دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٧٠٤٠
خزرجى، موفقالدين ، خزرجى، موفقالدين، مورخ، اديب، شاعر و نثرنويس يمنى قرن هشتم. نام و نسبش ابوالحسن علىبن حسنبن ابىبكربن حسن بن على بن وَهّاس خزرجى است، و چون از زَبيدِ يمن برخاسته، زبيدى خوانده شده است (ابن حجرعسقلانى، ١٣٨٧ـ١٣٩٦، ج ٦، ص ١٩٠؛ سخاوى، الضوء، ج ٥، ص ٢١٠). نسبت خزرجى نيز به سبب انتسابش به قبيله خزرج از انصار است، از همينرو به انصارى نيز شهرت يافته است (ابنتغرى بردى، ج ١، ص ٤٥٣؛ شاكر محمود عبدالمنعم، ص ٧٨).
خزرجى همچون جدش به ابوهّاس معروف است (ابنتغرى بردى، همانجا؛ بغدادى، ايضاح، ج ٢، ستون ١٠٨). نياى اعلاى او، حمزةبن سليمان، والى مكه و از شُرفاى اين شهر بود و جدش، ابوالحسن عُلَىّبن عيسىبن حمزةبن سليمان، معروف به ابن وهّاس (متوفى بعد از ٥٠٠)، به دنبال حوادثى از يمن به مكه گريخت و در آنجا اقامت گزيد. او عالمى بخشنده، اديب، شاعر و نثرنويس بود و تأليفاتى داشت. زَمَخشرى، اديب و مفسر معروف، كتاب تفسير خود، الكشاف، را به نام او نوشت و گفته شدهاست كه قصايدى در مدح او گفت و از وى روايت كرد. عُلَىبن عيسى نيز در اشعارش زمخشرى را ستايش نمود و مطالبى را نزد او قرائت كرد (ياقوت حموى، ١٩٩٣، ج ٤، ص ١٨٣٢ـ ١٨٣٣؛ همو، ١٩٦٥، ذيل «ثَلَبوت»، «حُراضان»، «حُلَيفات»، «زَمخشر»، «شَميسى»؛ صفدى، ج ٢١، ص ٣٧٦؛ ابن عماد، ج ٧، ص ٩٨؛ زبيدى، ذيل «زَمَخْشَر»).
از زندگى موفقالدين خزرجى آگاهى اندكى در دست است. ابنحجر عسقلانى (١٤١٢، ص ٢٠٣) تولد وى را حدود ٧٤٠ نوشته و بُرَيهى (از علماى سده نهم) آن را پس از ٧٣٠ ذكر كرده است (ص ٢٩١)، اما با توجه به آنچه خزرجى در كتاب خود، العِقْدالفاخر (ج ٣، ص ١٣٦٢)، آورده، خزرجى در ٧٣٢ به دنيا آمده است. پدر خزرجى در سال ٧٥٩ درگذشت (همان، ج ١، ص ٥٨٥ـ ٥٨٦). خزرجى مدتى به تزيين مدارس و كاخهاى شاهى مىپرداخت و نامش در پارهاى بناها، از جمله مدرسه منسوب به ملك افضل عباس بن على رسولى (حك : ٧٦٤ـ ٧٧٨) موسوم به مدرسه افضليه (تأسيس ٧٦٥، در تَعِزّ)، ثبت شده است (خزرجى، ١٤٠٣، ج ٢، ص ١١٥؛ بريهى، همانجا). در سال ٧٨٥ نيز كه مقدم و استاد هنرمندان تزيين بنا بود، كار تزيين مسجدى را در زبيد به عهده داشت (رجوع کنید به خزرجى، ١٤٢٩ـ ١٤٣٠، ج ١، ص ٥٨٩ـ٥٩٠). در عين حال، خزرجى به تحصيل علم پرداخت و علم قرائات را نزد محمدبن عثمان بن شُنَيْنه آموخت. سپس خود به تدريس اين علم اشتغال جست و در ٧٩١ از طرف ملك اشرف اسماعيلبن عباس رسولى (حك : ٧٧٨ـ ٨٠٣) به عنوان مدرّس قرائات در مسجدجامع اشرفى در قريه مملاح تعيين شد (همو، ١٤٠٣، ج ٢، ص ٩٢، ١٧٠ـ١٧١). وى همچنين نزد علماى زبيد و كسانى كه از ديگر بلاد اسلامى به آنجا مىرفتند، حديث و فقه و ادب و زبان عربى را فراگرفت (براى نام شمارى از استادان و شاگردان وى رجوع کنید به همو، ١٤٢٩ـ ١٤٣٠، ج ١، مقدمه، ص ٧١ـ٧٧). او به تعليم و تعلم ادب و زبان عربى اشتغال داشت و شيفته تاريخ بود و در نگارش آن مهارت يافت (ابنحجر عسقلانى، ١٣٨٧ـ١٣٩٦، ج ٦، ص١٩٠؛ همو، ١٤١٢، همانجا؛ سخاوى، الضوء، همانجا). افزون بر اين، خزرجى در علم انساب نيز متبحر بود و از اين رو نَسّابه نيز خوانده شده است (رجوع کنید به بريهى، ص٢٩٠؛ حاجىخليفه، ج ١، ص٣١٠). او همچون پيشينيان خود از يمنيها (اعراب قحطانى در جنوب جزيرةالعرب) در برابر مُضَريها (اعراب عَدنانى در شمال جزيرةالعرب) جانبدارى مىكرد و اين مطلب در اشعار و رسائل او پيداست (ابنحجرعسقلانى،١٤١٢؛ بريهى، همانجاها).
ابنحجر عسقلانى در زبيد با خزرجى ديدار كرد و وى در نامهاى ستايشآميز و مشتمل بر نظم و نثر ابنحجر را ستوده است (رجوع کنید به ابنحجر عسقلانى، ١٣٨٧ـ١٣٩٦؛ همو، ١٤١٢، همانجاها). خزرجى مورخ طراز اول بنورسول و نزد ملكاشرف اسماعيلبن عباس مقرب بود (شاكر محمود عبدالمنعم، ص٨٠؛ دَغفوس، ص ٥٩، ٦٢ـ٦٣؛ د. اسلام، چاپ دوم، ذيل مادّه). در سال ٧٨٤ ملك اشرف وى را براى اداى حج از طرف مادر خود نايب كرد و چون از حج بازگشت، خراج زمين و نخلستانش را به او بخشيد (خزرجى، ١٤٠٣، ج ٢، ص ١٤٩ـ١٥٠؛ دغفوس، ص٦٠). وى شافعى مذهب بود (شاكر محمود عبدالمنعم، ص ٧٨) و در اواخر ٨١٢ در زَبيد درگذشت (ابنحجر عسقلانى، ١٣٨٧ـ١٣٩٦؛ همو، ١٤١٢، همانجاها؛ بريهى، ص ٢٩١). گفته شدهاست كه هنگام وفات بيش از هفتاد سال داشت (ابنحجر عسقلانى، ١٣٨٧ـ١٣٩٦، ج ٦، ص١٩٠) و اگر سال تولد وى را ٧٣٢ بدانيم، تقريبآ هشتاد سال زيسته است (دغفوس، ص ٥٩).
خزرجى درباره يمن سه كتاب تاريخ تأليف كرده است: ١) به شيوه سالشمار، ٢) براساس نام بزرگان به ترتيب الفبا، ٣) براساس دولتها و شاهان (ابنحجر عسقلانى، ١٣٨٧ـ١٣٩٦؛ همو، ١٤١٢؛ سخاوى، الضوء، همانجاها).
آثار. ١) ديوان شعر (بغدادى، هديه، ج ١، ستون ٧٢٨) كه مفقود است. از خزرجى نسخهاى از قصيده بائيه و شرح آن (رجوع کنید به دغفوس، ص ٦٦، پانويس ٣)، قصيدهاى مفصّل در رثاى ملكافضل و اشعارى درباره اجتماع علما و مدرّسان در مسجدجامع مملاح در دست است (رجوع کنید به خزرجى، ١٤٠٣، ج ٢، ص ١٣٦ـ ١٣٨، ١٧١ـ١٧٣). «قصيدة دامغة» خزرجى معروف به «الدَوْحةاليعربية و النَفْحةالخزرجية» را رنه باسه با عنوان متنالخزرجيه تحقيق و در الجزاير (١٩٠٢) منتشر كرده است (همو، ١٤٢٩ـ١٤٣٠، ج ١، مقدمه، ص ٨٧).
٢) طِراز اَعلامالزَّمَن فى طبقات اَعياناليمن (سخاوى، الضوء، همانجا) كه از آن با عنوانهاى العقدالفاخر الحسن فى طبقات اعيان (يا اكابر) اهلاليمن (سخاوى؛ بغدادى، ايضاح، همانجاها؛ دغفوس، ص ٦٤؛ عمرى، ص٦٠؛ قس اكوع، ص ١٢٤ـ ١٢٦) و ترتيب فقهاءاليمن (بريهى، ص ٢٩١ و پانويس ٥) نيز ياد شده است. سخاوى (الاعلان، ص ٦٢، ٢٢٧)، از آن با عنوان تاريخاليمن نيز ياد كرده است. اين كتاب در شرح حال بزرگان و مشاهير يمن (از علما و ادبا و شاهان)، به ترتيب الفبايى، در دو يا سه جلد و مشتمل بر سى باب بود كه خزرجى، آن را به دستور ملك اشرف تأليف كرد (اكوع، ص ١٢٣ـ١٢٤؛ حبشى، مراجع، ص٢١٠؛ همو، مصادر، ص ٤١٨؛ دغفوس، همانجا؛ عمرى، ص ٥٩ـ٦٠). او در نگارش اين كتاب از شيوه بهاءالدين محمدبن يوسف جَنَدى (متوفى ٧٣٢) در السلوك فى طبقات العلماء و الملوك پيروى كرده و ضمن تهذيب و ترتيب كتاب جندى، ذيلى بر آن نوشته است. وى در سال ٨٠٠ از تأليف كتاب فراغت يافته و در ٨٠١ ، پاكنويس آن را به پايان رساندهاست (خزرجى، ١٤٢٩ـ١٤٣٠، ج ١، ص ٥٣٥، ج ٥، ص٢٥١٠؛ عمرى، ص٦٠؛ اكوع، ص ١٢٣ـ١٢٦؛ دغفوس، همانجا؛ ايمن فؤاد سيد، ١٩٧٤، ص ١٦٤؛ براى شمارى از منابع مؤلف و نويسندگانى كه از اين كتاب بهره گرفتهاند رجوع کنید به خزرجى، ١٤٢٩ـ١٤٣٠، ج ١، مقدمه، ص ١١٨ـ١٤٩).
طراز اعلامالزمن با مقدمهاى كوتاه و تاريخى در معرفى يمن و فضل آن، تاريخ و اهميت آن و سپس سيره پيامبر اكرم و نخستين خلفا آغاز مىشود و تاريخ خلفاى اسلامى تا رويدادهاى مصر در زمان سلطان بَرقوق (متوفى ٨٠١) را در برمىگيرد. پس از آن، بخش اصلى كتاب با تراجم رجال (٢٨ باب) به ترتيب الفبايى مىآيد. در پايان، يك باب به ذكر كسانى كه به كُنيه معروف بودهاند و بابى ديگر به ذكر مشاهير زنان يمن اختصاص دارد (عمرى، همانجا؛ اكوع، ص ١٢٥ـ١٢٦). منابع به وجود نسخههاى متعددى از اين كتاب در كتابخانه امام يحيى در صنعا، كتابخانه تيموريه در قاهره، كتابخانه موزه بريتانيا (تراجم از حروف الف تا ح) و كتابخانه ليدن اشاره كردهاند (رجوع کنید به بروكلمان، ج ٢، ص ٢٣٥؛ دغفوس، ص٦٤، پانويس ٣؛ حبشى، مراجع؛ همو، مصادر، همانجاها). طراز اعلامالزمن به كوشش عبداللّهبن محمد حبشى و مصطفى عبدالكريم خطيب در سه مجلد به چاپ رسيده است (رياض ١٤٣٠/٢٠٠٩). همچنين به نسخههايى با عنوان العقدالفاخر در صنعا و موزه بريتانيا (از حرف ظاء تا باب سىام) اشاره شدهاست (رجوع کنید به ايمن فؤاد سيد، ١٩٧٤، ص ١٦٤ـ١٦٥؛ عمرى؛ حبشى، مصادر، همانجاها؛ بروكلمان، >ذيل<، ج ٢، ص ٢٣٨). اين كتاب به كوشش عبداللّهبن قائد عَبّادى و ديگران در پنج جلد به چاپ رسيده است.
٣) العَسْجَدالمَسبوك و الجَوهرالمَحبوك/ المحكوك (يا الزَّبَرْجَدالمحكوك) فى اخبار/ فى سيره الخلفاء و الملوك (براى عنوانهاى مختلف اين كتاب رجوع کنید به ايمن فؤاد سيد، ١٣٩١، ص٩٥٠ـ٩٥١؛ شاكر محمود عبدالمنعم، ص ١١ـ١٤). درباره مؤلف اين كتاب اختلاف است. در پارهاى از نسخههاى آن، كتاب به خزرجى و در برخى ديگر به ملك اشرف رسولى منسوب شده است (اكوع، ص ١٢٧؛ ايمن فؤاد سيد، ١٣٩١، ص ٩٥١ـ٩٥٦). برخى نويسندگان متقدم (رجوع کنید به خزرجى، ١٤٢٩ـ ١٤٣٠، ج ١، ص ٥٢٧؛ سخاوى، الضوء، ج ٢، ص ٢٩٩؛ بغدادى، ايضاح، ج ٢، ستون ١٠١؛ نيز رجوع کنید به ابومخرمه، ج ١، ص٢٠ـ٢١) و مؤلفان متأخر (رجوع کنید به بدرى محمد فهد، ص ١٢٣؛ قيسى، العرب، سال ٥، ش ٥، ص ٤٣٩ـ٤٤٠، ٤٤٤ـ٤٤٥) اين كتاب را به ملك اشرف رسولى نسبت دادهاند. شاكر محمود عبدالمنعم نيز اين انتساب را پذيرفته و بخشى از كتاب را تصحيح و با عنوان العسجدالمسبوك و الجوهرالمحكوك فى طبقات الخلفاء و الملوك منتشر كرده است (بغداد، ١٣٩٥/ ١٩٧٥). او احتمال داده كه خزرجى مؤلف كتابى ديگر با عنوان العسجدالمسبوك و الزبرجدالمحكوك فيمن وَلِىَاليمن من الملوك بوده است (رجوع کنید به ص ١٥ـ٢٤؛ براى اين نسخه رجوع کنید به ايمن فؤاد سيد، ١٩٧٤، ص ١٦٢؛ بروكلمان، ج ٢، ص ٢٣٥؛ دغفوس، ص٧٠). با اين حال، اكوع (ص ١٢٧ـ١٢٨) و ايمن فؤاد سيد (١٣٩١، ص ٩٥٣ـ٩٥٥؛ همو، ١٩٧٤، ص ١٦٢) انتساب العسجد را به خزرجى ترجيح داده و گفتهاند وى آن را به دستور ملك اشرف تأليف كرده است.
العسجدالمسبوك كتابى تاريخى و عمومى به شيوه سالشمار است و با رويدادهاى سال ٨٠٣ پايان مىيابد. اين كتاب داراى دو بخش و هر بخش داراى پنج باب در چند فصل بوده است. بخش اول اين مطالب را دربرداشته است: سيره پيامبر، نخستين خلفاى پيامبر، صحابه، خلفاى اموى و عباسى، ائمه زيديه (از نوادگان امام حسن عليهالسلام)، اماميه و ائمه دوازدهگانه، و اسماعيليه (از اولاد امام حسين عليهالسلام). مطالب بخش دوم نيز عبارت بودهاند از: ملوك مصر و شام (از جمله ايوبيان و مماليك)، افريقيا، قَيْروان، اندلس، مغرب اقصا، ملوك صنعا، عدن، و زبيد و امرا و وزراى آن (ايمن فؤاد سيد، ١٩٧٤، ص ١٦٢؛ شاكر محمود عبدالمنعم، ص ٢٥ـ٢٦، ٣٤؛ دغفوس، ص ٦٩ و پانويس، ٧٢ـ٧٣). اگرچه نسخههاى متعددى از اين كتاب مانده است (رجوع کنید به ايمن فؤاد سيد، همانجا؛ بروكلمان، ج ٢، ص ٢٣٥، >ذيل<، ج ٢، ص ٢٣٨؛ حبشى، مصادر، همانجا؛ دغفوس، ص ٧٢ـ٧٣)، متن كامل آن اكنون در دست نيست. در نسخه كتابخانه الجامعالكبير در صنعا، پس از مقدمهاى درباره سيره پيامبر در هجده فصل، به ذكر حوادث دوران خلفا در پنج باب پرداخته شده كه هر باب داراى چند فصل است. اين نسخه با فصل ٢٤ در ذكر خلافت مستكفىباللّه پايان مىيابد (شاكر محمود عبدالمنعم، ص ٢٥ـ٢٦).
نسخه شماره ٣٨٦٣ دارالكتب المصريه شامل قسمتى از بخش اول كتاب، از خلافت مطيع تا سقوط بغداد در ٦٥٦ (فصلهاى ٢٥ تا٤٠) است (همان، ص ٢٦ـ٢٩؛ بدرى محمد فهد، ص ١٢٤ـ١٢٥). آغاز نسخه عكسى موجود در كتابخانه آصفيه حيدرآباد دكن (ش ١٨) نيز كه راجع به بخش دوم العسجدالمسبوك است، ناقص و فقط مشتمل بر تاريخ ائمه زيديه يمن، ديلم، ائمه اسماعيلى و فاطميان مصر و بخشهاى ديگرى از باب اول (ملوك مصر و شام) تا رويدادهاى ٧٧٥ است. ديگر بابهاى بخش دوم كتاب هم تاكنون به دست نيامده است (شاكر محمود عبدالمنعم، ص٣٠؛ بدرى محمد فهد، ص ١٢٣؛ دغفوس، ص ٧٣).
العسجدالمسبوك حاوى اطلاعاتى درباره اوضاع سياسى، نظامى، اقتصادى، اجتماعى و فكرى يمن و عراق است كه پارهاى از اين مطالب را در جاى ديگر نمىتوان يافت (رجوع کنید به بدرى محمد فهد، ص ١٢٧ـ١٣١). اين كتاب افزون بر حوادث سياسى خلفا و شاهان كه محور اصلى آن را شكل مىدهد، مشتمل بر شرححال علما، محدّثان، شعرا، ادبا، امرا، سرداران، فقها، صوفيان و افرادى است كه در برخى زمينههاى اجتماعى نامبردار بودند (شاكر محمود عبدالمنعم، ص ١٤ـ١٥). ابندَيْبَع (متوفى ٩٤٤)، ديگر مورخ يمنى، با تلخيص العسجدالمسبوك، و افزودن مطالبى درباره تاريخ بنورسول و دولت طاهريان يمن، قرّةالعيون فى اخبار اليمن الميمون را تأليف كرده است (رجوع کنید به ابن ديبع، ص ١٥).
٤) العقوداللؤلؤية فى تاريخ / اخبار الدولةالرسولية، اين كتاب تاريخ دولت بنورسول يمن را از زمان تأسيس آن به دست ملك منصور عمربن على در ٦٢٦ تا پايان حكومت ملك اشرف اسماعيل (متوفى ٨٠٣) در بردارد. مؤلف حوادث را به صورت سال به سال با ذكر ماه ثبت كرده و ذيل حوادث هر سال، شرححال درگذشتگان آن سال را آورده است (خزرجى، ١٤٠٣، ج ١، مقدمه، ص١٠؛ ايمن فؤاد سيد، ١٩٧٤، ص ١٦٤؛ حبشى، مصادر، همانجا؛ حرازى، ص ١٧٩).
اگر چه خود خزرجى (١٤٢٩ـ١٤٣٠، ج ١، ص ٥٢٧) و همچنين سخاوى (الضوء، ج ٢، ص ٢٩٩) اين كتاب را به ملكاشرف اسماعيل نسبت دادهاند، اما محققان معاصر گفتهاند كه خزرجى آن را به دستور ملك اشرف تأليف كرده است (رجوع کنید به ايمن فؤاد سيد، ١٣٩١، ص٩٥٠ـ٩٥٦؛ اكوع، ص ١٢٨). به نظر مىرسد خزرجى العقود را از بخش راجع به تاريخ بنورسول در كتاب ديگرش الكفايه (رجوع کنید به ادامه مقاله) استخراج كرده باشد (ايمن فؤاد سيد، ١٣٩١، ص ٩٥٢ـ٩٥٣؛ د.اسلام، همانجا؛ بروكلمان، ج ٢، ص ٢٣٥، >ذيل<، ج ٢، ص ٢٣٨). نسخههاى متعددى از العقود باقى ماندهاست (رجوع کنید به حبشى، مصادر، همانجا). اين كتاب را نخست محمد بسيونى عسل تصحيح كرد كه در ١٣٢٩ـ١٣٣٢/ ١٩١١ـ١٩١٤ در دو جلد در قاهره منتشر شد (همو، مراجع، ص٢٣٠؛ شاكر محمود عبدالمنعم، ص ٨١؛ قس سركيس، ج ١، ستون ٨٢٢؛ دغفوس، ص ٦٤، پانويس :٥ ١٩١١ـ١٩١٨). چاپ جديد العقود به كوشش محمدبن على اكوع حِوالى (بيروت ١٤٠٣/١٩٨٣) صورت گرفته است. سرجيمز ردهاوسالعقود را به انگليسى ترجمه كرد و پس از وفاتش، ادوارد براونو نيكلسونآن را در سه جلد در لندن به چاپ رساندند (١٣٢٤ـ١٣٢٥/١٩٠٦ـ١٩٠٧؛ الموسوعةاليمنية، ذيل «علىبن حسنالخزرجى»؛ قس د. اسلام، همانجا، كه در آن سال چاپ اثر ١٩٠٦ـ١٩١٨ نوشته شده است).
٥) الكفاية و الاعلام فيمن وَلىَ اليمنَ و سَكَنَها فى الاسلام/ مِن اهل الاسلام/ من ملوك الاسلام، كه موضوع آن تاريخ دودمانهاى اسلامى حاكم در يمن از روزگار پيامبر اكرم تا زمان مؤلف است (ايمن فؤاد سيد، ١٩٧٤، ص ١٦٣؛ حبشى، مراجع، ص ٢٦٦؛ بروكلمان، ج ٢، ص ٢٣٥). به گفته مؤلف، اين كتاب داراى پنج باب بوده، اما تاكنون فقط بابهاى چهارم و پنجم آن به دست آمده است و از محتواى بابهاى اول تا سوم اطلاعى در دست نيست. باب چهارم، درباره رويدادهاى يمن از آغاز اسلام تا سده سوم، در ده فصل تنظيم شده است. باب پنجم آن به تاريخ شهر زَبيد و دولتهاى حاكم در آنجا از سده سوم تا سال ٨٠٣ اختصاص دارد و مشتمل بر دوازده فصل است (رجوع کنید به ايمن فؤاد سيد، ١٩٧٤، همانجا؛ دغفوس، ص ٦٧ـ ٦٩؛ حرازى، ص ١٧٩).
مؤلف در اين كتاب حوادث را به شيوه سالشمار ذكر كرده و در بخش دوم آن، در ذيل حوادث به ذكر درگذشتگان هر سال پرداخته است. در اين كتاب اوضاع اقتصادى، عمرانى، ادبى، فكرى و اجتماعى در كنار اوضاع سياسى بررسى شدهاند (رجوع کنید به قيسى، العرب، سال ٥، ش ٦، ص ٥٠٢ـ٥١٥).
بخشهاى باقىمانده الكفاية از جهاتى با برخى نسخههاى العسجدالمسبوك، از جمله نسخه كتابخانه حرم مكّى، كاملا يكسان است. هر دو كتاب به حوادث ٨٠٣ پايان مىيابند و تقسيمبندى دو كتاب و محتواى آنها همسان است، به گونهاى كه گويا يك كتاب با دو عنواناند. اين احتمال هست كه الكفاية همان كتاب العسجدالمسبوك باشد كه در عين حال بخشى از تاريخ عمومى دولتهاى اسلامى به نام العسجدالمسبوك و الجوهرالمحكوك فى اخبار الخلفاء و الملوك است (حبشى، مصادر، همانجا؛ دغفوس، ص ٦٧ـ٧٤؛ نيز رجوع کنید به ايمن فؤاد سيد، ١٩٧٤، ص ١٦٣ـ١٦٤؛ قيسى، العرب، سال ٥، ش ٥، ص ٤٤٥ـ ٤٥٢)، به خصوص كه بريهى (ص ٢٩١) كتاب العسجد را مجموعه چند كتاب تاريخى دانسته است.
خزرجى در تأليف الكفاية از منابعى همچون تاريخ صنعاء اثر احمدبن عبداللّه رازى بهره گرفته است. الكفاية خزرجى منبع مهم مورخانى همچون ابندَيبَع (متوفى ٩٤٤) در قُرّةالعيون فى تاريخ اليمنالميمون و يحيى بن حسينابنقاسم (متوفى بعد از ١٠٩٩) در غايةالامانى فى تاريخالقطر اليمانى بوده است (دغفوس، ص ٧٤ـ٧٥؛ نيز رجوع کنید به عمرى، ص ٧٥).
از الكفاية نسخههاى متعددى در كتابخانههاى جهان از جمله در كتابخانه ملى فرانسه، جامعالكبير صنعا و كتابخانه خدابخش هند نگهدارى مىشود (رجوع کنید به ايمن فؤاد سيد، ١٩٧٤، ص ١٦٣؛ بروكلمان، >ذيل<، ج ٢، ص ٢٣٨؛ حبشى، مصادر، همانجا؛ شاكر محمود عبدالمنعم، ص ٨٤ـ٨٥). راضى دغفوس پنج فصل نخست اين كتاب را كه مشتمل بر رويدادهاى سدههاى اول تا سوم است، با نام «اليمن فى عهد الولاة» تحقيق و در ١٩٧٩، در مجلة كلية الآداب و العلوم الانسانية (ش ١٠٧ـ١٠٨) منتشر كرده است (رجوع کنید به خزرجى، ١٤٢٩ـ١٤٣٠، ج ١، ص ٨٦، پانويس ٥). قاسم جواد خلف جيزانى نيز الكفاية و الاعلام را به صورت رسالهاى دانشگاهى (بغداد ١٩٩٥) تحقيق و بررسى كرده است (رجوع کنید به شبكة ابالخضراء، ٢٠١٠؛ خزرجى، همانجا).
٦) المحصول فى انتساب بنىالرسول، اين كتاب در اصل شرح قصيده ميميهاى از حارث الرائش، پادشاه حِمْيرى يمن، بوده است و مؤلف آن را درباره صحت نسب بنورسول (رجوع کنید به خزرجى، ج ١، ص٢٠ـ٢١) و احتمالا در ردّ سخن كسانى كه نسب آنان را به تركمنها مىرساندند، تأليف كرده است (حبشى، مصادر، همانجا؛ حرازى، ص١٨٠). اين كتاب در دست نيست.
٧) مرآةالزَّمَن فى تاريخ زبيد و عَدَن (بغدادى، ايضاح، ج ٢، ستون ٤٥٨؛ همو، هديه، ج ١، ستون ٧٢٨).
منابع :
(١) ابنتغرى بردى، الدليلالشافى علىالمنهلالصافى، چاپ فهيم محمد شلتوت، قاهره ١٩٩٨؛
(٢) ابنحجر عسقلانى، إنباءالغمر بأبناءالعمر، حيدرآباد، دكن ١٣٨٧ـ١٣٩٦/١٩٦٧ـ١٩٧٦؛
(٣) همو، ذيلالدررالكامنة، چاپ عدنان درويش، قاهره ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٤) ابنديبع، كتاب قرّةالعيون باخبار اليمن الميمون، چاپ محمدبن على اكوع، ]بيروت[ ١٤٠٩/ ١٩٨٨؛
(٥) ابنعماد؛
(٦) عبداللّه طيببن عبداللّه ابومخرمه، تاريخ ثغرعدن، چاپ اسكار لوفگرن، ليدن ١٩٣٦ـ] ١٩٥٠[؛
(٧) اسماعيل اكوع، «اضواء على مؤلفات علىبن الحسنالخزرجى المؤرخاليمانى»، مجلةالمورخالعربى، ش ٤ (١٩٧٧)؛
(٨) ايمن فؤاد سيد، «العسجدالمسبوك فيمن تولّىاليمن من الملوك و نسبته للخزرجى»، العرب، سال ٥، ش ١٠ (ربيعالآخر ١٣٩١)؛
(٩) همو، مصادر تاريخاليمن فىالعصر الاسلامى، قاهره ١٩٧٤؛
(١٠) بدرى محمد فهد، «]حول [العسجدالمسبوك والجوهر المحبوك»، الاقلام، سال ٥، ش٧ (ذيحجه ١٣٨٨ ـ محرّم ١٣٨٩)؛
(١١) عبدالوهاببن عبدالرحمان بُرَيهى، طبقات صلحاءاليمن، المعروف بتاريخ البريهى، چاپ عبداللّه محمد حبشى، صنعا ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(١٢) اسماعيل بغدادى، ايضاحالمكنون، ج ٢، در حاجى خليفه، ج ٤؛
(١٣) همو، هديةالعارفين، ج ١، در همان، ج ٥؛
(١٤) حاجى خليفه؛
(١٥) عبداللّه محمد حبشى، مراجع تاريخاليمن، دمشق ١٩٧٢؛
(١٦) همو، مصادرالفكرالعربى الاسلامى فىاليمن، صنعا: مركزالدراسات اليمنية، [.بىتا]؛
(١٧) مهدىبن محمد حرازى، تراجم علماءاليمن بين الواقع و الطموح، يمن ١٤٢٦/٢٠٠٥؛
(١٨) علىبن حسن خزرجى، العقد الفاخرالحسن فى طبقات اكابر اهلاليمن، چاپ عبداللّهبن قائد عبّادى و ديگران، صنعا ١٤٢٩ـ١٤٣٠/ ٢٠٠٨ـ٢٠٠٩؛
(١٩) همو، العقد اللؤلؤية فى تاريخ الدولة الرسولية، ج ١، چاپ محمد بسيونى عسل، ج ٢، چاپ محمدبن على اكوع، صنعا ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٢٠) راضى دَغفوس، دراسات فىالتاريخ العربى الاسلامى الوسيط، بيروت ١٤٢٥/٢٠٠٥؛
(٢١) محمدبن محمد زبيدى، تاجالعروس من جواهرالقاموس، چاپ على شيرى، بيروت ١٤١٤/١٩٩٤؛
(٢٢) محمدبن عبدالرحمان سخاوى، الاعلان بالتوبيخ لمن ذمَّالتاريخ، چاپ فرانتس روزنتال، بغداد ١٣٨٢/١٩٦٣؛
(٢٣) همو، الضوءاللامع لاهل القرنالتاسع، قاهره: دارالكتاب الاسلامى، [.بىتا]؛
(٢٤) يوسف اليان سركيس، معجمالمطبوعات العربية و المعربة، قاهره ١٣٤٦/١٩٢٨، چاپ افست قم ١٤١٠؛
(٢٥) شاكر محمود عبدالمنعم، الملك الاشرفالغسانى و كتابهالعسجدالمسبوك، چاپ على خاقانى، در العسجدالمسبوكوالجوهرالمحكوك فى طبقات الخلفاء والملوك، ]منسوب به [اسماعيلبن عباس غسانى (رسولى)، چاپ شاكر محمود عبدالمنعم، بيروت: دارالتراثالاسلامى، ١٣٩٥/ ١٩٧٥؛
(٢٦) شبكة ابالخضراء.
Retrieved Jun. ١, ٢٠١٠, from http://forums.ibb٧.com/ibb ٩٧٤٧.html;
صفدى؛
(٢٧) حسين عمرى، مصادرالتراث اليمنى فىالمتحف البريطانى، دمشق ١٤٠٠/١٩٨٠؛
(٢٨) نورى حمودى قيسى، «العسجد المسبوك فيمن تولّى اليمن منالملوك و نسبتهللخزرجى»، العرب، سال ٥، ش ٥ (ذيقعده ١٣٩٠)، ش ٦ (ذيحجه ١٣٩٠)؛
(٢٩) الموسوعةاليمنية، زيرنظر احمد جابر عفيف و ديگران، صنعا ١٤١٢/١٩٩٢، ذيل «علىبن حسن الخزرجى» (از حسين عبداللّه عمرى)؛
(٣٠) ياقوت حموى، كتاب معجمالبلدان، چاپ فرديناند ووستنفلد، لايپزيگ ١٨٦٦ـ١٨٧٣، چاپ افست تهران ١٩٦٥؛
(٣١) همو، معجمالادباء، چاپ احسان عباس، بيروت ١٩٩٣؛
(٣٢) Carl Brockelmann, Geschichte der arabischen Litteratur, Leiden ١٩٤٣-١٩٤٩, Supplementband, ١٩٣٧-١٩٤٢.
(٣٣) EI٢, s.v. "Al-Khazradji, Muwaffak al-Din" (by C. E. Bosworth).
/ محمدرضا ناجى /