دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٦٢٢
حَواميم ، حَواميم، نام گروهىِ سورههاى چهلم تا چهلوششم قرآن كريم در ترتيب مصحف كه با حروف مقطّعه «حم» (حاميم) آغاز مىشوند. اين سورهها به ترتيب عبارتاند از: غافِر (مؤمن)، فُصِّلَت، شورى، زُخرُف، دُخان، جاثيه و احقاف. به مجموع اين سورهها ذوات حم يا آلحم نيز گفتهاند (رجوع کنید به طبرسى، ج ٨، ص ٧٩٧؛ قرطبى، ج ١٥، ص ٢٨٨). اين هفت سوره مكىاند و به همانترتيب مصحف نازل شدهاند (رجوع کنید به مقدمتان فى علوم القرآن، ص ٩، ١٥؛ زركشى، ج ١، ص ١٩٣؛ سيوطى، ١٤٠٨، ص ١١٨ـ ١١٩؛ قس همو، ١٣٦٣ش، ج ١، ص ٤١) و حتى نزول آنها را يكجا دانستهاند (رجوع کنید به سيوطى، ١٤٠٨، ص ١١٨). گفتهاند كه جمع بستن حم به حواميم از كلام عرب نيست، بلكه از كلام كودكان است كه مىگويند: «تَعَلَّمنا الْحَواميم» و بهتر آن است كه حم به ذوات حم يا آل حم جمع بسته شود (رجوع کنید به جوهرى؛ زَبيدى؛ شرتونى، ذيل «حمم»).
در همه اين سورهها، بلافاصله پس از حروف مقطّعه، از وحى و قرآن و نزول آن سخن به ميان مىآيد. به عقيده برخى مفسران، اين ويژگى مشترك، بهعلاوه همگونى اين سورهها از حيث بافت و نظم سخن و همسانى آنها از حيث حجم، موجب شباهت و پيوستگى آنها شده است و در نتيجه، اين سورهها در پى هم قرار گرفتهاند (رجوع کنید به طبرسى، ذيل فصّلت: ١؛ سيوطى، ١٤٠٨، ص ١١٨ـ١١٩). بهگفته سيوطى (١٤٠٨، ص ١١٨)، سوره زمر هم كه پيش از حواميم قرار گرفته و از نظر آغاز شدن با عبارتِ «تَنزيلُ الْكِتاب» به آنها شباهت دارد، در مصحف اُبىّبن كَعْب «حم» داشته است. سيوطى در جاى ديگر (١٣٦٣ش، ج ١، ص ٢١٩)، از توالى سورههاى حواميم و در عين حال متوالى نبودن سورههاى مُسَبِّحات نتيجه گرفته كه ترتيب سُوَر قرآن يا دستكم ترتيب بسيارى از آنها توقيفى است، زيرا اگر ترتيب سورهها اجتهادى بود، بايد سورههاى مسبحّات نيز در مصحف پى در پى قرار مىگرفتند. گفتنى است روايتهايى كه در فضيلت اين مجموعه سورهها بيان شده (رجوع کنید به ادامه مقاله)، تا اندازهاى نشان مىدهد كه اين مجموعهها در زمان پيامبر صلىاللّهعليهو آلهوسلم شناخته شده بودهاند.
از سوى ديگر، سيوطى (١٤٠٨، همانجا) معتقد است ميان حواميم و شش سورهاى كه داراى حرف مقطّعه «راء» هستند، يعنى يونس، هود، يوسف، رعد، ابراهيم و حِجْر، شباهت وجود دارد؛ چنانكه در آغاز دومين سوره از حواميم (فصّلت)، همانند ابتداى دومين سوره از سور داراى «الر» (هود)، اسلوب توصيف كتاب وحيانى تغيير مىكند و قرآن به عنوان كتابى كه آيات آن تفصيل يافته است (فُصِّلَتْ اياتُه)، معرفى مىشود.
چون در باره معناى حروف مقطّعه رأىقاطع وجود ندارد (رجوع کنید به حروف مقطّعه*)، در تفسير «حم» نيز تشتت آرا و اقوال به چشم مىخورد، از جمله آن را نامى از نامهاى خدا، نام سوره، نام قرآن و سوگند خدا به حلم و مُلك خويش دانستهاند. همچنين گفتهاند از كنار هم گذاشتن «الر» و «حم» و «ن»، واژه «الرحمن» بهدست مىآيد (رجوع کنید به ابنقتيبه، ص ٣٦؛ ميبدى، ج ٨، ص ٤٤٧ـ ٤٤٨؛ ابوالفتوح رازى؛ قرطبى، ذيل غافر: ١). بعضى هم گفتهاند منظور از «حم» شخص پيامبر اكرم است (رجوع کنید به سيوطى، ١٣٦٣ش، ج ٣، ص٣٣)، كه بهنظر مىرسد اين رأى باعنوان آلحم براى اين سورهها بىارتباط نباشد. برخى از مفسران نيز «حم» را جزو افعال دانسته و گفتهاند «حُمَّ» يعنى «قُدِّر» يا «قُضِىَ ماهوكائن» (رجوع کنید به طبرسى، ذيل غافر: ١؛ ابوالفتوح رازى؛ قرطبى، همانجاها)، البته اين رأى، شاذ و مخالف با نظر رايج است و با قرائات مشهور و معتبر نيز سازگار نيست. از سويى، براساس نظريهاى مشهور درباره حروف مقطّعه، كه اين حروف را نشانههاى اختصارى نامها و اوصاف خدا مىداند، برخى حرف «ح» را نشانه اوصافى چون حليم و حكيم و حميد و حىّ و حنّان، و حرف «م» را نشانه اوصافى چون مَلِك و مجيد و مُبدِء (خالق) و منّان دانستهاند (رجوع کنید به طبرسى؛ قرطبى، همانجاها) يا گفتهاند «ح» از الرحمن و «م» از الرحيم گرفته شده است (رجوع کنید به سيوطى، ١٣٦٣ش، ج ٣، ص ٢٦). بنابر روايتى از امام صادق عليهالسلام در پاسخ به پرسش سفيان ثورى درباره حروف مقطّعه، معناى «حم»، الحميد المجيد است (رجوع کنید به ابنبابويه، ص ٢٢؛ درباره اين روايت رجوع کنید به طباطبائى، ذيل شورى: ١).
نظريه نشانه اختصارى بودن حروف مقطّعه، باعث شده است كه مفسران، به تناسب ذوق و سليقه خود، فرضيههاى مختلفى عرضه كنند. از جمله ميبدى در تفسير «حم» آراى متفاوتى دارد. مثلا، در جايى «ح» را اشاره به محبت و «م» را اشاره به منّت (رجوع کنید به ج ٨ ص ٤٥٦)، در جايى ديگر «ح» را اشاره به حيات خدا و «م» را اشاره به مُلك او (ج ٩، ص ٥٩) و در موضعى ديگر «ح» را مفتاح حىّ و «م» را مفتاح مَلِك (ج ٩، ص ١٥٣) دانسته است (قس همان، ج ٩، ص ١٤ـ١٥، ١٢٦؛ ابوالفتوح رازى، ذيل شورى: ١). بر پايه همين نظريه، خاورشناسان نيز آرايى مطرح كردهاند. مثلا، هانس بوئر كه آغاز هر سوره را نشانه محتواى آن مىداند «حم» را ملخص واژه «جهنم» دانسته است، زيرا بنابه گفته او، حرف «ح» در كتابت عربى گاهى با حرف «ج» اشتباه مىشود. هرچند خود او نيز به اين قبيل تفسيرها به ديده شك نگريسته است (رجوع کنید به بلاشر، ص ١٤٩، پانويس ٢٠١).
درباره فضيلت حواميم و آثار و پاداشهاى تلاوت اين سورهها، احاديثى در منابع روايى و تفاسير آمده است. از جمله اينكه از حواميم با اوصافى نظير ميوه قرآن، عروسهاى قرآن و باغى از باغهاى بهشت ياد شده است (براى نمونه رجوع کنید به طبرسى، ج ٨، ص ٧٩٧ـ٧٩٨؛
ابوالفتوح رازى، ج ١٧، ص ١ـ٢؛
سيوطى، ١٤٢١، ج ٧، ص ٢٣٢ـ٢٣٣؛
مجلسى، ج ٨٩، ص ٣٠١ـ ٣٠٢؛
آقانجفى، ص ١١٣).
منابع:
(١) محمدتقىبن محمدباقر آقانجفى، خواصّ الآيات و خواصّ تمامى سورههاى قرآن كريم، بمبئى ١٢٩٩، چاپ افست تهران ١٣٤٥ش؛
(٢) ابنبابويه، معانىالاخبار، چاپ علىاكبر غفارى، قم ١٣٦١ش؛
(٣) ابنقتيبه، تفسير غريبالقرآن، چاپ احمد صقر، قاهره ١٣٧٨/١٩٥٨؛
(٤) ابوالفتوح رازى، روضالجِنان و روحالجَنان فى تفسيرالقرآن، چاپ محمدجعفر ياحقى و محمدمهدى ناصح، مشهد ١٣٦٥ـ١٣٧٦ش؛
(٥) اسماعيلبن حماد جوهرى، الصحاح: تاجاللغة و صحاحالعربية، چاپ احمد عبدالغفور عطا، قاهره ١٣٧٦، چاپ افست بيروت ١٤٠٧؛
(٦) محمدبن محمد زَبيدى، تاجالعروس من جواهرالقاموس، چاپ على شيرى، بيروت ١٤١٤/١٩٩٤؛
(٧) محمدبن بهادر زركشى، البرهان فى علوم القرآن، چاپ محمد ابوالفضل ابراهيم، بيروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(٨) عبدالرحمانبن ابىبكر سيوطى، الاتقان فى علوم القرآن، چاپ محمد ابوالفضل ابراهيم، (قاهره ١٩٦٧)، چاپ افست قم ١٣٦٣ش؛
(٩) همو، تناسق الدرر فى تناسب السور، چاپ عبداللّه محمد درويش، بيروت ١٤٠٨/١٩٨٧؛
(١٠) همو، الدر المنثور فى التفسير بالمأثور، چاپ نجدت نجيب، بيروت ١٤٢١/٢٠٠١؛
(١١) همو، سعيد شرتونى، اقرب الموارد فى فُصح العربية و الشوارد، قم ١٤٠٣؛
(١٢) طباطبائى؛
(١٣) طبرسى؛
(١٤) محمدبن احمد قرطبى، الجامع لاحكام القرآن، بيروت: دارالفكر، (بىتا.)؛
(١٥) مجلسى؛
(١٦) مقدمتان فى علوم القرآن، چاپ آرتور جفرى و عبداللّه اسماعيل صاوى، قاهره: مكتبة الخانجى، ١٣٩٢/١٩٧٢؛
(١٧) احمدبن محمد ميبدى، كشفالاسرار و عدةالابرار، چاپ علىاصغر حكمت، تهران ١٣٦١ش؛
(١٨) Regis Blachere, Introduction au Coran, Paris ١٩٧٧.
/ سيدكاظم طباطبايى /