دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٣١٢
حفصبن غیاث نخعى كوفى ، محدّث و قاضى اهل سنّت و از شاگردان امام صادق علیهالسلام. كنیهاش ابوعمر بود و در سال ١١٧، در دوره خلافت هشامبن عبدالملك (حك: ١٠٥ـ١٢٥)، زاده شد (خطیب بغدادى، ج ٩، ص ٨٣ـ٨٤؛ ابنخلّكان، ج ٢، ص ١٩٧). در منابع، به محل تولد او اشاره نشده است.
مشایخ حدیثى او بسیار بودهاند كه مهمترین آنان عبارتاند از: جد او طلقبن معاویه، عبیداللّهبن عمر، هشامبن عُروه، سفیان ثورى، ابنجُرَیج و امام جعفرصادق علیهالسلام (خطیب بغدادى، ج ٩، ص ٦٨؛
مِزّى، ج ٧، ص ٥٦ـ٥٨؛
ابنحجر عسقلانى، ج ٢، ص ٣٥٨؛
براى فهرست آنان رجوع کنید به مزّى، همانجا). حفصبن غیاث در میان شاگردان اَعْمَش* (متوفى ١٤٨) از همه موثقتر معرفى شده است (خطیب بغدادى، ج ٩، ص ٨٠). شیخطوسى (١٤١٥، ص ١٣٣، ١٨٨، ٣٣٥) او را در شمار راویان امام باقر، امام صادق و امام كاظم علیهمالسلام آورده است. اما چون حفص در سال ١١٧ بهدنیا آمده و سال وفات امام باقر علیهالسلام میان سالهاى ١١٤ تا ١١٨ گزارش شده است (رجوع کنید به ابنسعد، ج ٥، ص ٣٢٤)، نمیتوان حفص را از اصحاب آن حضرت دانست (نیز رجوع کنید به مدرسیطباطبائى، ج ١، ص ٢٣١).
راویان حفص نیز بسیار بودهاند، از جمله پسرش عمر، احمدبن حنبل، اسحاقبن راهویه، علیبن مدینى، ابونُعَیم فضلبن دُكَین، عبداللّهبن محمدبن ابیشیبه و عثمانبن محمدبن ابیشیبه (براى فهرست آنها رجوع کنید به خطیب بغدادى، ج ٩، ص ٦٨؛
مزّى، ج ٧، ص ٥٨ـ٥٩).
گفتهاند كه حفصبن غیاث در روایت و نقل احادیث، عموماً بر حافظه خویش تكیه داشته است. راویان حفص سه تا چهار هزار حدیث را، كه او از حفظ برایشان روایت كرده بود، به نقل از وى كتابت كردهاند (رجوع کنید به خطیببغدادى، ج ٩، ص ٧٦؛
مزّى، ج ٧، ص ٦٢؛
ذهبى، ١٤٠١ـ١٤٠٩، ج ٩، ص ٢٥).
حفصبن غیاث مجموعهاى از احادیث گردآورده (رجوع کنید به مدرسیطباطبائى، ج ١، ص ٢٣١ـ٢٣٢) كه در منابع از وثاقت آن سخن رفته است (رجوع کنید به طوسى، ١٤١٧، ص ١١٦؛
مزّى، ج ٧، ص ٦١). همچنین وى در دفترى، حدود ١٧٠ روایت از امام صادق علیهالسلام گردآورده است (براى نقل قولهایى از این اثر رجوع کنید به مدرسیطباطبائى، ج ١، ص ٢٣٢ـ٢٣٥). رجالشناسان امامى، با استناد به كلام شیخطوسى (١٤٠٣، ج ١، ص٣٨٠) كه گفته است اصحاب ما به اخبار حفصبن غیاث عمل كردهاند، او را موثق شمردهاند (رجوع کنید به علامه حلّى، مقدمه قیومیاصفهانى، ص ٣٣؛
تفرشى، ج ٤، ص ٩؛
خویى، ج ٦، ص ١٤٩).
برخى رجالشناسان اهل سنّت او را ثقه و حدیثشناس دانسته و برخى در این زمینه او را رد كردهاند (رجوع کنید به مزّى، ج ٧، ص٦٠ـ٦٢؛
ابنحجر عسقلانى، ج ٢، ص ٣٥٨)، ولى به نظر میرسد همانگونه كه ابوزرعه (متوفى ٢٦٤) و یعقوببن شیبه (متوفى ٢٦٢) تصریح كردهاند، باید میان منقولات او در كتاب حدیثى موثقش و احادیث بسیارى كه از حافظه نقل كرده است، تفاوت قائل شد (رجوع کنید به خطیب بغدادى، ج ٩، ص ٨١؛
مزّى، ج ٧، ص٦٠ـ٦١؛
ذهبى، ١٤٠١ـ١٤٠٩، ج ٩، ص٢٤)، بهویژه آنكه برخى نوشتهاند وى در اواخر عمر دچار فراموشى شد (رجوع کنید به ابنحجر عسقلانى، ج ٢، ص ٣٥٩) یا پس از رسیدن به منصب قضا، حافظهاش ضعیف گردید (ابنابیحاتم، ج ٣، ص ١٨٦؛
باجى، ج ١، ص ٥١٣). ظاهراً همه مواردِ قدح و جرح او، به همین سبب بوده است.
حفصبن غیاث از سوى هارونالرشید (حك : ١٧٠ـ١٩٣)، خلیفه عباسى، در شرق بغداد و پس از آن در كوفه به منصب قضا گماشته شد كه بنابر گزارشى، مدت آن در بغداد دو سال و در كوفه سیزده سال بود (مزّى، ج ٧، ص ٥٩، ٦٤؛
ابنحجر عسقلانى، ج ٢، ص ٣٥٨) .
برخلاف مقام حدیثىِ او، رجالشناسان منزلت وى را در فن قضا بسیار ستودهاند تا آنجا كه به نظر برخى، منصب قضا با حفصبن غیاث پایان پذیرفته است (رجوع کنید به مزّى، ج ٧، ص ٦٤؛
ذهبى، ١٤٠١ـ١٤٠٩، ج ٩، ص ٢٦؛
ابنحجر عسقلانى، ج ٢، ص ٣٥٩). با این حال، خود وى از اشتغال در این منصب چندان خشنود نبود و در پاسخ به پرسشى، گفته بود كه قضا منصبى بسیار مشكل و پرزحمت است (خطیب بغدادى، ج ٩، ص٦٩ـ ٧٠؛
مزّى، همانجا).
به نوشته ذهبى (١٣٧٦ـ١٣٧٧، ج ١، ص ٢٩٨)، وى از بخشندهترین مردم بود و شرط كرده بود كههركس میخواهد حدیثى از او فراگیرد، باید از غذاى او بخورد (نیز رجوع کنید به خطیببغدادى، ج ٩، ص ٧٥؛
مزّى، ج ٧، ص ٦٥). او در عین داشتن منصب قضا، با تنگدستى میزیست، چنانكه پس از مرگش، نهصد درهم بدهكار بود (خطیب بغدادى، ج ٩، ص ٧٣؛
مزّى، ج ٧، ص ٦٤؛
ذهبى، ١٤٠١ـ١٤٠٩، ج ٩، ص ٢٤).
حفصبن غیاث در آخر عمر، زمینگیر و خانهنشین شد و پس از مدتى درگذشت. فرمانرواى كوفه، فضلبن عباس، بر جنازه او نماز گزارد (مزّى، ج ٧، ص ٦٩). سال وفات او را بین ١٩٤ تا ١٩٦ دانستهاند (رجوع کنید به ابنخلّكان، ج ١، ص٢٩٠؛
مزّى؛
ابنحجر عسقلانى، همانجاها)، ولى مزّى و ابنحجر عسقلانى سال ١٩٤ را صحیحتر شمردهاند.
منابع :
(١) ابن ابیحاتم، كتابالجرح و التعدیل، حیدرآباد، دكن ١٣٧١ـ١٣٧٣/ ١٩٥٢ـ١٩٥٣، چاپ افست بیروت (بیتا.)؛
(٢) ابنحجر عسقلانى، كتاب تهذیبالتهذیب، (بیروت) ١٤٠٤/١٩٨٤؛
(٣) ابن خلّكان؛
(٤) ابنسعد (بیروت)؛
(٥) سلیمانبن خلف باجى، التعدیل و التجریح لمن خرج عنهالبخارى فی الجامع الصحیح، چاپ احمد بزار، (رباط) ١٤١١/١٩٩١؛
(٦) مصطفیبن حسین تفرشى، نقدالرجال، قم ١٤١٨؛
(٧) خطیب بغدادى؛
(٨) خویى؛
(٩) محمدبن احمد ذهبى، سیر اعلامالنبلاء، چاپ شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت ١٤٠١ـ١٤٠٩/١٩٨١ـ١٩٨٨؛
(١٠) همو، كتاب تذكرةالحفاظ، حیدرآباد، دكن ١٣٧٦ـ ١٣٧٧/ ١٩٥٦ـ١٩٥٨، چاپ افست بیروت (بیتا.)؛
(١١) محمدبن حسن طوسى، رجالالطوسى، چاپ جواد قیومیاصفهانى، قم ١٤١٥؛
(١٢) همو، عدةالاصول، و بذیله الحاشیة الخلیلیة لخلیلبن غازى قزوینى، چاپ محمدمهدى نجف، (قم) ١٤٠٣/ ١٩٨٣؛
(١٣) همو، الفهرست، چاپ جواد قیومی اصفهانى، قم ١٤١٧؛
(١٤) حسنبن یوسف علامه حلّى، خلاصةالاقوال فى معرفةالرجال، چاپ جواد قیومى اصفهانى، (قم) ١٤١٧؛
(١٥) یوسفبن عبدالرحمان مِزّى، تهذیب الكمال فى اسماء الرجال، چاپ بشار عواد معروف، بیروت ١٤٢٢/٢٠٠٢؛
(١٦) Hossien Modarressi Tabataba'i, Tradition and survival: a bibliographical survey of early Shiite literature, vol. ١ Oxford ٢٠٠٣.
/ قاسم محسنیمرى و پرویز آزادى /