دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٧٨٣
حَبله رود ، ریزابه رودخانه گُلو و رودى دائمى در فیروزكوه و گرمسار. این رود به طول حدود ٢٤٠ كیلومتر، از ارتفاع حدود ٨٠٠ ، ٢ مترى دامنه كوههاى سائو و شاهمحمد قله و هما، در شمالشرقى فیروزكوه، از كوهستان البرز سرچشمه میگیرد و به نام رود گورسفید با مسیر عمومى شمالى ـ جنوبى، از دامنه شمالى كوه مارآب/ ماراب عبور میكند، سپس به سمت مغرب تغییر مسیر میدهد و نخست با رودخانه ساواشى مخلوط میشود و فیروزكوه نام میگیرد. این رود پس از پیوستن به نمرود در حوالى دهستان حبلرود/ هبلرود، حبلهرود را تشكیل میدهد و در ٤٦ كیلومترى جنوبشرقى گرمسار به رود گلو میپیوندد (افشین، ج ٢، ص ٣٧٤، ٣٨٢، ٣٧٨؛ جعفرى، ج ٢، ص ١٩٩ـ٢٠١؛ نقشه جمهورى اسلامى ایران؛ جغرافیاى كامل ایران، ج ١، ص ٤٧٩، محل ریزش آن را مسیله آورده است). قسمت علیاى حبلهرود، از سرچشمه تا محل تلاقى آن با ساواشى، گورسفید نام دارد و حدود ٣٦ كیلومتر است. حبلهرود در دشت گرمسار (دشت خوار) به شاخههاى متعددى تقسیم میگردد و از آن براى آبیارى استفاده میشود. بقیه آب حبلهرود، پس از گذشتن از روستاى علیآباد باقرى، به سوى جنوبشرقى تغییر مسیر میدهد و در ٤٦ كیلومترى جنوبشرقى گرمسار در ارتفاع ٧٤٥ مترى با پیوستن به رود گلو (یا ایوانكى)، كه یكى از شاخههاى رودخانه وَرَگى است، و پس از تلاقى با چند رود وارد حاشیه كویر میشود و در ریگزارهاى شمالغربى دریاچه نمك (كویر گرمسار) فرومیرود (افشین، ج ٢، ص ٣٧٤، ٣٧٨ـ٣٧٩).
حوضه آبریز حبلهرود در بُنِكوه گرمسار حدود ٢٠٠، ٣ كیلومترمربع و میانگین آبدهى آن در همین محل حدود ٢٧٠ میلیون متر مكعب است. در سالهاى پرباران (مواقع پرآبى) مقدار آبدهى آن به ٥٢٢ میلیون مترمكعب نیز رسیده است. میانگین آبدهى لحظهاى آن، ٨ر٦ مترمكعب است. سطح كل حوضه آبریز آن در مصب رودخانه با شاخههاى آن بیش از ٥٠٠ ، ٢١ كیلومترمربع است و چون مقدار زیادى از آب حبلهرود از چشمههاى آهكى تأمین میشود نوسانات آبدهى آن كم است (همان، ج ٢، ص ٣٧٤ـ٣٧٥).
آب حبلهرود در قسمت علیا (سرآب) شیرین و مناسب است، اما با افزوده شدن شاخههاى دیگر به آن و وجود سازندهاى شیمیایى گچدار و نمكدار، آب رودخانه شور و نامناسب میگردد (همان، ج ٢، ص ٣٧٤، ٣٨٣). بهطور كلى، منشأ شورى حبلهرود وجود تشكیلات و گنبدهاى (تپههاى) نمكى در بخش پایاب (سفلاى حوضه آبریز) و زمینهاى رُسى و كمى شورِ دشت گرمسار است (بهرامى، ص ٦٠٥؛ اسدى، ج ٢، ص ٨٧١).
حبلهرود و سرشاخههاى آن، در مسیر خود، قسمتهایى از زمینهاى شهرستان فیروزكوه را آبیارى میكند (فرهنگ جغرافیائى آبادیها، ج ٣٩، ص ٢، ٧، ١٤، ٢٢، ٦٠). راه تهران ـ مشهد و راهآهن تهران ـ مشهد و تهران ـ فیروزكوه از روى رودخانه و شاخههاى حبلهرود عبور میكند (كیهان، ج ١، ص ٨٨؛ اطلس راههاى ایران، ص ٤١).
ابودلف خزرجى در نیمه اول سده چهارم در معرفى دو شهر دماوند، به نامهاى ویعه و شلمه/ شلمبه، به درهاى به نام هیر/ هبر داراى درخت و آبهاى معدنى و آبهاى جارى كه آب آن به خوار رى میرود، اشاره كرده است (ص ٧٦). ابنحوقل در قرن چهارم (ص ٣٧٩) از آب جارىِ شهر خوار، كه از دماوند سرچشمه میگیرد، سخن گفته، كه مقصود از آن حبلهرود است.
ظاهراً نخستین بار ابناسفندیار در تاریخ طبرستان (تألیف در ٦١٣؛ ج ١، ص ١٢٤) به حبلهرود بهصورت «رزان بهبلهرود»، از نواحى تمیشه، اشاره كرده است. رشیدالدین فضلاللّه (ص ٨٢) از قلعه استونابند هبلرود یاد كرده است. حمداللّه مستوفى نیز در قرن هشتم در كتاب نزهةالقلوب (ص ١٦١ـ١٦٢) نوشته است كه آبخوار از فیروزكوه میگذرد. روملو (ج ٢، ص ٩٩٧) در ذكر وقایع ٩٠٩ آورده است كه شاهاسماعیل براى قلع و قمع گروهى به فیروزكوه رفت و كنار حبلهرود اردو زد. بهگفته اسكندرمنشى در قرن یازدهم، امیرحسین كیا چلاوى، تمام مناطق رستمدار و جبال فیروزكوه دماوند و هبلرود و اطراف آن را تصرف كرد (ج ١، ص٢٩). بهنوشته كمالالدوله قاجار (ص ١٨١)، حبلهرود، جلگهخوار و حدود ٦٢ قریه، آبادى و حاكمنشین ارادان (آرادان، شهرى در شهرستان گرمسار) را آبیارى میكند. اعتمادالسلطنه (ج ١، ص ٢٣ـ٢٤) از نمرود نام برده است كه برخى قراى معتبر فیروزكوه را سیراب میكرد و پس از پیوستن به دَلیچاى، به بلوك خوار تهران میرسید. در ١٣٣٤ پتروف (ص ٨٣ـ٨٤) نوشته كه سرچشمه حبلهرود دامنههاى جنوبیالبرز است و نسبت بارندگى در این دامنه از دامنههاى شمالى آن بسیار كمتر است. هنگامى كه این رود به درهها و دامنههاى قشلاق میرسد در مجراى اصلى، آبى دیده نمیشود زیرا این رود به نهرهاى متعدد تقسیم میشود و به مصرف آبیارى قطعات متفرق زمین میرسد. در زمستان،كه مصرفآب در كشاورزى كمتراست، سطح آب در مجراى اصلى بالا میآید و رودى بزرگ تشكیل میدهد.
حبلهرود، كه به لهجه مازندرانى هَبْلِروُدْ یا هَلْبِروُدْ گفته میشود (هبلهرودى، مقدمه كیا، ص دو)، رودخانه خوار (غلامحسین مهندس، ص ١٣) نیز خوانده شده است. خوار نزدیك به هشتاد قریه دارد و با توجه به اینكه در بلوك خوار قناتى وجود ندارد، تمام آب رودخانه به مصرف كشاورزى میرسد و مازاد آن به زمین فرو میرود و با نفوذ این آبها، در دامنه كویر، زهوارهاى متعدد تولید میشود. در توصیف رودخانه خوار و محسّنات آن آمده كه در سرچشمه رود، مراتع بسیارى وجود دارد كه احشام زیادى در آنجا چرا میكنند و رودخانه در هنگام طغیان، كودهاى حیوانى و املاح معدنى را میشوید و به دشت گرمسار حمل میكند و پس از تهنشین شدن این املاح، دشت خوار، به خصوص زمینهاى كویر جنوبى، یكى از بهترین و حاصلخیزترین زمینها بهشمار میرود (همانجا؛ كیهان، ج ١، ص ٨٧). به نوشته مسعود كیهان (ج ٣، ص ١٢٥)، حبلهرود آب لازم را براى پنبه ــكه دو برابر گندم آب نیاز دارد و مدت آبیارى آن ٢٥ تا سى روز است ــ تأمین میكند.
در ١٣٣٣ش، «بِدِه» حبلهرود در قسمت گرمسار حداكثر یك هزار و حداقل دویست سنگ (هر سنگ = ٣ر١٣ لیتر آب) در ثانیه آب داشت كه، باتوجه به فصل بارندگى، از صد تا یكهزار سنگ متغیر و بهطور متوسط آب آن سیصد سنگ بود كه ١٣٠ سنگ آن متعلق به املاك اربابى و ١٧٠ سنگ به مصرف شرب روستاهاى خالصه میرسید (بهرامى، ص ٦٠٣، ٦٠٥). حبلهرود پس از رسیدن به جلگه خوار، در محلى به نام سرآب به سه شعبه لات (آبرفت طبیعى) سفید، لات فردان و لات كردوان تقسیم میشود. در جلگه گرمسار آب حبلهرود به ٧٥ نهر تقسیم میشود كه با نظامنامه مخصوص، زیرنظر كاركنان خالصههاى خوار، میان قراى خالصه و اربابى قسمت میگردد (كیهان، ج ٢، ص ٣٥٥ـ٣٥٦؛ بهرامى، ص ٦٠٧).
ظاهراً قبل از ١٣٣٩ش، از دهانه رودخانه در نزدیكى كردان (كردوان)، لات جدیدى تشكیل شد كه به بعضى از قرا خسارت وارد كرد، اما براى آبادىِ یك قطعه بزرگ از كویر بسیار سودمند بود (رجوع کنید به غلامحسین مهندس، ص ١٤).
منابع :
(١) ابناسفندیار، تاریخ طبرستان، چاپ عباس اقبال آشتیانى، تهران [?١٣٢٠ش[؛
(٢) ابنحوقل؛
(٣) مسعدبن مهلهل ابودلف خزرجى، سفرنامه ابودلف در ایران، با تعلیقات و تحقیقات ولادیمیر مینورسكى، ترجمه ابوالفضل طباطبائى، تهران ١٣٥٤ش؛
(٤) نوشآذر اسدى، نگاهى به گرمسار: سرزمین خورشید درخشان، تهران ١٣٧٨ش؛
(٥) اسكندر منشى؛
(٦) اطلس راههاى ایران، تهران: گیتاشناسى، ١٣٨٥ش؛
(٧) محمدحسنبن على اعتمادالسلطنه، مطلعالشمس، چاپ سنگى تهران ١٣٠١ـ ١٣٠٣، چاپ تیمور برهان لیمودهى، چاپ افست تهران ١٣٦٢ـ ١٣٦٣ش؛
(٨) یداللّه افشین، رودخانههاى ایران، تهران ١٣٧٣ش؛
(٩) تقى بهرامى، جغرافیاى كشاورزى ایران، تهران ١٣٣٣ش؛
(١٠) میخائیل پلاتونوویچ پتروف، مشخصات جغرافیاى طبیعى ایران، ترجمه ح. گلگلاب، تهران ١٣٣٦ش؛
(١١) عباس جعفرى، گیتاشناسى ایران، تهران ١٣٦٨ـ١٣٧٩ش؛
(١٢) جغرافیاى كامل ایران، تهران: سازمان پژوهش و برنامهریزى آموزش، ١٣٦٦ش؛
(١٣) حمداللّه مستوفى، نزهةالقلوب؛
(١٤) رشیدالدین فضلاللّه، كتاب تاریخ مبارك غازانى: داستان غازان خان، چاپ كارلیان، لندن ١٣٥٨/١٩٤٠؛
(١٥) حسن روملو، احسنالتواریخ، چاپ عبدالحسین نوائى، تهران ١٣٨٤ش؛
(١٦) غلامحسین مهندس، «اراضى كویرخوار»، مجله فلاحت و تجارت، دوره ٣، ش ٨ (١٢٩٩)؛
(١٧) فرهنگ جغرافیائى آبادیهاى كشور جمهورى اسلامى ایران، ج :٣٩ سمنان، تهران: سازمان جغرافیائى نیروهاى مسلح، ١٣٦٨ش؛
(١٨) محمدحسن كمالالدوله قاجار، مرل، و محمدكریم قاجار، جهان نماى مظفرى، چاپ سنگى (تهران ١٣١٦)؛
(١٩) مسعود كیهان، جغرافیاى مفصل ایران، تهران ١٣١٠ـ١٣١١ش؛
(٢٠) نقشه جمهورى اسلامى ایران: براساس تقسیمات كشورى، مقیاس ٠٠٠،٦٠٠، ١:١ تهران: گیتاشناسى، ١٣٨٣ش؛
(٢١) محمدعلى هبلهرودى، مجمعالامثال، ویراسته صادقكیا، تهران ١٣٤٤ش.
/ معصومه رضازاده شفارودى /