دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٢٧١
ثُمالی ، عبداللّه بن قُرْط ، از صحابة پیامبر و امیر حِمْص در صدر اسلام . وی پیش از اسلام و به احتمال بسیار در سکونتگاه بنی ثُماله (واقع در حوالی یمن )، یکی از طوایف تابع قبیلة بزرگ اَزْد در عربستان ، به دنیا آمد. نسبش به ثُمالة (نام دیگرش عَوْف ) بن اَسلَم بن اَحجَر و از وی تا نصربن اَزد می رسد و از این رو او را ثُمالی اَزْدی نیز گفته اند (خلیفة بن خیاط ، ص ١١٤، ٣٠٥؛ ابن حزم ، ١٩٨٢، ص ٣٧٧، ٤٧٣).
نام وی در عصر جاهلیت شیطان بود اما پس از اینکه مسلمان شد، پیامبر اکرم نامش را به عبداللّه تغییر داد (ابونُعَیم ، ج ٣، ص ٢٢٤؛ ابن عساکر، ج ٣٢، ص ٧).
مورخان و تراجم نویسان کوچک ترین اشاره ای به اوایل زندگی ثمالی نکرده اند، اما به نظر می رسد که وی در جوانی در سرزمین بنی ثماله به پرورش و نگهداری شتر مشغول بوده است ( رجوع کنید به ابن عساکر، ج ٣٢، ص ١٢ـ١٣).
ثمالی فقط یک حدیث از رسول اکرم نقل کرده است ( رجوع کنید بهخلیفة بن خیاط ، ص ١١٤؛ بخاری ، ج ٥، جزء ٣، قسم ١، ص ٣٤ـ ٣٥؛ ابن حزم ، ١٤١٢، ص ٣٠٥). برخی از شاگردان ثمالی نیز از وی حدیث نقل کرده اند ( رجوع کنید به مِزّی ، ج ١٥، ص ٤٤٤؛ ذهبی ، حوادث و وفیات ٤١ـ٦٠ ه ، ص ٢٦٠).
در عصر فتوحات اسلامی ، قبیلة عبداللّه یکی از قبایل یمنی سپاه اسلام بود و عبداللّه نیز به همراه برخی از صحابة پیامبر اکرم و سپاهیان اسلام روانة شام شد و در فتوحات روم شرکت کرد، آنگاه در دمشق و سپس در حِمْص سکنا گزید؛ از این رو، وی را از صحابیان ساکن شام شمرده اند ( رجوع کنید به ابن سعد، ج ٧، ص ٣٨٤، ٤١٥؛ ابونعیم ، همانجا؛ ابن عساکر، ج ٣٢، ص ٥، ٨ ـ٩، ١٣).
ثمالی در فتح دمشق (سال ١٤) و نبرد یَرْموک (سال ١٥) نیز شرکت کرد و از امرای سپاه بود (بلاذری ، ص ١٢٣، ١٣٧؛ ابن عساکر، ج ٣٢، ص ٥، ٧؛ ابن اثیر، ج ٣، ص ٣٦٤). پس از اینکه سپاهیان اسلام در سال ١٥ حمص را فتح کردند، دو بار (طی سالهای ١٦ تا ١٨) از سوی ابوعبیدة بن جرّاح به حکومت حمص رسید (ابن عبدالبَرّ، ج ٣، ص ٩٧٨؛ مزّی ، همانجا؛ خوری ، قسم ٢، ص ٤١، ٤٧، ٥٠). در مرتبة نخست ، جانشین حبیب بن مَسْلَمه ، نخستین والی حمص پس از فتح آن ، شد اما چندی بعد، برکنار و عُبَادة بن صامت انصاری والی حمص گردید. بار دوم پس از عزل عباده ، والی حمص شد و همچنان کارگزار حمص ماند تا اینکه ابوعبیدة بن جراح وفات یافت (ابن عساکر، ج ٣٢، ص ١٠، ١٢ـ١٣).
ثمالی در آغاز حکومتش بر حمص جایگاهی بلند برای جلوس خود ساخت . این کار باعث خشم شدید عمربن خطاب ، خلیفة دوم شد. خلیفه فرستاده ای به حمص روانه کرد تا آن جایگاه را بسوزاند و وقتی ثمالی به مدینه آمد، خلیفه وی را سه روز در زیر آفتاب زندانی و به شدت تنبیه کرد، ولی بعد او را بخشید و به حمص باز گرداند (همان ، ج ٣٢، ص ١٢).
پس از بازگشتن ثمالی ، به دلایلی که مورخان به آن اشاره نکرده اند، خلیفه مجدداً خشمگین شد و او را عزل کرد و عُبَادة بن صامت انصاری را به جای وی والی حمص گرداند. به دستور خلیفه ، ثمالی به مدینه فرستاده شد (همان ، ج ٣٢، ص ١٢ـ١٣). این بار خلیفه پس از توبیخش او را برای یک سال به سرزمین بنی ثماله فرستاد اما پس از این مدت ، اجازه داد به مدینه و سپس به حمص باز گردد (همان ، ج ٣٢، ص ١٣).
ثمالی تا اواخر عمر ساکن حمص شد. خانه اش در این شهر معروف بود. وی در همانجا صاحب فرزندانی شد و نسلی از خود به جای گذاشت (همان ، ج ٣٢، ص ٩).
ثمالی ، پس از سی سال اقامت در حمص ، بار دیگر در دورة فرمانروایی معاویة بن ابی سفیان (حک : ٤١ـ٦٠) به امارت حمص گماشته شد (ابونعیم ، همانجا؛ ابن عساکر، ج ٣٢، ص ٥، ٩ـ١٠). ظاهراً این انتصاب در سال ٥٠ ( رجوع کنید به مزّی ، ج ١٥، ص ٤٤٥؛ ابن عساکر، ج ٣٢، ص ١٤) و به روایت صحیح تر در سال ٥٥ ( رجوع کنید به ابن حجر عسقلانی ، ١٤١٥، ج ٤، ص ٤٣٨) صورت گرفته است . وی تا هنگام وفاتش در این منصب باقی ماند. او به جوانمردی و پاکدامنی و تدبیر در جنگ مشهور بود (مُغَلْطای بن قَلیج ، ج ٨ ، ص ١٢٥).
بیشتر مورخان ، بدون ذکر جزئیات ، مرگ یا شهادت ثمالی را در سرزمین روم (شام ) و در سال ٥٦ دانسته اند ( رجوع کنید به ابن عساکر، ج ٣٢، ص ١٠؛ ابن اثیر، ج ٣، ص ٣٦٥؛ ابن حجر عسقلانی ، ١٣٢٨، ج ٢، ص ٣٥٩).
بنا بر قول برخی از مورخان ، هنگامی که وی امیر حمص بود، شبی سواره به پاسداری از ساحل دریا مشغول شد، اما خوابش برد و رومیان در جایی که به نام برج ابن قُرْط نامیده شد، میان بانیاس و مَرَقیّه ، واقع در سرزمین شام ، او را به شهادت رساندند ( رجوع کنید بهابن عساکر، ج ٣٢، ص ٩ـ١٠، ١٤؛ مزّی ، همانجا). چند مورخ نیز اشاره کرده اند که وی در حال جهاد با دشمنان شهید شد (از جمله رجوع کنید به ابونعیم ، ج ٣، ص ٢٢٥؛ ابن عساکر، ج ٣٢، ص ١٠). تنها خلیفة بن خیاط (ص ٣٠٥) تاریخ وفات ثمالی را سال ٥٨ ذکر کرده است .
منابع :
(١) ابن اثیر، اسدالغابة فی معرفة الصحابة ، قاهره ١٢٨٠ـ١٢٨٦، چاپ افست بیروت ( بی تا. ) ؛
(٢) ابن حجر عسقلانی ، کتاب الاصابة فی تمییز الصحابة ، مصر ١٣٢٨، چاپ افست بیروت ( بی تا. ) ؛
(٣) همو، کتاب تهذیب التهذیب ، چاپ صدقی جمیل عطار، بیروت ١٤١٥/١٩٩٥؛
(٤) ابن حزم ، اسماءالصحابة الرواة و مالکل واحدٍمن العدد ، چاپ کسروی حسن ، بیروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٥) همو، جمهرة انساب العرب ، چاپ عبدالسلام محمدهارون ، قاهره ( ١٩٨٢ ) ؛
(٦) ابن سعد (بیروت )؛
(٧) ابن عبدالبرّ، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب ، چاپ علی محمد بجاوی ، بیروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٨) ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق ، چاپ علی شیری ، بیروت ١٤١٥ـ١٤٢١/ ١٩٩٥ـ٢٠٠٠؛
(٩) احمدبن عبداللّه ابونعیم ، معرفة الصحابة ، چاپ محمدحسن اسماعیل و مسعد عبدالحمید سعدنی ، بیروت ١٤٢٢/٢٠٠٢؛
(١٠) محمدبن اسماعیل بخاری ، کتاب التاریخ الکبیر ، ( بیروت ? ١٤٠٧/ ١٩٨٦ ) ؛
(١١) بلاذری (لیدن )؛
(١٢) خلیفة بن خیاط ، کتاب الطبقات ، روایة موسی بن زکریا تستری ، چاپ اکرم ضیاء عمری ، بغداد ( ١٩٦٧ ) ؛
(١٣) منیر خوری ، تاریخ حمص ، حمص ١٩٨٤؛
(١٤) محمدبن احمد ذهبی ، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام ، چاپ عمر عبدالسلام تدمری ، حوادث و وفیات ٤١ـ٦٠ ه ، بیروت ١٤٠٩/١٩٨٩؛
(١٥) یوسف بن عبدالرحمان مزّی ، تهذیب الکمال فی اسماء الرجال ، چاپ بشار عواد معروف ، بیروت ١٤٢٢/ ٢٠٠٢؛
(١٦) مغلطای بن قلیج ، اکمال تهذیب الکمال فی اسماء الرجال ، چاپ عادل بن محمد و اسامه بن ابراهیم ، قاهره ١٤٢٢/ ٢٠٠١.
/ ستار عودی /