ـ ٢٠٢). هانرى استیرلن (ص ١٥٤ـ١٥٥) در ستایش این مدرسه گفته است كه معمارى دوره شاه عباس صفوى گویاى بیپیرایگى شكلها و تزیینات است، اما معمارى اواخر دوره صفوى متحول شده و تزییناتش بسیار متنوع است. به عقیده وى، در سازههاى دوران شاه سلطان حسین، بهویژه مدرسهها، مجموعآ سبكى كاملا متفاوت پدید آمده به گونهاى كه شاید این مدرسه جذابترین آفرینش هنرى و معمارى در ایران باشد.
مرمت و بازسازى مدرسه از بدو تأسیس مورد توجه بانیان آن قرار داشت و در وقفنامه مدرسه بودجهاى براى آن در نظر گرفته شده بود (براى نمونه رجوع کنید به سپنتا، ص ١٥٩ـ١٦١). براساس سندى از دوره قاجار، تعمیر سالانه مدرسه، از وظایف متولى مدرسه بوده است (رجوع کنید به پیشنماززاده، ص ٢٣٥). با این حال، بیشترین صدمه در همین دوره به بنا وارد شده است (رجوع کنید به لوتى، ص ٢١٢ـ٢١٤) و فقط در اواخر این عهد بود كه به مرمت آن توجه شد (رجوع کنید به گدار، ص ٣٣١). در این خصوص تعمیرات دوران سیدالعراقین بین سالهاى ١٣٣٤ تا ١٣٤٦ شایان ذكر است. از ١٣١٤ش به بعد، اداره فرهنگ و اوقاف اصفهان مرمت بنا را بهعهده گرفت (هنرفر، ١٣٤٤ش، ص ٧١١ـ٧١٢، ٧٢١ـ٧٢٢؛
نیكزاد امیرحسینى، ص ٣٥ـ٣٦). در یكصد سال اخیر، تعمیرات و بازسازیهاى گوناگونى در تزیینات كاشیكاریها، پوششها، سنگفرش صحن و ایوانهاى جلو حجرهها صورت گرفته و تعدادى از درها و پنجرههاى چوبى نیز تعویض یا بازسازى شدهاند (رجوع کنید به اسناد تعمیرات مدرسه چهارباغ، موجود در مركز اسناد و مدارك سازمان میراث فرهنگى).
این بناى نفیس در ١٥ دى ١٣١٠ به شماره ١٠٩ در فهرست آثار تاریخى ایران به ثبت رسید (گدار، ص٣٣٠، پانویس ١؛
مشكوتى، ص ٥٨؛
رفیعى مهرآبادى، ص ٤٦٩).
منابع :
(١٥) محمدمهدیبن محمدرضا ارباب اصفهانى،نصف جهان فى تعریف الاصفهان، چاپ منوچهر ستوده، تهران ١٣٦٨ش؛
(١٦) هانرى استیرلن، اصفهان: تصویربهشت، ترجمه جمشید ارجمند، تهران ١٣٧٧ش؛
(١٧) مجتبى ایمانیه، تاریخ فرهنگ اصفهان، اصفهان: دانشگاه اصفهان، (بیتا.)؛
(١٨) محمدكریم پیرنیا، آشنایى با معمارى اسلامى ایران : ساختمانهاى درونشهرى و برونشهرى، تدوین غلامحسین معماریان، تهران ١٣٧١ش؛
(١٩) قدرتاللّه پیشنماززاده، «(درباره) كتابچه مشخصات مدارس اصفهان»، در اشراقینامه، زیرنظر محمد دبیرسیاقى، قزوین: حدیث امروز، ١٣٨١ش؛
(٢٠) محمدحسن جابرى انصارى، تاریخ اصفهان و رى و همه جهان، (اصفهان) ١٣٢١ش؛
(٢١) فضلاللّه حقیق، «مدرسه چهارباغ اصفهان»، ایران امروز، سال ٢، ش ١١ (بهمن ١٣١٩)؛
(٢٢) عبدالحسین خاتونآبادى، وقایع السنین و الاعوام، یا، گزارشهاى سالیانه از ابتداى خلقت تا سال ١١٩٥ هجرى، چاپ محمدباقر بهبودى، تهران ١٣٥٢ش؛
(٢٣) جلیل دهمشگى، على جانزاده، جلوههاى هنر در اصفهان، (تهران) ١٣٦٦ش؛
(٢٤) ژان پل راشل دیولافوا، سفرنامه مادام دیولافوا: ایران و كلده، ترجمه ونگارش علیمحمد فرهوشى، تهران ١٣٦١ش؛
(٢٥) ابوالقاسم رفیعى مهرآبادى، آثار ملى اصفهان، تهران ١٣٥٢ش؛
(٢٦) محمدحسین ریاحى، «مدرسه چهارباغ»، فرهنگ اصفهان، سال ١، ش ١ (پاییز ١٣٧٤)؛
(٢٧) عبدالحسین سپنتا، تاریخچه اوقاف اصفهان، اصفهان ١٣٤٦ش؛
(٢٨) حسین سلطانزاده، تاریخ مدارس ایران : از عهد باستان تا تأسیس دارالفنون، تهران ١٣٦٤ش؛
(٢٩) اوژن ناپلئون فلاندن، سفرنامه اوژن فلاندن به ایران، ترجمه حسین نورصادقى، تهران ١٣٥٦ش؛
(٣٠) آندره گدار، «اصفهان»، در آثار ایران، اثر آندره گدار و دیگران، ترجمه ابوالحسن سروقد مقدم، ج ٤، مشهد: بنیاد پژوهشهاى اسلامى، ١٣٦٨ش؛
(٣١) ژوزف آرتورگوبینو، سه سال در آسیا ١٨٥٥ـ ١٨٥٨، ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوى، تهران ١٣٦٧ش؛
(٣٢) پیرلوتى، سفرنامه به سوى اصفهان، ترجمه بدرالدین كتابى، (تهران ?١٣٧٠ش)؛
(٣٣) جواد مجدزاده صهبا، «مدرسه چهارباغ»، مهر، سال ٧، ش ٣ (آذر ١٣٢١)؛
(٣٤) نصرتاللّه مشكوتى، فهرست بناهاى تاریخى و اماكن باستانى ایران، تهران ١٣٤٩ش؛
(٣٥) كریم نیكزاد امیرحسینى، تاریخچه ابنیه تاریخى اصفهان، اصفهان ١٣٣٥ش؛
(٣٦) لطفاللّه هنرفر، راهنماى انبیه تاریخى اصفهان، اصفهان ١٣٣٥ش؛
(٣٧) همو، راهنماى شهر اصفهان، تهران ١٣٥٧ش؛
(٣٨) همو، گنجینه آثار تاریخى اصفهان، اصفهان ١٣٤٤ش.
/ محمود طاووسى /