دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٠٨٦
حزب كمونیست ایران ، نخستین حزب كمونیستى در ایران. در نخستین سالهاى سده چهاردهم، جنبش سوسیال دموكرات ایران، متأثر از جنبش انقلابى روسیه، پیریزى شد. در روشن كردن افكار كارگران ایرانى و ایجاد آگاهیهاى سیاسى و رشد اندیشههاى ماركسیستى در میان آنان این عوامل را مؤثر دانستهاند: مهاجرت ایرانیان به قفقاز، حضور عده زیادى كارگر ایرانى در آنجا و تماس آنان با سوسیال دموكراتهاى قفقاز كه پیوند سازمانیافتهاى با حزب سوسیال دموكرات روسیه داشتند (رجوع کنید به ابراهیموف، ص٤١؛ كامبخش، ص ١٣ـ١٤؛ اسناد تاریخى
جنبش كارگرى، ج ١، ص٣٠)، اما گفته شده این تفكر نتیجه القائات تاریخنگاران شوروى است (احمدى، ١٩٩٤،ص١٤ـ١٥).
پس از تشكیل سازمان همت در اواخر ١٣٢٢، زمینه پیدایى سازمانها و گروههاى ایرانى با تمایلات چپ فراهم گردید. سازمان همت در گسترش افكار سوسیال دموكرات در میان كارگران مهاجر ایرانى سهم بسزایى داشت (شاكرى، ص١٧٤؛ رواسانى، ص٥٧، ٦١). وقوع انقلاب ١٣٢٣/ ١٩٠٥ روسیه، پس از شكست روسها از ژاپن در همان سال، نیز در بیدارى مردم ایران بسیارمؤثر بود (ابراهیموف، ص١١٦؛ پیشهورى، ص٢١؛ كامبخش، ص١٥). در ١٣٢٣، كمیته سوسیال دموكرات ایران یا فرقه اجتماعیون عامیون تأسیس گردید (كسروى، ص ٣٩١؛ رواسانى، ص ٦٠). به گفته ابراهیموف (ص ٧٤)، سال تأسیس كمیته ١٣٢٤ بوده، ولى براساس برخى شواهد، ١٣٢٣ درستتر است (شاكرى، ص١٨٠). كمیته سوسیال دموكرات با سازمان همت مناسباتى نزدیك داشت و خیلى زود دامنه فعالیتش را از باكو به داخل مرزهاى ایران گسترش داد و در تهران، انزلى، رشت، مشهد، تبریز، اصفهان (آدمیت، ص١٦) و خوى (رواسانى، ص ٦٥) شعبه تأسیس كرد. به گفته ابراهیموف (ص ٥٣)، عمدهترین سازمانهاى سوسیال دموكرات در تبریز و تهران و رشت بودند. در ١٣٣٥، گروهى از كارگران ایرانى، كه بیشتر آنان آذربایجانى بودند و در معادن نفت باكو كار میكردند، حزب عدالت را تشكیل دادند كه هسته اولیه حزب كمونیست ایران بود (پیشهورى، ص٢٤؛ رستمووا ـ توحیدى، ٢٠٠١، ص١٥٨؛ احمدى، ١٩٩٤، ص٥). در برخى منابع، شكلگیرى حزب عدالت در سال ١٣٣٤ و آغاز فعالیت رسمى آن در ١٣٣٥ ذكر شده است (رجوع کنید به جاوید، ص٤ـ٥؛
رستمووا توحیدى، ١٩٨٥، ص١٣؛
طبرى، ١٣٥٦ش، ص١٣٠؛
سالنامه توده، ص١٧٥؛
د.آ.، ج٤، ص١٣٦). به گفته ابراهیموف (ص ١١٨)، فعالیتهاى این گروه، كه خود را حزب مینامیدند، در اوایل جنگ جهانى اول (١٩١٤ـ١٩١٨) در قالب حزب یا سازمان نبود و تشكل حزبى آنان در ١٣٣٥ شكل گرفت.
مركز حزب عدالت مدرسه تمدن ایرانیان، در محله صابونچى باكو، بود. اسداللّه غفارزاده، بهرام آقایف، محرّم آقایف، میرزا قوام، آقابابا یوسفزاده، محمد فتحاللّهاوغلى، حسینخان طالبزاده، رستم كریمزاده، میرمقصود لطفى و سیفاللّه ابراهیمزاده از پیشگامان و رهبران آن بودند (پیشهورى؛
ابراهیموف، همانجاها؛
جاوید، ص ٤ـ٥). اسداللّه غفارزاده از بدو تشكیل حزب عدالت تا زمان كشته شدنش، صدر حزب بود (ابراهیموف، ص ١١٩، ١٢٢). ترجمان این حزب، بیرق عدالت نام داشت كه به سردبیرى اسداللّه غفارزاده و به تركى آذربایجانى و بخشى نیز فارسى منتشر میشد و تا ١٣٣٦ پنج شماره آن به چاپ رسید و از رمضان ١٣٣٧، به جاى آن، نشریه حریت منتشر گردید (رستمووا ـ توحیدى، ١٩٨٥، ص ٢٣ـ٢٤، ٣٠). اهداف حزب عدالت عبارت بودند از: ایجاد وحدت و یگانگى میان كارگران ایرانى، كمك به پیشبرد انقلاب روسیه و برافراشتن پرچم جنبش آزادى ملى در ایران (ابراهیموف، ص ١٢٥ـ١٢٦؛
پیشهورى، ص ٢٦ـ ٢٧). حزب عدالت، بهرغم تلاش براى ایجاد شعبههایى در ایران، موفقیتى كسب نكرد (رستمووا ـ توحیدى، ٢٠٠١، ص ١٦٤). در ١٣٣٨ حكومت ایران بسیارى از اعضاى حزب را كه به ایران اعزام شده بودند، زندانى كرد (همان، ص١٦٤ـ ١٦٥؛
ابراهیموف، ص١٥٨). با این همه، حزب عدالت در تبریز، مرند، اردبیل و رشت هستههاى حزبى ایجاد كرد (رستمووا ـ توحیدى، ٢٠٠١، ص ١٦٥) و افزون بر جمهورى آذربایجان، در دیگر نواحى قفقاز و بیش از پنجاه ناحیه در آسیاى مركزى نیز شعبههایى بهوجود آورد (ابراهیموف، ص١٥٤ـ١٥٥).
براى ایجاد تشكیلات واحدى براى رهبرى مقتدرانه جنبش كارگرى، در ٢١ جمادیالاولى ١٣٣٨/١١ فوریه١٩٢٠ در نخستین كنگره كمونیستهاى آذربایجان، دو حزب عدالت و همت و شاخه باكوى حزب كمونیست روسیه ادغام شدند و حزب كمونیست (بلشویك) آذربایجان را بهوجود آوردند (همان، ص ١٥٤؛
رستمووا ـ توحیدى، ٢٠٠١، ص ١٦٣؛
د.آ.، ج١٠، ص ٢٧٩). در تیر و مرداد ١٣٣٨/ ژوئن و ژوئیه ١٩٢٠، شعبههاى حزب عدالت در آسیاى میانه با سازمانهاى كارگرى محلى ادغام شدند. در نتیجه، گروهى از اعضاى عدالت، كه تبعه شوروى بودند، وارد سازمانهاى كارگرى محلى شدند و گروه دیگرى كه تبعه ایران بودند، بهتدریج به ایران بازگشتند و به حزب كمونیست ایران پیوستند (ابراهیموف، ص ١٥٦ـ١٥٧؛
رواسانى، ص ١٣٢).
در اردیبهشت ١٣٣٨/ مه ١٩٢٠، پس از ورود ارتش سرخ به گیلان و تشكیل حكومت جمهورى در گیلان، شعبههاى حزب عدالت در گیلان هم امكان فعالیت علنى یافتند (اسناد تاریخى جنبش كارگرى، ج ١، ص ٨٣؛
برگهاى جنگل، ص ١٩١، ١٩٣؛
ابراهیموف، ص ١٨٨ـ١٨٩؛
رستمووا ـ توحیدى، ١٩٨٥، ص ١٧ـ١٨).
در ٥ شوال ١٣٣٨/ ٢٢ ژوئن ١٩٢٠، نمایندگان شعبههاى حزب عدالت در ایران و خارج از ایران، نخستین كنگره حزب عدالت را در انزلى برگزار كردند. در این كنگره (كه كنگره انزلى هم نامیده شده است)، نام حزب عدالت به حزب كمونیست ایران تغییر یافت (ابراهیموف، ص ١٨٩؛
اسناد تاریخى جنبش كارگرى، ج ١، ص ٧٠؛
رستمووا ـ توحیدى، ٢٠٠١، ص ١٦٦؛
ایوانوف، ص ٤٠). در واقع، این حركت به معناى تشكیل حزب جدید نبود، بلكه حزب كمونیست روسیه تشكیلات منحلشده حزب عدالت را احیا كرد (رستمووا ـ توحیدى، ٢٠٠١، همانجا). در این كنگره، ٧١ نماینده به بررسى مسائل مهم جامعه و گزارش اعضا از فعالیت شعبههاى حزب در ایران پرداختند. بررسى اعتبارنامهها، به رسمیت شناخته شدن ٤٨اعتبارنامه و انتخاب اعضاى كمیته مركزى حزب، از دیگر كارهاى كنگره نخست بود (ابراهیموف، ص ١٨٩ـ١٩٣؛
اسناد تاریخى جنبش كارگرى، ج ١، ص ٧١؛
رستمووا ـ توحیدى، ٢٠٠١، ص ١٦٧؛
رواسانى، ص ١٤٢). حیدرخان عمواوغلى* در این كنگره شركت نداشت؛
در اینباره دلایل گوناگونى ذكر شده است (رجوع کنید به رستمووا ـ توحیدى، ٢٠٠١، همانجا؛
شاكرى، ص ٣١٤؛
شمیده، ١٣٥٠ش، ص ٩٢؛
رائین، ج ٢، ص ١٥٦). در كنگره نخست حزب كمونیست ایران، موضوعاتى چون اوضاع داخلى و خارجى ایران، تشكیلات حزب، مسئله ارضى در ایران، مطبوعات حزب، انتخابات شعبههاى حزب و مسائل تاكتیكى مطرح شد و قطعنامهاى در هشت مادّه به تصویب رسید (رجوع کنید به ابراهیموف، ص ١٩١؛
اسناد تاریخى جنبش كارگرى، ج ١، ص ٧٣؛
رواسانى، ص ١٤٠ـ ١٤١). نپرداختن به مسائل ملى و طرح مبهم مسئله ارضى از كاستیهاى كنگره نخست حزب كمونیست ایران بود (ابراهیموف، ص ١٩٥).
پس از كنگره، مرامنامه و نظامنامه حزب، مشتمل بر مطالبى درباره اوضاع جهان و منطقه، تعریف امپریالیسم و تلاش كشورهاى امپریالیستى براى به اسارت درآوردن خلقهاى مشرق زمین ذكر شد و برنامه حزب درباره چهار محور سیاست، اقتصاد، مسئله ارضى و مالیه تنظیم و اعلام شد (اسناد تاریخى جنبش كارگرى، ج ١، ص ٥٥ـ٥٨؛
ابراهیموف، ص ١٩٦ـ١٩٧). این مرامنامه همانند مرامنامههاى دیگر احزاب كمونیستى، با در نظر گرفتن سطح پیشرفت اقتصادى ـ اجتماعى و بر پایه نظریه ماركسیسم ـ لنینیسم نوشته شد، ولى با وجود نكات مثبت، نقایصى نیز داشت، از جمله بیتوجهى به مسائل ملى و پیدا كردن راه حلى براى آن (ابراهیموف، ص ٢٠١ـ٢٠٢).
حزب كمونیست ایران پس از اعلام موجودیت، بلافاصله با نهضت جنگل به رهبرى میرزاكوچكخان، سقوط حكومت قاجار و به قدرت رسیدن رضاخان پهلوى روبهرو شد. از همین رو در آغاز، از درك درست ویژگیهاى جامعه ایران و توجه به اوضاع اجتماعى و اقتصادى كشور بازماند و با الگوبردارى از انقلاب روسیه و اجرا كردن تجربههاى انقلابى این كشور در ایران، به ویژه در مواضع خود نسبت به انقلاب گیلان، دچار اشتباههاى جدّى شد (طبرى، ١٣٥٦ش، ص ١٣٠ـ ١٣١؛
پرسیتس، ١٣٦٠ش، ص ٩٩، ١٠١؛
رئیسنیا، ص ٢٨٢).
كمیته مركزى حزب كمونیست ایران و كمیته مركزى حزب كمونیست آذربایجان، دفترِ ایران را در باكو تأسیس كردند كه در این دفتر حزب كمونیست روسیه نیز نماینده داشت. یكى از وظایف این دفتر، فراهم كردن زمینه چیرگى كمونیستها بر گیلان و سرنگونى میرزاكوچكخان جنگلى بود (پرسیتس، ١٩٩٩، ص ٤٣ـ٤٤)؛
از اینرو، پس از خروج میرزاكوچكخان از رشت، اعضاى چپگراى نهضت جنگل و حزب كمونیست ایران با همراهى احساناللّهخان، دولت جدیدى به نام «كمیته ملى آزادى ایران» تشكیل دادند و اداره امور را در دست گرفتند (همان، ص ٤٧ـ٥٢؛
ابراهیموف، ص ٢١٢؛
ایوانوف، ص ٤١؛
فخرائى، ص ٢٧٢؛
نیز رجوع کنید به جنگل*، نهضت). از اقدامات نسنجیده آنان، حمله احساناللّهخان به تهران بود كه ضربه سنگینى بر حركتهاى كمونیستى در ایران وارد كرد (ابراهیموف، ص ٢١٣؛
ایوانوف، همانجا). درنتیجه این سیاستها و روشهاى افراطى، حزب نسبت به احساناللّهخان و گروه او بدبین و بیاعتماد شد. افراد حزب با این موضعگیریها به مخالفت برخاستند و بهتدریج اختلاف در حزب كمونیست اوج گرفت. سرانجام در نخستین كنگره ملل شرق، كه در ذیحجه ١٣٣٨/ سپتامبر ١٩٢٠ در باكو برگزار شد، درباره مشكلات حزب گفتگو گردید (شمیده، ١٣٥٠ش، ص ٩٤؛
ابراهیموف، ص ٢١٦). یكى از تصمیمهاى این كنگره، انحلال كمیته مركزى منتخب كنگره اول و انتخاب اعضاى جدید بود كه در ٢٧ ذیحجه ١٣٣٨/ ١١سپتامبر ١٩٢٠، در فراخوان پلنوم وسیعِ كمیته مركزى، صورت گرفت و حیدرخان نیز دبیر اول حزب شد (شمیده، ١٣٥٠ش، همانجا؛
همو، ١٣٥٣ش، ص ٤٦؛
ابراهیموف، ص ٢١٦ـ ٢١٧؛
رائین، ج ٢، ص ١٥٦ـ ١٥٧؛
رستموواـ توحیدى، ٢٠٠١، ص ١٩٠، ١٩٢). اما انتخابات جدید سبب اختلافات بیشتر و نارضایى در میان اعضاى حزب كمونیست ایران گردید و كمیته مركزى منتخب كنگره اول، حاضر به كنارهگیرى و انحلال نشد و همچنان به فعالیت خود در ایران ادامه داد. از آن پس، حزب كمونیست ایران داراى دو كمیته مركزى شد (پرسیتس، ١٩٩٩، ص ٧٧؛
ابراهیموف، ص ٢١٧). كمیته مركزىِ منتخبِ كنگره اول فقط كنگره حزبى را عالیترین ترجمان حزب میدانست و تصمیم كنگره ملل شرق را بیاعتبار میخواند (رستمووا ـ توحیدى، ٢٠٠١، ص ١٩٢ـ١٩٤).
در ١٣٣٩، نظریات حیدرخان درباره اوضاع اجتماعى و اقتصادى ایران و تاكتیكها و راهكارهاى حزب كمونیست منتشر شد (رجوع کنید به شمیده، ١٣٥٠ش، ص ٩٦؛
همو، ١٣٥٣ش، ص ٥٠؛
ابراهیموف، ص ٢١٩ـ٢٢٠). هرچند این نظریات به نام حیدرخان ثبت شده، از شخصى به نام اسكاچكو به عنوان واضع آنها، نام بردهاند (شاكرى، ص ٣١٤؛
رستمووا ـ توحیدى، ٢٠٠١، ص ٢٠٥؛
نیز رجوع کنید به حیدرخان عمواوغلى*).
اختلافات داخلى حزب كمونیست ایران روزبه روز شدت میگرفت. كمیته مركزىِ منتخبِ كنگره اولِ حزب به كمینترن شكایت كرد و كمیته اجرائیه كمینترن، پس از بررسى موضوع، اعلام كرد كه در ایران باید فقط یك كمیته مركزى به رسمیت شناخته شود. قبل از آنكه اختلافات داخلى حزب فیصله یابد، گروه سومى نیز در ١٤ ذیحجه ١٣٣٩/ ١٩ اوت ١٩٢١ كنگرهاى در باكو تشكیل داد (ابراهیموف، ص ٢٢٣). كمیته مركزى اول و دوم حزب كمونیست ایران، و نیز كمیته اجرائیه كمینترن، این كنگره را به رسمیت نشناختند (همان، ص ٢٢٣ـ٢٢٤). در ١٣٠١ش/ ١٩٢٢، با شركت نمایندگانى از هر سه كمیته مركزى و كمینترن و بوروى قفقاز (دفتر سیاسى قفقاز) مشكلات داخلى حزب كمونیست ایران بررسى شد و كمیته مركزى جدیدى تشكیل گردید و حزب توانست با غلبه بر مشكلات درونحزبى، وحدت سازمانى و تشكیلاتى خود را بازیابد (همان، ص ٢٣٨ـ٢٣٩). كریم نیكبین هم دبیر اول كمیته مركزى واحد حزب كمونیست ایران شد (جاوید، ص ٣٧؛
امیرخسروى و حیدریان، ص ٥١).
حزب براى آشنایى بیشتر مردم با مرام و اهداف كمونیسم و جذب آنان، به فعالیتهاى وسیع مطبوعاتى پرداخت. در ١٣٠٠ش، روزنامه حقیقت با مدیریت محمد دهگان با شعار «رنجبر روى زمین اتحاد» منتشر شد كه ترجمان اتحادیه عمومى كارگران ایران بود. پس از توقیف حقیقت، روزنامه كار با همان سبك، جانشین آن شد و روزنامه پیكان نیز صفحات خود را در اختیار اعضاى حزب گذاشت. هفتهنامه خلق، دیگر نشریه حزب بود كه پس از مدتى تعطیل شد و حزب، مجله جرقه را منتشر كرد. این مجله، كه بیش از دو شماره نپایید، براى نخستین بار مسائل اقتصادى و سیاسى را بر مبناى نظریه ماركسیستى طرح كرد. این نشریات در گسترش آرا و عقاید ماركسیستى، جلب روشنفكران، برقرارى رابطه با مردم و تبلیغات به نفع حزب، نقش مؤثرى داشت. فعالیت مطبوعاتى حزب با انتشار نشریه پیك سعادت نسوان در رشت، نصیحت در قزوین، تكامل در تبریز، كارگر در خوى و عدالت در تفلیس ادامه یافت (كامبخش، ص ٢٩ـ ٣٠؛
ابراهیموف، ص ٢٢٨ـ٢٣٣).
از دیگر فعالیتهاى حزب، تشكیل جمعیتهاى فرهنگى، ادبى و هنرى چون جمعیت فرهنگ در رشت، جمعیت فرهخت در بندرانزلى، انجمن پرورش در قزوین، جمعیت نِسوانِ وطنخواه در تهران، همچنین تشكیل اتحادیههاى كارگرى و برگزارى نخستین جشن اول ماه مه/ یازده اردیبهشت (روز جهانى كارگر) بود (كامبخش، ص ٣٠ـ٣١؛
اسناد تاریخى جنبش كارگرى، ج ٨، ص ٢٠٠؛
دو سند از فرقه كمونیست ایران، ص ٥ـ٦).
در دوره حكومت پهلوى اول، حزب كمونیست ایران تحت فشار بود، از اینرو بخشى از فعالیت و تبلیغاتش، خارج از ایران سازماندهى میشد (اسناد تاریخى جنبش كارگرى، ج ٨، ص ٢٠٠ـ ٢٠١). در چنین اوضاعى، حزب كمونیست ایران خود را براى برگزارى كنگره دوم آماده میساخت كه پس از هفت سال، در ١٣٠٦ش مخفیانه در ارومیه یا اوكراین یا استالینگراد برگزار گردید (همان، ج ٤، ص ١١٦؛
دو سند از فرقه كمونیست ایران، ص ٨؛
ابراهیموف، ص ٢٤٣). یوسف افتخارى (ص ٢٩)، محل تشكیل آن را اوكراین، عبدالحسین حسابى (یكى از اعضاى حزب كمونیست ایران؛
رجوع کنید به از اسلام انقلابى تا گولاگ، مقدمه شاكرى، ص ٧)، استالینگراد، شاكرى (همان مقدمه، همانجا)، شهر ایوانوو، و طبرى (١٣٦٧ش، ص ١٧) شهر رستوف دانستهاند. در این كنگره، حزب تشكیلات خود را از نو سازماندهى كرد و وحدت و انسجام بیشترى یافت (اسناد تاریخى جنبش كارگرى، ج ٨، ص ٢٠١؛
ابراهیموف، همانجا). مرامنامه جدید، برنامه اصلاحات ارضى، قطعنامه درباره اتحادیههاى كارگرى و سازمان جوانان و سازمان زنان نیز به تصویب رسید (رجوع کنید به كامبخش، ص ٣٨؛
دو سند از فرقه كمونیست ایران، ص ٦). كنگره دوم، مهمترین شعار حزب را الغاى سلطنت و استقرار جمهورى انقلابى خلق اعلام كرد و براى تحقق آن اهدافى تعیین نمود، از جمله: حفظ استقلال و تمامیت ایران در مقابل دولتهاى امپریالیستى؛
سپردن امور به افراد انقلابى؛
استقرار آزادیهاى دموكراتیك و تصویب قانون كار (دو سند از فرقه كمونیست ایران، ص ٨٤؛
كامبخش، ص ٤٥).
فعالیت سازمان جوانان كمونیست طى فعالیت حزب كمونیست ایران، دو بار دچار ركود شد و از نو سازماندهى گردید. پس از همایش دوم حزب، كمیته مركزى اصرار داشت كه دفتر مركزى اتحادیه جوانان كمونیست، كه در ١٣٠٧ش تشكیل شده بود، حضور بیشترى در فعالیتهاى سیاسى كشور داشته باشد (اسناد جنبش كارگرى، ج ٨، ص ٢٠٥). در اوایل ١٣٠٧ش، جناحى در حزب به سركردگى عبدالحسین حسابى (دهزاد) و حسین شرقى، هر دو اعضاى كمیته مركزى حزب، و عدهاى از طرفداران آنان، بیانیهاى با عنوان «از مجلس چه میخواهیم» منتشر كردند كه در تقابل آشكار با نظر بیشتر اعضاى حزب كمونیست ایران و مصوبات كنگره دوم بود. در همین دوره، نخستین شماره مجله ستاره سرخ، كه زیر نظر سلطانزاده منتشر میشد، در بیانیهاى با عنوان «مكتوب سرگشاده كمیته مركزى حزب كمونیست ایران به اعضاى حزب»، انتشاردهندگان بیانیه ١٣٠٧ش را اپورتونیست (فرصت طلب) نامید (احمدى، ١٩٩٣، ص ٦٨ـ٧٠) و این حاكى از انشقاق نظرى و سیاسى در حزب كمونیست ایران بود (همو، ١٣٧٩ش، ص ٤٨). نخستین شماره مجله ستاره سرخ، به مثابه ترجمان حزب كمونیست ایران، در فروردین ـ اردیبهشت ١٣٠٨ و آخرین شماره آن (شماره ١٢) در دى ١٣١٠ منتشر شد (همو، ١٩٩٣، ص پ ـ ت). ستاره سرخ را برنارد بلاوشتاین، مقیم وین، به انتشارات هاگ دروگولین در لایپزیك سفارش میداد (همان، ص پ). در ١٣٠٨ش، پلنومِ كمیته مركزى در تهران تشكیل شد كه مباحث آن درباره اوضاع بینالمللى و مبارزات حزبى بود (آوانسیان، ص ٢٥). در همین زمان، حزب كمونیست ایران شعبههاى خود را در آلمان و اتریش و فرانسه سازماندهى كرد و كنگره دوم براى ترویج ماركسیسم، نشریات ادوارى را با كمك شعبههاى خود در اروپا منتشر نمود. انتشار روزنامههاى پیكار در برلین و ستاره سرخ در وین با كمك كارل وینر(كمونیست آلمانى)، و نهضت در وین با كمك اریش رینكا (دیگر كمونیست آلمانى)، از آن جمله بود (طبرى، ١٣٥٦ش، ص ١٣٤؛
آوانسیان، ص ٢٧). در اوایل ١٣١٠ش، پلنوم دیگرى تشكیل شد و پس از گزارش اردشیر آوانسیان (ص ٢٨) درباره اوضاع جهان و وظایف بینالمللىِ حزب، دو قطعنامه درباره وظایف اعضاى حزب در ایران و تصمیماتى درباره برگزارى كنگره سوم حزب كمونیست ایران گرفته شد، اما این كنگره هیچگاه برگزار نگردید. در ١٣١٠ش، رضاشاه قانونى ضدكمونیستى را به تصویب مجلس رساند كه براساس آن، عضویت در حزب كمونیست ایران و فعالیت در جهت مرام اشتراكى، مجازاتى از سه تا ده سال زندان در پى داشت. در پى اجراى این قانون ــكه كمونیستها آن را قانون سیاه نامیدندــ بسیارى از اعضاى حزب تا ١٣١١ش دستگیر شدند (ابراهیموف، ص ٢٤٣ـ٢٤٤؛
كامبخش، ص ٣٧). به گفته كامبخش (ص ٢٧)، حزب از ١٣١٣ش تا ١٣٢٠ش فعالیت خود را ادامه داد، ولى منبع دیگرى از تجدید فعالیت حزب وجود ندارد.
منابع :
(١) فریدون آدمیت، فكر دموكراسى اجتماعى در نهضت مشروطیت ایران، تهران ١٣٥٤ش؛
(٢) اردشیر آوانسیان، خاطرات سیاسى، به كوشش على دهباشى، تهران ١٣٧٨ش؛
(٣) تقى ابوالقاسم اوغلى ابراهیموف (شاهین)، پیدایش حزب كمونیست ایران، ترجمه ر. رادنیا، (بیجا)؛
(٤) نشر گونش، (بیتا.)؛
(٥) حمید احمدى، تاریخچه فرقه جمهورى انقلابى ایران و گروه ارانى (١٣١٦ـ ١٣٠٤)، تهران ١٣٧٩ش؛
(٦) همو، نگاهى به تاریخچه حزب عدالت، برلین ١٩٩٤؛
(٧) همو، «نگاهى كوتاه به مجله ستاره سرخ و تاریخچه حزب كمونیست ایران»، ستاره سرخ : ارگان كمیته مركزى فرقه كمونیست ایران ١٣١٠ـ١٣٠٨، به همراه گفتارى درباره مجله ستاره سرخ و تاریخچه حزب كمونیست ایران، چاپ حمید احمدى، سوئد: نشر باران، ١٩٩٣؛
(٨) از اسلام انقلابى تا گولاگ: اشعار انقلابىِ ذرّه، لادبُن، حسابى و لاهوتى، پژوهش، ویراستارى و درآمد از خسروشاكرى (زند)، (بیجا): انتشارات پادزهر، (بیتا.)؛
(٩) اسناد تاریخى جنبش كارگرى، سوسیال ـ دموكراسى و كمونیستى ایران، ج ١، ٤، ٨، تهران: علم، (بیتا.)؛
(١٠) یوسف افتخارى، خاطرات دوران سپریشده: خاطرات و اسناد یوسف افتخارى، ١٣٢٦ـ ١٢٩٩، به كوشش كاوه بیات و مجید تفرشى، تهران ١٣٧٠ش؛
(١١) بابك امیرخسروى و محسن حیدریان، مهاجرت سوسیالیستى و سرنوشتایرانیان : مهاجران حزبكمونیستایران، فرقه دموكرات آذربایجان، حزب توده ایران، سازمان فدائیان اكثریت، تهران ١٣٨١ش؛
(١٢) میخائیل سرگییویچ ایوانوف، تاریخ نوین ایران، ترجمه هوشنگ تیزابى و حسن قائمپناه، استكهلم ١٣٥٦ش؛
(١٣) برگهاى جنگل: نامههاى رشت و اسناد نهضت جنگل، بهكوشش ایرج افشار، تهران: فرزانروز، ١٣٨٠ش؛
(١٤) مویسى آرونوویچ پرسیتس، «انترناسیونالیستهاى خاور در روسیه و پارهاى مسائل جنبش آزادیبخش ملى (١٩١٨ ـ ژوییه ١٩٢٠)»، در كمینترن و خاور، ترجمه جلال علوینیا، تهران: نشر بینالملل، ١٣٦٠ش؛
(١٥) جعفر پیشهورى، تاریخچه حزب عدالت، تهران ١٣٥٩ش؛
(١٦) سلاماللّه جاوید، ایران سوسیال دمكرات (عدالت) فرقهسى حقینده خاطرهلریم، تهران ١٣٥٩ش؛
(١٧) دو سند از فرقه كمونیست ایران: بیانیه فرقه كمونیست ایران ( ١٣٠١)، كنگره فرقه كمونیست ایران ( ١٣٠٨)، تهران: علم، ١٣٥٩ش؛
(١٨) اسماعیل رائین، حیدرخان عمواوغلى، ج :٢ اسناد و خاطرههاى حیدرخان عمواوغلى، (تهران) ١٣٥٨ش؛
(١٩) سولماز رستمووا ـ توحیدى، مطبوعات كمونیستى ایران در مهاجرت: در سالهاى ١٩٣٢ـ ١٩١٧، (باكو) ١٩٨٥؛
(٢٠) شاپور رواسانى، نهضت میرزاكوچكخان جنگلى و اولین جمهورى شورایى در ایران، (تهران) ١٣٦٨ش؛
(٢١) رحیم رئیسنیا، حیدر عمواوغلى در گذر از طوفانها، (تهران) ١٣٦٠ش؛
(٢٢) سالنامه توده: بمناسبت پنجاهمین سالگرد حزب كمونیست ایران و سیامین سالگرد حزب توده ایران، (بیجا): حزب توده ایران، ١٣٤٩ش؛
(٢٣) خسرو شاكرى، پیشینههاى اقتصادى ـ اجتماعى جنبش مشروطیت و انكشاف سوسیال دموكراسى در آن عهد، تهران ١٣٨٤ش؛
(٢٤) على شمیده، آزادلیق قهرمانى: حیدر عمواوغلى، تبریز ١٣٥٠ش؛
(٢٥) همو، میرزه محمد آخوندزاده (بهرام سیروس)، (باكو) ١٣٥٣ش؛
(٢٦) احسان طبرى، جامعه ایران در دوران رضاشاه، استكهلم ١٣٥٦ش؛
(٢٧) همو، كژراهه: خاطراتى از تاریخ حزب توده، تهران ١٣٦٧ش؛
(٢٨) ابراهیم فخرائى، سردار جنگل : میرزاكوچك خان، تهران ١٣٦٦ش؛
(٢٩) عبدالصمد كامبخش، شمهاى درباره تاریخ جنبش كارگرى ایران: سوسیال دمكراسى انقلابى، حزب كمونیست ایران، حزب توده ایران، تهران ١٣٦٠ش؛
(٣٠) احمد كسروى، تاریخ مشروطه ایران، تهران ١٣٨١ش؛
(٣١) Azarbayjan Savet Ensiklopediyasi, Baku ١٩٧٦-١٩٨٧;
(٣٢) Moisei Aronovich Persits, A shamefaced intervention: the Soviet intervention in Iran, ١٩٢٠-١٩٢١, Moscow ١٩٩٩;
(٣٣) Solmaz Rustamova-Towhidi, Kominternin Sharq siyasaeti ve Iran: ١٩١٩-١٩٤٣ (in Cyrillic), Baku ٢٠٠١.
/ مسعود عرفانیان /