دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٢٨
بالْطه جی ، محمدپاشا ، تَبَردار (١٠٧١ـ١١٢٤) صدراعظم عثمانی دورة سلطان احمد سوم * . در عثمانجق (مرزیفون ) تولّد یافت و، چون از خانواده ای مسلمان بود، در پرتو «انتساب » توانست به خدمت بیرونی قصر سلطان درآید. شغل دیوانی خود را از منشیگری آغاز کرد و، با لطف و حمایت حبشی علی آغا و سایر «بیرون آغا(سی )»ها، در ١٠٩٩ به درجة «خلیفه » رسید و سپس به خدمت والده سلطان ، خدیجة تَرخان ، درآمد. سپس شاهزاده احمد (بعدها احمد سوم ) او را وارد دستة «بالطه جیان سرای عتیق » کرد، که در آنجا به جهت ویژگیهای موسیقایی صدایش ، به مؤذن خوش آواز (گوزلجه مؤذن ) شهرت یافت . هنگامی که حبشی علی ، در ١١٠٧ رئیس خواجگانِ حرم «دارالسعاده آغاسی » سلطان مصطفای دوم * شد، بالطه جی منشی خصوصی حامی خود گردید و ازینرو در زمرة نزدیکان سلطان و شاهزاده احمد پذیرفته شد. بالطه جی ، هنگام جلوس احمد در ١٠ ربیع الثانی ١١١٥، با ٩ سال تجربة خدمت حضوری و سفر به همة نقاط قلمرو حکومت عثمانی ، به مقام میرآخوری * ارتقا یافت . اما انتصابش به «تحصیلداریِ» حلب او را از خدمت دربار دور کرد. در ٨ رجب ١١١٦، صدراعظم قلایلی قوز احمدپاشا او را با منصب قپودان پاشایی * به مقام وزیری ارتقا داد. بالطه جی در ٢٧ شعبان ١١١٦ صدراعظم شد، و لذا می بایست جایگاه خود را در برابر جمع رقیبان به رهبری علی پاشا چورلیلی * و ابراهیم پاشا نوشهری * حفظ کند. محمدپاشا، با سوءاستفاده از وحشت مدام سلطان از شورش و خلع شدن ، این تصوّر را در او پدپد آورد که وجودش در دربار ضروری است . وی با دسیسه چینی و متهم کردن ناروای حسین پاشا نشانجی به تهیة مقدمات شورش و، در پی آن ، تبعید او به جزیرة استانکوی ، موفق شد خود را از مباشرت او در مسائل مالی خلاص کند. سلطان تا دیر زمانی ندیم قدیمی خود را، به رغم بیکفایتی آشکارش در مسائل مالی ، تحمل کرد.
سرانجام ، سلطان تصمیم گرفت علی پاشا چورلیلی ، دوست صمیمی معتمد خودرا که سیاستمداری شایسته نیز بود،جایگزین بالطه جی کند (١٩ محرم ١١١٨). صدراعظم پیشین ، با انتصاب به سمت بیگلربیگی * ارزروم ، محترمانه تبعید و در ١١١٩ به سقز * (خیوس ) منتقل شد. پس از آن ، به سمت بیگلربیگی به حلب رفت که در آنجا نابی * شاعر به خدمتش پیوست .
در ١٤ جمادی الا´خره ١١٢٢، احمد سوم تصمیم گرفت باردیگر دوست قدیم خود را به وزارت برگزیند. بالطه جی در واقع ، تا ٣ شعبان در استانبول برسرکار بود. در این هنگام ، یک «گروه هوادار جنگ » که هدفش به راه انداختن جنگی تازه با روسیه بود، تشکیل شد که بر سایر جریانات تفوّق یافت . کارل دوازدهم ، پادشاه سوئد، ملقب به «دمیرباش * » (آهنین سر)، که از ١١٢١/١٧٠٩ به قلمرو عثمانی پناه برده بود، در دسیسه ها مشارکت داشت . همپیمان عثمانی او، خان کریمه ، دولت گرای ( رجوع کنید به خانهای کریمه * ) دوم (دورة دوم حک : ١١٢٠ـ١١٢٥) بود که در ١١٢٢/١٧١٠ به استانبول آمد تا هدفهایی را که از جنگ با پطر کبیر، تزار روس ، داشت عملی سازد.
در ٢٨ رمضان ١١٢٢/٨ نوامبر ١٧١٠، مجمع «مشورت عظیمه » در قصر سلطان تشکیل یافت و به روسها اعلان جنگ داده شد. فرماندهی سپاه به صدراعظم جدید محوّل شد. عملیات جنگی معروف به پروت در بهار ١١٢٣/١٧١١ آغاز یافت . تزار به روش سیاسی نتوانست از اقدام عثمانیها جلوگیری کند و دو لشکر، پس از راه پیمایی به جانب یکدیگر، در ١٢ جمادی الا´خره / ١٨ ژوئیه در بُغدان * (مُلداوی ) نزدیک خان تپه سی (استانیلِستی ) در ساحل رود پروت ، در سراشیبی جاده ای از یاش * (یاسی ) با یکدیگر برخورد کردند. هیچکس در لشکر روسیه نمی دانست که بالطه جی نزدیک شده است . عثمانیان ، که بسیاری از تاتارها و قزاقها و سپاهیان لهستان آنها را تقویت می کردند، مجموعاً ٠٠٠ ، ١٢٠ تن با ٤٠٠ تفنگ ، و سخت مجهّز بودند. لشکر روسیه ، با ٠٠٠ ، ٤٠ پیاده و ٠٠٠ ، ١٤ اسب و ١٢٢ تفنگ ، سه هفته بود که دچار فقدان غذا و علوفه بود. نیروی کمکی و تجهیزاتی که شاهزادة بغدان ، دمتریوس کانتمیر (١٦٧٣ـ١٧٢٣)، به موجب معاهده ای سرّی ، ناظر به جنگ روس و عثمانی ، متعهد اعزام آن شده بود، گسیل نشد، زیرا محصولات زراعی در نتیجة خشکسالی و حملة ملخها از میان رفته بود. در ٥ جمادی الا´خره ١١٢٣/١١ ژوئیة ١٧١١، لشکر بالطه جی روسها را کاملاً محاصره کرد و آمادة حملة عمومی با توپخانه شد. پطر، که همراه لشکرش بود، دریافت که نیروهایش نابود خواهند شد و عجولانه تصمیم به درخواست صلح و متارکة جنگ گرفت . این تصمیمِ او را نه تنها صدراعظمش ، پترشافیروف بلکه همسرش کاترین نیز تأیید کردند. احتمالاً مداخلة این بانو منشأ آن افسانه های تاریخی شده است حاکی از این که صدراعظم فاسد و رشوه خوار عثمانی بسادگی تسلیم پیشنهادهای روسها شد و همچنین در این ماجرا ملکه جواهرات خویش را به شخص بالطه جی تقدیم و از او دلرباییها کرد. به هر حال ، بالطه جی ، پیشنهادهای روسیه را آسان پذیرفت . وی پیش از آن با عقب نشینی روسها از آزوف (آزاق )، تخریب استحکامات جدیدالتأسیس آنان در تاگانروگ و کمنی زتون و در امتداد سواحل دنیپر، تعطیل سفارت دایمی روسیه در باب عالی ، تخلیة قلمرو لهستان و ضمانت روسها برای عدم مداخله در مسائل آن کشور قانع و راضی شده بود. تمام زندانیهای عثمانی می بایست آزاد می شدند و به شاه سوئد اجازه و ایمنی عبور داده می شد. سپاهیان روس ، در ازاء عقب نشینی داوطلبانه ، از نظر غذا تأمین می شدند. در ٦ جمادی الا´خره ١١٢٣/١٢ ژوئیه ١٧١١، به رغم اعتراضات دولت گرای خان دوم و نمایندة کارل دوازدهم و ژنرال لهستانی ، پونیاتوفسکی ، معاهدة صلح با شتاب بسته شد. ظاهراً پیروزی خلاف انتظار بالطه جی او را از خود بیخود کرده بود. به هر حال ، گویا معلوم شده بود که ینی چریها برای جنگ در این سرزمین و در ایران انگیزة لازم را نداشتند و سپاهیان همواره از تحمل خسارات جنگی متمادی ناراضی بودند. وانگهی ، چه بسا بی اعتمادی صدراعظم نسبت به گروه فشار سیاسی پیرامون پادشاه سوئد در بِنْدِر * او را به تسلیم شدن به شرایط ، پیش از آنکه آنان بتوانند مداخله کنند، سوق داده باشد.
اخبار پیروزی و صلح ابتدا در استانبول بخوبی پذیرفته شد؛ امّا چون صدراعظم بازگشت خود را به پایتخت ، به عذر طولانی شدن مذاکرات با روسها برای تکمیل عهدنامه ، به تأخیر انداخت ، سلطان به وی بد گمان شد. در واقع ، فقدان نتایج مستقیم مثبت صلح سبب ناخشنودی عمومی از مشی سیاسی صدراعظم شد. گروه مخالف روسیه ، زیر لوای «علمای برجسته »، توانستند بر دوستداران صلح فایق آیند. پس از ورود سپاه به ادرنه ، به فرمانده کل ، بالطه جی ، فرمان داده شد مُهر وزارت را تحویل دهد. او در زندان بستانجی باشی بازداشت و حکم صورت برداری از داراییها و پول نقد او صادر شد. خود او به جزایر مِدِلْلی (لِسبوس ) و بعدها به لِمْنی تبعید شد و هنگام اقامتش در آنجا از مصادرة داراییش آگاهی یافت . احتمالاً والده سلطان برای نجات جان او وساطت کرد، امّا دو معاون اصلی او در دیوان ، یعنی مباشر او، عثمان آغا و منشی او، عمرافندی ، محکوم به مرگ شدند. بالطه جی در پی بیماری کوتاهی در ١١٢٤ در لمنی درگذشت . برخی از مورّخان عثمانی او را خائن بزرگ اسلام و دولت عثمانی دانسته اند و برخی دیگر از او به عنوان فرماندة پیروز و موفّق ترک ستایش کرده اند. به نظر می رسد که او پروردة نمونه وار فرهنگ دربار عثمانی و، به گفتة کورات ، بیشترْ اهل قلم و از اشراف عثمانی بود تا سیاستمدار و جنگجویی ترک .
منابع :
(١) احمد رفیق (آلتین آی )، بالطه جی محمدپاشا و بیوک پطرو ١٧١١ـ١٩١١ ، استانبول ١٣٢٧؛
(٢) همو، ممالک عثمانیه ده دمیر باش شارل ، استانبول ١٣٣٢ , I=) â (TOEM, Kدlliyyat ؛
(٣) عطا، تاریخ عطا ، استانبول ١٢٩١ـ١٢٩٣، ج ٢، ص ١٤٦ـ١٤٩؛
M. Munir Aktepe, "Baltaci Mehmed pa í a'nin ١٧١١ Prut Seferi ile ilgili emirleri", in TED , I, Istanbul ١٩٧٠,
(٤) ١٣١-١٧٠ (با تصحیحاتی از کــورات ، ١٩٥١ـ١٩٥٣) ;
A. K. An â t, Baltac i Mehmet Pa í a ve Birinici Katerina , Istanbul ١٩٤٦
(٥) (اثـــری غیــرپـژوهـشـی ) ;
Ar í iv K â lavuzu, ١-pl. V.١٠
(٦) ان ،١٨ اوت ١٧١١) لط (نسخة عکسی و خلاصة یادداشت بالطه جی محمد به والده س ;
(٧) D. Cantemir , The history of the growth and decay of the Othman Empire , London ١٧٣٤-١٧٣٥, II, ٤٤٢-٤٤٥n., ٤٥٠-٤٥٣;
I A, s. v. "Baltac â Mehmed Pa í a" (by Akdes Nimet Kurat)
(٨) شامل فهرست مفصلی ازمنابع و مواد؛
٩- مالة مزبورمبنای مالة حاضرراتشکیل می دهد ;
(١٠) A.N. Kurat, ed. The despatches of Sir Robert Sutton, Ambassador in Constantinople (١٧١٠-١٧١٤) , London ١٩٥٣ (= Camden Soc., ٣rd Series, ٧٨);
(١١) idem, Ekler I (documents), Istanbul ١٩٤٣;
idem, ed., "Ha ª zine-i b ª â ru ª n ka ª tibi Ahmed b. Mahmud'un ١١٢٣-١٧١١ Prut seferine ait defteri (=
(١٢) ms. Preuss. Stsb. Or. Abt. ١٢٠٩)", in TED , IV, Ankara ١٩٦٦ ، ٢٦١-٤٢٦;
idem, XII. Karl'in Tدrkiye'de kal i í i ve
(١٣) bu s i ralarda Osmanl i I mparatorlug § u , Istanbul ١٩٤٣;
(١٤) idem, Prut seferi ve Bar i í i ١١٢٣ (١٧١١ ), Ankara ١٩٥١-١٩٥٣ (= Ankara غn. Dil Tarih ve Cog § rafya Fak. Y. ٨-٩), رساله ای صریح دربارة این موضوع ;
(١٥) idem, "Der Pruthfeldzug und der Pruthfrieden von ١٧١١", in Jahrb. f. d. Gesch. Osteuropas , X (١٩٦٢), ١٣-٦٦;
(١٦) Kurat and K.V. Zetterstإen eds., Tدrkische Urkunden , Uppsala ١٩٣٨ (docs. V. VI. VII);
(١٧) Sila ¦ h ¤ da ¦ r Fin ¤ dikli Meh ¤ med A gh a, Nus ¤ retna ¦ me , ed. I. Parmaks â zog § lu, Istanbul ١٩٦٦-١٩٦٩, II (index);
(١٨) S`O , IV, ٢٠٨ff.;
(١٩) B. H. Sumner, Peter the Great and the Ottoman Empire , Oxford ١٩٤٩, ٣٧-٤٣;
(٢٠) W. Theyls, Gedenkschriften betreffende het Leeven van Karel de XII... geduurende sijn verblijf in het Ottomannische gebied... , Leiden ١٧٢١, I, ٦-٢٩ (Fr. tr., Mإmoire pour servir ب l'histoire de Charles XII , Leiden ١٧٢٢);
(٢١) Voltaire, Remarques d'un seigneur polonais (= St. Poniatowski) sur l'histoire de Charles XII, roi de Suةde , The Hague ١٧٤١.
) / د. اسلام / گروت (