دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٧٤١
بِلْگِرام ، شهری بسیار قدیمی ( در ایالت اوتارپرادش هاردوار ) در بخش هَردوییِ هند واقع در ٢٧ درجه و ١٠ دقیقة عرض شمالی و ٨٠ درجه و ٢ دقیقة طول شرقی . از این شهر رجال بسیاری برخاسته اند.
به نوشتة ابوالفضل علامی بیشتر اهالی آن باهوش و موسیقی شناس اند. در روزگاران پیشین ، چنانکه کشفیات اخیر نیز ثابت کرده است ، رویگرانی ساکن این شهر بودند که راجپوتهای مهاجم آنان را از شهر مجاور، یعنی قَنّوج ، بیرون رانده بودند. در زمان حکومت مغول ، بلگرام «پَرْگَنَه » ( = ناحیه ) ای در «سَرْکار» قنّوج بود (ج ١، ص ٤٣٤).
در ٤٠٩، قاضی محمدیوسف عثمانی مدنی کازرونی ، یکی از سرداران سلطان محمود غزنوی ، در لشکرکشی او به هند، این شهر را فتح کرد. ظاهراً در هرج و مرجی که بر اثر ضعف قدرت حکومت غزنوی در هند روی داد، هندوهای بومی حکام مسلمان را از بلگرام بیرون راندند و شهر را دوباره تصرف کردند. اما در زمان سلطان شمس الدین ایلِتْمِش * سیدمحمد «صاحب الدعوة الصغری »، یکی از اعقاب سیدابوالفرج واسطی ، در ٦١٤، در رأس گروه نیرومندی از سپاهیان سلطنتی ، به بلگرام حمله کرد و راجا سری را، که این شهر به نام او سری نگر خوانده شده بود، شکست داد و مسلمانان دگرباره آن را تصرف کردند.
در ٩٤٨، جنگ شدیدی در این شهر بین لشکریان همایون و شیرشاه سور درگرفت و منجر به شکست کامل همایون شد. در ١٠٠٢ اکبر فرمانی صادر و فروش علنی شراب و دیگر مسکرات را در آنجا ممنوع کرد.
سادات بلگرام ، که در تمام شئون زندگی بر رقبای خود، یعنی شیخهای عثمانی و فَرْشَوری ، پیشی یافته بودند، در تاریخ به فضل و علم و نویسندگی و شاعری و حسن ادارة امور شهرت یافتند. برجسته ترین آنان عبارت اند از: عبدالواحد بلگرامی مؤلف سَبْع سَنابِل ؛ عبدالجلیل بلگرامی * ؛ فرزند وی محمد متخلص به «شاعر»؛ غلامعلی آزاد؛ امیرحیدر نوة آزاد بلگرامی و مؤلف سوانح اکبری ؛ سیدعلی بلگرامی * ؛ و برادر بزرگترش سیدحسین بلگرامی معروف به عمادالملک ، نخستین مسلمان هندی که به عضویت شورای وزارت هند (١٣٢٥/١٩٠٧) درآمد. سیدمرتضی زَبیدی * مؤلف تاج العروس نیز از اهالی بلگرام بود. گفته اند که اورنگ زیب سادات بلگرام را به چوب مسجدالحرام تشبیه کرده که نه فروختنی است و نه سوزاندنی .
هر چند از میان شیوخ بلگرام رجال چندان صاحب نامی برنخاسته اند (به استثنای روح الامین خان عثمانی ، حاکم ٢٢ محل در ایالت پنجاب ، و مدتی در حکومت برهان الملک * نایب الحکومة اَوَدْه ؛ و مرتضی حسین معروف به اللّه یار ثانی مؤلف حدیقة الاقالیم ) منصب قضا در بلگرام همواره در دست شیوخ بلگرام بود. برای اثبات این دعوی بود که غلامحسین فرشوری و دیگر افراد طایفة او به نوشتن آثار خود دست زدند (رجوع کنید به منابع ).
منابع :
(١) میرغلامعلی بن نوح آزاد بلگرامی ، شجرة طیّبه ، نسخة خطی کتابخانة آصفیه ، ج ٢، ش ١١٤؛
(٢) همو، مآثرالکرام فی تاریخ بلگرام ، ج ١، آگره ١٣٢٨/١٩١٠، ج ٢: سروآزاد ، لاهور ١٣٣١/١٩١٣؛
شیرعلی
(٣) افسوس ، آرائش محفل ، کلکته ١٨٠٨؛
(٤) احمدالله بلگرامی ، مسجّلات فی تاریخ القضاة ، نسخة خطی ؛
(٥) غلامحسین ثمین فرشوری ، شرائف عثمانی ، نسخة خطی کتابخانة آصفیه ، ش ٢٠٢؛
(٦) سیدمحمد شاعر، تبصرة الناظرین ، نسخة خطی ؛
(٧) سید جنید صغروی بلگرامی ، جنیدیّه (دربارة شجرة سادات بلگرام و بارهه )؛
(٨) شریف احمد عثمانی ، تکملة شرائف عثمانی ، نسخة خطی ؛
(٩) سیدمحمدبن غلام نبی ، نظم اللاّ ´لی فی نسب العلاءالدین العالی ، نسخة خطی ؛
(١٠) محمد محمود حمد، تنقیح الکلام فی تاریخ البلگرام ، علیگره ١٩٣٠؛
(١١) وصی الحسن ، روضة الکرام شجرة سادات بلگرام ، گور کهپور ١٩٢٠؛
(١٢) Abu'l Fad ¤ l ـ Alla ¦ m ¦ â , A ¦ Ý i ¦ n-i Akbar i ¦ , Eng. tr. Blochmann, Delhi ١٩٨٩;
(١٣) Imperial Gazetteer of India, VIII, ٢٣٤-٢٣٥;
(١٤) Charles Ambrose Storey, Persian literature: a bio- bibliographical survey, London ١٩٢٧-, I/٢, ١١٨٣.
/ بزمی انصاری ( د. اسلام ) /