دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٥٢٠
حمداللّه مستوفى ، حمداللّه مستوفى، مورخ، جغرافيانويس و شاعر سده هشتم. در برخى نسخههاى خطىِ تاريخ گزيده، نام وى حُمَد آمده، اما حمداللّه مشهور و متداول است (رجوع کنید به حمداللّه مستوفى، ١٣٦٢ش الف، مقدمه نوائى، ص يا) و در ذيل تاريخ گزيده تأليف زينالدينبن حمداللّه مستوفى (ص ٢٥) نيز همين نام ذكر شده است. حمداللّه مستوفى در حدود سال ٦٨٠ در قزوين به دنيا آمد (رجوع کنید به اقبال آشتيانى، ص ٥٢٣). وى از خانواده مستوفيان شيعه مذهب قزوين بود كه در اصل عرب بودند و نسبشان به حرّبن يزيد رياحى* مىرسيد. آنان از زمان معتصم (حك : ٢١٨ـ٢٢٧) تا زمان قادر عباسى (حك : ٣٨١ـ٤٢٢) بيشتر اوقات والى قزوين بودند و بعد از آن به شغل استيفا منصوب و به مستوفى معروف شدند (حمداللّه مستوفى، ١٣٦٢ش الف، ص ٨١١ـ٨١٢، مقدمه نوائى، ص ه ). جدّ دوم وى، امينالدين نصر، مستوفى عراق بود (براون، ج ٣، ص ٨٧). پدر حمداللّه در پايان عمر از خدمات دولتى كناره گرفت (حمداللّه مستوفى، ١٣٦٢ش الف، همان مقدمه، ص ح). سه برادر حمداللّه نيز مشاغل حكومتى داشتند (همان، ص ٨١٢، مقدمه نوائى، ص ط) و پسر او، زينالدين، ذيلى بر تاريخ گزيده نوشته است.
اطلاعات راجع به حمداللّه مستوفى منحصر به نوشتههاى خود اوست. وى از جوانى به خدمات دولتى اشتغال داشت و چند بار «جامعالحساب ممالك» نوشت (همو، ١٣٦٢ش ب، ص ٢٧). او به تبريز، بغداد، شيراز و اصفهان سفر كرد و مدتى در بغداد «تقدير اموال» (تقرير اموال) برعهده او بود. پس از كشته شدن سعدالدين ساوجى* در سال ٧١١ و استقلال رشيدالدين فضلاللّه همدانى* در كار وزارت، حمداللّه از جانب رشيدالدين به حكومت و استيفاى قزوين، ابهر، زنجان و منطقه طارم عليا و طارم سُفلا منصوب شد (همو، ١٣٦٢ش الف، ص ٥٩٨، مقدمه نوائى، ص ط ـ ى؛ همو، ١٣٦٢ش ب، ص ٢٩). ظاهراً وى از مشاغل ديوانى يا از اموال موروثى، املاك بسيارى داشته، چنانكه در طومار تقسيمنامه آب باغهاى قزوين از وى نام برده شده است (همو، ١٣٦٢ش الف، همان مقدمه، ص ى). پس از كشته شدن خواجهرشيدالدين در ٧١٨، حمداللّه مستوفى از ملازمان پسر وى، غياثالدين محمد، شد. از تاريخ كشته شدن غياثالدين در ٧٣٦ به بعد، از احوال حمداللّه مستوفى اطلاعى در دست نيست. او يقينآ بعد از سال ٧٤٤، كه ذيل ظفرنامه را نوشته، درگذشته (همو، ١٣٧٧ش، پيشگفتار نصراللّه رستگار، ص سه) و به نوشته اقبالآشتيانى (همانجا)، در ٧٥٠ درگذشته است. آرامگاه حمداللّه، معروف به گنبددراز، كه يكى از بناهاى عهد مغول است، همچنان در قزوين باقى است. اين آرامگاه يك بار در ١٣١٠ش و بار ديگر در ١٣١٩ش تعمير شد (گلريز، ج ٢، ص ١٦٢).
حمداللّه مستوفى از جوانى در دستگاه خواجه رشيدالدين فضلاللّه همدانى بود و با دانشمندان مصاحبت داشت (براون، همانجا؛ گلريز، ج ٢، ص ١٦١) و بهويژه از خواجه رشيدالدين بهره بسيارى برد و هر چند، به گفته خودش در تاريخ گزيده (ص ٢ـ٣)، فن تاريخ كار او نبود، ولى ارتباطش با رشيدالدين سبب شد به تأليف آثار تاريخى بپردازد.
از آثار حمداللّه مستوفى، تاريخ گزيده*، ظفرنامه*، ذيل ظفرنامه (هر سه در تاريخ) و نزهةالقلوب* (در جغرافيا) در دست است. بغدادى نيز در هديةالعارفين (ج ١، ستون١١٠)، كتابى بهنام مفاخرالتواريخ (مواخرالتواريخ) را به او نسبت داده است (رجوع کنید به گلريز، همانجا). نخستين كار علمى حمداللّه مستوفى، تصحيح شاهنامه و مقابله نسخههاى متعدد آن، به مدت شش سال، بود. پس از آن به سرودن ظفرنامه پرداخت. حمداللّه مستوفى غير از ظفرنامه اشعار ديگرى نيز دارد كه در آثار ديگرش آمده است (رجوع کنید به حمداللّه مستوفى، ١٣٦٢ش الف، ص ٤، ١٦؛ همو، ١٣٦٢ش ب، ص ٣٧، ٧٨). خواندمير نيز اشعارى از او نقل كرده است (رجوع کنید به ج ٣، ص ١٩٢ـ١٩٣).
منابع:
(١) عباس اقبال آشتيانى، تاريخ مغول: از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى، تهران ١٣٦٤ش؛
(٢) اسماعيل بغدادى، هديةالعارفين، ج ١، در حاجىخليفه، ج ٥؛
(٣) حمداللّه مستوفى، تاريخ گزيده، چاپ عبدالحسين نوائى، تهران ١٣٦٢ش الف؛
(٤) همو، ظفرنامه، بهانضمام شاهنامه ابوالقاسم فردوسى، چاپ عكسى از نسخه خطى مورخ ٨٠٧ هجرى در كتابخانه بريتانيا، ش ٢٨٣٣ Or.، تهران ١٣٧٧ش؛
(٥) همو، كتاب نزهةالقلوب، چاپ گىلسترنج، ليدن ١٩١٥، چاپ افست تهران ١٣٦٢ش ب؛
(٦) خواندمير؛
(٧) زينالدينبن حمداللّه مستوفى، ذيل تاريخ گزيده، چاپ ايرج افشار، تهران ١٣٧٢ش؛
(٨) محمدعلى گلريز، مينودر، يا، بابالجنه قزوين، (قزوين )١٣٦٨ش؛
(٩) Edward Granville Browne, A literary history of Persia, vol.٣. Cambridge ١٩٢٨.
/ فهيمه علىبيگى /