دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٨٣٤
بُنداربن حسین شیرازی ، از بزرگان صوفیة قرن چهارم . در منابع نام کامل او را بُنداربن حسین بن محمدبن مهلَّب شیرازی ، و کنیه اش را ابوالحسین آورده اند. وی متولّد شیراز و ساکن ارّجان بوده است (ابونعیم ، ج ١٠، ص ٣٨٤؛
سلمی ، ص ٤٦٧؛
جامی ، ص ٢٣٠). تاریخ تولدش مشخص نیست . به نوشتة برخی منابع عالم به اصول قوم بوده و در علوم حقایق زبانی نیکو داشته است (ابونعیم ؛
سلمی ؛
جامی ، همانجاها).
ابن عساکر (ص ١٧٩ـ١٨١) وی را خادم ابوالحسن اشعری معرفی کرده و ماجرای دیدار وی را با شبلی (متوفی ٣٣٤) حکایت کرده است . به نوشتة همو (همانجا) پدر بندار او را برای تجارت به بغداد فرستاد. گذر او به مجلس شبلی افتاد، کلام شبلی در او اثر کرد و به امر او همة اموال خود را در راه خدا بخشید. بندار شاگرد شبلی بود (انصاری ، ص ٥٠١؛
جامی ، ص ٢٣٠ـ٢٣١) و شبلی به او ارج می نهاد (انصاری ، همانجا؛
جامی ، ص ٢٣١؛
ابن عساکر، ص ١٧٩؛
سلمی ، همانجا). وی با جعفر * حَذّا نیز صحبت داشته و او را برتر از شبلی دانسته است (جامی ، ص ٢٣١، ٢٤٣؛
جنید شیرازی ، ص ٢٢٥ـ٢٢٦). ابن خفیف * شاگرد وی بوده است (جامی ، ص ٢٣١؛
انصاری ، همانجا). بندار در ٣٥٣ در ارجان وفات یافت (ابن عساکر، ص ١٨١) و شیخ ابوزُرعه طبری وی را غسل داد (ابن عساکر، ص ١٧٩؛
سلمی ؛
جامی ؛
انصاری ، همانجاها). بندار سماع را بر سه گونه دانسته است : سماع به طبع ، سماع به حال و سماع به حقّ؛
ابونصر سرّاج سخن او را تفسیر کرده و گفته است سماع به طبع شنیدن آهنگ خوش است که بر هر طبعی خوشایند است و خاص و عام در آن مشترک اند، سماعِ به حال آن است که چنان در شنونده تأثیر می کند که احوال او را دگرگون می سازد و این دگرگونی در رفتار او ظاهر می گردد، سماع به حقّ آن است که مستمع را به فنا از صفات بشری و درک توحید و شهود واردات الهی می رساند (ص ٢٧٨ـ٢٧٩؛
قس غزالی ، ج ١، ص ٤٧٥، ٤٧٧ـ٤٧٨، ٤٨٠). به نوشتة روح الجنان ، بندار تصانیفی داشته و تفسیر او مشهور بوده است (عبداللطیف بن روزبهان ثانی ، ص ٢٩٩).
منابع :
(١) ابن عساکر، تبیین کذب المفتری فیما نسب الی الامام ابی الحسن الاشعری ، بیروت ١٤٠٤/١٩٨٤؛
(٢) عبدالله بن علی ابونصر سَرّاج ، کتاب اللُّمَع فی التصوف ، چاپ نیکلسون ، لیدن ١٩١٤؛
(٣) احمدبن عبدالله ابونعیم ، حلیة الاولیاء و طبقات الاصفیاء ، بیروت ١٣٨٧/١٩٦٧؛
(٤) عبدالله بن محمد انصاری ، طبقات الصوفیه ، چاپ سرور مولائی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٥) عبدالرحمان بن احمد جامی ، نفحات الانس ، چاپ محمود عابدی ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(٦) معین الدین جنیدبن محمود جنید شیرازی ، شَدُّالازار فی حَطّ الاوزار عن زوّار المزار ، چاپ محمد قزوینی و عباس اقبال ، تهران ١٣٢٨ ش ؛
(٧) چاپ مجدد تهران ١٣٦٦ ش ؛
(٨) محمدبن حسین سلمی ، طبقات الصوفیة ، چاپ نورالدین شریبه ، قاهره ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(٩) عبداللطیف بن روزبهان ثانی ، روح الجنان فی سیرة الشیخ روزبهان ، در روزبهان نامه ، چاپ محمدتقی دانش پژوه ، تهران ١٣٤٧ ش ؛
(١٠) محمدبن محمد غزالی ، کیمیای سعادت ، چاپ حسین خدیو جم ، تهران ١٣٦٤ ش .
/ پروانه محمدی /