دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤١٨٥
تیمور ملک ، سپهسالار سلطان محمد خوارزمشاه و امیرخجند. از تاریخ تولد و زادگاه و شروع امارت او اطلاعی در دست نیست . در ٦١٦ که الاق / اولاق نُویان ، سکتو/شِکُتور و تَغای ، سپهسالاران مغول ، به فرمان چنگیزخان به بناکت * و خجند * لشکر کشیدند، تیمورملک امیر خجند بود (جوینی ، ج ١، ص ٧٠ـ٧١؛ رشیدالدین فضل اللّه ، ج ١، ص ٤٩٢ـ٤٩٣؛ خواندمیر، ج ٣، ص ٣٠). هنگامی که مغولان به خجند رسیدند، مردم به درون حصار شهر رفتند و در امان ماندند و تیمورملک با هزار جنگجو به جزیره ای در محل انشعاب جیحون رفت (جوینی ، همانجا؛ رشیدالدین فضل اللّه ، ج ١، ص ٤٩٣؛ بایمت اف ، ص ١٤). قلعه و حصار جزیره بسیار مستحکم و دور از دسترس مغولان بود، ازینرو پرتاب سنگ و تیر به آن آسیب نمی رساند. مغولان با نیرویی که بخش عمدة آن «حشر» (افراد محلی که بدون مزد در کارهای تدارکاتی سپاه از آنها استفاده می شد) بودند، از کوهی در سه فرسنگی جزیره سنگ می آوردند و در جیحون می ریختند تا به جزیره دست یابند. پیش از این به دستور تیمورملک دوازده کشتی ساخته و آن را با نمدِ آغشته به گِل و سرکه پوشانده بودند تا تیر و آتش و نفت بر آن کارگر نشود. در کشتی دریچه هایی برای تیراندازی تعبیه کرده بودند و هر روز شش کشتی به اطراف می فرستادند و جنگهای سختی درمی گرفت (جوینی ؛ رشیدالدین فضل اللّه ، همانجاها؛ بارتولد، ج ٢، ص ٨٧٠).
تیمورملک به مغولان شبیخون می زد و پس از مدتی جنگ و گریز، به سبب تسخیر حصار شهر و قطع آذوقه ، با جنگجویانش بر هفتاد کشتی که از پیش تدارک دیده بود، سوار شد و جزیره را ترک کرد. مغولان در امتداد جیحون حرکت کردند و در برابر کشتیهای تیمورملک ، زنجیر بستند تا مانع عبور کشتیهای او شوند، اما تیمورملک آن موانع را برداشت و از بناکت گذشت . او و همراهانش در راهِ بارچینْلیغْ کَنْت / بارجلیغ کَنْت با سربازان مغول به سرکردگی الوش ایدی / اولوس ایدی ، فاتح جَنْد، روبرو شدند. مغولان در دو طرف رود آمادة نبرد با وی بودند و با به هم بستن کشتیها، پل ساخته بودند. تیمورملک در ساحل بارچینلیغ کنت با مغولان درگیر شد (جوینی ، ج ١، ص ٧٠ـ٧٢؛ رشیدالدین فضل اللّه ، ج ١، ص ٤٩٢ـ٤٩٤). آنان یاران وی را کشتند و سه سرباز مغول در پی او رفتند، اما تیمورملک توانست خود را به خوارزم برساند (جوینی ، ج ١، ص ٧٢؛ رشیدالدین فضل اللّه ، همانجا؛ بارتولد، ج ٢، ص ٨٩٧). سپس ، با گروهی جنگجو به شهر کَنْت (جانکنت / ینگی کنت ) رفت ، شحنة مغولی شهر را کشت و به خوارزم بازگشت (جوینی ؛ بارتولد، همانجاها). تیمور ملک اقامت در خوارزم را صلاح ندید و به دنبال سلطان جلال الدین روان شد و به او پیوست و از خود رشادتها نشان داد. او پس از چندی در لباس صوفیان به شام رفت (جوینی ، ج ١، ص ٧٣؛ رشیدالدین فضل اللّه ، ج ١، ص ٤٩٤ـ٤٩٥؛ بارتولد، ج ٢، ص ٨٩٧؛ کسروی ، ص ٥٦٢).
در بارة زندگی تیمورملک در شام اطلاعی در دست نیست . او پس از مدتی به سرزمین خویش بازگشت و چندی در قصبة اُوروس و مزارات آن ماند. باتو، امیر مغول ، در غیاب تیمورملک اموال او را در ٦٣٤ به سُیورغال به پسر وی داد. تیمورملک با شنیدن این خبر نزد پسرش رفت . پسرش او را از طفولیت ندیده بود، اما غلامی او را شناخت و بدین ترتیب خبر ورودش فاش شد و کسانی که امانتهایی از او داشتند او را نپذیرفتند (جوینی ؛ رشیدالدین فضل اللّه ، همانجاها؛ بارتولد، ج ٢، ص ١٠٢٧؛ بایمت اف ، ص ١٧). تیمورملک تصمیم گرفت که از خجند به خدمت اوگتای قاآن ، فرمانروای مغول ، برود تا تحت حمایت وی قرار گیرد. اما در میان راه ، مغولان او را اسیر کردند و نزد شاهزاده قَدَقان اغول ، نوادة چنگیز، بردند. شاهزاده پس از چند پرسش از تیمورملک در بارة جنگهایش با مغولان ، و شنیدنِ پاسخهای گردن فرازانة او، تیمورملک را با تیر کشت (جوینی ، ج ١، ص ٧٣ـ٧٤؛ رشیدالدین فضل اللّه ، ج ١، ص ٤٩٥ـ٤٩٦؛ خواندمیر، ج ٣، ص ٣١؛ بایمت اف ، همانجا). در بارة زمان و مکان قتل او در منابع دورة مغول مطلبی نیامده ، اما در این باره حدسهایی زده شده است (بایمت اف ، همانجا).
سرگذشت تیمورملک ، به سبب دلاوریهای او، دستمایة آثاری در ادبیات معاصر تاجیک گردید، که با هدف تقویت حس میهن دوستی تألیف شده است ، از جمله قهرمان خلق تاجیک ، تیمورملک از صدرالدین عینی (اکبریان ، ص ١٤٧).
منابع :
(١) مهراب اکبریان ، «بازتاب جنگ جهانی دوم در ادبیات تاجیک »، سیمرغ ، دورة جدید، سال ١، ش ٢ (پاییز ١٣٧٣)؛
(٢) واسیلی ولادیمیروویچ بارتولد، ترکستان نامه : ترکستان در عهد هجوم مغول ، ترجمة کریم کشاورز، تهران ١٣٦٦ش ؛
(٣) لقمان بایمت اف ، «چون مردان شمشیرزنان می رفت »، کیهان فرهنگی ، ش ١٤٨ (آذر و دی ١٣٧٧)؛
(٤) عطاملک بن محمد جوینی ، کتاب تاریخ جهانگشای ، چاپ محمدبن عبدالوهاب قزوینی ، لیدن ١٩١١ـ١٩٣٧، چاپ افست تهران ( بی تا. ) ؛
(٥) غیاث الدین بن همام الدین خواندمیر، تاریخ حبیب السیر ، چاپ محمد دبیرسیاقی ، تهران ١٣٦٢ش ؛
(٦) رشیدالدین فضل اللّه ، جامع التواریخ ، چاپ محمد روشن و مصطفی موسوی ، تهران ١٣٧٣ش ؛
(٧) احمد کسروی ، کاروند کسروی ، چاپ یحیی ذکاء، تهران ١٣٥٢.
/ لقمان بایمت اف /