دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٧٥٦
حائرى ، عبدالهادى، مورخ معاصر ایرانى. وى فرزند میرزااحمد حائرى و نوه دخترى آیتاللّه شیخ عبدالكریم حائرى یزدى* بود. در حدود سالهاى ١٣١٢ـ١٣١٤ش در شهر قم، در خانوادهاى روحانى و سرشناس و در عین حال تنگدست، به دنیا آمد (حائرى، ١٣٧٢ش، ص ١١؛ یوسفیفر، ص ٣٥). حائرى از كودكى به آموزش قرآن و خط و مشق در مكتبخانه پرداخت و پس از آن پدرش دروس مقدماتى عربى را به او آموخت. حائرى به سبب تنگدستى پدر و نیز مخالفت سرسختانه وى با نظام جدید آموزش و پرورش، به مدرسه نرفت و چندى بعد، به نوشته خودش، چون پدرش او را بیاستعداد میدانست، به پارچهبافى گمارده شد. وى در حدود ١٣٢٨ش، در پى آشنایى با چند نوجوان همسن خود به ادامه تحصیل علاقهمند شد و توانست در عین اشتغال به پارچهبافى، به صورت «متفرقه» درس بخواند و دوره شش ساله ابتدایى را در یك سال تحصیلى طى كند. وى از آن پس به طور جدّى تحصیل را ادامه داد (حائرى، ١٣٧٢ش، ص ١٩ـ٢٠، ٢٤ـ٢٥، ٣٨، ٦٣، ٧٨).
حائرى در ١٣٣٦ش به دانشكده معقول و منقول تهران راه یافت. آشنایى وى با عبدالحسین زرینكوب* در دانشگاه، در علاقهمند شدن او به پژوهش تاریخى مؤثر بود (همان، ص ٢٤٦، ٢٦١). پس از گرفتن مدرك كارشناسى، حائرى مدتى بیكار و سرگردان بود تا در نهایت در اداره بهداشت شغلى یافت كه موجب رهایى وى از تنگناهاى اقتصادى گردید. او در ١٣٤٢ش بورسیه دانشگاه مگگیل كانادا در رشته تاریخ و خاورشناسى شد و پس از پشت سرگذاردن دشواریهاى بسیار، در ١٣٥٢ش از رساله دكترى خود دفاع كرد (همان، ص ٣٣١ـ ٣٤٦، ٤٦٤). بلافاصله دانشگاه بركلى در كالیفرنیاى امریكا وى را به همكارى دعوت كرد و او شش سال به تدریس در آن دانشگاه پرداخت. وى اندكى پیش از پیروزى انقلاب اسلامى به ایران بازگشت و با رتبه دانشیارى در دانشگاه فردوسى مشهد استخدام شد و به تدریس دروس دوره قاجاریه، انقلاب مشروطه و تاریخ معاصر پرداخت (همان، ص ٤٢١، ٥٠٤ـ٥٠٨).
پس از پیروزى انقلاب اسلامى و سپس انقلاب فرهنگى، كه به تعطیل موقت دانشگاهها انجامید، حائرى در جمع كمیته پژوهشگران وزارت علوم و شوراى عالى انقلاب فرهنگى به كار خود ادامه داد. وى بعدها رتبه استادى یافت و در سال تحصیلى ١٣٧٠ـ ١٣٧١ش استاد نمونه كشور گردید (همان، ص ٥١٢، ٥١٤ـ ٥١٥، ٥٥٠؛ شعبانى، ص ١٤٥ـ١٤٦). وى در اواخر عمر به سرطان خون مبتلا شد و پس از دو سال، در ٢٣ تیر ١٣٧٢درگذشت. همسرش، زهرا افشارنژاد، گنجینه نفیسى از كتابهاى فارسى، عربى، انگلیسى و فرانسه او را به دانشگاه فردوسى مشهد اهدا كرد (لؤلؤئى، ص ٣٢).
حائرى در ١٣٢٩ش در كتابخانهاى در قم كتابدار روزمزد شد و از این رهگذر با مطبوعات و دیدگاههاى سیاسى و شیوههاى نویسندگى و مباحث گوناگون فكرى و ایدئولوژیك آشنا شد. این امر در شكلگیرى اندیشه وى تأثیر اساسى داشت تا بدانجا كه از همان زمان به فعالیتهاى قلمى در روزنامهها و مجلات شهر قم و سپس تهران پرداخت (حائرى، ١٣٧٢ش، ص٨٢، ٩٤، ٩٧ـ ٩٩، ١٠٥، ١٠٩). نخستین تكاپوهاى قلمى حائرى، در زمینه ادبیات (همچون رمان اشك سرد، مشهد ١٣٤٣ش) و مسائل سیاسى و اجتماعى و دینى بود (همان، ص ٩٧ـ ٩٩، ١٣١)، اما بعدها مشخصآ به كار در عرصه تاریخ پرداخت و چندین كتاب و بیش از شصت مقاله تألیف كرد (براى آگاهى از فهرستى از این كتابها و مقالات او رجوع کنید به اصیلى، ص ٥٠٣ـ٥٠٨؛ براى ترجمه برخى از مقالات دایرةالمعارفى حائرى رجوع کنید به خودآگاهى و تاریخپژوهى، ص ٤١٣ـ٤٩٩؛ براى آگاهى از چگونگى همكارى او با د. اسلام رجوع کنید به حائرى، ١٣٧٢ش، ص ٤٩٢).
برخى از مهمترین آثار او بدین شرح است: رساله دكتریاش با عنوان تشیع و مشروطیت و نقش ایرانیان مقیم عراق، كه پس از بازگشت به ایران آن را از انگلیسى به فارسى ترجمه و چاپ كرد (تهران ١٣٦٠ش). این كتاب ــ بهرغم برخى انتقادهاى وارد شده بر آن، مبنى بر اصالت نداشتن و بیاعتبارى برخى منابع یا تحلیل نادرستِ ماهیت نهضت مشروطه ــ در سالهاى اخیر به عنوان یكى از منابع مشروطهپژوهان اهمیت یافته است، بهویژه در مطالعات مربوط به آرا و دیدگاههاى میرزامحمدحسین نائینى* و شناخت برخى فقها و عملكرد آنان در رویدادهاى انقلاب مشروطه (جوادزاده، ص ٢٣ـ٢٤؛
براى آگاهى از برخى نقدهاى كتاب رجوع کنید به حائرى، ١٣٦٤ش، ص هفت ـ ده).
كتاب دیگر او با عنوان نخستین رویاروییهاى اندیشهگران ایران با دو رویه تمدن بورژوازى غرب، در ١٣٦٧ش كتاب سال شد. این كتاب مبتنى است بر الگوى نظرى حائرى در مطالعات تاریخیاش، كه تقریبآ در همه آثار او بدان پرداخته شده، و مشتمل است بر توجه همزمان به دو رویه تمدن غرب؛
یعنى، استعمار و دانش و كارشناسى (رجوع کنید به حائرى، ١٣٨٠ش، ص٩، ٢١ـ ٨٨؛
نظرى هاشمى، ١٣٧٨ش، ص٢٢٠؛
صفت گل، ١٣٧٨ش، ص٨). انتشار دو كتاب مذكور موجب شهرت فراوان نویسنده در داخلوخارج از ایران گردید. او در كتاب تاریخ جنبشهاوتكاپوهاى فراماسونگرى در كشورهاى اسلامى، تاریخ فراماسونرى در كشورهاى غربى و نقش تاریخى، اجتماعى و سیاسى آن در ایران، تركیه، كشورهاى عربى، هندوستان و اندونزى را نشان میدهد (حائرى، ١٣٦٨ش، ص ١٤). اسامى برخى دیگر از آثار حائرى بدینشرح است: ایران و جهان اسلام : پژوهشهایى تاریخى پیرامون چهرهها، اندیشهها و جنبشها (مشهد ١٣٦٨ش)، همگامى ایران و لیبى بر ضد امپریالیسم: دو سند تاریخى (مشهد ١٣٦٠ش) و آزادیهاى سیاسى و اجتماعى از دیدگاه اندیشهگران : گذرى بر نوشتههاى پارسى در دو سده واپسین (مشهد ١٣٧٤ش). آخرین اثر حائرى، كه در دوران بیمارى او نگاشته شده، كتاب آنچه گذشت: نقشى از نیم قرن تكاپوست كه در واقع زندگینامه خودْنوشت اوست (جلالى، ص ١٠١ـ١٠٢).
حائریاز نمایندگان برجسته نسل جدید مورخان ایرانى است كه متأثر از تحولات معرفتى و روششناسى رایج در غرباند (صفتگل، ١٣٨٠ش، ص ١٥٣ـ١٥٤). صراحت بیان، دقت و بهرهگیرى از منابع متنوع و گسترده مراكز اسناد كشورهایى چون امریكا و انگلستان و نیز كتابخانههاى معتبر دنیا و نیز روشمندى او در بررسى تحولات تاریخى، جایگاه ممتازى به آثار پژوهشى وى بخشیده است.
تأكید بر شناخت جریانهاى فكرى در پژوهش تاریخى؛
نواندیشى در پژوهش؛
تأكید بر عنصر تحلیل در پژوهش تاریخى؛
تأكید بر بهكارگیرى نظریه در پژوهش تاریخى؛
و پایبندى به استناد در پژوهش تاریخى از عناصر اصلى سبك تاریخنگارى حائرى است.
منابع :
(١) سوسن اصیلى، «كتابشناسى دكتر عبدالهادى حائرى»، در خودآگاهى و تاریخپژوهى: مجموعه مقالات همایش بزرگداشت استاد دكتر عبدالهادى حائرى (مهرماه ١٣٧٩)، بهكوشش شهرام یوسفیفر، تهران: دانشگاه تهران، ١٣٨٠ش؛
(٢) محمدرضا جلالى، «نگاهى روانشناختى به شخصیت دكتر حائرى»، در همان؛
(٣) علیرضا جوادزاده، «نقد و بررسى كتاب تشیع و مشروطیت در ایران و نقش ایرانیان مقیم عراق»، نامه تاریخپژوهان، سال ٢، ش ٧ (پاییز ١٣٨٥)؛
(٤) عبدالهادى حائرى، آنچه گذشت: نقشى از نیم قرن تكاپو، تهران ١٣٧٢ش؛
(٥) همو، تاریخجنبشها و تكاپوهاى فراماسونگرى در كشورهاى اسلامى، مشهد ١٣٦٨ش؛
(٦) همو، تشیع و مشروطیت در ایران و نقش ایرانیان مقیم عراق، تهران ١٣٦٤ش؛
(٧) همو، نخستین رویاروییهاى اندیشهگران ایران : با دو رویه تمدن بورژوازى غرب، تهران ١٣٨٠ش؛
(٨) خودآگاهى و تاریخپژوهى: مجموعه مقالات همایش بزرگداشت استاددكتر عبدالهادى حائرى (مهرماه ١٣٧٩)، بهكوشش شهرام یوسفیفر، تهران : دانشگاه تهران، ١٣٨٠ش؛
(٩) رضا شعبانى، «یادیاز روانشاد استاددكتر عبدالهادى حائرى»، در همان؛
(١٠) منصور صفتگل، «دكتر حائرى و تاریخنگارى فرهنگى: بینش و روش در تاریخنگارى پیش از قاجار»، در همان؛
(١١) همو، «مطالعات صفوى در تاریخنگارى دكتر حائرى»، كتاب ماه تاریخ و جغرافیا، سال ٢، ش ١٠ (مرداد ١٣٧٨)؛
(١٢) كیوان لؤلؤئى، «كتابخانه دكتر حائرى: یادگارى نفیس از آن استاد فقید»، كتاب ماه تاریخ و جغرافیا، سال ٢، ش١٠ (مرداد ١٣٧٨)؛
(١٣) محمد نظرى هاشمى، «مرورى كوتاه بر آخرین اثر منتشرشده مرحوم دكتر عبدالهادى حائرى»، دانشگاه انقلاب، ش ١١٢ (پاییز ١٣٧٨)؛
(١٤) همو، «مفهوم آزادى در آثار دكتر حائرى»، در خودآگاهى و تاریخپژوهى، همان؛
(١٥) شهرام یوسفیفر، «گذرى بر زندگى، پژوهشها و آثار زندهیاد استاد دكتر عبدالهادى حائرى»، كتاب ماه تاریخ و جغرافیا، سال ٤، ش ٣ (دى ١٣٧٩).
/ مهدى فرهانیمنفرد /