دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٧٢٩
حاكم لاهورى ، عبدالحكیم، متخلص به حاكم، تذكرهنویس و شاعر فارسى زبان شبه قاره در قرن دوازدهم. نسب وى از طرف پدرش، شادمان خان، به یكى از اشراف قوم اوزبك و از طرف جدّهاش به سادات حسینى هرات، میرسد (حاكم لاهورى، ص١٩٦؛ آرزو، ص٧٦؛ آزاد بلگرامى، ص٢٠٠). پدر وى در زمان اورنگ زیب (حك : ١٠٦٨ـ١١١٨) از بلخ به دكن مهاجرت كرد و از سوى شاه به مقام والایى رسید و بعد از درگذشت اورنگ زیب، در شهر مرادآباد، در ایالت اوتارپرادش هند، ساكن شد (حاكم لاهورى، ص ١٩٢ـ١٩٣). حاكم لاهورى در ١١٢٠ در آنجا به دنیا آمد (همان، ص ١٩٦). نخست اسم او حكیم بیگخان بود، اما وقتى به لباس فقر و درویشى درآمد، نام خود را به عبدالحكیم تغییر داد (آزاد بلگرامى، ص ٢٠١). پدر وى به خواستِ نواب دلیرجنگ، یكى از امراى اورنگ زیب، در لاهور اقامت گزید (حاكم لاهورى، ص ١٩٣).
حاكم پانزده ساله بود كه پدرش در لاهور درگذشت (حاكم لاهورى، همانجا). او در لاهور تحصیل كرد و در زمره شاگردان شاه فقیراللّه آفرینِ لاهورى* درآمد و علاوه بر فنِ شعر، عرفان و تصوف نیز از وى آموخت (همان، ص ١٩٢). وى پیش از حمله نادرشاه افشار به هند در ١١٥١، در حلقه مریدانِ حاجى محمد شریف (یكى از خلفاى شیخ سعدى لاهورى در سلسله قادریه) درآمد (همان، ص ١٩٢ـ١٩٣). در ١١٥٢، حاكم به دهلى رفت و در آنجا با خواجه محمد صادق ملاقات كرد. خواجه محمدصادق، كه از خانواده نواب دلیرجنگ بود و در شعرْ فهمى، شعرگویى و خوشنویسى شهرت داشت، حاكم را بسیار گرامى داشت و دیوانِ حاكمرا بهخط خود نوشت ولى این نسخه بعدآ دزدیده شد (همان، ص ١٩٣). حاكم سرانجام در ١١٧١ به حلقه درویشان درآمد (همان، ص١؛ انصارى، ص٨٠ـ٨١)، سپس به لاهور رفت و بعد عازم كشمیر شد. در آنجابا آخوند عبدالسلامنقشبندى مجالستهاى عرفانى داشت (حاكم لاهورى، ص ٢؛ انصارى، ص ٨١).
در ١١٧٣، حاكم از كشمیر به هوشیارپور و سپس در ١١٧٤ به سفر حج رفت (حاكم لاهورى، ص ٢ـ٣؛ انصارى، ص ٨٤) و در صفر ١١٧٥ به بندر سورت بنگال بازگشت (حاكم لاهورى، ص ١٥). او در مقدمه تذكره مردمِ دیده، در یك مثنوى، احساسات خود را درباره حرمین شریفین بیان كرده است (ص ٣ـ١٠). در مسیر بازگشت به پنجاب، راهزنان اثاثه حاكم و همراهانش را دزدیدند و او با كمك مالى آزادبلگرامى به هوشیارپورِ پنجاب رسید (آزاد بلگرامى، ص ٢٠١). بعد از چندى، حاكم و نورالعین واقف بتالوى لاهورى (شاعر فارسیگو) به خدمت نواب سربلندخان، استاندار كشمیر، درآمدند (انصارى، ص ١٠٣).
حاكم در ١١٧٨، در شهر تهنّه كشمیر درگذشت و همانجا دفن شد (همان،ص ١٠٣ـ١٠٥). به نوشته گوپاموى (ص ١٩٧)، وى در ١١٨٢ درگذشت، اما به نظر استورى (ج ١، بخش ٢، ص ٨٢٩ـ٨٣٠) حاكم تا وقتى مصحفى همدانى تذكره عقد ثریا را تألیف كرد (١١٩٩)، زنده بوده است.
دیوان شعر فارسى، گزیدهاى از ابیات شعراى فارسى زبان، و تذكره مردمِ دیده از آثار حاكم لاهوریاند. به گفته سراجالدین على آرزو (همانجا)، حاكم فن شعر را نزد ملاآفرین آموخت و دیوان او شامل چهار هزار بیت و از نظر محتوا و اسلوب بسیار قوى است. دیوان وى موجود نیست و به گفته خود حاكم (ص ١٩٣)، دزدیده شده است.
گزیدهاى از ابیات شاعران فارسى زبان، معروف به منتخب حاكم، در كتابخانه مُلافیروزِ بمبئى نگهدارى میشود (انصارى، ص ١٦٦). حاكم این كتاب را در ١١٦١ گردآورده كه مشتمل است برنمونهاى از اشعار شاعران متخلص به آفرین، آزاد، امید و آرزو (استورى، همانجا؛ براى بخشى از این گزیده رجوع کنید به رهاتسك، ص ١٣٣؛ ریو، ج ٣، ص ١٠٣٧).
حاكم به سبب تألیف تذكره مردم دیده شهرت بسیارى دارد. وى این تذكره را در ١١٧٥ به پایان رساند. نخست، اسم آن را تحفةالمجالس گذاشت و سپس، به پیشنهاد میرغلامعلى آزاد بلگرامى، نام آن را به مردم دیده تغییر داد (آزاد بلگرامى، ص ٢٠٠؛ حاكم لاهورى، ص ١٥). این تذكره داراى مقدمه، دو باب و خاتمه، و مشتمل بر شرح حال شصت شاعر است. مقدمه كتاب شامل سبب تألیف، احوال مؤلف و مثنویاى درباره زیارت حرمین شریفین است. باب اول در ذكر هجده شاعر است كه از مجمعالنفایس خانآرزو* اكبرآبادى گرفته شده، اما حاكم اطلاعاتى را نیز بر احوال شاعران افزوده است. این باب، به ترتیبالفبایى، از آفرین شروع و با واقف تمام میشود. باب دوم در احوال ٤٢ شاعر است كه خان آرزو آنها را در تذكره خود نیاورده است. این باب هم به ترتیب الفبایى است و با اطهر شروع و با یتیم تمام میشود. حاكم در خاتمه، شمهاى از احوالِ خود را آورده و نام هجده عارف را ذكر كرده است كه به علمِ ظاهر و باطن آراسته بودند و او از محضر آنها بهره برده است.
حاكم فقط شاعرانى را انتخاب كرده كه با آنها دیدار داشته است (رجوع کنید به حاكم لاهورى، همانجا). نثر مؤلف بیشتر ساده است، ولى در موارد ستایش شعر و شعرا، گاهى مصنوع شده است. این تذكره، براساس عكس نسخهایدر كتابخانه حبیبالرحمانخان شیروانى، نخست به اهتمام سیدعبداللّه در مجله دانشكده خاورشناسى لاهور، از شماره ١٢٠ تا ١٤٣ (١٩٥٥ـ١٩٦٠)، منتشر گردید. در ١٣٣٩ش/ ١٩٦٠ نیز در فرهنگستان ادبیات پنجابى، به صورت كتاب، ولى بدون مقدمه و حواشى و تعلیقات، به چاپ رسید.
منابع :
(١) سراجالدین علیبن حسامالدین آرزو، مجمع النفایس (بخش معاصران)، چاپ میرهاشم محدّث، تهران ١٣٨٤ش؛
(٢) میرغلامعلیبن نوح آزاد بلگرامى، خزانه عامره، چاپ سنگى كانپور ١٨٧١؛
(٣) محمد ارشاداللّه انصارى، احوال و افكار و آثار شاه عبدالحكیم حاكم لاهورى، (لكهنو) ١٩٨٧؛
(٤) عبدالحكیم حاكم لاهورى، تذكره مردم دیده، چاپ سید عبداللّه، لاهور ١٣٣٩ش؛
(٥) محمد قدرتاللّه گوپاموى، كتاب تذكره نتائج الافكار، بمبئى ١٣٣٦ش؛
(٦) Edward Rehatsek, Catalogue raisonne of the Arabic, Hindostani, Persian, and Turkish mss. in the Mulla Firuz Library, Bombay ١٨٧٣;
(٧) Charles Rieu, Catalogue of the Persian manuscripts in the British Museum, London ١٩٦٦;
(٨) Charles Ambrose Storey, Persian literature: a bio- bibliographical survey, vol.١, pt.٢, London ١٩٧٢.
/ محمد صدیقخان شبلى /