دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٧٩٥
جلوخان ، فضایی وسیع در جلو پیشطاق ورودی بعضی از بناهای بزرگ و مهم. جلوخان، مركّب از واژه تركی جلو و واژه فارسی خان (به معنای كاروانسرا، خانه و سرا رجوع کنید به فرهنگ بزرگ سخن ، ذیل «جلوخان»، «خان»؛ نفیسی، ذیل «خان»)، به معانی پیشگاهِخانه، میدانگاهِ جلو درِ خانه و محوطه بازِ روبهروی درِ خانه و مسجد و كاروانسرا و زیارتگاه بهكار میرود ( فرهنگ بزرگ سخن ؛ نفیسی؛ صدری افشار و همكاران، ذیل مادّه). در بعضی از شهرهای ایران، جلوخان یا پیشخان مترادف با پیشطاق نیز هست (سلطانزاده، ١٣٧٢ش، ص٧٠).
این اصطلاح معماری ایرانی از دوره صفویه (ح٩٠٦ـ ١١٣٥) در منابع به كار رفته (برای نمونه رجوع کنید به منشی قمی، ج٢، ص٦٢٦) و در دوره قاجار (١٢١٠ـ١٣٤٤) اصطلاحی رایج بوده است. (برای نمونه رجوع کنید به سپهر، ١٣٦٨ش الف ، ص٢٠٩، ٢١١؛
مستوفی، ج١، ص١٧٠).
تا دوره سلجوقیان (٤٢٩ـ٧٠٧) به فضا و نمای ورودی بناهای مهم چندان توجه نمیشد. از دوره سلجوقیان ساخت پیشطاقها و سردرهای زیبا رواج یافت و فضاهایی مانند دالان، هشتی و ایوان طراحی گردید. پس از آن نیز در دوره ایلخانیان (ح٦٥٤ـ ح٧٥٠)، ساخت پیشطاقها و سردرهای بسیار بلند، برای تأكید بر فضا و نمای ورودی، اهمیت یافت. با این زمینه، فضای ورودی در دوره تیموریان (٨٠٧ـ٩١٣)، به عنوان بخشی از ساختمان بناهای مهم، موردتوجه معماران قرار گرفت، بهطوری كه در مسجد بیبیخانم * در سمرقند، فضای ورودی قسمت مهمی از بنا در نظر گرفته شد (سلطانزاده، ١٣٧٢ش، ص٢٥ـ٢٦، تصویر ١٦). ساخت جلوخان به شكل رایج در ادوار اخیر، به شیوهای كه از ویژگیهای معماری ایرانی محسوب میشود، از دوره صفویه و قاجار در جلو بسیاری از بناهای مهم، به ویژه مساجد، ضروری شمرده میشد. گاه نیز ساخت جلوخانِ مساجد تدبیری بود برای رفع مشكلی در ساختمان، مثلاً در مسجد امامِ (مسجد شاه) اصفهان، كه ورودی مسجد در جهت قبله قرار نداشت، با ساخت یك جلوخان به اضافه پیشطاق و هشتی، درِ ورودی در جهت قبله ساخته شد و فضای ورودی مسجد با میدان نقش جهان هماهنگ گردید (همان، ص٢٨ـ٢٩؛
پوپ، ص٢١٠).
فضای ورودی كاخها اهمیت ویژهای داشت و اغلب شكوهمند ساخته میشد، و اگر كاخی فاقد جلوخان بود، گاه ترجیح میدادند كه یك جلوخان یا میدان برای آن بسازند؛
از اینرو، در كاخهایی مانند شمسالعماره تهران، كه به شیوه اروپایی ساخته شده است و جلوخان ندارد، كمبود این عنصر محسوس است (سلطانزاده، ١٣٧٢ش، ص٥٧).
جلوخانِ كاروانسراهای بیابانی وسیع ساخته میشد (همان، ص٥٣). از نمونههای كاروانسراهای شهری، كاروانسرای مهیار اصفهان از دوره صفویه است كه جلوخان آن به بازارچه متصل است (كیانی و كلایس، ص٨٩).
ساخت جلوخان برای خانههای اعیانی دوره قاجار متداول بود (مستوفی، ج١، ص١٧٠). احداث آن در باغهایی كه دارای طراحی دقیقی بودند نیز مورد توجه قرار میگرفت، چنان كه این شیوه در دوره قاجار معمول بود (سلطانزاده، ١٣٧٢ش، ص٥٥؛
نیز رجوع کنید به سپهر، ١٣٦٨ش ب ، ص٢٠٩).
جلوخان بازارها و بازارچهها بهعنوان فضایی مركزی، برای ارتباط با بناهای دیگر مانند مسجد و آبانبار و غیره، ساخته میشد (معتمدی، ص٢٢٨، ٣٠٠).
نمای جلوخانها را معمولاً با تزئینات گوناگون، مانند كاشیكاری و گچبری، میآراستند. اگر جلوخان در كنار میدان قرار میگرفت و احتمال داشت از فضای میدان تأثیر بپذیرد، با احداث یك سكو یا دستانداز، قلمرو جلوخان را از فضای میدان متمایز میكردند. این شیوه در مسجد امام اصفهان، با ساخت سكو، اعمال گردید. همچنین ساخت حوضی با ابعاد متناسب در بسیاری از جلوخانها، بهویژه جلوخانهای مساجد (از جمله مسجد امام و مسجد شیخلطفاللّه * در اصفهان، مسجد امام تهران و مسجد جامع یزد) رایج بوده است. در دهههای اخیر تعدادی از این حوضها از بین رفته و تغییراتی در فضای جلوخانها ایجاد گردیده است (سلطانزاده، ١٣٧٢ش، ص٦٦، ٦٩).
دوره شكوفایی ساخت جلوخان، در عهد قاجاریه و در بناهای متعددِ این دوره، بهویژه مساجد و مدارس، بوده است. در این دوره مساجد منحصر به فردی با جلوخانهای بزرگ و تزئینات كاشیكاری و گچبری ساخته شد، مانند مسجد و مدرسه سپهسالار * (شهید مطهری)، مسجد امام * (سلطانی، شاه) تهران، مسجدالنبی قزوین و مدرسه امام خمینی (شاهزاده) یزد (رجوع کنید به غنچه، ص١٠٥؛
محمدی، ص١٧٩؛
ملازاده، ١٣٧٨ش، ص١١١؛
ملازاده، ١٣٨١ش، ص١٩٧).
طراحی جلوخان در معماری هند دوره گوركانیان (٩٣٢ـ ١٢٧٤) نیز با معماری ایرانی ارتباط نزدیك داشت و بهویژه در ساخت آرامگاههای بزرگ از آن استفاده شد. جلوخانی كه در جلو جبهه جنوبی تاج محل ساخته شد، تداوم شیوهای بود كه پیش از آن در مقبره جهانگیر اعمال شده بود. این اصطلاح در معماری هند به چوكِ جلوخانه (میدانِ جلوخانه) معروف است (كخ ، ص٩٨).
جلوخان، كه به پیروی از ساخت ورودیها در معماری ایرانی، با عقبنشینی از معبر عمومی ساخته میشد (مرادی و امیركبیریان،ص١٦)، كاركردهای گوناگونیداشت.مهمترین كاركرد آن اهمیت بخشیدن به فضای ورودی بنا و جنبه دیگر آن ایجاد فضایی واسطهای و انتقالی بین فضای بیرونی و درونی بود؛
از اینرو، جلوخان محلی برای توقف و انتظار، مكانی برای ارتباط فضاهای عمومی یا نیمهعمومی یا خصوصی و نیمهخصوصی، مكانی برای تغییر مسیر حركت، بدرقه و استقبال بود (سلطانزاده، ١٣٧٠ش، ص١٧٠،١٧٦؛
همو، ١٣٧٢ش، ص١٧٢). در مساجد، جلوخان را میتوان حدفاصل فضای عادی بیرون و فضای معنوی درون بهشمار آورد (فلاحفر، ذیل مادّه).
از كاركردهای اجتماعی جلوخان، استفاده از آن برای تجمع عادی یا برگزاری برخی مراسم بود، بهطوری كه بعضی از جشنهای ملی یا مذهبی و عزاداریها، از جمله مراسم تعزیه، در فضای جلوخان یا پیشطاق ورودی بناهای مهم انجام میشد و هنگام اعیاد و جشنها، پیشطاق و جلوخان خانهها و بناهای بزرگ را آذین میبستند و حتی گوسفند قربانی را در جلوخان ذبح میكردند (سپهر، ١٣٦٨ش ب ، ص٢١١؛
همو، ١٣٦٨ش الف ، ص٢١٣؛
سلطانزاده، ١٣٧٢ش، ص١٧٣، ١٧٦ـ١٧٧).
جلوخان كاركرد اقتصادی هم داشت؛
دكانهایی در اضلاع آنها ساخته میشد و دستفروشها هم در آنجا مستقر میگردیدند و خرید و فروش انواع كالا، بهویژه در جلوخان بازارها، صورت میگرفت (رجوع کنید به كمپفر ، ص١٩٤؛
فلاحفر، همانجا).
گاه جلوخان محل نصب كتیبهها و وقفنامهها و فرمانها بود؛
جلوخانِ مسجد امام تهران از نمونههای آن است (رجوع کنید به سلطانزاده، ١٣٧٢ش، ص١٧٨؛
غنچه، همانجا).
منابع:
(١) آرتور اپهام پوپ، معماری ایران ، ترجمه غلامحسین صدری افشار، تهران ١٣٨٢ش؛
(٢) عبدالحسین سپهر، مرآت الوقایع مظفری؛
(٣) و، یادداشتهای ملك المورخین، چاپ عبدالحسین نوائی، تهران ١٣٦٨ش الف ؛
(٤) همو، یادداشتهایملكالمورخین، در همان، ١٣٦٨ش ب؛
(٥) حسین سلطانزاده، فضاهای شهری در بافتهای تاریخی ایران ، تهران ١٣٧٠ش؛
(٦) همو، فضاهای وروردی در معماری سنّتی ایران ، تهران ١٣٧٢ش؛
(٧) غلامحسین صدری افشار، نسرین حكمی، و نسترن حكمی، فرهنگ فارسیامروز، تهران ١٣٧٧ش؛
(٨) بهناز غنچه، «مسجد امامخمینی (تهران)»، در دایرةالمعارف بناهای تاریخی ایران در دوره اسلامی ، ج٢: مساجد تاریخی، تهران: سازمان تبلیغات اسلامی، ١٣٧٨ش؛
(٩) فرهنگ بزرگ سخن، بهسرپرستی حسن انوری، تهران: سخن، ١٣٨١ش؛
(١٠) سعید فلاحفر، فرهنگ واژههای معماری سنّتیایران، تهران ١٣٧٩ش؛
(١١) انگلبرت كمپفر، سفرنامه كمپفر ، ترجمه كیكاوس جهانداری، تهران ١٣٦٠ش؛
(١٢) محمدیوسف كیانی و ولفرام كلایس، كاروانسراهای ایران، تهران١٣٧٣ش؛
(١٣) مریم محمدی، «مسجدالنبی(قزوین)»،در دایرةالمعارف بناهای تاریخیایران در دورهاسلامی، ج٢، همان؛
(١٤) اصغرمحمد مرادی، آتشسا امیركبیریان، معرفی تعدادی از ابنیه سنّتی معماری ایران و تحلیلی بر ویژگیهای فضایی آنها ، تهران ١٣٨١ش؛
(١٥) عبداللّه مستوفی، شرح زندگانی من، یا، تاریخاجتماعی و اداری دوره قاجاریه، تهران ١٣٧٧ش؛
(١٦) محسن معتمدی، جغرافیای تاریخی تهران، تهران ١٣٨١ش؛
(١٧) كاظم ملازاده، «مدرسه امام خمینی/ شاهزاده (یزد)»، در دایرةالمعارف بناهای تاریخی ایران در دوره اسلامی ، ج٥: مدارس و بناهای مذهبی ، تهران: سوره مهر، ١٣٨١ش؛
(١٨) همو، «مسجد و مدرسه عالی شهید مطهری/ سپهسالار (تهران)»، در دایرةالمعارف بناهای تاریخی ایران در دوره اسلامی ، ج٢، همان، ١٣٧٨ش؛
(١٩) احمدبن حسین منشی قمی، خلاصة التواریخ ، چاپ احسان اشراقی، تهران ١٣٥٩ـ١٣٦٣ش؛
(٢٠) علیاكبر نفیسی، فرهنگ نفیسی ، تهران ١٣٥٥ش؛
(٢١) Ebba Koch , Mughal architecture: an outline of its history and development (١٥٢٦- ١٨٥٨), Munich ١٩٩١.
/ محمدعلی مخلصی /