دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٣٢٥
بُسحق اَطعمه ، فخرالدّین احمد حلاّ ج شیرازی ، از شاعران نیمة دوم قرن هشتم . برخی تذکره نویسان (خلیل ، ج ١، ص ١٠٠؛ هدایت ، ص ٥٧ـ٥٨؛ معصوم علیشاه ، ج ٣، ص ٥٥؛ مدرّس تبریزی ، ج ١، ص ٢٦٦) او را با معاصرش نظام الدّین احمد اطعمه اشتباه کرده و در ردیف اهل تصوّف و از مصاحبان شاه داعی * شیرازی (متوفی ٨٦٧ یا٨٧٠) دانسته اند. همچنین برخی گمان کرده اند که مرثیة شاه داعی در رثای نظام الدّین احمد اطعمه ، برای بسحق سروده شده است (میرزایف ، ص ١٥ـ١٧؛ صفا، ج ٤، ص ٢٤٥ـ٢٤٦). برخی (نفیسی ، ج ١، ص ٢٩٦؛ صفا، ج ٤، ص ٢٤٤) به اشتباه ، کنیة او را جمال الدّین آورده اند و این اشتباه ناشی از آن است که سنگِ مزار شخصی به نام جمال الدّین محمودبن نصیرالافزری را از آن بسحق شمرده اند (بهروزی ، ص ٢٤٨ـ٢٤٩).
او معروف به شیخ اطعمه و بسحق اطعمه بود و در شعر بسحق تخلص می کرد که مخفّف بواسحاق / ابواسحاق است . علّت اشتهار وی به حلاّ ج آن است که پیشة پنبه زنی داشته (دولتشاه سمرقندی ، ص ٤٠٩؛ خلیل ، ج ١، ص ١٠١) و به سبب آنکه در شعرش به وصفِ انواع طعام پرداخته است به او لقب اَطعمه داده اند.
بسحق بیشتر عمرش را در شیراز گذراند و سفرهایی به خراسان و اصفهان کرد و سپس به شیراز بازگشت . از معاصران وندیمانِ شاهزاده اسکندربن عمر شیخ بن تیمور (حک : ٨١٢ ـ ٨١٧) حاکم فارس و اصفهان بود. او را از صوفیان و مُریدان شاه نعمت الله ولی * (متوفی ٨٣٤) دانسته اند؛ اما از لحن هزل آمیز و جسورانه اش در پاسخ به اشعار شاه نعمت الله برنمی آید که مرید او بوده باشد (میرزایف ، ص ١٣ـ١٥، ٢١ـ٢٢). تاریخ وفات بسحق را ٨٢٧ و ٨٣٠ ذکر کرده اند، اما علی نقی بهروزی (همانجا) می گوید سنگِ مزارِ بسحق را در تکیة چهل تنان شیراز یافته که بر آن سال وفات او ٨٤٠ ذکر شده است .
دیوان بسحق مشتمل است بر نظم و نثر؛ منظومات دیوان عبارت است از: کنزالاشتهاء (١٠٥ بیت )؛ قصاید، ترجیع بند، غزلیات ، مقطعات ، رباعیات و فردیات ، داستانِ مزعفر و بُغرا (برنج و آردینه :١٦٠٣ بیت ) و مثنوی اسرار چنگال آثار منثور در دیوان مشتمل است بر: رسالة ماجرای برنج و بُغرا و رسالة خوابنامه . دیوان بسحق را نخستین بار میرزا حبیب اصفهانی بر اساس نسخة خطی مورخ ٩٧٠ موجود در گنجینة (موزه ) بریتانیا، در استانبول به چاپ رساند. همین نسخه بارها در شیراز تجدید طبع شده است .
اهمیّت بسحق در ادبیات فارسی ، به نظر عدّه ای ، به سببِ ابتکار و نوآوری در موضوع اشعار و اعتراض او به سبک متداولِ ادبی قرن هفتم است (میرزایف ، ص ٤٦؛ ریپکا، ص ٤٣٦). بسحق ، نخستین بار، لغات و اصطلاحات و
تعبیرات آشپزی را در نظم به کار گرفت ( ایرانیکا ، ذیل ماده ؛ میرزایف ، ص ٧٦) و نحوة وصفِ او از اطعمه و اغذیه تا حدّی وضع طبقات محرومِ آن زمان را نشان می دهد (صفا، ج ٤، ص ٢٤٧). بدین ترتیب ، بسحق به تتبّع منتقدانة اَشکال شعری مخصوصاً غزل ، و تضمین متصرّفانه در اشعار شاعرانی چون فردوسی ، حافظ ، شاه نعمت الله ولی و دیگران پرداخت و کوشید تا از بعضی مضامین عارفانه و مدایح مبالغه آمیز و نیز موضوعات کهنة شعری ، به زبان هزل ، انتقاد کند (میرزایف ، ص ٣١ـ٣٢)، اما نیت او نه پیشی جستن بر دیگران بلکه مطایبه به طریقی هوشمندانه و هزل آمیز بوده است (براون ، ج ٣، ص ٣٩٦).
بسحق را از مقلّدان عبید زاکانی * (متوفی ٧٧٢)، شاعر مبتکر در شیوة هزل و طنز دانسته اند، ولی براون (ج ٣، ص ٣٤٠) بسحق را در هزل بر عبید ترجیح داده است . کسانی چون : نظام الدّین احمد اطعمه (متوفی ٨٥٠)؛ مولانا نظام الدّین محمودبن امیراحمد قاری یزدی * (متوفی ٩٩٣؛ که به تقلید از بسحق به نظم دیوان البسه پرداخت )؛ تقی دانش ملقّب به حکیم سوری (متوفی ١٢٨٨)؛ عبدالقادر خواجه سودا در سبک ، مقلد او بوده اند (میرزایف ، ص ٨٦؛ ایرانیکا ، همانجا).
بسحق را با ژوزف د برشو شاعر فرانسوی ، که اشعارش دربارة خوشخوراکی است ، از لحاظِ سبکی همطراز دانسته اند (ریپکا، ص ٤٣٥؛ ماسه ، ص ٣٤٢).
پیش از بسحق ، ابوالفتح محمودبن حسین رَملی معروف به کُشاجِم ، شاعر و ادیب عرب (متوفی در ٣٦٠) که در آغازِ کار طبّاخ سیف الدوله حمدانی (متوفی ٣٥٦) بود، نام خوراکها و اصطلاحات طبّاخی را در کتاب الطبخ خود گرد آورده است (زرکلی ، ج ٧، ص ١٦٧ـ١٦٨؛ دایره المعارف فارسی ، ذیل «بسحق اطعمه »).
عوام شیراز معتقدند که اگر کسی شب جمعه با نیّت خالص به زیارت قبر شیخ رود و در آنجا بعد از قرائت فاتحه از روح شیخ طلبِ طعام نماید بر آن دست می یابد. (براون ، ج ٣، ص ٤٥٨، پانویس ١).
منابع :
(١) ادوارد گرانویل براون ، تاریخ ادبی ایران ، ج ٣؛
از سعدی
(٢) تا جامی ، ترجمه و حواشی علی اصغر حکمت ، تهران ١٣٥٧ ش ؛
(٣) علی نقی بهروزی ، «تاریخ وفات شیخ ابواسحاق و حلاج ، و محل قبر او»، یغما ، سال ٢٨، ش ٤، (تیر ١٣٥٤)؛
(٤) علی ابراهیم خلیل ، تذکرة صحف ابراهیم ، ( بی جا.، بی تا. ) ؛
(٥) دایرة المعارف فارسی ، به سرپرستی غلامحسین مصاحب ، تهران ١٣٤٥ ش ؛
(٦) دولتشاه سمرقندی ، تذکرة الشّعراء دولتشاه سمرقندی ، چاپ محمد عباسی ، تهران ( تاریخ مقدمه ١٣٣٧ ش ) ؛
(٧) یان ریپکا، تاریخ ادبیات ایران : از دوران باستان تا قاجاریه ، ترجمة عیسی شهابی ، تهران ١٣٥٤ ش ؛
(٨) خیرالدین زرکلی ، الاعلام ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٩) ذبیح اللّه صفا، تاریخ ادبیات در ایران ، تهران ١٣٦٣ـ ١٣٧٠ ش ؛
(١٠) هانری ماسه ، تحقیق دربارة سعدی ، ترجمة غلامحسین یوسفی و محمد حسن مهدوی اردبیلی ، تهران ١٣٦٤ ش ؛
(١١) محمد علی مدرس تبریزی ، ریحانة الادب ، تهران ١٣٦٩ ش ؛
(١٢) محمد معصوم بن زین العابدین معصوم علیشاه ، طرائق الحقایق ، چاپ محمد جعفر محجوب ، ج ٣، تهران ١٣٤٥ ش ؛
(١٣) عبدالغنی میرزایف ، ابواسحاق و فعالیت های ادبی او ، دوشنبه ١٩٧١؛
(١٤) سعید نفیسی ، تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی تا پایان قرن دهم هجری ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(١٥) رضا قلی بن محمد هادی هدایت ، تذکرة ریاض العارفین ، چاپ مهرعلی گرکانی ، تهران ( ١٣٤٤ ش ) ؛
(١٦) EI ٢ , s.v. "Bush ¤ a k ¤ " (by P. Horn - [H. Masse ]);
(١٧) Encyclopaedia Iranica , s.v. "Bosh ¤ a q (Abu Esh ¤ a q) At ¤ ema" (by Heshmat Moayyad).
/ حمیرا زمردی /