دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٤٣٥
بیرامیّه (بایرامیه ) ، نام طریقتی که حاجی بیرام ولی * در اواخر قرن هشتم و نیمة اول قرن نهم در آنقره (آنکارا) بنیان نهاد. براساس برخی منابع ، شجره نامة سلسلة بیرامیه به بایزید بسطامی می رسد و با چند واسطه به ابوبکر، خلیفة دوم ، و سپس به رسول اکرم منتهی می شود. اما در شجره نامة دیگری که کاملاً متفاوت از قبلی است ، تبار این سلسله ، از طریق حضرت علی علیه السلام ، به پیامبر صلّی اللّه علیه وآله وسلّم می رسد (حریری زاده ، ج ٢، ص ٢٢١ و بعد).
( در این شجره نامه ، سیداسحاق صفی الدین اردبیلی (متوفی ٧٣٥) مؤسس طریقت صفویه یا اردبیلیه و منشعب از طریقت ابهریه ، طریقت قطب الدین ابهری ، محسوب ، و بیرامیّه شعبه ای از صفویه معرفی شده است ( رجوع کنید به عینی ، ص ١٣٨ـ١٤٠) ) .
برخی ، طریقت بیرامیّه را جمع میان طریقت نقشبندیه و خلوتیه دانسته و گفته اند که به همین دلیل بیرامیّه هم ذکر خفی را به پیروی از نقشبندیه و هم ذکر جلی را به پیروی از خلوتیه می پذیرد (صاری عبدالله افندی ، ج ٥، ص ١٧٥؛
لعلی زاده ، ص ١٦). برخی نیز بیرامیّه را در شمار «ارباب ذکر جلی » دانسته و آن را طریقتی منشعب از خلوتیه شمرده اند (طاشکوپری زاده ، ج ١، ص ٧). البته طریقت بیرامیّه از گرایشهای ملامتی نیز برکنار نبوده و از همان آغاز تحت تأثیر آن قرار داشته است ، به طوری که بسیاری از مشایخ بیرامیّه نیز خود را به ملامتیه * منتسب می کردند.
بیرامیّه ، به محض وفات بیرام ولی ، به دوشاخة بزرگ تقسیم گردید: برخی ذکر جلی را پذیرفتند و پیرو آق شمس الدین (متوفی ٨٦٤)، خلیفة بیرام ولی ، شدند و گروهی دیگر پیرو عمردَده بورسایی (متوفی ٨٨٠)، از جانشینان دیگر بیرام ولی ، شدند و با ترک ذکر، ورد، لباس خاص و حتی تکیه هایی که محل اجتماع آنان بود، ملامیّه نام گرفتند. طریقة اصلی بیرامیّه از زمان آق شمس الدین گسترش یافت و برای جداکردن خود از ملامیها طریقة خود را بیرامیّة شمسیه خواند و ملامیها نیز خود را ملامیة بیرامیه نامیدند. شاخة سوم یعنی جلوتیه را بعدها عزیز محمود هدایی (متوفی ١٠٣٨)، یکی از خلفای «افتاده » (متوفی ٩٨٨)، تأسیس کرد.
پس از آق شمس الدین ، خلیفه اش ابراهیم تنوری ، شاخة تنوریه را تأسیس کرد. یکی از خلفای ابراهیم تنوری ، یاوْصی محمد محیی الدین (متوفی ٩٢٢)، پدر شیخ الاسلام ابوالسعود عمادی (متوفی ٩٨٢) است . همت افندی ، مؤسس شاخة همّتیه ، نیز از خلفای آق شمس الدین بود که در حوالی اَدَنه و مرعش طریقة بیرامیّه را اشاعه داد. بدین ترتیب ، از شاخة بیرامیّة شمسیه دو شاخة تنوریه و همتیّه جدا شدند. برخی ، طریقت اشرفیه را نیز که منسوب به اشرف زاده عبدالله رومی ازنیقی است ، شعبه ای از بیرامیّه شمرده اند (حریری زاده ، ج ١، ص ١٧٤) ( اما به نظر می رسد که این طریقت شاخه ای از سلسله قادریّه * باشد (طاهربیگ ، ج ١، ص ١٧). از شاخه های ملامیة بیرامیه ، هاشمیه است که آن را امیر عثمان هاشمی تأسیس کرد. از شخصیتهای مهم این شاخه عبدالرحیم افندی (متوفی ١١٤٠)، شاعر و مشهور به حبشی زاده بود. شاخة دیگر ملامیة بیرامیه ، حمزویّه است که حمزه بالی (متوفی ٩٦٩) آن را تأسیس کرد و در اطراف بوسنی رواج داد. از افراد برجستة این شاخه صاری عبدالله افندی * (متوفی ١٠٧١) شارح مثنوی و عبدالله بوسنوی (متوفی ١٠٥٤) شارح فصوص است (گولپینارلی ، ص ٢٠٣ـ ٢٠٤، ٢٠٦) ) .
بیرامیان شیعه نیستند، اما دوستدار اهل بیت علیهم السلام اند و بخصوص در شاخة ملامیّة آن ، تمایلات شیعی بسیار آشکار است . بارزترین ویژگی بیرامیّه اعتقاد شدید به وحدت وجود است . در سایر طریقتها اعتقاد قلبی به وحدت وجود، مرحله ای است که در پایان سلوک می توان به آن رسید؛
در حالی که در بیرامیّه ، سالک با اعتقاد به وحدت وجود، سلوک خود را آغاز می کند و می کوشد که این اعتقاد را در خود تحقق بخشد. بیرام ولی نیز مراتب سه گانة رسیدن به توحید را دانستن («بیلمک »)، یافتن («بولماق ») و شدن («اولماق ») دانسته است . این مراتب ، در رسالة النوریّه و مقامات اولیاء آق شمس الدین ذکر شده است .
بیرامیان در اثنای ذکر خفی ، روشی به نام «رسیدن به دل » دارند که آن را «صِقال » یعنی تصفیه و تجلیة دل می گویند؛
بدین ترتیب که آنها در هنگام ذکر خفی چشمها را بسته ، نَفَس را حبس کرده و در معنای ذکر تأمل می کنند؛
در اثنای ذکر، وردی که باید خوانده شود مثلاً «لااله الاالله » دایره ای تلقی می شود که از دل برمی آید (قوس قلبی ) و باز به دل باز می گردد (قوس آفاقی ) و در آن استقرار می یابد (صاری عبدالله افندی ، ج ٤، ص ٢٠٨ و بعد؛
حریری زاده ، ج ١، ص ١٧٤ و بعد).
تاج (کلاه ) بیرامیّه از نمدِ سفید است و شش ترک دارد که اشاره به شش جهت (بالا و پایین ، چپ و راست ، جلو و عقب ) است و بدین سان این طریقت ، خود را جامع تمام کائنات معرفی می کند.
گفته شده است که تاج حاجی بیرام ولی تاج دوازده ترک و سرخ رنگ (تاج اردبیلی ) بوده ، اما بعدها تاج سفید مرسوم شده است (هدایی ، ج ٢، ص ١٧٤).
طریقت بیرامیّه در حوالی آنکارا، استانبول ، ازمیت ، بولی ، بورسا، اَدَنه ، مرعش و قَسْطَمونی گسترش یافته است . محمدعلی عینی ، خانقاههای بیرامیّه را به استناد رساله ای (١٢٥٦/١٨٤٠ـ١٨٤١) که در استانبول به چاپ رسیده ، در کتاب حاجی بایرام ولی ذکر کرده است (ص ١٤٦).
منابع :
(١) کمال الدین حریری زاده ، تبیان وسائل الحقائق فی بیان سلوک الطرائق ، کتابخانة فاتح ، کتابهای ابراهیم افندی ، ش ٤٣٠، ٤٣١، ٤٣٢؛
(٢) صاری عبدالله افندی ، جوهرالبدایة و درة النهایة ، کتابخانة دانشگاه ، نسخ خطی خالص افندی ، ش ٤١٢٦؛
(٣) احمدبن مصطفی طاشکوپری زاده ، شقائق نعمانیّه و ذیللری ، ج ١: حدائق الشّقائق ، ( ترجمة ) مجدی محمد افندی ، چاپ عبدالقادر اوزجان ، استانبول ١٩٨٩؛
(٤) ( بروسه لی محمدطاهر بیگ ، عثمانلی مؤلفلری ، استانبول ١٣٣٣ـ١٣٤٢ ) ؛
(٥) محمدعلی عینی ، حاجی بایرام ولی ، استانبول ١٣٤٣؛
(٦) ( عبدالباقی گولپینارلی ، ملامت و ملامتیان ، ترجمة توفیق ه . سبحانی ، تهران ١٣٧٨ ش ) ؛
(٧) عبدالباقی لعلی زاده ، سرگذشت ملامیّه ، ( بی جا، بی تا. ) ؛
(٨) عزیز محمود هدایی ، واقعات هدائی : التّبر المسبوک المشتمل علی ماجری من اللطائف فی اثناء السلوک ، کتابخانة سلیم آغا اسکدار، کتابهای هدایی ، ش ١؛
(٩) برای صورت کامل منابع رجوع کنید به د.ا.ترک ، ذیل "Bayramiye" .
/ عبدالباقی گولپینارلی ، با تلخیص از ( د. ا. ترک ) /