دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٤٧٤
حُلْوى، جمالالدين محمود ، از مشايخ طريقت گُلشَنيه و مؤلف تذكره مشايخ خلوتيه. وى در ٩٨٢ در استانبول به دنيا آمد. پدرش از درويشان خلوتى، و در دربار عثمانى صاحب منصب حلواجىباشى (رئيس قنادان دربار) بود. حلوى در كودكى تحتنظر پدرش به فراگيرى علوم معقول و منقول پرداخت (محمد نظمى افندى، ص ٤٣٧ـ٤٣٨؛ شيخى محمد افندى، ج ٣، ص ٥٥١). در نوجوانى شغل پدر را پيشه خود ساخت، اما بعد به امور نظامى گرايش يافت و منصب چاوشىِ (رجوع کنید به چاووش*) ديوان همايون را در دربار سلطان مراد سوم (حك : ٩٨٢ـ١٠٠٣) به دست آورد (محمد نظمىافندى، همانجا؛ د. ا. د. ترك، ذيل مادهّ). او كه از كار در سپاه عثمانى خرسند نبود، از خدمت دولتى كناره گرفت و در زمره مريدان نجمالدين حسن افندى، از مشايخ طريقت سنبليه* (از شعب خلوتيه*)، درآمد (شيخى محمد افندى، ج ٣، ص ٥٥١ـ٥٥٢؛ د.ا.د.ترك، همانجا). وى نزد شمسالدين احمد سيواسى*، از مشايخ گلشنيه (يكى ديگر از شعب خلوتيه)، به تكميل معارف پرداخت و پس از بازگشت از حج، به مصر رفت و از مريدان شيخابراهيم افندى، مرشد سيواسى، شد و از وى اجازه ارشاد گرفت و به استانبول بازگشت. وى در استانبول خانقاهى تأسيس كرد و به ارشاد درويشان سنبلى و گلشنى، تدريس مثنوى و اجراى مراسم سماع پرداخت. در پى اين مجالس، بسيارى پيرو طريقت گلشنيه شدند (محمد نظمى افندى، ص ٤٣٨؛ شيخى محمد افندى، همانجا).
حلوى به زبانهاى عربى و فارسى تسلط داشت (محمد نظمى افندى، همانجا). وى در ١٠٦٤ در استانبول درگذشت و در خانقاه خود به خاك سپرده شد (ذاكر شكرى افندى، ص ١٢؛ قس رفعت، ج ٣، ص :١٦٦ ١٠٦٣).
از وى چند اثر برجاى مانده است كه عبارتاند از : ١) لَمَظاتِ حُلْويه از لَمَعاتِ عُلْويّه، كه مهمترين اثر اوست، مشتمل بر طبقات و مناقب ٢٠٨ تن از منسوبان طريقتها كه ١٤٠ تن از آنان از مشايخ خلوتيهاند. وى در تأليف اين اثر از حدود پنجاه منبع عربى و تركى بهره برده است (د. ا. د. ترك، ذيل «لمظات»؛ د. ايرانيكا، ذيل مادّه؛ >دستنامه ادبيات قديم تركى<؛ ص ١٢٥). در اين كتاب، علاوه بر مشايخ طريقت خلوتيه، شرححال برخى از بزرگان طريقتهاى بيراميه، نقشبنديه، كبرويه، زينبيه، بدويه، قادريه و مولويه نيز آمده است. در پايان نيز درباره زندگى حلوى اطلاعات جامعى وجود دارد (د. ا. د. ترك، همانجا). اين كتاب را محمد سرهان تايشى در ١٣٧٢ش/ ١٩٩٣ سادهنويسى و منتشر كرد. ٢) جام دلنواز، كه ترجمه تركى شرح لاهيجى بر گلشن راز شبسترى است. نسخهاى از آن در كتابخانه شهردارى استانبول موجود است. ٣) خمسه، كه نظيرهاى بر خمسه تاشليجالى يحيى، و شامل پنج مثنوى است. ٤) ديوان به تركى، كه نسخهاى از آن در كتابخانه بانك ياپىكردى استانبول موجود است (بروسهلى، ج ١، ص ٦١؛ د. ايرانيكا، همانجا).
منابع:
(١) محمدطاهر بروسهلى، عثمانلى مؤلفلرى، استانبول ١٣٣٣ـ ١٣٤٢؛
(٢) احمد رفعت، لغات تاريخيه و جغرافيه، استانبول ١٢٩٩ـ١٣٠٠؛
(٣) شيخى محمد افندى، وقايعالفضلاء، در شقائق نعمانيه و ذيللرى، چاپ عبدالقادر اوزجان، استانبول: دارالدعوة، ١٩٨٩؛
(٤) EI, s.v. "Holwi" (by Tahsin Yazici);
(٥) Eski Turk edebiyati el kitabi, [muellifleri]: Mustafa Isen and et al., Ankara: Grafiker, ٢٠٠٥;
(٦) Mehmed Nazmi Efendi, Osmanl Larda tasavvufi hayat: halvetilik ornegi, ed. Osman Turer, Istanbul ٢٠٠٥;
(٧) TDVIA, s.vv. "Hulvi, Cemaleddin" (by Mustafa Uzun), "Lemezat" (by Resat Ongoren);
(٨) Zakir Sukri Efendi, Die Istanbuler derwischknovente und ihre Scheiche, Berlin ١٩٨٠.
/ محسن حدّادى /