دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٩٥٨
رُستاق ، خش، دهستان و آبادياى در شهرستان داراب؛ در گذشته ناحيه و شهرى در كوره دارابگرد.
١) بخش رستاق. در مشرق شهرستان داراب واقع است. از شمال به بخش قطرويه در شهرستان نيريز و بخش مركزى شهرستان سيرجان در استان كرمان، از مشرق به بخش مركزى شهرستان حاجيآباد در استان هرمزگان، از جنوب به بخش فورگ و از مغرب به بخش مركزى (هر دو در شهرستان داراب) محدود ميشود و مشتمل است بر دو دهستان به نامهاى رستاق و كوهستان.
از مهمترين كوههاى آن بيْدسَرى (بلندترين قله ح ٦٩٧،٢ متر)، انجيربند (بلندترين قله ح ٤٢٨،٢ متر) و چاهزرد (بلندترين قله ح ٣٤٨،٢ متر) است (فرهنگ جغرافيائى كوههاى كشور، ج ٣، ص ٢٣٢، ٢٤١، ٢٥٥). رود مهمى در بخش رستاق جريان ندارد. اهالى بخش رستاق علاوه بر كشاورزى، باغدارى و دامدارى به پرورش زنبورعسل و از صنايعدستى به قاليبافى با طرحهاى كاشانى و محلى اشتغال دارند (فرهنگ جغرافيائى آباديها، ج ١١٣، ص٣٠، ٥٨). اهالى بخش شيعۀ دوازده امامياند و به فارسى سخن ميگويند (همانجا). در سرشمارى ١٣٧٥ش، جمعيت بخش ٦١١،١٢ تن بوده است (مركز آمار ايران، ص١٠).
رستاق در ١٣٢٩ش دهستانى با پنج آبادى، از جمله آبادى رستاق، بود و در شهرستان داراب از استان هفتم (فارس) قرار داشت (ايران. وزارت كشور، اداره كل آمار و ثبت احوال، ج ٢، ص ٢٩٢). بخش رستاق در تير ١٣٦٨ به مركزيت آبادى رستاق، از تركيب دهستانهاى فورگ، آبشور، رستاق و كوهستان، در تابعيت شهرستان داراب تشكيل شد (ايران. قوانين و احكام، ص ٧٥٥). سپس با تشكيل بخش فورگ در تير ١٣٧٠، دهستانهاى فورگ و آبشور از بخش رستاق جدا شدند (ايران. وزارت كشور، معاونت سياسى اجتماعى دفتر تقسيمات كشورى، ١٣٨٢ش، ذيل «استان فارس»).
٢) آبادى رستاق. مركز دهستان رستاق، در ارتفاع ٣١٠،١ مترى، در حدود ٦٣ كيلومترى جنوبشرقى شهر داراب و در موقعيت ميانكوهى قرار دارد. راه اصلى شهر داراب به شهرهاى حاجيآباد و بندرعباس (هر دو در استان هرمزگان) از آبادى رستاق ميگذرد.
آثار قديمى آبادى رستاق عبارتاند از: قصر آينه يا قصر دختر، واقع در هشت كيلومترى جنوبشرقى آبادى رستاق، در درهاى عميق كه از سه طرف با كوه احاطه شده است. آثارى از تراشيده شدن كوه در قسمت غربى قصر ديده ميشود كه به روايت محليها جاى آينهاى بوده كه نماى قصر و راههاى آن ديده ميشد. در نزديكى قصر بنايى با گنبدى از سنگ و گچ وجود دارد كه احتمالا ابتدا آتشكده بوده همچنين در اطراف قصر و كمى دورتر از آن آثارى از خانهها و ديوارهاى سنگى ديده ميشود (آزما، ص ١١٧). در جنوب آبادى رستاق بر روى كوه، آثارى از قلعه و برج بزرگى معروف به برج شاهنشين و قلعه طلوع شَجَر وجود دارد و در نزديكى آن آثارى از آسياى بادى هست كه امروزه به آسيا بادى معروف است. در يك كيلومترى از قلعه هشت آب انبار قديمى ديده ميشود. به روايت محلى، ساكنان قلعه و قصر دختر تا زمان حكومت امام حسن عليهالسلام زردشتى بودند و پس از نبردهاى متعدد و تسخير قلعه بهدست مسلمانان، به اسلام گرويدند (همان، ص ١١٧ـ١١٨). در يك كيلومترى شمال قلعه، قبرى با گنبد گچى وجود دارد كه از زيارتگاههاى اهالى آبادى و منطقه است كه به قبر اميرعباس معروف است و گفته شده اميرعباس از ياران امام حسن عليهالسلام بوده است. در اطراف قلعه و نيز در دامنه كوه، آثار خانههاى قديمى به چشم ميخورد (همان، ص ١١٨).
نام رستاق در منابع به صورت رُسْتاقُالرُستاق هم ذكر شده است (رجوع کنید به اصطخرى، ص ١٣٢؛
ابنحوقل، ص ٢٦٨). رستاق در كوره دارابگرد واقع بود و تا شهر دارابگرد/ داراب ده فرسخ فاصله داشت (رجوع کنید به اصطخرى، ص ١٣٢). به استناد برخى جغرافينگاران، مانند اصطخرى (ص ١٦٨)، رستاق شهرى مرزى ميان دو ايالت فارس و كرمان بود و شايد بهسبب نزديكى به كرمان، گاه از توابع آن شمرده ميشد (رجوع کنید به ياقوت حموى، ج ٢، ذيل «رستاقالرُّستاق»). در سدۀ چهارم، شهرى كوچك داراى بازارى كوچك و منبر و باغهاى بسيار معرفى شده است (ابنحوقل، ص ٢٦٨؛
مقدسى، ص ٤٢٨ـ٤٢٩). ابنبلخى در سدۀ ششم از هواى گرم، درختان خرما و آب روان ناحيه رستاق ياد كرده و به تنگى به نام رنبه و قلعه محكم آن (رجوع کنید به جنتشهر) اشاره نموده، كه در دست كرمانيان بوده است (ص ١٣١). ياقوت حموى (همانجا) يك قرن پس از آن رستاق را «شهرى در فارس، از ناحيه كرمان...» معرفى كرده است. در سدۀ هشتم، حمداللّه مستوفى (ص ١٣٩) آن را در خطه شبانكاره* ذكر كرده و در سده نهم، حافظ ابرو (ج ٢، ص ١١٧) آن را از نواحى دارابگرد شمرده است.
در اواسط دورۀ قاجار، رستاق از توابع سبعه و لارستان، از محالات گرمسير فارس، محسوب ميشد (رجوع کنید به خورموجى، ص ١٠٣ـ١٠٤). فسايى در فارسنامه دورۀ ناصرى (١٢٦٤ـ١٣١٣) رستاق را در حدود چهار فرسخى قصبۀ فورگ (رجوع کنید به داراب) آورده و آن را از قراى ناحيۀ فورگ ضبط كرده است (ج ٢، ص ١٣٥٣ـ١٣٥٤). در حدود ١٣٣٠ از قراى مهم دهستان رستاق محسوب ميشد (حسينعلى رزمآرا، ج ٧، ص ١١٦).
منابع :
(١) حسين آزما، شهر من داراب، شيراز ١٣٧٠ش؛
(٢) ابيبلخى، ابنحوقل، اصطخرى؛
(٣) ايران. قوانين و احكام، مجموعه قوانين و مقررات مربوط به وزارت كشور از آغاز پيروزى انقلاب اسلامى تا پايان ١٣٦٩، تهران: حوزه معاونت سياسى و اجتماعى دفتر انتخابات وزارت كشور ١٣٧٠ش؛
(٤) ايران. وزارت كشور، دفتر تقسيمات كشورى، نشريه عناصر و واحدهاى تقسيمات كشورى (تا پايان آبان ١٣٨٤)، تهران ١٣٨٤ش؛
(٥) همو، نشريه عناصر تاريخ تأسيس عناصر تقسيماتى به همراه شماره مصوبات، تهران ١٣٨٢ش؛
(٦) همو، تقسيمات كشورى شهريور ماه ١٣٥٥؛
(٧) همو، اداره كل آمار و ثبت احوال:، كتاب اسامى دهات كشور، تهران: نشريه فروردين ماه ١٣٢٩ش؛
(٨) شهابالدين عبداللّه خوافى مشهور به حافظابرو، جغرافياى حافظ ابرو، تصحيح صادق سجّادى، تهران ١٣٧٨ش؛
(٩) حسينعلى رزمآرا؛
(١٠) حمداللّه مستوفى (نزهتالقلوب)؛
(١١) ميرزا جعفرخان حقايق نگار خورموجى، نزهتالاخبار، تصحيح سيّد على آلداود، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، ١٣٨٠ش؛
(١٢) اداره جغرافيايى ارتش، فرهنگ جغرافيايى آباديهاى كشور جمهورى اسلامى ايران، جلد :١٣ داراب، تهران: ١٣٦٧ش؛
(١٣) سازمان جغرافيايى نيروهاى مسلح، فرهنگ جغرافيايى كوههاى كشور، تهران ١٣٧٩ش؛
(١٤) حاج ميرزاحسن حسينى فسائى، فارسنامه ناصرى، تصحيح منصور رستگار فسائى، تهران: اميركبير، ١٣٦٧؛
(١٥) مقدسى؛
(١٦) مركز آمار ايران، سرشمارى عمومى نفوس و مسكن، ١٣٧٥، شناسنامه آباديهاى كشور، استان فارس، شهرستان داراب، تهران، ١٣٧٦ش؛
(١٧) سازمان نقشهبردارى كشور، نقشه تقسيمات كشورى جمهورى اسلامى ايران، مقياس ٠٠٠/٥٠٠/١٠٢، تهران، ١٣٨٣ش؛
(١٨) ياقوت حموى.
/ محمد طاهريمقدّم /
تاریخ انتشار اینترنتی:
٢٩/٠٣/١٣٨٨