فرهنگ تاریخ عقاید < ، همانجا؛ ناس ، ص 186ـ187). بسیاری از خویشاوندان بودا به او پیوستند، از جمله پسر عموی او آناندا که از شاگردان برجستة بودا بود (ناس ، ص 187؛ شایگان ، ج 1، ص 139). گفته اند که بودا پس از 45 سال تعلیم ، در هشتادسالگی درگذشت ( > دایرة المعارف دین < ؛ شایگان ، همانجاها). تعالیم او پس از چند قرن در سه بخش ، معروف به سه سبد حکمت (تیپیتاکا ، سانسکریت : تری پیتاکا )، نوشته شد ( > فرهنگ تاریخ عقاید < ، همانجا). آیین بودا پس از مرگ وی به دو شاخة اصلی تقسیم شد: ترواده یا هینیانه (چرخة کوچک ) که پیروانش خود را به اصول اولیة بودا وفادار می دانند؛ و مهایانه (چرخة بزرگ ) که با آیینها و اعتقادات مردم مناطق مختلف تطبیق یافته است (همانجا؛ ریز، ذیل "Buddhism" ). در شاخة اخیر تمجید بودا به عنوان یک انسان کامل ، به صورت ستایش موجودی الهی درآمد. همچنین علاوه بر بودا، عبادت و پرستش بوداهای آینده ؛ بودی ستوا (جوهر عقل و خرد)، مرسوم شد. این بوداها واسطة انسان برای وصول به مقام نیروانا تلقی می شوند (شایگان ، ج 1، ص 175ـ176، 178؛ ریز، همانجا). آیین بودا در قرن سوم پیش از میلاد، بر اثر فعالیتهای تبلیغی آشوکا ، امپراتور هند که در حدود 268 قبل از میلاد به تخت نشست ، در سرحدات جهان هندو ایرانی گسترش یافت . در واقع او سبب شد تا این آیین در حد یک فرقة کوچک هندی باقی نماند ( > دایرة المعارف دین < ، ذیل "Buddhism" ؛ امریک ، ص 950). یکی از اقدامات او ساختن 000 ، 84 استوپا (عبادتگاههای بودایی به شکل گنبدهای نیمدایره بر روی سکویی مدور) بود. برخی از این استوپاها در تیکسلا (نزدیک پیشاور کنونی )، قندهار و نگرهار (جلال آباد) وجود دارند. همچنین کتیبه های اخلاقی آیین بودا، معروف به «فرمانهای روی سنگ » و «فرمانهای روی ستون »، از او به یادگار مانده است ( > دایرة المعارف دین < ، همانجا؛ امریک ، ص 951). حکومت کانیشکا ی اول (قرن اول و دوم میلادی )، مشهورترین فرمانروای کوشانی ، که در متون بودایی آشوکای دوم نامیده شده ، عصر تازه ای در پیشرفت این آیین به وجود آورد ( > دایرة المعارف دین < ، همانجا). کوشانیها که به زبان بلخی ـ از زبانهای ایرانی ـ سخن می گفتند، جادة کاروانروی را از تیکسلا تا بلخ و از آنجا تا تِرمِذ در دست داشتند و از طریق این جاده بود که آیین بودا به آسیای میانه رسید. در طول این جاده تا شرق بقایایی از استوپاها، کتیبه ها و مجسمه های بودایی متعلق به دورة کوشانی یافت شده است (امریک ، ص 956). سرانجام ، آیین بودا از هندوستان رخت بربست (ریز، همانجا) اما در خارج از این سرزمین همچنان به حیات خود ادامه داد. امروزه ، مکتب ترواده بیشتر در سری لانکا، برمه ، کامبوج و تایلند؛ و مکتب مهایانه در تبت ، کره ، چین و ژاپن رواج دارد. مکتب مهایانه که اکثریت بوداییان را شامل می شود، علاوه بر آسیا در اروپا و امریکای شمالی گسترش یافته و بویژه از مکتب ذن (یکی از شاخه های مهایانه در چین و ژاپن ) در این دو قاره استقبال فراوانی شده است (رجوع کنید به شاله ، ص 145ـ150؛ > فرهنگ تاریخ عقاید < ، همانجا). بوداییان مکتب ترواده با تشکیل گردهماییهای جهانی که از 1334ش / 1956 پایه گذاری شد، سعی در اتحاد میان پیروان مکاتب بودایی دارند ( > فرهنگ باورها و ادیان وردزوث < ، ذیل "Buddhist councils" ). منابع : (1) فلیسین شاله ، تاریخ مختصر ادیان بزرگ ، ترجمة منوچهر خدایار محبی ، تهران 1346 ش ؛ (2) داریوش شایگان ، ادیان و مکتبهای فلسفی هند ، تهران 1362 ش ؛ (3) جان بویر ناس ، تاریخ جامع ادیان ، ترجمة علی اصغر حکمت ، تهران 1370 ش ؛ (4) Dictionary of the history of ideas , ed. Philip P. Wiener, New York 1973, s.v. "Buddhism" (by Hajime Nakamura); (5) R. E. Emmerick, "Buddhism among Iranian peoples", in The Cambridge history of Iran , vol. 3 (2), Cambridge 1983; (6) Encyclopaedia of religion and ethics , ed. James Hastings, Edinburgh 1980-1981, s.v. "Buddha, life of the" (by A. S. Geden); (7) The Encyclopedia of religion , ed. Mircea Eliade, New York 1987, s.vv. "Buddha" (by Frank E. Reynolds and Charles Hallisey), "Buddhism. Buddhism in Central Asia" (by Ronald Eric Emmerick); (8) William L. Reese, Dictionary of philosophy and religion: Eastern and Western thought , New Jersey 1980; (9) The Wordsworth dictionary of beliefs and religions , ed. Rosemary Goring, Hertfordshire 1995. / گروه فلسفه و عرفان / آیین بودا در جوامع اسلامی . در بخشی از سرزمینهای اسلامی ، آیین بودا پیشینة دیرینه دارد؛ از جمله در بخشهایی از شبه قارة هند، بخصوص بنگلادش ، در ماوراءالنهر و شرق و شمال ایران یعنی در خراسان بزرگ ، سیستان ، زابلستان و طبرستان (صدیقی ، ص 30ـ31؛ امریک ، ص 956؛ اسعدی ، ج 1، ص 70). حتی در شهرهای اسلامی که از مراکز بودایی دور بودند، مانند بصره ، این آیین یا آیین مانی * که متأثر از آن بود، پیروانی داشته است . در بصره ، در قرن دوم ، خانة جریربن حازم اَزدی ، پیشوای سمنیّه (شَمنیه ) از فرقه های بودایی ، محل اجتماع و گفتگوی سران مکتبهای متعدد بود ( مانی و دین او... ، ص 290، 360؛ مشکور، ص 264). پس از آمدن اسلام به مناطق بودایی ، و عقب نشینی تدریجی این آیین در برابر اسلام ، بتخانه های بوداییان غالباً از میان برداشته شد (رجوع کنید به بخارا * ؛ بامیان * )، اما گاهی نیز پیمانهای صلح میان مسلمانان و بوداییان بسته می شد، چنانکه حاکم اُشروسَنه در 178 به اطاعت فضل برمکی درآمد و پادشاه سُغد با افشین * (متوفی 226)، سردار عباسیان ، پیمان بست که پیروان هر آیینی در انجام مراسم خود آزاد باشند؛ به همین دلیل افشین مؤذن و امام جماعت سُغد را که بتهای بتخانة اُشروسنه را خارج کرده و آنجا را به مسجد تبدیل کرده بود، تازیانه زد (صدیقی ، ص 342). میان بوداییان و مسلمانان روابط فرهنگی نیز وجود داشت ، به طوری که در قرن دوم و سوم ، برخی از دانشجویان مسلمان ، برای تحصیل پزشکی ، از نواحی بسیار دور، به مرکز آموزشی تیکسلا می آمدند که طی چند قرن ، از مراکز تعلیمات بودایی بود و بویژه در آموزش پزشکی شهرت داشت (نهرو، بخش 1، ص 145، 183، 305) و در زمان هارون (متوفی 193) دانشجویانی که در آنجا تحصیل می کردند، در بغداد اهمیت زیادی می یافتند (همان ، بخش 1، ص 310ـ311). بسیاری از بوداییان ، بعد از آنکه مسلمان شدند، در جهان اسلام به مقامهای بالایی رسیدند، از جمله برمکیان * که نیاکانشان پیش از اسلام تولیت معبد بزرگ نوبهار بوداییان را در بلخ برعهده داشتند (زرین کوب ، 1357ش ، ص 4؛ رجوع کنید به بلخ * ). برمکیان ، در انتقال میراث فرهنگی بوداییان به عالم اسلام مؤثر بودند. ابان بن عبدالحمید لاحقی ، شاعر ایرانی عرب زبان که معلم و مشاور این خاندان بود، داستان زندگی بودا و کلیله و دمنه را که الهام یافته از تعالیم بودا بود به نظم درآورد و از این خاندان پاداش بسیار دریافت کرد (محجوب ، ص 20ـ21؛ بلگرامی ، ص 20ـ21). نیاکان افشین نیز بودایی بودند و برخی خود او را نیز معتقد به این آیین دانسته اند و حتی گفته اند که در قصر او مانند بوداییان بتهایی از چوب یافته بودند (صدیقی ، ص 342، 351ـ352). قره ختاییان نیز که در آغاز از آیین بودا و کنفوسیوس پیروی می کردند بعدها مسلمان شدند. آنها در اواسط قرن ششم حکومت گورخانیان را در ولایت کاشغر و ختن تشکیل دادند (اقبال آشتیانی ، ص 8 ـ11). وقتی در 607 سلطان محمد خوارزمشاه حکومت گورخانیان را از ماوراءالنهر برانداخت ، در واقع سدی که میان ایرانیان و مغولان بودایی وجود داشت در هم شکست و مرحلة دیگری از روابط مسلمانان با بوداییان آغاز شد (همان ، ص 11، 96). با حاکمیت مغول ، معابد بودایی در برخی نقاط ایران ساخته شد. بخشیان (روحانیان و کاهنان بودایی ) نیز موقعیت ممتازی در ایران یافتند و به طبابت ، دبیری و آموزش سلاطین مشغول شدند. آنان نزد ارغون شاه (حک : 683ـ690)، آخرین شاه بودایی ایلخانیان ، حرمت بسیار داشتند (علاءالدوله سمنانی ، 1366ش ، ص 70، 151ـ152، تعلیقات ، ص 324ـ325؛ اقبال آشتیانی ، ص 87). علاءالدوله سمنانی (متوفی 736) دربارة تصرف بوداییها در اوقاف ، مدارس ، مساجد و خانقاههای عالم اسلام با لحنی شکایت آمیز سخن گفته است (1362ش ، ص 313ـ314). با اینهمه برخی از سلاطین بودایی در ادارة کشور از مسلمانان کمک می گرفتند. محمد یلواج ، وزیر چنگیزخان و از خدمتگزاران دولت مغول ؛ مسعودبیگ ، پسر محمود یلواج و وزیر اوگتای قاآن و منکوقاآن ؛ خواجه نصیرالدین طوسی (متوفی 672)، وزیر هولاکوخان ؛ سیّداجل و احمد بناکتی ، وزرای قوبیلای قاآن از جملة این مسلمانان بودند. این سلاطین گاه به مشایخ صوفیه و مقابر آنها اظهار ارادت می کردند و همچنین دستور می دادند تا علمای مسلمان ، بودایی و مسیحی با هم مناظره کنند (اقبال آشتیانی ، ص 158، 163ـ164، 181). به مرور، مغولان از آیین بودایی روی برتافتند و بعدها اخلاف آنان در ایران ، ماوراءالنهر و هند به ترویج اسلام برخاستند، هرچند که پس از تغییر دین نیز برخی از آنان (مانند غازان ) تأثراتی از آیین بودایی داشتند (رشیدالدین فضل الله ، ج 3، حواشی ، ص 2279). تقریباً در اواخر قرن هشتم ، این آیین در این مناطق به خاموشی گرایید ( ایرانیکا ، ذیل "Buddhism" ؛ ناصرالدین منشی کرمانی ، ص 23). البته در برخی از کشورهای اسلامی ، چون بنگلادش ، پاکستان و اندونزی هنوز اقلیتی از بوداییان وجود دارند (اسعدی ، ج 1، ص 287، ج 2، ص 22ـ23، 136). آثار و بقایای فرهنگ بودایی در بعضی از کشورهای اسلامی بر جای مانده است . در افغانستان ، در قندهار، یک کتیبه به دو زبان آرامی و یونانی یافت شده که از دوران آشوکاست . استفاده از زبان آرامی و خط خروشتهی (خط اداری دوران هخامنشی ) نشان دهندة تأثیر ایرانیان در گسترش آیین بوداست (امریک ، ص 950). در قراتپه در مرز افغانستان با تاجیکستان نیز یک کتیبة بودایی و یک معبد غاری بزرگ متعلق به قرن دوم میلادی یافت شده است . در سرخ کتل اولین کتیبة کوشانی به زبان بلخی به دست آمده که حاکی از تجدید حیات آیین بودا در دورة کانیشکاست (همان ، ص 956؛ ایرانیکا ، همانجا). در بامیان نیز دو مجسمة عظیم سنگی وجود دارد که مجسمة کوچکتر به نام «خنگ بت » متعلق به قرن دوم و سوم میلادی است و نشانه هایی از سبک معماری بودایی و یونانی در آن مشهود است . مجسمة بزرگتر به نام «سرخ بت » ظاهراً سه قرن پس از مجسمة اول ساخته شده است (اسعدی ، ج 1، ص 67). در جلال آباد و تپه رستم ، بیرون بلخ ، استوپای بودایی متعلق به دورة کوشان وجود دارد (امریک ، همانجا). در بلخ نیز زیارتگاهی بودایی به نام نوبهار (از واژة سانسکریت ناوا ـ وی هارا به معنای زیارتگاه جدید) وجود داشته است . ویرانه های این زیارتگاه تا اواخر قرن هشتم پابرجا بود. در ادبیات فارسی ، بویژه در شعر، به این بنا اشاره هایی شده است (دهخدا، ذیل «نوبهار»). در برخی نقاط بنگلادش که روزی بخشی از قلمرو آشوکا محسوب می شد، آثار و بقایای معابد بودایی متعلق به قرن هفتم میلادی هنوز پابرجاست (اسعدی ، ج 2، ص 23). در پاکستان نیز شمایل بوداکه مربوط به دورة شش سالة ریاضت شدیداوست ،یافت شده که متعلق به قرن دوم و سوم میلادی است (ذکرگو، ص 137). در آسیای میانه آثار و بقایای معابد بودایی به دست آمده ؛ از جمله ، اجنه تپه در درة وخش ، نزدیک شهر قورغان تپه در تاجیکستان ؛ معبد بودایی اک ـ بشیم در سمیرچیه ، نزدیک شهر فرونزه (پیشیک ) در قرقیزستان متعلق به قرن هفتم و هشتم میلادی ؛ و معبد بودایی کووا در منطقة فرغانة شرقی در ازبکستان که در آن تصویری از بودا یا بودی ستواها یافت شده است (بلنیتسکی ، ص 175ـ 178؛ > دایرة المعارف دین < ، ذیل "Buddhism" ). در اندونزی در جزیرة جاوه در محل بوروبودور ، بقایای معبد و مرکز آموزشی بودایی سری ویجایه ، یادگار دوران فرمانروایی عظیم سری ویجایه ، متعلق به قرن هشتم یا نهم میلادی هنوز وجود دارد (اسعدی ، ج 1، ص 285، 289). بودا در فرهنگ اسلامی . از بودا در فرهنگ اسلامی بیشتر با نام بوداسف یاد شده و او را فیلسوفی معتقد به تناسخ دانسته اند که دین شَمنی (شمنیّه * ) را در هند رواج داده است . شهرستانی از پیروان بودا با نام «اصحاب بَدده » یاد می کند و می گوید بُدّ یعنی کسی که در این عالم متولد نشود، نکاح نکند، نخورد، نیاشامد، پیر نشود و نمیرد. اولین بدّ که در عالم ظاهر شد «شاکمین » نام داشت (ج 2، ص 260). احتمالاً این نام ، تحریف لقب «شاکیامونی » بوداست . در تاریخ بناکتی (ص 324) نیز همین لقب به شکل «شامکونی » آمده و به عنوان پیامبری هندی از او یاد شده است . برخی دیگر از علمای اسلام نیز دربارة بودا و آیین او به گونه ای سخن گفته اند که نوعی تأیید یا محتمل دانستن پیامبری اوست . نقل داستان زندگی بودا و شرح تعلیمات او (رجوع کنید به بلوهر و یوداسَف * ) و همچنین تصریح برخی علمای شیعه به ارجمندی داستان بلوهر و بوذاسَف از آن جمله است ؛ چنانکه ملاّ محمد باقر مجلسی ( بلوهر و بوذاسف ، ص 9) این داستان را مشتمل بر حکمتهای شریفة انبیا علیهم السلام و مواعظ لطیف حکما و گنجی از گنجهای ربّانی دانسته است . وی همچنین از بودا با نام بوداسکَفت یاد کرده و او را به احتمال پیامبر دانسته است (ج 40، ص 143). محمدحسین آل کاشف الغطاء نیز بودا را «النبی الهندی » نامیده (ص 56) و وجدی نیز نبوت وی را محتمل شمرده است (ج 2، ص 390). برخی ، بشارتهای منسوب به بودا را، دربارة نجات دهندگان انسان ، با ظهور پیامبر اسلام صلّی اللّه علیه وآله وسلّم یا تولد حضرت علی علیه السلام تطبیق داده اند و این بشارتها را دلیل بر نبوت یا دست کم حق بودن آیین بودا انگاشته اند. (سیالکوتی ، ص 43ـ52). ادیب الممالک فراهانی در مسمط معروف خود (ص 152) از بشارت بودا به ظهور پیامبر اسلام یاد کرده است . بعضی از مؤلفان ، بودا را با برخی از پیامبران یکی دانسته اند، چنانکه برخی او را همان ذوالکفل * می دانند و سوگند به انجیر را در سورة تین ، اشاره به درخت انجیری می دانند که بودا در زیر آن به تفکر و مراقبه پرداخته بود (انصاری فرنگی محلی ، ص 276ـ277). در متون اسلامی نیز داستان پادشاهی حکایت شده است که در عصر ذوالکفل ، مانند بودا، ترک پادشاهی کرد و به پارسایان پیوست (ابن قدامه ، ص 42ـ45). عده ای نیز بودا را با هرمِس * ، که به قولی همان ادریس است ، یکی شمرده اند (نصر، ص 62؛ طباطبائی ، ج 1، ص 196). برخی نیز ویژگیهایی را که برای بودا یاد شده است همان خصوصیات خضر (شهرستانی ، ج 2، ص 261) و برخی دیگر بودا را پیامبر صابئین دانسته اند (مسعودی ، 1365 ش ، ص 86، 146؛ همو، 1356ـ1360 ش ، ج 1، ص 218) یا هرمس را پیامبر صابئین خوانده و او را با بودا یکی شمرده اند (نصر، ص 85) که با توجه به تأثیر آیین بودا بر مانی ، با نظریه ای که صابئین را پیروان مانی می داند بی ارتباط نیست (همان ، ص 62ـ63، 85ـ86). گاهی نیز بودا را همان عیسی علیه السلام دانسته اند (رجوع کنید به بلوهر و یوداسف ). در برابر، برخی هم هیچ اصالتی برای بودا و آیین او قائل نیستند (رجوع کنید به صافی ، ص 9ـ14). آیین بودا و تصوف اسلامی . توجه آیین بودا به فقر، زهد و ریاضت که نهایت آن از میان بردن انانیت است ، شباهتهایی میان عارف و صوفی مسلمان با زاهد بودایی به وجود آورده است (رجوع کنید به زرین کوب ، 1369ش ، ص 19). برخی از این شباهتها می تواند نشانة تأثیر این آیین بر تصوف اسلامی باشد. بخصوص با پیشینة کهن این آیین در شمال و شرق ایران از دورة سلوکی و اشکانی تا زمان فتوحات اسلامی ، می توان احتمال داد که اعتقادات و سنن بودایی ابتدا در صوفیة خراسان منعکس و از طریق آن به تصوف اسلامی وارد شده است (رجوع کنید به همو، 1357ش ، ص 5 ـ6). برخی عقاید یا سنن بودایی که با تصوف اسلامی شباهت دارد، در آیین هندو نیز وجود دارد و آیین بودا خود تحت تأثیر آن است . بااینهمه ، حضور راهبان جهانگرد بودایی در عهد بنی امیه و بنی عباس از خراسان تا عراق و شام نشان می دهد که ریشة این اعتقادات هر چه بوده ، از طریق بوداییان یا از طریق زاهدان و سیاحان مانوی بر صوفیان مسلمان مؤثر افتاده است (فاخوری و جر، ج 1، ص 249؛ غنی ، ص 25ـ26). تأثیر آیین بودا بر تصوف را از جنبه های گوناگون می توان بررسی کرد. یکی از جنبه ها شباهت زندگینامة برخی از صوفیان با داستان زندگی بوداست . یکی از صوفیانی که زندگی حقیقی یا افسانه ای او با زندگی بودا بسیار مشابهت دارد، ابراهیم ادهم * است . احتمال این که داستان ابراهیم ادهم با روایات بودایی درآمیخته باشد بسیار است ، زیرا بلخ در آن روزگار یکی از مراکز مهم تعلیمات و تبلیغات بودایی بوده و سرگذشت بودا، چنانکه از روایات سغدی و ترکی و فارسی و عربی داستان بلوهر و بوذاسف برمی آید، در نواحی شرق ایران شهرت داشته است . از وجوه شباهت این دو داستان ، یکی ملاقات ابراهیم با پسر خود در مکه است که به داستان ملاقات بودا با پسرش راهولا بی شباهت نیست ، و دیگر گفتگوی او با ابلیس است که شبیه روبرو شدن بودا با ماراست ( دائرة المعارف بزرگ اسلامی ، ذیل «ابراهیم ادهم »). میان زندگی بودا و زندگی برخی دیگر از صوفیه ، همچون شاه شجاع کرمانی ، امیرحسینی هروی * و علاءالدوله سمنانی و حتی برخی امرا از جمله احمد فرزند هارون خلیفة عباسی که ترک حکومت و دنیا کرده اند، نیز شباهتهایی وجود دارد اما صرف وجود این شباهتها نمی تواند نشان دهندة تأثیر و تأثری باشد، و ظاهراً این گونه شباهتها را باید شباهت نوعی بدانیم (همانجا). استفاده از تمثیلها و سخنان بودا در آثار عرفا نیز نشان دهندة نوعی تأثیر آیین بودا بر تصوف است . سرگذشت بودا در کتب اسلامی با عنوان بلوهر و بوذاسف آمده است و میان سخنان و تمثیلات منسوب به بلوهر با برخی اقوال صوفیه مشابهتهایی وجود دارد، برای نمونه داستان رنجش حلاج از شبلی که گُلی به سوی او انداخته بود با یکی از داستانهای بلوهر و بوذاسف مشابهت دارد (عطار، 1360 ش ، ص 592؛ بلوهر و بوذاسف ، ص 130). داستانها و تمثیلات دیگری نیز در داستان بلوهر و بوذاسف آمده که در آثار عرفانی و ادبی به صور گوناگون منعکس شده است ، از جمله داستان مردی که گنجشکی صید کرد و گنجشک در ازای آزادیش به او سه پند داد (رجوع کنید به بلوهر و بوذاسف ، ص 84؛ غزالی ، 1364 ش ، ج 2، ص 162؛ همو، 1412، ج 4، ص 15؛ مولوی ، ج 2، دفتر چهارم ، بیت 2245ـ 2265؛ عطار، 1368 ش ، ص 210ـ211؛ ابونعیم ، ج 4، ص 316) و نیز داستان دو دزدی که گوهری گرانبها را تصاحب کردند و هریک نقشة قتل دیگری را کشید، و گفته اند واقعه ای بوده که بودا در یکی از نشأتهای سابق خود مشاهده کرده است (رجوع کنید به مینوی ، ص 90ـ93). این داستان به متون عرفانی نیز راه یافته (رجوع کنید به عطار، 1356 ش ، ص 169ـ171؛ غزالی ، 1364 ش ، ص 186ـ187). در ادبیات اروپایی نیز با اندک تفاوتی وارد شده است (مینوی ، ص 90). دربارة نفوذ اندیشه و تعالیم بودا بر تصوف ، برخی گفته اند تأکیدی که در تصوف بر ترتیب و تدریج در سیر سالک وجود دارد، به علت ارتباط با زاهدان بودایی و تأثیر نظام و قوانین رهبانیت این آیین بوده است . برخی خصوصیات سلوک نیز میان بوداییان و صوفیان یکسان است ؛ از جمله در هر دو طریقه افراد به حصر فکر متوسل می شوند که صوفیه بدان مراقبه و بوداییان «دیانا » می گویند (شایگان ، ج 1، ص 176؛ غنی ، ص 32ـ34). میان نیروانای بودایی نیز که آخرین مرحلة سلوک است با مقام فنا در تصوف شباهتهایی وجود دارد (رجوع کنید به غنی ، همانجا). البته تفاوتهایی نیز هست ؛ در یکی از تعاریف مورد قبول اکثر بوداییان ، نیروانا انقطاع ، خاموشی و آزادی از رنج بازپیدایی است و نباید هیچ تفسیری از آن ، چه در جهت مثبت چه در جهت منفی ، به عمل آورد (شایگان ، ج 1، ص 165ـ166). در حالی که فنای صوفیه همراه با بقا یعنی رسیدن به حیات ابدی در خداست و این تعریف جنبة مثبت دارد (غنی ، ص 34). اعتقاد به کثرت شرور در عالم ، تحقیر نفس بخصوص در میان ملامتیه و آدابی از قبیل سرتراشیدن ، ترک خانه و دیار، علاقه به سیاحت و کشکول به دست گرفتن از جمله آداب رهبانیّت بودایی است که در مانویّت و تصوف اسلامی اثر گذاشته است (زرین کوب ، 1369ش ، ص 90؛ اولدنبرگ ، ص 147، 152ـ153). عقیدة صوفیه به تجلی حقیقت یگانه و سَریان آن در چهره ها و گونه های متعدد نیز که در اندیشة ابن عربی به شکل «حقیقت محمدیه » و مظاهر آن در جهان مطرح شده است (رجوع کنید به ابن عربی ، ج 2، ص 363)، با اندیشة مشابهی در مکتب مهایانه شباهت بسیار دارد. به عقیدة پیروان این مکتب ، بوداها تجلی بودای نخستین اند. بودای نخستین پنج بودا پدید می آورد و آنان به نوبة خود چهار بودی ستوا پدید می آورند که پروردگاران عالم طبیعت اند (مهرداد بهار، ص 184؛ شایگان ، ج 1، ص 175). مفهوم «خلق جدید» نیز که در آثار عرفایی چون عین القضاة همدانی ، محیی الدین ابن عربی ، جلال الدین بلخی و شمس الدین لاهیجی آمده و در حقیقت نوعی تفسیر باطنی از آیة 15 سورة ق است ، با یکی از مفاهیم فرقة بودایی ذن مشابهت دارد، گو اینکه نمی توان به وجود تأثیر و تأثری حتمی میان این دو معتقد بود (رجوع کنید به ایزوتسو). آیین بودا و فلسفة اسلامی . در آثار فیلسوفان اسلامی بارها آرایی منتسب به بودا (با نام بوداسف و یوذاسف ) مطرح گردیده و گاهی این عقاید تأیید و ترویج شده است . از جمله شهاب الدین سهروردی در فصلی ، که به توضیح تناسخ اختصاص دارد، گونه ای از این عقیده را به بوداسف نسبت داده است (سهروردی ، ج 2، ص 217، 221). صدرالدین شیرازی نیز عقیده به تناسخ را از جمله به یوذاسف نسبت داده می نویسد که بر طبق این عقیده زندگی تمام جانوران زمینی با انتقال جانهای آدمیان به کالبد جانوران تحقق می یابد؛ یعنی انسانهای ناقص به صورت جانوران درمی آیند و انسانهای کامل پس از جدایی از تن به جهان نور عروج می کنند ( الحکمة المتعالیة ، ج 9، ص 8، 19؛ همو، مبدأ و معاد ، ص 383ـ384). صدرا همچنین گفته است که مصنف مجلی الدقایق ، غیاث الدین منصور دشتکی ، نظریة یوذاسف را مناط اثبات حشر و برانگیختن نفوس و ارواح گرفته است ( مبدأ و معاد ، ص 472ـ473). نظریة صدرا در باب حرکت جوهری و تجدید امثال نیز، با خلق مدام در آیین ذنِ بودیسم ، که براساس آن هر چیز لحظه به لحظه تجدد می یابد و هستی در هر لحظه چیزی مطلقاً نو است ، مشابهت دارد (ایزوتسو، ص 14، 60). علاوه بر همانندی استوار میان جوهر اندیشة صدرا و دوگن ، پیشوای ذن ، مثالی که آنها در این باره آورده اند نیز یکی است : کوه و حرکت مستمر و دایمی آن که برخلاف پندار انسان معمولی است (همان ، ص 3، 12؛ قس صدرالدین شیرازی ، الحکمة المتعالیة ، ج 3، ص 110). سبزواری نیز ضمن نقد و بررسی نظریة یوذاسف دربارة ادوار و اکوار می نویسد که سهروردی در اعتقاد به تکرار اوضاع فلکیّه و تکرار صور جسمانیة کونیّه از یوذاسف پیروی کرده است (ص 318، 321). آیین بودا و ادبیات فارسی و عربی . تأثیر اندیشة بودایی در ادبیات فارسی ، بویژه ادبیات عرفانی ، از جمله از طریق داستانهای بودایی است که از طریق کلیله و دمنه ، بلوهر و بوذاسف ، هزار افسانه ـ که اساس کتاب الف لیلة و لیلة بوده است ـ و سندبادنامه در میان فارسی زبانان رواج یافته است . از جملة این داستانها، حکایت گاوی است که بی خبر از قصد صاحب خود می چرد و خود را برای سور و ضیافت فربه می سازد. این داستان که نخست در مجموعة جاتکة بودایی (حکایتهایی دربارة وقایع نشأتهای پیشین بودا) آمده ، در متون فارسی از جمله مرزبان نامه ، شاهنامة فردوسی ، دیوان ظهیر فاریابی و مثنوی مولوی نیز انعکاس یافته است (رجوع کنید به مجتبائی ، 1976، ص 24، 29). ستایش از بودا و ذکر یادگارهای بودایی نیز در ادبیات فارسی دیده می شود؛ مثلاً، عنصری (متوفی 431) داستان صَنَمَیِ البامیان ابوریحان بیرونی (متوفی 440) را، که داستان دو بت بامیان (سرخ بت و خنگ بت ) است ، به فارسی منظوم ساخته است (مجتبائی ، 1370 ش ، ص 480ـ 481). خاقانی (متوفی 582) نیز در اشعار خود از این دو بت بزرگ یاد می کند (ص 497). شعرای دیگر چون فرخی سیستانی ، منوچهری ، مسعود سعد سلمان و ناصرخسرو و جامی نیز بارها به آثار بودایی در اشعارشان اشاره کرده اند (دهخدا، ذیل «نوبهار»، «بت »). برخی ذکر بت را که در ادب فارسی صوفیه و غیرصوفیه بارها به عنوان نمادی از زیبایی آرمانی به کار رفته است ، برگرفته از نام بودا و تصویر بتهای بودایی می دانند ( ایرانیکا ، همانجا؛ رجوع کنید به بُد * ؛ بت / بت پرستی * ). مکتبی شیرازی ، سرایندة سدة دهم ، در منظومة کلمات علّیه غرّا قریب ده تمثیل آورده که یکی از آنها قصة بوداست (رشید یاسمی ، ص 50ـ51). در آثار نویسندگان متأخر نیز گاه از بودا و سخنان او یاد شده است . اقبال لاهوری در دیوان خود (ص 296ـ297) در سه قطعه شعر با عنوان «طاسین گوتم » خواسته است که عقاید و آرای بودا را دربارة هستی و جهان بیان کند. ملک الشعرای بهار (ج 1، ص 440) نیز در قصیدة فلسفی خود از بودا و سخن او دربارة هستی و رنج سخن می گوید. محمد حجازی (ص 29)، از نویسندگان معاصر، در قطعه ای ادیبانه گفتگوی بودا و یکی از شاگردان وی را به نام پورنا آورده که نتیجة این گفتگو سپاسگزاری در مقابل هر گونه خشونت است . در آثار صادق هدایت نیز اندیشه های بودا انعکاس یافته است . در مشهورترین اثر او، بوف کور ، که نخست در هندوستان (1315 ش ) چاپ شده ، اشاره به نیروانای بودا را می توان یافت (آل احمد، کتاب دوم ، ص 737، 746، 756ـ757). در فوائد گیاهخواری علاقه و استناد هدایت به آیین بودا آشکار است (همان ، کتاب دوم ، ص 758؛ هدایت ، 1306 ش ، ص 29ـ31). وی در داستانی به نام «آخرین لبخند» که زوالنامة تمدن ایرانی بودایی خراسان بزرگ است ، به نقل جملاتی از بودا پرداخته و اندیشة بودا و شوپنهاور، فیلسوف آلمانی ، را به هم آمیخته و فلسفة بودا را همان فلسفة موج یا پایداری و درگذر بودن همة هستی و شکلها، و نیروانای او را همان «نیستی جاویدان » می داند (هدایت ، 1342ش ، ص 141، 156ـ157). در ادبیات عربی ، گذشته از ابان بن عبدالحمید که داستان زندگی بودا را به نظم درآورد (رجوع کنید به بلوهر و یوداسَف )، در پاره ای دیگر از اشعار عرب به احوال بودا و تمثیلهایی که در سرگذشت او آمده اشاره شده است . از جمله ، ابوالعتاهیه در سروده های خود، از شیوة بودا در ترک پادشاهی و انتخاب فقر و درویشی با لحنی ستایش آمیز یاد کرده ، تا جایی که برخی احتمال داده اند که او بودایی بوده باشد (شرف الدین ، ص 95ـ97). در پاره ای از اشعار او نیز مضامینی از پندهای کنفوسیوس دیده اند (همان ، ص 205). ابوالعلاء معری نیز، مانند بوداییان و دیگر هندوان ، از بازگشت جسم به خاک و روح به هوا سخن گفته است (رجوع کنید به ج 1، ص 456ـ457). فرهنگ و هنر بودایی و هنر اسلامی . در قرون اولیة ظهور آیین بودا، به علت مخالفت این آیین با بت پرستی و نقش و نگار دنیوی و تحریم ترسیم صورت زن و مرد، بوداییان به هنر نقاشی و مجسمه سازی نمی پرداختند. اما بتدریج ، در قرن اول میلادی ، در میان پیروان آیین بودا ترسیم تصویر و ساختن مجسمة بودا بخصوص در دورة کوشانیها و در کیش مهایانه رونق گرفت (ذکرگو، ص 139، 142ـ143؛ راجپوت ، ص 25ـ 27). نفوذ فرهنگ و هنر هندی که در آن ترسیم خدایان مرسوم بود و نیز تأثیر هنر ایرانی برجای مانده از دورة آشوکا و همچنین پیکرنگاری رومی ـ یونانی که از طریق ایران به هند سرایت کرده بود، در مجسمه سازی بودایی در نواحی شمال غربی هند تا افغانستان در قرن سوم و چهارم میلادی مؤثر بود (ذکرگو، ص 143ـ 144؛ حکمت ، ص 338). در همین داد و ستدهای فرهنگی ـ هنری بود که قوم اویغور، از اقوام تاتار که بودایی و مانوی و مسیحی بودند، نقاشی عهد ساسانی را از معلمان ایرانی خود اقتباس کردند و کتب و آثار و ابنیة مذهبی خود را با همان سبک تزیین نمودند. این سبک نقاشی پس از استیلای مغول بر ترکستان شرقی ، از طریق مغولان ، به چین رفت و پس از تغییراتی در عهد تسلط مغولان دوباره به ایران بازگشت . بدین ترتیب ، سبک نقاشی و تذهیب عهد مغول ، تیموری و صفوی پدید آمد (اقبال آشتیانی ، ص 18؛ بینیون و دیگران ، ص 61). البته برخی معتقدند که تأثیر هنر بودایی و مکاتب متأثر از آن بر نقاشی ایران ، به پیش از دورة مغول می رسد (بینیون و دیگران ، ص 62). نفوذ هنر بودایی در نقاشی ایران در دورة مغول از دو طریق تحقق یافت : هنرمندان چینی که از سوی حکام مغول راهی ایران شدند، نظیر هنرمندانی که ارغون برای نقاشی دیوارهای معابد بودایی از آنها دعوت به عمل آورد (شراتو، ص 17)؛ سفرهای هنرمندان ایران به چین ، همچنانکه غیاث الدین نقاش همراه سفیر شاهرخ تیموری (متوفی 850) به چین رفت . این هنرمند احتمالاً بانی مجموعة نقاشیهایی است که اکنون در کتابخانة سِرای استانبول موجود است (بینیون و دیگران ، ص 155ـ156). در نقاشیهای ایرانی ، نمودهایی از فرهنگ و هنر بودایی دیده می شود، از جمله تصویر زیبارویانی با چشمان بادامی ، ابروانی کمانی و لبخندی آرام بخش که نشانة تأثیرپذیری از شکل ظاهری بتهای بودایی است ( ایرانیکا ، همانجا). همچنین بسیاری از کتابهایی که فرهنگ بودایی را منعکس می نماید با نقاشی زینت یافته است ، از جمله نسخه های متعدد کلیله و دمنه و انوار سهیلی (بینیون و دیگران ، ص 85، 93، 106ـ107). در پاره ای از نسخه های جامع التواریخ نیز نقاشیهایی از داستانهای حضرت محمد صلّی اللّه علیه وآله وسلّم و اصحاب او و بودا وجود دارد (دوری ، ص 181). در معماری نیز بوداییان سبک «گندهَرَه » را پدید آوردند که در معماری خاورمیانه ، بویژه بلاد شام و آسیای صغیر، اثری ژرف برجای نهاد (ذکرگو، ص 144؛ ندوی ، ص 15). این سبک معماری در قراسرا (سرای بزرگ اتابکان ) متعلق به بدرالدین لؤلؤ (حک : 631ـ657) در موصل دیده می شود که تزیینات ساختمان و مجسمه های نیمه برجسته بر دیوار آن از مشخصات هنر بودایی است (دوری ، ص 112). منابع : (10) جلال آل احمد، ادب و هنر امروز ایران : مجموعة مقالات 1348ـ1324ه . ش ، پژوهش و ویرایش مصطفی زمانی نیا، تهران 1373 ش ؛ (11) محمدحسین آل کاشف الغطاء، المثل العلیا فی الاسلام لافی بحمدون ، تهران 1403؛ (12) ابن عربی ، الفتوحات المکیة ، ج 2، چاپ عثمان یحیی ، قاهره 1405/1985؛ (13) ابن قدامه ، کتاب التوّابین ، چاپ جورج مقدسی ، دمشق 1961؛ (14) احمدبن عبدالله ابوالعلاء معری ، لزوم مالایلزم : اللزومیّات ، بیروت 1403/1983؛ (15) احمدبن عبدالله ابونعیم ، حلیة الاولیاء و طبقات الاصفیاء ، بیروت 1387/1967؛ (16) محمدصادق بن حسین ادیب الممالک ، دیوان ، چاپ وحید دستگردی ، ( تهران ) 1312 ش ؛ (17) مرتضی اسعدی ، جهان اسلام ، تهران 1366ـ1369 ش ؛ (18) عباس اقبال آشتیانی ، تاریخ مغول : از حملة چنگیز تا تشکیل دولت تیموری ، تهران 1364 ش ؛ (19) محمد اقبال لاهوری ، کلیات اشعار فارسی مولانا اقبال لاهوری ، با مقدمه و شرح احوال و تفسیر کامل احمد سروش ، تهران ?( 1343 ش ) ؛ (20) محمدرضا انصاری فرنگی محلی ، تذکرة حضرت سیدصاحب بانسوی ، کراچی 1988؛ (21) هرمان اولدنبرگ ، فروغ خاور ، ج 2 و 3 : آئین و رهبانیت بودا ، ترجمة بدرالدین کتابی ، اصفهان 1332 ش ؛ (22) توشیهیکو ایزوتسو، خلق مدام : در عرفان اسلامی و آیین بودایی ذن ، ترجمة شیوا (منصوره ) کاویانی ، تهران 1374 ش ؛ (23) علی بلگرامی ، « ( دربارة ) کتاب کلیلة و دمنة الشهیر»، الجامعة (کلکته 1342 ش )؛ (24) الکساندر بلنیتسکی ، خراسان و ماوراءالنهر (آسیای میانه ) ، ترجمة پرویز ورجاوند، تهران 1371 ش ؛ (25) بلوهر و بوذاسف ، به روایت صدوق و مجلسی ، چاپ ابوطالب میرعابدینی ، تهران 1365 ش ؛ (26) داوودبن محمد بناکتی ، تاریخ بناکتی = روضة اولی الالباب فی معرفة التواریخ و الانساب ، چاپ جعفر شعار، تهران 1348 ش ؛ (27) محمدتقی بهار، دیوان ، چاپ مهرداد بهار، تهران 1368 ش ؛ (28) مهرداد بهار، ادیان آسیایی ، تهران 1375 ش ؛ (29) لورنس بینیون ، ج . و. س . ویلکینسون ، و بازیل گری ، سیر تاریخ نقاشی ایرانی ، ترجمة محمد ایرانمنش ، تهران 1368 ش ؛ (30) محمد حجازی ، اندیشه ، تهران 1345 ش ؛ (31) علی اصغر حکمت ، سرزمین هند ، تهران 1337 ش ؛ (32) بدیل بن علی خاقانی ، دیوان ، چاپ ضیاءالدین سجادی ، تهران 1368 ش ؛ (33) دائرة المعارف بزرگ اسلامی ، زیرنظر کاظم موسوی بجنوردی ، تهران 1367 ش ـ ، ذیل «ابراهیم ادهم » (از فتح الله مجتبائی )؛ (34) کارل . جی . دوری ، هنر اسلامی ، ترجمة رضا بصیری ، تهران 1363 ش ؛ (35) علی اکبر دهخدا، لغت نامه ، زیرنظر محمد معین ، تهران 1325ـ1359 ش ؛ (36) امیرحسین ذکرگو، «از بودا تا بت : تأملی در سیر پیدایش شمایل گری در هنرهای بودایی »، نامة فرهنگ ، سال 6، ش 2 (تابستان 1375)؛ (37) الله بخش راجپوت ، «فرهنگ پاکستان در ادوار قبل از مسیح »، در پاکستان (مجموعة مقاله )، کراچی ( بی تا. ) ؛ (38) رشیدالدین فضل الله ، جامع التواریخ ، چاپ محمد روشن و مصطفی موسوی ، تهران 1373 ش ؛ (39) غلامرضا رشیدیاسمی ، «و کلمات علیه ، مکتبی شیرازی »، آینده ، سال 1، ش 1 (تیر 1304)؛ (40) عبدالحسین زرین کوب ، ارزش میراث صوفیه ، تهران 1369 ش ؛ (41) همو، جستجو در تصوف ایران ، تهران 1357 ش ؛ (42) هادی بن مهدی سبزواری ، شرح منظومه ، چاپ سنگی تهران 1298، چاپ افست قم ( بی تا. ) ؛ (43) یحیی بن حبش سهروردی ، مجموعة مصنفات شیخ اشراق ، چاپ هانری کوربن ، ج 2: بخش 1، کتاب حکمة الاشراق ، تهران 1355 ش ؛ (44) حکیم سیالکوتی ، علی و پیامبران ، ترجمه و شرح از محمد مختاری ، قم 1360 ش ؛ (45) داریوش شایگان ، ادیان و مکتبهای فلسفی هند ، تهران 1362 ش ؛ (46) اُمبرتوشراتو، «هنر ایلخانی »، در هنر ایلخانی و تیموری ، ترجمة یعقوب آژند، تهران 1376 ش ؛ (47) خلیل شرف الدین ، ابوالعتاهیة من الرفض الی القبول ، بیروت 1987؛ (48) محمدبن عبدالکریم شهرستانی ، کتاب الملل و النحل ، چاپ محمدبن فتح الله بدران ، قاهره ( تاریخ مقدمه 1375/1956 ) ، چاپ افست قم 1367 ش ؛ (49) لطف الله صافی ، «در اطراف مقالة ' دربارة زندگی بوذاسف ، »، ایندو ایرانیکا ، ج 6، ش 2 (اکتبر 1952)؛ (50) محمدبن ابراهیم صدرالدین شیرازی ، الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة ، چاپ افست قم ( بی تا. ) ؛ (51) همو، مبدأ و معاد ، ترجمة احمد حسینی اردکانی ، چاپ عبدالله نورانی ، تهران 1362 ش ؛ (52) غلامحسین صدیقی ، جنبشهای دینی ایرانی در قرنهای دوم و سوم هجری ، تهران 1372 ش ؛ (53) محمدحسین طباطبائی ، المیزان فی تفسیر القرآن ، بیروت 1390ـ1394/ 1971ـ 1974؛ (54) محمدبن ابراهیم عطار، الهی نامه ، چاپ هلموت ریتر، استانبول 1940، چاپ افست تهران 1368 ش ؛ (55) همو، تذکرة الاولیاء ، چاپ محمد استعلامی ، تهران 1360 ش ؛ (56) همو، مصیبت نامه ، چاپ نورانی وصال ، تهران 1356 ش ؛ (57) احمدبن محمد علاءالدوله سمنانی ، چهل مجلس ، یا، رسالة اقبالیه ، تحریر امیر اقبالشاه بن سابق سجستانی ، مقدمه ، تصحیح و تعلیقات نجیب مایل هروی ، تهران 1366 ش ؛ (58) همو، العروة لاِ هل الخلوة و الجلوة ، چاپ نجیب مایل هروی ، تهران 1362 ش ؛ (59) محمدبن محمد غزالی ، احیاء علوم الدین ، بیروت 1412/1992؛ (60) همو، کیمیای سعادت ، چاپ حسین خدیوجم ، تهران 1364 ش ؛ (61) قاسم غنی ، بحثی در تصوّف ، تهران 1356 ش ؛ (62) حنافاخوری و خلیل جر، تاریخ فلسفه در جهان اسلام ، ترجمة عبدالمحمد آیتی ، تهران 1358 ش ؛ (63) مانی و دین او ، دو خطابة سیدحسن تقی زاده ، بانضمام متون عربی و فارسی دربارة مانی و مانویّت ، فراهم آوردة احمد افشار شیرازی ، تهران 1335 ش ؛ (64) فتح الله مجتبائی ، «داستانهای بودائی در ادبیات فارسی : داستان گاو نادان »، ایندو ایرانیکا ، ج 29 (سپتامبر و دسامبر 1976)؛ همو، (65) «داستانهای هندی در ادبیات فارسی »، در یکی قطره باران : جشن نامة استاد دکتر عباس زریاب خوئی ، چاپ احمد تفضّلی ، تهران 1370 ش ؛ (66) محمدباقربن محمدتقی مجلسی : بحارالانوار ، بیروت 1403/1983؛ (67) محمد جعفر محجوب ، دربارة کلیله و دمنه : تاریخچه ، ترجمه ها، و دو باب ترجمه نشده از کلیله و دمنه ، تهران 1349 ش ؛ (68) علی بن حسین مسعودی ، التنبیه و الاشراف ، ترجمة ابوالقاسم پاینده ، تهران 1365 ش ؛ (69) همو، مروج الذّهب و معادن الجوهر ، ترجمة ابوالقاسم پاینده ، تهران 1356ـ1360 ش ؛ (70) محمد جواد مشکور، فرهنگ فرق اسلامی ، مشهد 1368 ش ؛ (71) جلال الدین محمدبن محمد مولوی ، مثنوی معنوی ، تصحیح رینولد ا. نیکلسون ، چاپ نصرالله پورجوادی ، تهران 1363 ش ؛ (72) مجتبی مینوی ، پانزده گفتار دربارة چند تن از رجال ادب اروپا: از اومیروس تا برنارد شا ، تهران 1367 ش ؛ (73) ناصرالدین منشی کرمانی ، سمط العُلی ' للحضرة العُلیا ، چاپ عباس اقبال ، تهران 1362 ش ؛ (74) محمد اسماعیل ندوی ، تاریخ الصِّلات بین الهند و البلاد العربیّة ، بیروت ( بی تا. ) ؛ (75) سیدحسین نصر، معارف اسلامی در جهان معاصر ، تهران 1348 ش ؛ (76) جواهر لعل نهرو، نگاهی به تاریخ جهان ، ترجمة محمود تفضّلی ، تهران 1355 ش ؛ (77) محمد فرید وجدی ، دائرة معارف القرن الرابع عشر العشرین ، بیروت ( بی تا. ) ؛ (78) صادق هدایت ، سایه روشن ، تهران 1342 ش ؛ (79) همو، فواید گیاهخواری ، برلین 1306 ش ؛ (80) R. E. Emmerick, "Buddhism among Iranian peoples", in The Cambridge history of Iran , vol. 3 (2), Cambridge 1983; (81) Encyclopaedia Iranica , s.v. "Buddhism"; (82) The Encyclopedia of religion , ed. Mircea Eliade, New York 1987, s.v. "Buddhism. Buddhism in Central Asia" (by Ronald Eric Emmerick). / اکبر ثبوت / "> فرهنگ تاریخ عقاید < ، همانجا؛ ناس ، ص 186ـ187). بسیاری از خویشاوندان بودا به او پیوستند، از جمله پسر عموی او آناندا که از شاگردان برجستة بودا بود (ناس ، ص 187؛ شایگان ، ج 1، ص 139). گفته اند که بودا پس از 45 سال تعلیم ، در هشتادسالگی درگذشت ( > دایرة المعارف دین < ؛ شایگان ، همانجاها). تعالیم او پس از چند قرن در سه بخش ، معروف به سه سبد حکمت (تیپیتاکا ، سانسکریت : تری پیتاکا )، نوشته شد ( > فرهنگ تاریخ عقاید < ، همانجا). آیین بودا پس از مرگ وی به دو شاخة اصلی تقسیم شد: ترواده یا هینیانه (چرخة کوچک ) که پیروانش خود را به اصول اولیة بودا وفادار می دانند؛ و مهایانه (چرخة بزرگ ) که با آیینها و اعتقادات مردم مناطق مختلف تطبیق یافته است (همانجا؛ ریز، ذیل "Buddhism" ). در شاخة اخیر تمجید بودا به عنوان یک انسان کامل ، به صورت ستایش موجودی الهی درآمد. همچنین علاوه بر بودا، عبادت و پرستش بوداهای آینده ؛ بودی ستوا (جوهر عقل و خرد)، مرسوم شد. این بوداها واسطة انسان برای وصول به مقام نیروانا تلقی می شوند (شایگان ، ج 1، ص 175ـ176، 178؛ ریز، همانجا). آیین بودا در قرن سوم پیش از میلاد، بر اثر فعالیتهای تبلیغی آشوکا ، امپراتور هند که در حدود 268 قبل از میلاد به تخت نشست ، در سرحدات جهان هندو ایرانی گسترش یافت . در واقع او سبب شد تا این آیین در حد یک فرقة کوچک هندی باقی نماند ( > دایرة المعارف دین < ، ذیل "Buddhism" ؛ امریک ، ص 950). یکی از اقدامات او ساختن 000 ، 84 استوپا (عبادتگاههای بودایی به شکل گنبدهای نیمدایره بر روی سکویی مدور) بود. برخی از این استوپاها در تیکسلا (نزدیک پیشاور کنونی )، قندهار و نگرهار (جلال آباد) وجود دارند. همچنین کتیبه های اخلاقی آیین بودا، معروف به «فرمانهای روی سنگ » و «فرمانهای روی ستون »، از او به یادگار مانده است ( > دایرة المعارف دین < ، همانجا؛ امریک ، ص 951). حکومت کانیشکا ی اول (قرن اول و دوم میلادی )، مشهورترین فرمانروای کوشانی ، که در متون بودایی آشوکای دوم نامیده شده ، عصر تازه ای در پیشرفت این آیین به وجود آورد ( > دایرة المعارف دین < ، همانجا). کوشانیها که به زبان بلخی ـ از زبانهای ایرانی ـ سخن می گفتند، جادة کاروانروی را از تیکسلا تا بلخ و از آنجا تا تِرمِذ در دست داشتند و از طریق این جاده بود که آیین بودا به آسیای میانه رسید. در طول این جاده تا شرق بقایایی از استوپاها، کتیبه ها و مجسمه های بودایی متعلق به دورة کوشانی یافت شده است (امریک ، ص 956). سرانجام ، آیین بودا از هندوستان رخت بربست (ریز، همانجا) اما در خارج از این سرزمین همچنان به حیات خود ادامه داد. امروزه ، مکتب ترواده بیشتر در سری لانکا، برمه ، کامبوج و تایلند؛ و مکتب مهایانه در تبت ، کره ، چین و ژاپن رواج دارد. مکتب مهایانه که اکثریت بوداییان را شامل می شود، علاوه بر آسیا در اروپا و امریکای شمالی گسترش یافته و بویژه از مکتب ذن (یکی از شاخه های مهایانه در چین و ژاپن ) در این دو قاره استقبال فراوانی شده است (رجوع کنید به شاله ، ص 145ـ150؛ > فرهنگ تاریخ عقاید < ، همانجا). بوداییان مکتب ترواده با تشکیل گردهماییهای جهانی که از 1334ش / 1956 پایه گذاری شد، سعی در اتحاد میان پیروان مکاتب بودایی دارند ( > فرهنگ باورها و ادیان وردزوث < ، ذیل "Buddhist councils" ). منابع : (1) فلیسین شاله ، تاریخ مختصر ادیان بزرگ ، ترجمة منوچهر خدایار محبی ، تهران 1346 ش ؛ (2) داریوش شایگان ، ادیان و مکتبهای فلسفی هند ، تهران 1362 ش ؛ (3) جان بویر ناس ، تاریخ جامع ادیان ، ترجمة علی اصغر حکمت ، تهران 1370 ش ؛ (4) Dictionary of the history of ideas , ed. Philip P. Wiener, New York 1973, s.v. "Buddhism" (by Hajime Nakamura); (5) R. E. Emmerick, "Buddhism among Iranian peoples", in The Cambridge history of Iran , vol. 3 (2), Cambridge 1983; (6) Encyclopaedia of religion and ethics , ed. James Hastings, Edinburgh 1980-1981, s.v. "Buddha, life of the" (by A. S. Geden); (7) The Encyclopedia of religion , ed. Mircea Eliade, New York 1987, s.vv. "Buddha" (by Frank E. Reynolds and Charles Hallisey), "Buddhism. Buddhism in Central Asia" (by Ronald Eric Emmerick); (8) William L. Reese, Dictionary of philosophy and religion: Eastern and Western thought , New Jersey 1980; (9) The Wordsworth dictionary of beliefs and religions , ed. Rosemary Goring, Hertfordshire 1995. / گروه فلسفه و عرفان / آیین بودا در جوامع اسلامی . در بخشی از سرزمینهای اسلامی ، آیین بودا پیشینة دیرینه دارد؛ از جمله در بخشهایی از شبه قارة هند، بخصوص بنگلادش ، در ماوراءالنهر و شرق و شمال ایران یعنی در خراسان بزرگ ، سیستان ، زابلستان و طبرستان (صدیقی ، ص 30ـ31؛ امریک ، ص 956؛ اسعدی ، ج 1، ص 70). حتی در شهرهای اسلامی که از مراکز بودایی دور بودند، مانند بصره ، این آیین یا آیین مانی * که متأثر از آن بود، پیروانی داشته است . در بصره ، در قرن دوم ، خانة جریربن حازم اَزدی ، پیشوای سمنیّه (شَمنیه ) از فرقه های بودایی ، محل اجتماع و گفتگوی سران مکتبهای متعدد بود ( مانی و دین او... ، ص 290، 360؛ مشکور، ص 264). پس از آمدن اسلام به مناطق بودایی ، و عقب نشینی تدریجی این آیین در برابر اسلام ، بتخانه های بوداییان غالباً از میان برداشته شد (رجوع کنید به بخارا * ؛ بامیان * )، اما گاهی نیز پیمانهای صلح میان مسلمانان و بوداییان بسته می شد، چنانکه حاکم اُشروسَنه در 178 به اطاعت فضل برمکی درآمد و پادشاه سُغد با افشین * (متوفی 226)، سردار عباسیان ، پیمان بست که پیروان هر آیینی در انجام مراسم خود آزاد باشند؛ به همین دلیل افشین مؤذن و امام جماعت سُغد را که بتهای بتخانة اُشروسنه را خارج کرده و آنجا را به مسجد تبدیل کرده بود، تازیانه زد (صدیقی ، ص 342). میان بوداییان و مسلمانان روابط فرهنگی نیز وجود داشت ، به طوری که در قرن دوم و سوم ، برخی از دانشجویان مسلمان ، برای تحصیل پزشکی ، از نواحی بسیار دور، به مرکز آموزشی تیکسلا می آمدند که طی چند قرن ، از مراکز تعلیمات بودایی بود و بویژه در آموزش پزشکی شهرت داشت (نهرو، بخش 1، ص 145، 183، 305) و در زمان هارون (متوفی 193) دانشجویانی که در آنجا تحصیل می کردند، در بغداد اهمیت زیادی می یافتند (همان ، بخش 1، ص 310ـ311). بسیاری از بوداییان ، بعد از آنکه مسلمان شدند، در جهان اسلام به مقامهای بالایی رسیدند، از جمله برمکیان * که نیاکانشان پیش از اسلام تولیت معبد بزرگ نوبهار بوداییان را در بلخ برعهده داشتند (زرین کوب ، 1357ش ، ص 4؛ رجوع کنید به بلخ * ). برمکیان ، در انتقال میراث فرهنگی بوداییان به عالم اسلام مؤثر بودند. ابان بن عبدالحمید لاحقی ، شاعر ایرانی عرب زبان که معلم و مشاور این خاندان بود، داستان زندگی بودا و کلیله و دمنه را که الهام یافته از تعالیم بودا بود به نظم درآورد و از این خاندان پاداش بسیار دریافت کرد (محجوب ، ص 20ـ21؛ بلگرامی ، ص 20ـ21). نیاکان افشین نیز بودایی بودند و برخی خود او را نیز معتقد به این آیین دانسته اند و حتی گفته اند که در قصر او مانند بوداییان بتهایی از چوب یافته بودند (صدیقی ، ص 342، 351ـ352). قره ختاییان نیز که در آغاز از آیین بودا و کنفوسیوس پیروی می کردند بعدها مسلمان شدند. آنها در اواسط قرن ششم حکومت گورخانیان را در ولایت کاشغر و ختن تشکیل دادند (اقبال آشتیانی ، ص 8 ـ11). وقتی در 607 سلطان محمد خوارزمشاه حکومت گورخانیان را از ماوراءالنهر برانداخت ، در واقع سدی که میان ایرانیان و مغولان بودایی وجود داشت در هم شکست و مرحلة دیگری از روابط مسلمانان با بوداییان آغاز شد (همان ، ص 11، 96). با حاکمیت مغول ، معابد بودایی در برخی نقاط ایران ساخته شد. بخشیان (روحانیان و کاهنان بودایی ) نیز موقعیت ممتازی در ایران یافتند و به طبابت ، دبیری و آموزش سلاطین مشغول شدند. آنان نزد ارغون شاه (حک : 683ـ690)، آخرین شاه بودایی ایلخانیان ، حرمت بسیار داشتند (علاءالدوله سمنانی ، 1366ش ، ص 70، 151ـ152، تعلیقات ، ص 324ـ325؛ اقبال آشتیانی ، ص 87). علاءالدوله سمنانی (متوفی 736) دربارة تصرف بوداییها در اوقاف ، مدارس ، مساجد و خانقاههای عالم اسلام با لحنی شکایت آمیز سخن گفته است (1362ش ، ص 313ـ314). با اینهمه برخی از سلاطین بودایی در ادارة کشور از مسلمانان کمک می گرفتند. محمد یلواج ، وزیر چنگیزخان و از خدمتگزاران دولت مغول ؛ مسعودبیگ ، پسر محمود یلواج و وزیر اوگتای قاآن و منکوقاآن ؛ خواجه نصیرالدین طوسی (متوفی 672)، وزیر هولاکوخان ؛ سیّداجل و احمد بناکتی ، وزرای قوبیلای قاآن از جملة این مسلمانان بودند. این سلاطین گاه به مشایخ صوفیه و مقابر آنها اظهار ارادت می کردند و همچنین دستور می دادند تا علمای مسلمان ، بودایی و مسیحی با هم مناظره کنند (اقبال آشتیانی ، ص 158، 163ـ164، 181). به مرور، مغولان از آیین بودایی روی برتافتند و بعدها اخلاف آنان در ایران ، ماوراءالنهر و هند به ترویج اسلام برخاستند، هرچند که پس از تغییر دین نیز برخی از آنان (مانند غازان ) تأثراتی از آیین بودایی داشتند (رشیدالدین فضل الله ، ج 3، حواشی ، ص 2279). تقریباً در اواخر قرن هشتم ، این آیین در این مناطق به خاموشی گرایید ( ایرانیکا ، ذیل "Buddhism" ؛ ناصرالدین منشی کرمانی ، ص 23). البته در برخی از کشورهای اسلامی ، چون بنگلادش ، پاکستان و اندونزی هنوز اقلیتی از بوداییان وجود دارند (اسعدی ، ج 1، ص 287، ج 2، ص 22ـ23، 136). آثار و بقایای فرهنگ بودایی در بعضی از کشورهای اسلامی بر جای مانده است . در افغانستان ، در قندهار، یک کتیبه به دو زبان آرامی و یونانی یافت شده که از دوران آشوکاست . استفاده از زبان آرامی و خط خروشتهی (خط اداری دوران هخامنشی ) نشان دهندة تأثیر ایرانیان در گسترش آیین بوداست (امریک ، ص 950). در قراتپه در مرز افغانستان با تاجیکستان نیز یک کتیبة بودایی و یک معبد غاری بزرگ متعلق به قرن دوم میلادی یافت شده است . در سرخ کتل اولین کتیبة کوشانی به زبان بلخی به دست آمده که حاکی از تجدید حیات آیین بودا در دورة کانیشکاست (همان ، ص 956؛ ایرانیکا ، همانجا). در بامیان نیز دو مجسمة عظیم سنگی وجود دارد که مجسمة کوچکتر به نام «خنگ بت » متعلق به قرن دوم و سوم میلادی است و نشانه هایی از سبک معماری بودایی و یونانی در آن مشهود است . مجسمة بزرگتر به نام «سرخ بت » ظاهراً سه قرن پس از مجسمة اول ساخته شده است (اسعدی ، ج 1، ص 67). در جلال آباد و تپه رستم ، بیرون بلخ ، استوپای بودایی متعلق به دورة کوشان وجود دارد (امریک ، همانجا). در بلخ نیز زیارتگاهی بودایی به نام نوبهار (از واژة سانسکریت ناوا ـ وی هارا به معنای زیارتگاه جدید) وجود داشته است . ویرانه های این زیارتگاه تا اواخر قرن هشتم پابرجا بود. در ادبیات فارسی ، بویژه در شعر، به این بنا اشاره هایی شده است (دهخدا، ذیل «نوبهار»). در برخی نقاط بنگلادش که روزی بخشی از قلمرو آشوکا محسوب می شد، آثار و بقایای معابد بودایی متعلق به قرن هفتم میلادی هنوز پابرجاست (اسعدی ، ج 2، ص 23). در پاکستان نیز شمایل بوداکه مربوط به دورة شش سالة ریاضت شدیداوست ،یافت شده که متعلق به قرن دوم و سوم میلادی است (ذکرگو، ص 137). در آسیای میانه آثار و بقایای معابد بودایی به دست آمده ؛ از جمله ، اجنه تپه در درة وخش ، نزدیک شهر قورغان تپه در تاجیکستان ؛ معبد بودایی اک ـ بشیم در سمیرچیه ، نزدیک شهر فرونزه (پیشیک ) در قرقیزستان متعلق به قرن هفتم و هشتم میلادی ؛ و معبد بودایی کووا در منطقة فرغانة شرقی در ازبکستان که در آن تصویری از بودا یا بودی ستواها یافت شده است (بلنیتسکی ، ص 175ـ 178؛ > دایرة المعارف دین < ، ذیل "Buddhism" ). در اندونزی در جزیرة جاوه در محل بوروبودور ، بقایای معبد و مرکز آموزشی بودایی سری ویجایه ، یادگار دوران فرمانروایی عظیم سری ویجایه ، متعلق به قرن هشتم یا نهم میلادی هنوز وجود دارد (اسعدی ، ج 1، ص 285، 289). بودا در فرهنگ اسلامی . از بودا در فرهنگ اسلامی بیشتر با نام بوداسف یاد شده و او را فیلسوفی معتقد به تناسخ دانسته اند که دین شَمنی (شمنیّه * ) را در هند رواج داده است . شهرستانی از پیروان بودا با نام «اصحاب بَدده » یاد می کند و می گوید بُدّ یعنی کسی که در این عالم متولد نشود، نکاح نکند، نخورد، نیاشامد، پیر نشود و نمیرد. اولین بدّ که در عالم ظاهر شد «شاکمین » نام داشت (ج 2، ص 260). احتمالاً این نام ، تحریف لقب «شاکیامونی » بوداست . در تاریخ بناکتی (ص 324) نیز همین لقب به شکل «شامکونی » آمده و به عنوان پیامبری هندی از او یاد شده است . برخی دیگر از علمای اسلام نیز دربارة بودا و آیین او به گونه ای سخن گفته اند که نوعی تأیید یا محتمل دانستن پیامبری اوست . نقل داستان زندگی بودا و شرح تعلیمات او (رجوع کنید به بلوهر و یوداسَف * ) و همچنین تصریح برخی علمای شیعه به ارجمندی داستان بلوهر و بوذاسَف از آن جمله است ؛ چنانکه ملاّ محمد باقر مجلسی ( بلوهر و بوذاسف ، ص 9) این داستان را مشتمل بر حکمتهای شریفة انبیا علیهم السلام و مواعظ لطیف حکما و گنجی از گنجهای ربّانی دانسته است . وی همچنین از بودا با نام بوداسکَفت یاد کرده و او را به احتمال پیامبر دانسته است (ج 40، ص 143). محمدحسین آل کاشف الغطاء نیز بودا را «النبی الهندی » نامیده (ص 56) و وجدی نیز نبوت وی را محتمل شمرده است (ج 2، ص 390). برخی ، بشارتهای منسوب به بودا را، دربارة نجات دهندگان انسان ، با ظهور پیامبر اسلام صلّی اللّه علیه وآله وسلّم یا تولد حضرت علی علیه السلام تطبیق داده اند و این بشارتها را دلیل بر نبوت یا دست کم حق بودن آیین بودا انگاشته اند. (سیالکوتی ، ص 43ـ52). ادیب الممالک فراهانی در مسمط معروف خود (ص 152) از بشارت بودا به ظهور پیامبر اسلام یاد کرده است . بعضی از مؤلفان ، بودا را با برخی از پیامبران یکی دانسته اند، چنانکه برخی او را همان ذوالکفل * می دانند و سوگند به انجیر را در سورة تین ، اشاره به درخت انجیری می دانند که بودا در زیر آن به تفکر و مراقبه پرداخته بود (انصاری فرنگی محلی ، ص 276ـ277). در متون اسلامی نیز داستان پادشاهی حکایت شده است که در عصر ذوالکفل ، مانند بودا، ترک پادشاهی کرد و به پارسایان پیوست (ابن قدامه ، ص 42ـ45). عده ای نیز بودا را با هرمِس * ، که به قولی همان ادریس است ، یکی شمرده اند (نصر، ص 62؛ طباطبائی ، ج 1، ص 196). برخی نیز ویژگیهایی را که برای بودا یاد شده است همان خصوصیات خضر (شهرستانی ، ج 2، ص 261) و برخی دیگر بودا را پیامبر صابئین دانسته اند (مسعودی ، 1365 ش ، ص 86، 146؛ همو، 1356ـ1360 ش ، ج 1، ص 218) یا هرمس را پیامبر صابئین خوانده و او را با بودا یکی شمرده اند (نصر، ص 85) که با توجه به تأثیر آیین بودا بر مانی ، با نظریه ای که صابئین را پیروان مانی می داند بی ارتباط نیست (همان ، ص 62ـ63، 85ـ86). گاهی نیز بودا را همان عیسی علیه السلام دانسته اند (رجوع کنید به بلوهر و یوداسف ). در برابر، برخی هم هیچ اصالتی برای بودا و آیین او قائل نیستند (رجوع کنید به صافی ، ص 9ـ14). آیین بودا و تصوف اسلامی . توجه آیین بودا به فقر، زهد و ریاضت که نهایت آن از میان بردن انانیت است ، شباهتهایی میان عارف و صوفی مسلمان با زاهد بودایی به وجود آورده است (رجوع کنید به زرین کوب ، 1369ش ، ص 19). برخی از این شباهتها می تواند نشانة تأثیر این آیین بر تصوف اسلامی باشد. بخصوص با پیشینة کهن این آیین در شمال و شرق ایران از دورة سلوکی و اشکانی تا زمان فتوحات اسلامی ، می توان احتمال داد که اعتقادات و سنن بودایی ابتدا در صوفیة خراسان منعکس و از طریق آن به تصوف اسلامی وارد شده است (رجوع کنید به همو، 1357ش ، ص 5 ـ6). برخی عقاید یا سنن بودایی که با تصوف اسلامی شباهت دارد، در آیین هندو نیز وجود دارد و آیین بودا خود تحت تأثیر آن است . بااینهمه ، حضور راهبان جهانگرد بودایی در عهد بنی امیه و بنی عباس از خراسان تا عراق و شام نشان می دهد که ریشة این اعتقادات هر چه بوده ، از طریق بوداییان یا از طریق زاهدان و سیاحان مانوی بر صوفیان مسلمان مؤثر افتاده است (فاخوری و جر، ج 1، ص 249؛ غنی ، ص 25ـ26). تأثیر آیین بودا بر تصوف را از جنبه های گوناگون می توان بررسی کرد. یکی از جنبه ها شباهت زندگینامة برخی از صوفیان با داستان زندگی بوداست . یکی از صوفیانی که زندگی حقیقی یا افسانه ای او با زندگی بودا بسیار مشابهت دارد، ابراهیم ادهم * است . احتمال این که داستان ابراهیم ادهم با روایات بودایی درآمیخته باشد بسیار است ، زیرا بلخ در آن روزگار یکی از مراکز مهم تعلیمات و تبلیغات بودایی بوده و سرگذشت بودا، چنانکه از روایات سغدی و ترکی و فارسی و عربی داستان بلوهر و بوذاسف برمی آید، در نواحی شرق ایران شهرت داشته است . از وجوه شباهت این دو داستان ، یکی ملاقات ابراهیم با پسر خود در مکه است که به داستان ملاقات بودا با پسرش راهولا بی شباهت نیست ، و دیگر گفتگوی او با ابلیس است که شبیه روبرو شدن بودا با ماراست ( دائرة المعارف بزرگ اسلامی ، ذیل «ابراهیم ادهم »). میان زندگی بودا و زندگی برخی دیگر از صوفیه ، همچون شاه شجاع کرمانی ، امیرحسینی هروی * و علاءالدوله سمنانی و حتی برخی امرا از جمله احمد فرزند هارون خلیفة عباسی که ترک حکومت و دنیا کرده اند، نیز شباهتهایی وجود دارد اما صرف وجود این شباهتها نمی تواند نشان دهندة تأثیر و تأثری باشد، و ظاهراً این گونه شباهتها را باید شباهت نوعی بدانیم (همانجا). استفاده از تمثیلها و سخنان بودا در آثار عرفا نیز نشان دهندة نوعی تأثیر آیین بودا بر تصوف است . سرگذشت بودا در کتب اسلامی با عنوان بلوهر و بوذاسف آمده است و میان سخنان و تمثیلات منسوب به بلوهر با برخی اقوال صوفیه مشابهتهایی وجود دارد، برای نمونه داستان رنجش حلاج از شبلی که گُلی به سوی او انداخته بود با یکی از داستانهای بلوهر و بوذاسف مشابهت دارد (عطار، 1360 ش ، ص 592؛ بلوهر و بوذاسف ، ص 130). داستانها و تمثیلات دیگری نیز در داستان بلوهر و بوذاسف آمده که در آثار عرفانی و ادبی به صور گوناگون منعکس شده است ، از جمله داستان مردی که گنجشکی صید کرد و گنجشک در ازای آزادیش به او سه پند داد (رجوع کنید به بلوهر و بوذاسف ، ص 84؛ غزالی ، 1364 ش ، ج 2، ص 162؛ همو، 1412، ج 4، ص 15؛ مولوی ، ج 2، دفتر چهارم ، بیت 2245ـ 2265؛ عطار، 1368 ش ، ص 210ـ211؛ ابونعیم ، ج 4، ص 316) و نیز داستان دو دزدی که گوهری گرانبها را تصاحب کردند و هریک نقشة قتل دیگری را کشید، و گفته اند واقعه ای بوده که بودا در یکی از نشأتهای سابق خود مشاهده کرده است (رجوع کنید به مینوی ، ص 90ـ93). این داستان به متون عرفانی نیز راه یافته (رجوع کنید به عطار، 1356 ش ، ص 169ـ171؛ غزالی ، 1364 ش ، ص 186ـ187). در ادبیات اروپایی نیز با اندک تفاوتی وارد شده است (مینوی ، ص 90). دربارة نفوذ اندیشه و تعالیم بودا بر تصوف ، برخی گفته اند تأکیدی که در تصوف بر ترتیب و تدریج در سیر سالک وجود دارد، به علت ارتباط با زاهدان بودایی و تأثیر نظام و قوانین رهبانیت این آیین بوده است . برخی خصوصیات سلوک نیز میان بوداییان و صوفیان یکسان است ؛ از جمله در هر دو طریقه افراد به حصر فکر متوسل می شوند که صوفیه بدان مراقبه و بوداییان «دیانا » می گویند (شایگان ، ج 1، ص 176؛ غنی ، ص 32ـ34). میان نیروانای بودایی نیز که آخرین مرحلة سلوک است با مقام فنا در تصوف شباهتهایی وجود دارد (رجوع کنید به غنی ، همانجا). البته تفاوتهایی نیز هست ؛ در یکی از تعاریف مورد قبول اکثر بوداییان ، نیروانا انقطاع ، خاموشی و آزادی از رنج بازپیدایی است و نباید هیچ تفسیری از آن ، چه در جهت مثبت چه در جهت منفی ، به عمل آورد (شایگان ، ج 1، ص 165ـ166). در حالی که فنای صوفیه همراه با بقا یعنی رسیدن به حیات ابدی در خداست و این تعریف جنبة مثبت دارد (غنی ، ص 34). اعتقاد به کثرت شرور در عالم ، تحقیر نفس بخصوص در میان ملامتیه و آدابی از قبیل سرتراشیدن ، ترک خانه و دیار، علاقه به سیاحت و کشکول به دست گرفتن از جمله آداب رهبانیّت بودایی است که در مانویّت و تصوف اسلامی اثر گذاشته است (زرین کوب ، 1369ش ، ص 90؛ اولدنبرگ ، ص 147، 152ـ153). عقیدة صوفیه به تجلی حقیقت یگانه و سَریان آن در چهره ها و گونه های متعدد نیز که در اندیشة ابن عربی به شکل «حقیقت محمدیه » و مظاهر آن در جهان مطرح شده است (رجوع کنید به ابن عربی ، ج 2، ص 363)، با اندیشة مشابهی در مکتب مهایانه شباهت بسیار دارد. به عقیدة پیروان این مکتب ، بوداها تجلی بودای نخستین اند. بودای نخستین پنج بودا پدید می آورد و آنان به نوبة خود چهار بودی ستوا پدید می آورند که پروردگاران عالم طبیعت اند (مهرداد بهار، ص 184؛ شایگان ، ج 1، ص 175). مفهوم «خلق جدید» نیز که در آثار عرفایی چون عین القضاة همدانی ، محیی الدین ابن عربی ، جلال الدین بلخی و شمس الدین لاهیجی آمده و در حقیقت نوعی تفسیر باطنی از آیة 15 سورة ق است ، با یکی از مفاهیم فرقة بودایی ذن مشابهت دارد، گو اینکه نمی توان به وجود تأثیر و تأثری حتمی میان این دو معتقد بود (رجوع کنید به ایزوتسو). آیین بودا و فلسفة اسلامی . در آثار فیلسوفان اسلامی بارها آرایی منتسب به بودا (با نام بوداسف و یوذاسف ) مطرح گردیده و گاهی این عقاید تأیید و ترویج شده است . از جمله شهاب الدین سهروردی در فصلی ، که به توضیح تناسخ اختصاص دارد، گونه ای از این عقیده را به بوداسف نسبت داده است (سهروردی ، ج 2، ص 217، 221). صدرالدین شیرازی نیز عقیده به تناسخ را از جمله به یوذاسف نسبت داده می نویسد که بر طبق این عقیده زندگی تمام جانوران زمینی با انتقال جانهای آدمیان به کالبد جانوران تحقق می یابد؛ یعنی انسانهای ناقص به صورت جانوران درمی آیند و انسانهای کامل پس از جدایی از تن به جهان نور عروج می کنند ( الحکمة المتعالیة ، ج 9، ص 8، 19؛ همو، مبدأ و معاد ، ص 383ـ384). صدرا همچنین گفته است که مصنف مجلی الدقایق ، غیاث الدین منصور دشتکی ، نظریة یوذاسف را مناط اثبات حشر و برانگیختن نفوس و ارواح گرفته است ( مبدأ و معاد ، ص 472ـ473). نظریة صدرا در باب حرکت جوهری و تجدید امثال نیز، با خلق مدام در آیین ذنِ بودیسم ، که براساس آن هر چیز لحظه به لحظه تجدد می یابد و هستی در هر لحظه چیزی مطلقاً نو است ، مشابهت دارد (ایزوتسو، ص 14، 60). علاوه بر همانندی استوار میان جوهر اندیشة صدرا و دوگن ، پیشوای ذن ، مثالی که آنها در این باره آورده اند نیز یکی است : کوه و حرکت مستمر و دایمی آن که برخلاف پندار انسان معمولی است (همان ، ص 3، 12؛ قس صدرالدین شیرازی ، الحکمة المتعالیة ، ج 3، ص 110). سبزواری نیز ضمن نقد و بررسی نظریة یوذاسف دربارة ادوار و اکوار می نویسد که سهروردی در اعتقاد به تکرار اوضاع فلکیّه و تکرار صور جسمانیة کونیّه از یوذاسف پیروی کرده است (ص 318، 321). آیین بودا و ادبیات فارسی و عربی . تأثیر اندیشة بودایی در ادبیات فارسی ، بویژه ادبیات عرفانی ، از جمله از طریق داستانهای بودایی است که از طریق کلیله و دمنه ، بلوهر و بوذاسف ، هزار افسانه ـ که اساس کتاب الف لیلة و لیلة بوده است ـ و سندبادنامه در میان فارسی زبانان رواج یافته است . از جملة این داستانها، حکایت گاوی است که بی خبر از قصد صاحب خود می چرد و خود را برای سور و ضیافت فربه می سازد. این داستان که نخست در مجموعة جاتکة بودایی (حکایتهایی دربارة وقایع نشأتهای پیشین بودا) آمده ، در متون فارسی از جمله مرزبان نامه ، شاهنامة فردوسی ، دیوان ظهیر فاریابی و مثنوی مولوی نیز انعکاس یافته است (رجوع کنید به مجتبائی ، 1976، ص 24، 29). ستایش از بودا و ذکر یادگارهای بودایی نیز در ادبیات فارسی دیده می شود؛ مثلاً، عنصری (متوفی 431) داستان صَنَمَیِ البامیان ابوریحان بیرونی (متوفی 440) را، که داستان دو بت بامیان (سرخ بت و خنگ بت ) است ، به فارسی منظوم ساخته است (مجتبائی ، 1370 ش ، ص 480ـ 481). خاقانی (متوفی 582) نیز در اشعار خود از این دو بت بزرگ یاد می کند (ص 497). شعرای دیگر چون فرخی سیستانی ، منوچهری ، مسعود سعد سلمان و ناصرخسرو و جامی نیز بارها به آثار بودایی در اشعارشان اشاره کرده اند (دهخدا، ذیل «نوبهار»، «بت »). برخی ذکر بت را که در ادب فارسی صوفیه و غیرصوفیه بارها به عنوان نمادی از زیبایی آرمانی به کار رفته است ، برگرفته از نام بودا و تصویر بتهای بودایی می دانند ( ایرانیکا ، همانجا؛ رجوع کنید به بُد * ؛ بت / بت پرستی * ). مکتبی شیرازی ، سرایندة سدة دهم ، در منظومة کلمات علّیه غرّا قریب ده تمثیل آورده که یکی از آنها قصة بوداست (رشید یاسمی ، ص 50ـ51). در آثار نویسندگان متأخر نیز گاه از بودا و سخنان او یاد شده است . اقبال لاهوری در دیوان خود (ص 296ـ297) در سه قطعه شعر با عنوان «طاسین گوتم » خواسته است که عقاید و آرای بودا را دربارة هستی و جهان بیان کند. ملک الشعرای بهار (ج 1، ص 440) نیز در قصیدة فلسفی خود از بودا و سخن او دربارة هستی و رنج سخن می گوید. محمد حجازی (ص 29)، از نویسندگان معاصر، در قطعه ای ادیبانه گفتگوی بودا و یکی از شاگردان وی را به نام پورنا آورده که نتیجة این گفتگو سپاسگزاری در مقابل هر گونه خشونت است . در آثار صادق هدایت نیز اندیشه های بودا انعکاس یافته است . در مشهورترین اثر او، بوف کور ، که نخست در هندوستان (1315 ش ) چاپ شده ، اشاره به نیروانای بودا را می توان یافت (آل احمد، کتاب دوم ، ص 737، 746، 756ـ757). در فوائد گیاهخواری علاقه و استناد هدایت به آیین بودا آشکار است (همان ، کتاب دوم ، ص 758؛ هدایت ، 1306 ش ، ص 29ـ31). وی در داستانی به نام «آخرین لبخند» که زوالنامة تمدن ایرانی بودایی خراسان بزرگ است ، به نقل جملاتی از بودا پرداخته و اندیشة بودا و شوپنهاور، فیلسوف آلمانی ، را به هم آمیخته و فلسفة بودا را همان فلسفة موج یا پایداری و درگذر بودن همة هستی و شکلها، و نیروانای او را همان «نیستی جاویدان » می داند (هدایت ، 1342ش ، ص 141، 156ـ157). در ادبیات عربی ، گذشته از ابان بن عبدالحمید که داستان زندگی بودا را به نظم درآورد (رجوع کنید به بلوهر و یوداسَف )، در پاره ای دیگر از اشعار عرب به احوال بودا و تمثیلهایی که در سرگذشت او آمده اشاره شده است . از جمله ، ابوالعتاهیه در سروده های خود، از شیوة بودا در ترک پادشاهی و انتخاب فقر و درویشی با لحنی ستایش آمیز یاد کرده ، تا جایی که برخی احتمال داده اند که او بودایی بوده باشد (شرف الدین ، ص 95ـ97). در پاره ای از اشعار او نیز مضامینی از پندهای کنفوسیوس دیده اند (همان ، ص 205). ابوالعلاء معری نیز، مانند بوداییان و دیگر هندوان ، از بازگشت جسم به خاک و روح به هوا سخن گفته است (رجوع کنید به ج 1، ص 456ـ457). فرهنگ و هنر بودایی و هنر اسلامی . در قرون اولیة ظهور آیین بودا، به علت مخالفت این آیین با بت پرستی و نقش و نگار دنیوی و تحریم ترسیم صورت زن و مرد، بوداییان به هنر نقاشی و مجسمه سازی نمی پرداختند. اما بتدریج ، در قرن اول میلادی ، در میان پیروان آیین بودا ترسیم تصویر و ساختن مجسمة بودا بخصوص در دورة کوشانیها و در کیش مهایانه رونق گرفت (ذکرگو، ص 139، 142ـ143؛ راجپوت ، ص 25ـ 27). نفوذ فرهنگ و هنر هندی که در آن ترسیم خدایان مرسوم بود و نیز تأثیر هنر ایرانی برجای مانده از دورة آشوکا و همچنین پیکرنگاری رومی ـ یونانی که از طریق ایران به هند سرایت کرده بود، در مجسمه سازی بودایی در نواحی شمال غربی هند تا افغانستان در قرن سوم و چهارم میلادی مؤثر بود (ذکرگو، ص 143ـ 144؛ حکمت ، ص 338). در همین داد و ستدهای فرهنگی ـ هنری بود که قوم اویغور، از اقوام تاتار که بودایی و مانوی و مسیحی بودند، نقاشی عهد ساسانی را از معلمان ایرانی خود اقتباس کردند و کتب و آثار و ابنیة مذهبی خود را با همان سبک تزیین نمودند. این سبک نقاشی پس از استیلای مغول بر ترکستان شرقی ، از طریق مغولان ، به چین رفت و پس از تغییراتی در عهد تسلط مغولان دوباره به ایران بازگشت . بدین ترتیب ، سبک نقاشی و تذهیب عهد مغول ، تیموری و صفوی پدید آمد (اقبال آشتیانی ، ص 18؛ بینیون و دیگران ، ص 61). البته برخی معتقدند که تأثیر هنر بودایی و مکاتب متأثر از آن بر نقاشی ایران ، به پیش از دورة مغول می رسد (بینیون و دیگران ، ص 62). نفوذ هنر بودایی در نقاشی ایران در دورة مغول از دو طریق تحقق یافت : هنرمندان چینی که از سوی حکام مغول راهی ایران شدند، نظیر هنرمندانی که ارغون برای نقاشی دیوارهای معابد بودایی از آنها دعوت به عمل آورد (شراتو، ص 17)؛ سفرهای هنرمندان ایران به چین ، همچنانکه غیاث الدین نقاش همراه سفیر شاهرخ تیموری (متوفی 850) به چین رفت . این هنرمند احتمالاً بانی مجموعة نقاشیهایی است که اکنون در کتابخانة سِرای استانبول موجود است (بینیون و دیگران ، ص 155ـ156). در نقاشیهای ایرانی ، نمودهایی از فرهنگ و هنر بودایی دیده می شود، از جمله تصویر زیبارویانی با چشمان بادامی ، ابروانی کمانی و لبخندی آرام بخش که نشانة تأثیرپذیری از شکل ظاهری بتهای بودایی است ( ایرانیکا ، همانجا). همچنین بسیاری از کتابهایی که فرهنگ بودایی را منعکس می نماید با نقاشی زینت یافته است ، از جمله نسخه های متعدد کلیله و دمنه و انوار سهیلی (بینیون و دیگران ، ص 85، 93، 106ـ107). در پاره ای از نسخه های جامع التواریخ نیز نقاشیهایی از داستانهای حضرت محمد صلّی اللّه علیه وآله وسلّم و اصحاب او و بودا وجود دارد (دوری ، ص 181). در معماری نیز بوداییان سبک «گندهَرَه » را پدید آوردند که در معماری خاورمیانه ، بویژه بلاد شام و آسیای صغیر، اثری ژرف برجای نهاد (ذکرگو، ص 144؛ ندوی ، ص 15). این سبک معماری در قراسرا (سرای بزرگ اتابکان ) متعلق به بدرالدین لؤلؤ (حک : 631ـ657) در موصل دیده می شود که تزیینات ساختمان و مجسمه های نیمه برجسته بر دیوار آن از مشخصات هنر بودایی است (دوری ، ص 112). منابع : (10) جلال آل احمد، ادب و هنر امروز ایران : مجموعة مقالات 1348ـ1324ه . ش ، پژوهش و ویرایش مصطفی زمانی نیا، تهران 1373 ش ؛ (11) محمدحسین آل کاشف الغطاء، المثل العلیا فی الاسلام لافی بحمدون ، تهران 1403؛ (12) ابن عربی ، الفتوحات المکیة ، ج 2، چاپ عثمان یحیی ، قاهره 1405/1985؛ (13) ابن قدامه ، کتاب التوّابین ، چاپ جورج مقدسی ، دمشق 1961؛ (14) احمدبن عبدالله ابوالعلاء معری ، لزوم مالایلزم : اللزومیّات ، بیروت 1403/1983؛ (15) احمدبن عبدالله ابونعیم ، حلیة الاولیاء و طبقات الاصفیاء ، بیروت 1387/1967؛ (16) محمدصادق بن حسین ادیب الممالک ، دیوان ، چاپ وحید دستگردی ، ( تهران ) 1312 ش ؛ (17) مرتضی اسعدی ، جهان اسلام ، تهران 1366ـ1369 ش ؛ (18) عباس اقبال آشتیانی ، تاریخ مغول : از حملة چنگیز تا تشکیل دولت تیموری ، تهران 1364 ش ؛ (19) محمد اقبال لاهوری ، کلیات اشعار فارسی مولانا اقبال لاهوری ، با مقدمه و شرح احوال و تفسیر کامل احمد سروش ، تهران ?( 1343 ش ) ؛ (20) محمدرضا انصاری فرنگی محلی ، تذکرة حضرت سیدصاحب بانسوی ، کراچی 1988؛ (21) هرمان اولدنبرگ ، فروغ خاور ، ج 2 و 3 : آئین و رهبانیت بودا ، ترجمة بدرالدین کتابی ، اصفهان 1332 ش ؛ (22) توشیهیکو ایزوتسو، خلق مدام : در عرفان اسلامی و آیین بودایی ذن ، ترجمة شیوا (منصوره ) کاویانی ، تهران 1374 ش ؛ (23) علی بلگرامی ، « ( دربارة ) کتاب کلیلة و دمنة الشهیر»، الجامعة (کلکته 1342 ش )؛ (24) الکساندر بلنیتسکی ، خراسان و ماوراءالنهر (آسیای میانه ) ، ترجمة پرویز ورجاوند، تهران 1371 ش ؛ (25) بلوهر و بوذاسف ، به روایت صدوق و مجلسی ، چاپ ابوطالب میرعابدینی ، تهران 1365 ش ؛ (26) داوودبن محمد بناکتی ، تاریخ بناکتی = روضة اولی الالباب فی معرفة التواریخ و الانساب ، چاپ جعفر شعار، تهران 1348 ش ؛ (27) محمدتقی بهار، دیوان ، چاپ مهرداد بهار، تهران 1368 ش ؛ (28) مهرداد بهار، ادیان آسیایی ، تهران 1375 ش ؛ (29) لورنس بینیون ، ج . و. س . ویلکینسون ، و بازیل گری ، سیر تاریخ نقاشی ایرانی ، ترجمة محمد ایرانمنش ، تهران 1368 ش ؛ (30) محمد حجازی ، اندیشه ، تهران 1345 ش ؛ (31) علی اصغر حکمت ، سرزمین هند ، تهران 1337 ش ؛ (32) بدیل بن علی خاقانی ، دیوان ، چاپ ضیاءالدین سجادی ، تهران 1368 ش ؛ (33) دائرة المعارف بزرگ اسلامی ، زیرنظر کاظم موسوی بجنوردی ، تهران 1367 ش ـ ، ذیل «ابراهیم ادهم » (از فتح الله مجتبائی )؛ (34) کارل . جی . دوری ، هنر اسلامی ، ترجمة رضا بصیری ، تهران 1363 ش ؛ (35) علی اکبر دهخدا، لغت نامه ، زیرنظر محمد معین ، تهران 1325ـ1359 ش ؛ (36) امیرحسین ذکرگو، «از بودا تا بت : تأملی در سیر پیدایش شمایل گری در هنرهای بودایی »، نامة فرهنگ ، سال 6، ش 2 (تابستان 1375)؛ (37) الله بخش راجپوت ، «فرهنگ پاکستان در ادوار قبل از مسیح »، در پاکستان (مجموعة مقاله )، کراچی ( بی تا. ) ؛ (38) رشیدالدین فضل الله ، جامع التواریخ ، چاپ محمد روشن و مصطفی موسوی ، تهران 1373 ش ؛ (39) غلامرضا رشیدیاسمی ، «و کلمات علیه ، مکتبی شیرازی »، آینده ، سال 1، ش 1 (تیر 1304)؛ (40) عبدالحسین زرین کوب ، ارزش میراث صوفیه ، تهران 1369 ش ؛ (41) همو، جستجو در تصوف ایران ، تهران 1357 ش ؛ (42) هادی بن مهدی سبزواری ، شرح منظومه ، چاپ سنگی تهران 1298، چاپ افست قم ( بی تا. ) ؛ (43) یحیی بن حبش سهروردی ، مجموعة مصنفات شیخ اشراق ، چاپ هانری کوربن ، ج 2: بخش 1، کتاب حکمة الاشراق ، تهران 1355 ش ؛ (44) حکیم سیالکوتی ، علی و پیامبران ، ترجمه و شرح از محمد مختاری ، قم 1360 ش ؛ (45) داریوش شایگان ، ادیان و مکتبهای فلسفی هند ، تهران 1362 ش ؛ (46) اُمبرتوشراتو، «هنر ایلخانی »، در هنر ایلخانی و تیموری ، ترجمة یعقوب آژند، تهران 1376 ش ؛ (47) خلیل شرف الدین ، ابوالعتاهیة من الرفض الی القبول ، بیروت 1987؛ (48) محمدبن عبدالکریم شهرستانی ، کتاب الملل و النحل ، چاپ محمدبن فتح الله بدران ، قاهره ( تاریخ مقدمه 1375/1956 ) ، چاپ افست قم 1367 ش ؛ (49) لطف الله صافی ، «در اطراف مقالة ' دربارة زندگی بوذاسف ، »، ایندو ایرانیکا ، ج 6، ش 2 (اکتبر 1952)؛ (50) محمدبن ابراهیم صدرالدین شیرازی ، الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة ، چاپ افست قم ( بی تا. ) ؛ (51) همو، مبدأ و معاد ، ترجمة احمد حسینی اردکانی ، چاپ عبدالله نورانی ، تهران 1362 ش ؛ (52) غلامحسین صدیقی ، جنبشهای دینی ایرانی در قرنهای دوم و سوم هجری ، تهران 1372 ش ؛ (53) محمدحسین طباطبائی ، المیزان فی تفسیر القرآن ، بیروت 1390ـ1394/ 1971ـ 1974؛ (54) محمدبن ابراهیم عطار، الهی نامه ، چاپ هلموت ریتر، استانبول 1940، چاپ افست تهران 1368 ش ؛ (55) همو، تذکرة الاولیاء ، چاپ محمد استعلامی ، تهران 1360 ش ؛ (56) همو، مصیبت نامه ، چاپ نورانی وصال ، تهران 1356 ش ؛ (57) احمدبن محمد علاءالدوله سمنانی ، چهل مجلس ، یا، رسالة اقبالیه ، تحریر امیر اقبالشاه بن سابق سجستانی ، مقدمه ، تصحیح و تعلیقات نجیب مایل هروی ، تهران 1366 ش ؛ (58) همو، العروة لاِ هل الخلوة و الجلوة ، چاپ نجیب مایل هروی ، تهران 1362 ش ؛ (59) محمدبن محمد غزالی ، احیاء علوم الدین ، بیروت 1412/1992؛ (60) همو، کیمیای سعادت ، چاپ حسین خدیوجم ، تهران 1364 ش ؛ (61) قاسم غنی ، بحثی در تصوّف ، تهران 1356 ش ؛ (62) حنافاخوری و خلیل جر، تاریخ فلسفه در جهان اسلام ، ترجمة عبدالمحمد آیتی ، تهران 1358 ش ؛ (63) مانی و دین او ، دو خطابة سیدحسن تقی زاده ، بانضمام متون عربی و فارسی دربارة مانی و مانویّت ، فراهم آوردة احمد افشار شیرازی ، تهران 1335 ش ؛ (64) فتح الله مجتبائی ، «داستانهای بودائی در ادبیات فارسی : داستان گاو نادان »، ایندو ایرانیکا ، ج 29 (سپتامبر و دسامبر 1976)؛ همو، (65) «داستانهای هندی در ادبیات فارسی »، در یکی قطره باران : جشن نامة استاد دکتر عباس زریاب خوئی ، چاپ احمد تفضّلی ، تهران 1370 ش ؛ (66) محمدباقربن محمدتقی مجلسی : بحارالانوار ، بیروت 1403/1983؛ (67) محمد جعفر محجوب ، دربارة کلیله و دمنه : تاریخچه ، ترجمه ها، و دو باب ترجمه نشده از کلیله و دمنه ، تهران 1349 ش ؛ (68) علی بن حسین مسعودی ، التنبیه و الاشراف ، ترجمة ابوالقاسم پاینده ، تهران 1365 ش ؛ (69) همو، مروج الذّهب و معادن الجوهر ، ترجمة ابوالقاسم پاینده ، تهران 1356ـ1360 ش ؛ (70) محمد جواد مشکور، فرهنگ فرق اسلامی ، مشهد 1368 ش ؛ (71) جلال الدین محمدبن محمد مولوی ، مثنوی معنوی ، تصحیح رینولد ا. نیکلسون ، چاپ نصرالله پورجوادی ، تهران 1363 ش ؛ (72) مجتبی مینوی ، پانزده گفتار دربارة چند تن از رجال ادب اروپا: از اومیروس تا برنارد شا ، تهران 1367 ش ؛ (73) ناصرالدین منشی کرمانی ، سمط العُلی ' للحضرة العُلیا ، چاپ عباس اقبال ، تهران 1362 ش ؛ (74) محمد اسماعیل ندوی ، تاریخ الصِّلات بین الهند و البلاد العربیّة ، بیروت ( بی تا. ) ؛ (75) سیدحسین نصر، معارف اسلامی در جهان معاصر ، تهران 1348 ش ؛ (76) جواهر لعل نهرو، نگاهی به تاریخ جهان ، ترجمة محمود تفضّلی ، تهران 1355 ش ؛ (77) محمد فرید وجدی ، دائرة معارف القرن الرابع عشر العشرین ، بیروت ( بی تا. ) ؛ (78) صادق هدایت ، سایه روشن ، تهران 1342 ش ؛ (79) همو، فواید گیاهخواری ، برلین 1306 ش ؛ (80) R. E. Emmerick, "Buddhism among Iranian peoples", in The Cambridge history of Iran , vol. 3 (2), Cambridge 1983; (81) Encyclopaedia Iranica , s.v. "Buddhism"; (82) The Encyclopedia of religion , ed. Mircea Eliade, New York 1987, s.v. "Buddhism. Buddhism in Central Asia" (by Ronald Eric Emmerick). / اکبر ثبوت / "> فرهنگ تاریخ عقاید < ، همانجا؛ ناس ، ص 186ـ187). بسیاری از خویشاوندان بودا به او پیوستند، از جمله پسر عموی او آناندا که از شاگردان برجستة بودا بود (ناس ، ص 187؛ شایگان ، ج 1، ص 139). گفته اند که بودا پس از 45 سال تعلیم ، در هشتادسالگی درگذشت ( > دایرة المعارف دین < ؛ شایگان ، همانجاها). تعالیم او پس از چند قرن در سه بخش ، معروف به سه سبد حکمت (تیپیتاکا ، سانسکریت : تری پیتاکا )، نوشته شد ( > فرهنگ تاریخ عقاید < ، همانجا). آیین بودا پس از مرگ وی به دو شاخة اصلی تقسیم شد: ترواده یا هینیانه (چرخة کوچک ) که پیروانش خود را به اصول اولیة بودا وفادار می دانند؛ و مهایانه (چرخة بزرگ ) که با آیینها و اعتقادات مردم مناطق مختلف تطبیق یافته است (همانجا؛ ریز، ذیل "Buddhism" ). در شاخة اخیر تمجید بودا به عنوان یک انسان کامل ، به صورت ستایش موجودی الهی درآمد. همچنین علاوه بر بودا، عبادت و پرستش بوداهای آینده ؛ بودی ستوا (جوهر عقل و خرد)، مرسوم شد. این بوداها واسطة انسان برای وصول به مقام نیروانا تلقی می شوند (شایگان ، ج 1، ص 175ـ176، 178؛ ریز، همانجا). آیین بودا در قرن سوم پیش از میلاد، بر اثر فعالیتهای تبلیغی آشوکا ، امپراتور هند که در حدود 268 قبل از میلاد به تخت نشست ، در سرحدات جهان هندو ایرانی گسترش یافت . در واقع او سبب شد تا این آیین در حد یک فرقة کوچک هندی باقی نماند ( > دایرة المعارف دین < ، ذیل "Buddhism" ؛ امریک ، ص 950). یکی از اقدامات او ساختن 000 ، 84 استوپا (عبادتگاههای بودایی به شکل گنبدهای نیمدایره بر روی سکویی مدور) بود. برخی از این استوپاها در تیکسلا (نزدیک پیشاور کنونی )، قندهار و نگرهار (جلال آباد) وجود دارند. همچنین کتیبه های اخلاقی آیین بودا، معروف به «فرمانهای روی سنگ » و «فرمانهای روی ستون »، از او به یادگار مانده است ( > دایرة المعارف دین < ، همانجا؛ امریک ، ص 951). حکومت کانیشکا ی اول (قرن اول و دوم میلادی )، مشهورترین فرمانروای کوشانی ، که در متون بودایی آشوکای دوم نامیده شده ، عصر تازه ای در پیشرفت این آیین به وجود آورد ( > دایرة المعارف دین < ، همانجا). کوشانیها که به زبان بلخی ـ از زبانهای ایرانی ـ سخن می گفتند، جادة کاروانروی را از تیکسلا تا بلخ و از آنجا تا تِرمِذ در دست داشتند و از طریق این جاده بود که آیین بودا به آسیای میانه رسید. در طول این جاده تا شرق بقایایی از استوپاها، کتیبه ها و مجسمه های بودایی متعلق به دورة کوشانی یافت شده است (امریک ، ص 956). سرانجام ، آیین بودا از هندوستان رخت بربست (ریز، همانجا) اما در خارج از این سرزمین همچنان به حیات خود ادامه داد. امروزه ، مکتب ترواده بیشتر در سری لانکا، برمه ، کامبوج و تایلند؛ و مکتب مهایانه در تبت ، کره ، چین و ژاپن رواج دارد. مکتب مهایانه که اکثریت بوداییان را شامل می شود، علاوه بر آسیا در اروپا و امریکای شمالی گسترش یافته و بویژه از مکتب ذن (یکی از شاخه های مهایانه در چین و ژاپن ) در این دو قاره استقبال فراوانی شده است (رجوع کنید به شاله ، ص 145ـ150؛ > فرهنگ تاریخ عقاید < ، همانجا). بوداییان مکتب ترواده با تشکیل گردهماییهای جهانی که از 1334ش / 1956 پایه گذاری شد، سعی در اتحاد میان پیروان مکاتب بودایی دارند ( > فرهنگ باورها و ادیان وردزوث < ، ذیل "Buddhist councils" ). منابع : (1) فلیسین شاله ، تاریخ مختصر ادیان بزرگ ، ترجمة منوچهر خدایار محبی ، تهران 1346 ش ؛ (2) داریوش شایگان ، ادیان و مکتبهای فلسفی هند ، تهران 1362 ش ؛ (3) جان بویر ناس ، تاریخ جامع ادیان ، ترجمة علی اصغر حکمت ، تهران 1370 ش ؛ (4) Dictionary of the history of ideas , ed. Philip P. Wiener, New York 1973, s.v. "Buddhism" (by Hajime Nakamura); (5) R. E. Emmerick, "Buddhism among Iranian peoples", in The Cambridge history of Iran , vol. 3 (2), Cambridge 1983; (6) Encyclopaedia of religion and ethics , ed. James Hastings, Edinburgh 1980-1981, s.v. "Buddha, life of the" (by A. S. Geden); (7) The Encyclopedia of religion , ed. Mircea Eliade, New York 1987, s.vv. "Buddha" (by Frank E. Reynolds and Charles Hallisey), "Buddhism. Buddhism in Central Asia" (by Ronald Eric Emmerick); (8) William L. Reese, Dictionary of philosophy and religion: Eastern and Western thought , New Jersey 1980; (9) The Wordsworth dictionary of beliefs and religions , ed. Rosemary Goring, Hertfordshire 1995. / گروه فلسفه و عرفان / آیین بودا در جوامع اسلامی . در بخشی از سرزمینهای اسلامی ، آیین بودا پیشینة دیرینه دارد؛ از جمله در بخشهایی از شبه قارة هند، بخصوص بنگلادش ، در ماوراءالنهر و شرق و شمال ایران یعنی در خراسان بزرگ ، سیستان ، زابلستان و طبرستان (صدیقی ، ص 30ـ31؛ امریک ، ص 956؛ اسعدی ، ج 1، ص 70). حتی در شهرهای اسلامی که از مراکز بودایی دور بودند، مانند بصره ، این آیین یا آیین مانی * که متأثر از آن بود، پیروانی داشته است . در بصره ، در قرن دوم ، خانة جریربن حازم اَزدی ، پیشوای سمنیّه (شَمنیه ) از فرقه های بودایی ، محل اجتماع و گفتگوی سران مکتبهای متعدد بود ( مانی و دین او... ، ص 290، 360؛ مشکور، ص 264). پس از آمدن اسلام به مناطق بودایی ، و عقب نشینی تدریجی این آیین در برابر اسلام ، بتخانه های بوداییان غالباً از میان برداشته شد (رجوع کنید به بخارا * ؛ بامیان * )، اما گاهی نیز پیمانهای صلح میان مسلمانان و بوداییان بسته می شد، چنانکه حاکم اُشروسَنه در 178 به اطاعت فضل برمکی درآمد و پادشاه سُغد با افشین * (متوفی 226)، سردار عباسیان ، پیمان بست که پیروان هر آیینی در انجام مراسم خود آزاد باشند؛ به همین دلیل افشین مؤذن و امام جماعت سُغد را که بتهای بتخانة اُشروسنه را خارج کرده و آنجا را به مسجد تبدیل کرده بود، تازیانه زد (صدیقی ، ص 342). میان بوداییان و مسلمانان روابط فرهنگی نیز وجود داشت ، به طوری که در قرن دوم و سوم ، برخی از دانشجویان مسلمان ، برای تحصیل پزشکی ، از نواحی بسیار دور، به مرکز آموزشی تیکسلا می آمدند که طی چند قرن ، از مراکز تعلیمات بودایی بود و بویژه در آموزش پزشکی شهرت داشت (نهرو، بخش 1، ص 145، 183، 305) و در زمان هارون (متوفی 193) دانشجویانی که در آنجا تحصیل می کردند، در بغداد اهمیت زیادی می یافتند (همان ، بخش 1، ص 310ـ311). بسیاری از بوداییان ، بعد از آنکه مسلمان شدند، در جهان اسلام به مقامهای بالایی رسیدند، از جمله برمکیان * که نیاکانشان پیش از اسلام تولیت معبد بزرگ نوبهار بوداییان را در بلخ برعهده داشتند (زرین کوب ، 1357ش ، ص 4؛ رجوع کنید به بلخ * ). برمکیان ، در انتقال میراث فرهنگی بوداییان به عالم اسلام مؤثر بودند. ابان بن عبدالحمید لاحقی ، شاعر ایرانی عرب زبان که معلم و مشاور این خاندان بود، داستان زندگی بودا و کلیله و دمنه را که الهام یافته از تعالیم بودا بود به نظم درآورد و از این خاندان پاداش بسیار دریافت کرد (محجوب ، ص 20ـ21؛ بلگرامی ، ص 20ـ21). نیاکان افشین نیز بودایی بودند و برخی خود او را نیز معتقد به این آیین دانسته اند و حتی گفته اند که در قصر او مانند بوداییان بتهایی از چوب یافته بودند (صدیقی ، ص 342، 351ـ352). قره ختاییان نیز که در آغاز از آیین بودا و کنفوسیوس پیروی می کردند بعدها مسلمان شدند. آنها در اواسط قرن ششم حکومت گورخانیان را در ولایت کاشغر و ختن تشکیل دادند (اقبال آشتیانی ، ص 8 ـ11). وقتی در 607 سلطان محمد خوارزمشاه حکومت گورخانیان را از ماوراءالنهر برانداخت ، در واقع سدی که میان ایرانیان و مغولان بودایی وجود داشت در هم شکست و مرحلة دیگری از روابط مسلمانان با بوداییان آغاز شد (همان ، ص 11، 96). با حاکمیت مغول ، معابد بودایی در برخی نقاط ایران ساخته شد. بخشیان (روحانیان و کاهنان بودایی ) نیز موقعیت ممتازی در ایران یافتند و به طبابت ، دبیری و آموزش سلاطین مشغول شدند. آنان نزد ارغون شاه (حک : 683ـ690)، آخرین شاه بودایی ایلخانیان ، حرمت بسیار داشتند (علاءالدوله سمنانی ، 1366ش ، ص 70، 151ـ152، تعلیقات ، ص 324ـ325؛ اقبال آشتیانی ، ص 87). علاءالدوله سمنانی (متوفی 736) دربارة تصرف بوداییها در اوقاف ، مدارس ، مساجد و خانقاههای عالم اسلام با لحنی شکایت آمیز سخن گفته است (1362ش ، ص 313ـ314). با اینهمه برخی از سلاطین بودایی در ادارة کشور از مسلمانان کمک می گرفتند. محمد یلواج ، وزیر چنگیزخان و از خدمتگزاران دولت مغول ؛ مسعودبیگ ، پسر محمود یلواج و وزیر اوگتای قاآن و منکوقاآن ؛ خواجه نصیرالدین طوسی (متوفی 672)، وزیر هولاکوخان ؛ سیّداجل و احمد بناکتی ، وزرای قوبیلای قاآن از جملة این مسلمانان بودند. این سلاطین گاه به مشایخ صوفیه و مقابر آنها اظهار ارادت می کردند و همچنین دستور می دادند تا علمای مسلمان ، بودایی و مسیحی با هم مناظره کنند (اقبال آشتیانی ، ص 158، 163ـ164، 181). به مرور، مغولان از آیین بودایی روی برتافتند و بعدها اخلاف آنان در ایران ، ماوراءالنهر و هند به ترویج اسلام برخاستند، هرچند که پس از تغییر دین نیز برخی از آنان (مانند غازان ) تأثراتی از آیین بودایی داشتند (رشیدالدین فضل الله ، ج 3، حواشی ، ص 2279). تقریباً در اواخر قرن هشتم ، این آیین در این مناطق به خاموشی گرایید ( ایرانیکا ، ذیل "Buddhism" ؛ ناصرالدین منشی کرمانی ، ص 23). البته در برخی از کشورهای اسلامی ، چون بنگلادش ، پاکستان و اندونزی هنوز اقلیتی از بوداییان وجود دارند (اسعدی ، ج 1، ص 287، ج 2، ص 22ـ23، 136). آثار و بقایای فرهنگ بودایی در بعضی از کشورهای اسلامی بر جای مانده است . در افغانستان ، در قندهار، یک کتیبه به دو زبان آرامی و یونانی یافت شده که از دوران آشوکاست . استفاده از زبان آرامی و خط خروشتهی (خط اداری دوران هخامنشی ) نشان دهندة تأثیر ایرانیان در گسترش آیین بوداست (امریک ، ص 950). در قراتپه در مرز افغانستان با تاجیکستان نیز یک کتیبة بودایی و یک معبد غاری بزرگ متعلق به قرن دوم میلادی یافت شده است . در سرخ کتل اولین کتیبة کوشانی به زبان بلخی به دست آمده که حاکی از تجدید حیات آیین بودا در دورة کانیشکاست (همان ، ص 956؛ ایرانیکا ، همانجا). در بامیان نیز دو مجسمة عظیم سنگی وجود دارد که مجسمة کوچکتر به نام «خنگ بت » متعلق به قرن دوم و سوم میلادی است و نشانه هایی از سبک معماری بودایی و یونانی در آن مشهود است . مجسمة بزرگتر به نام «سرخ بت » ظاهراً سه قرن پس از مجسمة اول ساخته شده است (اسعدی ، ج 1، ص 67). در جلال آباد و تپه رستم ، بیرون بلخ ، استوپای بودایی متعلق به دورة کوشان وجود دارد (امریک ، همانجا). در بلخ نیز زیارتگاهی بودایی به نام نوبهار (از واژة سانسکریت ناوا ـ وی هارا به معنای زیارتگاه جدید) وجود داشته است . ویرانه های این زیارتگاه تا اواخر قرن هشتم پابرجا بود. در ادبیات فارسی ، بویژه در شعر، به این بنا اشاره هایی شده است (دهخدا، ذیل «نوبهار»). در برخی نقاط بنگلادش که روزی بخشی از قلمرو آشوکا محسوب می شد، آثار و بقایای معابد بودایی متعلق به قرن هفتم میلادی هنوز پابرجاست (اسعدی ، ج 2، ص 23). در پاکستان نیز شمایل بوداکه مربوط به دورة شش سالة ریاضت شدیداوست ،یافت شده که متعلق به قرن دوم و سوم میلادی است (ذکرگو، ص 137). در آسیای میانه آثار و بقایای معابد بودایی به دست آمده ؛ از جمله ، اجنه تپه در درة وخش ، نزدیک شهر قورغان تپه در تاجیکستان ؛ معبد بودایی اک ـ بشیم در سمیرچیه ، نزدیک شهر فرونزه (پیشیک ) در قرقیزستان متعلق به قرن هفتم و هشتم میلادی ؛ و معبد بودایی کووا در منطقة فرغانة شرقی در ازبکستان که در آن تصویری از بودا یا بودی ستواها یافت شده است (بلنیتسکی ، ص 175ـ 178؛ > دایرة المعارف دین < ، ذیل "Buddhism" ). در اندونزی در جزیرة جاوه در محل بوروبودور ، بقایای معبد و مرکز آموزشی بودایی سری ویجایه ، یادگار دوران فرمانروایی عظیم سری ویجایه ، متعلق به قرن هشتم یا نهم میلادی هنوز وجود دارد (اسعدی ، ج 1، ص 285، 289). بودا در فرهنگ اسلامی . از بودا در فرهنگ اسلامی بیشتر با نام بوداسف یاد شده و او را فیلسوفی معتقد به تناسخ دانسته اند که دین شَمنی (شمنیّه * ) را در هند رواج داده است . شهرستانی از پیروان بودا با نام «اصحاب بَدده » یاد می کند و می گوید بُدّ یعنی کسی که در این عالم متولد نشود، نکاح نکند، نخورد، نیاشامد، پیر نشود و نمیرد. اولین بدّ که در عالم ظاهر شد «شاکمین » نام داشت (ج 2، ص 260). احتمالاً این نام ، تحریف لقب «شاکیامونی » بوداست . در تاریخ بناکتی (ص 324) نیز همین لقب به شکل «شامکونی » آمده و به عنوان پیامبری هندی از او یاد شده است . برخی دیگر از علمای اسلام نیز دربارة بودا و آیین او به گونه ای سخن گفته اند که نوعی تأیید یا محتمل دانستن پیامبری اوست . نقل داستان زندگی بودا و شرح تعلیمات او (رجوع کنید به بلوهر و یوداسَف * ) و همچنین تصریح برخی علمای شیعه به ارجمندی داستان بلوهر و بوذاسَف از آن جمله است ؛ چنانکه ملاّ محمد باقر مجلسی ( بلوهر و بوذاسف ، ص 9) این داستان را مشتمل بر حکمتهای شریفة انبیا علیهم السلام و مواعظ لطیف حکما و گنجی از گنجهای ربّانی دانسته است . وی همچنین از بودا با نام بوداسکَفت یاد کرده و او را به احتمال پیامبر دانسته است (ج 40، ص 143). محمدحسین آل کاشف الغطاء نیز بودا را «النبی الهندی » نامیده (ص 56) و وجدی نیز نبوت وی را محتمل شمرده است (ج 2، ص 390). برخی ، بشارتهای منسوب به بودا را، دربارة نجات دهندگان انسان ، با ظهور پیامبر اسلام صلّی اللّه علیه وآله وسلّم یا تولد حضرت علی علیه السلام تطبیق داده اند و این بشارتها را دلیل بر نبوت یا دست کم حق بودن آیین بودا انگاشته اند. (سیالکوتی ، ص 43ـ52). ادیب الممالک فراهانی در مسمط معروف خود (ص 152) از بشارت بودا به ظهور پیامبر اسلام یاد کرده است . بعضی از مؤلفان ، بودا را با برخی از پیامبران یکی دانسته اند، چنانکه برخی او را همان ذوالکفل * می دانند و سوگند به انجیر را در سورة تین ، اشاره به درخت انجیری می دانند که بودا در زیر آن به تفکر و مراقبه پرداخته بود (انصاری فرنگی محلی ، ص 276ـ277). در متون اسلامی نیز داستان پادشاهی حکایت شده است که در عصر ذوالکفل ، مانند بودا، ترک پادشاهی کرد و به پارسایان پیوست (ابن قدامه ، ص 42ـ45). عده ای نیز بودا را با هرمِس * ، که به قولی همان ادریس است ، یکی شمرده اند (نصر، ص 62؛ طباطبائی ، ج 1، ص 196). برخی نیز ویژگیهایی را که برای بودا یاد شده است همان خصوصیات خضر (شهرستانی ، ج 2، ص 261) و برخی دیگر بودا را پیامبر صابئین دانسته اند (مسعودی ، 1365 ش ، ص 86، 146؛ همو، 1356ـ1360 ش ، ج 1، ص 218) یا هرمس را پیامبر صابئین خوانده و او را با بودا یکی شمرده اند (نصر، ص 85) که با توجه به تأثیر آیین بودا بر مانی ، با نظریه ای که صابئین را پیروان مانی می داند بی ارتباط نیست (همان ، ص 62ـ63، 85ـ86). گاهی نیز بودا را همان عیسی علیه السلام دانسته اند (رجوع کنید به بلوهر و یوداسف ). در برابر، برخی هم هیچ اصالتی برای بودا و آیین او قائل نیستند (رجوع کنید به صافی ، ص 9ـ14). آیین بودا و تصوف اسلامی . توجه آیین بودا به فقر، زهد و ریاضت که نهایت آن از میان بردن انانیت است ، شباهتهایی میان عارف و صوفی مسلمان با زاهد بودایی به وجود آورده است (رجوع کنید به زرین کوب ، 1369ش ، ص 19). برخی از این شباهتها می تواند نشانة تأثیر این آیین بر تصوف اسلامی باشد. بخصوص با پیشینة کهن این آیین در شمال و شرق ایران از دورة سلوکی و اشکانی تا زمان فتوحات اسلامی ، می توان احتمال داد که اعتقادات و سنن بودایی ابتدا در صوفیة خراسان منعکس و از طریق آن به تصوف اسلامی وارد شده است (رجوع کنید به همو، 1357ش ، ص 5 ـ6). برخی عقاید یا سنن بودایی که با تصوف اسلامی شباهت دارد، در آیین هندو نیز وجود دارد و آیین بودا خود تحت تأثیر آن است . بااینهمه ، حضور راهبان جهانگرد بودایی در عهد بنی امیه و بنی عباس از خراسان تا عراق و شام نشان می دهد که ریشة این اعتقادات هر چه بوده ، از طریق بوداییان یا از طریق زاهدان و سیاحان مانوی بر صوفیان مسلمان مؤثر افتاده است (فاخوری و جر، ج 1، ص 249؛ غنی ، ص 25ـ26). تأثیر آیین بودا بر تصوف را از جنبه های گوناگون می توان بررسی کرد. یکی از جنبه ها شباهت زندگینامة برخی از صوفیان با داستان زندگی بوداست . یکی از صوفیانی که زندگی حقیقی یا افسانه ای او با زندگی بودا بسیار مشابهت دارد، ابراهیم ادهم * است . احتمال این که داستان ابراهیم ادهم با روایات بودایی درآمیخته باشد بسیار است ، زیرا بلخ در آن روزگار یکی از مراکز مهم تعلیمات و تبلیغات بودایی بوده و سرگذشت بودا، چنانکه از روایات سغدی و ترکی و فارسی و عربی داستان بلوهر و بوذاسف برمی آید، در نواحی شرق ایران شهرت داشته است . از وجوه شباهت این دو داستان ، یکی ملاقات ابراهیم با پسر خود در مکه است که به داستان ملاقات بودا با پسرش راهولا بی شباهت نیست ، و دیگر گفتگوی او با ابلیس است که شبیه روبرو شدن بودا با ماراست ( دائرة المعارف بزرگ اسلامی ، ذیل «ابراهیم ادهم »). میان زندگی بودا و زندگی برخی دیگر از صوفیه ، همچون شاه شجاع کرمانی ، امیرحسینی هروی * و علاءالدوله سمنانی و حتی برخی امرا از جمله احمد فرزند هارون خلیفة عباسی که ترک حکومت و دنیا کرده اند، نیز شباهتهایی وجود دارد اما صرف وجود این شباهتها نمی تواند نشان دهندة تأثیر و تأثری باشد، و ظاهراً این گونه شباهتها را باید شباهت نوعی بدانیم (همانجا). استفاده از تمثیلها و سخنان بودا در آثار عرفا نیز نشان دهندة نوعی تأثیر آیین بودا بر تصوف است . سرگذشت بودا در کتب اسلامی با عنوان بلوهر و بوذاسف آمده است و میان سخنان و تمثیلات منسوب به بلوهر با برخی اقوال صوفیه مشابهتهایی وجود دارد، برای نمونه داستان رنجش حلاج از شبلی که گُلی به سوی او انداخته بود با یکی از داستانهای بلوهر و بوذاسف مشابهت دارد (عطار، 1360 ش ، ص 592؛ بلوهر و بوذاسف ، ص 130). داستانها و تمثیلات دیگری نیز در داستان بلوهر و بوذاسف آمده که در آثار عرفانی و ادبی به صور گوناگون منعکس شده است ، از جمله داستان مردی که گنجشکی صید کرد و گنجشک در ازای آزادیش به او سه پند داد (رجوع کنید به بلوهر و بوذاسف ، ص 84؛ غزالی ، 1364 ش ، ج 2، ص 162؛ همو، 1412، ج 4، ص 15؛ مولوی ، ج 2، دفتر چهارم ، بیت 2245ـ 2265؛ عطار، 1368 ش ، ص 210ـ211؛ ابونعیم ، ج 4، ص 316) و نیز داستان دو دزدی که گوهری گرانبها را تصاحب کردند و هریک نقشة قتل دیگری را کشید، و گفته اند واقعه ای بوده که بودا در یکی از نشأتهای سابق خود مشاهده کرده است (رجوع کنید به مینوی ، ص 90ـ93). این داستان به متون عرفانی نیز راه یافته (رجوع کنید به عطار، 1356 ش ، ص 169ـ171؛ غزالی ، 1364 ش ، ص 186ـ187). در ادبیات اروپایی نیز با اندک تفاوتی وارد شده است (مینوی ، ص 90). دربارة نفوذ اندیشه و تعالیم بودا بر تصوف ، برخی گفته اند تأکیدی که در تصوف بر ترتیب و تدریج در سیر سالک وجود دارد، به علت ارتباط با زاهدان بودایی و تأثیر نظام و قوانین رهبانیت این آیین بوده است . برخی خصوصیات سلوک نیز میان بوداییان و صوفیان یکسان است ؛ از جمله در هر دو طریقه افراد به حصر فکر متوسل می شوند که صوفیه بدان مراقبه و بوداییان «دیانا » می گویند (شایگان ، ج 1، ص 176؛ غنی ، ص 32ـ34). میان نیروانای بودایی نیز که آخرین مرحلة سلوک است با مقام فنا در تصوف شباهتهایی وجود دارد (رجوع کنید به غنی ، همانجا). البته تفاوتهایی نیز هست ؛ در یکی از تعاریف مورد قبول اکثر بوداییان ، نیروانا انقطاع ، خاموشی و آزادی از رنج بازپیدایی است و نباید هیچ تفسیری از آن ، چه در جهت مثبت چه در جهت منفی ، به عمل آورد (شایگان ، ج 1، ص 165ـ166). در حالی که فنای صوفیه همراه با بقا یعنی رسیدن به حیات ابدی در خداست و این تعریف جنبة مثبت دارد (غنی ، ص 34). اعتقاد به کثرت شرور در عالم ، تحقیر نفس بخصوص در میان ملامتیه و آدابی از قبیل سرتراشیدن ، ترک خانه و دیار، علاقه به سیاحت و کشکول به دست گرفتن از جمله آداب رهبانیّت بودایی است که در مانویّت و تصوف اسلامی اثر گذاشته است (زرین کوب ، 1369ش ، ص 90؛ اولدنبرگ ، ص 147، 152ـ153). عقیدة صوفیه به تجلی حقیقت یگانه و سَریان آن در چهره ها و گونه های متعدد نیز که در اندیشة ابن عربی به شکل «حقیقت محمدیه » و مظاهر آن در جهان مطرح شده است (رجوع کنید به ابن عربی ، ج 2، ص 363)، با اندیشة مشابهی در مکتب مهایانه شباهت بسیار دارد. به عقیدة پیروان این مکتب ، بوداها تجلی بودای نخستین اند. بودای نخستین پنج بودا پدید می آورد و آنان به نوبة خود چهار بودی ستوا پدید می آورند که پروردگاران عالم طبیعت اند (مهرداد بهار، ص 184؛ شایگان ، ج 1، ص 175). مفهوم «خلق جدید» نیز که در آثار عرفایی چون عین القضاة همدانی ، محیی الدین ابن عربی ، جلال الدین بلخی و شمس الدین لاهیجی آمده و در حقیقت نوعی تفسیر باطنی از آیة 15 سورة ق است ، با یکی از مفاهیم فرقة بودایی ذن مشابهت دارد، گو اینکه نمی توان به وجود تأثیر و تأثری حتمی میان این دو معتقد بود (رجوع کنید به ایزوتسو). آیین بودا و فلسفة اسلامی . در آثار فیلسوفان اسلامی بارها آرایی منتسب به بودا (با نام بوداسف و یوذاسف ) مطرح گردیده و گاهی این عقاید تأیید و ترویج شده است . از جمله شهاب الدین سهروردی در فصلی ، که به توضیح تناسخ اختصاص دارد، گونه ای از این عقیده را به بوداسف نسبت داده است (سهروردی ، ج 2، ص 217، 221). صدرالدین شیرازی نیز عقیده به تناسخ را از جمله به یوذاسف نسبت داده می نویسد که بر طبق این عقیده زندگی تمام جانوران زمینی با انتقال جانهای آدمیان به کالبد جانوران تحقق می یابد؛ یعنی انسانهای ناقص به صورت جانوران درمی آیند و انسانهای کامل پس از جدایی از تن به جهان نور عروج می کنند ( الحکمة المتعالیة ، ج 9، ص 8، 19؛ همو، مبدأ و معاد ، ص 383ـ384). صدرا همچنین گفته است که مصنف مجلی الدقایق ، غیاث الدین منصور دشتکی ، نظریة یوذاسف را مناط اثبات حشر و برانگیختن نفوس و ارواح گرفته است ( مبدأ و معاد ، ص 472ـ473). نظریة صدرا در باب حرکت جوهری و تجدید امثال نیز، با خلق مدام در آیین ذنِ بودیسم ، که براساس آن هر چیز لحظه به لحظه تجدد می یابد و هستی در هر لحظه چیزی مطلقاً نو است ، مشابهت دارد (ایزوتسو، ص 14، 60). علاوه بر همانندی استوار میان جوهر اندیشة صدرا و دوگن ، پیشوای ذن ، مثالی که آنها در این باره آورده اند نیز یکی است : کوه و حرکت مستمر و دایمی آن که برخلاف پندار انسان معمولی است (همان ، ص 3، 12؛ قس صدرالدین شیرازی ، الحکمة المتعالیة ، ج 3، ص 110). سبزواری نیز ضمن نقد و بررسی نظریة یوذاسف دربارة ادوار و اکوار می نویسد که سهروردی در اعتقاد به تکرار اوضاع فلکیّه و تکرار صور جسمانیة کونیّه از یوذاسف پیروی کرده است (ص 318، 321). آیین بودا و ادبیات فارسی و عربی . تأثیر اندیشة بودایی در ادبیات فارسی ، بویژه ادبیات عرفانی ، از جمله از طریق داستانهای بودایی است که از طریق کلیله و دمنه ، بلوهر و بوذاسف ، هزار افسانه ـ که اساس کتاب الف لیلة و لیلة بوده است ـ و سندبادنامه در میان فارسی زبانان رواج یافته است . از جملة این داستانها، حکایت گاوی است که بی خبر از قصد صاحب خود می چرد و خود را برای سور و ضیافت فربه می سازد. این داستان که نخست در مجموعة جاتکة بودایی (حکایتهایی دربارة وقایع نشأتهای پیشین بودا) آمده ، در متون فارسی از جمله مرزبان نامه ، شاهنامة فردوسی ، دیوان ظهیر فاریابی و مثنوی مولوی نیز انعکاس یافته است (رجوع کنید به مجتبائی ، 1976، ص 24، 29). ستایش از بودا و ذکر یادگارهای بودایی نیز در ادبیات فارسی دیده می شود؛ مثلاً، عنصری (متوفی 431) داستان صَنَمَیِ البامیان ابوریحان بیرونی (متوفی 440) را، که داستان دو بت بامیان (سرخ بت و خنگ بت ) است ، به فارسی منظوم ساخته است (مجتبائی ، 1370 ش ، ص 480ـ 481). خاقانی (متوفی 582) نیز در اشعار خود از این دو بت بزرگ یاد می کند (ص 497). شعرای دیگر چون فرخی سیستانی ، منوچهری ، مسعود سعد سلمان و ناصرخسرو و جامی نیز بارها به آثار بودایی در اشعارشان اشاره کرده اند (دهخدا، ذیل «نوبهار»، «بت »). برخی ذکر بت را که در ادب فارسی صوفیه و غیرصوفیه بارها به عنوان نمادی از زیبایی آرمانی به کار رفته است ، برگرفته از نام بودا و تصویر بتهای بودایی می دانند ( ایرانیکا ، همانجا؛ رجوع کنید به بُد * ؛ بت / بت پرستی * ). مکتبی شیرازی ، سرایندة سدة دهم ، در منظومة کلمات علّیه غرّا قریب ده تمثیل آورده که یکی از آنها قصة بوداست (رشید یاسمی ، ص 50ـ51). در آثار نویسندگان متأخر نیز گاه از بودا و سخنان او یاد شده است . اقبال لاهوری در دیوان خود (ص 296ـ297) در سه قطعه شعر با عنوان «طاسین گوتم » خواسته است که عقاید و آرای بودا را دربارة هستی و جهان بیان کند. ملک الشعرای بهار (ج 1، ص 440) نیز در قصیدة فلسفی خود از بودا و سخن او دربارة هستی و رنج سخن می گوید. محمد حجازی (ص 29)، از نویسندگان معاصر، در قطعه ای ادیبانه گفتگوی بودا و یکی از شاگردان وی را به نام پورنا آورده که نتیجة این گفتگو سپاسگزاری در مقابل هر گونه خشونت است . در آثار صادق هدایت نیز اندیشه های بودا انعکاس یافته است . در مشهورترین اثر او، بوف کور ، که نخست در هندوستان (1315 ش ) چاپ شده ، اشاره به نیروانای بودا را می توان یافت (آل احمد، کتاب دوم ، ص 737، 746، 756ـ757). در فوائد گیاهخواری علاقه و استناد هدایت به آیین بودا آشکار است (همان ، کتاب دوم ، ص 758؛ هدایت ، 1306 ش ، ص 29ـ31). وی در داستانی به نام «آخرین لبخند» که زوالنامة تمدن ایرانی بودایی خراسان بزرگ است ، به نقل جملاتی از بودا پرداخته و اندیشة بودا و شوپنهاور، فیلسوف آلمانی ، را به هم آمیخته و فلسفة بودا را همان فلسفة موج یا پایداری و درگذر بودن همة هستی و شکلها، و نیروانای او را همان «نیستی جاویدان » می داند (هدایت ، 1342ش ، ص 141، 156ـ157). در ادبیات عربی ، گذشته از ابان بن عبدالحمید که داستان زندگی بودا را به نظم درآورد (رجوع کنید به بلوهر و یوداسَف )، در پاره ای دیگر از اشعار عرب به احوال بودا و تمثیلهایی که در سرگذشت او آمده اشاره شده است . از جمله ، ابوالعتاهیه در سروده های خود، از شیوة بودا در ترک پادشاهی و انتخاب فقر و درویشی با لحنی ستایش آمیز یاد کرده ، تا جایی که برخی احتمال داده اند که او بودایی بوده باشد (شرف الدین ، ص 95ـ97). در پاره ای از اشعار او نیز مضامینی از پندهای کنفوسیوس دیده اند (همان ، ص 205). ابوالعلاء معری نیز، مانند بوداییان و دیگر هندوان ، از بازگشت جسم به خاک و روح به هوا سخن گفته است (رجوع کنید به ج 1، ص 456ـ457). فرهنگ و هنر بودایی و هنر اسلامی . در قرون اولیة ظهور آیین بودا، به علت مخالفت این آیین با بت پرستی و نقش و نگار دنیوی و تحریم ترسیم صورت زن و مرد، بوداییان به هنر نقاشی و مجسمه سازی نمی پرداختند. اما بتدریج ، در قرن اول میلادی ، در میان پیروان آیین بودا ترسیم تصویر و ساختن مجسمة بودا بخصوص در دورة کوشانیها و در کیش مهایانه رونق گرفت (ذکرگو، ص 139، 142ـ143؛ راجپوت ، ص 25ـ 27). نفوذ فرهنگ و هنر هندی که در آن ترسیم خدایان مرسوم بود و نیز تأثیر هنر ایرانی برجای مانده از دورة آشوکا و همچنین پیکرنگاری رومی ـ یونانی که از طریق ایران به هند سرایت کرده بود، در مجسمه سازی بودایی در نواحی شمال غربی هند تا افغانستان در قرن سوم و چهارم میلادی مؤثر بود (ذکرگو، ص 143ـ 144؛ حکمت ، ص 338). در همین داد و ستدهای فرهنگی ـ هنری بود که قوم اویغور، از اقوام تاتار که بودایی و مانوی و مسیحی بودند، نقاشی عهد ساسانی را از معلمان ایرانی خود اقتباس کردند و کتب و آثار و ابنیة مذهبی خود را با همان سبک تزیین نمودند. این سبک نقاشی پس از استیلای مغول بر ترکستان شرقی ، از طریق مغولان ، به چین رفت و پس از تغییراتی در عهد تسلط مغولان دوباره به ایران بازگشت . بدین ترتیب ، سبک نقاشی و تذهیب عهد مغول ، تیموری و صفوی پدید آمد (اقبال آشتیانی ، ص 18؛ بینیون و دیگران ، ص 61). البته برخی معتقدند که تأثیر هنر بودایی و مکاتب متأثر از آن بر نقاشی ایران ، به پیش از دورة مغول می رسد (بینیون و دیگران ، ص 62). نفوذ هنر بودایی در نقاشی ایران در دورة مغول از دو طریق تحقق یافت : هنرمندان چینی که از سوی حکام مغول راهی ایران شدند، نظیر هنرمندانی که ارغون برای نقاشی دیوارهای معابد بودایی از آنها دعوت به عمل آورد (شراتو، ص 17)؛ سفرهای هنرمندان ایران به چین ، همچنانکه غیاث الدین نقاش همراه سفیر شاهرخ تیموری (متوفی 850) به چین رفت . این هنرمند احتمالاً بانی مجموعة نقاشیهایی است که اکنون در کتابخانة سِرای استانبول موجود است (بینیون و دیگران ، ص 155ـ156). در نقاشیهای ایرانی ، نمودهایی از فرهنگ و هنر بودایی دیده می شود، از جمله تصویر زیبارویانی با چشمان بادامی ، ابروانی کمانی و لبخندی آرام بخش که نشانة تأثیرپذیری از شکل ظاهری بتهای بودایی است ( ایرانیکا ، همانجا). همچنین بسیاری از کتابهایی که فرهنگ بودایی را منعکس می نماید با نقاشی زینت یافته است ، از جمله نسخه های متعدد کلیله و دمنه و انوار سهیلی (بینیون و دیگران ، ص 85، 93، 106ـ107). در پاره ای از نسخه های جامع التواریخ نیز نقاشیهایی از داستانهای حضرت محمد صلّی اللّه علیه وآله وسلّم و اصحاب او و بودا وجود دارد (دوری ، ص 181). در معماری نیز بوداییان سبک «گندهَرَه » را پدید آوردند که در معماری خاورمیانه ، بویژه بلاد شام و آسیای صغیر، اثری ژرف برجای نهاد (ذکرگو، ص 144؛ ندوی ، ص 15). این سبک معماری در قراسرا (سرای بزرگ اتابکان ) متعلق به بدرالدین لؤلؤ (حک : 631ـ657) در موصل دیده می شود که تزیینات ساختمان و مجسمه های نیمه برجسته بر دیوار آن از مشخصات هنر بودایی است (دوری ، ص 112). منابع : (10) جلال آل احمد، ادب و هنر امروز ایران : مجموعة مقالات 1348ـ1324ه . ش ، پژوهش و ویرایش مصطفی زمانی نیا، تهران 1373 ش ؛ (11) محمدحسین آل کاشف الغطاء، المثل العلیا فی الاسلام لافی بحمدون ، تهران 1403؛ (12) ابن عربی ، الفتوحات المکیة ، ج 2، چاپ عثمان یحیی ، قاهره 1405/1985؛ (13) ابن قدامه ، کتاب التوّابین ، چاپ جورج مقدسی ، دمشق 1961؛ (14) احمدبن عبدالله ابوالعلاء معری ، لزوم مالایلزم : اللزومیّات ، بیروت 1403/1983؛ (15) احمدبن عبدالله ابونعیم ، حلیة الاولیاء و طبقات الاصفیاء ، بیروت 1387/1967؛ (16) محمدصادق بن حسین ادیب الممالک ، دیوان ، چاپ وحید دستگردی ، ( تهران ) 1312 ش ؛ (17) مرتضی اسعدی ، جهان اسلام ، تهران 1366ـ1369 ش ؛ (18) عباس اقبال آشتیانی ، تاریخ مغول : از حملة چنگیز تا تشکیل دولت تیموری ، تهران 1364 ش ؛ (19) محمد اقبال لاهوری ، کلیات اشعار فارسی مولانا اقبال لاهوری ، با مقدمه و شرح احوال و تفسیر کامل احمد سروش ، تهران ?( 1343 ش ) ؛ (20) محمدرضا انصاری فرنگی محلی ، تذکرة حضرت سیدصاحب بانسوی ، کراچی 1988؛ (21) هرمان اولدنبرگ ، فروغ خاور ، ج 2 و 3 : آئین و رهبانیت بودا ، ترجمة بدرالدین کتابی ، اصفهان 1332 ش ؛ (22) توشیهیکو ایزوتسو، خلق مدام : در عرفان اسلامی و آیین بودایی ذن ، ترجمة شیوا (منصوره ) کاویانی ، تهران 1374 ش ؛ (23) علی بلگرامی ، « ( دربارة ) کتاب کلیلة و دمنة الشهیر»، الجامعة (کلکته 1342 ش )؛ (24) الکساندر بلنیتسکی ، خراسان و ماوراءالنهر (آسیای میانه ) ، ترجمة پرویز ورجاوند، تهران 1371 ش ؛ (25) بلوهر و بوذاسف ، به روایت صدوق و مجلسی ، چاپ ابوطالب میرعابدینی ، تهران 1365 ش ؛ (26) داوودبن محمد بناکتی ، تاریخ بناکتی = روضة اولی الالباب فی معرفة التواریخ و الانساب ، چاپ جعفر شعار، تهران 1348 ش ؛ (27) محمدتقی بهار، دیوان ، چاپ مهرداد بهار، تهران 1368 ش ؛ (28) مهرداد بهار، ادیان آسیایی ، تهران 1375 ش ؛ (29) لورنس بینیون ، ج . و. س . ویلکینسون ، و بازیل گری ، سیر تاریخ نقاشی ایرانی ، ترجمة محمد ایرانمنش ، تهران 1368 ش ؛ (30) محمد حجازی ، اندیشه ، تهران 1345 ش ؛ (31) علی اصغر حکمت ، سرزمین هند ، تهران 1337 ش ؛ (32) بدیل بن علی خاقانی ، دیوان ، چاپ ضیاءالدین سجادی ، تهران 1368 ش ؛ (33) دائرة المعارف بزرگ اسلامی ، زیرنظر کاظم موسوی بجنوردی ، تهران 1367 ش ـ ، ذیل «ابراهیم ادهم » (از فتح الله مجتبائی )؛ (34) کارل . جی . دوری ، هنر اسلامی ، ترجمة رضا بصیری ، تهران 1363 ش ؛ (35) علی اکبر دهخدا، لغت نامه ، زیرنظر محمد معین ، تهران 1325ـ1359 ش ؛ (36) امیرحسین ذکرگو، «از بودا تا بت : تأملی در سیر پیدایش شمایل گری در هنرهای بودایی »، نامة فرهنگ ، سال 6، ش 2 (تابستان 1375)؛ (37) الله بخش راجپوت ، «فرهنگ پاکستان در ادوار قبل از مسیح »، در پاکستان (مجموعة مقاله )، کراچی ( بی تا. ) ؛ (38) رشیدالدین فضل الله ، جامع التواریخ ، چاپ محمد روشن و مصطفی موسوی ، تهران 1373 ش ؛ (39) غلامرضا رشیدیاسمی ، «و کلمات علیه ، مکتبی شیرازی »، آینده ، سال 1، ش 1 (تیر 1304)؛ (40) عبدالحسین زرین کوب ، ارزش میراث صوفیه ، تهران 1369 ش ؛ (41) همو، جستجو در تصوف ایران ، تهران 1357 ش ؛ (42) هادی بن مهدی سبزواری ، شرح منظومه ، چاپ سنگی تهران 1298، چاپ افست قم ( بی تا. ) ؛ (43) یحیی بن حبش سهروردی ، مجموعة مصنفات شیخ اشراق ، چاپ هانری کوربن ، ج 2: بخش 1، کتاب حکمة الاشراق ، تهران 1355 ش ؛ (44) حکیم سیالکوتی ، علی و پیامبران ، ترجمه و شرح از محمد مختاری ، قم 1360 ش ؛ (45) داریوش شایگان ، ادیان و مکتبهای فلسفی هند ، تهران 1362 ش ؛ (46) اُمبرتوشراتو، «هنر ایلخانی »، در هنر ایلخانی و تیموری ، ترجمة یعقوب آژند، تهران 1376 ش ؛ (47) خلیل شرف الدین ، ابوالعتاهیة من الرفض الی القبول ، بیروت 1987؛ (48) محمدبن عبدالکریم شهرستانی ، کتاب الملل و النحل ، چاپ محمدبن فتح الله بدران ، قاهره ( تاریخ مقدمه 1375/1956 ) ، چاپ افست قم 1367 ش ؛ (49) لطف الله صافی ، «در اطراف مقالة ' دربارة زندگی بوذاسف ، »، ایندو ایرانیکا ، ج 6، ش 2 (اکتبر 1952)؛ (50) محمدبن ابراهیم صدرالدین شیرازی ، الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة ، چاپ افست قم ( بی تا. ) ؛ (51) همو، مبدأ و معاد ، ترجمة احمد حسینی اردکانی ، چاپ عبدالله نورانی ، تهران 1362 ش ؛ (52) غلامحسین صدیقی ، جنبشهای دینی ایرانی در قرنهای دوم و سوم هجری ، تهران 1372 ش ؛ (53) محمدحسین طباطبائی ، المیزان فی تفسیر القرآن ، بیروت 1390ـ1394/ 1971ـ 1974؛ (54) محمدبن ابراهیم عطار، الهی نامه ، چاپ هلموت ریتر، استانبول 1940، چاپ افست تهران 1368 ش ؛ (55) همو، تذکرة الاولیاء ، چاپ محمد استعلامی ، تهران 1360 ش ؛ (56) همو، مصیبت نامه ، چاپ نورانی وصال ، تهران 1356 ش ؛ (57) احمدبن محمد علاءالدوله سمنانی ، چهل مجلس ، یا، رسالة اقبالیه ، تحریر امیر اقبالشاه بن سابق سجستانی ، مقدمه ، تصحیح و تعلیقات نجیب مایل هروی ، تهران 1366 ش ؛ (58) همو، العروة لاِ هل الخلوة و الجلوة ، چاپ نجیب مایل هروی ، تهران 1362 ش ؛ (59) محمدبن محمد غزالی ، احیاء علوم الدین ، بیروت 1412/1992؛ (60) همو، کیمیای سعادت ، چاپ حسین خدیوجم ، تهران 1364 ش ؛ (61) قاسم غنی ، بحثی در تصوّف ، تهران 1356 ش ؛ (62) حنافاخوری و خلیل جر، تاریخ فلسفه در جهان اسلام ، ترجمة عبدالمحمد آیتی ، تهران 1358 ش ؛ (63) مانی و دین او ، دو خطابة سیدحسن تقی زاده ، بانضمام متون عربی و فارسی دربارة مانی و مانویّت ، فراهم آوردة احمد افشار شیرازی ، تهران 1335 ش ؛ (64) فتح الله مجتبائی ، «داستانهای بودائی در ادبیات فارسی : داستان گاو نادان »، ایندو ایرانیکا ، ج 29 (سپتامبر و دسامبر 1976)؛ همو، (65) «داستانهای هندی در ادبیات فارسی »، در یکی قطره باران : جشن نامة استاد دکتر عباس زریاب خوئی ، چاپ احمد تفضّلی ، تهران 1370 ش ؛ (66) محمدباقربن محمدتقی مجلسی : بحارالانوار ، بیروت 1403/1983؛ (67) محمد جعفر محجوب ، دربارة کلیله و دمنه : تاریخچه ، ترجمه ها، و دو باب ترجمه نشده از کلیله و دمنه ، تهران 1349 ش ؛ (68) علی بن حسین مسعودی ، التنبیه و الاشراف ، ترجمة ابوالقاسم پاینده ، تهران 1365 ش ؛ (69) همو، مروج الذّهب و معادن الجوهر ، ترجمة ابوالقاسم پاینده ، تهران 1356ـ1360 ش ؛ (70) محمد جواد مشکور، فرهنگ فرق اسلامی ، مشهد 1368 ش ؛ (71) جلال الدین محمدبن محمد مولوی ، مثنوی معنوی ، تصحیح رینولد ا. نیکلسون ، چاپ نصرالله پورجوادی ، تهران 1363 ش ؛ (72) مجتبی مینوی ، پانزده گفتار دربارة چند تن از رجال ادب اروپا: از اومیروس تا برنارد شا ، تهران 1367 ش ؛ (73) ناصرالدین منشی کرمانی ، سمط العُلی ' للحضرة العُلیا ، چاپ عباس اقبال ، تهران 1362 ش ؛ (74) محمد اسماعیل ندوی ، تاریخ الصِّلات بین الهند و البلاد العربیّة ، بیروت ( بی تا. ) ؛ (75) سیدحسین نصر، معارف اسلامی در جهان معاصر ، تهران 1348 ش ؛ (76) جواهر لعل نهرو، نگاهی به تاریخ جهان ، ترجمة محمود تفضّلی ، تهران 1355 ش ؛ (77) محمد فرید وجدی ، دائرة معارف القرن الرابع عشر العشرین ، بیروت ( بی تا. ) ؛ (78) صادق هدایت ، سایه روشن ، تهران 1342 ش ؛ (79) همو، فواید گیاهخواری ، برلین 1306 ش ؛ (80) R. E. Emmerick, "Buddhism among Iranian peoples", in The Cambridge history of Iran , vol. 3 (2), Cambridge 1983; (81) Encyclopaedia Iranica , s.v. "Buddhism"; (82) The Encyclopedia of religion , ed. Mircea Eliade, New York 1987, s.v. "Buddhism. Buddhism in Central Asia" (by Ronald Eric Emmerick). / اکبر ثبوت / ">
دانشنامه جهان اسلام
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص
٦٦٣ ص
٦٦٤ ص
٦٦٥ ص
٦٦٦ ص
٦٦٧ ص
٦٦٨ ص
٦٦٩ ص
٦٧٠ ص
٦٧١ ص
٦٧٢ ص
٦٧٣ ص
٦٧٤ ص
٦٧٥ ص
٦٧٦ ص
٦٧٧ ص
٦٧٨ ص
٦٧٩ ص
٦٨٠ ص
٦٨١ ص
٦٨٢ ص
٦٨٣ ص
٦٨٤ ص
٦٨٥ ص
٦٨٦ ص
٦٨٧ ص
٦٨٨ ص
٦٨٩ ص
٦٩٠ ص
٦٩١ ص
٦٩٢ ص
٦٩٣ ص
٦٩٤ ص
٦٩٥ ص
٦٩٦ ص
٦٩٧ ص
٦٩٨ ص
٦٩٩ ص
٧٠٠ ص
٧٠١ ص
٧٠٢ ص
٧٠٣ ص
٧٠٤ ص
٧٠٥ ص
٧٠٦ ص
٧٠٧ ص
٧٠٨ ص
٧٠٩ ص
٧١٠ ص
٧١١ ص
٧١٢ ص
٧١٣ ص
٧١٤ ص
٧١٥ ص
٧١٦ ص
٧١٧ ص
٧١٨ ص
٧١٩ ص
٧٢٠ ص
٧٢١ ص
٧٢٢ ص
٧٢٣ ص
٧٢٤ ص
٧٢٥ ص
٧٢٦ ص
٧٢٧ ص
٧٢٨ ص
٧٢٩ ص
٧٣٠ ص
٧٣١ ص
٧٣٢ ص
٧٣٣ ص
٧٣٤ ص
٧٣٥ ص
٧٣٦ ص
٧٣٧ ص
٧٣٨ ص
٧٣٩ ص
٧٤٠ ص
٧٤١ ص
٧٤٢ ص
٧٤٣ ص
٧٤٤ ص
٧٤٥ ص
٧٤٦ ص
٧٤٧ ص
٧٤٨ ص
٧٤٩ ص
٧٥٠ ص
٧٥١ ص
٧٥٢ ص
٧٥٣ ص
٧٥٤ ص
٧٥٥ ص
٧٥٦ ص
٧٥٧ ص
٧٥٨ ص
٧٥٩ ص
٧٦٠ ص
٧٦١ ص
٧٦٢ ص
٧٦٣ ص
٧٦٤ ص
٧٦٥ ص
٧٦٦ ص
٧٦٧ ص
٧٦٨ ص
٧٦٩ ص
٧٧٠ ص
٧٧١ ص
٧٧٢ ص
٧٧٣ ص
٧٧٤ ص
٧٧٥ ص
٧٧٦ ص
٧٧٧ ص
٧٧٨ ص
٧٧٩ ص
٧٨٠ ص
٧٨١ ص
٧٨٢ ص
٧٨٣ ص
٧٨٤ ص
٧٨٥ ص
٧٨٦ ص
٧٨٧ ص
٧٨٨ ص
٧٨٩ ص
٧٩٠ ص
٧٩١ ص
٧٩٢ ص
٧٩٣ ص
٧٩٤ ص
٧٩٥ ص
٧٩٦ ص
٧٩٧ ص
٧٩٨ ص
٧٩٩ ص
٨٠٠ ص
٨٠١ ص
٨٠٢ ص
٨٠٣ ص
٨٠٤ ص
٨٠٥ ص
٨٠٦ ص
٨٠٧ ص
٨٠٨ ص
٨٠٩ ص
٨١٠ ص
٨١١ ص
٨١٢ ص
٨١٣ ص
٨١٤ ص
٨١٥ ص
٨١٦ ص
٨١٧ ص
٨١٨ ص
٨١٩ ص
٨٢٠ ص
٨٢١ ص
٨٢٢ ص
٨٢٣ ص
٨٢٤ ص
٨٢٥ ص
٨٢٦ ص
٨٢٧ ص
٨٢٨ ص
٨٢٩ ص
٨٣٠ ص
٨٣١ ص
٨٣٢ ص
٨٣٣ ص
٨٣٤ ص
٨٣٥ ص
٨٣٦ ص
٨٣٧ ص
٨٣٨ ص
٨٣٩ ص
٨٤٠ ص
٨٤١ ص
٨٤٢ ص
٨٤٣ ص
٨٤٤ ص
٨٤٥ ص
٨٤٦ ص
٨٤٧ ص
٨٤٨ ص
٨٤٩ ص
٨٥٠ ص
٨٥١ ص
٨٥٢ ص
٨٥٣ ص
٨٥٤ ص
٨٥٥ ص
٨٥٦ ص
٨٥٧ ص
٨٥٨ ص
٨٥٩ ص
٨٦٠ ص
٨٦١ ص
٨٦٢ ص
٨٦٣ ص
٨٦٤ ص
٨٦٥ ص
٨٦٦ ص
٨٦٧ ص
٨٦٨ ص
٨٦٩ ص
٨٧٠ ص
٨٧١ ص
٨٧٢ ص
٨٧٣ ص
٨٧٤ ص
٨٧٥ ص
٨٧٦ ص
٨٧٧ ص
٨٧٨ ص
٨٧٩ ص
٨٨٠ ص
٨٨١ ص
٨٨٢ ص
٨٨٣ ص
٨٨٤ ص
٨٨٥ ص
٨٨٦ ص
٨٨٧ ص
٨٨٨ ص
٨٨٩ ص
٨٩٠ ص
٨٩١ ص
٨٩٢ ص
٨٩٣ ص
٨٩٤ ص
٨٩٥ ص
٨٩٦ ص
٨٩٧ ص
٨٩٨ ص
٨٩٩ ص
٩٠٠ ص
٩٠١ ص
٩٠٢ ص
٩٠٣ ص
٩٠٤ ص
٩٠٥ ص
٩٠٦ ص
٩٠٧ ص
٩٠٨ ص
٩٠٩ ص
٩١٠ ص
٩١١ ص
٩١٢ ص
٩١٣ ص
٩١٤ ص
٩١٥ ص
٩١٦ ص
٩١٧ ص
٩١٨ ص
٩١٩ ص
٩٢٠ ص
٩٢١ ص
٩٢٢ ص
٩٢٣ ص
٩٢٤ ص
٩٢٥ ص
٩٢٦ ص
٩٢٧ ص
٩٢٨ ص
٩٢٩ ص
٩٣٠ ص
٩٣١ ص
٩٣٢ ص
٩٣٣ ص
٩٣٤ ص
٩٣٥ ص
٩٣٦ ص
٩٣٧ ص
٩٣٨ ص
٩٣٩ ص
٩٤٠ ص
٩٤١ ص
٩٤٢ ص
٩٤٣ ص
٩٤٤ ص
٩٤٥ ص
٩٤٦ ص
٩٤٧ ص
٩٤٨ ص
٩٤٩ ص
٩٥٠ ص
٩٥١ ص
٩٥٢ ص
٩٥٣ ص
٩٥٤ ص
٩٥٥ ص
٩٥٦ ص
٩٥٧ ص
٩٥٨ ص
٩٥٩ ص
٩٦٠ ص
٩٦١ ص
٩٦٢ ص
٩٦٣ ص
٩٦٤ ص
٩٦٥ ص
٩٦٦ ص
٩٦٧ ص
٩٦٨ ص
٩٦٩ ص
٩٧٠ ص
٩٧١ ص
٩٧٢ ص
٩٧٣ ص
٩٧٤ ص
٩٧٥ ص
٩٧٦ ص
٩٧٧ ص
٩٧٨ ص
٩٧٩ ص
٩٨٠ ص
٩٨١ ص
٩٨٢ ص
٩٨٣ ص
٩٨٤ ص
٩٨٥ ص
٩٨٦ ص
٩٨٧ ص
٩٨٨ ص
٩٨٩ ص
٩٩٠ ص
٩٩١ ص
٩٩٢ ص
٩٩٣ ص
٩٩٤ ص
٩٩٥ ص
٩٩٦ ص
٩٩٧ ص
٩٩٨ ص
٩٩٩ ص
١٠٠٠ ص
١٠٠١ ص
١٠٠٢ ص
١٠٠٣ ص
١٠٠٤ ص
١٠٠٥ ص
١٠٠٦ ص
١٠٠٧ ص
١٠٠٨ ص
١٠٠٩ ص
١٠١٠ ص
١٠١١ ص
١٠١٢ ص
١٠١٣ ص
١٠١٤ ص
١٠١٥ ص
١٠١٦ ص
١٠١٧ ص
١٠١٨ ص
١٠١٩ ص
١٠٢٠ ص
١٠٢١ ص
١٠٢٢ ص
١٠٢٣ ص
١٠٢٤ ص
١٠٢٥ ص
١٠٢٦ ص
١٠٢٧ ص
١٠٢٨ ص
١٠٢٩ ص
١٠٣٠ ص
١٠٣١ ص
١٠٣٢ ص
١٠٣٣ ص
١٠٣٤ ص
١٠٣٥ ص
١٠٣٦ ص
١٠٣٧ ص
١٠٣٨ ص
١٠٣٩ ص
١٠٤٠ ص
١٠٤١ ص
١٠٤٢ ص
١٠٤٣ ص
١٠٤٤ ص
١٠٤٥ ص
١٠٤٦ ص
١٠٤٧ ص
١٠٤٨ ص
١٠٤٩ ص
١٠٥٠ ص
١٠٥١ ص
١٠٥٢ ص
١٠٥٣ ص
١٠٥٤ ص
١٠٥٥ ص
١٠٥٦ ص
١٠٥٧ ص
١٠٥٨ ص
١٠٥٩ ص
١٠٦٠ ص
١٠٦١ ص
١٠٦٢ ص
١٠٦٣ ص
١٠٦٤ ص
١٠٦٥ ص
١٠٦٦ ص
١٠٦٧ ص
١٠٦٨ ص
١٠٦٩ ص
١٠٧٠ ص
١٠٧١ ص
١٠٧٢ ص
١٠٧٣ ص
١٠٧٤ ص
١٠٧٥ ص
١٠٧٦ ص
١٠٧٧ ص
١٠٧٨ ص
١٠٧٩ ص
١٠٨٠ ص
١٠٨١ ص
١٠٨٢ ص
١٠٨٣ ص
١٠٨٤ ص
١٠٨٥ ص
١٠٨٦ ص
١٠٨٧ ص
١٠٨٨ ص
١٠٨٩ ص
١٠٩٠ ص
١٠٩١ ص
١٠٩٢ ص
١٠٩٣ ص
١٠٩٤ ص
١٠٩٥ ص
١٠٩٦ ص
١٠٩٧ ص
١٠٩٨ ص
١٠٩٩ ص
١١٠٠ ص
١١٠١ ص
١١٠٢ ص
١١٠٣ ص
١١٠٤ ص
١١٠٥ ص
١١٠٦ ص
١١٠٧ ص
١١٠٨ ص
١١٠٩ ص
١١١٠ ص
١١١١ ص
١١١٢ ص
١١١٣ ص
١١١٤ ص
١١١٥ ص
١١١٦ ص
١١١٧ ص
١١١٨ ص
١١١٩ ص
١١٢٠ ص
١١٢١ ص
١١٢٢ ص
١١٢٣ ص
١١٢٤ ص
١١٢٥ ص
١١٢٦ ص
١١٢٧ ص
١١٢٨ ص
١١٢٩ ص
١١٣٠ ص
١١٣١ ص
١١٣٢ ص
١١٣٣ ص
١١٣٤ ص
١١٣٥ ص
١١٣٦ ص
١١٣٧ ص
١١٣٨ ص
١١٣٩ ص
١١٤٠ ص
١١٤١ ص
١١٤٢ ص
١١٤٣ ص
١١٤٤ ص
١١٤٥ ص
١١٤٦ ص
١١٤٧ ص
١١٤٨ ص
١١٤٩ ص
١١٥٠ ص
١١٥١ ص
١١٥٢ ص
١١٥٣ ص
١١٥٤ ص
١١٥٥ ص
١١٥٦ ص
١١٥٧ ص
١١٥٨ ص
١١٥٩ ص
١١٦٠ ص
١١٦١ ص
١١٦٢ ص
١١٦٣ ص
١١٦٤ ص
١١٦٥ ص
١١٦٦ ص
١١٦٧ ص
١١٦٨ ص
١١٦٩ ص
١١٧٠ ص
١١٧١ ص
١١٧٢ ص
١١٧٣ ص
١١٧٤ ص
١١٧٥ ص
١١٧٦ ص
١١٧٧ ص
١١٧٨ ص
١١٧٩ ص
١١٨٠ ص
١١٨١ ص
١١٨٢ ص
١١٨٣ ص
١١٨٤ ص
١١٨٥ ص
١١٨٦ ص
١١٨٧ ص
١١٨٨ ص
١١٨٩ ص
١١٩٠ ص
١١٩١ ص
١١٩٢ ص
١١٩٣ ص
١١٩٤ ص
١١٩٥ ص
١١٩٦ ص
١١٩٧ ص
١١٩٨ ص
١١٩٩ ص
١٢٠٠ ص
١٢٠١ ص
١٢٠٢ ص
١٢٠٣ ص
١٢٠٤ ص
١٢٠٥ ص
١٢٠٦ ص
١٢٠٧ ص
١٢٠٨ ص
١٢٠٩ ص
١٢١٠ ص
١٢١١ ص
١٢١٢ ص
١٢١٣ ص
١٢١٤ ص
١٢١٥ ص
١٢١٦ ص
١٢١٧ ص
١٢١٨ ص
١٢١٩ ص
١٢٢٠ ص
١٢٢١ ص
١٢٢٢ ص
١٢٢٣ ص
١٢٢٤ ص
١٢٢٥ ص
١٢٢٦ ص
١٢٢٧ ص
١٢٢٨ ص
١٢٢٩ ص
١٢٣٠ ص
١٢٣١ ص
١٢٣٢ ص
١٢٣٣ ص
١٢٣٤ ص
١٢٣٥ ص
١٢٣٦ ص
١٢٣٧ ص
١٢٣٨ ص
١٢٣٩ ص
١٢٤٠ ص
١٢٤١ ص
١٢٤٢ ص
١٢٤٣ ص
١٢٤٤ ص
١٢٤٥ ص
١٢٤٦ ص
١٢٤٧ ص
١٢٤٨ ص
١٢٤٩ ص
١٢٥٠ ص
١٢٥١ ص
١٢٥٢ ص
١٢٥٣ ص
١٢٥٤ ص
١٢٥٥ ص
١٢٥٦ ص
١٢٥٧ ص
١٢٥٨ ص
١٢٥٩ ص
١٢٦٠ ص
١٢٦١ ص
١٢٦٢ ص
١٢٦٣ ص
١٢٦٤ ص
١٢٦٥ ص
١٢٦٦ ص
١٢٦٧ ص
١٢٦٨ ص
١٢٦٩ ص
١٢٧٠ ص
١٢٧١ ص
١٢٧٢ ص
١٢٧٣ ص
١٢٧٤ ص
١٢٧٥ ص
١٢٧٦ ص
١٢٧٧ ص
١٢٧٨ ص
١٢٧٩ ص
١٢٨٠ ص
١٢٨١ ص
١٢٨٢ ص
١٢٨٣ ص
١٢٨٤ ص
١٢٨٥ ص
١٢٨٦ ص
١٢٨٧ ص
١٢٨٨ ص
١٢٨٩ ص
١٢٩٠ ص
١٢٩١ ص
١٢٩٢ ص
١٢٩٣ ص
١٢٩٤ ص
١٢٩٥ ص
١٢٩٦ ص
١٢٩٧ ص
١٢٩٨ ص
١٢٩٩ ص
١٣٠٠ ص
١٣٠١ ص
١٣٠٢ ص
١٣٠٣ ص
١٣٠٤ ص
١٣٠٥ ص
١٣٠٦ ص
١٣٠٧ ص
١٣٠٨ ص
١٣٠٩ ص
١٣١٠ ص
١٣١١ ص
١٣١٢ ص
١٣١٣ ص
١٣١٤ ص
١٣١٥ ص
١٣١٦ ص
١٣١٧ ص
١٣١٨ ص
١٣١٩ ص
١٣٢٠ ص
١٣٢١ ص
١٣٢٢ ص
١٣٢٣ ص
١٣٢٤ ص
١٣٢٥ ص
١٣٢٦ ص
١٣٢٧ ص
١٣٢٨ ص
١٣٢٩ ص
١٣٣٠ ص
١٣٣١ ص
١٣٣٢ ص
١٣٣٣ ص
١٣٣٤ ص
١٣٣٥ ص
١٣٣٦ ص
١٣٣٧ ص
١٣٣٨ ص
١٣٣٩ ص
١٣٤٠ ص
١٣٤١ ص
١٣٤٢ ص
١٣٤٣ ص
١٣٤٤ ص
١٣٤٥ ص
١٣٤٦ ص
١٣٤٧ ص
١٣٤٨ ص
١٣٤٩ ص
١٣٥٠ ص
١٣٥١ ص
١٣٥٢ ص
١٣٥٣ ص
١٣٥٤ ص
١٣٥٥ ص
١٣٥٦ ص
١٣٥٧ ص
١٣٥٨ ص
١٣٥٩ ص
١٣٦٠ ص
١٣٦١ ص
١٣٦٢ ص
١٣٦٣ ص
١٣٦٤ ص
١٣٦٥ ص
١٣٦٦ ص
١٣٦٧ ص
١٣٦٨ ص
١٣٦٩ ص
١٣٧٠ ص
١٣٧١ ص
١٣٧٢ ص
١٣٧٣ ص
١٣٧٤ ص
١٣٧٥ ص
١٣٧٦ ص
١٣٧٧ ص
١٣٧٨ ص
١٣٧٩ ص
١٣٨٠ ص
١٣٨١ ص
١٣٨٢ ص
١٣٨٣ ص
١٣٨٤ ص
١٣٨٥ ص
١٣٨٦ ص
١٣٨٧ ص
١٣٨٨ ص
١٣٨٩ ص
١٣٩٠ ص
١٣٩١ ص
١٣٩٢ ص
١٣٩٣ ص
١٣٩٤ ص
١٣٩٥ ص
١٣٩٦ ص
١٣٩٧ ص
١٣٩٨ ص
١٣٩٩ ص
١٤٠٠ ص
١٤٠١ ص
١٤٠٢ ص
١٤٠٣ ص
١٤٠٤ ص
١٤٠٥ ص
١٤٠٦ ص
١٤٠٧ ص
١٤٠٨ ص
١٤٠٩ ص
١٤١٠ ص
١٤١١ ص
١٤١٢ ص
١٤١٣ ص
١٤١٤ ص
١٤١٥ ص
١٤١٦ ص
١٤١٧ ص
١٤١٨ ص
١٤١٩ ص
١٤٢٠ ص
١٤٢١ ص
١٤٢٢ ص
١٤٢٣ ص
١٤٢٤ ص
١٤٢٥ ص
١٤٢٦ ص
١٤٢٧ ص
١٤٢٨ ص
١٤٢٩ ص
١٤٣٠ ص
١٤٣١ ص
١٤٣٢ ص
١٤٣٣ ص
١٤٣٤ ص
١٤٣٥ ص
١٤٣٦ ص
١٤٣٧ ص
١٤٣٨ ص
١٤٣٩ ص
١٤٤٠ ص
١٤٤١ ص
١٤٤٢ ص
١٤٤٣ ص
١٤٤٤ ص
١٤٤٥ ص
١٤٤٦ ص
١٤٤٧ ص
١٤٤٨ ص
١٤٤٩ ص
١٤٥٠ ص
١٤٥١ ص
١٤٥٢ ص
١٤٥٣ ص
١٤٥٤ ص
١٤٥٥ ص
١٤٥٦ ص
١٤٥٧ ص
١٤٥٨ ص
١٤٥٩ ص
١٤٦٠ ص
١٤٦١ ص
١٤٦٢ ص
١٤٦٣ ص
١٤٦٤ ص
١٤٦٥ ص
١٤٦٦ ص
١٤٦٧ ص
١٤٦٨ ص
١٤٦٩ ص
١٤٧٠ ص
١٤٧١ ص
١٤٧٢ ص
١٤٧٣ ص
١٤٧٤ ص
١٤٧٥ ص
١٤٧٦ ص
١٤٧٧ ص
١٤٧٨ ص
١٤٧٩ ص
١٤٨٠ ص
١٤٨١ ص
١٤٨٢ ص
١٤٨٣ ص
١٤٨٤ ص
١٤٨٥ ص
١٤٨٦ ص
١٤٨٧ ص
١٤٨٨ ص
١٤٨٩ ص
١٤٩٠ ص
١٤٩١ ص
١٤٩٢ ص
١٤٩٣ ص
١٤٩٤ ص
١٤٩٥ ص
١٤٩٦ ص
١٤٩٧ ص
١٤٩٨ ص
١٤٩٩ ص
١٥٠٠ ص
١٥٠١ ص
١٥٠٢ ص
١٥٠٣ ص
١٥٠٤ ص
١٥٠٥ ص
١٥٠٦ ص
١٥٠٧ ص
١٥٠٨ ص
١٥٠٩ ص
١٥١٠ ص
١٥١١ ص
١٥١٢ ص
١٥١٣ ص
١٥١٤ ص
١٥١٥ ص
١٥١٦ ص
١٥١٧ ص
١٥١٨ ص
١٥١٩ ص
١٥٢٠ ص
١٥٢١ ص
١٥٢٢ ص
١٥٢٣ ص
١٥٢٤ ص
١٥٢٥ ص
١٥٢٦ ص
١٥٢٧ ص
١٥٢٨ ص
١٥٢٩ ص
١٥٣٠ ص
١٥٣١ ص
١٥٣٢ ص
١٥٣٣ ص
١٥٣٤ ص
١٥٣٥ ص
١٥٣٦ ص
١٥٣٧ ص
١٥٣٨ ص
١٥٣٩ ص
١٥٤٠ ص
١٥٤١ ص
١٥٤٢ ص
١٥٤٣ ص
١٥٤٤ ص
١٥٤٥ ص
١٥٤٦ ص
١٥٤٧ ص
١٥٤٨ ص
١٥٤٩ ص
١٥٥٠ ص
١٥٥١ ص
١٥٥٢ ص
١٥٥٣ ص
١٥٥٤ ص
١٥٥٥ ص
١٥٥٦ ص
١٥٥٧ ص
١٥٥٨ ص
١٥٥٩ ص
١٥٦٠ ص
١٥٦١ ص
١٥٦٢ ص
١٥٦٣ ص
١٥٦٤ ص
١٥٦٥ ص
١٥٦٦ ص
١٥٦٧ ص
١٥٦٨ ص
١٥٦٩ ص
١٥٧٠ ص
١٥٧١ ص
١٥٧٢ ص
١٥٧٣ ص
١٥٧٤ ص
١٥٧٥ ص
١٥٧٦ ص
١٥٧٧ ص
١٥٧٨ ص
١٥٧٩ ص
١٥٨٠ ص
١٥٨١ ص
١٥٨٢ ص
١٥٨٣ ص
١٥٨٤ ص
١٥٨٥ ص
١٥٨٦ ص
١٥٨٧ ص
١٥٨٨ ص
١٥٨٩ ص
١٥٩٠ ص
١٥٩١ ص
١٥٩٢ ص
١٥٩٣ ص
١٥٩٤ ص
١٥٩٥ ص
١٥٩٦ ص
١٥٩٧ ص
١٥٩٨ ص
١٥٩٩ ص
١٦٠٠ ص
١٦٠١ ص
١٦٠٢ ص
١٦٠٣ ص
١٦٠٤ ص
١٦٠٥ ص
١٦٠٦ ص
١٦٠٧ ص
١٦٠٨ ص
١٦٠٩ ص
١٦١٠ ص
١٦١١ ص
١٦١٢ ص
١٦١٣ ص
١٦١٤ ص
١٦١٥ ص
١٦١٦ ص
١٦١٧ ص
١٦١٨ ص
١٦١٩ ص
١٦٢٠ ص
١٦٢١ ص
١٦٢٢ ص
١٦٢٣ ص
١٦٢٤ ص
١٦٢٥ ص
١٦٢٦ ص
١٦٢٧ ص
١٦٢٨ ص
١٦٢٩ ص
١٦٣٠ ص
١٦٣١ ص
١٦٣٢ ص
١٦٣٣ ص
١٦٣٤ ص
١٦٣٥ ص
١٦٣٦ ص
١٦٣٧ ص
١٦٣٨ ص
١٦٣٩ ص
١٦٤٠ ص
١٦٤١ ص
١٦٤٢ ص
١٦٤٣ ص
١٦٤٤ ص
١٦٤٥ ص
١٦٤٦ ص
١٦٤٧ ص
١٦٤٨ ص
١٦٤٩ ص
١٦٥٠ ص
١٦٥١ ص
١٦٥٢ ص
١٦٥٣ ص
١٦٥٤ ص
١٦٥٥ ص
١٦٥٦ ص
١٦٥٧ ص
١٦٥٨ ص
١٦٥٩ ص
١٦٦٠ ص
١٦٦١ ص
١٦٦٢ ص
١٦٦٣ ص
١٦٦٤ ص
١٦٦٥ ص
١٦٦٦ ص
١٦٦٧ ص
١٦٦٨ ص
١٦٦٩ ص
١٦٧٠ ص
١٦٧١ ص
١٦٧٢ ص
١٦٧٣ ص
١٦٧٤ ص
١٦٧٥ ص
١٦٧٦ ص
١٦٧٧ ص
١٦٧٨ ص
١٦٧٩ ص
١٦٨٠ ص
١٦٨١ ص
١٦٨٢ ص
١٦٨٣ ص
١٦٨٤ ص
١٦٨٥ ص
١٦٨٦ ص
١٦٨٧ ص
١٦٨٨ ص
١٦٨٩ ص
١٦٩٠ ص
١٦٩١ ص
١٦٩٢ ص
١٦٩٣ ص
١٦٩٤ ص
١٦٩٥ ص
١٦٩٦ ص
١٦٩٧ ص
١٦٩٨ ص
١٦٩٩ ص
١٧٠٠ ص
١٧٠١ ص
١٧٠٢ ص
١٧٠٣ ص
١٧٠٤ ص
١٧٠٥ ص
١٧٠٦ ص
١٧٠٧ ص
١٧٠٨ ص
١٧٠٩ ص
١٧١٠ ص
١٧١١ ص
١٧١٢ ص
١٧١٣ ص
١٧١٤ ص
١٧١٥ ص
١٧١٦ ص
١٧١٧ ص
١٧١٨ ص
١٧١٩ ص
١٧٢٠ ص
١٧٢١ ص
١٧٢٢ ص
١٧٢٣ ص
١٧٢٤ ص
١٧٢٥ ص
١٧٢٦ ص
١٧٢٧ ص
١٧٢٨ ص
١٧٢٩ ص
١٧٣٠ ص
١٧٣١ ص
١٧٣٢ ص
١٧٣٣ ص
١٧٣٤ ص
١٧٣٥ ص
١٧٣٦ ص
١٧٣٧ ص
١٧٣٨ ص
١٧٣٩ ص
١٧٤٠ ص
١٧٤١ ص
١٧٤٢ ص
١٧٤٣ ص
١٧٤٤ ص
١٧٤٥ ص
١٧٤٦ ص
١٧٤٧ ص
١٧٤٨ ص
١٧٤٩ ص
١٧٥٠ ص
١٧٥١ ص
١٧٥٢ ص
١٧٥٣ ص
١٧٥٤ ص
١٧٥٥ ص
١٧٥٦ ص
١٧٥٧ ص
١٧٥٨ ص
١٧٥٩ ص
١٧٦٠ ص
١٧٦١ ص
١٧٦٢ ص
١٧٦٣ ص
١٧٦٤ ص
١٧٦٥ ص
١٧٦٦ ص
١٧٦٧ ص
١٧٦٨ ص
١٧٦٩ ص
١٧٧٠ ص
١٧٧١ ص
١٧٧٢ ص
١٧٧٣ ص
١٧٧٤ ص
١٧٧٥ ص
١٧٧٦ ص
١٧٧٧ ص
١٧٧٨ ص
١٧٧٩ ص
١٧٨٠ ص
١٧٨١ ص
١٧٨٢ ص
١٧٨٣ ص
١٧٨٤ ص
١٧٨٥ ص
١٧٨٦ ص
١٧٨٧ ص
١٧٨٨ ص
١٧٨٩ ص
١٧٩٠ ص
١٧٩١ ص
١٧٩٢ ص
١٧٩٣ ص
١٧٩٤ ص
١٧٩٥ ص
١٧٩٦ ص
١٧٩٧ ص
١٧٩٨ ص
١٧٩٩ ص
١٨٠٠ ص
١٨٠١ ص
١٨٠٢ ص
١٨٠٣ ص
١٨٠٤ ص
١٨٠٥ ص
١٨٠٦ ص
١٨٠٧ ص
١٨٠٨ ص
١٨٠٩ ص
١٨١٠ ص
١٨١١ ص
١٨١٢ ص
١٨١٣ ص
١٨١٤ ص
١٨١٥ ص
١٨١٦ ص
١٨١٧ ص
١٨١٨ ص
١٨١٩ ص
١٨٢٠ ص
١٨٢١ ص
١٨٢٢ ص
١٨٢٣ ص
١٨٢٤ ص
١٨٢٥ ص
١٨٢٦ ص
١٨٢٧ ص
١٨٢٨ ص
١٨٢٩ ص
١٨٣٠ ص
١٨٣١ ص
١٨٣٢ ص
١٨٣٣ ص
١٨٣٤ ص
١٨٣٥ ص
١٨٣٦ ص
١٨٣٧ ص
١٨٣٨ ص
١٨٣٩ ص
١٨٤٠ ص
١٨٤١ ص
١٨٤٢ ص
١٨٤٣ ص
١٨٤٤ ص
١٨٤٥ ص
١٨٤٦ ص
١٨٤٧ ص
١٨٤٨ ص
١٨٤٩ ص
١٨٥٠ ص
١٨٥١ ص
١٨٥٢ ص
١٨٥٣ ص
١٨٥٤ ص
١٨٥٥ ص
١٨٥٦ ص
١٨٥٧ ص
١٨٥٨ ص
١٨٥٩ ص
١٨٦٠ ص
١٨٦١ ص
١٨٦٢ ص
١٨٦٣ ص
١٨٦٤ ص
١٨٦٥ ص
١٨٦٦ ص
١٨٦٧ ص
١٨٦٨ ص
١٨٦٩ ص
١٨٧٠ ص
١٨٧١ ص
١٨٧٢ ص
١٨٧٣ ص
١٨٧٤ ص
١٨٧٥ ص
١٨٧٦ ص
١٨٧٧ ص
١٨٧٨ ص
١٨٧٩ ص
١٨٨٠ ص
١٨٨١ ص
١٨٨٢ ص
١٨٨٣ ص
١٨٨٤ ص
١٨٨٥ ص
١٨٨٦ ص
١٨٨٧ ص
١٨٨٨ ص
١٨٨٩ ص
١٨٩٠ ص
١٨٩١ ص
١٨٩٢ ص
١٨٩٣ ص
١٨٩٤ ص
١٨٩٥ ص
١٨٩٦ ص
١٨٩٧ ص
١٨٩٨ ص
١٨٩٩ ص
١٩٠٠ ص
١٩٠١ ص
١٩٠٢ ص
١٩٠٣ ص
١٩٠٤ ص
١٩٠٥ ص
١٩٠٦ ص
١٩٠٧ ص
١٩٠٨ ص
١٩٠٩ ص
١٩١٠ ص
١٩١١ ص
١٩١٢ ص
١٩١٣ ص
١٩١٤ ص
١٩١٥ ص
١٩١٦ ص
١٩١٧ ص
١٩١٨ ص
١٩١٩ ص
١٩٢٠ ص
١٩٢١ ص
١٩٢٢ ص
١٩٢٣ ص
١٩٢٤ ص
١٩٢٥ ص
١٩٢٦ ص
١٩٢٧ ص
١٩٢٨ ص
١٩٢٩ ص
١٩٣٠ ص
١٩٣١ ص
١٩٣٢ ص
١٩٣٣ ص
١٩٣٤ ص
١٩٣٥ ص
١٩٣٦ ص
١٩٣٧ ص
١٩٣٨ ص
١٩٣٩ ص
١٩٤٠ ص
١٩٤١ ص
١٩٤٢ ص
١٩٤٣ ص
١٩٤٤ ص
١٩٤٥ ص
١٩٤٦ ص
١٩٤٧ ص
١٩٤٨ ص
١٩٤٩ ص
١٩٥٠ ص
١٩٥١ ص
١٩٥٢ ص
١٩٥٣ ص
١٩٥٤ ص
١٩٥٥ ص
١٩٥٦ ص
١٩٥٧ ص
١٩٥٨ ص
١٩٥٩ ص
١٩٦٠ ص
١٩٦١ ص
١٩٦٢ ص
١٩٦٣ ص
١٩٦٤ ص
١٩٦٥ ص
١٩٦٦ ص
١٩٦٧ ص
١٩٦٨ ص
١٩٦٩ ص
١٩٧٠ ص
١٩٧١ ص
١٩٧٢ ص
١٩٧٣ ص
١٩٧٤ ص
١٩٧٥ ص
١٩٧٦ ص
١٩٧٧ ص
١٩٧٨ ص
١٩٧٩ ص
١٩٨٠ ص
١٩٨١ ص
١٩٨٢ ص
١٩٨٣ ص
١٩٨٤ ص
١٩٨٥ ص
١٩٨٦ ص
١٩٨٧ ص
١٩٨٨ ص
١٩٨٩ ص
١٩٩٠ ص
١٩٩١ ص
١٩٩٢ ص
١٩٩٣ ص
١٩٩٤ ص
١٩٩٥ ص
١٩٩٦ ص
١٩٩٧ ص
١٩٩٨ ص
١٩٩٩ ص
٢٠٠٠ ص
٢٠٠١ ص
٢٠٠٢ ص
٢٠٠٣ ص
٢٠٠٤ ص
٢٠٠٥ ص
٢٠٠٦ ص
٢٠٠٧ ص
٢٠٠٨ ص
٢٠٠٩ ص
٢٠١٠ ص
٢٠١١ ص
٢٠١٢ ص
٢٠١٣ ص
٢٠١٤ ص
٢٠١٥ ص
٢٠١٦ ص
٢٠١٧ ص
٢٠١٨ ص
٢٠١٩ ص
٢٠٢٠ ص
٢٠٢١ ص
٢٠٢٢ ص
٢٠٢٣ ص
٢٠٢٤ ص
٢٠٢٥ ص
٢٠٢٦ ص
٢٠٢٧ ص
٢٠٢٨ ص
٢٠٢٩ ص
٢٠٣٠ ص
٢٠٣١ ص
٢٠٣٢ ص
٢٠٣٣ ص
٢٠٣٤ ص
٢٠٣٥ ص
٢٠٣٦ ص
٢٠٣٧ ص
٢٠٣٨ ص
٢٠٣٩ ص
٢٠٤٠ ص
٢٠٤١ ص
٢٠٤٢ ص
٢٠٤٣ ص
٢٠٤٤ ص
٢٠٤٥ ص
٢٠٤٦ ص
٢٠٤٧ ص
٢٠٤٨ ص
٢٠٤٩ ص
٢٠٥٠ ص
٢٠٥١ ص
٢٠٥٢ ص
٢٠٥٣ ص
٢٠٥٤ ص
٢٠٥٥ ص
٢٠٥٦ ص
٢٠٥٧ ص
٢٠٥٨ ص
٢٠٥٩ ص
٢٠٦٠ ص
٢٠٦١ ص
٢٠٦٢ ص
٢٠٦٣ ص
٢٠٦٤ ص
٢٠٦٥ ص
٢٠٦٦ ص
٢٠٦٧ ص
٢٠٦٨ ص
٢٠٦٩ ص
٢٠٧٠ ص
٢٠٧١ ص
٢٠٧٢ ص
٢٠٧٣ ص
٢٠٧٤ ص
٢٠٧٥ ص
٢٠٧٦ ص
٢٠٧٧ ص
٢٠٧٨ ص
٢٠٧٩ ص
٢٠٨٠ ص
٢٠٨١ ص
٢٠٨٢ ص
٢٠٨٣ ص
٢٠٨٤ ص
٢٠٨٥ ص
٢٠٨٦ ص
٢٠٨٧ ص
٢٠٨٨ ص
٢٠٨٩ ص
٢٠٩٠ ص
٢٠٩١ ص
٢٠٩٢ ص
٢٠٩٣ ص
٢٠٩٤ ص
٢٠٩٥ ص
٢٠٩٦ ص
٢٠٩٧ ص
٢٠٩٨ ص
٢٠٩٩ ص
٢١٠٠ ص
٢١٠١ ص
٢١٠٢ ص
٢١٠٣ ص
٢١٠٤ ص
٢١٠٥ ص
٢١٠٦ ص
٢١٠٧ ص
٢١٠٨ ص
٢١٠٩ ص
٢١١٠ ص
٢١١١ ص
٢١١٢ ص
٢١١٣ ص
٢١١٤ ص
٢١١٥ ص
٢١١٦ ص
٢١١٧ ص
٢١١٨ ص
٢١١٩ ص
٢١٢٠ ص
٢١٢١ ص
٢١٢٢ ص
٢١٢٣ ص
٢١٢٤ ص
٢١٢٥ ص
٢١٢٦ ص
٢١٢٧ ص
٢١٢٨ ص
٢١٢٩ ص
٢١٣٠ ص
٢١٣١ ص
٢١٣٢ ص
٢١٣٣ ص
٢١٣٤ ص
٢١٣٥ ص
٢١٣٦ ص
٢١٣٧ ص
٢١٣٨ ص
٢١٣٩ ص
٢١٤٠ ص
٢١٤١ ص
٢١٤٢ ص
٢١٤٣ ص
٢١٤٤ ص
٢١٤٥ ص
٢١٤٦ ص
٢١٤٧ ص
٢١٤٨ ص
٢١٤٩ ص
٢١٥٠ ص
٢١٥١ ص
٢١٥٢ ص
٢١٥٣ ص
٢١٥٤ ص
٢١٥٥ ص
٢١٥٦ ص
٢١٥٧ ص
٢١٥٨ ص
٢١٥٩ ص
٢١٦٠ ص
٢١٦١ ص
٢١٦٢ ص
٢١٦٣ ص
٢١٦٤ ص
٢١٦٥ ص
٢١٦٦ ص
٢١٦٧ ص
٢١٦٨ ص
٢١٦٩ ص
٢١٧٠ ص
٢١٧١ ص
٢١٧٢ ص
٢١٧٣ ص
٢١٧٤ ص
٢١٧٥ ص
٢١٧٦ ص
٢١٧٧ ص
٢١٧٨ ص
٢١٧٩ ص
٢١٨٠ ص
٢١٨١ ص
٢١٨٢ ص
٢١٨٣ ص
٢١٨٤ ص
٢١٨٥ ص
٢١٨٦ ص
٢١٨٧ ص
٢١٨٨ ص
٢١٨٩ ص
٢١٩٠ ص
٢١٩١ ص
٢١٩٢ ص
٢١٩٣ ص
٢١٩٤ ص
٢١٩٥ ص
٢١٩٦ ص
٢١٩٧ ص
٢١٩٨ ص
٢١٩٩ ص
٢٢٠٠ ص
٢٢٠١ ص
٢٢٠٢ ص
٢٢٠٣ ص
٢٢٠٤ ص
٢٢٠٥ ص
٢٢٠٦ ص
٢٢٠٧ ص
٢٢٠٨ ص
٢٢٠٩ ص
٢٢١٠ ص
٢٢١١ ص
٢٢١٢ ص
٢٢١٣ ص
٢٢١٤ ص
٢٢١٥ ص
٢٢١٦ ص
٢٢١٧ ص
٢٢١٨ ص
٢٢١٩ ص
٢٢٢٠ ص
٢٢٢١ ص
٢٢٢٢ ص
٢٢٢٣ ص
٢٢٢٤ ص
٢٢٢٥ ص
٢٢٢٦ ص
٢٢٢٧ ص
٢٢٢٨ ص
٢٢٢٩ ص
٢٢٣٠ ص
٢٢٣١ ص
٢٢٣٢ ص
٢٢٣٣ ص
٢٢٣٤ ص
٢٢٣٥ ص
٢٢٣٦ ص
٢٢٣٧ ص
٢٢٣٨ ص
٢٢٣٩ ص
٢٢٤٠ ص
٢٢٤١ ص
٢٢٤٢ ص
٢٢٤٣ ص
٢٢٤٤ ص
٢٢٤٥ ص
٢٢٤٦ ص
٢٢٤٧ ص
٢٢٤٨ ص
٢٢٤٩ ص
٢٢٥٠ ص
٢٢٥١ ص
٢٢٥٢ ص
٢٢٥٣ ص
٢٢٥٤ ص
٢٢٥٥ ص
٢٢٥٦ ص
٢٢٥٧ ص
٢٢٥٨ ص
٢٢٥٩ ص
٢٢٦٠ ص
٢٢٦١ ص
٢٢٦٢ ص
٢٢٦٣ ص
٢٢٦٤ ص
٢٢٦٥ ص
٢٢٦٦ ص
٢٢٦٧ ص
٢٢٦٨ ص
٢٢٦٩ ص
٢٢٧٠ ص
٢٢٧١ ص
٢٢٧٢ ص
٢٢٧٣ ص
٢٢٧٤ ص
٢٢٧٥ ص
٢٢٧٦ ص
٢٢٧٧ ص
٢٢٧٨ ص
٢٢٧٩ ص
٢٢٨٠ ص
٢٢٨١ ص
٢٢٨٢ ص
٢٢٨٣ ص
٢٢٨٤ ص
٢٢٨٥ ص
٢٢٨٦ ص
٢٢٨٧ ص
٢٢٨٨ ص
٢٢٨٩ ص
٢٢٩٠ ص
٢٢٩١ ص
٢٢٩٢ ص
٢٢٩٣ ص
٢٢٩٤ ص
٢٢٩٥ ص
٢٢٩٦ ص
٢٢٩٧ ص
٢٢٩٨ ص
٢٢٩٩ ص
٢٣٠٠ ص
٢٣٠١ ص
٢٣٠٢ ص
٢٣٠٣ ص
٢٣٠٤ ص
٢٣٠٥ ص
٢٣٠٦ ص
٢٣٠٧ ص
٢٣٠٨ ص
٢٣٠٩ ص
٢٣١٠ ص
٢٣١١ ص
٢٣١٢ ص
٢٣١٣ ص
٢٣١٤ ص
٢٣١٥ ص
٢٣١٦ ص
٢٣١٧ ص
٢٣١٨ ص
٢٣١٩ ص
٢٣٢٠ ص
٢٣٢١ ص
٢٣٢٢ ص
٢٣٢٣ ص
٢٣٢٤ ص
٢٣٢٥ ص
٢٣٢٦ ص
٢٣٢٧ ص
٢٣٢٨ ص
٢٣٢٩ ص
٢٣٣٠ ص
٢٣٣١ ص
٢٣٣٢ ص
٢٣٣٣ ص
٢٣٣٤ ص
٢٣٣٥ ص
٢٣٣٦ ص
٢٣٣٧ ص
٢٣٣٨ ص
٢٣٣٩ ص
٢٣٤٠ ص
٢٣٤١ ص
٢٣٤٢ ص
٢٣٤٣ ص
٢٣٤٤ ص
٢٣٤٥ ص
٢٣٤٦ ص
٢٣٤٧ ص
٢٣٤٨ ص
٢٣٤٩ ص
٢٣٥٠ ص
٢٣٥١ ص
٢٣٥٢ ص
٢٣٥٣ ص
٢٣٥٤ ص
٢٣٥٥ ص
٢٣٥٦ ص
٢٣٥٧ ص
٢٣٥٨ ص
٢٣٥٩ ص
٢٣٦٠ ص
٢٣٦١ ص
٢٣٦٢ ص
٢٣٦٣ ص
٢٣٦٤ ص
٢٣٦٥ ص
٢٣٦٦ ص
٢٣٦٧ ص
٢٣٦٨ ص
٢٣٦٩ ص
٢٣٧٠ ص
٢٣٧١ ص
٢٣٧٢ ص
٢٣٧٣ ص
٢٣٧٤ ص
٢٣٧٥ ص
٢٣٧٦ ص
٢٣٧٧ ص
٢٣٧٨ ص
٢٣٧٩ ص
٢٣٨٠ ص
٢٣٨١ ص
٢٣٨٢ ص
٢٣٨٣ ص
٢٣٨٤ ص
٢٣٨٥ ص
٢٣٨٦ ص
٢٣٨٧ ص
٢٣٨٨ ص
٢٣٨٩ ص
٢٣٩٠ ص
٢٣٩١ ص
٢٣٩٢ ص
٢٣٩٣ ص
٢٣٩٤ ص
٢٣٩٥ ص
٢٣٩٦ ص
٢٣٩٧ ص
٢٣٩٨ ص
٢٣٩٩ ص
٢٤٠٠ ص
٢٤٠١ ص
٢٤٠٢ ص
٢٤٠٣ ص
٢٤٠٤ ص
٢٤٠٥ ص
٢٤٠٦ ص
٢٤٠٧ ص
٢٤٠٨ ص
٢٤٠٩ ص
٢٤١٠ ص
٢٤١١ ص
٢٤١٢ ص
٢٤١٣ ص
٢٤١٤ ص
٢٤١٥ ص
٢٤١٦ ص
٢٤١٧ ص
٢٤١٨ ص
٢٤١٩ ص
٢٤٢٠ ص
٢٤٢١ ص
٢٤٢٢ ص
٢٤٢٣ ص
٢٤٢٤ ص
٢٤٢٥ ص
٢٤٢٦ ص
٢٤٢٧ ص
٢٤٢٨ ص
٢٤٢٩ ص
٢٤٣٠ ص
٢٤٣١ ص
٢٤٣٢ ص
٢٤٣٣ ص
٢٤٣٤ ص
٢٤٣٥ ص
٢٤٣٦ ص
٢٤٣٧ ص
٢٤٣٨ ص
٢٤٣٩ ص
٢٤٤٠ ص
٢٤٤١ ص
٢٤٤٢ ص
٢٤٤٣ ص
٢٤٤٤ ص
٢٤٤٥ ص
٢٤٤٦ ص
٢٤٤٧ ص
٢٤٤٨ ص
٢٤٤٩ ص
٢٤٥٠ ص
٢٤٥١ ص
٢٤٥٢ ص
٢٤٥٣ ص
٢٤٥٤ ص
٢٤٥٥ ص
٢٤٥٦ ص
٢٤٥٧ ص
٢٤٥٨ ص
٢٤٥٩ ص
٢٤٦٠ ص
٢٤٦١ ص
٢٤٦٢ ص
٢٤٦٣ ص
٢٤٦٤ ص
٢٤٦٥ ص
٢٤٦٦ ص
٢٤٦٧ ص
٢٤٦٨ ص
٢٤٦٩ ص
٢٤٧٠ ص
٢٤٧١ ص
٢٤٧٢ ص
٢٤٧٣ ص
٢٤٧٤ ص
٢٤٧٥ ص
٢٤٧٦ ص
٢٤٧٧ ص
٢٤٧٨ ص
٢٤٧٩ ص
٢٤٨٠ ص
٢٤٨١ ص
٢٤٨٢ ص
٢٤٨٣ ص
٢٤٨٤ ص
٢٤٨٥ ص
٢٤٨٦ ص
٢٤٨٧ ص
٢٤٨٨ ص
٢٤٨٩ ص
٢٤٩٠ ص
٢٤٩١ ص
٢٤٩٢ ص
٢٤٩٣ ص
٢٤٩٤ ص
٢٤٩٥ ص
٢٤٩٦ ص
٢٤٩٧ ص
٢٤٩٨ ص
٢٤٩٩ ص
٢٥٠٠ ص
٢٥٠١ ص
٢٥٠٢ ص
٢٥٠٣ ص
٢٥٠٤ ص
٢٥٠٥ ص
٢٥٠٦ ص
٢٥٠٧ ص
٢٥٠٨ ص
٢٥٠٩ ص
٢٥١٠ ص
٢٥١١ ص
٢٥١٢ ص
٢٥١٣ ص
٢٥١٤ ص
٢٥١٥ ص
٢٥١٦ ص
٢٥١٧ ص
٢٥١٨ ص
٢٥١٩ ص
٢٥٢٠ ص
٢٥٢١ ص
٢٥٢٢ ص
٢٥٢٣ ص
٢٥٢٤ ص
٢٥٢٥ ص
٢٥٢٦ ص
٢٥٢٧ ص
٢٥٢٨ ص
٢٥٢٩ ص
٢٥٣٠ ص
٢٥٣١ ص
٢٥٣٢ ص
٢٥٣٣ ص
٢٥٣٤ ص
٢٥٣٥ ص
٢٥٣٦ ص
٢٥٣٧ ص
٢٥٣٨ ص
٢٥٣٩ ص
٢٥٤٠ ص
٢٥٤١ ص
٢٥٤٢ ص
٢٥٤٣ ص
٢٥٤٤ ص
٢٥٤٥ ص
٢٥٤٦ ص
٢٥٤٧ ص
٢٥٤٨ ص
٢٥٤٩ ص
٢٥٥٠ ص
٢٥٥١ ص
٢٥٥٢ ص
٢٥٥٣ ص
٢٥٥٤ ص
٢٥٥٥ ص
٢٥٥٦ ص
٢٥٥٧ ص
٢٥٥٨ ص
٢٥٥٩ ص
٢٥٦٠ ص
٢٥٦١ ص
٢٥٦٢ ص
٢٥٦٣ ص
٢٥٦٤ ص
٢٥٦٥ ص
٢٥٦٦ ص
٢٥٦٧ ص
٢٥٦٨ ص
٢٥٦٩ ص
٢٥٧٠ ص
٢٥٧١ ص
٢٥٧٢ ص
٢٥٧٣ ص
٢٥٧٤ ص
٢٥٧٥ ص
٢٥٧٦ ص
٢٥٧٧ ص
٢٥٧٨ ص
٢٥٧٩ ص
٢٥٨٠ ص
٢٥٨١ ص
٢٥٨٢ ص
٢٥٨٣ ص
٢٥٨٤ ص
٢٥٨٥ ص
٢٥٨٦ ص
٢٥٨٧ ص
٢٥٨٨ ص
٢٥٨٩ ص
٢٥٩٠ ص
٢٥٩١ ص
٢٥٩٢ ص
٢٥٩٣ ص
٢٥٩٤ ص
٢٥٩٥ ص
٢٥٩٦ ص
٢٥٩٧ ص
٢٥٩٨ ص
٢٥٩٩ ص
٢٦٠٠ ص
٢٦٠١ ص
٢٦٠٢ ص
٢٦٠٣ ص
٢٦٠٤ ص
٢٦٠٥ ص
٢٦٠٦ ص
٢٦٠٧ ص
٢٦٠٨ ص
٢٦٠٩ ص
٢٦١٠ ص
٢٦١١ ص
٢٦١٢ ص
٢٦١٣ ص
٢٦١٤ ص
٢٦١٥ ص
٢٦١٦ ص
٢٦١٧ ص
٢٦١٨ ص
٢٦١٩ ص
٢٦٢٠ ص
٢٦٢١ ص
٢٦٢٢ ص
٢٦٢٣ ص
٢٦٢٤ ص
٢٦٢٥ ص
٢٦٢٦ ص
٢٦٢٧ ص
٢٦٢٨ ص
٢٦٢٩ ص
٢٦٣٠ ص
٢٦٣١ ص
٢٦٣٢ ص
٢٦٣٣ ص
٢٦٣٤ ص
٢٦٣٥ ص
٢٦٣٦ ص
٢٦٣٧ ص
٢٦٣٨ ص
٢٦٣٩ ص
٢٦٤٠ ص
٢٦٤١ ص
٢٦٤٢ ص
٢٦٤٣ ص
٢٦٤٤ ص
٢٦٤٥ ص
٢٦٤٦ ص
٢٦٤٧ ص
٢٦٤٨ ص
٢٦٤٩ ص
٢٦٥٠ ص
٢٦٥١ ص
٢٦٥٢ ص
٢٦٥٣ ص
٢٦٥٤ ص
٢٦٥٥ ص
٢٦٥٦ ص
٢٦٥٧ ص
٢٦٥٨ ص
٢٦٥٩ ص
٢٦٦٠ ص
٢٦٦١ ص
٢٦٦٢ ص
٢٦٦٣ ص
٢٦٦٤ ص
٢٦٦٥ ص
٢٦٦٦ ص
٢٦٦٧ ص
٢٦٦٨ ص
٢٦٦٩ ص
٢٦٧٠ ص
٢٦٧١ ص
٢٦٧٢ ص
٢٦٧٣ ص
٢٦٧٤ ص
٢٦٧٥ ص
٢٦٧٦ ص
٢٦٧٧ ص
٢٦٧٨ ص
٢٦٧٩ ص
٢٦٨٠ ص
٢٦٨١ ص
٢٦٨٢ ص
٢٦٨٣ ص
٢٦٨٤ ص
٢٦٨٥ ص
٢٦٨٦ ص
٢٦٨٧ ص
٢٦٨٨ ص
٢٦٨٩ ص
٢٦٩٠ ص
٢٦٩١ ص
٢٦٩٢ ص
٢٦٩٣ ص
٢٦٩٤ ص
٢٦٩٥ ص
٢٦٩٦ ص
٢٦٩٧ ص
٢٦٩٨ ص
٢٦٩٩ ص
٢٧٠٠ ص
٢٧٠١ ص
٢٧٠٢ ص
٢٧٠٣ ص
٢٧٠٤ ص
٢٧٠٥ ص
٢٧٠٦ ص
٢٧٠٧ ص
٢٧٠٨ ص
٢٧٠٩ ص
٢٧١٠ ص
٢٧١١ ص
٢٧١٢ ص
٢٧١٣ ص
٢٧١٤ ص
٢٧١٥ ص
٢٧١٦ ص
٢٧١٧ ص
٢٧١٨ ص
٢٧١٩ ص
٢٧٢٠ ص
٢٧٢١ ص
٢٧٢٢ ص
٢٧٢٣ ص
٢٧٢٤ ص
٢٧٢٥ ص
٢٧٢٦ ص
٢٧٢٧ ص
٢٧٢٨ ص
٢٧٢٩ ص
٢٧٣٠ ص
٢٧٣١ ص
٢٧٣٢ ص
٢٧٣٣ ص
٢٧٣٤ ص
٢٧٣٥ ص
٢٧٣٦ ص
٢٧٣٧ ص
٢٧٣٨ ص
٢٧٣٩ ص
٢٧٤٠ ص
٢٧٤١ ص
٢٧٤٢ ص
٢٧٤٣ ص
٢٧٤٤ ص
٢٧٤٥ ص
٢٧٤٦ ص
٢٧٤٧ ص
٢٧٤٨ ص
٢٧٤٩ ص
٢٧٥٠ ص
٢٧٥١ ص
٢٧٥٢ ص
٢٧٥٣ ص
٢٧٥٤ ص
٢٧٥٥ ص
٢٧٥٦ ص
٢٧٥٧ ص
٢٧٥٨ ص
٢٧٥٩ ص
٢٧٦٠ ص
٢٧٦١ ص
٢٧٦٢ ص
٢٧٦٣ ص
٢٧٦٤ ص
٢٧٦٥ ص
٢٧٦٦ ص
٢٧٦٧ ص
٢٧٦٨ ص
٢٧٦٩ ص
٢٧٧٠ ص
٢٧٧١ ص
٢٧٧٢ ص
٢٧٧٣ ص
٢٧٧٤ ص
٢٧٧٥ ص
٢٧٧٦ ص
٢٧٧٧ ص
٢٧٧٨ ص
٢٧٧٩ ص
٢٧٨٠ ص
٢٧٨١ ص
٢٧٨٢ ص
٢٧٨٣ ص
٢٧٨٤ ص
٢٧٨٥ ص
٢٧٨٦ ص
٢٧٨٧ ص
٢٧٨٨ ص
٢٧٨٩ ص
٢٧٩٠ ص
٢٧٩١ ص
٢٧٩٢ ص
٢٧٩٣ ص
٢٧٩٤ ص
٢٧٩٥ ص
٢٧٩٦ ص
٢٧٩٧ ص
٢٧٩٨ ص
٢٧٩٩ ص
٢٨٠٠ ص
٢٨٠١ ص
٢٨٠٢ ص
٢٨٠٣ ص
٢٨٠٤ ص
٢٨٠٥ ص
٢٨٠٦ ص
٢٨٠٧ ص
٢٨٠٨ ص
٢٨٠٩ ص
٢٨١٠ ص
٢٨١١ ص
٢٨١٢ ص
٢٨١٣ ص
٢٨١٤ ص
٢٨١٥ ص
٢٨١٦ ص
٢٨١٧ ص
٢٨١٨ ص
٢٨١٩ ص
٢٨٢٠ ص
٢٨٢١ ص
٢٨٢٢ ص
٢٨٢٣ ص
٢٨٢٤ ص
٢٨٢٥ ص
٢٨٢٦ ص
٢٨٢٧ ص
٢٨٢٨ ص
٢٨٢٩ ص
٢٨٣٠ ص
٢٨٣١ ص
٢٨٣٢ ص
٢٨٣٣ ص
٢٨٣٤ ص
٢٨٣٥ ص
٢٨٣٦ ص
٢٨٣٧ ص
٢٨٣٨ ص
٢٨٣٩ ص
٢٨٤٠ ص
٢٨٤١ ص
٢٨٤٢ ص
٢٨٤٣ ص
٢٨٤٤ ص
٢٨٤٥ ص
٢٨٤٦ ص
٢٨٤٧ ص
٢٨٤٨ ص
٢٨٤٩ ص
٢٨٥٠ ص
٢٨٥١ ص
٢٨٥٢ ص
٢٨٥٣ ص
٢٨٥٤ ص
٢٨٥٥ ص
٢٨٥٦ ص
٢٨٥٧ ص
٢٨٥٨ ص
٢٨٥٩ ص
٢٨٦٠ ص
٢٨٦١ ص
٢٨٦٢ ص
٢٨٦٣ ص
٢٨٦٤ ص
٢٨٦٥ ص
٢٨٦٦ ص
٢٨٦٧ ص
٢٨٦٨ ص
٢٨٦٩ ص
٢٨٧٠ ص
٢٨٧١ ص
٢٨٧٢ ص
٢٨٧٣ ص
٢٨٧٤ ص
٢٨٧٥ ص
٢٨٧٦ ص
٢٨٧٧ ص
٢٨٧٨ ص
٢٨٧٩ ص
٢٨٨٠ ص
٢٨٨١ ص
٢٨٨٢ ص
٢٨٨٣ ص
٢٨٨٤ ص
٢٨٨٥ ص
٢٨٨٦ ص
٢٨٨٧ ص
٢٨٨٨ ص
٢٨٨٩ ص
٢٨٩٠ ص
٢٨٩١ ص
٢٨٩٢ ص
٢٨٩٣ ص
٢٨٩٤ ص
٢٨٩٥ ص
٢٨٩٦ ص
٢٨٩٧ ص
٢٨٩٨ ص
٢٨٩٩ ص
٢٩٠٠ ص
٢٩٠١ ص
٢٩٠٢ ص
٢٩٠٣ ص
٢٩٠٤ ص
٢٩٠٥ ص
٢٩٠٦ ص
٢٩٠٧ ص
٢٩٠٨ ص
٢٩٠٩ ص
٢٩١٠ ص
٢٩١١ ص
٢٩١٢ ص
٢٩١٣ ص
٢٩١٤ ص
٢٩١٥ ص
٢٩١٦ ص
٢٩١٧ ص
٢٩١٨ ص
٢٩١٩ ص
٢٩٢٠ ص
٢٩٢١ ص
٢٩٢٢ ص
٢٩٢٣ ص
٢٩٢٤ ص
٢٩٢٥ ص
٢٩٢٦ ص
٢٩٢٧ ص
٢٩٢٨ ص
٢٩٢٩ ص
٢٩٣٠ ص
٢٩٣١ ص
٢٩٣٢ ص
٢٩٣٣ ص
٢٩٣٤ ص
٢٩٣٥ ص
٢٩٣٦ ص
٢٩٣٧ ص
٢٩٣٨ ص
٢٩٣٩ ص
٢٩٤٠ ص
٢٩٤١ ص
٢٩٤٢ ص
٢٩٤٣ ص
٢٩٤٤ ص
٢٩٤٥ ص
٢٩٤٦ ص
٢٩٤٧ ص
٢٩٤٨ ص
٢٩٤٩ ص
٢٩٥٠ ص
٢٩٥١ ص
٢٩٥٢ ص
٢٩٥٣ ص
٢٩٥٤ ص
٢٩٥٥ ص
٢٩٥٦ ص
٢٩٥٧ ص
٢٩٥٨ ص
٢٩٥٩ ص
٢٩٦٠ ص
٢٩٦١ ص
٢٩٦٢ ص
٢٩٦٣ ص
٢٩٦٤ ص
٢٩٦٥ ص
٢٩٦٦ ص
٢٩٦٧ ص
٢٩٦٨ ص
٢٩٦٩ ص
٢٩٧٠ ص
٢٩٧١ ص
٢٩٧٢ ص
٢٩٧٣ ص
٢٩٧٤ ص
٢٩٧٥ ص
٢٩٧٦ ص
٢٩٧٧ ص
٢٩٧٨ ص
٢٩٧٩ ص
٢٩٨٠ ص
٢٩٨١ ص
٢٩٨٢ ص
٢٩٨٣ ص
٢٩٨٤ ص
٢٩٨٥ ص
٢٩٨٦ ص
٢٩٨٧ ص
٢٩٨٨ ص
٢٩٨٩ ص
٢٩٩٠ ص
٢٩٩١ ص
٢٩٩٢ ص
٢٩٩٣ ص
٢٩٩٤ ص
٢٩٩٥ ص
٢٩٩٦ ص
٢٩٩٧ ص
٢٩٩٨ ص
٢٩٩٩ ص
٣٠٠٠ ص
٣٠٠١ ص
٣٠٠٢ ص
٣٠٠٣ ص
٣٠٠٤ ص
٣٠٠٥ ص
٣٠٠٦ ص
٣٠٠٧ ص
٣٠٠٨ ص
٣٠٠٩ ص
٣٠١٠ ص
٣٠١١ ص
٣٠١٢ ص
٣٠١٣ ص
٣٠١٤ ص
٣٠١٥ ص
٣٠١٦ ص
٣٠١٧ ص
٣٠١٨ ص
٣٠١٩ ص
٣٠٢٠ ص
٣٠٢١ ص
٣٠٢٢ ص
٣٠٢٣ ص
٣٠٢٤ ص
٣٠٢٥ ص
٣٠٢٦ ص
٣٠٢٧ ص
٣٠٢٨ ص
٣٠٢٩ ص
٣٠٣٠ ص
٣٠٣١ ص
٣٠٣٢ ص
٣٠٣٣ ص
٣٠٣٤ ص
٣٠٣٥ ص
٣٠٣٦ ص
٣٠٣٧ ص
٣٠٣٨ ص
٣٠٣٩ ص
٣٠٤٠ ص
٣٠٤١ ص
٣٠٤٢ ص
٣٠٤٣ ص
٣٠٤٤ ص
٣٠٤٥ ص
٣٠٤٦ ص
٣٠٤٧ ص
٣٠٤٨ ص
٣٠٤٩ ص
٣٠٥٠ ص
٣٠٥١ ص
٣٠٥٢ ص
٣٠٥٣ ص
٣٠٥٤ ص
٣٠٥٥ ص
٣٠٥٦ ص
٣٠٥٧ ص
٣٠٥٨ ص
٣٠٥٩ ص
٣٠٦٠ ص
٣٠٦١ ص
٣٠٦٢ ص
٣٠٦٣ ص
٣٠٦٤ ص
٣٠٦٥ ص
٣٠٦٦ ص
٣٠٦٧ ص
٣٠٦٨ ص
٣٠٦٩ ص
٣٠٧٠ ص
٣٠٧١ ص
٣٠٧٢ ص
٣٠٧٣ ص
٣٠٧٤ ص
٣٠٧٥ ص
٣٠٧٦ ص
٣٠٧٧ ص
٣٠٧٨ ص
٣٠٧٩ ص
٣٠٨٠ ص
٣٠٨١ ص
٣٠٨٢ ص
٣٠٨٣ ص
٣٠٨٤ ص
٣٠٨٥ ص
٣٠٨٦ ص
٣٠٨٧ ص
٣٠٨٨ ص
٣٠٨٩ ص
٣٠٩٠ ص
٣٠٩١ ص
٣٠٩٢ ص
٣٠٩٣ ص
٣٠٩٤ ص
٣٠٩٥ ص
٣٠٩٦ ص
٣٠٩٧ ص
٣٠٩٨ ص
٣٠٩٩ ص
٣١٠٠ ص
٣١٠١ ص
٣١٠٢ ص
٣١٠٣ ص
٣١٠٤ ص
٣١٠٥ ص
٣١٠٦ ص
٣١٠٧ ص
٣١٠٨ ص
٣١٠٩ ص
٣١١٠ ص
٣١١١ ص
٣١١٢ ص
٣١١٣ ص
٣١١٤ ص
٣١١٥ ص
٣١١٦ ص
٣١١٧ ص
٣١١٨ ص
٣١١٩ ص
٣١٢٠ ص
٣١٢١ ص
٣١٢٢ ص
٣١٢٣ ص
٣١٢٤ ص
٣١٢٥ ص
٣١٢٦ ص
٣١٢٧ ص
٣١٢٨ ص
٣١٢٩ ص
٣١٣٠ ص
٣١٣١ ص
٣١٣٢ ص
٣١٣٣ ص
٣١٣٤ ص
٣١٣٥ ص
٣١٣٦ ص
٣١٣٧ ص
٣١٣٨ ص
٣١٣٩ ص
٣١٤٠ ص
٣١٤١ ص
٣١٤٢ ص
٣١٤٣ ص
٣١٤٤ ص
٣١٤٥ ص
٣١٤٦ ص
٣١٤٧ ص
٣١٤٨ ص
٣١٤٩ ص
٣١٥٠ ص
٣١٥١ ص
٣١٥٢ ص
٣١٥٣ ص
٣١٥٤ ص
٣١٥٥ ص
٣١٥٦ ص
٣١٥٧ ص
٣١٥٨ ص
٣١٥٩ ص
٣١٦٠ ص
٣١٦١ ص
٣١٦٢ ص
٣١٦٣ ص
٣١٦٤ ص
٣١٦٥ ص
٣١٦٦ ص
٣١٦٧ ص
٣١٦٨ ص
٣١٦٩ ص
٣١٧٠ ص
٣١٧١ ص
٣١٧٢ ص
٣١٧٣ ص
٣١٧٤ ص
٣١٧٥ ص
٣١٧٦ ص
٣١٧٧ ص
٣١٧٨ ص
٣١٧٩ ص
٣١٨٠ ص
٣١٨١ ص
٣١٨٢ ص
٣١٨٣ ص
٣١٨٤ ص
٣١٨٥ ص
٣١٨٦ ص
٣١٨٧ ص
٣١٨٨ ص
٣١٨٩ ص
٣١٩٠ ص
٣١٩١ ص
٣١٩٢ ص
٣١٩٣ ص
٣١٩٤ ص
٣١٩٥ ص
٣١٩٦ ص
٣١٩٧ ص
٣١٩٨ ص
٣١٩٩ ص
٣٢٠٠ ص
٣٢٠١ ص
٣٢٠٢ ص
٣٢٠٣ ص
٣٢٠٤ ص
٣٢٠٥ ص
٣٢٠٦ ص
٣٢٠٧ ص
٣٢٠٨ ص
٣٢٠٩ ص
٣٢١٠ ص
٣٢١١ ص
٣٢١٢ ص
٣٢١٣ ص
٣٢١٤ ص
٣٢١٥ ص
٣٢١٦ ص
٣٢١٧ ص
٣٢١٨ ص
٣٢١٩ ص
٣٢٢٠ ص
٣٢٢١ ص
٣٢٢٢ ص
٣٢٢٣ ص
٣٢٢٤ ص
٣٢٢٥ ص
٣٢٢٦ ص
٣٢٢٧ ص
٣٢٢٨ ص
٣٢٢٩ ص
٣٢٣٠ ص
٣٢٣١ ص
٣٢٣٢ ص
٣٢٣٣ ص
٣٢٣٤ ص
٣٢٣٥ ص
٣٢٣٦ ص
٣٢٣٧ ص
٣٢٣٨ ص
٣٢٣٩ ص
٣٢٤٠ ص
٣٢٤١ ص
٣٢٤٢ ص
٣٢٤٣ ص
٣٢٤٤ ص
٣٢٤٥ ص
٣٢٤٦ ص
٣٢٤٧ ص
٣٢٤٨ ص
٣٢٤٩ ص
٣٢٥٠ ص
٣٢٥١ ص
٣٢٥٢ ص
٣٢٥٣ ص
٣٢٥٤ ص
٣٢٥٥ ص
٣٢٥٦ ص
٣٢٥٧ ص
٣٢٥٨ ص
٣٢٥٩ ص
٣٢٦٠ ص
٣٢٦١ ص
٣٢٦٢ ص
٣٢٦٣ ص
٣٢٦٤ ص
٣٢٦٥ ص
٣٢٦٦ ص
٣٢٦٧ ص
٣٢٦٨ ص
٣٢٦٩ ص
٣٢٧٠ ص
٣٢٧١ ص
٣٢٧٢ ص
٣٢٧٣ ص
٣٢٧٤ ص
٣٢٧٥ ص
٣٢٧٦ ص
٣٢٧٧ ص
٣٢٧٨ ص
٣٢٧٩ ص
٣٢٨٠ ص
٣٢٨١ ص
٣٢٨٢ ص
٣٢٨٣ ص
٣٢٨٤ ص
٣٢٨٥ ص
٣٢٨٦ ص
٣٢٨٧ ص
٣٢٨٨ ص
٣٢٨٩ ص
٣٢٩٠ ص
٣٢٩١ ص
٣٢٩٢ ص
٣٢٩٣ ص
٣٢٩٤ ص
٣٢٩٥ ص
٣٢٩٦ ص
٣٢٩٧ ص
٣٢٩٨ ص
٣٢٩٩ ص
٣٣٠٠ ص
٣٣٠١ ص
٣٣٠٢ ص
٣٣٠٣ ص
٣٣٠٤ ص
٣٣٠٥ ص
٣٣٠٦ ص
٣٣٠٧ ص
٣٣٠٨ ص
٣٣٠٩ ص
٣٣١٠ ص
٣٣١١ ص
٣٣١٢ ص
٣٣١٣ ص
٣٣١٤ ص
٣٣١٥ ص
٣٣١٦ ص
٣٣١٧ ص
٣٣١٨ ص
٣٣١٩ ص
٣٣٢٠ ص
٣٣٢١ ص
٣٣٢٢ ص
٣٣٢٣ ص
٣٣٢٤ ص
٣٣٢٥ ص
٣٣٢٦ ص
٣٣٢٧ ص
٣٣٢٨ ص
٣٣٢٩ ص
٣٣٣٠ ص
٣٣٣١ ص
٣٣٣٢ ص
٣٣٣٣ ص
٣٣٣٤ ص
٣٣٣٥ ص
٣٣٣٦ ص
٣٣٣٧ ص
٣٣٣٨ ص
٣٣٣٩ ص
٣٣٤٠ ص
٣٣٤١ ص
٣٣٤٢ ص
٣٣٤٣ ص
٣٣٤٤ ص
٣٣٤٥ ص
٣٣٤٦ ص
٣٣٤٧ ص
٣٣٤٨ ص
٣٣٤٩ ص
٣٣٥٠ ص
٣٣٥١ ص
٣٣٥٢ ص
٣٣٥٣ ص
٣٣٥٤ ص
٣٣٥٥ ص
٣٣٥٦ ص
٣٣٥٧ ص
٣٣٥٨ ص
٣٣٥٩ ص
٣٣٦٠ ص
٣٣٦١ ص
٣٣٦٢ ص
٣٣٦٣ ص
٣٣٦٤ ص
٣٣٦٥ ص
٣٣٦٦ ص
٣٣٦٧ ص
٣٣٦٨ ص
٣٣٦٩ ص
٣٣٧٠ ص
٣٣٧١ ص
٣٣٧٢ ص
٣٣٧٣ ص
٣٣٧٤ ص
٣٣٧٥ ص
٣٣٧٦ ص
٣٣٧٧ ص
٣٣٧٨ ص
٣٣٧٩ ص
٣٣٨٠ ص
٣٣٨١ ص
٣٣٨٢ ص
٣٣٨٣ ص
٣٣٨٤ ص
٣٣٨٥ ص
٣٣٨٦ ص
٣٣٨٧ ص
٣٣٨٨ ص
٣٣٨٩ ص
٣٣٩٠ ص
٣٣٩١ ص
٣٣٩٢ ص
٣٣٩٣ ص
٣٣٩٤ ص
٣٣٩٥ ص
٣٣٩٦ ص
٣٣٩٧ ص
٣٣٩٨ ص
٣٣٩٩ ص
٣٤٠٠ ص
٣٤٠١ ص
٣٤٠٢ ص
٣٤٠٣ ص
٣٤٠٤ ص
٣٤٠٥ ص
٣٤٠٦ ص
٣٤٠٧ ص
٣٤٠٨ ص
٣٤٠٩ ص
٣٤١٠ ص
٣٤١١ ص
٣٤١٢ ص
٣٤١٣ ص
٣٤١٤ ص
٣٤١٥ ص
٣٤١٦ ص
٣٤١٧ ص
٣٤١٨ ص
٣٤١٩ ص
٣٤٢٠ ص
٣٤٢١ ص
٣٤٢٢ ص
٣٤٢٣ ص
٣٤٢٤ ص
٣٤٢٥ ص
٣٤٢٦ ص
٣٤٢٧ ص
٣٤٢٨ ص
٣٤٢٩ ص
٣٤٣٠ ص
٣٤٣١ ص
٣٤٣٢ ص
٣٤٣٣ ص
٣٤٣٤ ص
٣٤٣٥ ص
٣٤٣٦ ص
٣٤٣٧ ص
٣٤٣٨ ص
٣٤٣٩ ص
٣٤٤٠ ص
٣٤٤١ ص
٣٤٤٢ ص
٣٤٤٣ ص
٣٤٤٤ ص
٣٤٤٥ ص
٣٤٤٦ ص
٣٤٤٧ ص
٣٤٤٨ ص
٣٤٤٩ ص
٣٤٥٠ ص
٣٤٥١ ص
٣٤٥٢ ص
٣٤٥٣ ص
٣٤٥٤ ص
٣٤٥٥ ص
٣٤٥٦ ص
٣٤٥٧ ص
٣٤٥٨ ص
٣٤٥٩ ص
٣٤٦٠ ص
٣٤٦١ ص
٣٤٦٢ ص
٣٤٦٣ ص
٣٤٦٤ ص
٣٤٦٥ ص
٣٤٦٦ ص
٣٤٦٧ ص
٣٤٦٨ ص
٣٤٦٩ ص
٣٤٧٠ ص
٣٤٧١ ص
٣٤٧٢ ص
٣٤٧٣ ص
٣٤٧٤ ص
٣٤٧٥ ص
٣٤٧٦ ص
٣٤٧٧ ص
٣٤٧٨ ص
٣٤٧٩ ص
٣٤٨٠ ص
٣٤٨١ ص
٣٤٨٢ ص
٣٤٨٣ ص
٣٤٨٤ ص
٣٤٨٥ ص
٣٤٨٦ ص
٣٤٨٧ ص
٣٤٨٨ ص
٣٤٨٩ ص
٣٤٩٠ ص
٣٤٩١ ص
٣٤٩٢ ص
٣٤٩٣ ص
٣٤٩٤ ص
٣٤٩٥ ص
٣٤٩٦ ص
٣٤٩٧ ص
٣٤٩٨ ص
٣٤٩٩ ص
٣٥٠٠ ص
٣٥٠١ ص
٣٥٠٢ ص
٣٥٠٣ ص
٣٥٠٤ ص
٣٥٠٥ ص
٣٥٠٦ ص
٣٥٠٧ ص
٣٥٠٨ ص
٣٥٠٩ ص
٣٥١٠ ص
٣٥١١ ص
٣٥١٢ ص
٣٥١٣ ص
٣٥١٤ ص
٣٥١٥ ص
٣٥١٦ ص
٣٥١٧ ص
٣٥١٨ ص
٣٥١٩ ص
٣٥٢٠ ص
٣٥٢١ ص
٣٥٢٢ ص
٣٥٢٣ ص
٣٥٢٤ ص
٣٥٢٥ ص
٣٥٢٦ ص
٣٥٢٧ ص
٣٥٢٨ ص
٣٥٢٩ ص
٣٥٣٠ ص
٣٥٣١ ص
٣٥٣٢ ص
٣٥٣٣ ص
٣٥٣٤ ص
٣٥٣٥ ص
٣٥٣٦ ص
٣٥٣٧ ص
٣٥٣٨ ص
٣٥٣٩ ص
٣٥٤٠ ص
٣٥٤١ ص
٣٥٤٢ ص
٣٥٤٣ ص
٣٥٤٤ ص
٣٥٤٥ ص
٣٥٤٦ ص
٣٥٤٧ ص
٣٥٤٨ ص
٣٥٤٩ ص
٣٥٥٠ ص
٣٥٥١ ص
٣٥٥٢ ص
٣٥٥٣ ص
٣٥٥٤ ص
٣٥٥٥ ص
٣٥٥٦ ص
٣٥٥٧ ص
٣٥٥٨ ص
٣٥٥٩ ص
٣٥٦٠ ص
٣٥٦١ ص
٣٥٦٢ ص
٣٥٦٣ ص
٣٥٦٤ ص
٣٥٦٥ ص
٣٥٦٦ ص
٣٥٦٧ ص
٣٥٦٨ ص
٣٥٦٩ ص
٣٥٧٠ ص
٣٥٧١ ص
٣٥٧٢ ص
٣٥٧٣ ص
٣٥٧٤ ص
٣٥٧٥ ص
٣٥٧٦ ص
٣٥٧٧ ص
٣٥٧٨ ص
٣٥٧٩ ص
٣٥٨٠ ص
٣٥٨١ ص
٣٥٨٢ ص
٣٥٨٣ ص
٣٥٨٤ ص
٣٥٨٥ ص
٣٥٨٦ ص
٣٥٨٧ ص
٣٥٨٨ ص
٣٥٨٩ ص
٣٥٩٠ ص
٣٥٩١ ص
٣٥٩٢ ص
٣٥٩٣ ص
٣٥٩٤ ص
٣٥٩٥ ص
٣٥٩٦ ص
٣٥٩٧ ص
٣٥٩٨ ص
٣٥٩٩ ص
٣٦٠٠ ص
٣٦٠١ ص
٣٦٠٢ ص
٣٦٠٣ ص
٣٦٠٤ ص
٣٦٠٥ ص
٣٦٠٦ ص
٣٦٠٧ ص
٣٦٠٨ ص
٣٦٠٩ ص
٣٦١٠ ص
٣٦١١ ص
٣٦١٢ ص
٣٦١٣ ص
٣٦١٤ ص
٣٦١٥ ص
٣٦١٦ ص
٣٦١٧ ص
٣٦١٨ ص
٣٦١٩ ص
٣٦٢٠ ص
٣٦٢١ ص
٣٦٢٢ ص
٣٦٢٣ ص
٣٦٢٤ ص
٣٦٢٥ ص
٣٦٢٦ ص
٣٦٢٧ ص
٣٦٢٨ ص
٣٦٢٩ ص
٣٦٣٠ ص
٣٦٣١ ص
٣٦٣٢ ص
٣٦٣٣ ص
٣٦٣٤ ص
٣٦٣٥ ص
٣٦٣٦ ص
٣٦٣٧ ص
٣٦٣٨ ص
٣٦٣٩ ص
٣٦٤٠ ص
٣٦٤١ ص
٣٦٤٢ ص
٣٦٤٣ ص
٣٦٤٤ ص
٣٦٤٥ ص
٣٦٤٦ ص
٣٦٤٧ ص
٣٦٤٨ ص
٣٦٤٩ ص
٣٦٥٠ ص
٣٦٥١ ص
٣٦٥٢ ص
٣٦٥٣ ص
٣٦٥٤ ص
٣٦٥٥ ص
٣٦٥٦ ص
٣٦٥٧ ص
٣٦٥٨ ص
٣٦٥٩ ص
٣٦٦٠ ص
٣٦٦١ ص
٣٦٦٢ ص
٣٦٦٣ ص
٣٦٦٤ ص
٣٦٦٥ ص
٣٦٦٦ ص
٣٦٦٧ ص
٣٦٦٨ ص
٣٦٦٩ ص
٣٦٧٠ ص
٣٦٧١ ص
٣٦٧٢ ص
٣٦٧٣ ص
٣٦٧٤ ص
٣٦٧٥ ص
٣٦٧٦ ص
٣٦٧٧ ص
٣٦٧٨ ص
٣٦٧٩ ص
٣٦٨٠ ص
٣٦٨١ ص
٣٦٨٢ ص
٣٦٨٣ ص
٣٦٨٤ ص
٣٦٨٥ ص
٣٦٨٦ ص
٣٦٨٧ ص
٣٦٨٨ ص
٣٦٨٩ ص
٣٦٩٠ ص
٣٦٩١ ص
٣٦٩٢ ص
٣٦٩٣ ص
٣٦٩٤ ص
٣٦٩٥ ص
٣٦٩٦ ص
٣٦٩٧ ص
٣٦٩٨ ص
٣٦٩٩ ص
٣٧٠٠ ص
٣٧٠١ ص
٣٧٠٢ ص
٣٧٠٣ ص
٣٧٠٤ ص
٣٧٠٥ ص
٣٧٠٦ ص
٣٧٠٧ ص
٣٧٠٨ ص
٣٧٠٩ ص
٣٧١٠ ص
٣٧١١ ص
٣٧١٢ ص
٣٧١٣ ص
٣٧١٤ ص
٣٧١٥ ص
٣٧١٦ ص
٣٧١٧ ص
٣٧١٨ ص
٣٧١٩ ص
٣٧٢٠ ص
٣٧٢١ ص
٣٧٢٢ ص
٣٧٢٣ ص
٣٧٢٤ ص
٣٧٢٥ ص
٣٧٢٦ ص
٣٧٢٧ ص
٣٧٢٨ ص
٣٧٢٩ ص
٣٧٣٠ ص
٣٧٣١ ص
٣٧٣٢ ص
٣٧٣٣ ص
٣٧٣٤ ص
٣٧٣٥ ص
٣٧٣٦ ص
٣٧٣٧ ص
٣٧٣٨ ص
٣٧٣٩ ص
٣٧٤٠ ص
٣٧٤١ ص
٣٧٤٢ ص
٣٧٤٣ ص
٣٧٤٤ ص
٣٧٤٥ ص
٣٧٤٦ ص
٣٧٤٧ ص
٣٧٤٨ ص
٣٧٤٩ ص
٣٧٥٠ ص
٣٧٥١ ص
٣٧٥٢ ص
٣٧٥٣ ص
٣٧٥٤ ص
٣٧٥٥ ص
٣٧٥٦ ص
٣٧٥٧ ص
٣٧٥٨ ص
٣٧٥٩ ص
٣٧٦٠ ص
٣٧٦١ ص
٣٧٦٢ ص
٣٧٦٣ ص
٣٧٦٤ ص
٣٧٦٥ ص
٣٧٦٦ ص
٣٧٦٧ ص
٣٧٦٨ ص
٣٧٦٩ ص
٣٧٧٠ ص
٣٧٧١ ص
٣٧٧٢ ص
٣٧٧٣ ص
٣٧٧٤ ص
٣٧٧٥ ص
٣٧٧٦ ص
٣٧٧٧ ص
٣٧٧٨ ص
٣٧٧٩ ص
٣٧٨٠ ص
٣٧٨١ ص
٣٧٨٢ ص
٣٧٨٣ ص
٣٧٨٤ ص
٣٧٨٥ ص
٣٧٨٦ ص
٣٧٨٧ ص
٣٧٨٨ ص
٣٧٨٩ ص
٣٧٩٠ ص
٣٧٩١ ص
٣٧٩٢ ص
٣٧٩٣ ص
٣٧٩٤ ص
٣٧٩٥ ص
٣٧٩٦ ص
٣٧٩٧ ص
٣٧٩٨ ص
٣٧٩٩ ص
٣٨٠٠ ص
٣٨٠١ ص
٣٨٠٢ ص
٣٨٠٣ ص
٣٨٠٤ ص
٣٨٠٥ ص
٣٨٠٦ ص
٣٨٠٧ ص
٣٨٠٨ ص
٣٨٠٩ ص
٣٨١٠ ص
٣٨١١ ص
٣٨١٢ ص
٣٨١٣ ص
٣٨١٤ ص
٣٨١٥ ص
٣٨١٦ ص
٣٨١٧ ص
٣٨١٨ ص
٣٨١٩ ص
٣٨٢٠ ص
٣٨٢١ ص
٣٨٢٢ ص
٣٨٢٣ ص
٣٨٢٤ ص
٣٨٢٥ ص
٣٨٢٦ ص
٣٨٢٧ ص
٣٨٢٨ ص
٣٨٢٩ ص
٣٨٣٠ ص
٣٨٣١ ص
٣٨٣٢ ص
٣٨٣٣ ص
٣٨٣٤ ص
٣٨٣٥ ص
٣٨٣٦ ص
٣٨٣٧ ص
٣٨٣٨ ص
٣٨٣٩ ص
٣٨٤٠ ص
٣٨٤١ ص
٣٨٤٢ ص
٣٨٤٣ ص
٣٨٤٤ ص
٣٨٤٥ ص
٣٨٤٦ ص
٣٨٤٧ ص
٣٨٤٨ ص
٣٨٤٩ ص
٣٨٥٠ ص
٣٨٥١ ص
٣٨٥٢ ص
٣٨٥٣ ص
٣٨٥٤ ص
٣٨٥٥ ص
٣٨٥٦ ص
٣٨٥٧ ص
٣٨٥٨ ص
٣٨٥٩ ص
٣٨٦٠ ص
٣٨٦١ ص
٣٨٦٢ ص
٣٨٦٣ ص
٣٨٦٤ ص
٣٨٦٥ ص
٣٨٦٦ ص
٣٨٦٧ ص
٣٨٦٨ ص
٣٨٦٩ ص
٣٨٧٠ ص
٣٨٧١ ص
٣٨٧٢ ص
٣٨٧٣ ص
٣٨٧٤ ص
٣٨٧٥ ص
٣٨٧٦ ص
٣٨٧٧ ص
٣٨٧٨ ص
٣٨٧٩ ص
٣٨٨٠ ص
٣٨٨١ ص
٣٨٨٢ ص
٣٨٨٣ ص
٣٨٨٤ ص
٣٨٨٥ ص
٣٨٨٦ ص
٣٨٨٧ ص
٣٨٨٨ ص
٣٨٨٩ ص
٣٨٩٠ ص
٣٨٩١ ص
٣٨٩٢ ص
٣٨٩٣ ص
٣٨٩٤ ص
٣٨٩٥ ص
٣٨٩٦ ص
٣٨٩٧ ص
٣٨٩٨ ص
٣٨٩٩ ص
٣٩٠٠ ص
٣٩٠١ ص
٣٩٠٢ ص
٣٩٠٣ ص
٣٩٠٤ ص
٣٩٠٥ ص
٣٩٠٦ ص
٣٩٠٧ ص
٣٩٠٨ ص
٣٩٠٩ ص
٣٩١٠ ص
٣٩١١ ص
٣٩١٢ ص
٣٩١٣ ص
٣٩١٤ ص
٣٩١٥ ص
٣٩١٦ ص
٣٩١٧ ص
٣٩١٨ ص
٣٩١٩ ص
٣٩٢٠ ص
٣٩٢١ ص
٣٩٢٢ ص
٣٩٢٣ ص
٣٩٢٤ ص
٣٩٢٥ ص
٣٩٢٦ ص
٣٩٢٧ ص
٣٩٢٨ ص
٣٩٢٩ ص
٣٩٣٠ ص
٣٩٣١ ص
٣٩٣٢ ص
٣٩٣٣ ص
٣٩٣٤ ص
٣٩٣٥ ص
٣٩٣٦ ص
٣٩٣٧ ص
٣٩٣٨ ص
٣٩٣٩ ص
٣٩٤٠ ص
٣٩٤١ ص
٣٩٤٢ ص
٣٩٤٣ ص
٣٩٤٤ ص
٣٩٤٥ ص
٣٩٤٦ ص
٣٩٤٧ ص
٣٩٤٨ ص
٣٩٤٩ ص
٣٩٥٠ ص
٣٩٥١ ص
٣٩٥٢ ص
٣٩٥٣ ص
٣٩٥٤ ص
٣٩٥٥ ص
٣٩٥٦ ص
٣٩٥٧ ص
٣٩٥٨ ص
٣٩٥٩ ص
٣٩٦٠ ص
٣٩٦١ ص
٣٩٦٢ ص
٣٩٦٣ ص
٣٩٦٤ ص
٣٩٦٥ ص
٣٩٦٦ ص
٣٩٦٧ ص
٣٩٦٨ ص
٣٩٦٩ ص
٣٩٧٠ ص
٣٩٧١ ص
٣٩٧٢ ص
٣٩٧٣ ص
٣٩٧٤ ص
٣٩٧٥ ص
٣٩٧٦ ص
٣٩٧٧ ص
٣٩٧٨ ص
٣٩٧٩ ص
٣٩٨٠ ص
٣٩٨١ ص
٣٩٨٢ ص
٣٩٨٣ ص
٣٩٨٤ ص
٣٩٨٥ ص
٣٩٨٦ ص
٣٩٨٧ ص
٣٩٨٨ ص
٣٩٨٩ ص
٣٩٩٠ ص
٣٩٩١ ص
٣٩٩٢ ص
٣٩٩٣ ص
٣٩٩٤ ص
٣٩٩٥ ص
٣٩٩٦ ص
٣٩٩٧ ص
٣٩٩٨ ص
٣٩٩٩ ص
٤٠٠٠ ص
٤٠٠١ ص
٤٠٠٢ ص
٤٠٠٣ ص
٤٠٠٤ ص
٤٠٠٥ ص
٤٠٠٦ ص
٤٠٠٧ ص
٤٠٠٨ ص
٤٠٠٩ ص
٤٠١٠ ص
٤٠١١ ص
٤٠١٢ ص
٤٠١٣ ص
٤٠١٤ ص
٤٠١٥ ص
٤٠١٦ ص
٤٠١٧ ص
٤٠١٨ ص
٤٠١٩ ص
٤٠٢٠ ص
٤٠٢١ ص
٤٠٢٢ ص
٤٠٢٣ ص
٤٠٢٤ ص
٤٠٢٥ ص
٤٠٢٦ ص
٤٠٢٧ ص
٤٠٢٨ ص
٤٠٢٩ ص
٤٠٣٠ ص
٤٠٣١ ص
٤٠٣٢ ص
٤٠٣٣ ص
٤٠٣٤ ص
٤٠٣٥ ص
٤٠٣٦ ص
٤٠٣٧ ص
٤٠٣٨ ص
٤٠٣٩ ص
٤٠٤٠ ص
٤٠٤١ ص
٤٠٤٢ ص
٤٠٤٣ ص
٤٠٤٤ ص
٤٠٤٥ ص
٤٠٤٦ ص
٤٠٤٧ ص
٤٠٤٨ ص
٤٠٤٩ ص
٤٠٥٠ ص
٤٠٥١ ص
٤٠٥٢ ص
٤٠٥٣ ص
٤٠٥٤ ص
٤٠٥٥ ص
٤٠٥٦ ص
٤٠٥٧ ص
٤٠٥٨ ص
٤٠٥٩ ص
٤٠٦٠ ص
٤٠٦١ ص
٤٠٦٢ ص
٤٠٦٣ ص
٤٠٦٤ ص
٤٠٦٥ ص
٤٠٦٦ ص
٤٠٦٧ ص
٤٠٦٨ ص
٤٠٦٩ ص
٤٠٧٠ ص
٤٠٧١ ص
٤٠٧٢ ص
٤٠٧٣ ص
٤٠٧٤ ص
٤٠٧٥ ص
٤٠٧٦ ص
٤٠٧٧ ص
٤٠٧٨ ص
٤٠٧٩ ص
٤٠٨٠ ص
٤٠٨١ ص
٤٠٨٢ ص
٤٠٨٣ ص
٤٠٨٤ ص
٤٠٨٥ ص
٤٠٨٦ ص
٤٠٨٧ ص
٤٠٨٨ ص
٤٠٨٩ ص
٤٠٩٠ ص
٤٠٩١ ص
٤٠٩٢ ص
٤٠٩٣ ص
٤٠٩٤ ص
٤٠٩٥ ص
٤٠٩٦ ص
٤٠٩٧ ص
٤٠٩٨ ص
٤٠٩٩ ص
٤١٠٠ ص
٤١٠١ ص
٤١٠٢ ص
٤١٠٣ ص
٤١٠٤ ص
٤١٠٥ ص
٤١٠٦ ص
٤١٠٧ ص
٤١٠٨ ص
٤١٠٩ ص
٤١١٠ ص
٤١١١ ص
٤١١٢ ص
٤١١٣ ص
٤١١٤ ص
٤١١٥ ص
٤١١٦ ص
٤١١٧ ص
٤١١٨ ص
٤١١٩ ص
٤١٢٠ ص
٤١٢١ ص
٤١٢٢ ص
٤١٢٣ ص
٤١٢٤ ص
٤١٢٥ ص
٤١٢٦ ص
٤١٢٧ ص
٤١٢٨ ص
٤١٢٩ ص
٤١٣٠ ص
٤١٣١ ص
٤١٣٢ ص
٤١٣٣ ص
٤١٣٤ ص
٤١٣٥ ص
٤١٣٦ ص
٤١٣٧ ص
٤١٣٨ ص
٤١٣٩ ص
٤١٤٠ ص
٤١٤١ ص
٤١٤٢ ص
٤١٤٣ ص
٤١٤٤ ص
٤١٤٥ ص
٤١٤٦ ص
٤١٤٧ ص
٤١٤٨ ص
٤١٤٩ ص
٤١٥٠ ص
٤١٥١ ص
٤١٥٢ ص
٤١٥٣ ص
٤١٥٤ ص
٤١٥٥ ص
٤١٥٦ ص
٤١٥٧ ص
٤١٥٨ ص
٤١٥٩ ص
٤١٦٠ ص
٤١٦١ ص
٤١٦٢ ص
٤١٦٣ ص
٤١٦٤ ص
٤١٦٥ ص
٤١٦٦ ص
٤١٦٧ ص
٤١٦٨ ص
٤١٦٩ ص
٤١٧٠ ص
٤١٧١ ص
٤١٧٢ ص
٤١٧٣ ص
٤١٧٤ ص
٤١٧٥ ص
٤١٧٦ ص
٤١٧٧ ص
٤١٧٨ ص
٤١٧٩ ص
٤١٨٠ ص
٤١٨١ ص
٤١٨٢ ص
٤١٨٣ ص
٤١٨٤ ص
٤١٨٥ ص
٤١٨٦ ص
٤١٨٧ ص
٤١٨٨ ص
٤١٨٩ ص
٤١٩٠ ص
٤١٩١ ص
٤١٩٢ ص
٤١٩٣ ص
٤١٩٤ ص
٤١٩٥ ص
٤١٩٦ ص
٤١٩٧ ص
٤١٩٨ ص
٤١٩٩ ص
٤٢٠٠ ص
٤٢٠١ ص
٤٢٠٢ ص
٤٢٠٣ ص
٤٢٠٤ ص
٤٢٠٥ ص
٤٢٠٦ ص
٤٢٠٧ ص
٤٢٠٨ ص
٤٢٠٩ ص
٤٢١٠ ص
٤٢١١ ص
٤٢١٢ ص
٤٢١٣ ص
٤٢١٤ ص
٤٢١٥ ص
٤٢١٦ ص
٤٢١٧ ص
٤٢١٨ ص
٤٢١٩ ص
٤٢٢٠ ص
٤٢٢١ ص
٤٢٢٢ ص
٤٢٢٣ ص
٤٢٢٤ ص
٤٢٢٥ ص
٤٢٢٦ ص
٤٢٢٧ ص
٤٢٢٨ ص
٤٢٢٩ ص
٤٢٣٠ ص
٤٢٣١ ص
٤٢٣٢ ص
٤٢٣٣ ص
٤٢٣٤ ص
٤٢٣٥ ص
٤٢٣٦ ص
٤٢٣٧ ص
٤٢٣٨ ص
٤٢٣٩ ص
٤٢٤٠ ص
٤٢٤١ ص
٤٢٤٢ ص
٤٢٤٣ ص
٤٢٤٤ ص
٤٢٤٥ ص
٤٢٤٦ ص
٤٢٤٧ ص
٤٢٤٨ ص
٤٢٤٩ ص
٤٢٥٠ ص
٤٢٥١ ص
٤٢٥٢ ص
٤٢٥٣ ص
٤٢٥٤ ص
٤٢٥٥ ص
٤٢٥٦ ص
٤٢٥٧ ص
٤٢٥٨ ص
٤٢٥٩ ص
٤٢٦٠ ص
٤٢٦١ ص
٤٢٦٢ ص
٤٢٦٣ ص
٤٢٦٤ ص
٤٢٦٥ ص
٤٢٦٦ ص
٤٢٦٧ ص
٤٢٦٨ ص
٤٢٦٩ ص
٤٢٧٠ ص
٤٢٧١ ص
٤٢٧٢ ص
٤٢٧٣ ص
٤٢٧٤ ص
٤٢٧٥ ص
٤٢٧٦ ص
٤٢٧٧ ص
٤٢٧٨ ص
٤٢٧٩ ص
٤٢٨٠ ص
٤٢٨١ ص
٤٢٨٢ ص
٤٢٨٣ ص
٤٢٨٤ ص
٤٢٨٥ ص
٤٢٨٦ ص
٤٢٨٧ ص
٤٢٨٨ ص
٤٢٨٩ ص
٤٢٩٠ ص
٤٢٩١ ص
٤٢٩٢ ص
٤٢٩٣ ص
٤٢٩٤ ص
٤٢٩٥ ص
٤٢٩٦ ص
٤٢٩٧ ص
٤٢٩٨ ص
٤٢٩٩ ص
٤٣٠٠ ص
٤٣٠١ ص
٤٣٠٢ ص
٤٣٠٣ ص
٤٣٠٤ ص
٤٣٠٥ ص
٤٣٠٦ ص
٤٣٠٧ ص
٤٣٠٨ ص
٤٣٠٩ ص
٤٣١٠ ص
٤٣١١ ص
٤٣١٢ ص
٤٣١٣ ص
٤٣١٤ ص
٤٣١٥ ص
٤٣١٦ ص
٤٣١٧ ص
٤٣١٨ ص
٤٣١٩ ص
٤٣٢٠ ص
٤٣٢١ ص
٤٣٢٢ ص
٤٣٢٣ ص
٤٣٢٤ ص
٤٣٢٥ ص
٤٣٢٦ ص
٤٣٢٧ ص
٤٣٢٨ ص
٤٣٢٩ ص
٤٣٣٠ ص
٤٣٣١ ص
٤٣٣٢ ص
٤٣٣٣ ص
٤٣٣٤ ص
٤٣٣٥ ص
٤٣٣٦ ص
٤٣٣٧ ص
٤٣٣٨ ص
٤٣٣٩ ص
٤٣٤٠ ص
٤٣٤١ ص
٤٣٤٢ ص
٤٣٤٣ ص
٤٣٤٤ ص
٤٣٤٥ ص
٤٣٤٦ ص
٤٣٤٧ ص
٤٣٤٨ ص
٤٣٤٩ ص
٤٣٥٠ ص
٤٣٥١ ص
٤٣٥٢ ص
٤٣٥٣ ص
٤٣٥٤ ص
٤٣٥٥ ص
٤٣٥٦ ص
٤٣٥٧ ص
٤٣٥٨ ص
٤٣٥٩ ص
٤٣٦٠ ص
٤٣٦١ ص
٤٣٦٢ ص
٤٣٦٣ ص
٤٣٦٤ ص
٤٣٦٥ ص
٤٣٦٦ ص
٤٣٦٧ ص
٤٣٦٨ ص
٤٣٦٩ ص
٤٣٧٠ ص
٤٣٧١ ص
٤٣٧٢ ص
٤٣٧٣ ص
٤٣٧٤ ص
٤٣٧٥ ص
٤٣٧٦ ص
٤٣٧٧ ص
٤٣٧٨ ص
٤٣٧٩ ص
٤٣٨٠ ص
٤٣٨١ ص
٤٣٨٢ ص
٤٣٨٣ ص
٤٣٨٤ ص
٤٣٨٥ ص
٤٣٨٦ ص
٤٣٨٧ ص
٤٣٨٨ ص
٤٣٨٩ ص
٤٣٩٠ ص
٤٣٩١ ص
٤٣٩٢ ص
٤٣٩٣ ص
٤٣٩٤ ص
٤٣٩٥ ص
٤٣٩٦ ص
٤٣٩٧ ص
٤٣٩٨ ص
٤٣٩٩ ص
٤٤٠٠ ص
٤٤٠١ ص
٤٤٠٢ ص
٤٤٠٣ ص
٤٤٠٤ ص
٤٤٠٥ ص
٤٤٠٦ ص
٤٤٠٧ ص
٤٤٠٨ ص
٤٤٠٩ ص
٤٤١٠ ص
٤٤١١ ص
٤٤١٢ ص
٤٤١٣ ص
٤٤١٤ ص
٤٤١٥ ص
٤٤١٦ ص
٤٤١٧ ص
٤٤١٨ ص
٤٤١٩ ص
٤٤٢٠ ص
٤٤٢١ ص
٤٤٢٢ ص
٤٤٢٣ ص
٤٤٢٤ ص
٤٤٢٥ ص
٤٤٢٦ ص
٤٤٢٧ ص
٤٤٢٨ ص
٤٤٢٩ ص
٤٤٣٠ ص
٤٤٣١ ص
٤٤٣٢ ص
٤٤٣٣ ص
٤٤٣٤ ص
٤٤٣٥ ص
٤٤٣٦ ص
٤٤٣٧ ص
٤٤٣٨ ص
٤٤٣٩ ص
٤٤٤٠ ص
٤٤٤١ ص
٤٤٤٢ ص
٤٤٤٣ ص
٤٤٤٤ ص
٤٤٤٥ ص
٤٤٤٦ ص
٤٤٤٧ ص
٤٤٤٨ ص
٤٤٤٩ ص
٤٤٥٠ ص
٤٤٥١ ص
٤٤٥٢ ص
٤٤٥٣ ص
٤٤٥٤ ص
٤٤٥٥ ص
٤٤٥٦ ص
٤٤٥٧ ص
٤٤٥٨ ص
٤٤٥٩ ص
٤٤٦٠ ص
٤٤٦١ ص
٤٤٦٢ ص
٤٤٦٣ ص
٤٤٦٤ ص
٤٤٦٥ ص
٤٤٦٦ ص
٤٤٦٧ ص
٤٤٦٨ ص
٤٤٦٩ ص
٤٤٧٠ ص
٤٤٧١ ص
٤٤٧٢ ص
٤٤٧٣ ص
٤٤٧٤ ص
٤٤٧٥ ص
٤٤٧٦ ص
٤٤٧٧ ص
٤٤٧٨ ص
٤٤٧٩ ص
٤٤٨٠ ص
٤٤٨١ ص
٤٤٨٢ ص
٤٤٨٣ ص
٤٤٨٤ ص
٤٤٨٥ ص
٤٤٨٦ ص
٤٤٨٧ ص
٤٤٨٨ ص
٤٤٨٩ ص
٤٤٩٠ ص
٤٤٩١ ص
٤٤٩٢ ص
٤٤٩٣ ص
٤٤٩٤ ص
٤٤٩٥ ص
٤٤٩٦ ص
٤٤٩٧ ص
٤٤٩٨ ص
٤٤٩٩ ص
٤٥٠٠ ص
٤٥٠١ ص
٤٥٠٢ ص
٤٥٠٣ ص
٤٥٠٤ ص
٤٥٠٥ ص
٤٥٠٦ ص
٤٥٠٧ ص
٤٥٠٨ ص
٤٥٠٩ ص
٤٥١٠ ص
٤٥١١ ص
٤٥١٢ ص
٤٥١٣ ص
٤٥١٤ ص
٤٥١٥ ص
٤٥١٦ ص
٤٥١٧ ص
٤٥١٨ ص
٤٥١٩ ص
٤٥٢٠ ص
٤٥٢١ ص
٤٥٢٢ ص
٤٥٢٣ ص
٤٥٢٤ ص
٤٥٢٥ ص
٤٥٢٦ ص
٤٥٢٧ ص
٤٥٢٨ ص
٤٥٢٩ ص
٤٥٣٠ ص
٤٥٣١ ص
٤٥٣٢ ص
٤٥٣٣ ص
٤٥٣٤ ص
٤٥٣٥ ص
٤٥٣٦ ص
٤٥٣٧ ص
٤٥٣٨ ص
٤٥٣٩ ص
٤٥٤٠ ص
٤٥٤١ ص
٤٥٤٢ ص
٤٥٤٣ ص
٤٥٤٤ ص
٤٥٤٥ ص
٤٥٤٦ ص
٤٥٤٧ ص
٤٥٤٨ ص
٤٥٤٩ ص
٤٥٥٠ ص
٤٥٥١ ص
٤٥٥٢ ص
٤٥٥٣ ص
٤٥٥٤ ص
٤٥٥٥ ص
٤٥٥٦ ص
٤٥٥٧ ص
٤٥٥٨ ص
٤٥٥٩ ص
٤٥٦٠ ص
٤٥٦١ ص
٤٥٦٢ ص
٤٥٦٣ ص
٤٥٦٤ ص
٤٥٦٥ ص
٤٥٦٦ ص
٤٥٦٧ ص
٤٥٦٨ ص
٤٥٦٩ ص
٤٥٧٠ ص
٤٥٧١ ص
٤٥٧٢ ص
٤٥٧٣ ص
٤٥٧٤ ص
٤٥٧٥ ص
٤٥٧٦ ص
٤٥٧٧ ص
٤٥٧٨ ص
٤٥٧٩ ص
٤٥٨٠ ص
٤٥٨١ ص
٤٥٨٢ ص
٤٥٨٣ ص
٤٥٨٤ ص
٤٥٨٥ ص
٤٥٨٦ ص
٤٥٨٧ ص
٤٥٨٨ ص
٤٥٨٩ ص
٤٥٩٠ ص
٤٥٩١ ص
٤٥٩٢ ص
٤٥٩٣ ص
٤٥٩٤ ص
٤٥٩٥ ص
٤٥٩٦ ص
٤٥٩٧ ص
٤٥٩٨ ص
٤٥٩٩ ص
٤٦٠٠ ص
٤٦٠١ ص
٤٦٠٢ ص
٤٦٠٣ ص
٤٦٠٤ ص
٤٦٠٥ ص
٤٦٠٦ ص
٤٦٠٧ ص
٤٦٠٨ ص
٤٦٠٩ ص
٤٦١٠ ص
٤٦١١ ص
٤٦١٢ ص
٤٦١٣ ص
٤٦١٤ ص
٤٦١٥ ص
٤٦١٦ ص
٤٦١٧ ص
٤٦١٨ ص
٤٦١٩ ص
٤٦٢٠ ص
٤٦٢١ ص
٤٦٢٢ ص
٤٦٢٣ ص
٤٦٢٤ ص
٤٦٢٥ ص
٤٦٢٦ ص
٤٦٢٧ ص
٤٦٢٨ ص
٤٦٢٩ ص
٤٦٣٠ ص
٤٦٣١ ص
٤٦٣٢ ص
٤٦٣٣ ص
٤٦٣٤ ص
٤٦٣٥ ص
٤٦٣٦ ص
٤٦٣٧ ص
٤٦٣٨ ص
٤٦٣٩ ص
٤٦٤٠ ص
٤٦٤١ ص
٤٦٤٢ ص
٤٦٤٣ ص
٤٦٤٤ ص
٤٦٤٥ ص
٤٦٤٦ ص
٤٦٤٧ ص
٤٦٤٨ ص
٤٦٤٩ ص
٤٦٥٠ ص
٤٦٥١ ص
٤٦٥٢ ص
٤٦٥٣ ص
٤٦٥٤ ص
٤٦٥٥ ص
٤٦٥٦ ص
٤٦٥٧ ص
٤٦٥٨ ص
٤٦٥٩ ص
٤٦٦٠ ص
٤٦٦١ ص
٤٦٦٢ ص
٤٦٦٣ ص
٤٦٦٤ ص
٤٦٦٥ ص
٤٦٦٦ ص
٤٦٦٧ ص
٤٦٦٨ ص
٤٦٦٩ ص
٤٦٧٠ ص
٤٦٧١ ص
٤٦٧٢ ص
٤٦٧٣ ص
٤٦٧٤ ص
٤٦٧٥ ص
٤٦٧٦ ص
٤٦٧٧ ص
٤٦٧٨ ص
٤٦٧٩ ص
٤٦٨٠ ص
٤٦٨١ ص
٤٦٨٢ ص
٤٦٨٣ ص
٤٦٨٤ ص
٤٦٨٥ ص
٤٦٨٦ ص
٤٦٨٧ ص
٤٦٨٨ ص
٤٦٨٩ ص
٤٦٩٠ ص
٤٦٩١ ص
٤٦٩٢ ص
٤٦٩٣ ص
٤٦٩٤ ص
٤٦٩٥ ص
٤٦٩٦ ص
٤٦٩٧ ص
٤٦٩٨ ص
٤٦٩٩ ص
٤٧٠٠ ص
٤٧٠١ ص
٤٧٠٢ ص
٤٧٠٣ ص
٤٧٠٤ ص
٤٧٠٥ ص
٤٧٠٦ ص
٤٧٠٧ ص
٤٧٠٨ ص
٤٧٠٩ ص
٤٧١٠ ص
٤٧١١ ص
٤٧١٢ ص
٤٧١٣ ص
٤٧١٤ ص
٤٧١٥ ص
٤٧١٦ ص
٤٧١٧ ص
٤٧١٨ ص
٤٧١٩ ص
٤٧٢٠ ص
٤٧٢١ ص
٤٧٢٢ ص
٤٧٢٣ ص
٤٧٢٤ ص
٤٧٢٥ ص
٤٧٢٦ ص
٤٧٢٧ ص
٤٧٢٨ ص
٤٧٢٩ ص
٤٧٣٠ ص
٤٧٣١ ص
٤٧٣٢ ص
٤٧٣٣ ص
٤٧٣٤ ص
٤٧٣٥ ص
٤٧٣٦ ص
٤٧٣٧ ص
٤٧٣٨ ص
٤٧٣٩ ص
٤٧٤٠ ص
٤٧٤١ ص
٤٧٤٢ ص
٤٧٤٣ ص
٤٧٤٤ ص
٤٧٤٥ ص
٤٧٤٦ ص
٤٧٤٧ ص
٤٧٤٨ ص
٤٧٤٩ ص
٤٧٥٠ ص
٤٧٥١ ص
٤٧٥٢ ص
٤٧٥٣ ص
٤٧٥٤ ص
٤٧٥٥ ص
٤٧٥٦ ص
٤٧٥٧ ص
٤٧٥٨ ص
٤٧٥٩ ص
٤٧٦٠ ص
٤٧٦١ ص
٤٧٦٢ ص
٤٧٦٣ ص
٤٧٦٤ ص
٤٧٦٥ ص
٤٧٦٦ ص
٤٧٦٧ ص
٤٧٦٨ ص
٤٧٦٩ ص
٤٧٧٠ ص
٤٧٧١ ص
٤٧٧٢ ص
٤٧٧٣ ص
٤٧٧٤ ص
٤٧٧٥ ص
٤٧٧٦ ص
٤٧٧٧ ص
٤٧٧٨ ص
٤٧٧٩ ص
٤٧٨٠ ص
٤٧٨١ ص
٤٧٨٢ ص
٤٧٨٣ ص
٤٧٨٤ ص
٤٧٨٥ ص
٤٧٨٦ ص
٤٧٨٧ ص
٤٧٨٨ ص
٤٧٨٩ ص
٤٧٩٠ ص
٤٧٩١ ص
٤٧٩٢ ص
٤٧٩٣ ص
٤٧٩٤ ص
٤٧٩٥ ص
٤٧٩٦ ص
٤٧٩٧ ص
٤٧٩٨ ص
٤٧٩٩ ص
٤٨٠٠ ص
٤٨٠١ ص
٤٨٠٢ ص
٤٨٠٣ ص
٤٨٠٤ ص
٤٨٠٥ ص
٤٨٠٦ ص
٤٨٠٧ ص
٤٨٠٨ ص
٤٨٠٩ ص
٤٨١٠ ص
٤٨١١ ص
٤٨١٢ ص
٤٨١٣ ص
٤٨١٤ ص
٤٨١٥ ص
٤٨١٦ ص
٤٨١٧ ص
٤٨١٨ ص
٤٨١٩ ص
٤٨٢٠ ص
٤٨٢١ ص
٤٨٢٢ ص
٤٨٢٣ ص
٤٨٢٤ ص
٤٨٢٥ ص
٤٨٢٦ ص
٤٨٢٧ ص
٤٨٢٨ ص
٤٨٢٩ ص
٤٨٣٠ ص
٤٨٣١ ص
٤٨٣٢ ص
٤٨٣٣ ص
٤٨٣٤ ص
٤٨٣٥ ص
٤٨٣٦ ص
٤٨٣٧ ص
٤٨٣٨ ص
٤٨٣٩ ص
٤٨٤٠ ص
٤٨٤١ ص
٤٨٤٢ ص
٤٨٤٣ ص
٤٨٤٤ ص
٤٨٤٥ ص
٤٨٤٦ ص
٤٨٤٧ ص
٤٨٤٨ ص
٤٨٤٩ ص
٤٨٥٠ ص
٤٨٥١ ص
٤٨٥٢ ص
٤٨٥٣ ص
٤٨٥٤ ص
٤٨٥٥ ص
٤٨٥٦ ص
٤٨٥٧ ص
٤٨٥٨ ص
٤٨٥٩ ص
٤٨٦٠ ص
٤٨٦١ ص
٤٨٦٢ ص
٤٨٦٣ ص
٤٨٦٤ ص
٤٨٦٥ ص
٤٨٦٦ ص
٤٨٦٧ ص
٤٨٦٨ ص
٤٨٦٩ ص
٤٨٧٠ ص
٤٨٧١ ص
٤٨٧٢ ص
٤٨٧٣ ص
٤٨٧٤ ص
٤٨٧٥ ص
٤٨٧٦ ص
٤٨٧٧ ص
٤٨٧٨ ص
٤٨٧٩ ص
٤٨٨٠ ص
٤٨٨١ ص
٤٨٨٢ ص
٤٨٨٣ ص
٤٨٨٤ ص
٤٨٨٥ ص
٤٨٨٦ ص
٤٨٨٧ ص
٤٨٨٨ ص
٤٨٨٩ ص
٤٨٩٠ ص
٤٨٩١ ص
٤٨٩٢ ص
٤٨٩٣ ص
٤٨٩٤ ص
٤٨٩٥ ص
٤٨٩٦ ص
٤٨٩٧ ص
٤٨٩٨ ص
٤٨٩٩ ص
٤٩٠٠ ص
٤٩٠١ ص
٤٩٠٢ ص
٤٩٠٣ ص
٤٩٠٤ ص
٤٩٠٥ ص
٤٩٠٦ ص
٤٩٠٧ ص
٤٩٠٨ ص
٤٩٠٩ ص
٤٩١٠ ص
٤٩١١ ص
٤٩١٢ ص
٤٩١٣ ص
٤٩١٤ ص
٤٩١٥ ص
٤٩١٦ ص
٤٩١٧ ص
٤٩١٨ ص
٤٩١٩ ص
٤٩٢٠ ص
٤٩٢١ ص
٤٩٢٢ ص
٤٩٢٣ ص
٤٩٢٤ ص
٤٩٢٥ ص
٤٩٢٦ ص
٤٩٢٧ ص
٤٩٢٨ ص
٤٩٢٩ ص
٤٩٣٠ ص
٤٩٣١ ص
٤٩٣٢ ص
٤٩٣٣ ص
٤٩٣٤ ص
٤٩٣٥ ص
٤٩٣٦ ص
٤٩٣٧ ص
٤٩٣٨ ص
٤٩٣٩ ص
٤٩٤٠ ص
٤٩٤١ ص
٤٩٤٢ ص
٤٩٤٣ ص
٤٩٤٤ ص
٤٩٤٥ ص
٤٩٤٦ ص
٤٩٤٧ ص
٤٩٤٨ ص
٤٩٤٩ ص
٤٩٥٠ ص
٤٩٥١ ص
٤٩٥٢ ص
٤٩٥٣ ص
٤٩٥٤ ص
٤٩٥٥ ص
٤٩٥٦ ص
٤٩٥٧ ص
٤٩٥٨ ص
٤٩٥٩ ص
٤٩٦٠ ص
٤٩٦١ ص
٤٩٦٢ ص
٤٩٦٣ ص
٤٩٦٤ ص
٤٩٦٥ ص
٤٩٦٦ ص
٤٩٦٧ ص
٤٩٦٨ ص
٤٩٦٩ ص
٤٩٧٠ ص
٤٩٧١ ص
٤٩٧٢ ص
٤٩٧٣ ص
٤٩٧٤ ص
٤٩٧٥ ص
٤٩٧٦ ص
٤٩٧٧ ص
٤٩٧٨ ص
٤٩٧٩ ص
٤٩٨٠ ص
٤٩٨١ ص
٤٩٨٢ ص
٤٩٨٣ ص
٤٩٨٤ ص
٤٩٨٥ ص
٤٩٨٦ ص
٤٩٨٧ ص
٤٩٨٨ ص
٤٩٨٩ ص
٤٩٩٠ ص
٤٩٩١ ص
٤٩٩٢ ص
٤٩٩٣ ص
٤٩٩٤ ص
٤٩٩٥ ص
٤٩٩٦ ص
٤٩٩٧ ص
٤٩٩٨ ص
٤٩٩٩ ص
٥٠٠٠ ص
٥٠٠١ ص
٥٠٠٢ ص
٥٠٠٣ ص
٥٠٠٤ ص
٥٠٠٥ ص
٥٠٠٦ ص
٥٠٠٧ ص
٥٠٠٨ ص
٥٠٠٩ ص
٥٠١٠ ص
٥٠١١ ص
٥٠١٢ ص
٥٠١٣ ص
٥٠١٤ ص
٥٠١٥ ص
٥٠١٦ ص
٥٠١٧ ص
٥٠١٨ ص
٥٠١٩ ص
٥٠٢٠ ص
٥٠٢١ ص
٥٠٢٢ ص
٥٠٢٣ ص
٥٠٢٤ ص
٥٠٢٥ ص
٥٠٢٦ ص
٥٠٢٧ ص
٥٠٢٨ ص
٥٠٢٩ ص
٥٠٣٠ ص
٥٠٣١ ص
٥٠٣٢ ص
٥٠٣٣ ص
٥٠٣٤ ص
٥٠٣٥ ص
٥٠٣٦ ص
٥٠٣٧ ص
٥٠٣٨ ص
٥٠٣٩ ص
٥٠٤٠ ص
٥٠٤١ ص
٥٠٤٢ ص
٥٠٤٣ ص
٥٠٤٤ ص
٥٠٤٥ ص
٥٠٤٦ ص
٥٠٤٧ ص
٥٠٤٨ ص
٥٠٤٩ ص
٥٠٥٠ ص
٥٠٥١ ص
٥٠٥٢ ص
٥٠٥٣ ص
٥٠٥٤ ص
٥٠٥٥ ص
٥٠٥٦ ص
٥٠٥٧ ص
٥٠٥٨ ص
٥٠٥٩ ص
٥٠٦٠ ص
٥٠٦١ ص
٥٠٦٢ ص
٥٠٦٣ ص
٥٠٦٤ ص
٥٠٦٥ ص
٥٠٦٦ ص
٥٠٦٧ ص
٥٠٦٨ ص
٥٠٦٩ ص
٥٠٧٠ ص
٥٠٧١ ص
٥٠٧٢ ص
٥٠٧٣ ص
٥٠٧٤ ص
٥٠٧٥ ص
٥٠٧٦ ص
٥٠٧٧ ص
٥٠٧٨ ص
٥٠٧٩ ص
٥٠٨٠ ص
٥٠٨١ ص
٥٠٨٢ ص
٥٠٨٣ ص
٥٠٨٤ ص
٥٠٨٥ ص
٥٠٨٦ ص
٥٠٨٧ ص
٥٠٨٨ ص
٥٠٨٩ ص
٥٠٩٠ ص
٥٠٩١ ص
٥٠٩٢ ص
٥٠٩٣ ص
٥٠٩٤ ص
٥٠٩٥ ص
٥٠٩٦ ص
٥٠٩٧ ص
٥٠٩٨ ص
٥٠٩٩ ص
٥١٠٠ ص
٥١٠١ ص
٥١٠٢ ص
٥١٠٣ ص
٥١٠٤ ص
٥١٠٥ ص
٥١٠٦ ص
٥١٠٧ ص
٥١٠٨ ص
٥١٠٩ ص
٥١١٠ ص
٥١١١ ص
٥١١٢ ص
٥١١٣ ص
٥١١٤ ص
٥١١٥ ص
٥١١٦ ص
٥١١٧ ص
٥١١٨ ص
٥١١٩ ص
٥١٢٠ ص
٥١٢١ ص
٥١٢٢ ص
٥١٢٣ ص
٥١٢٤ ص
٥١٢٥ ص
٥١٢٦ ص
٥١٢٧ ص
٥١٢٨ ص
٥١٢٩ ص
٥١٣٠ ص
٥١٣١ ص
٥١٣٢ ص
٥١٣٣ ص
٥١٣٤ ص
٥١٣٥ ص
٥١٣٦ ص
٥١٣٧ ص
٥١٣٨ ص
٥١٣٩ ص
٥١٤٠ ص
٥١٤١ ص
٥١٤٢ ص
٥١٤٣ ص
٥١٤٤ ص
٥١٤٥ ص
٥١٤٦ ص
٥١٤٧ ص
٥١٤٨ ص
٥١٤٩ ص
٥١٥٠ ص
٥١٥١ ص
٥١٥٢ ص
٥١٥٣ ص
٥١٥٤ ص
٥١٥٥ ص
٥١٥٦ ص
٥١٥٧ ص
٥١٥٨ ص
٥١٥٩ ص
٥١٦٠ ص
٥١٦١ ص
٥١٦٢ ص
٥١٦٣ ص
٥١٦٤ ص
٥١٦٥ ص
٥١٦٦ ص
٥١٦٧ ص
٥١٦٨ ص
٥١٦٩ ص
٥١٧٠ ص
٥١٧١ ص
٥١٧٢ ص
٥١٧٣ ص
٥١٧٤ ص
٥١٧٥ ص
٥١٧٦ ص
٥١٧٧ ص
٥١٧٨ ص
٥١٧٩ ص
٥١٨٠ ص
٥١٨١ ص
٥١٨٢ ص
٥١٨٣ ص
٥١٨٤ ص
٥١٨٥ ص
٥١٨٦ ص
٥١٨٧ ص
٥١٨٨ ص
٥١٨٩ ص
٥١٩٠ ص
٥١٩١ ص
٥١٩٢ ص
٥١٩٣ ص
٥١٩٤ ص
٥١٩٥ ص
٥١٩٦ ص
٥١٩٧ ص
٥١٩٨ ص
٥١٩٩ ص
٥٢٠٠ ص
٥٢٠١ ص
٥٢٠٢ ص
٥٢٠٣ ص
٥٢٠٤ ص
٥٢٠٥ ص
٥٢٠٦ ص
٥٢٠٧ ص
٥٢٠٨ ص
٥٢٠٩ ص
٥٢١٠ ص
٥٢١١ ص
٥٢١٢ ص
٥٢١٣ ص
٥٢١٤ ص
٥٢١٥ ص
٥٢١٦ ص
٥٢١٧ ص
٥٢١٨ ص
٥٢١٩ ص
٥٢٢٠ ص
٥٢٢١ ص
٥٢٢٢ ص
٥٢٢٣ ص
٥٢٢٤ ص
٥٢٢٥ ص
٥٢٢٦ ص
٥٢٢٧ ص
٥٢٢٨ ص
٥٢٢٩ ص
٥٢٣٠ ص
٥٢٣١ ص
٥٢٣٢ ص
٥٢٣٣ ص
٥٢٣٤ ص
٥٢٣٥ ص
٥٢٣٦ ص
٥٢٣٧ ص
٥٢٣٨ ص
٥٢٣٩ ص
٥٢٤٠ ص
٥٢٤١ ص
٥٢٤٢ ص
٥٢٤٣ ص
٥٢٤٤ ص
٥٢٤٥ ص
٥٢٤٦ ص
٥٢٤٧ ص
٥٢٤٨ ص
٥٢٤٩ ص
٥٢٥٠ ص
٥٢٥١ ص
٥٢٥٢ ص
٥٢٥٣ ص
٥٢٥٤ ص
٥٢٥٥ ص
٥٢٥٦ ص
٥٢٥٧ ص
٥٢٥٨ ص
٥٢٥٩ ص
٥٢٦٠ ص
٥٢٦١ ص
٥٢٦٢ ص
٥٢٦٣ ص
٥٢٦٤ ص
٥٢٦٥ ص
٥٢٦٦ ص
٥٢٦٧ ص
٥٢٦٨ ص
٥٢٦٩ ص
٥٢٧٠ ص
٥٢٧١ ص
٥٢٧٢ ص
٥٢٧٣ ص
٥٢٧٤ ص
٥٢٧٥ ص
٥٢٧٦ ص
٥٢٧٧ ص
٥٢٧٨ ص
٥٢٧٩ ص
٥٢٨٠ ص
٥٢٨١ ص
٥٢٨٢ ص
٥٢٨٣ ص
٥٢٨٤ ص
٥٢٨٥ ص
٥٢٨٦ ص
٥٢٨٧ ص
٥٢٨٨ ص
٥٢٨٩ ص
٥٢٩٠ ص
٥٢٩١ ص
٥٢٩٢ ص
٥٢٩٣ ص
٥٢٩٤ ص
٥٢٩٥ ص
٥٢٩٦ ص
٥٢٩٧ ص
٥٢٩٨ ص
٥٢٩٩ ص
٥٣٠٠ ص
٥٣٠١ ص
٥٣٠٢ ص
٥٣٠٣ ص
٥٣٠٤ ص
٥٣٠٥ ص
٥٣٠٦ ص
٥٣٠٧ ص
٥٣٠٨ ص
٥٣٠٩ ص
٥٣١٠ ص
٥٣١١ ص
٥٣١٢ ص
٥٣١٣ ص
٥٣١٤ ص
٥٣١٥ ص
٥٣١٦ ص
٥٣١٧ ص
٥٣١٨ ص
٥٣١٩ ص
٥٣٢٠ ص
٥٣٢١ ص
٥٣٢٢ ص
٥٣٢٣ ص
٥٣٢٤ ص
٥٣٢٥ ص
٥٣٢٦ ص
٥٣٢٧ ص
٥٣٢٨ ص
٥٣٢٩ ص
٥٣٣٠ ص
٥٣٣١ ص
٥٣٣٢ ص
٥٣٣٣ ص
٥٣٣٤ ص
٥٣٣٥ ص
٥٣٣٦ ص
٥٣٣٧ ص
٥٣٣٨ ص
٥٣٣٩ ص
٥٣٤٠ ص
٥٣٤١ ص
٥٣٤٢ ص
٥٣٤٣ ص
٥٣٤٤ ص
٥٣٤٥ ص
٥٣٤٦ ص
٥٣٤٧ ص
٥٣٤٨ ص
٥٣٤٩ ص
٥٣٥٠ ص
٥٣٥١ ص
٥٣٥٢ ص
٥٣٥٣ ص
٥٣٥٤ ص
٥٣٥٥ ص
٥٣٥٦ ص
٥٣٥٧ ص
٥٣٥٨ ص
٥٣٥٩ ص
٥٣٦٠ ص
٥٣٦١ ص
٥٣٦٢ ص
٥٣٦٣ ص
٥٣٦٤ ص
٥٣٦٥ ص
٥٣٦٦ ص
٥٣٦٧ ص
٥٣٦٨ ص
٥٣٦٩ ص
٥٣٧٠ ص
٥٣٧١ ص
٥٣٧٢ ص
٥٣٧٣ ص
٥٣٧٤ ص
٥٣٧٥ ص
٥٣٧٦ ص
٥٣٧٧ ص
٥٣٧٨ ص
٥٣٧٩ ص
٥٣٨٠ ص
٥٣٨١ ص
٥٣٨٢ ص
٥٣٨٣ ص
٥٣٨٤ ص
٥٣٨٥ ص
٥٣٨٦ ص
٥٣٨٧ ص
٥٣٨٨ ص
٥٣٨٩ ص
٥٣٩٠ ص
٥٣٩١ ص
٥٣٩٢ ص
٥٣٩٣ ص
٥٣٩٤ ص
٥٣٩٥ ص
٥٣٩٦ ص
٥٣٩٧ ص
٥٣٩٨ ص
٥٣٩٩ ص
٥٤٠٠ ص
٥٤٠١ ص
٥٤٠٢ ص
٥٤٠٣ ص
٥٤٠٤ ص
٥٤٠٥ ص
٥٤٠٦ ص
٥٤٠٧ ص
٥٤٠٨ ص
٥٤٠٩ ص
٥٤١٠ ص
٥٤١١ ص
٥٤١٢ ص
٥٤١٣ ص
٥٤١٤ ص
٥٤١٥ ص
٥٤١٦ ص
٥٤١٧ ص
٥٤١٨ ص
٥٤١٩ ص
٥٤٢٠ ص
٥٤٢١ ص
٥٤٢٢ ص
٥٤٢٣ ص
٥٤٢٤ ص
٥٤٢٥ ص
٥٤٢٦ ص
٥٤٢٧ ص
٥٤٢٨ ص
٥٤٢٩ ص
٥٤٣٠ ص
٥٤٣١ ص
٥٤٣٢ ص
٥٤٣٣ ص
٥٤٣٤ ص
٥٤٣٥ ص
٥٤٣٦ ص
٥٤٣٧ ص
٥٤٣٨ ص
٥٤٣٩ ص
٥٤٤٠ ص
٥٤٤١ ص
٥٤٤٢ ص
٥٤٤٣ ص
٥٤٤٤ ص
٥٤٤٥ ص
٥٤٤٦ ص
٥٤٤٧ ص
٥٤٤٨ ص
٥٤٤٩ ص
٥٤٥٠ ص
٥٤٥١ ص
٥٤٥٢ ص
٥٤٥٣ ص
٥٤٥٤ ص
٥٤٥٥ ص
٥٤٥٦ ص
٥٤٥٧ ص
٥٤٥٨ ص
٥٤٥٩ ص
٥٤٦٠ ص
٥٤٦١ ص
٥٤٦٢ ص
٥٤٦٣ ص
٥٤٦٤ ص
٥٤٦٥ ص
٥٤٦٦ ص
٥٤٦٧ ص
٥٤٦٨ ص
٥٤٦٩ ص
٥٤٧٠ ص
٥٤٧١ ص
٥٤٧٢ ص
٥٤٧٣ ص
٥٤٧٤ ص
٥٤٧٥ ص
٥٤٧٦ ص
٥٤٧٧ ص
٥٤٧٨ ص
٥٤٧٩ ص
٥٤٨٠ ص
٥٤٨١ ص
٥٤٨٢ ص
٥٤٨٣ ص
٥٤٨٤ ص
٥٤٨٥ ص
٥٤٨٦ ص
٥٤٨٧ ص
٥٤٨٨ ص
٥٤٨٩ ص
٥٤٩٠ ص
٥٤٩١ ص
٥٤٩٢ ص
٥٤٩٣ ص
٥٤٩٤ ص
٥٤٩٥ ص
٥٤٩٦ ص
٥٤٩٧ ص
٥٤٩٨ ص
٥٤٩٩ ص
٥٥٠٠ ص
٥٥٠١ ص
٥٥٠٢ ص
٥٥٠٣ ص
٥٥٠٤ ص
٥٥٠٥ ص
٥٥٠٦ ص
٥٥٠٧ ص
٥٥٠٨ ص
٥٥٠٩ ص
٥٥١٠ ص
٥٥١١ ص
٥٥١٢ ص
٥٥١٣ ص
٥٥١٤ ص
٥٥١٥ ص
٥٥١٦ ص
٥٥١٧ ص
٥٥١٨ ص
٥٥١٩ ص
٥٥٢٠ ص
٥٥٢١ ص
٥٥٢٢ ص
٥٥٢٣ ص
٥٥٢٤ ص
٥٥٢٥ ص
٥٥٢٦ ص
٥٥٢٧ ص
٥٥٢٨ ص
٥٥٢٩ ص
٥٥٣٠ ص
٥٥٣١ ص
٥٥٣٢ ص
٥٥٣٣ ص
٥٥٣٤ ص
٥٥٣٥ ص
٥٥٣٦ ص
٥٥٣٧ ص
٥٥٣٨ ص
٥٥٣٩ ص
٥٥٤٠ ص
٥٥٤١ ص
٥٥٤٢ ص
٥٥٤٣ ص
٥٥٤٤ ص
٥٥٤٥ ص
٥٥٤٦ ص
٥٥٤٧ ص
٥٥٤٨ ص
٥٥٤٩ ص
٥٥٥٠ ص
٥٥٥١ ص
٥٥٥٢ ص
٥٥٥٣ ص
٥٥٥٤ ص
٥٥٥٥ ص
٥٥٥٦ ص
٥٥٥٧ ص
٥٥٥٨ ص
٥٥٥٩ ص
٥٥٦٠ ص
٥٥٦١ ص
٥٥٦٢ ص
٥٥٦٣ ص
٥٥٦٤ ص
٥٥٦٥ ص
٥٥٦٦ ص
٥٥٦٧ ص
٥٥٦٨ ص
٥٥٦٩ ص
٥٥٧٠ ص
٥٥٧١ ص
٥٥٧٢ ص
٥٥٧٣ ص
٥٥٧٤ ص
٥٥٧٥ ص
٥٥٧٦ ص
٥٥٧٧ ص
٥٥٧٨ ص
٥٥٧٩ ص
٥٥٨٠ ص
٥٥٨١ ص
٥٥٨٢ ص
٥٥٨٣ ص
٥٥٨٤ ص
٥٥٨٥ ص
٥٥٨٦ ص
٥٥٨٧ ص
٥٥٨٨ ص
٥٥٨٩ ص
٥٥٩٠ ص
٥٥٩١ ص
٥٥٩٢ ص
٥٥٩٣ ص
٥٥٩٤ ص
٥٥٩٥ ص
٥٥٩٦ ص
٥٥٩٧ ص
٥٥٩٨ ص
٥٥٩٩ ص
٥٦٠٠ ص
٥٦٠١ ص
٥٦٠٢ ص
٥٦٠٣ ص
٥٦٠٤ ص
٥٦٠٥ ص
٥٦٠٦ ص
٥٦٠٧ ص
٥٦٠٨ ص
٥٦٠٩ ص
٥٦١٠ ص
٥٦١١ ص
٥٦١٢ ص
٥٦١٣ ص
٥٦١٤ ص
٥٦١٥ ص
٥٦١٦ ص
٥٦١٧ ص
٥٦١٨ ص
٥٦١٩ ص
٥٦٢٠ ص
٥٦٢١ ص
٥٦٢٢ ص
٥٦٢٣ ص
٥٦٢٤ ص
٥٦٢٥ ص
٥٦٢٦ ص
٥٦٢٧ ص
٥٦٢٨ ص
٥٦٢٩ ص
٥٦٣٠ ص
٥٦٣١ ص
٥٦٣٢ ص
٥٦٣٣ ص
٥٦٣٤ ص
٥٦٣٥ ص
٥٦٣٦ ص
٥٦٣٧ ص
٥٦٣٨ ص
٥٦٣٩ ص
٥٦٤٠ ص
٥٦٤١ ص
٥٦٤٢ ص
٥٦٤٣ ص
٥٦٤٤ ص
٥٦٤٥ ص
٥٦٤٦ ص
٥٦٤٧ ص
٥٦٤٨ ص
٥٦٤٩ ص
٥٦٥٠ ص
٥٦٥١ ص
٥٦٥٢ ص
٥٦٥٣ ص
٥٦٥٤ ص
٥٦٥٥ ص
٥٦٥٦ ص
٥٦٥٧ ص
٥٦٥٨ ص
٥٦٥٩ ص
٥٦٦٠ ص
٥٦٦١ ص
٥٦٦٢ ص
٥٦٦٣ ص
٥٦٦٤ ص
٥٦٦٥ ص
٥٦٦٦ ص
٥٦٦٧ ص
٥٦٦٨ ص
٥٦٦٩ ص
٥٦٧٠ ص
٥٦٧١ ص
٥٦٧٢ ص
٥٦٧٣ ص
٥٦٧٤ ص
٥٦٧٥ ص
٥٦٧٦ ص
٥٦٧٧ ص
٥٦٧٨ ص
٥٦٧٩ ص
٥٦٨٠ ص
٥٦٨١ ص
٥٦٨٢ ص
٥٦٨٣ ص
٥٦٨٤ ص
٥٦٨٥ ص
٥٦٨٦ ص
٥٦٨٧ ص
٥٦٨٨ ص
٥٦٨٩ ص
٥٦٩٠ ص
٥٦٩١ ص
٥٦٩٢ ص
٥٦٩٣ ص
٥٦٩٤ ص
٥٦٩٥ ص
٥٦٩٦ ص
٥٦٩٧ ص
٥٦٩٨ ص
٥٦٩٩ ص
٥٧٠٠ ص
٥٧٠١ ص
٥٧٠٢ ص
٥٧٠٣ ص
٥٧٠٤ ص
٥٧٠٥ ص
٥٧٠٦ ص
٥٧٠٧ ص
٥٧٠٨ ص
٥٧٠٩ ص
٥٧١٠ ص
٥٧١١ ص
٥٧١٢ ص
٥٧١٣ ص
٥٧١٤ ص
٥٧١٥ ص
٥٧١٦ ص
٥٧١٧ ص
٥٧١٨ ص
٥٧١٩ ص
٥٧٢٠ ص
٥٧٢١ ص
٥٧٢٢ ص
٥٧٢٣ ص
٥٧٢٤ ص
٥٧٢٥ ص
٥٧٢٦ ص
٥٧٢٧ ص
٥٧٢٨ ص
٥٧٢٩ ص
٥٧٣٠ ص
٥٧٣١ ص
٥٧٣٢ ص
٥٧٣٣ ص
٥٧٣٤ ص
٥٧٣٥ ص
٥٧٣٦ ص
٥٧٣٧ ص
٥٧٣٨ ص
٥٧٣٩ ص
٥٧٤٠ ص
٥٧٤١ ص
٥٧٤٢ ص
٥٧٤٣ ص
٥٧٤٤ ص
٥٧٤٥ ص
٥٧٤٦ ص
٥٧٤٧ ص
٥٧٤٨ ص
٥٧٤٩ ص
٥٧٥٠ ص
٥٧٥١ ص
٥٧٥٢ ص
٥٧٥٣ ص
٥٧٥٤ ص
٥٧٥٥ ص
٥٧٥٦ ص
٥٧٥٧ ص
٥٧٥٨ ص
٥٧٥٩ ص
٥٧٦٠ ص
٥٧٦١ ص
٥٧٦٢ ص
٥٧٦٣ ص
٥٧٦٤ ص
٥٧٦٥ ص
٥٧٦٦ ص
٥٧٦٧ ص
٥٧٦٨ ص
٥٧٦٩ ص
٥٧٧٠ ص
٥٧٧١ ص
٥٧٧٢ ص
٥٧٧٣ ص
٥٧٧٤ ص
٥٧٧٥ ص
٥٧٧٦ ص
٥٧٧٧ ص
٥٧٧٨ ص
٥٧٧٩ ص
٥٧٨٠ ص
٥٧٨١ ص
٥٧٨٢ ص
٥٧٨٣ ص
٥٧٨٤ ص
٥٧٨٥ ص
٥٧٨٦ ص
٥٧٨٧ ص
٥٧٨٨ ص
٥٧٨٩ ص
٥٧٩٠ ص
٥٧٩١ ص
٥٧٩٢ ص
٥٧٩٣ ص
٥٧٩٤ ص
٥٧٩٥ ص
٥٧٩٦ ص
٥٧٩٧ ص
٥٧٩٨ ص
٥٧٩٩ ص
٥٨٠٠ ص
٥٨٠١ ص
٥٨٠٢ ص
٥٨٠٣ ص
٥٨٠٤ ص
٥٨٠٥ ص
٥٨٠٦ ص
٥٨٠٧ ص
٥٨٠٨ ص
٥٨٠٩ ص
٥٨١٠ ص
٥٨١١ ص
٥٨١٢ ص
٥٨١٣ ص
٥٨١٤ ص
٥٨١٥ ص
٥٨١٦ ص
٥٨١٧ ص
٥٨١٨ ص
٥٨١٩ ص
٥٨٢٠ ص
٥٨٢١ ص
٥٨٢٢ ص
٥٨٢٣ ص
٥٨٢٤ ص
٥٨٢٥ ص
٥٨٢٦ ص
٥٨٢٧ ص
٥٨٢٨ ص
٥٨٢٩ ص
٥٨٣٠ ص
٥٨٣١ ص
٥٨٣٢ ص
٥٨٣٣ ص
٥٨٣٤ ص
٥٨٣٥ ص
٥٨٣٦ ص
٥٨٣٧ ص
٥٨٣٨ ص
٥٨٣٩ ص
٥٨٤٠ ص
٥٨٤١ ص
٥٨٤٢ ص
٥٨٤٣ ص
٥٨٤٤ ص
٥٨٤٥ ص
٥٨٤٦ ص
٥٨٤٧ ص
٥٨٤٨ ص
٥٨٤٩ ص
٥٨٥٠ ص
٥٨٥١ ص
٥٨٥٢ ص
٥٨٥٣ ص
٥٨٥٤ ص
٥٨٥٥ ص
٥٨٥٦ ص
٥٨٥٧ ص
٥٨٥٨ ص
٥٨٥٩ ص
٥٨٦٠ ص
٥٨٦١ ص
٥٨٦٢ ص
٥٨٦٣ ص
٥٨٦٤ ص
٥٨٦٥ ص
٥٨٦٦ ص
٥٨٦٧ ص
٥٨٦٨ ص
٥٨٦٩ ص
٥٨٧٠ ص
٥٨٧١ ص
٥٨٧٢ ص
٥٨٧٣ ص
٥٨٧٤ ص
٥٨٧٥ ص
٥٨٧٦ ص
٥٨٧٧ ص
٥٨٧٨ ص
٥٨٧٩ ص
٥٨٨٠ ص
٥٨٨١ ص
٥٨٨٢ ص
٥٨٨٣ ص
٥٨٨٤ ص
٥٨٨٥ ص
٥٨٨٦ ص
٥٨٨٧ ص
٥٨٨٨ ص
٥٨٨٩ ص
٥٨٩٠ ص
٥٨٩١ ص
٥٨٩٢ ص
٥٨٩٣ ص
٥٨٩٤ ص
٥٨٩٥ ص
٥٨٩٦ ص
٥٨٩٧ ص
٥٨٩٨ ص
٥٨٩٩ ص
٥٩٠٠ ص
٥٩٠١ ص
٥٩٠٢ ص
٥٩٠٣ ص
٥٩٠٤ ص
٥٩٠٥ ص
٥٩٠٦ ص
٥٩٠٧ ص
٥٩٠٨ ص
٥٩٠٩ ص
٥٩١٠ ص
٥٩١١ ص
٥٩١٢ ص
٥٩١٣ ص
٥٩١٤ ص
٥٩١٥ ص
٥٩١٦ ص
٥٩١٧ ص
٥٩١٨ ص
٥٩١٩ ص
٥٩٢٠ ص
٥٩٢١ ص
٥٩٢٢ ص
٥٩٢٣ ص
٥٩٢٤ ص
٥٩٢٥ ص
٥٩٢٦ ص
٥٩٢٧ ص
٥٩٢٨ ص
٥٩٢٩ ص
٥٩٣٠ ص
٥٩٣١ ص
٥٩٣٢ ص
٥٩٣٣ ص
٥٩٣٤ ص
٥٩٣٥ ص
٥٩٣٦ ص
٥٩٣٧ ص
٥٩٣٨ ص
٥٩٣٩ ص
٥٩٤٠ ص
٥٩٤١ ص
٥٩٤٢ ص
٥٩٤٣ ص
٥٩٤٤ ص
٥٩٤٥ ص
٥٩٤٦ ص
٥٩٤٧ ص
٥٩٤٨ ص
٥٩٤٩ ص
٥٩٥٠ ص
٥٩٥١ ص
٥٩٥٢ ص
٥٩٥٣ ص
٥٩٥٤ ص
٥٩٥٥ ص
٥٩٥٦ ص
٥٩٥٧ ص
٥٩٥٨ ص
٥٩٥٩ ص
٥٩٦٠ ص
٥٩٦١ ص
٥٩٦٢ ص
٥٩٦٣ ص
٥٩٦٤ ص
٥٩٦٥ ص
٥٩٦٦ ص
٥٩٦٧ ص
٥٩٦٨ ص
٥٩٦٩ ص
٥٩٧٠ ص
٥٩٧١ ص
٥٩٧٢ ص
٥٩٧٣ ص
٥٩٧٤ ص
٥٩٧٥ ص
٥٩٧٦ ص
٥٩٧٧ ص
٥٩٧٨ ص
٥٩٧٩ ص
٥٩٨٠ ص
٥٩٨١ ص
٥٩٨٢ ص
٥٩٨٣ ص
٥٩٨٤ ص
٥٩٨٥ ص
٥٩٨٦ ص
٥٩٨٧ ص
٥٩٨٨ ص
٥٩٨٩ ص
٥٩٩٠ ص
٥٩٩١ ص
٥٩٩٢ ص
٥٩٩٣ ص
٥٩٩٤ ص
٥٩٩٥ ص
٥٩٩٦ ص
٥٩٩٧ ص
٥٩٩٨ ص
٥٩٩٩ ص
٦٠٠٠ ص
٦٠٠١ ص
٦٠٠٢ ص
٦٠٠٣ ص
٦٠٠٤ ص
٦٠٠٥ ص
٦٠٠٦ ص
٦٠٠٧ ص
٦٠٠٨ ص
٦٠٠٩ ص
٦٠١٠ ص
٦٠١١ ص
٦٠١٢ ص
٦٠١٣ ص
٦٠١٤ ص
٦٠١٥ ص
٦٠١٦ ص
٦٠١٧ ص
٦٠١٨ ص
٦٠١٩ ص
٦٠٢٠ ص
٦٠٢١ ص
٦٠٢٢ ص
٦٠٢٣ ص
٦٠٢٤ ص
٦٠٢٥ ص
٦٠٢٦ ص
٦٠٢٧ ص
٦٠٢٨ ص
٦٠٢٩ ص
٦٠٣٠ ص
٦٠٣١ ص
٦٠٣٢ ص
٦٠٣٣ ص
٦٠٣٤ ص
٦٠٣٥ ص
٦٠٣٦ ص
٦٠٣٧ ص
٦٠٣٨ ص
٦٠٣٩ ص
٦٠٤٠ ص
٦٠٤١ ص
٦٠٤٢ ص
٦٠٤٣ ص
٦٠٤٤ ص
٦٠٤٥ ص
٦٠٤٦ ص
٦٠٤٧ ص
٦٠٤٨ ص
٦٠٤٩ ص
٦٠٥٠ ص
٦٠٥١ ص
٦٠٥٢ ص
٦٠٥٣ ص
٦٠٥٤ ص
٦٠٥٥ ص
٦٠٥٦ ص
٦٠٥٧ ص
٦٠٥٨ ص
٦٠٥٩ ص
٦٠٦٠ ص
٦٠٦١ ص
٦٠٦٢ ص
٦٠٦٣ ص
٦٠٦٤ ص
٦٠٦٥ ص
٦٠٦٦ ص
٦٠٦٧ ص
٦٠٦٨ ص
٦٠٦٩ ص
٦٠٧٠ ص
٦٠٧١ ص
٦٠٧٢ ص
٦٠٧٣ ص
٦٠٧٤ ص
٦٠٧٥ ص
٦٠٧٦ ص
٦٠٧٧ ص
٦٠٧٨ ص
٦٠٧٩ ص
٦٠٨٠ ص
٦٠٨١ ص
٦٠٨٢ ص
٦٠٨٣ ص
٦٠٨٤ ص
٦٠٨٥ ص
٦٠٨٦ ص
٦٠٨٧ ص
٦٠٨٨ ص
٦٠٨٩ ص
٦٠٩٠ ص
٦٠٩١ ص
٦٠٩٢ ص
٦٠٩٣ ص
٦٠٩٤ ص
٦٠٩٥ ص
٦٠٩٦ ص
٦٠٩٧ ص
٦٠٩٨ ص
٦٠٩٩ ص
٦١٠٠ ص
٦١٠١ ص
٦١٠٢ ص
٦١٠٣ ص
٦١٠٤ ص
٦١٠٥ ص
٦١٠٦ ص
٦١٠٧ ص
٦١٠٨ ص
٦١٠٩ ص
٦١١٠ ص
٦١١١ ص
٦١١٢ ص
٦١١٣ ص
٦١١٤ ص
٦١١٥ ص
٦١١٦ ص
٦١١٧ ص
٦١١٨ ص
٦١١٩ ص
٦١٢٠ ص
٦١٢١ ص
٦١٢٢ ص
٦١٢٣ ص
٦١٢٤ ص
٦١٢٥ ص
٦١٢٦ ص
٦١٢٧ ص
٦١٢٨ ص
٦١٢٩ ص
٦١٣٠ ص
٦١٣١ ص
٦١٣٢ ص
٦١٣٣ ص
٦١٣٤ ص
٦١٣٥ ص
٦١٣٦ ص
٦١٣٧ ص
٦١٣٨ ص
٦١٣٩ ص
٦١٤٠ ص
٦١٤١ ص
٦١٤٢ ص
٦١٤٣ ص
٦١٤٤ ص
٦١٤٥ ص
٦١٤٦ ص
٦١٤٧ ص
٦١٤٨ ص
٦١٤٩ ص
٦١٥٠ ص
٦١٥١ ص
٦١٥٢ ص
٦١٥٣ ص
٦١٥٤ ص
٦١٥٥ ص
٦١٥٦ ص
٦١٥٧ ص
٦١٥٨ ص
٦١٥٩ ص
٦١٦٠ ص
٦١٦١ ص
٦١٦٢ ص
٦١٦٣ ص
٦١٦٤ ص
٦١٦٥ ص
٦١٦٦ ص
٦١٦٧ ص
٦١٦٨ ص
٦١٦٩ ص
٦١٧٠ ص
٦١٧١ ص
٦١٧٢ ص
٦١٧٣ ص
٦١٧٤ ص
٦١٧٥ ص
٦١٧٦ ص
٦١٧٧ ص
٦١٧٨ ص
٦١٧٩ ص
٦١٨٠ ص
٦١٨١ ص
٦١٨٢ ص
٦١٨٣ ص
٦١٨٤ ص
٦١٨٥ ص
٦١٨٦ ص
٦١٨٧ ص
٦١٨٨ ص
٦١٨٩ ص
٦١٩٠ ص
٦١٩١ ص
٦١٩٢ ص
٦١٩٣ ص
٦١٩٤ ص
٦١٩٥ ص
٦١٩٦ ص
٦١٩٧ ص
٦١٩٨ ص
٦١٩٩ ص
٦٢٠٠ ص
٦٢٠١ ص
٦٢٠٢ ص
٦٢٠٣ ص
٦٢٠٤ ص
٦٢٠٥ ص
٦٢٠٦ ص
٦٢٠٧ ص
٦٢٠٨ ص
٦٢٠٩ ص
٦٢١٠ ص
٦٢١١ ص
٦٢١٢ ص
٦٢١٣ ص
٦٢١٤ ص
٦٢١٥ ص
٦٢١٦ ص
٦٢١٧ ص
٦٢١٨ ص
٦٢١٩ ص
٦٢٢٠ ص
٦٢٢١ ص
٦٢٢٢ ص
٦٢٢٣ ص
٦٢٢٤ ص
٦٢٢٥ ص
٦٢٢٦ ص
٦٢٢٧ ص
٦٢٢٨ ص
٦٢٢٩ ص
٦٢٣٠ ص
٦٢٣١ ص
٦٢٣٢ ص
٦٢٣٣ ص
٦٢٣٤ ص
٦٢٣٥ ص
٦٢٣٦ ص
٦٢٣٧ ص
٦٢٣٨ ص
٦٢٣٩ ص
٦٢٤٠ ص
٦٢٤١ ص
٦٢٤٢ ص
٦٢٤٣ ص
٦٢٤٤ ص
٦٢٤٥ ص
٦٢٤٦ ص
٦٢٤٧ ص
٦٢٤٨ ص
٦٢٤٩ ص
٦٢٥٠ ص
٦٢٥١ ص
٦٢٥٢ ص
٦٢٥٣ ص
٦٢٥٤ ص
٦٢٥٥ ص
٦٢٥٦ ص
٦٢٥٧ ص
٦٢٥٨ ص
٦٢٥٩ ص
٦٢٦٠ ص
٦٢٦١ ص
٦٢٦٢ ص
٦٢٦٣ ص
٦٢٦٤ ص
٦٢٦٥ ص
٦٢٦٦ ص
٦٢٦٧ ص
٦٢٦٨ ص
٦٢٦٩ ص
٦٢٧٠ ص
٦٢٧١ ص
٦٢٧٢ ص
٦٢٧٣ ص
٦٢٧٤ ص
٦٢٧٥ ص
٦٢٧٦ ص
٦٢٧٧ ص
٦٢٧٨ ص
٦٢٧٩ ص
٦٢٨٠ ص
٦٢٨١ ص
٦٢٨٢ ص
٦٢٨٣ ص
٦٢٨٤ ص
٦٢٨٥ ص
٦٢٨٦ ص
٦٢٨٧ ص
٦٢٨٨ ص
٦٢٨٩ ص
٦٢٩٠ ص
٦٢٩١ ص
٦٢٩٢ ص
٦٢٩٣ ص
٦٢٩٤ ص
٦٢٩٥ ص
٦٢٩٦ ص
٦٢٩٧ ص
٦٢٩٨ ص
٦٢٩٩ ص
٦٣٠٠ ص
٦٣٠١ ص
٦٣٠٢ ص
٦٣٠٣ ص
٦٣٠٤ ص
٦٣٠٥ ص
٦٣٠٦ ص
٦٣٠٧ ص
٦٣٠٨ ص
٦٣٠٩ ص
٦٣١٠ ص
٦٣١١ ص
٦٣١٢ ص
٦٣١٣ ص
٦٣١٤ ص
٦٣١٥ ص
٦٣١٦ ص
٦٣١٧ ص
٦٣١٨ ص
٦٣١٩ ص
٦٣٢٠ ص
٦٣٢١ ص
٦٣٢٢ ص
٦٣٢٣ ص
٦٣٢٤ ص
٦٣٢٥ ص
٦٣٢٦ ص
٦٣٢٧ ص
٦٣٢٨ ص
٦٣٢٩ ص
٦٣٣٠ ص
٦٣٣١ ص
٦٣٣٢ ص
٦٣٣٣ ص
٦٣٣٤ ص
٦٣٣٥ ص
٦٣٣٦ ص
٦٣٣٧ ص
٦٣٣٨ ص
٦٣٣٩ ص
٦٣٤٠ ص
٦٣٤١ ص
٦٣٤٢ ص
٦٣٤٣ ص
٦٣٤٤ ص
٦٣٤٥ ص
٦٣٤٦ ص
٦٣٤٧ ص
٦٣٤٨ ص
٦٣٤٩ ص
٦٣٥٠ ص
٦٣٥١ ص
٦٣٥٢ ص
٦٣٥٣ ص
٦٣٥٤ ص
٦٣٥٥ ص
٦٣٥٦ ص
٦٣٥٧ ص
٦٣٥٨ ص
٦٣٥٩ ص
٦٣٦٠ ص
٦٣٦١ ص
٦٣٦٢ ص
٦٣٦٣ ص
٦٣٦٤ ص
٦٣٦٥ ص
٦٣٦٦ ص
٦٣٦٧ ص
٦٣٦٨ ص
٦٣٦٩ ص
٦٣٧٠ ص
٦٣٧١ ص
٦٣٧٢ ص
٦٣٧٣ ص
٦٣٧٤ ص
٦٣٧٥ ص
٦٣٧٦ ص
٦٣٧٧ ص
٦٣٧٨ ص
٦٣٧٩ ص
٦٣٨٠ ص
٦٣٨١ ص
٦٣٨٢ ص
٦٣٨٣ ص
٦٣٨٤ ص
٦٣٨٥ ص
٦٣٨٦ ص
٦٣٨٧ ص
٦٣٨٨ ص
٦٣٨٩ ص
٦٣٩٠ ص
٦٣٩١ ص
٦٣٩٢ ص
٦٣٩٣ ص
٦٣٩٤ ص
٦٣٩٥ ص
٦٣٩٦ ص
٦٣٩٧ ص
٦٣٩٨ ص
٦٣٩٩ ص
٦٤٠٠ ص
٦٤٠١ ص
٦٤٠٢ ص
٦٤٠٣ ص
٦٤٠٤ ص
٦٤٠٥ ص
٦٤٠٦ ص
٦٤٠٧ ص
٦٤٠٨ ص
٦٤٠٩ ص
٦٤١٠ ص
٦٤١١ ص
٦٤١٢ ص
٦٤١٣ ص
٦٤١٤ ص
٦٤١٥ ص
٦٤١٦ ص
٦٤١٧ ص
٦٤١٨ ص
٦٤١٩ ص
٦٤٢٠ ص
٦٤٢١ ص
٦٤٢٢ ص
٦٤٢٣ ص
٦٤٢٤ ص
٦٤٢٥ ص
٦٤٢٦ ص
٦٤٢٧ ص
٦٤٢٨ ص
٦٤٢٩ ص
٦٤٣٠ ص
٦٤٣١ ص
٦٤٣٢ ص
٦٤٣٣ ص
٦٤٣٤ ص
٦٤٣٥ ص
٦٤٣٦ ص
٦٤٣٧ ص
٦٤٣٨ ص
٦٤٣٩ ص
٦٤٤٠ ص
٦٤٤١ ص
٦٤٤٢ ص
٦٤٤٣ ص
٦٤٤٤ ص
٦٤٤٥ ص
٦٤٤٦ ص
٦٤٤٧ ص
٦٤٤٨ ص
٦٤٤٩ ص
٦٤٥٠ ص
٦٤٥١ ص
٦٤٥٢ ص
٦٤٥٣ ص
٦٤٥٤ ص
٦٤٥٥ ص
٦٤٥٦ ص
٦٤٥٧ ص
٦٤٥٨ ص
٦٤٥٩ ص
٦٤٦٠ ص
٦٤٦١ ص
٦٤٦٢ ص
٦٤٦٣ ص
٦٤٦٤ ص
٦٤٦٥ ص
٦٤٦٦ ص
٦٤٦٧ ص
٦٤٦٨ ص
٦٤٦٩ ص
٦٤٧٠ ص
٦٤٧١ ص
٦٤٧٢ ص
٦٤٧٣ ص
٦٤٧٤ ص
٦٤٧٥ ص
٦٤٧٦ ص
٦٤٧٧ ص
٦٤٧٨ ص
٦٤٧٩ ص
٦٤٨٠ ص
٦٤٨١ ص
٦٤٨٢ ص
٦٤٨٣ ص
٦٤٨٤ ص
٦٤٨٥ ص
٦٤٨٦ ص
٦٤٨٧ ص
٦٤٨٨ ص
٦٤٨٩ ص
٦٤٩٠ ص
٦٤٩١ ص
٦٤٩٢ ص
٦٤٩٣ ص
٦٤٩٤ ص
٦٤٩٥ ص
٦٤٩٦ ص
٦٤٩٧ ص
٦٤٩٨ ص
٦٤٩٩ ص
٦٥٠٠ ص
٦٥٠١ ص
٦٥٠٢ ص
٦٥٠٣ ص
٦٥٠٤ ص
٦٥٠٥ ص
٦٥٠٦ ص
٦٥٠٧ ص
٦٥٠٨ ص
٦٥٠٩ ص
٦٥١٠ ص
٦٥١١ ص
٦٥١٢ ص
٦٥١٣ ص
٦٥١٤ ص
٦٥١٥ ص
٦٥١٦ ص
٦٥١٧ ص
٦٥١٨ ص
٦٥١٩ ص
٦٥٢٠ ص
٦٥٢١ ص
٦٥٢٢ ص
٦٥٢٣ ص
٦٥٢٤ ص
٦٥٢٥ ص
٦٥٢٦ ص
٦٥٢٧ ص
٦٥٢٨ ص
٦٥٢٩ ص
٦٥٣٠ ص
٦٥٣١ ص
٦٥٣٢ ص
٦٥٣٣ ص
٦٥٣٤ ص
٦٥٣٥ ص
٦٥٣٦ ص
٦٥٣٧ ص
٦٥٣٨ ص
٦٥٣٩ ص
٦٥٤٠ ص
٦٥٤١ ص
٦٥٤٢ ص
٦٥٤٣ ص
٦٥٤٤ ص
٦٥٤٥ ص
٦٥٤٦ ص
٦٥٤٧ ص
٦٥٤٨ ص
٦٥٤٩ ص
٦٥٥٠ ص
٦٥٥١ ص
٦٥٥٢ ص
٦٥٥٣ ص
٦٥٥٤ ص
٦٥٥٥ ص
٦٥٥٦ ص
٦٥٥٧ ص
٦٥٥٨ ص
٦٥٥٩ ص
٦٥٦٠ ص
٦٥٦١ ص
٦٥٦٢ ص
٦٥٦٣ ص
٦٥٦٤ ص
٦٥٦٥ ص
٦٥٦٦ ص
٦٥٦٧ ص
٦٥٦٨ ص
٦٥٦٩ ص
٦٥٧٠ ص
٦٥٧١ ص
٦٥٧٢ ص
٦٥٧٣ ص
٦٥٧٤ ص
٦٥٧٥ ص
٦٥٧٦ ص
٦٥٧٧ ص
٦٥٧٨ ص
٦٥٧٩ ص
٦٥٨٠ ص
٦٥٨١ ص
٦٥٨٢ ص
٦٥٨٣ ص
٦٥٨٤ ص
٦٥٨٥ ص
٦٥٨٦ ص
٦٥٨٧ ص
٦٥٨٨ ص
٦٥٨٩ ص
٦٥٩٠ ص
٦٥٩١ ص
٦٥٩٢ ص
٦٥٩٣ ص
٦٥٩٤ ص
٦٥٩٥ ص
٦٥٩٦ ص
٦٥٩٧ ص
٦٥٩٨ ص
٦٥٩٩ ص
٦٦٠٠ ص
٦٦٠١ ص
٦٦٠٢ ص
٦٦٠٣ ص
٦٦٠٤ ص
٦٦٠٥ ص
٦٦٠٦ ص
٦٦٠٧ ص
٦٦٠٨ ص
٦٦٠٩ ص
٦٦١٠ ص
٦٦١١ ص
٦٦١٢ ص
٦٦١٣ ص
٦٦١٤ ص
٦٦١٥ ص
٦٦١٦ ص
٦٦١٧ ص
٦٦١٨ ص
٦٦١٩ ص
٦٦٢٠ ص
٦٦٢١ ص
٦٦٢٢ ص
٦٦٢٣ ص
٦٦٢٤ ص
٦٦٢٥ ص
٦٦٢٦ ص
٦٦٢٧ ص
٦٦٢٨ ص
٦٦٢٩ ص
٦٦٣٠ ص
٦٦٣١ ص
٦٦٣٢ ص
٦٦٣٣ ص
٦٦٣٤ ص
٦٦٣٥ ص
٦٦٣٦ ص
٦٦٣٧ ص
٦٦٣٨ ص
٦٦٣٩ ص
٦٦٤٠ ص
٦٦٤١ ص
٦٦٤٢ ص
٦٦٤٣ ص
٦٦٤٤ ص
٦٦٤٥ ص
٦٦٤٦ ص
٦٦٤٧ ص
٦٦٤٨ ص
٦٦٤٩ ص
٦٦٥٠ ص
٦٦٥١ ص
٦٦٥٢ ص
٦٦٥٣ ص
٦٦٥٤ ص
٦٦٥٥ ص
٦٦٥٦ ص
٦٦٥٧ ص
٦٦٥٨ ص
٦٦٥٩ ص
٦٦٦٠ ص
٦٦٦١ ص
٦٦٦٢ ص
٦٦٦٣ ص
٦٦٦٤ ص
٦٦٦٥ ص
٦٦٦٦ ص
٦٦٦٧ ص
٦٦٦٨ ص
٦٦٦٩ ص
٦٦٧٠ ص
٦٦٧١ ص
٦٦٧٢ ص
٦٦٧٣ ص
٦٦٧٤ ص
٦٦٧٥ ص
٦٦٧٦ ص
٦٦٧٧ ص
٦٦٧٨ ص
٦٦٧٩ ص
٦٦٨٠ ص
٦٦٨١ ص
٦٦٨٢ ص
٦٦٨٣ ص
٦٦٨٤ ص
٦٦٨٥ ص
٦٦٨٦ ص
٦٦٨٧ ص
٦٦٨٨ ص
٦٦٨٩ ص
٦٦٩٠ ص
٦٦٩١ ص
٦٦٩٢ ص
٦٦٩٣ ص
٦٦٩٤ ص
٦٦٩٥ ص
٦٦٩٦ ص
٦٦٩٧ ص
٦٦٩٨ ص
٦٦٩٩ ص
٦٧٠٠ ص
٦٧٠١ ص
٦٧٠٢ ص
٦٧٠٣ ص
٦٧٠٤ ص
٦٧٠٥ ص
٦٧٠٦ ص
٦٧٠٧ ص
٦٧٠٨ ص
٦٧٠٩ ص
٦٧١٠ ص
٦٧١١ ص
٦٧١٢ ص
٦٧١٣ ص
٦٧١٤ ص
٦٧١٥ ص
٦٧١٦ ص
٦٧١٧ ص
٦٧١٨ ص
٦٧١٩ ص
٦٧٢٠ ص
٦٧٢١ ص
٦٧٢٢ ص
٦٧٢٣ ص
٦٧٢٤ ص
٦٧٢٥ ص
٦٧٢٦ ص
٦٧٢٧ ص
٦٧٢٨ ص
٦٧٢٩ ص
٦٧٣٠ ص
٦٧٣١ ص
٦٧٣٢ ص
٦٧٣٣ ص
٦٧٣٤ ص
٦٧٣٥ ص
٦٧٣٦ ص
٦٧٣٧ ص
٦٧٣٨ ص
٦٧٣٩ ص
٦٧٤٠ ص
٦٧٤١ ص
٦٧٤٢ ص
٦٧٤٣ ص
٦٧٤٤ ص
٦٧٤٥ ص
٦٧٤٦ ص
٦٧٤٧ ص
٦٧٤٨ ص
٦٧٤٩ ص
٦٧٥٠ ص
٦٧٥١ ص
٦٧٥٢ ص
٦٧٥٣ ص
٦٧٥٤ ص
٦٧٥٥ ص
٦٧٥٦ ص
٦٧٥٧ ص
٦٧٥٨ ص
٦٧٥٩ ص
٦٧٦٠ ص
٦٧٦١ ص
٦٧٦٢ ص
٦٧٦٣ ص
٦٧٦٤ ص
٦٧٦٥ ص
٦٧٦٦ ص
٦٧٦٧ ص
٦٧٦٨ ص
٦٧٦٩ ص
٦٧٧٠ ص
٦٧٧١ ص
٦٧٧٢ ص
٦٧٧٣ ص
٦٧٧٤ ص
٦٧٧٥ ص
٦٧٧٦ ص
٦٧٧٧ ص
٦٧٧٨ ص
٦٧٧٩ ص
٦٧٨٠ ص
٦٧٨١ ص
٦٧٨٢ ص
٦٧٨٣ ص
٦٧٨٤ ص
٦٧٨٥ ص
٦٧٨٦ ص
٦٧٨٧ ص
٦٧٨٨ ص
٦٧٨٩ ص
٦٧٩٠ ص
٦٧٩١ ص
٦٧٩٢ ص
٦٧٩٣ ص
٦٧٩٤ ص
٦٧٩٥ ص
٦٧٩٦ ص
٦٧٩٧ ص
٦٧٩٨ ص
٦٧٩٩ ص
٦٨٠٠ ص
٦٨٠١ ص
٦٨٠٢ ص
٦٨٠٣ ص
٦٨٠٤ ص
٦٨٠٥ ص
٦٨٠٦ ص
٦٨٠٧ ص
٦٨٠٨ ص
٦٨٠٩ ص
٦٨١٠ ص
٦٨١١ ص
٦٨١٢ ص
٦٨١٣ ص
٦٨١٤ ص
٦٨١٥ ص
٦٨١٦ ص
٦٨١٧ ص
٦٨١٨ ص
٦٨١٩ ص
٦٨٢٠ ص
٦٨٢١ ص
٦٨٢٢ ص
٦٨٢٣ ص
٦٨٢٤ ص
٦٨٢٥ ص
٦٨٢٦ ص
٦٨٢٧ ص
٦٨٢٨ ص
٦٨٢٩ ص
٦٨٣٠ ص
٦٨٣١ ص
٦٨٣٢ ص
٦٨٣٣ ص
٦٨٣٤ ص
٦٨٣٥ ص
٦٨٣٦ ص
٦٨٣٧ ص
٦٨٣٨ ص
٦٨٣٩ ص
٦٨٤٠ ص
٦٨٤١ ص
٦٨٤٢ ص
٦٨٤٣ ص
٦٨٤٤ ص
٦٨٤٥ ص
٦٨٤٦ ص
٦٨٤٧ ص
٦٨٤٨ ص
٦٨٤٩ ص
٦٨٥٠ ص
٦٨٥١ ص
٦٨٥٢ ص
٦٨٥٣ ص
٦٨٥٤ ص
٦٨٥٥ ص
٦٨٥٦ ص
٦٨٥٧ ص
٦٨٥٨ ص
٦٨٥٩ ص
٦٨٦٠ ص
٦٨٦١ ص
٦٨٦٢ ص
٦٨٦٣ ص
٦٨٦٤ ص
٦٨٦٥ ص
٦٨٦٦ ص
٦٨٦٧ ص
٦٨٦٨ ص
٦٨٦٩ ص
٦٨٧٠ ص
٦٨٧١ ص
٦٨٧٢ ص
٦٨٧٣ ص
٦٨٧٤ ص
٦٨٧٥ ص
٦٨٧٦ ص
٦٨٧٧ ص
٦٨٧٨ ص
٦٨٧٩ ص
٦٨٨٠ ص
٦٨٨١ ص
٦٨٨٢ ص
٦٨٨٣ ص
٦٨٨٤ ص
٦٨٨٥ ص
٦٨٨٦ ص
٦٨٨٧ ص
٦٨٨٨ ص
٦٨٨٩ ص
٦٨٩٠ ص
٦٨٩١ ص
٦٨٩٢ ص
٦٨٩٣ ص
٦٨٩٤ ص
٦٨٩٥ ص
٦٨٩٦ ص
٦٨٩٧ ص
٦٨٩٨ ص
٦٨٩٩ ص
٦٩٠٠ ص
٦٩٠١ ص
٦٩٠٢ ص
٦٩٠٣ ص
٦٩٠٤ ص
٦٩٠٥ ص
٦٩٠٦ ص
٦٩٠٧ ص
٦٩٠٨ ص
٦٩٠٩ ص
٦٩١٠ ص
٦٩١١ ص
٦٩١٢ ص
٦٩١٣ ص
٦٩١٤ ص
٦٩١٥ ص
٦٩١٦ ص
٦٩١٧ ص
٦٩١٨ ص
٦٩١٩ ص
٦٩٢٠ ص
٦٩٢١ ص
٦٩٢٢ ص
٦٩٢٣ ص
٦٩٢٤ ص
٦٩٢٥ ص
٦٩٢٦ ص
٦٩٢٧ ص
٦٩٢٨ ص
٦٩٢٩ ص
٦٩٣٠ ص
٦٩٣١ ص
٦٩٣٢ ص
٦٩٣٣ ص
٦٩٣٤ ص
٦٩٣٥ ص
٦٩٣٦ ص
٦٩٣٧ ص
٦٩٣٨ ص
٦٩٣٩ ص
٦٩٤٠ ص
٦٩٤١ ص
٦٩٤٢ ص
٦٩٤٣ ص
٦٩٤٤ ص
٦٩٤٥ ص
٦٩٤٦ ص
٦٩٤٧ ص
٦٩٤٨ ص
٦٩٤٩ ص
٦٩٥٠ ص
٦٩٥١ ص
٦٩٥٢ ص
٦٩٥٣ ص
٦٩٥٤ ص
٦٩٥٥ ص
٦٩٥٦ ص
٦٩٥٧ ص
٦٩٥٨ ص
٦٩٥٩ ص
٦٩٦٠ ص
٦٩٦١ ص
٦٩٦٢ ص
٦٩٦٣ ص
٦٩٦٤ ص
٦٩٦٥ ص
٦٩٦٦ ص
٦٩٦٧ ص
٦٩٦٨ ص
٦٩٦٩ ص
٦٩٧٠ ص
٦٩٧١ ص
٦٩٧٢ ص
٦٩٧٣ ص
٦٩٧٤ ص
٦٩٧٥ ص
٦٩٧٦ ص
٦٩٧٧ ص
٦٩٧٨ ص
٦٩٧٩ ص
٦٩٨٠ ص
٦٩٨١ ص
٦٩٨٢ ص
٦٩٨٣ ص
٦٩٨٤ ص
٦٩٨٥ ص
٦٩٨٦ ص
٦٩٨٧ ص
٦٩٨٨ ص
٦٩٨٩ ص
٦٩٩٠ ص
٦٩٩١ ص
٦٩٩٢ ص
٦٩٩٣ ص
٦٩٩٤ ص
٦٩٩٥ ص
٦٩٩٦ ص
٦٩٩٧ ص
٦٩٩٨ ص
٦٩٩٩ ص
٧٠٠٠ ص
٧٠٠١ ص
٧٠٠٢ ص
٧٠٠٣ ص
٧٠٠٤ ص
٧٠٠٥ ص
٧٠٠٦ ص
٧٠٠٧ ص
٧٠٠٨ ص
٧٠٠٩ ص
٧٠١٠ ص
٧٠١١ ص
٧٠١٢ ص
٧٠١٣ ص
٧٠١٤ ص
٧٠١٥ ص
٧٠١٦ ص
٧٠١٧ ص
٧٠١٨ ص
٧٠١٩ ص
٧٠٢٠ ص
٧٠٢١ ص
٧٠٢٢ ص
٧٠٢٣ ص
٧٠٢٤ ص
٧٠٢٥ ص
٧٠٢٦ ص
٧٠٢٧ ص
٧٠٢٨ ص
٧٠٢٩ ص
٧٠٣٠ ص
٧٠٣١ ص
٧٠٣٢ ص
٧٠٣٣ ص
٧٠٣٤ ص
٧٠٣٥ ص
٧٠٣٦ ص
٧٠٣٧ ص
٧٠٣٨ ص
٧٠٣٩ ص
٧٠٤٠ ص
٧٠٤١ ص
٧٠٤٢ ص
٧٠٤٣ ص
٧٠٤٤ ص
٧٠٤٥ ص
٧٠٤٦ ص
٧٠٤٧ ص
٧٠٤٨ ص
٧٠٤٩ ص
٧٠٥٠ ص
٧٠٥١ ص
٧٠٥٢ ص
٧٠٥٣ ص
٧٠٥٤ ص
٧٠٥٥ ص
٧٠٥٦ ص
٧٠٥٧ ص
٧٠٥٨ ص
٧٠٥٩ ص
٧٠٦٠ ص
٧٠٦١ ص
٧٠٦٢ ص
٧٠٦٣ ص
٧٠٦٤ ص
٧٠٦٥ ص
٧٠٦٦ ص
٧٠٦٧ ص
٧٠٦٨ ص
٧٠٦٩ ص
٧٠٧٠ ص
٧٠٧١ ص
٧٠٧٢ ص
٧٠٧٣ ص
٧٠٧٤ ص
٧٠٧٥ ص
٧٠٧٦ ص
٧٠٧٧ ص
٧٠٧٨ ص
٧٠٧٩ ص
٧٠٨٠ ص
٧٠٨١ ص
٧٠٨٢ ص
٧٠٨٣ ص
٧٠٨٤ ص
٧٠٨٥ ص
٧٠٨٦ ص
٧٠٨٧ ص
٧٠٨٨ ص
٧٠٨٩ ص
٧٠٩٠ ص
٧٠٩١ ص
٧٠٩٢ ص
٧٠٩٣ ص
٧٠٩٤ ص
٧٠٩٥ ص
٧٠٩٦ ص
٧٠٩٧ ص
٧٠٩٨ ص
٧٠٩٩ ص
٧١٠٠ ص
٧١٠١ ص
٧١٠٢ ص
٧١٠٣ ص
٧١٠٤ ص
٧١٠٥ ص
٧١٠٦ ص
٧١٠٧ ص
٧١٠٨ ص
٧١٠٩ ص
٧١١٠ ص
٧١١١ ص
٧١١٢ ص
٧١١٣ ص
٧١١٤ ص
٧١١٥ ص
٧١١٦ ص
٧١١٧ ص
٧١١٨ ص
٧١١٩ ص
٧١٢٠ ص
٧١٢١ ص
٧١٢٢ ص
٧١٢٣ ص
٧١٢٤ ص
٧١٢٥ ص
٧١٢٦ ص
٧١٢٧ ص
٧١٢٨ ص
٧١٢٩ ص
٧١٣٠ ص
٧١٣١ ص
٧١٣٢ ص
٧١٣٣ ص
٧١٣٤ ص
٧١٣٥ ص
٧١٣٦ ص
٧١٣٧ ص
٧١٣٨ ص
٧١٣٩ ص
٧١٤٠ ص
٧١٤١ ص
٧١٤٢ ص
٧١٤٣ ص
٧١٤٤ ص
٧١٤٥ ص
٧١٤٦ ص
٧١٤٧ ص
٧١٤٨ ص
٧١٤٩ ص
٧١٥٠ ص
٧١٥١ ص
٧١٥٢ ص
٧١٥٣ ص
٧١٥٤ ص
٧١٥٥ ص
٧١٥٦ ص
٧١٥٧ ص
٧١٥٨ ص
٧١٥٩ ص
٧١٦٠ ص
٧١٦١ ص
٧١٦٢ ص
٧١٦٣ ص
٧١٦٤ ص
٧١٦٥ ص
٧١٦٦ ص
٧١٦٧ ص
٧١٦٨ ص
٧١٦٩ ص
٧١٧٠ ص
٧١٧١ ص
٧١٧٢ ص
٧١٧٣ ص
٧١٧٤ ص
٧١٧٥ ص
٧١٧٦ ص
٧١٧٧ ص
٧١٧٨ ص
٧١٧٩ ص
٧١٨٠ ص
٧١٨١ ص
٧١٨٢ ص
٧١٨٣ ص
٧١٨٤ ص
٧١٨٥ ص
٧١٨٦ ص
٧١٨٧ ص
٧١٨٨ ص
٧١٨٩ ص
٧١٩٠ ص
٧١٩١ ص
٧١٩٢ ص
٧١٩٣ ص
٧١٩٤ ص
٧١٩٥ ص
٧١٩٦ ص
٧١٩٧ ص
٧١٩٨ ص
٧١٩٩ ص
٧٢٠٠ ص
٧٢٠١ ص
٧٢٠٢ ص
٧٢٠٣ ص
٧٢٠٤ ص
٧٢٠٥ ص
٧٢٠٦ ص
٧٢٠٧ ص
٧٢٠٨ ص
٧٢٠٩ ص
٧٢١٠ ص
٧٢١١ ص
٧٢١٢ ص
٧٢١٣ ص
٧٢١٤ ص
٧٢١٥ ص
٧٢١٦ ص
٧٢١٧ ص
٧٢١٨ ص
٧٢١٩ ص
٧٢٢٠ ص
٧٢٢١ ص
٧٢٢٢ ص
٧٢٢٣ ص
٧٢٢٤ ص
٧٢٢٥ ص
٧٢٢٦ ص
٧٢٢٧ ص
٧٢٢٨ ص
٧٢٢٩ ص
٧٢٣٠ ص
٧٢٣١ ص
٧٢٣٢ ص
٧٢٣٣ ص
٧٢٣٤ ص
٧٢٣٥ ص
٧٢٣٦ ص
٧٢٣٧ ص
٧٢٣٨ ص
٧٢٣٩ ص
٧٢٤٠ ص
٧٢٤١ ص
٧٢٤٢ ص
٧٢٤٣ ص
٧٢٤٤ ص
٧٢٤٥ ص
٧٢٤٦ ص
٧٢٤٧ ص
٧٢٤٨ ص
٧٢٤٩ ص
٧٢٥٠ ص
٧٢٥١ ص
٧٢٥٢ ص
٧٢٥٣ ص
٧٢٥٤ ص
٧٢٥٥ ص
٧٢٥٦ ص
٧٢٥٧ ص
٧٢٥٨ ص
٧٢٥٩ ص
٧٢٦٠ ص
٧٢٦١ ص
٧٢٦٢ ص
٧٢٦٣ ص
٧٢٦٤ ص
٧٢٦٥ ص
٧٢٦٦ ص
٧٢٦٧ ص
٧٢٦٨ ص
٧٢٦٩ ص
٧٢٧٠ ص
٧٢٧١ ص
٧٢٧٢ ص
٧٢٧٣ ص
٧٢٧٤ ص
٧٢٧٥ ص
٧٢٧٦ ص
٧٢٧٧ ص
٧٢٧٨ ص
٧٢٧٩ ص
٧٢٨٠ ص
٧٢٨١ ص
٧٢٨٢ ص
٧٢٨٣ ص
٧٢٨٤ ص
٧٢٨٥ ص
٧٢٨٦ ص
٧٢٨٧ ص
٧٢٨٨ ص
٧٢٨٩ ص
٧٢٩٠ ص
٧٢٩١ ص
٧٢٩٢ ص
٧٢٩٣ ص
٧٢٩٤ ص
٧٢٩٥ ص
٧٢٩٦ ص
٧٢٩٧ ص
٧٢٩٨ ص
٧٢٩٩ ص
٧٣٠٠ ص
٧٣٠١ ص
٧٣٠٢ ص
٧٣٠٣ ص
٧٣٠٤ ص
٧٣٠٥ ص
٧٣٠٦ ص
٧٣٠٧ ص
٧٣٠٨ ص
٧٣٠٩ ص
٧٣١٠ ص
٧٣١١ ص
٧٣١٢ ص
٧٣١٣ ص
٧٣١٤ ص
٧٣١٥ ص
٧٣١٦ ص

دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٠١٥

 

بودا ، لقب گوتَمَه یا گاوتَمَه سیدهارتَه بنیانگذار آیین بودایی که شیوة زندگی و آیین او در فرهنگ و تمدن اسلامی بویژه در مناطقی که سابقة بودایی داشته اند، تأثیراتی نهاده است . واژة بودا در سانسکریت به معنای کسی است که به روشن بینی و اشراق رسیده است . بودا در شهر قدیمی کاپیلاواستو در جنوب نپال متولد شد. تاریخ تولد و مرگ او دقیقاً روشن نیست ، اما احتمالاً وی در حدود قرن ششم تا چهارم قبل از میلاد می زیسته است ( د. دین و اخلاق ؛ > دایرة المعارف دین < ، ذیل مادّه ).

زندگی بودا با افسانه آمیخته است . گفته شده که از طبقة کشتریه (طبقة سلحشوران و جنگجویان ) بود و پدرش بر قبیلة ساکیا / شاکیا فرمان می راند. ازینرو، او را ساکیامونی / شاکیامونی (فرزانة قبیلة شاکیا) نامیده اند ( > دایرة المعارف دین < ، همانجا). براساس متون بودایی ـ که به زبان پالی نوشته شده و البته چندان اعتمادی بدانها نمی توان کرد ـ و مطابق پیشگویی طالع بینان برای پدر او، در ٢٩ سالگی با مشاهدة چهار منظرة پیر سالخورده ، مریض درمانده ، جنازه و راهب قصر پدر، همسر و تنها فرزندش را ترک کرد، موی سر تراشید، لباس راهبان هندو را پوشید و شش سال به ریاضت مشغول شد ( د. دین و اخلاق ، همانجا؛ شایگان ، ج ١، ص ١٣٤ـ١٣٥). سرانجام وی در زیر درختی که بعدها آن را درختِ بودْهی (درختِ بیداری و روشنایی ) نامیدند، بودا شد یعنی به روشن بینی رسید (شایگان ، ج ١، ص ١٣٦؛ د. دین و اخلاق ، همانجا). می گویند بودا در زیر آن درخت به چهار حقیقت برجستة آیین خود دست یافت : هرآنچه پا به عرصة هستی می گذارد محکوم به رنج و درد است ؛ مبدأ رنج ، تولد و پیدایی است ؛ بنابراین باید گردونة مرگ و حیات را متوقف کرد؛ و راهی که به سوی آزادی مطلق (نیروانا ) می رود پس از طی مراحل هشت گانه ای است ، شامل درک درست ، فکر درست ، گفتار درست ، کردار درست ، زندگی درست ، کوشش درست ، پندار درست و توجه یا مراقبة درست ( > دایرة المعارف دین < ، همانجا؛ شایگان ، ج ١، ص ١٤٢ـ١٤٣). بودا در تعالیم خود از پرستش خدایان و نیایش به درگاه آنان سخن نگفت . غایت اصلی در تعالیم او آزادی از رنج بازپیدایی (تناسخ ) است . این رنج با رسیدن به نیروانا پایان می یابد و راه رسیدنِ بدان ، راهی میان ریاضت افراطی و نفس پرستی است (شایگان ،

ج ١، ص ١٤٩، ١٥١، ١٦٥؛ > فرهنگ تاریخ عقاید < ، ذیل "Buddhism" ).

بودا شاگردانش را به اطراف و اکناف فرستاد و برای راهبان بودایی ده قانون اخلاقی وضع کرد که رعایت پنج قانون آن برای سایر بوداییان نیز لازم بود: احتراز از بی جان کردن جانداران ، احتراز از دزدی ، پرهیز از زنا، پرهیز از دروغ و خودداری از مستی ( > فرهنگ تاریخ عقاید < ، همانجا؛ ناس ، ص ١٨٦ـ١٨٧). بسیاری از خویشاوندان بودا به او پیوستند، از جمله پسر عموی او آناندا که از شاگردان برجستة بودا بود (ناس ، ص ١٨٧؛ شایگان ، ج ١، ص ١٣٩).

گفته اند که بودا پس از ٤٥ سال تعلیم ، در هشتادسالگی درگذشت ( > دایرة المعارف دین < ؛ شایگان ، همانجاها). تعالیم او پس از چند قرن در سه بخش ، معروف به سه سبد حکمت (تیپیتاکا ، سانسکریت : تری پیتاکا )، نوشته شد ( > فرهنگ تاریخ عقاید < ، همانجا). آیین بودا پس از مرگ وی به دو شاخة اصلی تقسیم شد: ترواده یا هینیانه (چرخة کوچک ) که پیروانش خود را به اصول اولیة بودا وفادار می دانند؛ و مهایانه (چرخة بزرگ ) که با آیینها و اعتقادات مردم مناطق مختلف تطبیق یافته است (همانجا؛ ریز، ذیل "Buddhism" ). در شاخة اخیر تمجید بودا به عنوان یک انسان کامل ، به صورت ستایش موجودی الهی درآمد. همچنین علاوه بر بودا، عبادت و پرستش بوداهای آینده ؛ بودی ستوا (جوهر عقل و خرد)، مرسوم شد. این بوداها واسطة انسان برای وصول به مقام نیروانا تلقی می شوند (شایگان ، ج ١، ص ١٧٥ـ١٧٦، ١٧٨؛ ریز، همانجا).

آیین بودا در قرن سوم پیش از میلاد، بر اثر فعالیتهای تبلیغی آشوکا ، امپراتور هند که در حدود ٢٦٨ قبل از میلاد به تخت نشست ، در سرحدات جهان هندو ایرانی گسترش یافت . در واقع او سبب شد تا این آیین در حد یک فرقة کوچک هندی باقی نماند ( > دایرة المعارف دین < ، ذیل "Buddhism" ؛ امریک ، ص ٩٥٠). یکی از اقدامات او ساختن ٠٠٠ ، ٨٤ استوپا (عبادتگاههای بودایی به شکل گنبدهای نیمدایره بر روی سکویی مدور) بود. برخی از این استوپاها در تیکسلا (نزدیک پیشاور کنونی )، قندهار و نگرهار (جلال آباد) وجود دارند. همچنین کتیبه های اخلاقی آیین بودا، معروف به «فرمانهای روی سنگ » و «فرمانهای روی ستون »، از او به یادگار مانده است ( > دایرة المعارف دین < ، همانجا؛ امریک ، ص ٩٥١).

حکومت کانیشکا ی اول (قرن اول و دوم میلادی )، مشهورترین فرمانروای کوشانی ، که در متون بودایی آشوکای دوم نامیده شده ، عصر تازه ای در پیشرفت این آیین به وجود آورد ( > دایرة المعارف دین < ، همانجا). کوشانیها که به زبان بلخی ـ از زبانهای ایرانی ـ سخن می گفتند، جادة کاروانروی را از تیکسلا تا بلخ و از آنجا تا تِرمِذ در دست داشتند و از طریق این جاده بود که آیین بودا به آسیای میانه رسید. در طول این جاده تا شرق بقایایی از استوپاها، کتیبه ها و مجسمه های بودایی متعلق به دورة کوشانی یافت شده است (امریک ، ص ٩٥٦).

سرانجام ، آیین بودا از هندوستان رخت بربست (ریز، همانجا) اما در خارج از این سرزمین همچنان به حیات خود ادامه داد. امروزه ، مکتب ترواده بیشتر در سری لانکا، برمه ، کامبوج و تایلند؛ و مکتب مهایانه در تبت ، کره ، چین و ژاپن رواج دارد. مکتب مهایانه که اکثریت بوداییان را شامل می شود، علاوه بر آسیا در اروپا و امریکای شمالی گسترش یافته و بویژه از مکتب ذن (یکی از شاخه های مهایانه در چین و ژاپن ) در این دو قاره استقبال فراوانی شده است (رجوع کنید به شاله ، ص ١٤٥ـ١٥٠؛ > فرهنگ تاریخ عقاید < ، همانجا). بوداییان مکتب ترواده با تشکیل گردهماییهای جهانی که از ١٣٣٤ش / ١٩٥٦ پایه گذاری شد، سعی در اتحاد میان پیروان مکاتب بودایی دارند ( > فرهنگ باورها و ادیان وردزوث < ، ذیل "Buddhist councils" ).


منابع :
(١) فلیسین شاله ، تاریخ مختصر ادیان بزرگ ، ترجمة منوچهر خدایار محبی ، تهران ١٣٤٦ ش ؛
(٢) داریوش شایگان ، ادیان و مکتبهای فلسفی هند ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٣) جان بویر ناس ، تاریخ جامع ادیان ، ترجمة علی اصغر حکمت ، تهران ١٣٧٠ ش ؛


(٤) Dictionary of the history of ideas , ed. Philip P. Wiener, New York ١٩٧٣, s.v. "Buddhism" (by Hajime Nakamura);
(٥) R. E. Emmerick, "Buddhism among Iranian peoples", in The Cambridge history of Iran , vol. ٣ (٢), Cambridge ١٩٨٣;
(٦) Encyclopaedia of religion and ethics , ed. James Hastings, Edinburgh ١٩٨٠-١٩٨١, s.v. "Buddha, life of the" (by A. S. Geden);
(٧) The Encyclopedia of religion , ed. Mircea Eliade, New York ١٩٨٧, s.vv. "Buddha" (by Frank E. Reynolds and Charles Hallisey), "Buddhism. Buddhism in Central Asia" (by Ronald Eric Emmerick);
(٨) William L. Reese, Dictionary of philosophy and religion: Eastern and Western thought , New Jersey ١٩٨٠;
(٩) The Wordsworth dictionary of beliefs and religions , ed. Rosemary Goring, Hertfordshire ١٩٩٥.

/ گروه فلسفه و عرفان /

آیین بودا در جوامع اسلامی . در بخشی از سرزمینهای اسلامی ، آیین بودا پیشینة دیرینه دارد؛
از جمله در بخشهایی از شبه قارة هند، بخصوص بنگلادش ، در ماوراءالنهر و شرق و شمال ایران یعنی در خراسان بزرگ ، سیستان ، زابلستان و طبرستان (صدیقی ، ص ٣٠ـ٣١؛
امریک ، ص ٩٥٦؛
اسعدی ، ج ١، ص ٧٠). حتی در شهرهای اسلامی که از مراکز بودایی دور بودند، مانند بصره ، این آیین یا آیین مانی * که متأثر از آن بود، پیروانی داشته است . در بصره ، در قرن دوم ، خانة جریربن حازم اَزدی ، پیشوای سمنیّه (شَمنیه ) از فرقه های بودایی ، محل اجتماع و گفتگوی سران مکتبهای متعدد بود ( مانی و دین او... ، ص ٢٩٠، ٣٦٠؛
مشکور، ص ٢٦٤).

پس از آمدن اسلام به مناطق بودایی ، و عقب نشینی تدریجی این آیین در برابر اسلام ، بتخانه های بوداییان غالباً از میان برداشته شد (رجوع کنید به بخارا * ؛
بامیان * )، اما گاهی نیز پیمانهای صلح میان مسلمانان و بوداییان بسته می شد، چنانکه حاکم اُشروسَنه در ١٧٨ به اطاعت فضل برمکی درآمد و پادشاه سُغد با افشین * (متوفی ٢٢٦)، سردار عباسیان ، پیمان بست که پیروان هر آیینی در انجام مراسم خود آزاد باشند؛
به همین دلیل افشین مؤذن و امام جماعت سُغد را که بتهای بتخانة اُشروسنه را خارج کرده و آنجا را به مسجد تبدیل کرده بود، تازیانه زد (صدیقی ، ص ٣٤٢). میان بوداییان و مسلمانان روابط فرهنگی نیز وجود داشت ، به طوری که در قرن دوم و سوم ، برخی از دانشجویان مسلمان ، برای تحصیل پزشکی ، از نواحی بسیار دور، به مرکز آموزشی تیکسلا می آمدند که طی چند قرن ، از مراکز تعلیمات بودایی بود و بویژه در آموزش پزشکی شهرت داشت (نهرو، بخش ١، ص ١٤٥، ١٨٣، ٣٠٥) و در زمان هارون (متوفی ١٩٣) دانشجویانی که در آنجا تحصیل می کردند، در بغداد اهمیت زیادی می یافتند (همان ، بخش ١، ص ٣١٠ـ٣١١).

بسیاری از بوداییان ، بعد از آنکه مسلمان شدند، در جهان اسلام به مقامهای بالایی رسیدند، از جمله برمکیان * که نیاکانشان پیش از اسلام تولیت معبد بزرگ نوبهار بوداییان را در بلخ برعهده داشتند (زرین کوب ، ١٣٥٧ش ، ص ٤؛
رجوع کنید به بلخ * ). برمکیان ، در انتقال میراث فرهنگی بوداییان به عالم اسلام مؤثر بودند. ابان بن عبدالحمید لاحقی ، شاعر ایرانی عرب زبان که معلم و مشاور این خاندان بود، داستان زندگی بودا و کلیله و دمنه را که الهام یافته از تعالیم بودا بود به نظم درآورد و از این خاندان پاداش بسیار دریافت کرد (محجوب ، ص ٢٠ـ٢١؛
بلگرامی ، ص ٢٠ـ٢١). نیاکان افشین نیز بودایی بودند و برخی خود او را نیز معتقد به این آیین دانسته اند و حتی گفته اند که در قصر او مانند بوداییان بتهایی از چوب یافته بودند (صدیقی ، ص ٣٤٢، ٣٥١ـ٣٥٢). قره ختاییان نیز که در آغاز از آیین بودا و کنفوسیوس پیروی می کردند بعدها مسلمان شدند. آنها در اواسط قرن ششم حکومت گورخانیان را در ولایت کاشغر و ختن تشکیل دادند (اقبال آشتیانی ، ص ٨ ـ١١). وقتی در ٦٠٧ سلطان محمد خوارزمشاه حکومت گورخانیان را از ماوراءالنهر برانداخت ، در واقع سدی که میان ایرانیان و مغولان بودایی وجود داشت در هم شکست و مرحلة دیگری از روابط مسلمانان با بوداییان آغاز شد (همان ، ص ١١، ٩٦).

با حاکمیت مغول ، معابد بودایی در برخی نقاط ایران ساخته شد. بخشیان (روحانیان و کاهنان بودایی ) نیز موقعیت ممتازی در ایران یافتند و به طبابت ، دبیری و آموزش سلاطین مشغول شدند. آنان نزد ارغون شاه (حک : ٦٨٣ـ٦٩٠)، آخرین شاه بودایی ایلخانیان ، حرمت بسیار داشتند (علاءالدوله سمنانی ، ١٣٦٦ش ، ص ٧٠، ١٥١ـ١٥٢، تعلیقات ، ص ٣٢٤ـ٣٢٥؛
اقبال آشتیانی ، ص ٨٧). علاءالدوله سمنانی (متوفی ٧٣٦) دربارة تصرف بوداییها در اوقاف ، مدارس ، مساجد و خانقاههای عالم اسلام با لحنی شکایت آمیز سخن گفته است (١٣٦٢ش ، ص ٣١٣ـ٣١٤). با اینهمه برخی از سلاطین بودایی در ادارة کشور از مسلمانان کمک می گرفتند. محمد یلواج ، وزیر چنگیزخان و از خدمتگزاران دولت مغول ؛
مسعودبیگ ، پسر محمود یلواج و وزیر اوگتای قاآن و منکوقاآن ؛
خواجه نصیرالدین طوسی (متوفی ٦٧٢)، وزیر هولاکوخان ؛
سیّداجل و احمد بناکتی ، وزرای قوبیلای قاآن از جملة این مسلمانان بودند. این سلاطین گاه به مشایخ صوفیه و مقابر آنها اظهار ارادت می کردند و همچنین دستور می دادند تا علمای مسلمان ، بودایی و مسیحی با هم مناظره کنند (اقبال آشتیانی ، ص ١٥٨، ١٦٣ـ١٦٤، ١٨١).

به مرور، مغولان از آیین بودایی روی برتافتند و بعدها اخلاف آنان در ایران ، ماوراءالنهر و هند به ترویج اسلام برخاستند، هرچند که پس از تغییر دین نیز برخی از آنان (مانند غازان ) تأثراتی از آیین بودایی داشتند (رشیدالدین فضل الله ، ج ٣، حواشی ، ص ٢٢٧٩). تقریباً در اواخر قرن هشتم ، این آیین در این مناطق به خاموشی گرایید ( ایرانیکا ، ذیل "Buddhism" ؛
ناصرالدین منشی کرمانی ، ص ٢٣). البته در برخی از کشورهای اسلامی ، چون بنگلادش ، پاکستان و اندونزی هنوز اقلیتی از بوداییان وجود دارند (اسعدی ، ج ١، ص ٢٨٧، ج ٢، ص ٢٢ـ٢٣، ١٣٦).

آثار و بقایای فرهنگ بودایی در بعضی از کشورهای اسلامی بر جای مانده است . در افغانستان ، در قندهار، یک کتیبه به دو زبان آرامی و یونانی یافت شده که از دوران آشوکاست . استفاده از زبان آرامی و خط خروشتهی (خط اداری دوران هخامنشی ) نشان دهندة تأثیر ایرانیان در گسترش آیین بوداست (امریک ، ص ٩٥٠). در قراتپه در مرز افغانستان با تاجیکستان نیز یک کتیبة بودایی و یک معبد غاری بزرگ متعلق به قرن دوم میلادی یافت شده است . در سرخ کتل اولین کتیبة کوشانی به زبان بلخی به دست آمده که حاکی از تجدید حیات آیین بودا در دورة کانیشکاست (همان ، ص ٩٥٦؛
ایرانیکا ، همانجا). در بامیان نیز دو مجسمة عظیم سنگی وجود دارد که مجسمة کوچکتر به نام «خنگ بت » متعلق به قرن دوم و سوم میلادی است و نشانه هایی از سبک معماری بودایی و یونانی در آن مشهود است . مجسمة بزرگتر به نام «سرخ بت » ظاهراً سه قرن پس از مجسمة اول ساخته شده است (اسعدی ، ج ١، ص ٦٧). در جلال آباد و تپه رستم ، بیرون بلخ ، استوپای بودایی متعلق به دورة کوشان وجود دارد (امریک ، همانجا). در بلخ نیز زیارتگاهی بودایی به نام نوبهار (از واژة سانسکریت ناوا ـ وی هارا به معنای زیارتگاه جدید) وجود داشته است . ویرانه های این زیارتگاه تا اواخر قرن هشتم پابرجا بود. در ادبیات فارسی ، بویژه در شعر، به این بنا اشاره هایی شده است (دهخدا، ذیل «نوبهار»).

در برخی نقاط بنگلادش که روزی بخشی از قلمرو آشوکا محسوب می شد، آثار و بقایای معابد بودایی متعلق به قرن هفتم میلادی هنوز پابرجاست (اسعدی ، ج ٢، ص ٢٣). در پاکستان نیز شمایل بوداکه مربوط به دورة شش سالة ریاضت شدیداوست ،یافت شده که متعلق به قرن دوم و سوم میلادی است (ذکرگو، ص ١٣٧).

در آسیای میانه آثار و بقایای معابد بودایی به دست آمده ؛
از جمله ، اجنه تپه در درة وخش ، نزدیک شهر قورغان تپه در تاجیکستان ؛
معبد بودایی اک ـ بشیم در سمیرچیه ، نزدیک شهر فرونزه (پیشیک ) در قرقیزستان متعلق به قرن هفتم و هشتم میلادی ؛
و معبد بودایی کووا در منطقة فرغانة شرقی در ازبکستان که در آن تصویری از بودا یا بودی ستواها یافت شده است (بلنیتسکی ، ص ١٧٥ـ ١٧٨؛
> دایرة المعارف دین < ، ذیل "Buddhism" ).

در اندونزی در جزیرة جاوه در محل بوروبودور ، بقایای معبد و مرکز آموزشی بودایی سری ویجایه ، یادگار دوران فرمانروایی عظیم سری ویجایه ، متعلق به قرن هشتم یا نهم میلادی هنوز وجود دارد (اسعدی ، ج ١، ص ٢٨٥، ٢٨٩).

بودا در فرهنگ اسلامی . از بودا در فرهنگ اسلامی بیشتر با نام بوداسف یاد شده و او را فیلسوفی معتقد به تناسخ دانسته اند که دین شَمنی (شمنیّه * ) را در هند رواج داده است . شهرستانی از پیروان بودا با نام «اصحاب بَدده » یاد می کند و می گوید بُدّ یعنی کسی که در این عالم متولد نشود، نکاح نکند، نخورد، نیاشامد، پیر نشود و نمیرد. اولین بدّ که در عالم ظاهر شد «شاکمین » نام داشت (ج ٢، ص ٢٦٠). احتمالاً این نام ، تحریف لقب «شاکیامونی » بوداست . در تاریخ بناکتی (ص ٣٢٤) نیز همین لقب به شکل «شامکونی » آمده و به عنوان پیامبری هندی از او یاد شده است . برخی دیگر از علمای اسلام نیز دربارة بودا و آیین او به گونه ای سخن گفته اند که نوعی تأیید یا محتمل دانستن پیامبری اوست . نقل داستان زندگی بودا و شرح تعلیمات او (رجوع کنید به بلوهر و یوداسَف * ) و همچنین تصریح برخی علمای شیعه به ارجمندی داستان بلوهر و بوذاسَف از آن جمله است ؛
چنانکه ملاّ محمد باقر مجلسی ( بلوهر و بوذاسف ، ص ٩) این داستان را مشتمل بر حکمتهای شریفة انبیا علیهم السلام و مواعظ لطیف حکما و گنجی از گنجهای ربّانی دانسته است . وی همچنین از بودا با نام بوداسکَفت یاد کرده و او را به احتمال پیامبر دانسته است (ج ٤٠، ص ١٤٣). محمدحسین آل کاشف الغطاء نیز بودا را «النبی الهندی » نامیده (ص ٥٦) و وجدی نیز نبوت وی را محتمل شمرده است (ج ٢، ص ٣٩٠). برخی ، بشارتهای منسوب به بودا را، دربارة نجات دهندگان انسان ، با ظهور پیامبر اسلام صلّی اللّه علیه وآله وسلّم یا تولد حضرت علی علیه السلام تطبیق داده اند و این بشارتها را دلیل بر نبوت یا دست کم حق بودن آیین بودا انگاشته اند. (سیالکوتی ، ص ٤٣ـ٥٢). ادیب الممالک فراهانی در مسمط معروف خود (ص ١٥٢) از بشارت بودا به ظهور پیامبر اسلام یاد کرده است .

بعضی از مؤلفان ، بودا را با برخی از پیامبران یکی دانسته اند، چنانکه برخی او را همان ذوالکفل * می دانند و سوگند به انجیر را در سورة تین ، اشاره به درخت انجیری می دانند که بودا در زیر آن به تفکر و مراقبه پرداخته بود (انصاری فرنگی محلی ، ص ٢٧٦ـ٢٧٧). در متون اسلامی نیز داستان پادشاهی حکایت شده است که در عصر ذوالکفل ، مانند بودا، ترک پادشاهی کرد و به پارسایان پیوست (ابن قدامه ، ص ٤٢ـ٤٥). عده ای نیز بودا را با هرمِس * ، که به قولی همان ادریس است ، یکی شمرده اند (نصر، ص ٦٢؛
طباطبائی ، ج ١، ص ١٩٦). برخی نیز ویژگیهایی را که برای بودا یاد شده است همان خصوصیات خضر (شهرستانی ، ج ٢، ص ٢٦١) و برخی دیگر بودا را پیامبر صابئین دانسته اند (مسعودی ، ١٣٦٥ ش ، ص ٨٦، ١٤٦؛
همو، ١٣٥٦ـ١٣٦٠ ش ، ج ١، ص ٢١٨) یا هرمس را پیامبر صابئین خوانده و او را با بودا یکی شمرده اند (نصر، ص ٨٥) که با توجه به تأثیر آیین بودا بر مانی ، با نظریه ای که صابئین را پیروان مانی می داند بی ارتباط نیست (همان ، ص ٦٢ـ٦٣، ٨٥ـ٨٦). گاهی نیز بودا را همان عیسی علیه السلام دانسته اند (رجوع کنید به بلوهر و یوداسف ). در برابر، برخی هم هیچ اصالتی برای بودا و آیین او قائل نیستند (رجوع کنید به صافی ، ص ٩ـ١٤).

آیین بودا و تصوف اسلامی . توجه آیین بودا به فقر، زهد و ریاضت که نهایت آن از میان بردن انانیت است ، شباهتهایی میان عارف و صوفی مسلمان با زاهد بودایی به وجود آورده است (رجوع کنید به زرین کوب ، ١٣٦٩ش ، ص ١٩). برخی از این شباهتها می تواند نشانة تأثیر این آیین بر تصوف اسلامی باشد. بخصوص با پیشینة کهن این آیین در شمال و شرق ایران از دورة سلوکی و اشکانی تا زمان فتوحات اسلامی ، می توان احتمال داد که اعتقادات و سنن بودایی ابتدا در صوفیة خراسان منعکس و از طریق آن به تصوف اسلامی وارد شده است (رجوع کنید به همو، ١٣٥٧ش ، ص ٥ ـ٦). برخی عقاید یا سنن بودایی که با تصوف اسلامی شباهت دارد، در آیین هندو نیز وجود دارد و آیین بودا خود تحت تأثیر آن است . بااینهمه ، حضور راهبان جهانگرد بودایی در عهد بنی امیه و بنی عباس از خراسان تا عراق و شام نشان می دهد که ریشة این اعتقادات هر چه بوده ، از طریق بوداییان یا از طریق زاهدان و سیاحان مانوی بر صوفیان مسلمان مؤثر افتاده است (فاخوری و جر، ج ١، ص ٢٤٩؛
غنی ، ص ٢٥ـ٢٦). تأثیر آیین بودا بر تصوف را از جنبه های گوناگون می توان بررسی کرد. یکی از جنبه ها شباهت زندگینامة برخی از صوفیان با داستان زندگی بوداست .

یکی از صوفیانی که زندگی حقیقی یا افسانه ای او با زندگی بودا بسیار مشابهت دارد، ابراهیم ادهم * است . احتمال این که داستان ابراهیم ادهم با روایات بودایی درآمیخته باشد بسیار است ، زیرا بلخ در آن روزگار یکی از مراکز مهم تعلیمات و تبلیغات بودایی بوده و سرگذشت بودا، چنانکه از روایات سغدی و ترکی و فارسی و عربی داستان بلوهر و بوذاسف برمی آید، در نواحی شرق ایران شهرت داشته است . از وجوه شباهت این دو داستان ، یکی ملاقات ابراهیم با پسر خود در مکه است که به داستان ملاقات بودا با پسرش راهولا بی شباهت نیست ، و دیگر گفتگوی او با ابلیس است که شبیه روبرو شدن بودا با ماراست ( دائرة المعارف بزرگ اسلامی ، ذیل «ابراهیم ادهم »).

میان زندگی بودا و زندگی برخی دیگر از صوفیه ، همچون شاه شجاع کرمانی ، امیرحسینی هروی * و علاءالدوله سمنانی و حتی برخی امرا از جمله احمد فرزند هارون خلیفة عباسی که ترک حکومت و دنیا کرده اند، نیز شباهتهایی وجود دارد اما صرف وجود این شباهتها نمی تواند نشان دهندة تأثیر و تأثری باشد، و ظاهراً این گونه شباهتها را باید شباهت نوعی بدانیم (همانجا).

استفاده از تمثیلها و سخنان بودا در آثار عرفا نیز نشان دهندة نوعی تأثیر آیین بودا بر تصوف است . سرگذشت بودا در کتب اسلامی با عنوان بلوهر و بوذاسف آمده است و میان سخنان و تمثیلات منسوب به بلوهر با برخی اقوال صوفیه مشابهتهایی وجود دارد، برای نمونه داستان رنجش حلاج از شبلی که گُلی به سوی او انداخته بود با یکی از داستانهای بلوهر و بوذاسف مشابهت دارد (عطار، ١٣٦٠ ش ، ص ٥٩٢؛
بلوهر و بوذاسف ، ص ١٣٠). داستانها و تمثیلات دیگری نیز در داستان بلوهر و بوذاسف آمده که در آثار عرفانی و ادبی به صور گوناگون منعکس شده است ، از جمله داستان مردی که گنجشکی صید کرد و گنجشک در ازای آزادیش به او سه پند داد (رجوع کنید به بلوهر و بوذاسف ، ص ٨٤؛
غزالی ، ١٣٦٤ ش ، ج ٢، ص ١٦٢؛
همو، ١٤١٢، ج ٤، ص ١٥؛
مولوی ، ج ٢، دفتر چهارم ، بیت ٢٢٤٥ـ ٢٢٦٥؛
عطار، ١٣٦٨ ش ، ص ٢١٠ـ٢١١؛
ابونعیم ، ج ٤، ص ٣١٦) و نیز داستان دو دزدی که گوهری گرانبها را تصاحب کردند و هریک نقشة قتل دیگری را کشید، و گفته اند واقعه ای بوده که بودا در یکی از نشأتهای سابق خود مشاهده کرده است (رجوع کنید به مینوی ، ص ٩٠ـ٩٣). این داستان به متون عرفانی نیز راه یافته (رجوع کنید به عطار، ١٣٥٦ ش ، ص ١٦٩ـ١٧١؛
غزالی ، ١٣٦٤ ش ، ص ١٨٦ـ١٨٧). در ادبیات اروپایی نیز با اندک تفاوتی وارد شده است (مینوی ، ص ٩٠).

دربارة نفوذ اندیشه و تعالیم بودا بر تصوف ، برخی گفته اند تأکیدی که در تصوف بر ترتیب و تدریج در سیر سالک وجود دارد، به علت ارتباط با زاهدان بودایی و تأثیر نظام و قوانین رهبانیت این آیین بوده است . برخی خصوصیات سلوک نیز میان بوداییان و صوفیان یکسان است ؛
از جمله در هر دو طریقه افراد به حصر فکر متوسل می شوند که صوفیه بدان مراقبه و بوداییان «دیانا » می گویند (شایگان ، ج ١، ص ١٧٦؛
غنی ، ص ٣٢ـ٣٤). میان نیروانای بودایی نیز که آخرین مرحلة سلوک است با مقام فنا در تصوف شباهتهایی وجود دارد (رجوع کنید به غنی ، همانجا). البته تفاوتهایی نیز هست ؛
در یکی از تعاریف مورد قبول اکثر بوداییان ، نیروانا انقطاع ، خاموشی و آزادی از رنج بازپیدایی است و نباید هیچ تفسیری از آن ، چه در جهت مثبت چه در جهت منفی ، به عمل آورد (شایگان ، ج ١، ص ١٦٥ـ١٦٦). در حالی که فنای صوفیه همراه با بقا یعنی رسیدن به حیات ابدی در خداست و این تعریف جنبة مثبت دارد (غنی ، ص ٣٤).

اعتقاد به کثرت شرور در عالم ، تحقیر نفس بخصوص در میان ملامتیه و آدابی از قبیل سرتراشیدن ، ترک خانه و دیار، علاقه به سیاحت و کشکول به دست گرفتن از جمله آداب رهبانیّت بودایی است که در مانویّت و تصوف اسلامی اثر گذاشته است (زرین کوب ، ١٣٦٩ش ، ص ٩٠؛
اولدنبرگ ، ص ١٤٧، ١٥٢ـ١٥٣). عقیدة صوفیه به تجلی حقیقت یگانه و سَریان آن در چهره ها و گونه های متعدد نیز که در اندیشة ابن عربی به شکل «حقیقت محمدیه » و مظاهر آن در جهان مطرح شده است (رجوع کنید به ابن عربی ، ج ٢، ص ٣٦٣)، با اندیشة مشابهی در مکتب مهایانه شباهت بسیار دارد. به عقیدة پیروان این مکتب ، بوداها تجلی بودای نخستین اند. بودای نخستین پنج بودا پدید می آورد و آنان به نوبة خود چهار بودی ستوا پدید می آورند که پروردگاران عالم طبیعت اند (مهرداد بهار، ص ١٨٤؛
شایگان ، ج ١، ص ١٧٥).

مفهوم «خلق جدید» نیز که در آثار عرفایی چون عین القضاة همدانی ، محیی الدین ابن عربی ، جلال الدین بلخی و شمس الدین لاهیجی آمده و در حقیقت نوعی تفسیر باطنی از آیة ١٥ سورة ق است ، با یکی از مفاهیم فرقة بودایی ذن مشابهت دارد، گو اینکه نمی توان به وجود تأثیر و تأثری حتمی میان این دو معتقد بود (رجوع کنید به ایزوتسو).

آیین بودا و فلسفة اسلامی . در آثار فیلسوفان اسلامی بارها آرایی منتسب به بودا (با نام بوداسف و یوذاسف ) مطرح گردیده و گاهی این عقاید تأیید و ترویج شده است . از جمله شهاب الدین سهروردی در فصلی ، که به توضیح تناسخ اختصاص دارد، گونه ای از این عقیده را به بوداسف نسبت داده است (سهروردی ، ج ٢، ص ٢١٧، ٢٢١). صدرالدین شیرازی نیز عقیده به تناسخ را از جمله به یوذاسف نسبت داده می نویسد که بر طبق این عقیده زندگی تمام جانوران زمینی با انتقال جانهای آدمیان به کالبد جانوران تحقق می یابد؛
یعنی انسانهای ناقص به صورت جانوران درمی آیند و انسانهای کامل پس از جدایی از تن به جهان نور عروج می کنند ( الحکمة المتعالیة ، ج ٩، ص ٨، ١٩؛
همو، مبدأ و معاد ، ص ٣٨٣ـ٣٨٤). صدرا همچنین گفته است که مصنف مجلی الدقایق ، غیاث الدین منصور دشتکی ، نظریة یوذاسف را مناط اثبات حشر و برانگیختن نفوس و ارواح گرفته است ( مبدأ و معاد ، ص ٤٧٢ـ٤٧٣). نظریة صدرا در باب حرکت جوهری و تجدید امثال نیز، با خلق مدام در آیین ذنِ بودیسم ، که براساس آن هر چیز لحظه به لحظه تجدد می یابد و هستی در هر لحظه چیزی مطلقاً نو است ، مشابهت دارد (ایزوتسو، ص ١٤، ٦٠). علاوه بر همانندی استوار میان جوهر اندیشة صدرا و دوگن ، پیشوای ذن ، مثالی که آنها در این باره آورده اند نیز یکی است : کوه و حرکت مستمر و دایمی آن که برخلاف پندار انسان معمولی است (همان ، ص ٣، ١٢؛
قس صدرالدین شیرازی ، الحکمة المتعالیة ، ج ٣، ص ١١٠). سبزواری نیز ضمن نقد و بررسی نظریة یوذاسف دربارة ادوار و اکوار می نویسد که سهروردی در اعتقاد به تکرار اوضاع فلکیّه و تکرار صور جسمانیة کونیّه از یوذاسف پیروی کرده است (ص ٣١٨، ٣٢١).

آیین بودا و ادبیات فارسی و عربی . تأثیر اندیشة بودایی در ادبیات فارسی ، بویژه ادبیات عرفانی ، از جمله از طریق داستانهای بودایی است که از طریق کلیله و دمنه ، بلوهر و بوذاسف ، هزار افسانه ـ که اساس کتاب الف لیلة و لیلة بوده است ـ و سندبادنامه در میان فارسی زبانان رواج یافته است . از جملة این داستانها، حکایت گاوی است که بی خبر از قصد صاحب خود می چرد و خود را برای سور و ضیافت فربه می سازد. این داستان که نخست در مجموعة جاتکة بودایی (حکایتهایی دربارة وقایع نشأتهای پیشین بودا) آمده ، در متون فارسی از جمله مرزبان نامه ، شاهنامة فردوسی ، دیوان ظهیر فاریابی و مثنوی مولوی نیز انعکاس یافته است (رجوع کنید به مجتبائی ، ١٩٧٦، ص ٢٤، ٢٩).

ستایش از بودا و ذکر یادگارهای بودایی نیز در ادبیات فارسی دیده می شود؛
مثلاً، عنصری (متوفی ٤٣١) داستان صَنَمَیِ البامیان ابوریحان بیرونی (متوفی ٤٤٠) را، که داستان دو بت بامیان (سرخ بت و خنگ بت ) است ، به فارسی منظوم ساخته است (مجتبائی ، ١٣٧٠ ش ، ص ٤٨٠ـ ٤٨١). خاقانی (متوفی ٥٨٢) نیز در اشعار خود از این دو بت بزرگ یاد می کند (ص ٤٩٧). شعرای دیگر چون فرخی سیستانی ، منوچهری ، مسعود سعد سلمان و ناصرخسرو و جامی نیز بارها به آثار بودایی در اشعارشان اشاره کرده اند (دهخدا، ذیل «نوبهار»، «بت »). برخی ذکر بت را که در ادب فارسی صوفیه و غیرصوفیه بارها به عنوان نمادی از زیبایی آرمانی به کار رفته است ، برگرفته از نام بودا و تصویر بتهای بودایی می دانند ( ایرانیکا ، همانجا؛
رجوع کنید به بُد * ؛
بت / بت پرستی * ). مکتبی شیرازی ، سرایندة سدة دهم ، در منظومة کلمات علّیه غرّا قریب ده تمثیل آورده که یکی از آنها قصة بوداست (رشید یاسمی ، ص ٥٠ـ٥١).

در آثار نویسندگان متأخر نیز گاه از بودا و سخنان او یاد شده است . اقبال لاهوری در دیوان خود (ص ٢٩٦ـ٢٩٧) در سه قطعه شعر با عنوان «طاسین گوتم » خواسته است که عقاید و آرای بودا را دربارة هستی و جهان بیان کند. ملک الشعرای بهار (ج ١، ص ٤٤٠) نیز در قصیدة فلسفی خود از بودا و سخن او دربارة هستی و رنج سخن می گوید. محمد حجازی (ص ٢٩)، از نویسندگان معاصر، در قطعه ای ادیبانه گفتگوی بودا و یکی از شاگردان وی را به نام پورنا آورده که نتیجة این گفتگو سپاسگزاری در مقابل هر گونه خشونت است .

در آثار صادق هدایت نیز اندیشه های بودا انعکاس یافته است . در مشهورترین اثر او، بوف کور ، که نخست در هندوستان (١٣١٥ ش ) چاپ شده ، اشاره به نیروانای بودا را می توان یافت (آل احمد، کتاب دوم ، ص ٧٣٧، ٧٤٦، ٧٥٦ـ٧٥٧). در فوائد گیاهخواری علاقه و استناد هدایت به آیین بودا آشکار است (همان ، کتاب دوم ، ص ٧٥٨؛
هدایت ، ١٣٠٦ ش ، ص ٢٩ـ٣١). وی در داستانی به نام «آخرین لبخند» که زوالنامة تمدن ایرانی بودایی خراسان بزرگ است ، به نقل جملاتی از بودا پرداخته و اندیشة بودا و شوپنهاور، فیلسوف آلمانی ، را به هم آمیخته و فلسفة بودا را همان فلسفة موج یا پایداری و درگذر بودن همة هستی و شکلها، و نیروانای او را همان «نیستی جاویدان » می داند (هدایت ، ١٣٤٢ش ، ص ١٤١، ١٥٦ـ١٥٧).

در ادبیات عربی ، گذشته از ابان بن عبدالحمید که داستان زندگی بودا را به نظم درآورد (رجوع کنید به بلوهر و یوداسَف )، در پاره ای دیگر از اشعار عرب به احوال بودا و تمثیلهایی که در سرگذشت او آمده اشاره شده است . از جمله ، ابوالعتاهیه در سروده های خود، از شیوة بودا در ترک پادشاهی و انتخاب فقر و درویشی با لحنی ستایش آمیز یاد کرده ، تا جایی که برخی احتمال داده اند که او بودایی بوده باشد (شرف الدین ، ص ٩٥ـ٩٧). در پاره ای از اشعار او نیز مضامینی از پندهای کنفوسیوس دیده اند (همان ، ص ٢٠٥). ابوالعلاء معری نیز، مانند بوداییان و دیگر هندوان ، از بازگشت جسم به خاک و روح به هوا سخن گفته است (رجوع کنید به ج ١، ص ٤٥٦ـ٤٥٧).

فرهنگ و هنر بودایی و هنر اسلامی . در قرون اولیة ظهور آیین بودا، به علت مخالفت این آیین با بت پرستی و نقش و نگار دنیوی و تحریم ترسیم صورت زن و مرد، بوداییان به هنر نقاشی و مجسمه سازی نمی پرداختند. اما بتدریج ، در قرن اول میلادی ، در میان پیروان آیین بودا ترسیم تصویر و ساختن مجسمة بودا بخصوص در دورة کوشانیها و در کیش مهایانه رونق گرفت (ذکرگو، ص ١٣٩، ١٤٢ـ١٤٣؛
راجپوت ، ص ٢٥ـ ٢٧). نفوذ فرهنگ و هنر هندی که در آن ترسیم خدایان مرسوم بود و نیز تأثیر هنر ایرانی برجای مانده از دورة آشوکا و همچنین پیکرنگاری رومی ـ یونانی که از طریق ایران به هند سرایت کرده بود، در مجسمه سازی بودایی در نواحی شمال غربی هند تا افغانستان در قرن سوم و چهارم میلادی مؤثر بود (ذکرگو، ص ١٤٣ـ ١٤٤؛
حکمت ، ص ٣٣٨). در همین داد و ستدهای فرهنگی ـ هنری بود که قوم اویغور، از اقوام تاتار که بودایی و مانوی و مسیحی بودند، نقاشی عهد ساسانی را از معلمان ایرانی خود اقتباس کردند و کتب و آثار و ابنیة مذهبی خود را با همان سبک تزیین نمودند. این سبک نقاشی پس از استیلای مغول بر ترکستان شرقی ، از طریق مغولان ، به چین رفت و پس از تغییراتی در عهد تسلط مغولان دوباره به ایران بازگشت . بدین ترتیب ، سبک نقاشی و تذهیب عهد مغول ، تیموری و صفوی پدید آمد (اقبال آشتیانی ، ص ١٨؛
بینیون و دیگران ، ص ٦١). البته برخی معتقدند که تأثیر هنر بودایی و مکاتب متأثر از آن بر نقاشی ایران ، به پیش از دورة مغول می رسد (بینیون و دیگران ، ص ٦٢). نفوذ هنر بودایی در نقاشی ایران در دورة مغول از دو طریق تحقق یافت : هنرمندان چینی که از سوی حکام مغول راهی ایران شدند، نظیر هنرمندانی که ارغون برای نقاشی دیوارهای معابد بودایی از آنها دعوت به عمل آورد (شراتو، ص ١٧)؛
سفرهای هنرمندان ایران به چین ، همچنانکه غیاث الدین نقاش همراه سفیر شاهرخ تیموری (متوفی ٨٥٠) به چین رفت . این هنرمند احتمالاً بانی مجموعة نقاشیهایی است که اکنون در کتابخانة سِرای استانبول موجود است (بینیون و دیگران ، ص ١٥٥ـ١٥٦).

در نقاشیهای ایرانی ، نمودهایی از فرهنگ و هنر بودایی دیده می شود، از جمله تصویر زیبارویانی با چشمان بادامی ، ابروانی کمانی و لبخندی آرام بخش که نشانة تأثیرپذیری از شکل ظاهری بتهای بودایی است ( ایرانیکا ، همانجا). همچنین بسیاری از کتابهایی که فرهنگ بودایی را منعکس می نماید با نقاشی زینت یافته است ، از جمله نسخه های متعدد کلیله و دمنه و انوار سهیلی (بینیون و دیگران ، ص ٨٥، ٩٣، ١٠٦ـ١٠٧). در پاره ای از نسخه های جامع التواریخ نیز نقاشیهایی از داستانهای حضرت محمد صلّی اللّه علیه وآله وسلّم و اصحاب او و بودا وجود دارد (دوری ، ص ١٨١).

در معماری نیز بوداییان سبک «گندهَرَه » را پدید آوردند که در معماری خاورمیانه ، بویژه بلاد شام و آسیای صغیر، اثری ژرف برجای نهاد (ذکرگو، ص ١٤٤؛
ندوی ، ص ١٥). این سبک معماری در قراسرا (سرای بزرگ اتابکان ) متعلق به بدرالدین لؤلؤ (حک : ٦٣١ـ٦٥٧) در موصل دیده می شود که تزیینات ساختمان و مجسمه های نیمه برجسته بر دیوار آن از مشخصات هنر بودایی است (دوری ، ص ١١٢).


منابع :
(١٠) جلال آل احمد، ادب و هنر امروز ایران : مجموعة مقالات ١٣٤٨ـ١٣٢٤ه . ش ، پژوهش و ویرایش مصطفی زمانی نیا، تهران ١٣٧٣ ش ؛
(١١) محمدحسین آل کاشف الغطاء، المثل العلیا فی الاسلام لافی بحمدون ، تهران ١٤٠٣؛
(١٢) ابن عربی ، الفتوحات المکیة ، ج ٢، چاپ عثمان یحیی ، قاهره ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(١٣) ابن قدامه ، کتاب التوّابین ، چاپ جورج مقدسی ، دمشق ١٩٦١؛
(١٤) احمدبن عبدالله ابوالعلاء معری ، لزوم مالایلزم : اللزومیّات ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(١٥) احمدبن عبدالله ابونعیم ، حلیة الاولیاء و طبقات الاصفیاء ، بیروت ١٣٨٧/١٩٦٧؛
(١٦) محمدصادق بن حسین ادیب الممالک ، دیوان ، چاپ وحید دستگردی ، ( تهران ) ١٣١٢ ش ؛
(١٧) مرتضی اسعدی ، جهان اسلام ، تهران ١٣٦٦ـ١٣٦٩ ش ؛
(١٨) عباس اقبال آشتیانی ، تاریخ مغول : از حملة چنگیز تا تشکیل دولت تیموری ، تهران ١٣٦٤ ش ؛
(١٩) محمد اقبال لاهوری ، کلیات اشعار فارسی مولانا اقبال لاهوری ، با مقدمه و شرح احوال و تفسیر کامل احمد سروش ، تهران ?( ١٣٤٣ ش ) ؛
(٢٠) محمدرضا انصاری فرنگی محلی ، تذکرة حضرت سیدصاحب بانسوی ، کراچی ١٩٨٨؛
(٢١) هرمان اولدنبرگ ، فروغ خاور ، ج ٢ و ٣ : آئین و رهبانیت بودا ، ترجمة بدرالدین کتابی ، اصفهان ١٣٣٢ ش ؛
(٢٢) توشیهیکو ایزوتسو، خلق مدام : در عرفان اسلامی و آیین بودایی ذن ، ترجمة شیوا (منصوره ) کاویانی ، تهران ١٣٧٤ ش ؛
(٢٣) علی بلگرامی ، « ( دربارة ) کتاب کلیلة و دمنة الشهیر»، الجامعة (کلکته ١٣٤٢ ش )؛
(٢٤) الکساندر بلنیتسکی ، خراسان و ماوراءالنهر (آسیای میانه ) ، ترجمة پرویز ورجاوند، تهران ١٣٧١ ش ؛
(٢٥) بلوهر و بوذاسف ، به روایت صدوق و مجلسی ، چاپ ابوطالب میرعابدینی ، تهران ١٣٦٥ ش ؛
(٢٦) داوودبن محمد بناکتی ، تاریخ بناکتی = روضة اولی الالباب فی معرفة التواریخ و الانساب ، چاپ جعفر شعار، تهران ١٣٤٨ ش ؛
(٢٧) محمدتقی بهار، دیوان ، چاپ مهرداد بهار، تهران ١٣٦٨ ش ؛
(٢٨) مهرداد بهار، ادیان آسیایی ، تهران ١٣٧٥ ش ؛
(٢٩) لورنس بینیون ، ج . و. س . ویلکینسون ، و بازیل گری ، سیر تاریخ نقاشی ایرانی ، ترجمة محمد ایرانمنش ، تهران ١٣٦٨ ش ؛
(٣٠) محمد حجازی ، اندیشه ، تهران ١٣٤٥ ش ؛
(٣١) علی اصغر حکمت ، سرزمین هند ، تهران ١٣٣٧ ش ؛
(٣٢) بدیل بن علی خاقانی ، دیوان ، چاپ ضیاءالدین سجادی ، تهران ١٣٦٨ ش ؛
(٣٣) دائرة المعارف بزرگ اسلامی ، زیرنظر کاظم موسوی بجنوردی ، تهران ١٣٦٧ ش ـ ، ذیل «ابراهیم ادهم » (از فتح الله مجتبائی )؛
(٣٤) کارل . جی . دوری ، هنر اسلامی ، ترجمة رضا بصیری ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٣٥) علی اکبر دهخدا، لغت نامه ، زیرنظر محمد معین ، تهران ١٣٢٥ـ١٣٥٩ ش ؛
(٣٦) امیرحسین ذکرگو، «از بودا تا بت : تأملی در سیر پیدایش شمایل گری در هنرهای بودایی »، نامة فرهنگ ، سال ٦، ش ٢ (تابستان ١٣٧٥)؛
(٣٧) الله بخش راجپوت ، «فرهنگ پاکستان در ادوار قبل از مسیح »، در پاکستان (مجموعة مقاله )، کراچی ( بی تا. ) ؛
(٣٨) رشیدالدین فضل الله ، جامع التواریخ ، چاپ محمد روشن و مصطفی موسوی ، تهران ١٣٧٣ ش ؛
(٣٩) غلامرضا رشیدیاسمی ، «و کلمات علیه ، مکتبی شیرازی »، آینده ، سال ١، ش ١ (تیر ١٣٠٤)؛
(٤٠) عبدالحسین زرین کوب ، ارزش میراث صوفیه ، تهران ١٣٦٩ ش ؛
(٤١) همو، جستجو در تصوف ایران ، تهران ١٣٥٧ ش ؛
(٤٢) هادی بن مهدی سبزواری ، شرح منظومه ، چاپ سنگی تهران ١٢٩٨، چاپ افست قم ( بی تا. ) ؛
(٤٣) یحیی بن حبش سهروردی ، مجموعة مصنفات شیخ اشراق ، چاپ هانری کوربن ، ج ٢: بخش ١، کتاب حکمة الاشراق ، تهران ١٣٥٥ ش ؛
(٤٤) حکیم سیالکوتی ، علی و پیامبران ، ترجمه و شرح از محمد مختاری ، قم ١٣٦٠ ش ؛
(٤٥) داریوش شایگان ، ادیان و مکتبهای فلسفی هند ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٤٦) اُمبرتوشراتو، «هنر ایلخانی »، در هنر ایلخانی و تیموری ، ترجمة یعقوب آژند، تهران ١٣٧٦ ش ؛
(٤٧) خلیل شرف الدین ، ابوالعتاهیة من الرفض الی القبول ، بیروت ١٩٨٧؛
(٤٨) محمدبن عبدالکریم شهرستانی ، کتاب الملل و النحل ، چاپ محمدبن فتح الله بدران ، قاهره ( تاریخ مقدمه ١٣٧٥/١٩٥٦ ) ، چاپ افست قم ١٣٦٧ ش ؛
(٤٩) لطف الله صافی ، «در اطراف مقالة ' دربارة زندگی بوذاسف ، »، ایندو ایرانیکا ، ج ٦، ش ٢ (اکتبر ١٩٥٢)؛
(٥٠) محمدبن ابراهیم صدرالدین شیرازی ، الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة ، چاپ افست قم ( بی تا. ) ؛
(٥١) همو، مبدأ و معاد ، ترجمة احمد حسینی اردکانی ، چاپ عبدالله نورانی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٥٢) غلامحسین صدیقی ، جنبشهای دینی ایرانی در قرنهای دوم و سوم هجری ، تهران ١٣٧٢ ش ؛
(٥٣) محمدحسین طباطبائی ، المیزان فی تفسیر القرآن ، بیروت ١٣٩٠ـ١٣٩٤/ ١٩٧١ـ ١٩٧٤؛
(٥٤) محمدبن ابراهیم عطار، الهی نامه ، چاپ هلموت ریتر، استانبول ١٩٤٠، چاپ افست تهران ١٣٦٨ ش ؛
(٥٥) همو، تذکرة الاولیاء ، چاپ محمد استعلامی ، تهران ١٣٦٠ ش ؛
(٥٦) همو، مصیبت نامه ، چاپ نورانی وصال ، تهران ١٣٥٦ ش ؛
(٥٧) احمدبن محمد علاءالدوله سمنانی ، چهل مجلس ، یا، رسالة اقبالیه ، تحریر امیر اقبالشاه بن سابق سجستانی ، مقدمه ، تصحیح و تعلیقات نجیب مایل هروی ، تهران ١٣٦٦ ش ؛
(٥٨) همو، العروة لاِ هل الخلوة و الجلوة ، چاپ نجیب مایل هروی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٥٩) محمدبن محمد غزالی ، احیاء علوم الدین ، بیروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٦٠) همو، کیمیای سعادت ، چاپ حسین خدیوجم ، تهران ١٣٦٤ ش ؛
(٦١) قاسم غنی ، بحثی در تصوّف ، تهران ١٣٥٦ ش ؛
(٦٢) حنافاخوری و خلیل جر، تاریخ فلسفه در جهان اسلام ، ترجمة عبدالمحمد آیتی ، تهران ١٣٥٨ ش ؛
(٦٣) مانی و دین او ، دو خطابة سیدحسن تقی زاده ، بانضمام متون عربی و فارسی دربارة مانی و مانویّت ، فراهم آوردة احمد افشار شیرازی ، تهران ١٣٣٥ ش ؛
(٦٤) فتح الله مجتبائی ، «داستانهای بودائی در ادبیات فارسی : داستان گاو نادان »، ایندو ایرانیکا ، ج ٢٩ (سپتامبر و دسامبر ١٩٧٦)؛
همو،

(٦٥) «داستانهای هندی در ادبیات فارسی »، در یکی قطره باران : جشن نامة استاد دکتر عباس زریاب خوئی ، چاپ احمد تفضّلی ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(٦٦) محمدباقربن محمدتقی مجلسی : بحارالانوار ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٦٧) محمد جعفر محجوب ، دربارة کلیله و دمنه : تاریخچه ، ترجمه ها، و دو باب ترجمه نشده از کلیله و دمنه ، تهران ١٣٤٩ ش ؛
(٦٨) علی بن حسین مسعودی ، التنبیه و الاشراف ، ترجمة ابوالقاسم پاینده ، تهران ١٣٦٥ ش ؛
(٦٩) همو، مروج الذّهب و معادن الجوهر ، ترجمة ابوالقاسم پاینده ، تهران ١٣٥٦ـ١٣٦٠ ش ؛
(٧٠) محمد جواد مشکور، فرهنگ فرق اسلامی ، مشهد ١٣٦٨ ش ؛
(٧١) جلال الدین محمدبن محمد مولوی ، مثنوی معنوی ، تصحیح رینولد ا. نیکلسون ، چاپ نصرالله پورجوادی ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٧٢) مجتبی مینوی ، پانزده گفتار دربارة چند تن از رجال ادب اروپا: از اومیروس تا برنارد شا ، تهران ١٣٦٧ ش ؛
(٧٣) ناصرالدین منشی کرمانی ، سمط العُلی ' للحضرة العُلیا ، چاپ عباس اقبال ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٧٤) محمد اسماعیل ندوی ، تاریخ الصِّلات بین الهند و البلاد العربیّة ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٧٥) سیدحسین نصر، معارف اسلامی در جهان معاصر ، تهران ١٣٤٨ ش ؛
(٧٦) جواهر لعل نهرو، نگاهی به تاریخ جهان ، ترجمة محمود تفضّلی ، تهران ١٣٥٥ ش ؛
(٧٧) محمد فرید وجدی ، دائرة معارف القرن الرابع عشر العشرین ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٧٨) صادق هدایت ، سایه روشن ، تهران ١٣٤٢ ش ؛
(٧٩) همو، فواید گیاهخواری ، برلین ١٣٠٦ ش ؛


(٨٠) R. E. Emmerick, "Buddhism among Iranian peoples", in The Cambridge history of Iran , vol. ٣ (٢), Cambridge ١٩٨٣;
(٨١) Encyclopaedia Iranica , s.v. "Buddhism";
(٨٢) The Encyclopedia of religion , ed. Mircea Eliade, New York ١٩٨٧, s.v. "Buddhism. Buddhism in Central Asia" (by Ronald Eric Emmerick).

/ اکبر ثبوت /