دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١١١٤
برهان الدین غریب ، شیخ محمد، مرید و خلیفة ممتاز خواجه نظام الدین اولیا (متوفی ٧٢٥) و عارف معروف سلسلة چشتی . در هانْسی (در اتراپرادش کنونی ) در ٦٥٤ به دنیا آمد. کتاب قدوری را نزد عمویش خواند و کتاب نافع را از بر کرد و فقه و تفسیر و حدیث را فرا گرفت (صباح الدین عبدالرحمان ، ص ٢٧٩). برادر بزرگش ، شیخ منتخب الدین (متوفی ٦٥٩) ملقب به زر زرین زربخش ، خلیفة شیخ فریدالدین گنج شکر (متوفی ٦٦٤) بود و به حکم او برای ارشاد خلق به دیوگیر رفته بود (سرور لاهوری ، ص ٣٢٠). برهان الدین غریب در زهد و تقوی و کثرت بُکا در میان مریدان خواجه نظام الدین اولیا مقام خاصی داشت (میرخورد، ص ٢٨٨) و به سماع هم علاقة فراوان پیدا کرده بود. در وجد و سماع راه و رسم ویژه ای داشت ، ازاینرو پیروانش ، که از مریدان خواجه نظام الدین بودند، برهانی خوانده می شدند. خلفا و مریدان خواجه نظام الدین ، و فضلای آن دوره و شاعرانی مانند امیرخسرو دهلوی (متوفی ٧٢٥) و امیرحسن علای سجزی دهلوی ، با او محشور و مأنوس بودند (همان ، ص ٢٨٨ـ٢٨٩). شیخ نصیرالدین محمود چراغ دهلی (متوفی ٧٥٧)، خلیفة ارشد خواجه نظام الدین اولیا، هنگام تحصیل در دهلی ، در منزل شیخ برهان الدین اقامت داشت (همان ، ص ٢٨٩). برهان الدین غریب که مسئول آشپزخانة خانقاه خواجه نظام الدین اولیا بود (فاروقی ، ص ١٧٢) به سبب علاقه و احترام به مرشد خود، تا هنگام مرگ هیچگاه به غیاث پور، محل خانقاه مرشدش ، پشت نکرد (میرخورد، ص ٢٨٨). با اینهمه یک بار میان آن دو، رنجشی پدید آمد که در پی آن ، او را از خانقاه بیرون کردند. امّا پس از مدت کوتاهی به توصیة امیر خسرو دهلوی ، خواجه نظام الدین اولیا وی را بخشید و به او اجازة تجدید بیعت داد (همان ، ص ٢٨٩ـ٢٩١). خواجه نظام الدین ، به اصرار مریدان و خلفای خود، او را خلیفة خویش کرد (همان ، ص ٢٩١ـ٢٩٢). برهان الدین پس از مرگ مرشدش ، از مردم بیعت می گرفت . او به دیوگیر (در هند جنوبی ) رفت ولی طولی نکشید که در خلدآباد (در ایالت مهاراشترا) به سال ٧٣٠ درگذشت (فاروقی ، ص ٨٧) و همانجا دفن شد (میرخورد، ص ٢٩٢؛ عبدالحق دهلوی ، ص ٩٤). به گفتة صاحب شجرة چشتیه ، وفات وی در ٧٤١ بوده است (سرور لاهوری ، ص ٣٤٨). او اولین عارف چشتی است که به دکن رفت و در آنجا طریقت چشتیه را رواج داد (نظامی ، ص ٢٦٠). خانقاهش در دکن مرجع خلایق بود. پادشاهان دکن هم به او معتقد بودند. او از طرف علاءالدین حسن بهمنی (حک : ٧٤٨ـ٧٥٩) که بعدها به دست شیخ زین الدین ، خلیفة معروف او، بیعت کرد (همانجا) ده من نقره و پنج من طلا برای ثواب میان نیازمندان توزیع کرد (فرشته ، ج ٢، ص ٢٧٧). شهر برهانپور، در ایالت مادیاپرادش ، به نام او آباد شده است (عبدالحق دهلوی ، همانجا).
خواجه حمّادبن عماد کاشانی ، سخنان او را به نام احسن الاقوال (نظامی ، ص ٢٠٦) گردآورده که متضمّن برخی رویدادهای زندگی شیخ فریدالدین گنج شکر و خواجه نظام الدین اولیاست که در آثار دیگر نیامده است (فاروقی ، ص ٩٩). علاوه بر این ، مجدالدین برادر خواجه حمّاد کاشانی ، سخنان و کرامات شیخ برهان الدین را در دو کتاب دیگر، به نامهای غرائب الکرامات و بقیة الغرائب (همان ، ص ٨٦) نقل کرده و خواجه رکن الدین دبیر نیز سخنان او را در نفائس الانفاس گرد آورده است . همچنین یکی از مریدان شیخ زین الدین شیرازی از خلفای شیخ برهان الدین به نام شیخ حسین سخنان وی را در کتابی گرد آورده و هدایت القلوب نامیده است (سرور لاهوری ، همانجا).
گفتنی است که برهان الدین غریب ظاهراً همان برهان الدین ساوی است که مؤلف نزهة الخواطر (حسنی ، ج ٢، ص ١٥) او را در زمرة مشایخ قرن هشتم آورده است .
منابع :
(١) عبدالحی حسنی ، نزهة الخواطر و بهجة المسامع و النواظر ، حیدرآباد دکن ١٣٨٢ـ١٤١٠/ ١٩٦٢ـ١٩٨٩؛
(٢) غلام سرور لاهوری ، خزینة الاصفیا ، کانپور ( بی تا. ) ؛
(٣) صباح الدین عبدالرحمان ، بزم صوفیه ، اعظم گره ؛
(٤) عبدالحق بن سیف الدین عبدالحق دهلوی ، اخبارالاخیار فی اسرار الابرار ، دهلی ( بی تا. ) ؛
(٥) نثار احمد فاروقی ، نقد ملفوظات ، دهلی ١٩٨٩؛
(٦) محمد قاسم بن غلامعلی فرشته ، تاریخ فرشته ، ج ٢، نولکشور ١٢٨١؛
(٧) محمدبن مبارک میرخورد، سیرالاولیاء ، لاهور ١٣٩٨/١٩٧٨؛
(٨) خلیق احمد نظامی ، تاریخ مشایخ چشت ، دهلی .
/ شریف حسین قاسمی /