دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٢٥٢
بِگرام ، محل شهر باستانی کاپیسا ، در هشتاد کیلومتری
شمال کابل و مشرف بر درّه پنجشیر در ملتقای دو رود پنجشیر و غوربند. بقایای آن در قرن سیزدهم شناخته شد و تعداد زیادی سکّة متعلّق به دوران باکتریایی ـ یونانی و کوشانیان از
آنجا به دست آمد ( رجوع کنید به ماسون ، ج ٣، ص ١٥٣ـ ١٧٥، ج ٥، ص ١ـ ٢٨، ٥٣٧ ـ ٥٤٧). اما در ١٣٠١ش /١٩٢٢ بود که آلفرد
فوشه بدرستی دریافت که این ویرانه ها متعلّق به شهر
مهم باستانی کاپیسا است (١٩٤٢، ج ١، ص ١٣٨ـ ١٤٥).
بعضی این شهر را اسکندریة قفقاز ( = هندوکش ) ، خوانده
و معتقد بوده اند که اسکندر آن را بنیان نهاده است ( رجوع کنید به تارن ، ص ٩٦ و بعد، ٤٦٠ـ٤٦٢؛ ددیه ، ص ٩٤ـ٩٧). اما مسلم است که هندویونانیان در آنجا سکونت داشته اند، زیرا بر یک روی سکه ای اُکراطیدسی (اُقراطیدسی ) الهه ای بین عاجهای فیل و نمادی از کوه بر تخت نشسته و همراه با آن ، با خط خَروشتهی ، عبارتی به معنای «الهة شهر کاپیسا» حک شده است ( رجوع کنید به ناراین ، ص ٦٣ـ٦٤). بنابر گزارش هسوان ـ تسانگ ، این شهر در عهد کانیشکا (ح ١٢٣ـ ١٥٣ میلادی )، پایتخت تابستانی حکومت کوشانی بوده است ( رجوع کنید به بیل ، ص ٥٤ ـ ٥٨).
اولین بار، هاکین (ج ٩؛ همو و دیگران ، ج ١١) در
فاصلة سالهای ١٣١٥ ش ـ ١٣١٩ ش /١٩٣٦ـ١٩٤٠ در این محل به حفاری پرداخت . کاوشهای وی در دو ناحیة مشخص صورت گرفت ، یکی در «شهر سلطنتی نو» که شهر بگرام امروزی است و دیگری در «شهر سلطنتی کهنه » در محلی
که امروزه به برج عبدالله شهرت دارد. وی در محل اول ،
در پشت دیوار اتاقهایِ بنای عظیمی از عهد کوشانیان که
احتمالاً کاخ یا بازار بوده ، مجموعة با ارزشی از اشیای گرانبها کشف کرد.
کاوشگر دوم ، رومن گیرشمن (١٩٤٦، ج ١٣)، در ١٣٢٠ـ ١٣٢١ ش / ١٩٤١ـ١٩٤٢، فاصلة قرن دوم پیش از میلاد و
قرن دوم میلادی را دورة عمدة مسکونی بودن کاپیسا
دانسته است . بنابر نظر هر دو باستان شناس ، مهمترین
دورة حیات کاپیسا متعلق به عهد کوشانیان است که در
آن دوره بناهای متعددی ایجاد شد. گیرشمن معتقد بود
که در زمان شاپور اول ساسانی (حک : ٢٤١ـ٢٧٢ میلادی )،
در ٢٤١ میلادی ، کاپیسا به دست سربازان وی ویران ، و این
نبرد سبب سقوط سلسلة کانیشکای اول شد (همان ، ج ١٣، ص ٩٩ وبعد، ١٠٨)، اما این امر به هیچ وجه مسجّل نیست . شواهد دالّ بر آخرین مرحلة مسکونی بودن این شهر، تاریخ
آن را از زمان وقوع این رویداد تا نابودی نهایی آن در قرن
پنجم ، که احتمالاً بر اثر هجوم هیاطله * (هفتالان ) پدید آمد، گسترش می دهد.
گرچه در تاریخشمارِ دقیق و عوامل مؤثر در نابودی سطح آخرین بناهای بگرام اختلاف هست ، بسیاری بر این باورند که اوج شکوفایی این شهر در اوایل دورة سلطنت کانیشکای اول بوده است . بخش اعظم گنجینة بگرام هم اینک در موزة کابل ، و نمونه هایی از آن در موزة گیمة پاریس نگهداری می شود. این گنجینه شامل اشیای تجمّلی است که هر قطعة آن از قسمتی از دنیای شناخته شدة عهد کوشانیان گرد آمده است ؛ و بدین ترتیب گستردگی و کیفیت تجارت در راههای بازرگانی ماورای آسیا را نشان می دهد که کوشانیان ، در نقش پر سود واسطه های داد
و ستد، میان هند، چین و امپراتوری روم ارتباط بر قرار می کردند. کارهای چوبیِ صیقل یافتة چینی متعلق به سلسلة هان (هاکین و دیگران ، ج ١١، ص ٢٩٥ـ٢٩٧)، همراه
با مجموعه ای از کارهای شیشه ای زینتی ، احتمالاً از اسکندریة روم ، به دست آمده است (هاکین ، ج ٩، تصویر٥٥، لوح ١١،
١٩، ٢٣؛ همو و دیگران ، ج ١١، ص ٢٥٤ـ٢٦٤، ص ٩٩ـ١٠٩، تصویر ٢٥٠ـ ٢٧٣).
سایر اشیای رومیِ به دست آمده عبارت است از: مجسمه های کوچک مفرغی و مجموعه ای از ظروف ساخته شده از مفرغ ، سنگ سماق ، و مرمر سفید (هاکین ، ج ٩، لوح ٧ـ٩، ٢٠، ٢٤، ٢٦، ٢٧؛ همو ودیگران ، ج ١١، تصویر ٣٢٢ـ٣٦٣). در حدود پنجاه قالب گچی نقش دار با نشانی خاص ، که احتمالاً در اصل برای نقره کاران طراحی شده بوده ، کشف شده که ممکن است آنها نیز متعلق به اسکندریه باشد (هاکین و دیگران ، ج ١١، ص ١٤١ـ١٤٦، ص ٢٦٥ـ٢٧٥، تصویر٢٧٤ـ٣٢٠). بعلاوه ، تعداد زیادی لوح شگفت انگیز عاج هندیِ حکاکی شده و اشیا و اسباب زینتی کشف شده ، که به سبک پیکرسازی ماتورا و اَمَراوَتی کوشانی در عهد اندهرا های دکن شباهت فراوانی
دارد (هاکین ودیگران ، ج ١١، ص ١٩ـ٨٧، ١٥٧ـ٢٥٣، تصویر ١ـ٢٣٩، ٤٦٦ـ٦٣٠).
بنجامین رولند و دیگران ، گنجینة بگرام را به قرن اول
و دوم میلادی متعلق دانسته اند ( رجوع کنید به رولند، ص ٢٤ـ ٢٨). دسته آینه ای از عاج هندی ، موجود در شهر پمپئی ، از
لحاظ سبک ، شباهت قابل توجهی با بعضی اشیای عاجی
بگرام دارد و قاعدتاً متعلق به پیش از ٧٩ میلادی است
( رجوع کنید به میوری ، ج ١٩، ص ١ـ٩). رولند نسبت به نظریة
گیرشمن دربارة ویران شدن کاپیسا به دست شاپور اول در
٢٤١ میلادی ابراز تردید می کند و می افزاید که در آن تاریخ
قریب یک قرن از عمر اشیای آن گنجینه می گذشته ، و در
صورت صحت این نظریه باید چنین فرض کرد که چیزی نیز
در این یک قرن به آن افزوده نشده بوده است (رولند، همانجا). وی سپس اظهار نظر می کند که یک دورة هرج و مرج سیاسی
در منطقه ، پس از مرگ کانیشکای اول ، ممکن است سبب ویرانی در بگرام شده باشد، خصوصاً اینکه گورهای سلسلة کوشان در سُرخ کُتَل و ماتورا دارای سنگنبشته هایی است که بر اساس آنها این شهر، پیش از آنکه هویشکا مرمتش کند، مدتی متروک بوده است .
حقیقت هر چه هست ، گنجینة موجود بهترین شاهد وجود داد و ستد گسترده میان حکومتهای کوشان ، روم ، و چین در دو قرن اول میلادی است . اما بعید است که اشیای هنری رومی الگوی واقعی فرآورده های هنری کوشانیان باشد. با این همه ، این اشیا جلوه ای از ذوق طبقة اشراف و بازرگانان ثروتمند کوشانی است که سخت مقلد سبک باستانی ( روم و یونان ) بوده است ؛ و همین امر، درک سبک ترکیبی پیکر تراشی قندهار را در عهد کوشانیان آسانتر می سازد. این ذوق تنها در عهد کوشانیان رشد نیافت ، بلکه ریشه در میراث فرهنگی باکتریایی و هند و یونانی دارد که خود به سکونتگاههای مقدونی دوران اسکندر بازمی گردد.
منابع :
(١) A.Adriani,"Le scoperte di Begram dell'arte alessandrino", Archeologia cl, ٧/٢ (١٩٥٥), ١٢٤-١٣٨;
(٢) J. Auboyer, "Ancient Indian Ivories from Begrہm, Afghanistan", Journal of the Indian Society of Oriental Art , ١٦ (١٩٤٨), ٣٤-٣٦;
(٣) S. Beal, Buddhist records of the western world, I, London ١٨٨٤;
(٤) F. Coarelli, "Nouvi elementi per la cronologia di Begram: cinque recipienti bronzei in forma di busto", Archeologia classica , ١٣ (١٩٦١), ١٦٨-١٧٩;
(٥) L. Courtois, "Note sur le cruchon no. ٧٢ de Begrہm-Kہpi i (conservإ au Musإe de Kہbul)", Arts asiatiques, ٦/٢ (١٩٥٩), ١٣٥-١٤٠;
(٦) M.M. Deneck, "Begram", Enciclopedia dell'arte antica, classica e orientale, (١٩٥٩), ٣٤-٥٧;
H.
Deydier, Contribution ب L'إtude de l'art du Gandha ¦ ra,
(٧) Paris ١٩٥٠;
Alfred Foucher, "Deux Jہtaka sur ivoire
(٨) provenant des fouilles de Joseph et Ria Hackin au Bءgrہm de Kہpi i", India Antiqua, Leiden ١٩٤٧, ١٢٤-١٣٠;
(٩) idem, "Le vieille route de l'Inde de Bactres ب Taxila", MDAFA , ١ (١٩٤٢);
(١٠) Roman Ghirshman, "Bإgram", MDAFA , ١٣ (١٩٤٦);
(١١) idem, "Fouilles de Bإgram (Afghanistan)", Journal asiatique , ٢٣٤ (١٩٤٣-١٩٤٥),٥٩-٧١;
(١٢) J. Hackin, "Recherches archإologiques ب Bإgram", MDAFA , ٩ (١٩٣٩);
(١٣) idem [et al.], "Nouvelles recherches archإologiques ب Begram" MDAFA , ١١ (١٩٥٤);
(١٤) P. Hamelin, "Sur quelques verreries de Begram", Cahiers de Byrsa , ٢ (١٩٥٢), ١١-٢٥;
(١٥) A.A. Kohzad, "Begram in the light of recent work entitled `New archaeological enquiries at Begram'", East and West , ٧/٣ (١٩٥٦), ٢٤٤-٢٤٦;
(١٦) A. Maiuri, "The Ivory statuette of Indian art at Pompei", Journal of the United Provinces Historical Society, ١٩ (١٩٤٦);
(١٧) C. Masson, "Memoir on the ancient coins found at Behgram in the Kohistan of Kabul", JASB , ٣ (١٨٣٤);
(١٨) ٥ (١٨٣٦);
(١٩) A.K. Narain, The Indo-Greeks, Oxford ١٩٥٧;
(٢٠) L. Petech, "Note su Kہpisi e Zabul", Rivista degli studi orientali, ٣٩/٤ (١٩٦٤), ٢٨٧-٢٩٤;
(٢١) C. Picard, "Un thةme alexandrin sur un mإdaillon de Begram: la cuisson symbolique du porc", Bulletin de correspondence hellإnique, ٨٩ (١٩٥٥), ١١٢-١١٩;
(٢٢) Benjamin Rowland, Ancient art from Afghanistan, NewYork ١٩٦٦;
(٢٣) W. W. Tarn, The Greeks in Bactria and India, ٢nd ed., Cambridge ١٩٥١.
/ مارتا ل . کارتر ( ایرانیکا ) /