دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٨٠٢
بدیع الدّین قطب المَدار ، در میان عوام مشهور به شاه مدار، یکی از برجسته ترین مشایخ هند که به سبب درازی عمر نویسندگان شرح احوال اولیای هند، از او به متوشلاح یاد کرده اند. آورده اند که وی در ٢٥٠ در حلب متولد شده و از اعقاب ابو هُرَیرَه * ، یکی از صحابة پیامبر صلّی اللّه علیه وآله وسلّم بوده است . قول مندرج در مِرآت مَداری که وی یهودی بوده و در مدینه اسلام آورده ، در هیچیک از مراجع دیگر تأیید نشده است .
تاریخ تولد او نیز، مانند اصل و نسبش ، محل اختلاف است ؛ تذکرة المتّقین آن را اول شوال ٤٤٢، و مرآت مداری ٧١٥ آورده که تاریخ اخیر به حقیقت نزدیکتر است . بنابر آنچه در کتابِ اَعراس و مهرجهانتاب آمده ، پدر وی سیدعلی از نسل امام محمدباقرعلیه السّلام است .
از میان مرشدان و مربیان متعددش طیفورالدین ، عارفِ سوری ، را می توان نام برد. بدیع الدین تعلیمی شایسته دید و بویژه در علوم خفیه ، چون کیمیا و حِیَل طبیعی ، تبحّر یافت .
شاه مدار، که بسیار سفر می کرد، چندین بار به زیارت مکّه رفت ، و یک بار آن را همسفر اشرف جهانگیر سمنانی * بود. در سفرهای خود از مدینه ، بغداد، نجف و کاظمین دیدار کرد، سپس عازم هند شد و با اینکه کشتی او غرق شد خود را بدان سرزمین رساند. در هند به نقاط گوناگون سفر کرد و سرانجام در مَکَنْپور، روستایی در ٤٥ کیلومتری کانپور، مقیم شد، و در ١٠ جمادی الاولی ٨٤٤ در همان محل درگذشت .
شاه مدار،به رغم مباحثات گزندة قاضی شهاب الدین دولت آبادی * با او، نزدابراهیم شاه شرقی (حک : ٨٠٤ ـ
٨٤٨)، سلطان جونپور و ولینعمت قاضی شهاب الدین ، بسیار محترم بود.
او بسیار زیباروی بود، ازینرو چهرة خود را می پوشاند تا مبادا شیفتگان جمالش در برابرش بر خاک بیفتند. مقبرة باشکوه او، که به امر ابراهیم شرقی بنا شده ، امروز نیز زیارتگاه شمار انبوهی از معتقدان اوست که به مناسبت «عُرس » وی از سراسر هند به مکنپور می شتابند و خیزرانهای بلند آراسته به پارچه ها و پرچمهای رنگین ، به نام «شاه مدار کی چَهریان »، را تا مزارش حمل می کنند.
کرامات بسیاری به او و مریدانش ، مشهور به مَداریها، نسبت می دهند. مَداریها در کوی و برزن شهرها و روستاهای شبه قارة هند و پاکستان ، به نمایش عملیات خارق العاده می پردازند. در تداول عامه ، امروزه «مداری » به معنی «بازیگر دوره گرد» است ( در اصل لقب قطب المدار مأخوذ از اعتقاد مریدان اوست دایر براینکه بدیع الدین از جمله کسانی بوده که «علیهم مدارالعالم » لقبی همچون قطب و غوث (حسنی ، ج ٣، ص ٢٨) ) .
منابع :
(١) آفتاب میرزا، تحفة الابرار ، دهلی ١٣٢٣/١٩٠٥، ج ٦، ص ٢٨؛
(٢) ( عبدالحی حسنی ، نزهة الخواطر و بهجة المسامع والنواظر ، حیدرآباد دکن ١٣٨٢ـ١٤١٠/١٩٦٢ـ١٩٨٩، ج ٣، ص ٢٧ـ٣١ ) ؛
(٣) داراشکوه بابری ، سفینة الاولیاء ، ص ١٨٧ـ ١٨٨؛
(٤) غلام سرور لاهوری ، خزینة الاولیاء ، لکهنو ١٩١٣، ج ٢، ص ٣١٠ـ٣١٢؛
(٥) ضیاءالدین ، مرآة الانساب ، جیپور ١٣٣٥/١٩١٦، ص ١٥٧؛
ظهیراحمد ظهیری ، سِیَرُالمدار (اردو)، ج ١،
(٦) لکهنو ١٩٠٠، ج ٢، بداؤن ١٩٢٠؛
(٧) عبدالرحمن عباسی ، مرآةِمَداری ، نسخة خطی فارسی ، ترجمة اردو از عبدالرشید ظهورالاسلام ، ثواقب الانوار بمطالع القطب المدار ، فرخ آباد ١٣٢٨/١٩١٠؛
(٨) عبدالحق بن سیف الدین عبدالحق دهلوی ، اخبارالاخیار ، دهلی ١٣٣٢/١٩١٤، ص ١٦٤؛
(٩) محمد غوثی ، گلزار ابرار ، ش ٦٠؛
شعیب فردوسی ،
(١٠) مناقب الاصفیاء ، کلکته ١٨٩٥؛
عبدالباسط قنوجی ، دارالاسرار
فی خوارق شاه بدیع الدین مدار ، نسخة خطی پیشاور، ش ( ٩ )
(١١) ١٩٥٧؛
(١٢) محمدصادق کشمیری همدانی ، کلمات صادقین ، نسخة خطی بانکی پور، ش ٢١؛
(١٣) غوث محمدخان ، سیرالمحتشم ، جاوره ١٢٦٨/ ١٨٥٢، ص ٢٨٨ـ٢٩٢؛
(١٤) امیرحسن مداری فَنضوری ، تذکرة المُتَّقین ، کانپور ١٣١٥ـ١٣٢٢/ ١٨٩٨ـ ١٩٠٥؛
(١٥) محمد نجیب ناگوری ، کتاب اعراس ، آگره ١٣٠٠/١٨٨٣؛
(١٦) Abu'l-Fad ¤ l ـ Ala ¦ m ¦ â , A ¦ Ý i ¦ n-i Akbar i ¦ , tr. Jarrett, Calcutte ١٨٩١, ê , ٣٧٠;
(١٧) Cawnpore district gazetteer , Alla ¦ ha ¦ ba ¦ d ١٩٠٩, ٣٠٩-٣١٠;
(١٨) Kaykhusraw Isfendiya ¦ r, Dabista ¦ n-i madha ¦ hab, Eng. trans., New York ١٩٣٧,٣٠٧;
(١٩) H.A.Rose, A glossary of the tribes and castes of the Punjab and the North-West Frontier Province, I, Lahore ١٩١١, index, ê , Lahore ١٩٢٦, s.v. ،، Madaris'';
(٢٠) Garcin de Tassy, Mإmoire sur... la religion Musulmane dans l'Inde, Paris ١٨٦٩, ٥٢-٥٩.
) / د.اسلام / بزمی انصاری (