دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣١١٩
تاریخ غیاثی ، کتابی متعلق به سدة نهم و دهم ، در تاریخ عمومی ، به عربی ، نوشتة عبداللّه بن فتح اللّه بغدادی مشهور به غیاثی * . این کتاب در یک مقدمه و شش فصل ، به رویدادهای تاریخی از آغاز خلقت تا ٨٩١ می پردازد (غیاثی ، مقدمة حمدانی ، ص ١٧). عناوین فصلها عبارت است از: انبیا و اولیا، پادشاهان ایران ، خلفای اسلام ، پادشاهان اسلام در زمان عباسیان ، اخبار پادشاهان ترک و مغول ، و یاد سیدمحمد مُشَعشَع (متوفی ٨٧٠).
از این کتاب فقط فصل پنجم آن (اخبار پادشاهان مغول و ترک ) موجود است که مؤلف این فصل را به هفت طایفه (دولت ) تقسیم کرده است : چنگیزخانی ، شیخ حسنیه (جلایریه )، مظفریه ، چَغَتای ، قراقوینلو (بارانیه )، چرکسیان در سرزمین شام و آق قوینلو (بایَندُریه ؛ غیاثی ، مقدمه ، ص ١٧ـ ١٨). اختصار یا گسترش مطالب ، حجم فصلهای کتاب را متفاوت کرده است ، چنانکه فصل سوم در نوزده صفحه (ص ١٤٧ـ ١٦٥) و فصل پنجم صدویک صفحه است (ص ٢٣٧ـ٣٣٧).
تاریخ دقیق نگارش کتاب مشخص نیست . به نظر می رسد غیاثی در دهة نخستین سدة دهم و اندکی پس از آن زنده بوده است و تألیف این کتاب تا آن زمان ادامه داشته است ، زیرا در فهرست کتاب خود به ظهور سیدمحمدبن فَلاح مُشَعشَعی (متوفی ٩٢٠) و پیروان او اشاره کرده است (غیاثی ، ص ٢٧٣ به بعد) و وقایع دوران آنان را در جزائر، تا ٧٠١ ( اِحْدی ' و سبعمائة ) ذکر می کند که با توجه به قیام سیدمحمد فلاح در حدود نیمة سدة نهم ، می توان گمان برد که تاریخ ذکرشدة سبعمائه (هفتصد) تصحیف تسعمائه (نهصد) باشد. همچنین مؤلف در بارة حکومت فرزندان ابوسعید گورکان تا ٨٠٧ سخن گفته است که به نظر می رسد این تاریخ هم تصحیف ٩٠٧ باشد، زیرا علی بن سلطان محمودبن سلطان ابوسعید، آخرین پادشاه چغتایی ، را در همین سال شیبک خان (حک : ٩٠٦ـ ٩١٥ یا ٩١٦) به قتل رساند (همان ، ص ٢٣٣، مقدمه ، ص ٩).
تاریخ غیاثی ارزش تاریخی بسیاری دارد، از جمله اطلاعات مهمی در بارة سقوط بغداد به دست هولاکو در ٦٥٦ و وقایع پس از آن تا ٨٩١ و یگانه منبع عربی در این باب است ، ازینرو قاضی نوراللّه شوشتری (رجوع کنید به ج ٢، ص ٣٩٥ـ٤٠٢)، احمد کسروی (ص ١٣) و کاسکل (ص ٤٨ـ٩٣) ــ که بتفصیل به رخدادهای دوران سیدمحمد مشعشع پرداخته اند ــ به تاریخ غیاثی توجه داشته اند (برای اطلاعات بیشتر در این زمینه رجوع کنید به اشمیت ـ دومون ، ص ١٠ به بعد). عباس عَزّاوی در تاریخ العِراق بینَ اِحْتلالَـیْن (ج ٣، ص ١٠٩ـ١١١، ٢٦٢ـ٢٦٣، و جاهای دیگر) مطالب بسیاری از تاریخ غیاثی اقتباس کرده است ، لیکن برخی مطالب که او به تاریخ غیاثی نسبت داده است در آن وجود ندارد (غیاثی ، مقدمه ، ص ١٠). شاید عزّاوی آن مطالب را از مجالس المؤمنین (شوشتری ، ج ٢، ص ٣٧٠، ٣٩٥) یا مجموعة الانوار اقتباس کرده و به غیاثی نسبت داده باشد (عزّاوی ، ١٣٦٩ش ، ج ٣، ص ١٦١؛ غیاثی ، مقدمه ، ص ١٠ـ١١).
غیاثی رویدادهای روزگار خود را با تعیین ساعت و روز و ماه و سال ذکر کرده و گاهی تاریخها را با نام ماههای مغولی و گاه با نام برجهای فارسی آورده و در برخی موارد ماه قمریِ مطابق با آن را نیز ذکر کرده است (مثلاً رجوع کنید به ص ١٠٩، ١٧٦، ١٩١ـ١٩٢، ١٩٩، مقدمه ، ص ١٩). برخی از تاریخهای ذکرشده دقیق نیست ، بویژه در بارة رویدادهایی که غیاثی معاصر آنها نبوده است (مثلاً رجوع کنید به ص ٤٦ـ٤٧، ٧٥، ٢٣٠، ٢٣٣)، مثلاً مدت حکومت سلطان حسین جلایری یک سال ذکر شده ، حال آنکه وی هشت سال حکومت کرده است (ص ١٠١). در تاریخ غیاثی در بیان برخی مطالب ، مبالغه شده است ؛ مثلاً در شرح پیروزی تیمور بر بغداد در ٨٠٣، آمده است که بغداد منقرض شد («انقرضوا أهل بغداد فی هذه القتلة »، ص ١٢٦ـ١٢٧)، یا در بارة بیماری وبا که در ٨٤١ در بغداد و مناطق نزدیک آن شیوع یافت ، نوشته شده است که یک تن هم در بغداد زنده نماند (ص ٢٧٠). البته در مواردی به سبب نبودن منابع دیگر، نمی توان این مطالب را نفی یا اثبات کرد.
غیاثی بسیاری از رویدادهای تاریخی را متأثر از وضع ستارگان دانسته (رجوع کنید به ص ٩٧، ١٢٧، ١٧٦، ٢١٦ـ٢١٧) و به دانشهای مرتبط با علوم فلکی نیز پرداخته است (همان ، مقدمه ، ص ٢١). وی در بیان مطالب مربوط به گذشتگان ، تعصب نداشته و از همة حاکمانی که به حُسن سیرت معروف بوده و کارهای نیکی انجام داده بوده اند، به نیکی یاد کرده ، اما در بارة دولتهای معاصر خود تعصب نشان داده است (ص ٦١ـ٦٢، مقدمه ، ص ٢٢)؛
مثلاً فرمانروایان آق قوینلو را ستوده (ص ٢٩٣ـ ٢٩٥، ٣٠٢، ٣٩١ـ٣٩٢)، اما فرمانروایان قراقوینلو را نکوهش کرده است (ص ٢٤٧ـ ٢٤٨، ٢٥٣ـ٢٥٤، و جاهای دیگر).
نثر تاریخ غیاثی ، زبان عامیانة عربی متأثر از عجمی آن وقت عراق را نشان می دهد. در این کتاب ، بسیاری از واژه ها اِعراب ندارند، که مشخص نیست خود مؤلف آنها را به این صورت نوشته است یا نسخه پرداز (برای اطلاع بیشتر از نثر کتاب رجوع کنید به غیاثی ، مقدمه ، ص ٢٢ به بعد؛
اشمیت ـ دومون ، ص ١٨ـ٢٤؛
عزّاوی ، ١٣٧٦، ج ١، ص ٢٤٩). همچنین در آن اصطلاحات و کلمات و جملات فارسی مانند شاهزادکیه ، طشت ، لشکرگاه ، البیشکشات ، تاج زر بر سر نهاد، قلندرخانه ، کمر شمشیر، درویش ، نیم روز (ص ٤٧، ١٠٩، ١٦٤، ٢١٣، ٢٥٠، ٢٥٣، ٣٣٢، ٣٨٤، و جاهای دیگر)، واژه های مغولی و ترکی مانند تَمغا ، قول ، اردو ، یاغیه ، یراق ، ایلغار ، الکُمَک قراول و ایلچی (ص ٥٤، ٥٥، ٦٢، ١١٠، ١٨٤، ٢٠٤، ٢٠٩، ٢٥٤، ٣٣٤، و جاهای دیگر) و برخی کلمات هندی و کُردی مانند کوتوال ، رهوال و کَپْنَک به کار رفته است (ص ٢٠١، ٣٠٠، ٣٣٢؛
نیز رجوع کنید به مقدمه ، ص ٢٥؛
اشمیت ـ دومون ، همانجا).
مؤلف گاه ابیات فارسی (رجوع کنید به ص ٨٩، ١٢١، ١٣٥) و ترکی (ص ١٣٤) و ملمّع آورده که مادّه تاریخ برخی حوادث است ، مانند «هفده شعبان شده تاریخ آبد/ فی درک الاسفل بئس المقام » (ص ١٣٠) که سال ٨٠٧، تاریخ درگذشت تیمور، را نشان می دهد (غیاثی ، مقدمه ، ص ٢٦).
غیاثی برای تألیف کتاب خود از منابع متعددی استفاده کرده که در پیشگفتار به برخی از آنها اشاره نموده است ، از جمله نظام التواریخ قاضی ناصرالدین بیضاوی (متوفی ٦٨٥ یا ٦٩٢؛
رجوع کنید به غیاثی ، ص ٤٢، ٤٤ـ ٤٥، مقدمه ، ص ٢٧ـ ٢٨) و ظفرنامة شرف الدین علی یزدی در شرح وقایع عصر تیموری (غیاثی ، ص ١٥٥ـ ١٦٥، ٢١٥). غیاثی ، به گفتة خودش ، آنچه را که از زمان شیخ حسن ایلخانی تا روزگار خودش ، آورده از کتابی نقل نکرده ، بلکه آنها را از حواشی و اوراقی یاد کرده که بیشتر آنها از زبان راویان بوده است (غیاثی ، مقدمه ، ص ٢٩؛
برای اطلاع بیشتر در بارة منابع مورد استفادة غیاثی رجوع کنید به اشمیت ـ دومون ، ص ٢٤ـ ٢٩). او همچنین به روابط خود با بزرگان و اطلاعاتی که از ایشان یا کتابها به دست آورده ، اشاره کرده است (غیاثی ، ص ١٠٩). مؤلف ، به برخی از کتابهایی که از آنها بسیار استفاده کرده اشارة اندکی کرده است ، مثلاً در بارة تیموریان می گوید که گزارشهای این طایفه را از شرف الدین یزدی و آغاز آن را اندکی از کتابی دیگر گرفته است که مقصود او کتاب اِنْباءالغُمر بِاَبناءالعُمر ابن حجر عسقلانی (متوفی ٨٥٢) است (غیاثی ، مقدمه ، ص ٢٧). همچنین در بارة عراق (ص ٨٦ ـ٨٩، ٩٩ به بعد)، آل مظفر (ص ١٤٧ـ ١٤٨، ١٥١ـ ١٥٥)، ممالیک (ص ٣٤٥ به بعد) و قراقوینلوها (ص ٢٣٧ـ ٢٣٨) اطلاعاتی داده که بیشتر آنها را از انباءالغمر نقل کرده است . این مطالب گاه کلمه به کلمه ، گاه با اندکی اختصار یا با تغییراتی ذکر شده است که شاید کار کاتبان باشد (غیاثی ، مقدمه ، ص ٢٨ـ٢٩؛
اشمیت ـ دومون ، ص ٣١). از دیگر منابع غیاثی کتاب الهدایة از زین الدین علی بن الب ارسلان سلجوقی است که از آن هم فقط یک بار در فصل جلایریان در شرح جنگ میان علی پادشاه و شیخ حسن بزرگ یاد کرده است (غیاثی ، ص ٨٢؛
اشمیت ـ دومون ، ص ٣٠ـ٣١). از این کتاب و زندگی مؤلف آن اطلاعی در دست نیست (غیاثی ، مقدمه ، ص ٢٩).
بخشی از مطالب تاریخ غیاثی بر اساس شنیده های مؤلف از مردم است (ص ٢١٥)؛
منابع شفاهی از مهمترین منابع او بوده است (غیاثی ، مقدمه ، همانجا). او به منابع دیگری نیز اشاره کرده و می گوید که در برخی تواریخ (ص ٨٢) یا در برخی اخبار چنین آمده است (ص ١٣٢)، ولی این اشاره ها، اهمیت منابع مورد استفادة وی را مشخص نمی سازد، مثلاً هنگام بحث از نوادگان تیمور می گوید که چون ایشان از کشور ما دور بودند، ما از سرگذشت ایشان آگاهی نداریم و آنچه از اخبار ایشان به دست آورده ایم در این اوراق ثبت می نماییم (ص ٢١٦، ٣٣٧) و در بارة طایفة آق قوینلو می گوید از اخبار ایشان جز اندکی به ما نرسیده است (ص ٣٣٧). گاه اطلاعات نقل شده در این کتاب نامفهوم و مبهم است (مثلاً رجوع کنید به نقل قولی از عبدالرحمان جامی ، ص ٢٢٨؛
نیز رجوع کنید به مقدمه ، ص ٣٠).
ارزش این کتاب در ذکر رویدادهایی است که مؤلف ناظر آنها بوده است و آن مطالب در منابع دیگر یافت نمی شود (همان مقدمه ، ص ٣٢). در بخش به جا مانده و منتشرشدة تاریخ غیاثی گزارش دولتهایی آمده است که از ٦٥٦ تا ٨٩١ بر عراق عرب و عجم ، سوریه (شامات )، مصر و عثمانی حکومت می کرده اند، اما بیشتر مطالب این بخش در بارة عراق است که مؤلف به آن دلبستگی خاص داشته است و گزارشهای مهمی در بارة آبادانی بغداد در روزگار جلایریان (ص ٩٠، مقدمه ، ص ٣٢)، روابط جلایریان با شاه محمد فرزند قرایوسف قراقوینلو (حک : ٨١٠ـ٨٢٣) و اوضاع عراق در روزگار او آورده است . تاریخ غیاثی یگانه منبعی است که به اخبار عراق در دورة حکومت محمدو اسپندمیرزا از ٨١٤ تا ٨٤٨ پرداخته است (ص ٢٤٤ـ ٢٤٥، ٢٦٠ به بعد؛
نیز رجوع کنید به مقدمه ، ص ٣٢ـ٣٣). او در بارة مشعشعیان (خاندانی از فرمانروایان عرب در خوزستان ، حک : ٨٤٥ ـ٩١٤) و روابط آنان با قراقوینلوها (حک : ٧٨٠ـ٨٧٤) و آق قوینلوها (حک : ٧٨٠ـ ٩٠٨) و آمدن سلطان علی مشعشعی به نجف و کربلا و برداشتن آثار گرانبها مانند قندیلها و شمشیرها و رفتن او به حِلّه شرح مفصّلی داده است (ص ٢٧٣ـ٢٧٧، ٣٠٧ـ٣١٢، مقدمه ، ص ٣٣). غیاثی ذکر کرده که در حلب ، سر جهانشاه قراقوینلو * (حک : ٨٣٩ ـ٨٧٢) را پس از کشته شدنش دیده است (ص ٢٩٩).
از دیگر گزارشهای بسیار مفید تاریخ غیاثی اینهاست : شرح مناسبات پیرمحمد تواجی و حسن علی بن زینل و شاه منصوربن زینل با دولت آق قوینلوها تا ٨٨٣ (ص ٣٣١ـ٣٣٧)، اطلاعاتی در بارة جنگ عثمانیان و ممالیک در عصر بایزید دوم (٨٨٦ ـ ٩١٨) و قایِتبای (متوفی ٩٠٢) در ٨٩١ (ص ٣٦٦ـ٣٦٩) که در منابع عربی و ترکی وجود ندارد (همان مقدمه ، ص ٣٤) و مطالبی در بارة زندگی اقتصادی ، اجتماعی ، اداری و فرهنگی که از ارزشهای ویژة تاریخ غیاثی است . از مهمترین مسائل اقتصادی که در این کتاب در بارة آن بحث شده ، اجرای نظام مالی است که اوزون حسن (حک : ٨٧١ ـ٨٨٣) مقرر داشت و بر پایة آن در تمغا * تجدیدنظر کرد (غیاثی ، ص ٣٩١، مقدمه ، ص ٣٥؛
قس مینورسکی ، ص ٢٢٩؛
هینتس ، ص ١٧٧)، همچنین به برخی جنبه های اجتماعی مردم عراق در بارة مراسم ازدواج و ختنه سوران (ص ١٠٤) و برخی رفتارهای ناشایست حکّام (رجوع کنید به ص ٣١٨) اشاره کرده است . غیاثی در گزارش مسائل اجتماعی از «قانون نامة » اوزون حسن یاد کرده که به موجب آن ، آیین دادرسی میان مردم و دستور اجرای آن را در سرتاسر کشور داده بود (ص ٣٩٢). غیاثی ، نام برخی مناصب اداری را که در زمان خودش رایج بوده و پس از آن نیز باقی مانده و چه بسا نام دیگر یافته ، ثبت کرده است ، مانند صاحب دیوان ، اتابک ، طواشی ، داروغه ، شحنه ، تمغاچی ، مُجیب الغلّه و محصّل (ص ٤٤، ٤٨، ٩١، ١٣٣، ١٥٧، ٢٥٠، ٢٧١ـ٢٧٢، ٣١٥، مقدمه ، ص ٣٦ـ٣٧). همچنین القاب نظامی را ذکر کرده است ، مانند نوین ، اُلُوس و امیر (مقدمه ، ص ٣٧).
اطلاعات ما از اوضاع فرهنگی آن دوره بسیار اندک است ، اما غیاثی در این کتاب بتفصیل به آن پرداخته است ، مانند گزارش در بارة مدرسة امیراسماعیل ، مدرسة مرجانیه و دارالشفا، مدرسة مخدوم شاه و مدرسة خواجه مسعود (ص ٩٠ـ٩٤، ٩٦).
این کتاب از روی تنها نسخة خطی آن به شمارة ١٧٣٨ در کتابخانة موزة عراق ، به چاپ رسیده است . از روی این نسخة خطی ، چند نسخة مصور تهیه شده است که برخی از آنها به صورت ریزفیلم است . نسخة دیگری از آن در کتابخانة الدراسات العلیا، در دانشکدة ادبیات دانشگاه بغداد موجود است که عبدالرزاق بغدادی آن را از نسخة کتابخانة موزة عراق استنساخ کرده ، اما وی بسیاری از واژه ها را تصحیح کرده و تغییر داده و به اصل آن هیچ اشاره ای نکرده است .
نسخة خطی تاریخ غیاثی دارای ٣١٦ برگ است . برخی از قسمتها افتادگی دارد (رجوع کنید به ص ١٢٩، ٣٧٠) و برخی برگها بعد از صفحة ٣١٦ افتاده است . به سبب افتادگی و پارگی پایان نسخه ، تاریخ استنساخ آن را نمی دانیم ، اما پیداست که خط آن قدیمی است و چه بسا در زمان خود مؤلف استنساخ شده باشد (غیاثی ، مقدمه ، ص ١٢ـ١٤؛
اشمیت ـ دومون ، ص ٤ـ٦).
بخش اخبار قراقوینلو و آق قوینلو از فصل پنجم تاریخ غیاثی را نخستین بار ماریانه اشمیت ـ دومون به آلمانی ترجمه کرد و به همراه متن عربی با عنوان > حکمرانان ترکمن سدة پانزدهم در ایران و بین النهرین بر اساس تاریخ الغیاثی < و با مقدمه ای عالمانه ، در فرایبورگ در ١٣٥٩ش / ١٩٧٠ منتشر کرد. طارق نافع حمدانی متن کامل فصل پنجم تاریخ غیاثی را با مقدمه ای مفصّل در بغداد در ١٣٥٤ش / ١٩٧٥ به چاپ رسانده است .
منابع :
(١) نوراللّه بن شریف الدین شوشتری ، مجالس المؤمنین ، تهران ١٣٥٤ش ؛
(٢) عباس عزّاوی ، تاریخ العراق بین احتلالین ، بغداد ١٣٥٣ـ ١٣٧٦/ ١٩٣٥ـ١٩٥٦، چاپ افست قم ١٣٦٩ش ؛
(٣) همو، التّعریف بالمورّخین ، ج ١: فی عهد المغول و الترکمان ، بغداد ١٣٧٦/ ١٩٥٧؛
(٤) عبداللّه بن فتح اللّه غیاثی ، التاریخ الغیاثی : الفصل الخامس من سنة ٦٥٦ ـ ٨٩١ ه / ١٢٥٨ـ١٤٨٦م ، چاپ طارق نافع حمدانی ، بغداد ١٩٧٥؛
(٥) احمد کسروی ، تاریخ پانصد سالة خوزستان ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٦) W. Caskel, "Ein Mahd ¦âdes ١٥. Jahrhunderts. Saijid Muh ¤ammad ibn Fala ¦h ¤ und seine Nachkommen", Islamica , ٤ (١٩٣١);
(٧) Walther Hinz, "Das Steuerwesen Ostanatoliens im ١٥. und ١٦. Jahrhundert", ZDMG , ١٠٠ (١٩٥٠);
(٨) V. Minorsky, Iranica: twenty articles: "The Aq-Qoyunlu and land reforms", Tehran ١٩٦٤;
(٩) Marianne Schmidt-Dumont, Turkmenische Herrscher des ١٥. Jahrhunderts in Persien und Mesopotamien nach dem Ta ¦r i ¦h ¤al-G iya ¦t ¢ i ¦, Freiburg ١٩٧٠.
/ رضا رضازاده لنگرودی /