دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٠٧٨
جَنْتَمور (یا چینتَمور) ، اولین حاكم مغول در خراسان و مازندران. نام او در منابع به صورتهای جینتمور، جِنْدَمِر، چینتمور، جنتمور و جنتیمور ضبط شده است (رجوع کنید به ابوالغازی بهادرخان، ص٢٠٦ـ٢٠٧؛
اقبال آشتیانی، ص٣٤؛
هامرـ پورگشتال، ج ٢، ص ٢٣٢). جنتمور به گفته جوینی (ج ٢، ص ٢١٨) از قوم قَراخِتای و به نوشته رشیدالدین فضلاللّه (ج ١، ص ١٣٢) از قوم اونگ (جمع مغولی: اونگوت) بود. وی در ٦١٥ از طرف جوجی *(متوفی ٦٢٤)، پسر چنگیزخان، برای گرفتن اطاعت، به شهر جَند * اعزام شد. اهالی شهر ــ كه نماینده پیشین مغولان را كشته بودند ــ این بار نیز به قصد جان سفیر ناخوانده، اجتماع كردند. جنتمور ابتدا به دلجویی از مردم و نصیحت آنان پرداخت و، با زیركی، خبر انصراف از حمله به جند را به آنان داد و با لطایفالحیل از صفوف معاندان گذشت و سپس اوضاع شهر را به اطلاع جوجی رساند (همان، ج ١، ص ٤٩٠ـ٤٩١؛
میرخواند، ج ٥، ص ٨٩؛
بارتولد، ترجمه فارسی، ج ٢، ص ٨٦٤؛
ترجمه انگلیسی، ص ٤١٥). در صفر ٦١٦، مغولان جند را محاصره و غارت كردند (رشیدالدین فضلاللّه، ج ١، ص ٤٩١).
وقتی كه سرزمین آباد و پرجمعیت خوارزم به دست مغولان افتاد، جوجی سردار زیرك خود، جنتمور، را در ٦٢٢ باسْقاقِ (شحنه) خوارزم گرداند (جوینی، همانجا؛
نیزرجوع کنید به بارتولد، ترجمه فارسی، ج ٢، ص ٩٤٦؛
ترجمه انگلیسی، ص ٤٥٧). جنتمور با مردم آن ناحیه با ملایمت رفتار میكرد و آنان را به «ایلی» (فرمانبرداری) مغولان فرا میخواند و در مقابل، طاغیان را به سپاه میسپرد (جوینی، ج ٢، ص ٢١٩).
او در لشكركشی چُرماغون *(از امرای مغول) برای دفع حملات سلطان جلالالدین خوارزمشاه مِنكُبِرنی *(حك: ٦١٧ ـ ٦٢٨) و سركوب طایفه قَنقْلی ــ كه به فرماندهی قَراجَه و یغان سُنْقُور، دو تن از امرای سابق خوارزمشاه، یاغی شده بودند ــ به فرمان اوگْتای قاآن به كمك اردو شتافت. در این مأموریت، كه ظاهراً برای خلاصی خراسان از طاغیان، سپاه عظیمی شركت كرده بود، جز شرفالدین خوارزمی، كه بعدها به وزارت رسید، هیچ فردی از مسلمانان رغبت نكرد جنتمور را همراهی كند و در تخریب بلاد اسلامی و كشتار مسلمانان سهیم باشد (همان، ج ٢، ص ٢٦٨). جنتمور یكی از صاحبمنصبان عالیرتبه اوگتای قاآن را، به نام كَلبُلات، كه به دستور چرماغون و از خوارزم به كمك او آمده بود، به جنگِ قراجه فرستاد. كلبلات پس از سه روز نبرد، در حوالی سبزوار بر قراجه پیروز شد (سیفیهروی، ص ٩١ـ٩٣؛
د. ایرانیكا ، ذیل مادّه).
در ضمن این وقایع و بروز اختلاف بر سر مقام ولایت خراسان بین جنتمور و طایر بهادر (سردار دیگری كه اوگتای قاآن برای رفع فتنه قراجه و یغان سنقور اعزام نموده بود)، اگرچه چرماغون جانب طایر بهادر را نگهداشت، لیكن جنتمور با هوشیاری سیاسی، ملك بهاءالدین صُعْلوك، یكی از ملوك خراسان، را كه ایلی مغول را پذیرفته بود، بههمراه هیئتی به دربار اوگتای قاآن فرستاد. خان مغول از این واقعه بسیار خشنود شد و جنتمور و كلبلات را نواخت و دستور داد تا فرمان اولین حكومت خراسان و مازندران را به نام جنتمور بنویسند (جوینی، ج ٢، ص ٢٢٢ـ٢٢٣؛
بناكتی، ص ٣٨٥؛
لین، ص ٦١). در این زمان اوضاع ایران كاملاً مغشوش و شهرهای خراسان دستخوش غارت مغولان شده بود. خراسان و مناطقی كه تا حدی تحت سلطه فاتحان مغول قرار داشت، به فرمان اوگتای قاآن، به جنتمور واگذار شد و او برای اداره بهتر خراسان، آن ولایت را به دو منطقه تقسیم كرد و بعدها حاكمان دیگر این كار را از وی اقتباس كردند (اشپولر، ص ٣٥، ٤٣؛
بیانی، ص ١٥)؛
اما در همین دوران كوتاه حكومت جنتمور، با وجود همه اشكالات، اصلاحاتی در كارهای اداری، از جمله نحوه وصول مالیاتها، به وجود آمد (بیانی، ص ٢٠).
جنتمور نخستین حاكم مغولی بود كه ملوك و امیران ایرانی را برای فرمانبرداری به دربار مغول گسیل داشت و به رجال ایرانی منصب دیوانی داد (همان، ص ١٦ـ١٧)، البته در بین صاحبان مشاغل كسانی چون شرفالدین خوارزمی از طبقه پایین اجتماع و با وجود سوءشهرت به مقام وزارت رسیدند و حتی بعد از درگذشت جنتمور در ٦٣٣ نیز دست از غارت اموال و ایجاد فساد بر نداشتند (جوینی، ج ٢، ص ٢٧٠؛
د. ایرانیكا، همانجا).
منابع:
(١) ابوالغازی بهادرخان، شجره ترك ، چاپ پیتردمزون، سنپطرزبورگ ١٢٨٧/ ١٨٧١، چاپ افست آمستردام ١٩٧٠؛
(٢) عباس اقبال آشتیانی، تاریخ مغول: از حمله چنگیز تا تشكیل دولت تیموری، تهران ١٣٦٤ ش؛
(٣) واسیلی ولادیمیروویچ بارتولد، تركستاننامه: تركستان در عهد هجوم مغول، ترجمه كریم كشاورز، تهران ١٣٦٦ ش؛
(٤) داوودبن محمد بناكتی، تاریخ بناكتی = روضهاولی الالباب فی معرفه التواریخ و الانساب ، چاپ جعفر شعار، تهران ١٣٤٨ ش؛
(٥) شیرین بیانی، ایران در برخورد با مغول: از مرگ چنگیز تا آمدن هلاكو ، تهران ١٣٥٣ ش؛
(٦) جوینی؛
(٧) رشیدالدین فضلاللّه؛
(٨) سیفبن محمد سیفی هروی، تاریخنامه هراه ، چاپ محمد زبیر صدیقی، كلكته ١٣٦٢/١٩٤٣، چاپ افست تهران ١٣٥٢ ش؛
(٩) میرخواند؛
(١٠) Vasily Vladimirovich Barthold, Turkestan down to the Mongol invasion ]English translation], London ١٩٧٧;
(١١) EIr ., s.v."Cin Timur"(by Peter Jackson);
(١٢) Joseph Von Hammer- Purgstall, Geschichte der Ilchane, das ist der Mongolen in Persien: ١٢٠٠-١٣٥٠ , Amsterdam ١٩٧٤;
(١٣) George Lane, Early Mongol rule in thirteenth-century Iran , London ٢٠٠٣;
(١٤) Berthold Spuler, Die Mongolen in Iran , Leiden ١٩٨٥.
/ عبدالكریم گلشنی /