دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٧٥٨
جلالالدین تبریزی ، از مشایخ سلسله سهروردیه * در قرن هفتم. وی در تبریز به دنیا آمد. تاریخ تولد و نام پدرش معلوم نیست. گفته شده است كه پدرش نیز، مانند خود وی، مرید بدرالدین ابوسعید تبریزی بود (لعلی بدخشی، ص٨٩٣؛ جمالی، ص١٦٤).
جلالالدین پس از وفات پدر به بغداد رفت و مرید شیخ شهابالدین عمر سهروردی * (متوفی ٦٣٣) شد. وی به بهاءالدین زكریا * مُلتانی، كه از مریدان و خلفای سهروردی بود، علاقه فراوانی داشت، چنانكه وقتی قرار شد بهاءالدین زكریا برای تبلیغ تعالیم و آرای سهروردی به شبه قاره هند برود، از سهروردی اجازه خواست تا او را همراهی كند (حسن دهلوی، ص٢١٤؛ اكرم، ص٢٩٧ـ٢٩٨؛ زیدی، ص٨٢). بین بهاءالدین و جلالالدین، وقتی به نیشابور رسیدند، اختلاف افتاد. تذكرهنویسان درباره علت اختلاف آنها نقل كردهاند كه چون جلالالدین بسیار مشتاق دیدار با مشایخ بود، به دیدار فریدالدین عطار * (متوفی ٥١٢) رفت و بسیار تحت تأثیر وی قرار گرفت تا حدی كه همه چیز، حتی مرشد خود، سهروردی، را فراموش كرد. وقتی این واقعه را برای بهاءالدین زكریا نقل كرد، او از جلالالدین رنجید و مصاحبت با او را ترك كرد (جمالی، ص١٦٨ـ١٦٩؛ حسن دهلوی، ص٢٩٨ـ٢٩٩؛ عبدالحق دهلوی، ص٤٥) و به مُلتان رفت. جلالالدین در خراسان ماند، ولی بعد از مدتی به هند رفت (زیدی، همانجا).
وی در بدو ورود به هند، به ملتان رفت و مدتی نزد بهاءالدین زكریا ماند، سپس به دهلی رفت و در آنجا با قطبالدین بختیار كاكی (متوفی ٦٣٣) دیدار كرد (همان، ص٨٢ـ٨٣). غلام سرور لاهوری (ج١، ص٢٧٨)، جلالالدین را، به دلیل مصاحبتش با قطبالدین بختیار، از خلفای چشتیه نیز شمرده است. اقامت جلالالدین در دهلی طولانی نبود، زیرا او نزد شمسالدین اِلتُتْمِش (متوفی ٦١٥)، حاكم دهلی و مرید قطبالدین بختیار، بسیار محترم بود و از اینرو، نجمالدین صغری، شیخالاسلام دهلی، به جلالالدین حسد برد و به او تهمت ناروا زد. آنگاه برای تحقیق در این امر، جمعی از عالمان و شیوخ وقت در دهلی گرد آمدند. در این محاكمه، بهاءالدین زكریا برای حكمیت تعیین شد. وی در آغاز، نعلین جلالالدین را بوسید و در جریان محاكمه نیز بیگناهی او را اثبات كرد؛ از اینرو، شمسالدین التتمش، نجمالدین صغری را از شیخالاسلامی خلع كرد. جلالالدین كه بسیار رنجیده خاطر شده بود، از دهلی به بدایون/ بداؤن و لكهنوتی رفت و به ارشاد مردم پرداخت و پس از مدتی به پَنْدُوه در بنگال رفت و مكتب تصوفی سهروردیه را در آنجا رواج داد و مریدان بسیاری پیدا كرد. وی در آنجا خانقاهی ساخت كه آن را «بندر دِیوا محل» مینامند (جمالی، ص١٦٩ـ١٧١؛ زیدی، همانجا).
تذكرهنویسان درباره سال وفات جلالالدین تبریزی اختلاف دارند و از اینرو، تعیین تاریخ دقیق آن مشكل است (زیدی، ص٨٣ـ٨٤). غلام سرور لاهوری (ج١، ص٢٨٣) تاریخ آن را ٦٤٢ و مسعود حسن شهاب (ص٢٠٠) ٦٤١ ذكر كردهاند. مقبره او در پندوه، در قسمت شمالی بنگال، درگاه بزرگ یا درگاه بیست و دوهزار نام دارد، زیرا درآمد سالانه املاك موقوفه این محل، ٠٠٠ ، ٢٢ روپیه بوده است (زیدی، ص٨٤). آیین سالگرد وفات (عُرس) او هر سال در ٢١ و ٢٢ رجب برگزار میشود (اكرم، ص٣٠٣). رسالهای به نام شرح نود و نه نام (كبیر)، درباره اسمای الاهی، به او منسوب است (رجوع کنید به قریشی، ص٨، پانویس٧).
منابع:
(١) محمد اكرم، آب كوثر ، لاهور ١٩٩٠؛
(٢) حامدبن فضلاللّه جمالی، سیرالعارفین ، دهلی ١٣١١؛
(٣) حسنبن علی حسن دهلوی، فوائد الفؤاد: ملفوظات خواجه نظامالدین اولیاء بدایونی ، تصحیح محمد لطیف ملك، چاپ محسن كیانی، تهران ١٣٧٧ش؛
(٤) شمیم محمود زیدی، احوال و آثار شیخبهاءالدین زكریا ملتانی ، راولپندی ١٣٥٣ش؛
(٥) عبدالحق دهلوی، اخبار الاخیار فی اسرار الابرار، چاپ محمد عبدالاحد، چاپ سنگی دهلی ١٣٣٢؛
(٦) غلام سرور لاهوری، خزینة الاصفیا، كانپور ١٣٣٢/١٩١٤؛
(٧) علیبن سعد قریشی، خلاصة الالفاظ جامع العلوم: ملفوظات حضرت سیدجلالالدین بخاری اچّی ملقب به مخدوم جهانیان ، چاپ غلام سرور، اسلامآباد ١٣٧١ش؛
(٨) لعلبیگبن شاهقلی سلطان لعلی بدخشی، ثمرات القدس من شجرات الانس ، چاپ كمال حاج سیدجوادی، تهران ١٣٧٦ش؛
(٩) مسعود حسن شهاب، خطه پاك اوچ ، لاهور ١٩٦٧.
/ شاهد چوهدری /