دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٠٠١
بَوازیج (بوازیج المَلِک ) ، شهری کوچک و قدیمی در شمال عراق ، در ولایتِ (قضای ) موصل ، واقع در ساحل راست رودخانة زاب اسفل و در جانب شرقی رود دجله . به نوشتة ابوالفداء (ص ٢٨٧) محل آن میان دو شهر تَکریت و اَربِل /اَربیل بوده است . بوازیج به سریانی «بیت وازیق » (باج خانه ، قلعة باجگیران ) و در دورة ساسانیان «خنیاشاپور» نام داشت (ابن خرداذبه ، ص ٩٤). در عصر خلافت ابوبکر (١١ـ١٣)، ابتدا جریربن عبدالله بَجَلی ، بوازیج دیگری را فتح کرد که نزدیک انبار (کنار فرات ) بود (بلاذری ، ص ٣٥٢، ٣٧٩). سپس هاشم بن عُتبَة بن ابی وقاص به همراه اَشعَث بن قیس (متوفی ٤١)، کورة (استان ) باجَرمی ' * را گشود و به سِنّ و بوازیج الملک رفت . در دورة منتصر عباسی (متوفی ٢٤٧) ابوالعمود شاری در بوازیج و موصل خروج کرد (مسعودی ، ج ٤، ص ٥٣). در رجب ٢٥٢، مُساوِربن عبدالحمید شاری بجلی موصلی نیز در بوازیج قیام کرد (ابن اثیر، ج ٥، ص ٣٣٤) و مسرور بلخی در ٢٥٨ برای جنگ با مساور به بوازیج رفت و عده ای از یاران او را اسیر کرد. پنج سال بعد، مساور از بوازیج برای مقابله با سپاه خلیفه حرکت کرد ولی در همان سال در آنجا درگذشت (همان ، ج ٦، ص ١٥).
روزگاری این منطقه جایگاه راهزنان شد، به طوری که قبیلة بنی شیبان آنچه را از راهزنی به دست می آوردند، در آنجا نگه می داشتند. در سال ٥٠٠، اتابک چاوُلی ، بوازیج را تصرف کرد و برخلاف سوگندش مبنی بر حمایت از مردم ، چهار روز تمام آنجا را غارت کرد (همان ، ج ٨، ص ٢٣٨). در ٥٢١ نیز عمادالدین زنگی ، که در موصل به قدرت رسیده بود، فتوحاتش را در شرق با فتح بوازیج آغاز، و آنجا را پایگاه خود کرد (همان ، ج ٨، ص ٣٢٤).
در اوایل قرن چهارم ، مالیات این ناحیه نهصدهزار درهم (قدامة بن جعفر، ص ٢٤٥،٢٥٠)، و در قرن هشتم حقوق دیوانی آن چهارده هزار دینار بوده است (حمدالله مستوفی ، ص ١٠٣).
گروهی از دانشمندان به بوازیج منسوب اند، از جمله منصوربن علی بن عاذل بن یحیی بوازیجی بجلی (متوفی
٥٠١)، فقیهی دانشمند که فقه را از علی بن اسحاق فیروزآبادی آموخت و از او حدیث شنید و روایت کرد (یاقوت حموی ،
ج ١، ص ٧٥٠).
منابع :
(١) ابن اثیر، الکامل فی التاریخ ، بیروت ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(٢) ابن خرداذبه ، کتاب المسالک و الممالک ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
(٣) اسماعیل بن علی ابوالفداء، کتاب تقویم البلدان ، چاپ رینود و دیسلان ، پاریس ١٨٤٠؛
(٤) احمدبن یحیی بلاذری ، فتوح البلدان ، ترجمة محمد توکل ، تهران ١٣٦٧ ش ؛
(٥) حمدالله بن ابی بکر حمدالله مستوفی ، کتاب نزهة القلوب ، چاپ گی لسترنج ، لیدن ١٩١٩، چاپ افست تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٦) قدامة بن جعفر، کتاب الخراج ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
علی بن حسین
(٧) مسعودی ، مروج الذّهب و معادن الجوهر ، بیروت ١٣٩٣/١٩٧٣؛
(٨) یاقوت حموی ، معجم البلدان ، چاپ فردیناند ووستنفلد، لایپزیگ ١٨٦٦ـ١٨٧٣، چاپ افست تهران ١٩٦٥.
/ حسین قرچانلو /