دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٧٢٠٧
هانی بن عروة ، بن غران مرادی، از بزرگان کوفه و از یاران خاص امام علی علیهالسلام. او از طایفۀ بنیمراد، از قبیلۀ مذحج (ابنعبدربه، ج ٣، ص ٣٦٣؛ ابنحزم اندلسی، ص ٤٠٦)، شیخ و زعیم بنیمراد (تستری، ج ١٠، ص ٤٩٠)، و نزد مردم کوفه، بسیار وجیه بود(ابنقتیبه، ج ٢، ص ٤). دربارۀ زندگی او تا ورود مسلمبن عقیل به کوفه، در جریان واقعۀ کربلا، اطلاعات اندکی وجود دارد. وی در جنگ جمل (ابناعثم کوفی، ج ٥،ص ٤٠) و صفّین (ابنمزاحم، ص ١٣٧) حضور داشت و در صفّین، امام علی علیهالسلام با او مشورت می کرد. هنگامی که امام، اشعثبن قیس را از ریاست دو قبیلۀ ربیعه و کنده بر کنار کرد، هانی به امام پیشنهاد داد جانشینی همتای اشعث برای ریاست این دو قبیله انتخاب کند (ابنمزاحم، ص ١٣٧). هانی یکی از ارکان قیام حجربن عدی برضد ابنزیاد بود (بلاذری، ج ٥، ص ٢٥٥). زمانی که معاویه برای پسرش، یزید، از مردم کوفه بیعت میگرفت، هانی از مخالفان بود و حتی میگفت که از معاویه برای انجام دادن این کار تعجب میکند و خصوصیات زشت یزید را برمی شمرد(ابوعلی مسکویه، ج ٢، ص ٣٢؛ ابن ابیالحدید، ج ١٨، ص ٤٠٧؛ تستری، ج ١٠، ص ٤٩١).
اما نقش هانی در قیام مسلمبن عقیل مهم است. مسلمبن عقیل، پس از آگاهی از آمدن عبیداللهبن زیاد به کوفه و تهدیدهای او، از خانۀ مختاربن ابیعبیده ثقفی به خانۀ هانیبن عروه رفت (رجوع کنید به بلاذری، ج ٢،ص ٣٣٦؛ دینوری، ص ٢٣٣؛ طبری، ج ٥، ص ٣٦٢؛ ابناعثم کوفی، ج ٥، ص ٤٠؛ مسعودی، ج ٣، ص ٢٥٢؛ طبرسی، ج ١، ص ٤٣٨؛ قس مقدسی، ج ٦، ص ٩)؛ حسین عليه¬السلام او را به کوفه فرستاد و او به خانۀ هانی وارد شد.
بنا بر نقلی، هانی مایل نبود مسلم وارد خانۀ او شود، اما پس از ورود مسلم، با تمام وجود از او دفاع کرد (طبری، همانجا؛ ابناثیر، الکامل فیالتاریخ، ج ٤، ص ٢٥). خانۀ هانی از این رو انتخاب شد که از نظر اجتماعی، او بانفوذتر از مختار بود. خانۀ هانی از زمان ورود عبیداللهبن زیاد به کوفه مرکز فعالیتهای سیاسی و نظامی بود و شیعیان به خانۀ او آمد و شد می کردند (رجوع کنید به دینوری، ص ٢٣٣؛ ابوالفرج اصفهانی، ص ٩٧ـ ٩٨). شریکبن اعور نیز – که از یاران خاص امام علی علیهالسلام (ثقفی، ج ٢، ص ٧٩٣) و از شیعیان بزرگ بصره بود و به همراه عبیدالله به کوفه آمده بود – بیمار گردید و او نیز به خانۀ هانی، که از دوستانش بود، وارد شد (رجوع کنید به ثقفی، ج ٢، ص ٧٩٣ـ ٧٩٤؛ بلاذری، ج ٢،ص ٣٣٧؛ دینوری، ص ٣٣٣ـ ٣٣٤) و هانی را به یاری مسلم تشویق کرد و در خانۀ هانی نقشۀ کشتن عبیدالله را کشید (بلاذری، همانجا؛ دینوری، ص ٢٣٤ـ ٢٣٥؛ طبری، ج ٥، ص ٣٦٣؛ ابناعثم کوفی، ج ٥، ص ٤٢ـ ٤٣؛ ابوالفرج اصفهانی، ص ٩٨ـ ٩٩)، به این ترتیب که در زمان عیادت عبیدالله از او، در خانۀ هانی انجام گیرد (بلاذری، همانجا؛ ابنقتیبه، ج ٢،ص٤؛ یعقوبی، ج ٢، ص ٢٤٣؛ قس طبری، همانجا، که گفته است عمارةبن عبید سلولی پیشنهاد دهنده بود). به هر حال، این طرح به این سبب که هانی مایل نبود مهمانش در خانهاش کشته شود، عملی نشد(بلاذری؛ دینوری؛ طبری؛ ابناعثم کوفی، همانجاها؛ قس ابوالفرج اصفهانی،ص ٩٩، که نوشته است همسر هانی موافق نبود).
عبیداللهبن زیاد یکی از بردگان شامی خود را مأمور تحت نظر گرفتن خانۀ هانی کرد (رجوع کنید به بلاذری، ج ٢، ص ٣٣٦ـ ٣٣٧؛ دینوری، ص ٢٣٥ـ ٢٣٦؛ طبری، ج ٥، ص ٣٤٨، ٣٦٢؛ ابناعثم کوفی، ج ٥، ص ٤١ـ ٤٢؛ مفید، ص ٤٥ـ ٤٦) و چون هانی به دیدارش نرفت، با مکر و حیله، به واسطۀ محمدبن اشعث و اسماءبن خارجه (دینوری ص ٢٣٦) و عمروبن حجاج زبیدی (طبری، ج ٥، ص ٣٤٩؛ ابناعثم کوفی، ج ٥، ص ٤٥؛ ابناثیر، ج ٤، ص ٢٨ ؛طبرسی،ج ١، ص ٤٤٠) – که هر سه از اقوام و دوستان هانی بودند – او را به دارالاماره کشاند و بین او و مسلمبن عقیل جدایی افتاد و به شکست قیام مسلم انجامید.
در دربار عبیدالله، بردۀ شامی را، چون حاضر نشد مسلمبن عقیل را به عبیدالله تسلیم کند، شکنجه کردند، به طوری که بینی و ابرويش شکست، و او را به زندان انداختند (رجوع کنید به بلاذری، همانجا؛ دینوری، ص ٢٣٧ـ ٢٣٨؛ طبری،ج ٥، ص ٣٦٥ـ ٣٦٧؛ مسعودی، ج ٢، ص ٢٥٢؛ ابناعثم کوفی،ج ٥،ص ٤٦ـ ٤٧). گروهی از قبیلۀ مذحج، با شنیدن خبر قتل هانی، مقابل دارالاماره اجتماع کردند (دینوری، ص ٢٣٨؛ طبری، ج ٥، ص ٣٦٧؛ ابناعثم کوفی، ج ٥، ص ٤٨)، اما با شهادت دروغ شریح قاضی، که گفت او زنده است، متفرق شدند (دینوری؛ طبری؛ ابناعثم کوفی؛ ابناثیر، همانجاها).
در هشتم ذیحجۀ سال٦٠ و پس از شهادت مسلمبن عقیل، هانی را دست بسته به بازار قصابان بردند و به دستور عبیداللهبن زیاد، غلام ترک عبیدالله، به نام رشید، سر او را از بدنش جدا کرد (ابنسعد، ج ٥، ص ١٢٢؛ طبری، همانجا؛ ابناعثم کوفی، ج ٥، ص ٦١؛ طبرسی، ج ١، ص ٤٤٤).هانی، هنگام مرگ، از قبیلۀ خود یاری خواست و سپس دعا خواند (طبری؛ ابناعثم کوفی؛ طبرسی، همانجاها).
بنا بر نقل مسعودی (ج ٣، ص ٢٥٥)، هانی هرگاه قبیلۀ بنیمراد را به یاری میخواند، چهار هزار مرد زرهپوش سواره و هشت هزار نظامی پیاده با او حرکت میکردند و اگر قبایل هم پیمان خود را دعوت میکرد، سی هزار زرهپوش نظامی در رکابش بودند، اما هنگامی که به سوی قتلگاه میرفت، از آن همه مردان جنگی، هیچ کس درخواست یاری اش را اجابت نکرد (ابناعثم کوفی، ج ٥، ص ٦١؛ طبری، همانجا؛ تستری، ج ١٠، ص ٤٩٣). امام علی علیهالسلام مرگ او را پیشبینی کرده بود (امین، ج ٧، ص ٧).
عبیداللهبن زیاد سر مسلم و هانی را، توسط هانیبن ابیحَیّه همدانی و زبیربن اَروَج تمیمی، نزد یزید فرستاد ویزید او را تشویق کرد(بلاذری، ج ٢، ص ٣٤١ـ ٣٤٢؛ دینوری، ص ٢٤٠ـ ٢٤١؛ طبری، ج ٥، ص ٣٨٠). جسد آن دو را در بازار کناسه بر زمین کشیدند (ابنکثیر، ج ٨، ص ١٥٧) و سپس به دار آویختند (ابنخلدون، ج ٣، ص ٢٩).
خبر شهادت ایشان در میانۀ راه کوفه، در منزلی به نام ثعلبیه (ابناثیر، ج ٤، ص ٤٢) یا زرود (دینوری، همانجا) یا قادسیه (مسعودی،ج ٣، ص ٢٥٦) و یا قطقطانه (یعقوبی، ج ٢، ص ٢٤٣)، به امام حسین عليه¬السلام رسید. امام بر مرگ آن دو گریست و آیۀ استرجاع را خواند و چندین مرتبه از خداوند برای آنان درخواست رحمت کرد (رجوع کنید به دینوری؛ طبری، همانجاها).عبداللهبن زبیر اسدی، در قطعه شعری، شهادت مظلومانۀ آن دو را وصف کرده است (بلاذری، ج ٢، ص ٣٤٠؛ ابنسعد، ج ٢،ص ٤٢؛ مقدسی، ج ٦، ص ٩؛ ابوالفرج اصفهانی، ص ١٠٨؛ قس ابنحبیب، ص ٢٤٥، که اسم شاعر را عبدالرحمانبن زبیر اسدی بیان کرده است؛ ابن¬طقطقی ،ص ١١٤، نیز اسم شاعر را فرزدق ذکر کرده¬است).
هانی را در کنار دارالامارۀ کوفه به خاک سپردند. اکنون مزارش به مسجد کوفه متصل است و پشت قبر مسلمبن عقیل و در جهت شمال آن قرار دارد (براقی نجفی، ص ٨٤). آستانۀ هانیبن عروه هم اکنون یکی از زیارتگاههای مشهور و مهم شیعیان جهان است.
پسر هانی، یحیی، محدّث و از راویان اصح و ثقه شمرده میشود (ابنسعد، ج ١، ص ٣٣٠؛ ذهبی، ج ٨، ص ٣٠٢، حوادث و وفیات ١٢١ـ ١٤٠ هـ؛ ابناثیر، اسدالغابه، ج ٢، ص ١٥؛ ابنحجر عسقلانی، ج ٦، ص ١٨٨). هانیبن عروه از شیعیان مخلص امام علی علیهالسلام (امین، ج ٧، ص ٣٤٤) و از اصحاب آن حضرت بود (طوسی، ص ٨٥).
هانی دارای زیارت مخصوصی است که در آن ، وی عبدصالح و از اصحاب امام علی، امام حسن و امام حسین علیهمالسلام خوانده شده است (رجوع کنید به قمی، ذیل« زیارت هانیبن عروه»).
هانیبن عروه به قبیلۀ خود تعصب داشت؛ زمانی که کثیربن شهاب مذحجی، والی خراسان، متهم به اختلاس شد و به کوفه گریخت، هانی به وی پناه داد و از این رو،معاویه به اوعتاب کرد (زرکلی، ج ٨، ص ٦٨).
منابع :
(١) ابنابیالحدید، شرح نهجالبلاغه، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره ١٣٨٥ـ ١٣٨٧/ ١٩٦٥ـ ١٩٩٧؛
(٢) ابناثیر، اسدالغابه فیمعرفةالصحابه، قاهره ١٢٨٠ـ ١٣٨٦، چاپ افست بیروت؛
(٣) همو، الکامل فیالتاریخ، بیروت ١٣٨٥ـ ١٣٨٦/ ١٩٦٥ـ ١٩٦٦؛
(٤) ابناعثم کوفی، کتابالفتوح، چاپ علی شیری، بیروت ١٤١١/ ١٩٩١؛
(٥) ابنحبیب، المحبر، چاپ ایلزه لیختن شتیتر، حیدرآباد، دکن ١٣٦١؛
(٦) ابنحجر عسقلانی، الاصابه فی تمییزالصحابه، چاپ علی محمد بجاوی، بیروت ١٤١٢/ ١٩٩٢؛
(٧) ابنحزم اندلسی، جمهرةالانساب العرب، چاپ عبدالسلام محمد هارون؛
(٨) ابنخلدون، کتابالعبر و دیوان المبتداء و الخبر، بیروت ١٣٩١/ ١٩٧١؛
(٩) ابنسعد (بیروت)؛
(١٠) محمدبن علی ابن-طقطقی، الفخری فیالآداب السلطانیه و الدول الاسلامیه، بیروت، دارصادر، بیتا.؛
(١١) ابنعبدربه، العقد الفرید، چاپ علی شیری، بیروت ١٤١١/ ١٩٩٠؛
(١٢) ابن¬قتیبه دینوری، الامامة والسیاسة، چاپ طه محمد زینی، قاهره ١٣٧٨/ ١٩٦٧؛
(١٣) ابنکثیر، البدایه والنهایه، بیروت، مکتبةالمعارف؛
(١٤) نصر ابن مزاحم منقری، وقعةالصفین، چاپ عبدالسلام محمد هارون، ١٤٠٤؛
(١٥) ابوعلی مسکویه، تجاربالامم، چاپ ابوالقاسم امامی، ١٣٦٦ش/ ١٩٨٧؛
(١٦) ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، چاپ سیداحمد صقر، قاهره ١٣٦٨/ ١٩٤٩؛
(١٧) سیدمحسن امین، اعیانالشیعه؛
(١٨) حسینبن احمد نراقی، تاریخالکوفه، چاپ محمدصادق بحرالعلوم، بیروت ١٤٠٧/ ١٩٨٧؛
(١٩) احمدبن یحیی بلاذری، انسابالاشراف، چاپ زکار؛
(٢٠) شیخ محمدتقی تستری، قاموسالرجال، چاپ موسسةالنشرالاسلامی؛
(٢١) ابراهیمبن محمد ثقفی، الغارات، چاپ میرجلالالدین حسینی ارموی؛
(٢٢) احمدبن داود دینوری، الاخبار الطوال، چاپ عبدالمنعم عامر، قاهره ١٩٦٠؛
(٢٣) دهخدا، لغتنامه؛
(٢٤) محمدبن احمد ذهبی، تاریخالاسلام و وفیاتالمشاهیر والاعلام، حوادث و وفیات ١٢١ـ ١٤٠ هـ، چاپ عمر عبدالسلام تدمری، بیروت ١٤٠٧؛
(٢٥) زرکلی، الاعلام، بیروت؛
(٢٦) فضلبن حسن طبرسی، اعلام الوری باعلام الهدی، چاپ مؤسسه آلالبیت؛
(٢٧) ابوجعفر محمدبن حسن طوسی، رجالالطوسی، چاپ جواد قیومی اصفهانی، ١٤٢٠؛
(٢٨) طبری، تاریخ (بیروت)؛
(٢٩) شیخ عباس قمی، مفاتیحالجنان؛
(٣٠) مسعودی، مروج (بیروت)؛
(٣١) محمدبن محمد مفید، الارشاد، قم ١٤١٣؛
(٣٢) مطهربن طاهر مقدسی، البدء و التاریخ، چاپ ارنست لروصحاف، ١٨٩٩؛
(٣٣) یعقوبی، تاریخ (بیروت).
/ مرضیه محمدزاده/
تاریخ انتشار اینترنتی: ٠٤/٠٧/١٣٩١