دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٠٥٥
بَرَندَقِ خُجَندی ، امیر بهاءالدّین ، از شاعران قرن هشتم و آغاز قرن نهم . در ٧٥٧ متولد شد (صفا، ج ٤، ص ٢٦٧). دولتشاه سمرقندی او را «بخاری » (=اهل بخارا) دانسته است (ص ٣٧١) اما وی از خجند بود و مدتی نیز در سمرقند سکونت گزید (صفا، ج ٤، ص ٢٧٤، به نقل از کاشانی ؛ خلیل ، ص ٩٤). در شعر، گاه «ابن نصرت » و گاهی «برندق » تخلّص می کرد (صفا، ج ٤، ص ٢٦٦ـ٢٦٧، به نقل از کاشانی ). او به دربار تیمور گورکان (حک : ٧٧١ـ٨٠٧) و برخی از فرزندان و نوادگان تیمور، بویژه امیر میرانشاه (مقتول در٨١٠)، شاهزاده عمر شیخ (متوفی ٧٩٦) و پسرش بایقرا (حک : ٨١٧ـ ٨١٨) اختصاص داشته و آنان را در اشعار خود ستوده است ؛ تا جایی که در برخی از تذکره ها، وی را ندیم و پروردة بایقرا معرفی کرده اند (دولتشاه سمرقندی ، همانجا؛ صفی ، ص ٢٥٢؛ امیرعلیشیر نوائی ، ص ١٩؛ آذر بیگدلی ، ص ٣٢٧(.
برندق به بسیاری از بلاد هند سفر کرد چنانکه گفته اند ٢٥ سال در سفر بود (صفا، ج ٤، ص ٢٧٤؛ خلیل ، همانجا)؛ اما آخرین سالهای عمرش را در سمرقند گذرانید و گویا در همان شهر درگذشت . سال وفات او را ٨١٥ (صبا، ص ١٠٦) یا ٨١٦ (خلیل ، همانجا) ذکر کرده اند؛ اما ظاهراً در حدود سالهای ٨٣٥ ـ ٨٣٦ درگذشته است (صفا، ج ٤، ص ٢٧٣(
برخلاف شاعران قرن هشتم و نهم ، که غالباً غزلسرا و در تغزّل نکته سنج بودند، برندق قصیده پرداز بود و به شاعران قرن ششم ، بویژه خاقانی ، توجّه داشت و برخی از قصاید وی را جواب گفت (همان ، ج ٤، ص ٢٦٥، ٢٧٧ـ ٢٧٨). قطعه را به شیوة انوری و غزل را به تقلید از شاعران قرون ششم و هفتم می سرود (همان ، ج ٤، ص ٢٨٠) و با عصمت بخاری * مشاعره می کرد (دولتشاه سمرقندی ، ص ٣٧٣؛ صفی ، همانجا؛ صبا، همانجا).
به نوشتة امیرعلیشیر نوائی ، معاصرانش او را به لفظ استادی خطاب می کرده اند (ص ١٩) که گویا به سبب مهارت و توانایی او در سخنوری و نیز کثرت و تنوّع آگاهیهای علمی و ادبی او بوده که اکتساب آن در روزگار وی و در میان شاعران استادِ آن عهد متداول بود. با اینهمه ، دولتشاه ادای احترام معاصرانش را نسبت به وی از ( ترس ایشان از ) بدزبانی وتواناییش در هزل دانسته است (همانجا).
با اینکه تذکره نویسان او را در سرودن هزل و مطایبات ماهر خوانده اند (همان ، ص ٣٧١؛ آذر بیگدلی ، همانجا؛ صبا، همانجا) آن مقدار از اشعار او که در خلاصة الاشعار مذکور است ، نشان می دهد که برندق شاعری مدح پیشه بوده است (صفا، ج ٤، ص ٢٧٥(.
کلیات دیوان اشعار برندق در دسترس نیست ، اما از مجموع آنچه نویسندة خلاصة الاشعار از وی نقل کرده و بیش از ٨٠٠ ، ١ بیت (قصیده ، قطعه ، غزل ) است ، آگاهیهای نسبتاً مفیدی دربارة زندگانی و احوالش به دست می آید. کلام استادانه و معانی عالمانه ای که در بیشتر اشعار او به چشم می خورد، بدان معناست که در جوانی در آموختن فنون ادب و دانشهای زمان خود می کوشید؛ در علوم مختلف صاحب اطّلاع بود، از طبّ بهره داشت و کتب عهد عتیق (=زبور) را به خطّ عبری می خواند و با زبان سریانی آشنایی داشت (همان ، ج ٤، ص ٢٦٨)، و با اینکه در میان سنّیان حنفی می زیست ، به بیان مناقب امام علی علیه السلام گرایشهایی نشان داده است .
منابع :
(١) لطفعلی بن آقاخان آذر بیگدلی ، آتشکدة آذر ، چاپ سیدجعفر شهیدی ، چاپ افست تهران ١٣٣٧ ش ؛
(٢) امیر علیشیر نوائی ، تذکرة مجالس النفائس ، چاپ علی اصغر حکمت ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٣) علی ابراهیم خلیل ، تذکرة صحف ابراهیم ، نسخة عکسی از نسخة خطی موجود در کتابخانة مرکزی دانشگاه تهران ، ش ٦٦٣؛
(٤) دولتشاه سمرقندی ، تذکرة الشعراء ، چاپ ادوارد براون ، لیدن ١٩٠٠؛
(٥) محمد مظفر حسین بن محمد یوسفعلی صبا، تذکرة روز روشن ، چاپ محمدحسین رکن زادة آدمیت ، تهران ١٣٤٣ ش ؛
(٦) ذبیح الله صفا، تاریخ ادبیات در ایران ، ج ٤، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٧) فخرالدین علی صفی ، لطائف الطوائف ، چاپ احمد گلچین معانی ، تهران ١٣٣٦ ش .
/ سیّدمحمّد ترابی /