دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٩٥٨
تُنگ ، ظرف مخصوص نگهداری و حمل مایعات ، شامل سه قسمت اصلی بدنه ، گردن و دهانه . از وجه تسمیة آن اطلاع دقیقی در دست نیست . به سبب شباهتش با کوزه ، برخی واژه نامه ها آن را کوزه ای سفالین یا بلورین بیضی شکل که لوله و نایژة آن بر سرش قرار دارد یا کوزه ای که «شکمش کلان و گردنش کوتاه و دهانش تنگ باشد»، معرفی کرده اند (معین ؛ نفیسی ، ذیل واژه ). این ظرف به اَشکال گوناگون دیده شده است : بدنة مدور، شَلْجَمی ، گلابی شکل ، مکعب و غیره با گردن کوتاه ، بلند، باریک یا قطور با لبه هایی به اشکال گوناگون ، همچنین تنگهایی با دسته یا بی دسته ، پایه دار یا بی پایه و جز آن . این تنوع ، سبب شباهت و همانندی تنگها با بعضی ظروف دیگر گردیده و گاه تشخیص تنگ و غیر آن را مشکل کرده است . از جمله پارچ ، مشربه و نیز ابریق که هم به معنای تنگ و کوزه هم به معنای آفتابه به کار
رفته است ( رجوع کنید به معین ، ذیل «ابریق »، «مشربه »؛ مشیری ، ذیل «تنگ »، «پارچ »). تنگ با اینکه از نظر کارکرد با صُراحی و
آفتابه و گلابدان و قوری و قمقمه فرق دارد اما گاه تفکیک
آنها آسان نیست . تنگ ممکن است از سنگ ، عاج و چوب نیز ساخته شود.
بنا بر یافته های باستان شناسی ، این ظرف از پیش از
تاریخ کاربرد داشته است . امروزه نیز از آن استفاده می کنند
یا برای تزئین به کار می برند. استفاده از تنگ در معابد و
در نقوشی با مفاهیم اساطیری و دینی روی بدنة آن و ارتباط
آن با آب و مفهوم برکت بخشی می تواند زمینة کاربردهای آیینی و نمادین آن باشد. چنانکه بر مُهری استوانه ای در چغازنبیل از اوایل هزارة دوم پیش از میلاد الاهة آب میان تنگهایی
نشسته که آب از آنها فوران می کند (پورادا، ص ٤٧). بر مهر دیگری از شوش ، مردوک (خدای بزرگ بابلی ) بر تخت نشسته و تنگی به دهان نزدیک کرده است (ملک زاده ، ج ١، ص ٨٩ ـ ٩٠). تنگ سفالینی نیز از پیش از تاریخ منسوب به بین النهرین
با نقش زنی بر روی گردن آن (بلوکباشی ، ص ١٢) و نیز گوشواره ای طلا به شکل تنگ از دورة پارتیان (فریه ، ص ١٩٠) به دست آمده است .
تنگهای کشف شده از تمدنهای باستانی در محدودة سرزمینهای اسلامی ، از جمله بین النهرین و مصر، فراوان است ( رجوع کنید به سامی رزق بشای و دیگران ، ص ٤٢؛ علی هاشم خیری و انعام عون احمد، ص ١٦، ١٨). در ایران قدیمترین نمونه های شناخته شدة آن از قبور پارچینه در لرستان (شمال دِهلُران ) به دست آمده که به دورة مس میانه تعلق دارد که تنگی سفالی با بدنه و گردن منقوش با خطوط هندسی سیاه رنگ است (برگ ، ١٩٨٧، ص ٩١، ١٢٦). از نیمة دوم هزارة دوم و هزارة اول پیش از میلاد انواع فراوانی از تنگهای فلزی ، سفالی و بدْل چینی از مناطق گوناگون ایران ، از جمله چندار یا شندار در منطقة ساوجبلاغ ( رجوع کنید به برگ ، ١٣٤٨ ش ، ص ١٢٣، و لوحة ١٥٨) و هفت تپة خوزستان به شکل مدور با کف نوکدار (نگهبان ، ١٣٧٢ ش ب ، ص ١٣٣ـ١٣٧، ١٥٨ـ ١٥٩)، به جا مانده است . یکی از نمونه های جالب توجه این ظرف ، پنج تنگ بدل چینی از تپة مارلیک در گیلان است که بعضی قسمتهای آنها، به سبب نوع خاک و پخت آن ، به صورت شیشه در آمده و احتمالاً از نخستین نمونه های ظروف شیشه ای است (نگهبان ، ١٣٧٢ش الف ، ص ٦٢ـ ٦٥). اطلاعات شایان توجهی در بارة تنگهای عصر آهن (نیمة دوم هزارة دوم و هزارة اول قبل از میلاد) در گزارشهای کاوشهای تپة قیطریة تهران وجود دارد. از این محل سه نوع تنگ سفال خاکستری به دست آمده ، شامل تنگهایی با دو گوشواره ، یکی در کنار دهانة تنگ و دیگری در انحنای بدنه شلجمی آن ، که احتمالاً از این دو گوشواره برای عبوردادن ریسمان و حمل
تنگ بر ترک اسب یا بر دوش افراد استفاده می شده است (کامبخش فرد، ص ٧٦).
گروه دیگر تنگهایی است با بدنه ای ظریف و باریک و با پوششی درخشانتر و شفافتر از گروه پیشین که مانند فلز به نظر می آیند. در تمام نقاط باستانی ایران از هزارة دوم پیش از میلاد تنگهایی که با این گروه قابل مقایسه باشد، به دست نیامده است . گروه دیگر تنگهایی است با گردن بسیار باریک و بدنة شلجمی دارای تزئینات مدور تکمه ای شکل که نماد سینة زن یا پستان گاو شیرده با مفهوم برکت بخشی است (همان ، ص ٧٦، ٨٩ ـ٩٠).
از دورة هخامنشیان سفالهای کمی باقی مانده و در میان آنها کمتر ظرفی شبیه به تنگ می توان یافت (وولف ، ص ١٤١). در بین آثار کشف شده از بَردِنِشانده (٢٥ کیلومتری شمال شرق مسجدسلیمان ) نیز تنگهایی متعلق به اوایل دورة پارتها و از کنگاور و ری و آذربایجان شرقی تنگهایی متعلق به اواسط و اواخر این دوره به دست آمده است ( رجوع کنید به هرینک ، ص ٤٣، ١٢٠، ١٢٢ـ١٢٣، ١٥٣).
از دورة ساسانی نیز در بین آثار سفالین و فلزی و شیشه ای ، نمونه های زیبایی از این ظروف باقی مانده که نمونه های فلزی آن از شاهکارهایی است که گاه با اضافه کردن دسته و پایه آثاری درخور توجه پدید آورده است (چارلزتون ، ص ٢٩٧؛ نیز رجوع کنید به تصویر ١). در بین آثار سفالی نیز نمونه ای چشمگیر از نوع بدون لعاب با نقشِ کنده معروف به فلس ماهی وجود دارد (توحیدی ، ص ٢٤٩).
پس از اسلام با گسترش و تکامل هنرها و صنایع دستی ، تنگها تنوع بیشتری در شکل و جنس و تزئینات یافتند؛ اما مانند پیش از اسلام ، تنگهای سفالین از این نظر چشمگیرتر بودند. سفالگری ایران را نقطة اوج این هنر در کشورهای اسلامی دانسته اند (زکی محمدحسن ، ١٣٧٧ ش ، ص ١٤٧ـ ١٤٨؛ وولف ، ص ١٣٦)؛ نمونه هایی عالی از تنگهای سفالی با انواع تزئینات در ایران یافته شده است . انواع تنگ سفالی بدون لعاب متعلق به سه قرن نخست اسلامی ، از عراق و سوریه و ایران به دست آمده است (کریمی و کیانی ، ص ٩؛ توحیدی ، ص ٢٥٧؛ دیماند، ص ١٧٠؛ گروبه ، ص ١٦، تصویر ٥). از قرن پنجم ، تنگهای سفالی بدون لعاب با تزئینات نقشِکنده ، نقش قالب زده و نقش افزوده دیده می شود که بیشتر به شکل شلجمی دسته دار با دهانة باز ساخته شده اند (توحیدی ، ص ٢٦٤). علاوه بر این نوع ، تعدادی تنگهای تزئینی لعابدار مانند تنگی با دهانه ای غیرمعمول و حلقه های تزئینی مانند گوشواره یا تنگ سیاهی شبیه به یک گربه از این دوره باقی مانده است (گروبه ، ص ١٣٥ـ١٣٦، تصویر ١٣٣، ١٣٥).
قرن ششم و هفتم دورة رونق کم سابقة سفالگری اسلامی بود. رقابت سفالگران و فلزکاران نیز سبب تنوع هنری در ساخت انواع ظرفها، از جمله تنگها، گردید (توحیدی ، ص ٢٧١). نمونه های بسیار زیبایی از تنگهای لعابدار از ایران ، سوریه ، ترکیه ، افغانستان و آسیای مرکزی در مجموعه های هنری دنیا وجود دارد ( رجوع کنید به گروبه ، ص ١٥٥، تصویر ١٥٠، ص ١٧٩، تصویر ١٧٧، ص ٢٧٢، تصویر ٣١١، ص ٣٢٢ـ ٣٢٣، تصویر ٣٨٨ـ ٣٩١ و جاهای دیگر؛ زکی محمدحسن ، ١٤٠١ ب ، ص ٣٤٣، تصویر ٢٧٨؛ پوگا چنکووا و حکیموف ، تصویر ١٥٢؛ نیز رجوع کنید به تصویر ٢). از شاهکارهای سفال این دوره با شیوه ای نادر، تنگهای دو پوشة لعابدار از ایران با بدنة بیرونی مشبک است (دیماند، ص ١٧٧،نیز رجوع کنید به تصویر ١١٣؛ کریمی و کیانی ، ص ٢٠٠ـ٢٠١؛ نیز رجوع کنید به تصویر ٣). در همین دوره ، زیباییِ تنگهای زرین فام آبریزدار یا لوله دار شبیه به ابریق ساخت گرگان ، چشمگیر است (توحیدی ، ص ٣٧٨ـ٣٧٩). در قرن دهم و یازدهم ساخت تنگهای لعابدار در ایران و ترکیه رواج بسیار پیدا کرد ( رجوع کنید به توحیدی ، ص ٣٨٣؛ زکی محمدحسن ، ١٤٠١ الف ، ص ٨٢، تصویر ٢٤٩ـ٢٥٢؛ رایس ، تصویر ٢٠٥؛ نیز رجوع کنید به تصویر ٤).
کثرت تنگهای سفالین ایران در موزه های دنیا ــ با اینکه سفالگری در برخی نقاط مانند سوریه و مصر در دورة فاطمی
به اوج خود رسیده بود (دیماند، ص ٢٠٣ـ٢٠٧) ــ رواج
و کاربرد فراوان اینگونه ظروف را در ایران و نیز گرایش سفالگران ایرانی را به ایجاد تنوع در ساخت ظروف نشان می دهد.
از دوره های گوناگون اسلامی تنگهای شیشه ای بسیاری به دست آمده که با توجه به اهمیت و قدمت شیشه گری در سوریه و مصر و بین النهرین ، ابتدا به نظر می رسید فقط
محدود به آن مناطق بوده است اما یافته های باستان شناسی از ری ، گرگان ، نیشابور و سمرقند، اهمیت این صنعت را در شرق سرزمینهای اسلامی نشان داد. تنگهای شیشه ای تا قرن سوم از نظر شکل نسبت به انواع سفالی آن در همین دوره ، تنوع بیشتری دارند. این تنگها اغلب با شیشه های نیمه شفاف و گاه دو رنگ ساخته می شد، مانند تنگی از نیشابور که قسمت بالای آن لاجوردی و قسمت پایینش نباتی رنگ است . از تنگهای این دوره نمونه های بسیاری از ایران و سوریه موجود است ( رجوع کنید به علی اکبرزاده کرد مهینی ، ص ٤٨ـ ٤٩، ٧٥، ٨٤، ٩٠؛ فوکائی ، ص ١٤٦، ١٩٦، ١٩٨، ٢٠٢، ٢٠٤؛ چارلزتون ، ص ٢٩٩؛ نیز رجوع کنید به تصویر ٥). همچنین از شیوة تراش یا برش با خطوط افقی و موجدار با دست یا چرخ و گاه کتابت به خط کوفی ، برای تزئین تنگها و ابریقهای شیشه ای استفاده می شد که نمونه های آن از ایران ، سوریه و مصر در موزة متروپولیتن نگهداری می شود (دیماند، ص ٢١٦ـ٢١٧؛ وولف ، ص ١٦٩ و تصویر ٢٥٠، ٢٥١). تنگهای قرن چهارم و پنجم ایران از نظر شکل متنوع اند ولی تزئین ندارند یا تزئینات آنها محدود به تراش سطحی است (برای نمونه رجوع کنید به علی اکبرزاده کرد مهینی ، ص ٩٦ـ٩٩، ١٠٢، ١٠٥، ١١٠، ١١٢). علاوه بر اینها، تنگهای متفاوتی از این دوره با نقشهای قالبی و رشته شیشه های افزوده در جرجان به دست آمده است (برای نمونه رجوع کنید به فوکائی ، ص ١٩٠ـ١٩١).
از قرن چهارم تا ششم ، هنر دورة فاطمی به سبب ساخت آبخوریها و ظروف بلوریِ رنگی با تزئینات برجسته ، طرحهای هندسی و طوماری و کتابت کوفی که در میان آنها تنگهای کوچک سبز یا قرمز دیده می شود، قابل توجه است (دیماند، ص ٢١٩ـ٢٢٠). ظروف و تنگهای این دوره به قدری ظریف و نازک بوده اند که به نظر می رسد بیشتر جنبة تزئینی داشته اند تا کاربردی (دوری ، ص ٧٨). از جملة عالیترین آنها در این دوره چند تنگ با نقش حیوان و گیاه ، از جنس «بلور کوهی » است (زکی محمدحسن ، ١٤٠١ الف ، ص ٢٥٢، تصویر ٧٤٣ـ ٧٤٥؛ نیز رجوع کنید به تصویر ٦).
از قرن ششم تا نهم اگرچه ظروف شیشه مینایی در مصر و شاید عراق و ایران نیز ساخته می شد لیکن قسمت عمدة
ظروف این عصر در سوریه ساخته شده است (دیماند، ص ٢٢٢). دورة ایوبی و ممالیک ، دورة اوج ساخت ظروف شیشه ای مذهَّب یا مینایی آبدانها و جامها و تنگهایی است که از زیباترین آثار شیشه ای دورة اسلامی محسوب می شوند
(همان ، ص ٢٢٤، ٢٢٨، نیز رجوع کنید به تصویر ١٥٩؛ زکی محمدحسن ، ١٤٠١ الف ، ص ٢٥٣، تصویر ٧٤٧ـ ٧٤٨).
شیشه گری ایران ، که پس از دورة مغول رو به افول نهاده بود، در دورة صفویه احیا شد و ساخت تنگ دو باره رواج یافت (وولف ، ص ١٦٩؛ دیماند، ص ٢٣١). از قرن دهم تا سیزدهم تنگهای بلوری زیبایی به رنگ سفید و عسلی و بنفش و سبز و آبی ، که تعدادی از آنها نقاشی شده و جنبة تزئینی آن بیش از جنبة کاربردی آن بوده ، از ایران و مصر و هند باقی مانده است ( رجوع کنید به زکی محمدحسن ، ١٤٠١ الف ، ص ٢٥٩، تصویر ٧٦٨؛ دیماند، همانجا).
از سه قرن اول تنگهایی فلزی به شکل جانور یا پرنده
به دست آمده که ضمن حفظ کردن سبک ساسانی ، با ظرافت بیشتر ساخته شده است (زکی محمدحسن ، ١٣٧٧ ش ، ص ٢١٢؛ آلن ، ص ١٨٠). از دیگر الگوهای دورة ساسانی ، که در دورة اسلام نیز رواج داشته ، تنگی مفرغی با بدنه ای گلابی شکل
و گردنی بلند و دسته ای کشیده است (پوپ ، ص ٧١ و ص ٧٧، تصویر ٤). الگوی دیگر تنگ برنزی با بدنه ای مدور و پایه دار
و گردنی بلند، دستة کشیده شبیه به آفتابة بدون لوله منسوب
به اوایل قرن ششم است که رواج اولیه آن را به اوایل قرن نسبت می دهند (ملکیان ـ شیروانی ، ص ٨٥). نمونه هایی از آن در آسیای مرکزی نیز دیده شده است (پوگاچنکووا و حکیموف ، تصویر ١٨٠).
در قرن سوم و چهارم تنگهای فلزی به شکل صورتهای تمثیلی حیوانات ، مانند کلة گاو نر، ساخته می شد، شاید
به این سبب که گمان می کردند نوشیدن از ظرفهایی به شکل یکی از حیوانات نیرومند، سبب انتقال نیروی آن به فرد
می گردد (پوپ ، ص ٨٣؛ ملکیان ـ شیروانی ، ص ٣٦؛ نیز رجوع کنید به تصویر ٧). از همین دوره تنگهایی به شکل گوزن و غاز و خروس در موزة ارمیتاژ نگهداری می شود. فریه نمونه های اولیة این نوع تنگ را به قلمرو مرکزی عباسیان نسبت داده است . همچنین او نمونة دیگری با بدنة گلابی شکل ، پایه کوتاه و دهانة گرد و دسته دار را به عراق در سدة سوم نسبت داده و معتقد است که این الگو بعدها به مشرق رفت و تا سدة هفتم در ایران
معمول بود (آلن ، همانجا؛ ملکیان ـ شیروانی ، ص ٤٠). تنگهای قرن سوم و چهارم و حتی پنجم فقط محدود به نوع گلابی شکل آن نیست بلکه نمونه های دسته دار با بدنة سبوشکل و گردن و دهانة گشاد از الگوهای رایج دیگر است (ملکیان ـ شیروانی ، ص ٤٧، تصویر ٨). در آثار فلزی دورة سلجوقی بسیاری از شکلهای قدیمی بویژه مفرغهای قالبی با تزئینات قلم زنی ، شامل تنگها و کوزه ها، حفظ شد ( مفرغ های لرستان و صنایع فلزی اسلامی ، ص ١٩).
از قرن ششم و هفتم چند تنگ با بدنة تَرْکدار و گردن و دستة بلند کنده کاری شدة بسیار ظریف و مرصع ، که احتمالاً در خراسان ساخته شده اند، در موزة شهر کلیولند ایالت اوهایو در امریکا و مجموعة مورگان (مجموعة شخصی ) وجود دارد که اوج صنعت فلزکاری تنگها را نشان می دهند. این تنگها مانند کوزه های فلزی سنگین نیست ، زیرا ریخته نشده بلکه با چکش و از ورقه های فلزی ساخته شده اند. قطعاتی از نقره روی زمینة آن به شکل شاخ و برگهای مارپیچی حکاکی شده است . بر لبة تنگ مجموعة مورگان ، طوطیهایی پشت به هم داده دور ظرف را فرا گرفته اند. این نقش یکی از نقوش خاص دورة سلجوقی
است (پوپ ، ص ٨٤؛ نیز رجوع کنید به تصویر ٨). نمونه های دیگر از این
نوع تنگ با شباهتها و تفاوتهایی از قرن هفتم از موصل
به دست آمده که در موزة ویکتوریا و آلبرت و موزة بریتانیا نگهداری می شود (زکی محمدحسن ، ١٤٠١ الف ، ص ١٥٨ـ١٥٩، تصویر ٤٨٦، ٤٨٨).
از مصر دورة فاطمی ایوبی ، ممالیک (برای نمونه رجوع کنید به همان ، ص ١٤٦ـ١٧٣) و ایران دورة تیموری تنگهای فلزی کمی باقی مانده است . نمونة آن تنگی نقره ای مطلا از اواخر سدة هشتم یا اوایل سدة نهم در موزة ارمیتاژ است (آلن ، ص ١٨٢، تصویر ٢٢).
از دورة صفویه چند نمونه تنگ در موزة طوپقاپی سرای موجود است ، از جمله یک تنگ مرصع و نیز تنگ مطلای شاه اسماعیل ( اول ) ( > کاخ طوپقاپی < ، تصویر ص ٢٣١، ٢٣٧، ٢٣٨؛ نیز رجوع کنید به تصویر ٩). در کاخ عالی قاپو در اصفهان و حتی در
بنای مذهبی چینی خانه در بقعة شیخ صفی الدین اردبیلی ، طرح تنگ را به صورت محفظه های توخالی بر روی سقفی کاذب در آورده اند ( رجوع کنید به رضازاده اردبیلی ، ص ٦٥٢؛ بقعة شیخ صفی الدین اردبیلی * ).
منابع :
(١) لوئی واندن برگ ، باستان شناسی ایران باستان ، با مقدمة رمن گیرشمن ، ترجمة عیسی بهنام ، تهران ١٣٤٨ ش ؛
(٢) علی بلوکباشی ، «صنایع قومی ، محل انتقال هنجارها و ارزشهای فرهنگی »، دستها و نقشها ، ش ٣ (تابستان ١٣٧٤)؛
(٣) ارتور اپهام پوپ ، شاهکارهای هنر ایران ، با همکاری فیلیس آکرمن و اریک شرودر، اقتباس و نگارش پرویز ناتل خانلری ، تهران ١٣٨٠ ش ؛
(٤) ادیت پورادا، حکاکی ها ، در چغازنبیل ( دور ـ اونتاش )، ترجمة اصغر کریمی ، ج ٤، تهران : سازمان میراث فرهنگی ، ١٣٧٥ ش ؛
(٥) گالینا آناتولیونا پوگاچنکووا و اکبر حکیموف ، هنر در آسیای مرکزی ، مترجم ناهید کریم زندی ، تهران ١٣٧٢ ش ؛
(٦) فائق توحیدی ، فن و هنر سفالگری ، تهران ١٣٧٨ ش ؛
(٧) زکی محمد حسن ، اطلس الفنون الزخرفیة و التصاویر الاسلامیة ، بیروت ١٤٠١/ ١٩٨١ الف ؛
(٨) همو، فنون الاسلام ، بیروت ١٤٠١/١٩٨١ ب ؛
(٩) همو، هنر ایران در روزگار اسلامی ، ترجمة محمدابراهیم اقلیدی ، تهران ١٣٧٧ ش ؛
(١٠) کارل جی . دوری ، هنر اسلامی ، ترجمة رضا بصیری ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
موریس اسون دیماند، راهنمای
(١١) صنایع اسلامی ، ترجمة عبداللّه فریار، تهران ١٣٦٥ ش ؛
(١٢) مجتبی رضازاده اردبیلی ، «مقبرة شیخ صفی الدین اردبیلی »، در مجموعة مقالات کنگرة تاریخ معماری و شهرسازی ایران ( ١٢ـ٧ اسفند ماه ١٣٧٤: ارگ بم ـ کرمان )، تهران : سازمان میراث فرهنگی کشور، ١٣٧٤ـ١٣٧٦ ش ؛
(١٣) سامی رزق بشای ، فاروق وجدی ابراهیم و محمد عبدالفتاح عبدالمجید، تاریخ الزخرفة للصف الثالث للصناعات الزخرفیة و النسجیة .. ، چاپ قدری محمد احمد، قاهره ١٩٩٢؛
(١٤) هلن علی اکبرزاده کرد مهینی ، شیشه : مجموعة مرز بازرگان ، تهران ١٣٧٣ ش ؛
(١٥) علی هاشم خیری و انعام عون احمد، «تقریر اولی عن تنقیبات بسمایة الاثریة »، سومر ، ج ٤٥، ش ١ و ٢ (١٩٨٧ـ ١٩٨٨)؛
(١٦) شینجی فوکائی ، شیشة ایرانی ، ترجمة انگلیسی از ادنا بی .کرافورد، ترجمة فارسی از آرمان شیشه گر، تهران ١٣٧١ ش ؛
(١٧) سیف اللّه کامبخش فرد، تهران سه هزار و دویست ساله : بر اساس کاوشهای باستان شناسی ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(١٨) فاطمه کریمی و محمدیوسف کیانی ، هنر سفالگری دورة اسلامی ایران ، ( تهران ) ١٣٦٤ ش ؛
(١٩) مهشید مشیری ، فرهنگ زبان فارسی : الفبائی ـ قیاسی ، تهران ١٣٧١ ش ؛
(٢٠) محمد معین ، فرهنگ فارسی ، تهران ١٣٧١ ش ؛
(٢١) مفرغ های لرستان و صنایع فلزی اسلامی : مجموعة موزة خرم آباد ، ( بی جا: بی نا.، بی تا. ) ؛
(٢٢) ملکه ملک زاده (بیانی )، تاریخ مهر در ایران : از هزارة چهارم تا هزارة اول ، تهران ١٣٦٣ ش ـ ؛
(٢٣) علی اکبر نفیسی ، فرهنگ نفیسی ، تهران ١٣٥٥ ش ؛
(٢٤) عزت اللّه نگهبان ، «جام موزائیک مارلیک »، مجلة باستانشناسی و تاریخ ، سال ٧، ش ١ و ٢ (اسفند ١٣٧٢ الف )؛
(٢٥) همو، حفاری هفت تپه دشت خوزستان ، تهران ١٣٧٢ ش ب ؛
(٢٦) ارنی هرینک ، سفال ایران در دوران اشکانی ، ترجمة حمیده چوبک ، تهران ١٣٧٦ ش ؛
(٢٧) J. W. Allan, "Metalwork", in The Arts of Persia , ed. Ronald W. Ferrier, New Haven: Yale University Press, ١٩٨٩;
(٢٨) L. Vanden Berghe, "Luristan, Pusht i-kuh au chalcolith-ique moyen", Prإhistoire de la Mإsopotamie , Paris: C. N. R. S., ١٩٨٧;
(٢٩) R. Charleston, "Gloss", in The Arts of Persia , ibid;
Ronald W. Ferrier, "Jewellery", in
(٣٠) ibid;
(٣١) Ernst J. Grube, Cobalt and lustre: the first centuries of Islamic pottery , London ١٩٩٤;
(٣٢) Assadullah Souren Melikian-Chirvani, Islamic metalwork from the Iranian world: ٨th-١٨th centuries , London ١٩٨٢;
(٣٣) David Talbot Rice, Islamic art , London ١٩٧٥;
(٣٤) Topkapi palace , tr. Ender Gدrol, Istanbul: Akbank culture and art directorate, ٢٠٠٠;
(٣٥) Hans E. Wulff, The traditional crafts of Persia , Cambridge, Mass. ١٩٦٦.
/ اکرم ارجح /