دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٣١٧
بُستانزاده ، خاندانی از علمایِ عثمانی که در قرن دهم و اوایل قرن یازدهم به نام و آوازة نسبتاً زیادی دست یافتند.
١) مصطفی افندی ، مؤسس این خاندان است که در ٩٠٤ در تیره ، از ایالت آیدین ، به دنیا آمد و به بُستان (یا بُوستان ) مشهور شد. پدر وی بازرگانی به نام محمد بود (بنابر نوشتة عطائی و براساس گورنبشته ای در موزة آثار ترک و اسلام در استانبول ؛ بی گمان ، عنوان مصطفی بن علی در نوشتة عطائی ، بر اثر خلط نام وی با مصطفی ، نام دیگری مشهور به کوچک بستان ، پیش آمده است ؛ عطائی ، ص ١٣٢؛ نیز رجوع کنید به حسین قاضی یورْدآیدین ، بَلَّتَن ، ج ١٩، ١٩٥٥، ص ١٨٩، حاشیة ١٣٦). وی پس از تحصیل نزد استادان گوناگون در زادگاه خویش و استانبول ، پیاپی به مناصبی در امر تدریس و قضاوت گماشته شد؛ در ٩٥٤ قاضی عسکر آناطولی و اندکی بعد قاضی عسکر روم ایلی گردید. در ٩٥٨، چون در مرافعه ای که رستم پاشا وزیراعظم در آن ذینفع بود، رأیی نامساعد صادر کرد، مشاغل و مناصب خود را از دست داد و با آنکه به دنبال تحقیقات بعدی ، برائت حاصل کرد، مجدداً به کار گمارده نشد و در ٢٥رمضان ٩٧٧ درگذشت (این تاریخ بر سنگ قبر او حک شده است ؛ عطائی ، ص ١٣١، درگذشت او را ٢٧ رمضان ٩٧٧ ضبط کرده است ؛ طاهربک ، ج ١، ص ٢٥٣، تاریخ مرگ او را ٩٦٨ آورده است ). وی در تفسیر و کلام چندین کتاب دارد که نسخة خطی برخی از آنها در کتابخانه های استانبول موجود است . اخیراً کتاب سلیمان نامه را که قبلاً منسوب به مؤلفی فردی نام بود، متعلق به وی دانسته اند (یوردآیدین ، ص ١٣٧ به بعد).
٢) محمد افندی ، فرزند مصطفی بستانزاده ، در ٩٤٢ متولد شد. او در ٢١ سالگی تحصیلات خود را تمام کرد و به عبارت دیگر موفق به دریافت درجة «ملازمت » (مرحله ای پیش از احراز مقام مدرسی ) گردید. پس از اشتغال به تدریس در مواضع مختلف ، در ٩٨١ این شغل را رها کرد و به امر قضا، شاخة دیگری از حرفة «علمیه »، روی آورد و قاضی دمشق شد. از آن پس مدارج ترقّی را بسرعت پیمود؛ پس از مدتی خدمت در سمت قاضی در شهرهای بورسه و اَدِرنه ، در ٩٨٤ قاضی استانبول ، در ٩٨٥ قاضی عسکر آناطولی ، و در ٩٨٨ قاضی عسکر روم ایلی گردید. سال بعد، از کار برکنار شد و در ٩٩١ با سمت قضا به مصر اعزام شد و سه سال در آنجا ماند. در ٩٩٥
نسب نامة خاندان بستانزاده
مجدداً به سمت قاضی عسکری منصوب شد و در ٩٩٧ به مقام شیخ الاسلامی رسید. در ١٠٠٠، از کار برکنار شد (برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به نعیما، وقایع سال ١٠٠٠)، ولی دوباره قاضی عسکر روم ایلی و در ١٠٠١ شیخ الاسلام شد، و تا زمان مرگش در ١٠٠٦، در این مقام ماند. وی علاوه بر اشعاری به عربی ، فارسی و ترکی ، ترجمه ای از احیاءالعلوم و شرحی بر ملتقی ' دارد. حاجی خلیفه به فتوای منظومی از وی اشاره می کند که در باب حلال بودن قهوه است (فصل ٦).
مزار محمدافندی بستانزاده
سایر اعضای برجستة خاندان شیخ الاسلام محمد افندی عبارت بودند از : برادر کوچکترش مصطفی افندی (٩٤٦-١٠١٤)، که تا قاضی عسکری آناطولی و روم ایلی ارتقا یافت (عطائی ، ص ٥٠٦-٥٠٧؛ ثریا، ج ٤، ص ٣٨١)؛ و پسرانش مصطفی (٩٨٠-١٠١٠)، که در صحن ثَمان * تدریس می کرد و بعداً قاضی اُسکُدار شد (عطائی ، ص ٤٤٩)، و یحیی (متوفی ١٠٤٩/١٦٣٩) که قاضی استانبول و بعداً قاضی عسکر روم ایلی شد. یحیی افندی مؤلف کتابی در زمینة اخلاق موسوم به مرآة الاخلاق است که به سلطان احمد اول (حک :١٠١٢-١٠٢٦) تقدیم شده است . کتابی نیز دربارة معجزات پیامبر صلی اللّه علیه وآله وسلّم ، به نام گل صدبرگ دارد (طاهربک ، ج ١، ص ٢٥٧؛ ثریا، ج ٤، ص ٦٣٦؛ هامر ـ پورگشتال ، فهرست ).
منابع :
(١) محمدثریا، سجل عثمانی ، استانبول ١٣٠٨-١٣١٥، ج ٤، ص ١٣٣؛
(٢) مصطفی بن عبدالله حاجی خلیفه ، میزان الحق ، استانبول ١٣٠٦؛
(٣) احمد رفعت ، دوحة المشایخ ، ص ٣٣؛
(٤) بروسه لی محمد طاهربک ، عثمانلی مؤلفلری ، استانبول ١٣٣٣-١٣٤٢، ج ١، ص ٢٥٣، ٢٥٦؛
محمدبن یحیی عطائی ، حدائق الحقائق فی تکملة الشقائق ، چاپ
(٥) عبدالقادر اوزجان ، استانبول ١٩٨٩، ص ١٢٩ به بعد، ٤١٠؛
(٦) علمیه سالنامه سی ، ص ٤١٠؛
(٧) مصطفی نعیما، تاریخ ، استانبول ١٢٨١/١٨٦٥؛
Joseph von Hammer-Purgstall, Geschichte des osmanischen Reiches , Graz ١٩٦٣.
/ ب . لویس ( د. اسلام ) /