دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٤٩٧
حَمّاد بن عيسى جُهَنى ، حَمّاد بن عيسى جُهَنى، كنيهاش ابومحمد، راوى و فقيه شيعى قرن دوم. برخى او را مولى (رجوع کنید به برقى، ص ٢١، ٤٨؛ نجاشى، ص ١٤٢) و برخى اصل او را عرب (نجاشى، همانجا) و كوفى (كشّى، ص ٣١٧؛ طوسى، ١٤١٥، ص ١٨٧) دانستهاند كه بعدآ در بصره ساكن شده (برقى، ص ٢١؛ كشّى؛ نجاشى، همانجاها) و بدين سبب بصرى خوانده شده است (كشّى، ص ٣١٦؛ طوسى، همانجا). مؤيد اين نظر، شهرت حماد به جُهنى است كه از انتساب وى به قبيله جُهَينه*، شاخهاى از عربهاى قُضاعه كه ساكن كوفه شدند (رجوع کنید به سمعانى، ج ٢، ص ١٣٤)، حكايت دارد (كشّى، ص ٣١٧). جد حمّاد، عبيدةبن صيفى جهنى، از صحابيان پيامبر بوده و حماد به واسطه پدرش از او حديث نقل كرده است (ابنماكولا، ج ٦، ص ٤٧ـ٤٨؛ ابناثير، ج ٣، ص ٣٥٦). حماد به سال ٢٠٩ (كشّى، همانجا؛ نجاشى، ص ١٤٣؛ قس نجاشى، همانجا: به نقلى ٢٠٨)، در نود و چند سالگى (قس كشّى، همانجا: هفتاد و چند سالگى، كه ظاهرآ ناشى از تصحيف است؛ نيز رجوع کنید به شوشترى، ج ٣، ص ٦٦٢؛ خويى، ج ٦، ص ٢٢٨) درگذشت. بنابر روايتى، امام كاظم عليهالسلام براى او دعا كرده بود كه پنجاه حج نصيبش شود. هنگامى كه وى عازم حج پنجاه و يكم شد، در مسيلى كه از جحفه تا مسجد شجره و از آنجا تا مدينه ادامه داشت، غرق شد و بدين سبب به غريقالجحفه نيز مشهور است (كشّى؛ نجاشى؛ طوسى، همانجاها). قبر او نزديك مدينه، بوده است (بهاءالدين اربلى، ج ٣، ص ٥١٨).
حماد با امام صادق، امام كاظم، امامرضا و امام جواد عليهمالسلام معاصر بوده است (نجاشى، ص ١٤٢؛ نيز رجوع کنید به بهاءالدين اربلى، ج ٢، ص ٤١٨ـ٤١٩، ج ٣، ص ١٥٧). با توجه به سنّش در هنگام وفات، احتمالا بين سالهاى ١١٠ تا ١٢٠ متولد شده و در نتيجه با امام صادق عليهالسلام (متوفى ١٤٨) همعصر بوده است. برخى گفتهاند كه وى تا زمان امام رضا عليهالسلام (متوفى ٢٠٣) زنده بوده است (رجوع کنید به كشّى، همانجا؛ الاختصاص، ص ٢٠٥؛ طوسى، همانجا). البته بهاءالدين اربلى (ج ٣، ص ١٥٧) از ديدار وى با امام جواد عليهالسلام سخن گفته است. حماد از اصحاب مشترك امام صادق، امام كاظم و امام رضا عليهمالسلام شمرده شده (رجوع کنید به برقى، ص ٢١، ٤٨، ٥٣؛ نجاشى، همانجا؛ طوسى، ١٤١٥، ص ١٨٧، ٣٣٤)، هر چند از او روايتى از امام رضا و امام جواد عليهماالسلام باقى نمانده است (نجاشى، همانجا).
بنابه گفته علامهحلّى، حماد اهل دقت و احتياط در نقل حديث بوده است (ص ١٢٤)، به همين سبب با اينكه از امام صادق عليهالسلام هفتاد حديث شنيده بوده، براى اطمينان، به روايت بيست حديث بسنده كرده است (كشّى، ص ٣١٦؛ نجاشى، همانجا). حمادبن عيسى از راويان مشترك شيعه و اهلسنّت است. رجاليان شيعه او را با صفاتى چون ثقه و صدوق ستودهاند (رجوع کنید به طوسى، ١٤٢٠، ص ١٥٦؛ همو، ١٤١٥، ص ٣٣٤؛ نجاشى، همانجا؛ نيز براى توثيق حماد از در منابع متأخر رجوع کنید به ابنداوود حلّى، ص ١٣٢؛
مامقانى، ج ٢٤، ص ٨٦ـ ٩٢؛
شوشترى، ج ٣، ص ٦٥٦ـ٦٦٥؛
خويى، ج ٦، ص ٢٢٤ـ ٢٣٠). به گفته طوسى (١٤١١، ص ٧١) چند تن از اصحاب امام كاظم با ديدن معجزات حضرت رضا از عقيده وقف برگشتند و به امامت وى گردن نهادند كه در اين ميان از حماد نيز نامبرده است هرچند در ديگر منابع به اين مطلب اشاره نشده است. كشّى (ص ٣٧٥) حماد را يكى از شش راوى فقيه از اصحاب امام صادق شمرده و گفته است شيعيان بر صحت روايات، تصديق منقولات و اعتراف به فقاهت آنها اجماع دارند. اين عده دانشمندترين افراد در طبقه جوانتر شاگردان امام صادق بودند (رجوع کنید به اصحاب اجماع*). از علماى اهلسنّت فقط يحيىبن معين*، حماد را شيخِ صالح دانسته است (رجوع کنید به ابنعساكر، ج ٢٠، ص٤٩؛
ذهبى، ج٥، ص٦٣) و ديگران او را تضعيف و گاه به افترا و وضع حديث متهم كردهاند (رجوع کنید به ابوداوود، ج ١، ص ٣٦٠، ج ٢، ص١٢٦؛
ابن ابىحاتم، ج ٣، ص ١٤٥؛
ابنحِبّان، ج ١، ص٢٥٣ـ ٢٥٤؛
نيز رجوع کنید به ابنحجر عسقلانى، ج ٣، ص ١٦ـ١٧). با اين حال، محدّثان اهلسنّت در كتابهاى خود روايات وى را از امام جعفر صادق، حنظلةبن ابىسفيان جمحى، سفيان ثورى و ابنجريج نقل كردهاند (رجوع کنید به ابنماجه، ج ٢، ص ١٣٨٠؛
ترمذى، ج ٥، ص ١٣١ـ١٣٢؛
طبرانى، ج ٤، ص ٢٣٥، ج ٧، ص ١٢٤؛
ابونعيم اصفهانى، ص ١٥٢ـ١٥٥؛
نيز رجوع کنید به مِزّى، ج ٧، ص ٢٨١ـ٢٨٢).
از حمادبن عيسى، در منابع حديثى شيعه، افزون بر ٥٠٠، ١ حديث نقل شده است. خويى (ج ٦، ص ٢١٦)، ذيل عنوان حمادبن عيسى، ١٠٣٦ روايت او را برشمرده است كه ظاهراً بايد بخشى از روايات منقول از حماد را، كه ميان وى و حمادبن عثمان مشترك است (قس طريحى، ص٦٣ـ٦٤؛
كاظمى، ص٤٨ـ ٥١ كه حماد را نام مشترك ميان چند نفر دانستهاند)، به آنها افزود (رجوع کنید به خويى، ج٦، ص١٨٩ـ١٩٨). به نظر شوشترى (ج ٣، ص٦٦٣)، وجهتمايز اين دو حماد، مروىٌعنه آنهاست، زيرا حمادبن عيسى از حريزبن عبداللّه سجستانى* روايت نقل كرده است و حمادبن عثمان از عبيداللّهبن على حلبى* (رجوع کنید به حمادبن عثمان*).
بررسى محتواى روايات حماد نشان مىدهد كه وى بيشتر به ثبت و نقل احاديث احكام اهتمام داشته است و در اين زمينه از راويان پر حديث به شمار مىآيد. رواياتى نيز درباره امامت و اخلاق دارد (رجوع کنید به اردبيلى، ج ١، ص ٢٧٣ـ٢٧٦). او بيش از همه از امام صادق و امام كاظم عليهماالسلام (رجوع کنید به خويى، ج ٦، ص ٢٣١، ٤٢٢ـ٤٢٤)، از طريق حدود پنجاه راوى و بيشتر از حريزبن عبداللّه سجستانى ــاز جمله كتاب الصلاة حريزــ روايت كرده است (رجوع کنید به همان، ج ٦، ص ١٨٩، ٢٣١، ٤٢٦ـ٤٣٧). بيش از چهل تن نيز مستقيماً از او روايت نقل كردهاند (رجوع کنید به همان، ج ٦، ص ٢٣١ـ٢٣٢) كه بيش از همه، ابراهيمبن هاشم از او روايت كرده است. در بعضى اسانيد، به اشتباه، ابراهيمبن هاشم راوى حمادبن عثمان ذكر شده است، در حالى كه قطعاً ابراهيمبن هاشم، حمادبن عثمان را درك نكرده و احتمالا در اسناد، تصحيف يا حذفى رخ داده است (شوشترى، ج ٣، ص ٦٥٢، ٦٥٩؛
براى بحث مبسوط در اينباره رجوع کنید به كلباسى، ج ٣، ص ٢٤٣ـ٢٥٢؛
براى فهرست كامل كسانى كه حماد از آنها روايت كرده و كسانى كه از حماد حديث نقل كردهاند و نيز براى روايات منقول از وى رجوع کنید به خويى، ج ٦، ص ٢٣١ـ٢٣٢، ٤٢٢ـ ٤٤٧؛
خاتمى، ج ٨، ص ٤٥٢ـ٤٥٤، ٤٥٧ـ٤٥٩).
به حماد چند كتاب نسبت داده شده است: كتابالزكاة، كتابالصلاة و كتابالنوادر (نجاشى، ص ١٤٢ـ١٤٣؛
طوسى، ١٤٢٠، ص ١٥٦)، كه احتمالا حاوى كتابهاى حريزبن عبداللّه سجستانى بودهاند (طوسى،١٤٢٠، ص ١٦٢؛
نيز رجوع کنید به آقابزرگ طهرانى، ج ٢، ص ١٤٥)، همچنان كه اصول بسيارى از اصحاب ائمه و كتاب سليمبن قيس از طريق وى روايت شده است (رجوع کنید به طوسى،١٤٢٠، ص٢٢، ١٩٥، ٢٣٠، ٢٣٥). كتاب ديگر او، مسائل التلميذ و تصنيفه، حاوى پند و اندرز و مطالبى درباره توحيد و دانستنيهايى درباره انسان و حيوانات است كه حماد از امام صادق عليهالسلام پرسيده و حضرت پاسخ داده است (ابنغضائرى، ص ١٢٣؛
نجاشى، ص ١٤٣). ابوغالب زرارى (ص ١٧٨) نيز يك جزء حديثى از روايات حماد نگاشته كه به گفته زرارى، اين روايات از يكى از كتابهاى حماد اخذ شده است.
روايتى مشهور به صحيحه حماد درباره آداب و كيفيت نماز در كتب روايى شيعه وارد شده است (رجوع کنید به كلينى، ج ٣، ص ٣١١ـ٣١٢؛
ابنبابويه، ج ١، ص ٣٠٠؛
طوسى، ١٣٩٠، ج ٢، ص ٨١ـ٨٢) كه مقبول و مستند فقهاى اماميه بوده است (رجوع کنید به ابن شهيدثانى، ج ٢، ص ٦٤ـ٦٥؛
براى شرح فارسى اين حديث رجوع کنید به خوانسارى، ص ٣١٥ـ٣٤٨؛
براى مناقشات درباره صحت اين روايت و پاسخ به آنها رجوع کنید به بهبودى، ص ٣؛
ابنسعيد، مقدمه جعفر سبحانى، ص ك ـ٤).
منابع:
(١) آقابزرگ طهرانى؛
(٢) ابنابىحاتم، كتاب الجرح و التعديل، حيدرآباد، دكن ١٣٧١ـ١٣٧٣/ ١٩٥٢ـ١٩٥٣، چاپ افست بيروت (بىتا.)؛
(٣) ابناثير، اسدالغابة فى معرفةالصحابة، تهران: انتشارات اسماعيليان، (بىتا.)؛
(٤) ابنبابويه، كتاب مَن لايحضُرُهالفقيه، چاپ علىاكبر غفارى، قم ١٤١٤؛
(٥) ابنحِبّان، كتابالمجروحين من المحدثين و الضعفاء و المتروكين، چاپ محمود ابراهيم زايد، حلب ١٣٩٥ـ١٣٩٦/ ١٩٧٥ـ١٩٧٦؛
(٦) ابنحجر عسقلانى، الاصابة فى تمييز الصحابة، چاپ عادل احمد عبدالموجود و علىمحمد معوض، بيروت ١٤١٥/١٩٩٥؛
(٧) ابنداوود حلّى، كتابالرجال، چاپ جلالالدين محدث ارموى، تهران ١٣٤٢ش؛
(٨) ابنسعيد، الجامع للشّرائع، قم ١٤٠٥؛
(٩) ابنشهيد ثانى، منتقىالجمان فىالاحاديث الصحاح، الحسان، چاپ علىاكبر غفارى، قم ١٣٦٢ـ١٣٦٥ش؛
(١٠) ابنعساكر، تاريخ مدينة دمشق، چاپ على شيرى، بيروت ١٤١٥ـ١٤٢١/ ١٩٩٥ـ٢٠٠١؛
(١١) ابنغضائرى، الرجال لابن الغضائرى، چاپ محمدرضا حسينىجلالى، قم ١٤٢٢؛
(١٢) ابنماجه، سنن ابنماجة، چاپ محمدفؤاد عبدالباقى، (قاهره ١٣٧٣/ ١٩٥٤)، چاپ افست (بيروت، بىتا.)؛
(١٣) ابنماكولا، الاكمال فى رفع الارتياب عنالمؤتلف و المختلف من الأسماء و الكنى و الأنساب، چاپ عبدالرحمانبن يحيى معلمى يمانى، حيدرآباد، دكن ١٣٨١ـ١٤٠٦/ ١٩٦٢ـ١٩٨٦؛
(١٤) سليمانبن اشعث ابوداوود، سؤالات ابىعبيد الآجرى أباداود سليمانبن الاشعث السجستانى، چاپ عبدالعليم عبدالعظيم بستونى، بيروت ١٤١٨/١٩٩٧؛
(١٥) ابونعيم اصفهانى، جزء فيه طرق حديث «اناللّه تسعة و تسعين اسمآ»، چاپ مشهوربن حسنبن سلمان، مدينه ( ١٤١٣)؛
(١٦) الاختصاص، (منسوب به )محمدبن محمد مفيد، چاپ علىاكبر غفارى، قم: جامعه مدرسين حوزه علميه قم، (بىتا.)؛
(١٧) محمدبن على اردبيلى، جامعالرواة و ازاحة الاشتباهات عنالطرق و الاسناد، بيروت ١٤٠٣/ ١٩٨٣؛
(١٨) احمدبن محمدبرقى، رجالالبرقى، چاپ جواد قيومى اصفهانى، (تهران )١٤١٩؛
(١٩) علىبن عيسى بهاءالدين اربلى، كشف الغمة فى معرفة الائمة، بيروت ١٤٠٥/ ١٩٨٥؛
(٢٠) محمدباقر بهبودى، معرفة الحديث و تاريخ نشره و تدوينه و ثقافته عندالشيعة الامامية، تهران ١٣٦٢ش؛
(٢١) محمدبن عيسى ترمذى، سنن الترمذى، ج ٥، چاپ عبدالرحمان محمد عثمان، بيروت ١٤٠٣؛
(٢٢) محسن خاتمى، فهارس بحارالانوار، بيروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٢٣) رضىالدين محمدبن حسين خوانسارى، مائده سماويّه و چند رساله ديگر، چاپ رضا استادى و علىاكبر زمانىنژاد، قم ١٣٧٨ش؛
(٢٤) خويى؛
(٢٥) محمدبن احمد ذهبى، تاريخ الاسلام و وفيات المشاهير و الاعلام، چاپ بشار عواد معروف، بيروت ١٤٢٤/٢٠٠٣؛
(٢٦) احمدبن محمد زرارى، رسالة ابىغالب الزرارى الى ابنانبه فى ذكر آل اعين، چاپ محمدرضا حسينى، قم ١٤١١؛
(٢٧) سمعانى؛
(٢٨) شوشترى؛
(٢٩) سليمانبن احمد طبرانى، المعجمالاوسط، چاپ ابومعاذ طارقبن عوضاللّه، (قاهره )١٤١٥ـ١٤١٦؛
(٣٠) فخرالدينبن محمد طريحى، جامعالمقال فيما يتعلق باحوال الحديث و الرجال، چاپ محمدكاظم طريحى، تهران ?( ١٣٧٤)؛
(٣١) محمدبن حسن طوسى، تهذيب الاحكام، چاپ حسن موسوى خرسان، تهران ١٣٩٠؛
(٣٢) همو، رجالالطوسى، چاپ جواد قيومىاصفهانى، قم ١٤١٥؛
(٣٣) همو، فهرست كتبالشيعة و اصولهم و اسماء المصنفين و اصحاب الاصول، چاپ عبدالعزيز طباطبائى، قم ١٤٢٠؛
(٣٤) همو، كتابالغيبة، چاپ عبداللّه طهرانى و على احمد ناصح، قم ١٤١١؛
(٣٥) حسنبن يوسف علامهحلّى، خلاصة الاقوال فى معرفة الرجال، چاپ جواد قيومىاصفهانى، (قم) ١٤١٧؛
(٣٦) محمدامينبن محمدعلى كاظمى، هداية المحدثين الى طريقة المحمدين، چاپ مهدى رجايى، قم ١٤٠٥؛
(٣٧) محمدبن عمركشّى، اختيار معرفةالرجال، (تلخيص) محمدبن حسن طوسى، چاپ حسن مصطفوى، مشهد ١٣٤٨ش؛
(٣٨) محمدبن محمد ابراهيم كلباسى، الرسائل الرجالية، چاپ محمدحسين درايتى، قم ١٣٨٠ـ ١٣٨١ش؛
(٣٩) كلينى؛
(٤٠) عبداللّه مامقانى، تنقيح المقال فى علمالرجال، چاپ محيىالدين مامقانى، قم ١٤٢٣ـ ؛
(٤١) يوسفبن عبدالرحمان مِزّى، تهذيب الكمال فى اسماء الرجال، چاپ بشار عواد معروف، بيروت ١٤٢٢/٢٠٠٢؛
(٤٢) احمدبن على نجاشى، فهرست اسماء مصنفىالشيعة المشتهر ب رجال النجاشى، چاپ موسى شبيرى زنجانى، قم ١٤٠٧.
/ مجتبى الهىخراسانى /