دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥١٦٧
جواهرالمُضِیه ، نخستین تألیف در باره طبقات و شرح احوالِ عالمان حنفی، به عربی، اثر ابنابیالوفاء عبدالقادربن محمد قُرَشی*(متوفی ٧٧٥).
به نوشته مؤلف (ج ١، ص ٥)، سبب تألیفِ این كتاب، نبودن كتابی در باره طبقات و احوال عالمان حنفی مذهب و ترغیبِ برخی استادان و معاصران او، مانند قطبالدین عبدالكریم حلبی، تقیالدین سُبكی شافعی، ابوالحسن علی ماردینی و فرزند او عبداللّه بوده است ( رجوع کنید به ج ١، ص ٩ـ١٠). تاریخ شروع و پایان تألیف الجواهر المضیه معلوم نیست، اما ذكر تاریخ ٧٥٩ در كتاب ( رجوع کنید به ج ٢، ص ٥٤٣) نشان میدهد كه تألیف كتاب چند سال پیش از ٧٥٩ آغاز شده است، هرچند كه با توجه به برخورداری مؤلف از راهنمایی عالمان مذكور(رجوع کنید به سطور قبل) میتوان حدس زد كه او سالها پیش از آن به تمهید مقدمات تألیف مشغول بوده است. همچنین از ذكر تاریخ ٧٧١ ( رجوع کنید به ج ٢، ص ٦٤٨) و تكرار آن ( رجوع کنید به ج ٣، ص ٤٣٦) بر میآید كه تألیف كتاب تا سالهای پایانی عمر مؤلف ادامه داشته و احتمالاً در اواخر عمرش، با سرعت بیشتری پیش رفته است.
الجواهر المضیه، با مقدمهای مفصّل در سه باب آغاز میشود: باب اول (ج ١، ص ١٣ـ٢٩) در بیان اسماءالحسنی، باب دوم (ج ١، ص ٣٠ـ ٤٨) در بیان پارهای مطالب بهویژه نامهای رسول خدا صلیاللّهعلیهوآلهوسلم و معرفی فرزندان او، و باب سوم (ج ١، ص ٤٩ـ٦٣) در مناقب ابوحنیفه. بخش اصلی كتاب، یعنی شرح احوال و طبقات و آثار عالمان حنفی، شامل ١١٥ ، ٢ شرح حال در هفت قسمت (با عنوان كتاب) است، بدینترتیب: كتابالاسماء شامل ٨٧١ ، ١ زندگینامه،بزرگترین بخش این مجموعه میباشد و مؤلف عنوان كتابالاسماء را در پایان فصل آورده است ( رجوع کنید به ج ١، ص ٦٤، ج ٣، ص ٦٥١)؛ كتابالكُنی'، شامل ١٢٢ زندگینامه ( رجوع کنید به ج ٤، ص ٧ـ٩٩)؛ كتابالذیل علی الكُنی'، شامل چهارده زندگینامه ( رجوع کنید به ج ٤، ص ١٠١ـ ١١٥)؛ كتاب النساء، كوچكترین بخش مجموعه، شامل پنج زندگینامه در باره عالمان زن ( رجوع کنید به ج ٤، ص ١١٧ـ ١٢٤)؛ كتاب الانساب، شامل ٤٤ زندگینامه (رجوع کنید به ج ٤، ص ١٢٥ـ ٣٤٨)؛ كتاب الالقاب، شامل ٥٣ زندگینامه ( رجوع کنید به ج ٤، ص ٣٤٩ـ ٤٤٨) و كتاب مَن عُرِفَ بابن فُلان، شامل شش زندگینامه (رجوع کنید به ج ٤، ص ٤٤٩ـ٥٢٣). بخش پایانی الجواهر المضیه(كتاب الجامع) مطالب متنوعی دارد ( رجوع کنید به ج ٤، ص ٥٢٥ ـ ٦٠٥؛ نیز رجوع کنید به ادامه مقاله).
بیش از سه چهارم شرححالها در كتاب الاسماء آمده كه در آن نام افراد سرشناسه (مدخل) است، اما معمولاً در مواردی كه كنیه یا لقب یا نسبت فرد از نام او مشهورتر بوده، عنوان مشهورتر سرشناسه شده است .در موارد بسیاری نیز شرححال فرد تكرار شده، مانند تكرار شرححال محمدبن حسین بخاری (ج ٣، ص ١٤١ـ١٤٢) و محمدبن محمود كَرْدَری (ج ٣، ص ٣٦٢ـ ٣٦٣)، هر دو در ذیل «خواهرزاده» ( رجوع کنید به ج ٢، ص ١٨٣ـ١٨٤). در مواردی نیز نام یا شرححال یك فرد بیش از دو بار آمده، مانند ابوعصمه نوحبن ابیمریم كه در چهار جا مطرح شده است: در دو جای كتاب الاسماء با عنوان «الجامع» ( رجوع کنید به ج ٢، ص ٧ـ ٨) و «نوحبن ابیمریم» ( رجوع کنید به ج ٣، ص ٥٦٣)، در كتاب الالقاب با عنوان «الجامع» ( رجوع کنید به ج ٤، ص ٣٧٢) و در كتاب الكنی' با عنوان «ابوعصمه» (رجوع کنید به ج ٤، ص ٦٧ـ ٦٨). در بیشتر موارد ذكرِ شرححال در غیر جای اصلی گفته شده كه تفصیل آن قبلاً آمده است یا بعداً خواهد آمد ( رجوع کنید به ج ٢، ص ١٥٧، ٢١٩، ج ٣، ص ٥٦٣، ج ٤، ص ٤٦٤). مؤلف به اینگونه ارجاعات پایبند بوده است ( رجوع کنید به ج ١، ص ١٠٥ـ١٠٦، ١١٥ ـ ١١٦، ج ٢، ص ١٣٤ـ ١٣٥، ٢١٠، ج ٤، ص١٠ـ١١).
قرشی در بخشهای كتاب الاسماء و كتاب النساء، هر كتاب را بهترتیب الفبایی نام و نام پدر و نام جد و در سایر بخشها، بهترتیب الفبایی كنیه یا نسبت یا لقب و یا مضافٌالیه ابن تنظیم كرده؛ با این همه، مانند برخی منابع شرح حال پیش از خود، از جمله تاریخ نیشابور *و تاریخ بغداد*، درمواردی در كتاب الاسماء از این ترتیب عدول كرده است، مانند تقدم نام عبداللّه در حرف «ع» بر اسامی دیگری كه با عبد شروع میشوند (رجوع کنید به ج ٢، ص ٢٩١ به بعد) و تقدم نام محمد در حرف «م» بهاحترام نام پیامبر صلیاللّه علیهوآلهوسلم ( رجوع کنید به ج ٣، ص ٥ به بعد؛
برای نمونههای دیگر رجوع کنید به ج١، ص١٤٦ـ١٤٧، ج٢، ص٣٢٢ـ٣٢٣). در مواردی كه نامپدر فرد معلوم نبوده، بعد از نام، لقب یا شهرت یا نسبت فرد برای ترتیب الفبایی ملاك بوده است (ج ١، مقدمه حلو، ص ٧٤؛
برای نمونه رجوع کنید به ج ١، ص ٤٣٧).
مؤلف در تنظیم زندگینامهها، پس از ذكر نام و كنیه و لقب، به مطالبی از این دست پرداخته است: تاریخ و محل ولادت، محل زندگی، بستگان مشهور، نام استادان و شاگردان، نام مشایخ حدیثی یا راویان حدیث از او، محل تعلیم و تعلم، علومی كه آموخته، سفرها، آثار و تألیفات، اظهارات دیگران در باره او، تاریخ ومحل درگذشت و محل دفن. او در شماری از زندگینامهها به ذكر اطلاعات اجمالی بسنده كرده است. مثلاً، گاه فقط ذكر كرده كه فرد موردنظر، صاحب فلان اثر یا آثار است (رجوع کنید به ج ٢، ص ٥١٢، ٦٦٤، ٧٠٤، ٧١٠، ج ٣، ص ٤٧٥)، پدر فلان فردِ مشهور است (برای نمونه رجوع کنید به ج ٣، ص ٥١٤)، با فرد شناخته شدهای دوستی داشته (برای نمونه رجوع کنید به ج ٢، ص ٦٣١) و استاد یا شاگرد فلان فرد معروف بوده است (رجوع کنید به ج ٢، ص ٧٠٥، ج ٣، ص ٤٧٥، ٥١٥). گاه تنها شهرت فرد در آثار حنفیان بیان شده (برای نمونه رجوع کنید به ج ٢، ص ٥٢٨)، گاهی هم یك فرد برای مؤلف به كلی ناشناخته بوده است (برای نمونه رجوع کنید به ج ٣، ص ٤٢٣). در برخی موارد هم كه تاریخ تولد و مرگ فرد را نمیدانسته، به ذكر طبقه او بسنده كرده است (رجوع کنید به ج ١، ص ٨٥، ٣٠٦، ج ٢، ص٢٠). بنابراین، حجم زندگینامهها بسیار متفاوت است؛
گاهی چهار پنج صفحه یا بیشتر ( رجوع کنید به ج ١، ص ١٢٣ـ١٢٧، ١٣٧ـ١٤٢، ٢٠٨ـ٢١٢) و گاه یكی دو كلمه یا نیم سطر یا یكی دو سطر (برای نمونه رجوع کنید به ج ١، ص ٨٥، ٩٩، ١١١ـ١١٢، ١١٥، ٣٢٣).
یكی از ویژگیهای الجواهرالمضیه اشتمال آن بر مطالب گوناگون تاریخی، جغرافیایی، حدیثی، كلامی، فقهی، ادبی، كتابشناختی و تمدنی است و از این رو، منعكسكننده اوضاع و احوال علمی و فرهنگی و تمدنی جوامع اسلامی پس از حمله مغولان است. قرشی، به مناسبت، به برخی حوادث تاریخی دوران خود یا پیش از خود اشاره كرده است، نظیر حمله مغولان (ج ١، ص٧٠ـ٧١، ج ٢، ص٤٠، ٤٥، ج ٣، ص ٤٥٠، ٦١٨)، منازعات حنفیان و شافعیان درخراسان (ج ٣، ص ٥٨٢، پانویس ١)، فتنه بین ناصبیان و حنبلیان (ج ٤، ص ١٠٩)، ماجرای محنت * و خلقِ قرآن*(ج ١، ص ٤٥٣ـ٤٥٤، ٤٥٧، ج ٣، ص ١١٢) و قتل و غارت اسماعیلیان (ج ١، ص ٢٢٧). گاه نیز به برخی اتفاقات تاریخی توجه ویژه نشان داده است. مثلاً، در جایی (ج ١، ص ١٢٣ـ١٢٩) با عنوان «فائدةٌ اتفاقیةٌ اعتباریةٌ» نوشته كه سال ٧١٠ در تاریخ مصر سالی استثنایی بوده است، زیرا در آن سال سلطان و قاضی و مفسر و واعظ و شیخالشیوخ و محتسب و نظیر آنها، همه، درگذشتهاند.
قرشی به نكات ادبی هم توجه داشته است، از جمله ذكر ضبطهای گوناگون یك لفظ (برای نمونه رجوع کنید به ج ٢، ص ٤١٥) و معنای واژهها (رجوع کنید به ج ١، ص ٧٩، ج ٢، ص ١٨٣، ج ٣، ص١٨٠ـ ١٨١، ٢٣٣). گاهی هم كلمهای را با تلفظ محلی آورده، مانند واژه «دِلِّی» كه تلفظ دهلی است (ج ٣، ص ٤١٩).
عبدالقادر قرشی به نكات كتابشناختی توجه نشان داده است، مانند توصیف تفصیلی پارهای از كتابها ( رجوع کنید به ج ١، ص ١٨٣ـ١٨٤، ج ٣، ص ٤٢٦ـ ٤٢٨، ٤٦١ـ٤٦٢)، تاریخدار بودن نسخه (برای نمونه رجوع کنید به ج ٣، ص ٤١١) و خوب بودن آن (برای نمونه رجوع کنید به ج ١، ص ٣٣٨) و گزارش نسخههایی كه دیده بوده است (برای نمونه رجوع کنید به ج ٣، ص ٤١١). وی گاهی اطلاعات نادری در باره برخی كتابها به دست داده، مثلاً گفته كه ابوجعفر بخاری، انسابالاشراف بَلاذُری و برخی دیگر از كتب نفیس را، كه در عراق نبوده، به آنجا آورده است (ج ٣، ص ٤٥).
قرشی همچنین به كتابهای مهم حدیثی و فقهی حنفیان توجه ویژه داشته و در جایجای كتاب از آنها نقل قول نموده و نام كسانی را كه آنها را خوانده یا تدریس یا حفظ كردهاند آورده است، از جمله القُنْیه، اثر مختاربن محمود زاهدی (رجوع کنید به ج ٥، ص ٦٤٢)؛
الهدایه، اثر مَرْغینانی (رجوع کنید به ج ٥، ص ٦٣٤، ٦٥٨)؛
الجامع الكبیر*(رجوع کنید به ج ٥، ص ٦٢٢، ٦٣٠ ـ ٦٣١) و الجامع الصَغیر*(رجوع کنید به ج ٥، ص ٦٢١، ٦٣٠) و المختصر، اثر احمدبن محمد قُدوری ( رجوع کنید به ج ٥، ص ٦٣٢ـ٦٣٣، ٦٤٨). پارهای نكات مربوط به تاریخ فقه، از جمله احیای اصول فقه به دست عِمادی كَرْدری (ج ٣، ص ٢٢٩ـ٢٣٠)، سلسله سند فقهی سَروجی (متوفی ٧١٠) تا ابوحنیفه (ج ١، ص ١٢٥ـ١٢٦)، كتابهای درسی حنفیان (برای نمونه رجوع کنید به ج ١، ص ٧٤) و نیز پارهای مسائل كلامی ( رجوع کنید به ج ١، ص ٨٦، ٤٥٣ ـ ٤٥٤) در این كتاب جالب توجه است.
نكاتی كه به تمدن آن دوره و پیش از آن مربوط است نیز در الجواهر المضیه چشمگیر است، از جمله معرفی مساجد (رجوع کنید به ج ٥، ص ٥٩٨ ـ٥٩٩)، مدارس ( رجوع کنید به ج ٥، ص ٥٩٣ ـ٥٩٧)، مقبرهها ( رجوع کنید به ج٥، ص٦٠٠ـ٦٠١) و خانقاهها ( رجوع کنید به ج٥، ص٥٧٢). همچنین از كتاب میتوان پراكندگی جغرافیایی حنفیان و مذهب حنفی را به دستآورد ( رجوع کنید به ج ٥، فهرست امكنه، ص ٥٥٧ ـ٦٠٦، برای نمونه این پراكندگی جغرافیایی رجوع کنید به ج ١، ص ٥ ـ٩).
از دیگر ویژگیهای الجواهر المضیه، تفكیك و تعیین هویت برخی عالمان حنفی و شافعی همنام یا عالمان دارای لقب یا نسبت مشترك (رجوع کنید به ج ٤، ص ٥٧٧ ـ٥٨٣)، توضیحات راهگشا در باره شماری از افراد یاد شده در متون فقهی (برای نمونه رجوع کنید به ج ٤، ص ٥٨٧ـ ٥٨٨) و تفكیك آثار حنفی همنام با دیگر مذاهب اهل سنّت است ( رجوع کنید به ج ٤، ص ٥٨٩ ـ٥٩١). قرشی همهجا صرفاً ناقل نیست و گاه مطالب را نقد كرده ( رجوع کنید به ج ١، ص ١٧٥، ج ٢، ص ٥٩٠، ج ٣، ص ٧١، ج ٤، ص ٩٢ـ٩٣) و در پارهای از موارد، تردید روا داشته است ( رجوع کنید به ج ١، ص ٩٣، ج ٢، ص ٣٧١، ج ٣، ص ٤٢٣).
در كتاب الجامع (ج ٤، ص ٥٢٥ ـ ٦٠٥)، كه بخش پایانی الجواهر المضیهاست، نیز نكات درخور توجهی آمده است، از جمله مطالبی در باره تعریف صحابی و مصادیق مهم آن (ج ٤، ص ٥٢٧ ـ٥٢٩،٥٣١ ـ٥٣٣)، نخستین كسی كه اسلام آورد (ج ٤، ص ٥٢٩ـ٥٤٠)، بیان مراد از «عَبادِلَه» (جمعِ عبداللّه) در كتابهای فقهی حنفی ( رجوع کنید به ج٤، ص٥٣١)، تابعین(ج٤، ص٥٤١ ـ ٥٤٢)، پیشوایان چهار مذهب فقهی اهل سنّت (ج ٤، ص ٥٤٤)، صاحبان كتب سِتّه (ج ٤، ص ٥٤٧ ـ ٥٤٨)، فقهای سبعه (ج ٤، ص ٥٤٨ـ٥٥٠)، قرّاءِ سبعه (ج ٤، ص٥٥٠ـ ٥٥١)، پارهای اطلاعات عمومی تاریخی در باره خلفا (ج ٤، ص ٥٥٢ـ٥٥٤) و برخی فواید حدیثی (ج ٤، ص ٥٦٠ ـ٥٦٢).
قرشی در ابتدای الجواهر المضیه به تفصیل منابع آن را معرفی نكرده و تنها به برخی از آنها، مانند تاریخ نیشابور(اثر حاكم نیشابوری) و نیز منابع تاریخی و اطلاعات شفاهی اشاره نموده (رجوع کنید به ج ١، ص١٠)، اما در جایجای كتاب، به تفاریق، و بیشتر با آوردن نام مؤلفان از منابع خود یاد كرده است. مصحح الجواهر المضیه ، عبدالفتاح محمدحلو، در مقدمه (ج ١، ص ٦١ـ٧٤) عمده منابع مورد استفاده عبدالقادر را، كه خود به آنها تصریح كرده، آورده كه مشتمل است بر ١٦٨ منبعِ تاریخی عام، تاریخنگاری محلی، مشیخهها، انساب، شرححالها و نیز كتابهای فقهی و حدیثی و كلامی و تفسیری (نیز رجوع کنید به ج ٥، ذیل نام افراد و كتابها). عبدالقادر از منابع دیگری هم بدون ذكر نام آنها استفاده كرده است (ج ١، مقدمه حلو، ص ٧٤). وی همچنین به دیدهها و شنیدههای خود ( رجوع کنید به ج ١، ص ٣١٤ـ ٣١٥، ج ٢، ص ٥٢٢، ٥٨٢ ـ٥٨٣، ج ٣، ص ٣٥٢، ٣٨٣)، خواب و رؤیا (برای نمونه رجوع کنید به ج ١، ص ٣٩ ـ ٤٠)، دستخط علما ( رجوع کنید به ج ٢، ص ١٦، ٥٦٥، ج ٣، ص ٥٠١) و یادداشتهای سابق خود (رجوع کنید به ج ١، ص ٤٢٣، ج ٢، ص ٣٧١) استناد كرده و با این همه، در پارهای موارد هیچگونه مأخذی ذكر ننموده است (رجوع کنید به ج ٢، ص ٦٧٦ـ٦٧٧،٦٨٠، ج ٣، ص ٣٨٦ـ٣٨٧). با توجه به تعداد نقل قولها از سمعانی در الجواهر المضیه، میتوان گفت كتاب سمعانی مهمترین منبع عبدالقادر بوده (رجوع کنید به ج ٥، ص ٢٩٣ـ٢٩٤) و سپس از آثار ابننجّار ( رجوع کنید به ج ٥، ص ٤٥٢)، ذهبی ( رجوع کنید به ج ٥، ص ٤١٨)، خطیب بغدادی (رجوع کنید به ج ٥، ص ٦٦ـ٦٧)، حاكم نیشابوری ( رجوع کنید به ج ٥، ص ٤٣٦)، ابومحمد مُنذِری ( رجوع کنید به ج ٥، ص ٢٩١)، عبدالغافر فارسی (رجوع کنید به همانجا) و ابوسعد ادریسی استرآبادی ( رجوع کنید به ج ٥، ص ٢٨٦) بیشترین بهره را برده است.
الجواهرالمضیه، با همه ارزش خود، اشتباهاتی دارد. مثلاً، برخی عالمانِ مذاهبِ دیگر، حنفی تلقی شدهاند (رجوع کنید به ابنابیالوفا، ج ١، همان مقدمه، ص ٧٧ـ ٧٨). حاجیخلیفه (ج ١، ستون ٦١٦ـ ٦١٧) آن را مشتمل بر خطاهای بسیار و تصحیف دانسته است. مصحح كتاب، با رد این ادعا (رجوع کنید به ج ١، همان مقدمه، ص ٧٨ـ٧٩)، خود پارهای از كاستیهای الجواهر المضیه را برشمرده است ( رجوع کنید به ج ١، مقدمه، ص ٧٩ـ ٨٣).
محمدبن محمد ثقفی حلبی، مشهور به ابنشِحْنه*(متوفی ٨٩٠)، بر الجواهرالمضیه حاشیه نوشته است ( رجوع کنید به حاجیخلیفه، ج ١، ستون ٦٢٧، ج ٢، ستون ١٠٩٩). برخی نیز الجواهر المضیه را تلخیص كردهاند، از جمله ابراهیمبن محمد حلبی (متوفی ٩٥٦؛
همان، ج ١، ستون ٦١٧؛
برای تلخیصهای دیگر رجوع کنید به همان، ج٢، ستون ١٠٩٨).
گفتنی است ابنحجر عسقلانی به مناسبتِ نقل مطالبی از الجواهر المُضیه ، با توجه به محتوای كتاب، آن را طبقات الحنفیه نامیده است (برای نمونه رجوع کنید به الدُررالكامنه، ج ٣، ص ٦؛
المجمعالمؤسّس، ج ٢، ص ٦٢١).
پس از عبدالقادر قرشی، مؤلفانِ طبقات حنفیان عمدتاً به الجواهر المضیه استناد كرده و احیاناً به استدراك و اصلاح مطالب آن پرداختهاند، از جمله قاسمبن قُطْلوبُغا (متوفی ٨٧٩) در كتاب تاجالتراجم و تقیالدین تمیمی (متوفی ١٠٠٥) در الطبقات السنیه فی تراجم الحنفیه .
الجواهرالمضیه نخستین بار در ١٣٣٢ در حیدرآبادِ دكن، در دو جلد، بهچاپ رسید كه آكنده از تصحیف و تحریف و خطاست (ابنابیالوفا، ج ١، همان مقدمه، ص ٤٦، ٨٣ ـ٨٤). چاپ معتبر این كتاب در ١٣٩٨ـ ١٤٠٨ در ریاض، بهاهتمام عبدالفتاح محمد حلو، بر پایه سه نسخه خطی در پنج جلد صورت گرفته است. جلد پنجم این چاپ، نمایه سودمندی از مجموع مطالب متن كتاب است.
منابع:
(١) ابن ابیالوفا، الجواهر المضیه فی طبقات الحنفیه، چاپ عبدالفتاح محمد حلو، ریاض ١٤١٣/١٩٩٣؛
(٢) ابنتغری بردی، المنهل الصافی، ج ٧، چاپ محمد محمدامین، [قاهره( ١٩٩٤؛
(٣) ابنحجر عسقلانی، انباء الغمر بأبناء العمر، حیدرآباد، دكن ١٣٨٧ـ ١٣٩٦/ ١٩٦٧ـ ١٩٧٦؛
٤- همو، الدرر الكامنه فی اعیان المائه الثامنه، چاپ محمد سیدجادالحق، قاهره ١٣٨٥/١٩٦٦؛
(٥) همو، المجمع المؤسس للمعجمالمفهرس، چاپ یوسف عبدالرحمان مرعشلی، بیروت ١٤١٣ـ ١٤١٥/ ١٩٩٢ـ١٩٩٤؛
(٦) تقیالدینبن عبدالقادر تمیمی، الطبقات السنیه فی تراجم الحنفیه، ج ١، چاپ عبدالفتاح محمد حلو، ریاض١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٧) حاجی خلیفه؛
(٨) محمدبن عبدالرحمان سخاوی، الاعلان بالتوبیخ لمن ذم ّالتاریخ، چاپ فرانتس روزنتال، بیروت )بیتا.].
/ اسماعیل باغستانی /