دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٣٩٤
چپ و چپگرایی در تاتارستان ، نخستین سازمان سیاسی چپ، كه در قازان (مركز تاتارستان) تأسیس یافت، با گردآمدن گروهی از وابستگان روسیتبار حزب سوسیال دموكرات كارگری روسیه مقیم آن شهر شكل گرفت. این گروه برای تبلیغ ماركسیسم در بین تاتارها مطالبی را به زبان تاتاری منتشر میكرد. در ١٣٢١/١٩٠٣، تاتاری به نام حسین یاماشف (رجوع کنید به حسنوف، ص ٦٨٤) به این گروه پیوست. در ١٣٢٥/١٩٠٧، یاماشف در اورنبورگ یك گروه ماركسیستی تشكیل داد كه چند روشنفكر تاتار، از جمله ملانور واحداُف و م. شاهی احمداُف، از اعضای آن بودند. این گروه به مناسبتِ نام ترجمانِ (ارگان) مطبوعاتی خود، اورال ، اورالیها نامیده شدهاند. اورالیها با احزاب لیبرال و ملیگرای مسلمان برخوردی انتقادی داشتند و بر آگاهی طبقاتی، طبق الگوی تعلیمی ماركسیسم، بیش از آگاهی ملی تأكید میورزیدند (دولت، ص ٥؛ رورلیچ، ص ١٠٦ـ١٠٧).
حزب انقلابیون سوسیالیست تاتار حزب چپ دیگری بود كه در ١٣٢٤/١٩٠٦ ایجاد شد و اعضای آن به مناسبت نام ترجمان مطبوعاتی خود، تانغ یولدوزی (ستاره سحری)، تانغیها نامیده شدهاند. ایاز اسحاقی و فؤاد توكتاروف، دو تن از بنیانگذاران این حزب، از اعضای سابق حزب شاگرد لیك بودند كه دارای تمایلات جدیدی (رجوع کنید به جدیدها *، نهضت) بود (رورلیچ، ص ١٠٦). دو تن دیگر از بانیان حزب تانغیها از اعضای سابق حزب سوسیالیست برك (اتحاد) بودند. حزب اخیر را فارغالتحصیلان مدرسه تربیت معلم در ١٣٢٣/ ١٩٠٥ تشكیل دادند كه ترجمان مطبوعاتیاش آزاد (بعداً آزاد خلق ) نام داشت. برنامه برك بر محور شعارهای «آزادی برای همگان، زمین برای دهقانان» شكل گرفته بود كه حاكی از تأثیرات سوسیال دموكراسی است (همانجا). هر دو حزب عمده چپ تاتاری، یعنی تانغیها و اورالیها، در جریان سركوبی انقلاب ١٣٢٣/١٩٠٥ از هم پاشیدند و از آن پس تا انقلاب فوریه ١٩١٧، احزاب سیاسی چپ در منطقه ولگا ـ اورال هم، مانند سراسر روسیه، یك دوره ده ساله ركود را از سر گذراندند. این واقعیت را نیز نباید از نظر دور داشت كه جنبش چپ تاتار در فاصله انقلابهای ١٣٢٣ و ١٣٣٦/ ١٩٠٥ و ١٩١٧ بهطور كلی ضعیف و عضویت در كمیته بولشویك قازان روی هم رفته منحصر به روسها بود. ملیگرایانِ لیبرالِ غالباً دارای گرایش «جدیدی»، سخنگوی بیرقیب تاتارها در صحنه سیاست روسیه، بودند (همانجا).
با در گرفتن انقلاب فوریه، در تاتارستان تشكلهای سیاسی فراوانی پدید آمد كه به طور كلی در دو گروه ملی ـ اسلامی و چپ قرار میگرفتند. به دنبال انقلاب اكتبر ١٩١٧، همه تشكلها و نهادهای ملی ـ اسلامی تا سال ١٢٩٩ ش/ ١٩٢٠ منحل شدند (رجوع کنید به بطال ـ تایماس، ص ١٩١ـ ١٩٨؛ رورلیچ، ص ١٣٢ـ١٣٣).
گروههایی از جوانان انقلابی تاتار كه به عللی، از جمله بیاعتمادی چند صد ساله به روسها، از ورود به احزاب روسی چپ چون بولشویك و حزب انقلابی سوسیالیست (اس ار) احتراز میكردند، به تشكیل كمیتههای كارگری مختلف پرداختند؛ كمیتههایی كه در جمادیالا´خره ١٣٣٥/ آوریل ١٩١٧ با عنوان كمیته سوسیالیست مسلمان متحد شدند. از آن میان، كمیته سوسیالیست مسلمان قازان در تاریخ جنبش انقلابی مسلمانان روسیه از جایگاه خاصی برخوردار است. بنیانگذار كمیته مذكور ملانور واحداف بود. بسیاری از این جوانان، سابقه هواداری از جنبش جدیدها را داشتند كه در فضای بین دو انقلاب ١٩٠٥ و ١٩١٧ و پس از آن، تحت تأثیر ماركسیسم قرار گرفته، نام سوسیالیست بر خود گذاشته و حتی پس از انقلاب اكتبر خود را بولشویك نامیده بودند، اما گرایش آنان به ماركسیسم جدّی نبود. مشی اصلی آنان مبارزه با سنّتگرایی دینی و كهنهپرستی اجتماعی و تلاش برای نجات مسلمانان روسیه و تمام خلقهای تحت استعمار بود. آنان بیش از آنكه سخنگوی سوسیالیسم باشند، در جناح چپ جنبش ملی قرار میگرفتند (رجوع کنید به دومان، ص ٨٦ ـ٨٧). كمیته سوسیالیست قازان اگرچه از گروههایی با گرایشهای مختلف چپ و ملیگرایی تشكیل یافته بود و با آنكه هیچگونه وابستگی تشكیلاتی به حزب بولشویك نداشت، از برخی مواضع و سیاستهای آن، در مواردی چون پایان دادن به جنگ، تقسیم اراضی و انتقال قدرت به شوراها، پشتیبانی میكرد. آواز و قزل بایراق (پرچم سرخ) ترجمانهای مطبوعاتی آن بودند (رجوع کنید به رورلیچ، ص ١٢٦ـ١٢٧). حزب بولشویك روسیه، بهرغم ناهمگونی سیاسی كمیته سوسیالیست، به این دلیل كه كمیته مورد بحث عناصری از بولشویك و منشویك و انقلابی سوسیالیست را زیر یك چتر گرد آورده بود، آن را وسیلهای برای ایجاد ارتباط با تودههای تاتار میدانست و این واقعیت را كه تعهد برخی از اعضای آن به ماركسیسم در مقایسه باوفاداریشان به اهداف ملیگرایانه و اسلامی در درجه دوم اهمیت قرار داشت، نادیده میگرفت (همان، ص ١٢٧).
حكومت بولشویكی نوبنیاد، برای استقرار حاكمیت خود در روسیه، نیاز به سازش و اتحاد تاكتیكی با نیروهای مختلف چپ و حتی دموكرات و ملی داشت. از همینرو بود كه كمیسری مركزی امور مسلمانان (موسكوم) به صدارت ملانور واحداف، تحت نظارت كمیسری ملیتهای خلق شوروی (ناركومناتس) ، تشكیل گردید. تشكیل موسكوم ضمن آنكه در اتحاد تاتارها شكاف ایجاد كرد، حاكی از آن بود كه حكومت شوروی دیگر تحمل نهادهای ملی ـ اسلامی را ندارد، كما اینكه تا ١٢٩٩ ش/١٩٢٠ به تدریج همه آنها را از میان برداشت (رجوع کنید به همان، ص ١٣٢ـ١٣٣).
پس از انقلاب كمونیستی و حاكمیت نظام شورایی بر سراسر این سرزمین، گروهی از كمونیستهای تاتارستان (مانند سلطان گالیف *رئیسِ موسكوم و عضو هیئت رئیسه ناركومناتس) كه گرایشهای ملی نیز داشتند و به كمونیستهای ملی مشهور بودند، در دهههای ١٣١٠ و ١٣٢٠ ش/ ١٩٣٠ و ١٩٤٠، بازداشت و تصفیه شدند(رجوع کنید به براكسآپ، ص ٣٢٣ـ ٣٢٤؛ رورلیچ، ص ١٣٧ـ١٤١؛ بطال ـ تایماس، ص ٢٠٢ـ ٢٠٨).
منابع:
(١) ماری براكسآپ، «تاتارهای ولگا»، در ملیتهای شوروی: مجموعه ٢١ مقاله،زیرنظر گراهام اسمیت، تهران: شركت انتشارات علمی و فرهنگی، ١٣٧٥ ش؛
(٢) Abdullah Battal-Taymas, Kazan Turkleri: Turk tarihinin hazn yapraklar, Ankara ١٩٨٨;
(٣) Nadir Devlet, Rusya Turklerinin millmucadele tarihi: ١٩٠٥-١٩١٧, Ankara ١٩٩٩;
(٤) Oguz Şaban Duman, Dogu - bat meselesi ve Sultan Galiyev, Istanbul ١٩٩٩;
(٥) M. Kh. Hasanov, Tatarkii entsiklopedicheskii slovar, Kazan ١٩٩٩;
(٦) Azade - Ayşe Rorlich, The Volga Tatars: a profile in national resilience, Stanford, Calif. ١٩٨٦.
/ رحیم رئیسنیا /