دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٧٣٦
التَّفهیم (یا التَّفهیم لِأَوائلِ صناعة التَّنجیم ) ، کتابی در بارة آموزش مبانی احکام نجوم ، نوشتة ابوریحان بیرونی * .
بر اساس قراین موجود در کتاب ، بیرونی آن را در ٤٢٠ نوشته است (سزگین ، ج ٧، ص ١٨٩؛ ابوریحان بیرونی ، ١٣٦٢ ش ، مقدمة همائی ، ص یب و بعد). از آن ، دو متن فارسی و عربی موجود است که در زمان بیرونی یا نزدیک به آن نوشته شده است . هنوز معلوم نیست که متن فارسی ، ترجمة متن عربی است یا بعکس ، و هر دو آنها را خود بیرونی نوشته است یا نه ؛ به نظر قزوینی (نظامی ، تعلیقات ، ص ٢٥٥)، خود بیرونی هر دو متن را تألیف کرده است . به نظر آقابزرگ طهرانی هم (ج ٤، ص ٣٦٢) بیرونی متن فارسی را در ٤٢٠ و متن عربی را یک سال بعد نوشته ، اما به نظر همائی (ابوریحان بیرونی ، ١٣٦٢ ش ، مقدمه ، ص کز ـ لح ) متن عربی بر فارسی مقدّم بوده و خود بیرونی آن را به فارسی ترجمه کرده است . لازار (ص ٥٨ ـ٦٢) نیز متن فارسی را ترجمة خود بیرونی یا مترجمی ناشناخته از اصل عربی تألیف بیرونی می داند. ترجیح داشتن عربی به فارسی نزد بیرونی ، از دلایل اصل قرار گرفتن متن عربی دانسته شده است (ابوریحان بیرونی ، ١٩٧٥، مقدمة روزنفلد و احمداُف ، ص ٨). متن فارسی التفهیم برای ریحانه دختر حسین
خوارزمی (همو، ١٣٦٢ ش ، ص ٢) و متن عربی برای شخصی به نام ابوالحسن علی بن ابوالفضل خاصی (حاجی خلیفه ، ج ١، ستون ٤٦٣؛ آقابزرگ طهرانی ، همانجا) نوشته شده است . در تنها چاپ متن عربی ، از این شخص و نیز از کسی که متن فارسی بدو تقدیم شده ، نامی نیامده است . بیرونی این کتاب را در غزنه و به هنگام پادشاهی محمود غزنوی (حک : ٣٨٧ـ٤٢١) نوشته (ابوریحان بیرونی ، ١٣٦٢ ش ، مقدمة همائی ، ص ح ـ ط )، ولی آن را، برعکس چند کتاب مشهور دیگرش ، به هیچیک از پادشاهان غزنوی اهدا نکرده است .
التفهیم از ٥٣٠ پرسش و پاسخ تشکیل شده است . در تعداد و ترتیب پرسشها، بین متن فارسی و عربی تفاوتی نیست . بیرونی در دیباچه (١٣٦٢ ش ، ص ٢) مطالب کتاب را به چهار بخش هندسه ، شمار (حساب )، صورت عالم (هیئت ) و احکام نجوم (تنجیم ) تقسیم می کند، اما هیچیک از متنهای چاپی ، با این ترتیب تقسیم بندی نشده اند. بعضی موضوعهای خارج از این دسته بندی اما مرتبط با نجوم ، چون اسطرلاب و بعضی کاربردهای آن و مقدماتی در بارة بعضی گاه شماریها و بعضی مبادی جغرافیایی نیز در این کتاب مطرح شده است . ترتیب پرسشها بر اساس تقسیم بندی بیرونی در دیباچه ، بدین قرار است : ( بخش اول ) پرسشهای ١ تا ٧١ هندسه ؛ ( بخش دوم ) ٧٢ تا ١١٩ حساب ؛ ( بخش سوم ) ١٢٠ تا ٢٣٦ هیئت ، ٢٣٧ تا ٢٤١ جغرافیا، ٢٤٢ تا ٢٦٧ هیئت ، ٢٦٨ تا ٣٢٣ گاه شماری ، ٣٢٤ تا ٣٤٦ اسطرلاب ؛ ( بخش چهارم ) ٣٤٧ تا ٥٣٠ احکام نجوم (سزگین ، ج ٧، ص ١٨٩؛ برای دسته بندی تفصیلیتر پرسشها رجوع کنید به ماتویفسکایا و روزنفلد، ج ٢، ص ٢٧٢، ٢٧٦؛ ابوریحان بیرونی ، ١٩٧٥، مقدمة روزنفلد و احمداُف ، ص ٨ ـ١٣).
بخش احکام نجوم ، شامل ١٨٣ پرسش و پاسخ ، مهمترین و طولانیترین بخش التفهیم است . بیرونی خود در فهرست آثارش ، التفهیم را در گروه کتابهای «در بارة احکام نجوم » گنجانده است (١٣٦٦ ش ، ص ٣٤). در بارة اعتقاد بیرونی به احکام نجوم اختلاف وجود دارد؛ به نظر همائی (ابوریحان بیرونی ، ١٣٦٢ ش ، مقدمه ، ص ٦٦)، بیرونی به احکام نجوم اعتقاد نداشته ، اما به نظر زاخاو (ابوریحان بیرونی ، ١٩٢٥، مقدمه ، ص ٢٥)، چون بیرونی با دقت بسیار به احکام نجوم در آثار مختلفش پرداخته ، به آن اعتقاد داشته است . به نوشتة صلیبا (ص ٤١٥)، بیرونی در هنگام نقل احکام نجوم ، آنها را به پیشینیان نسبت می دهد و اشاره های متعددی حاکی از بی اعتقادی به احکام نجوم دارد.
روش کلی بیرونی در بابهای مختلف التفهیم ، شروع بحث از مباحث و مفاهیمی است که توضیح آنها را برای رسیدن به مبحث احکام نجوم لازم دیده است ، از جمله هندسه و عدد (١٣٦٢ش ، ص ٣، ٣٣؛ برای موارد دیگر رجوع کنید به همو، ١٩٧٥، مقدمة روزنفلد و احمداُف ، ص ٨ـ١٠). اما این بحثها در نهایت اختصار و بدون ذکر تاریخچه و برهانها بیان شده اند (همان مقدمه ، ص ٩). در پاره ای موارد روش بیرونی در بیان مطالب با روش دانشمندان پیش از او، بویژه ریاضیدانان یونانی ، متفاوت است ؛ از جمله هنگام تعریف عناصر هندسه ، از تعریف جسم شروع می کند و به تعریف نقطه می رسد (١٣٦٢ ش ، ص ٣ـ ٦)، حال آنکه اقلیدس از تعریف نقطه و سطح به تعریف جسم می رسد (ابوریحان بیرونی ، ١٩٧٥، مقدمة روزنفلد و احمداُف ، ص ٩). این ترتیب ، بیانگر غلبة جنبة عملی و ملموس مفاهیم بر جنبة نظری و انتزاعی آنها در التفهیم است . اما در بخشهای نجومی بیرونی کاملاً پیرو بطلمیوس است (همان مقدمه ، ص ١٣).
بیرونی در التفهیم در موارد زیادی پیرو آرای دانشمندان پیش از خود بوده است ، چه دانشمندان یونانی که آثار آنها به عربی ترجمه شده ، چون ارشمیدس و بطلمیوس ، و چه دانشمندان اسلامی که از برخی از آنها هم نام برده است . مثلاً جدولهایی که وی از تعداد و عِظَم (قدر) ستارگان به دست داده (١٣٦٢ ش ، ص ٩٥ـ ٩٨) و تعدادی که برای ستارگان صور فلکی نوشته است (ص ٨٧ ـ ٨٨)، با تعداد و قدر ستارگان بنا به رأی بطلمیوس در مجسطی (گ ( ١١١ـ ١٢٥ ) ) مطابقت می کند، هر چند اختلافهای کوچکی از این لحاظ بین متن فارسی و مجسطی دیده می شود (ابوریحان بیرونی ، ١٣٦٢ ش ، همانجا). در بعضی جاها نیز آرای او تازگی دارد؛ او نخستین دانشمند اسلامی است که به تعریف خطوط موازی پرداخته است (همو، ١٩٧٥، مقدمة روزنفلد و احمداُف ، ص ١١). همچنین نقشة جهانی که در التفهیم ترسیم کرده است (١٣٦٢ ش ، ص ١٦٩)، اگرچه جزو نخستین نقشه های عالم اسلام نیست ، بعضی نکات برای نخستین بار در آن آمده است (مقبول احمد، ص ٨٠ ـ٨١).
بیرونی در جاهای مختلف التفهیم به افراد یا کتابهایی اشاره کرده است که می توان آنها را از منابع او دانست ، که از همه مهمتر مجسطی (١٣٦٢ ش ، ص ١٥٣، ٢٠٩) و اربع مقالات (همان ، ص ٤٠٩) بطلمیوس است . وی از دیگر دانشمندان یونانی ، اراتستن (ص ٩٣، به صورت اراطس ) و ارشمیدس (ص ٧٤)، و نیز از دانشمند ناشناخته ، هرمس ، که هشتادوپنج باب ( کتاب الاساس ) به او منسوب است ، نام برده است (ص ٤٦٠). از میان دانشمندان دورة اسلامی نیز از آرای ابومَعشَر بلخی (ص ١٤٩، ٤٨٥)، محمدبن جابر بَتّانی (ص ١٣٦)،
ابوالعباس ( فضل بن حاتم ) نِیریزی (ص ٣٦١)، ماشاءاللّه ( یهودی ) (ص ٤٦٠) و یعقوب بن اسحاق کِندی (ص ٢٦٣، ٦٧١) یاد کرده است . وی از دو دانشمند هندی ، به نامهای وراهامهیرا/ براهمهر (ص ٣٢٣) و جنه (ص ٤٠٩)، نیز نام برده است .
تأثیر متنهای فارسی و عربی التفهیم بر علوم دورة اسلامی کاملاً متفاوت است . کتابهای عربی در ریاضیات و نجوم و احکام نجوم و اسطرلاب پیش از التفهیم بسیار است (برای آگاهی از آنها رجوع کنید به سزگین ، ج ٥، ص ٢١٥ـ٣٧٤، ج ٦، ص ١٢٢ـ ٢٦٠، ج ٧، ص ٩٨ـ ١٨٨)، اما متنهای فارسی باقی مانده در بارة این دانشها نادر است ؛
ازینرو در بخشهای مختلف ریاضیات و علوم وابسته به آن التفهیم را باید قدیمترین متن فارسی موجود دانست . التفهیم محلّ توجه بسیاری از دانشمندان و ستاره شناسان پس از بیرونی قرار گرفت و نام آن یا عباراتی از آن به بسیاری از کتابهای علمی راه یافت . از جمله شهمردان بن ابی الخیر (شهمردان رازی ) در روضة المنجمین (ص ٧٧)، که کمتر از نیم قرن پس از التفهیم نوشته ، از آن یاد کرده است . محمدبن مسعود زَکی غزنوی در کفایة التعلیم فی صناعة التنجیم ، که آن را کاملاً مطابق الگوی التفهیم نوشته است ، و نیز فخررازی در حدائق الانوار ، از این کتاب نام برده اند؛
اگرچه آنان اشکالهایی هم به التفهیم داشته اند (برای آگاهی از این اشکالها رجوع کنید به ابوریحان بیرونی ، ١٣٦٢ ش ، مقدمة همائی ، ص مط ـ نو). مقالة سوم از چهار مقاله نظامی عروضی (ص ٨٧) نیز با نقل عباراتی از التفهیم آغاز شده است . بین بخشی از التفهیم (١٣٦٢ ش ، ص ٢١ـ٢٣) که در بارة نسبت بین اعداد است ، با بخشی از میزان الحکمة عبدالرحمان خازنی (همان ، ص ١٤١ـ١٤٣) نیز شباهتهایی وجود دارد، اما معلوم نیست که خازنی این بخش را از التفهیم گرفته باشد. بیش از همه ، یاقوت حموی از بیرونی و التفهیم یاد کرده است ؛
وی در چند باب نخست معجم البلدان علاوه بر ذکر نام کتاب (ج ١، ص ٤٣)، پاره هایی از آن را عیناً نقل کرده است (مثلاً رجوع کنید به ج ١، ص ٢٠).
قدیمترین نسخة خطی متن عربی التفهیم (کتابت ٥٧٣) در کتابخانة چستر بیتی در ایرلند نگهداری می شود (آربِری ، ج ٤، ص ٥٥ ـ٥٦). استوری (ج ٢، بخش ١، ص ٤٤) و، بر اساس نوشتة وی ، غروی (ص ٢٠) نسخة مورَّخ ٦٥٨ متعلق به کتابخانة کاما در بمبئی را قدیمترین دست نویس متن فارسی معرفی کرده اند، اما نسخه ای خطی مورَّخ ٥٣٨ از این متن فارسی در کتابخانة مجلس شورای اسلامی در تهران موجود است (نفیسی ، ج ٦، ص ١٠٨؛
نیز رجوع کنید به ادامة مقاله ). از متنهای عربی و فارسی التفهیم نسخه های خطی متعدد دیگری نیز وجود دارد (برای نسخ خطی متن عربی رجوع کنید به سزگین ، ج ٧، ص ١٨٩ـ١٩٠؛
برای نسخ خطی متن فارسی رجوع کنید به استوری ، همانجا؛
منزوی ، ج ٤، ص ٢٨٦٨). خلاصه ای نیز از متن عربی تهیه شده است (بروکلمان ، > ذیل < ، ج ١، ص ٨٧٣).
متن عربی التفهیم را نخستین بار در ١٣١٣ ش / ١٩٣٤ رمزی رایت به صورت عکسی همراه ترجمة انگلیسی آن
چاپ کرد. این چاپ بر اساس نسخة خطی متن عربی مورخ ٨٣٩ است که در کتابخانة موزة بریتانیا نگهداری می شود (ابوریحان بیرونی ، ١٩٣٤، مقدمة رمزی رایت ، ص ١٢ـ١٣).
متن فارسی را جلال الدین همائی در ١٣١٨ ش با مقدمه
و توضیحات مفصّل در تهران چاپ کرد. در این چاپ ، کتاب برای نخستین بار به پنج باب (با احتساب بخش مربوط به اسطرلاب به عنوان باب مستقل ) تقسیم شده اما چاپ عربی هیچگونه تقسیم بندی بر اساس باب ندارد. مهمترین ویژگی چاپ فارسی استفاده از قدیمترین نسخة خطی موجود (مورخ ٥٣٨) است (ابوریحان بیرونی ، ١٣٦٢ ش ، مقدمة همائی بر چاپ دوم ، ص ٥ـ٧). اما در این چاپ پرسشهایی که پاسخ آنها در جدولی داده شده ، بویژه در بخش احکام نجوم ، جملگی (٢٣ پرسش ) ساقط شده است (همان ، ص ٣٢٥ـ ٤٥٩). همچنین در ١٣٥٢ ش / ١٩٧٣، عاصموف متن فارسی را به خط سیریل تاجیکی در شهر دوشنبه چاپ کرد. این چاپ ، به تقلید از چاپ جلال الدین همائی ، به پنج باب تقسیم شده است . در ١٣٥٤ ش / ١٩٧٥ ترجمة روسی روزنفلد و احمداُف از التفهیم در تاشکند منتشر شد. در این چاپ هم از چاپ فارسی جلال الدین همائی و هم از چاپ عربی استفاده شده است . التفهیم به ایتالیایی نیز ترجمه شده ، ولی هنوز انتشار نیافته است ( رجوع کنید به چکوتی ، ص ٩ـ١٢). تحقیقات زیادی نیز به زبانهای مختلف در بارة التفهیم انجام شده است که ضمن آنها بخشهایی از کتاب به آلمانی و روسی ، پیش از انتشار ترجمة روزنفلد و احمداُف ، ترجمه شده است (برای آگاهی از این تحقیقات و ترجمة بخشهای مختلف کتاب به زبانهای مختلف رجوع کنید به ماتویفسکایا و روزنفلد، ج ٢، ص ٢٧٢ـ٢٧٣).
ابوالقاسم قربانی (ص ٣٣٦ـ٤٢٠) فهرستی از دویست اصطلاح ریاضی این کتاب با معادل انگلیسی و شرح آنها
تهیه کرده است . همچنین تقریباً یکصد کلمة سنسکریت در التفهیم وجود دارد که عموماً اصطلاحات نجومی ، نام ماهها
و بعضی نامهای جغرافیایی است ؛
همائی (ابوریحان بیرونی ، ١٣٦٢ ش ، مقدمه ، ص قفو ـ قص ) فهرستی از این لغات را
فراهم آورده است .
منابع :
(١) آقابزرگ طهرانی ؛
(٢) ابوریحان بیرونی ، فهرست کتابهای رازی و نامهای کتابهای بیرونی ، تصحیح و ترجمه و تعلیق از مهدی محقق ، تهران ١٣٦٦ ش ؛
(٣) همو، کتاب التَّفهیم لِأَوائلِ صناعة التَّنجیم ، چاپ جلال الدین همائی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٤) کلاودیوس بطلمیوس ، المجسطی ، ترجمة حجاج بن یوسف بن مطر، نسخة خطی کتابخانة لیدن هلند، ش ٦٨٠ . Or ، نسخة عکسی کتابخانة بنیاد دایرة المعارف اسلامی ؛
(٥) کلودیو چکوتی ، « التفهیم ، به زبان ایتالیایی » (مصاحبه )، نجوم ، سال ٣، ش ٦ (اسفند ١٣٧٢)؛
(٦) حاجی خلیفه ؛
(٧) عبدالرحمان خازنی ، کتاب میزان الحکمة ، حیدرآباد دکن ١٣٥٩؛
شهمردان بن ابی الخیر، روضة المنجمین ، چاپ عکسی از روی نسخة خطی کتابخانة ملک ،
با مقدمه و فهرست ها و اصطلاحات نجومی از جلیل اخوان زنجانی ،
(٨) تهران ١٣٦٨ ش ؛
مهدی غروی ، «دو نسخة کهن از تفهیم بیرونی
متعلق به کتابخانة مؤسسة شرقشناسی کاما ـ بمبئی »، هنر و مردم ،
(٩) سال ١٢، ش ١٣٣ (آبان ١٣٥٢)؛
(١٠) ابوالقاسم قربانی ، تحقیقی در آثار ریاضی ابوریحان بیرونی : تحریری نوین از بیرونی نامه ، تهران ١٣٧٤ ش ؛
(١١) س . مقبول احمد، «نقشة جغرافیایی »، ترجمة عبدالحسین آذرنگ ، در تاریخچة جغرافیا در تمدن اسلامی ، تهران : بنیاد دایرة المعارف اسلامی ، ١٣٦٨ ش ؛
(١٢) احمد منزوی ، فهرستوارة کتابهای فارسی ، تهران ١٣٧٤ ش ـ ؛
احمدبن عمرنظامی ، چهارمقاله ،
(١٣) چاپ محمد قزوینی و محمد معین ، تهران ١٣٣٣ ش ؛
(١٤) سعید نفیسی ، فهرست کتابخانة مجلس شورای ملی ، ج ٦ ، تهران ١٣٤٤ ش ؛
(١٥) یاقوت حموی ؛
(١٦) Abu ¦ Rayh ¤ a ¦ n B ¦ â ru ¦ n ¦ â , Al-B i ¦ ru ¦ n i ¦ 's India , ed. E. Sachau, Leipzig ١٩٢٥;
(١٧) idem, The book of instruction in the elements of the art of astrology , ed. and tr. R. Ramsay Wright, London ١٩٣٤;
(١٨) idem, Kniga vrazumleniya nac § afkam nauki o zvezdakh , ed. and trans. by B. A. Rozenfeld and A. Ahmedov, Tashkent ١٩٧٥;
(١٩) A. J. Arberry, The Chester Beatty Library: a handlist of the Arabic manuscript s, vol. ٤, Dublin ١٩٥٩;
Carl Brockelmann, Geschichte der
(٢٠) arabi schen Litteratur , Leiden ١٩٤٣-١٩٤٩, Supplementband , ١٩٣٧-١٩٤٢;
(٢١) G. Lazard, La langue des plus anciens monuments de la prose persane , Paris ١٩٦٣;
(٢٢) G. P. Matvievskaya and B. A. , Rozenfeld Matematiki i astronomi musulmanskogo srednevekovia i ik ¢ h ¢ trudi ) VIIIth-XVIIth cent .) Moscow ١٩٨٣;
(٢٣) G. Saliba, Religion, learning and science in the ـ Abbasid period , ed. M. J. L. Young, J. D. Latham, and R. B. Serjeant, Cambridge ١٩٩٨;
(٢٤) Fuat Sezgin, Geschichte des arabischen Schrifttums , Leiden ١٩٦٧-١٩٨٤;
(٢٥) Charles Ambrose Storey, Persian literature: a bio-bibliographical survey , vol. ٢, pt. ١, London ١٩٧٢.
/ فرید قاسملو /