دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٨٥٣
تَلیدبن سلیمان محاربی کوفی ، محدّث و راوی شیعی ، مکنّا به ابوادریس از اصحاب امام صادق علیه السلام . در برخی منابع ، کنیة وی ابوسلیمان و لقبش اعرج آمده است (مزّی ، ج ٤، ص ٣٢٠ـ٣٢١؛
ابن حجر عسقلانی ، ١٤١٦، ج ٨، ص ٢٣٩). سال تولد وی دانسته نیست و وفاتش را به اختلاف در ١٩٠ یا بعد از آن و به احتمالِ کمتر، ١٧٠ ذکر کرده اند (ابن حجر عسقلانی ، ١٣٨٠، ج ١، ص ١١٢؛
امین ، ج ٣، ص ٦٣٦).
به گفتة نجاشی (ج ١، ص ٢٨٧) تلید کتابی داشته است که گروهی از آن حدیث نقل کرده اند. به نوشتة خطیب بغدادی (ج ٧، ص ١٣٦) وی مدتی در بغداد به روایت حدیث اشتغال داشته است . در منابع رجالی شیعه صریحاً از استادان و شاگردان وی نامی به میان نیامده است ، ولی به موجب برخی اسناد، از جمله سلسلة سند نجاشی به تلید، می توان حسین بن محمدبن علی اَزْدی را از جملة راویان حدیث از تلید دانست ( رجوع کنید به نجاشی ، همانجا؛
نیز رجوع کنید به نمازی شاهرودی ، ج ٢، ص ٦٥). از دیگر راویانی که از تلید حدیث نقل ، و مؤلفان اهل سنّت از آنها یاد کرده اند، می توان احمدبن حاتِم طویل ، احمدبن حنبل ، اسحاق بن موسی انصاری ، و عبدالرحمان بن صالح ازدی را نام برد. از مشایخ حدیث او ابوالجحّاف ، اعمش ، جابربن عبداللّه انصاری ، حمزة بن حبیب زیّات را بر شمرده اند (خطیب بغدادی ، ج ٧، ص ١٣٦ـ١٣٧؛
نمازی شاهرودی ، همانجا؛
مزّی ، ج ٤، ص ٣٢١؛
ابن حجر عسقلانی ، ١٤٠٤، ج ١، ص ٤٤٨).
در بارة وثاقت تلید در میان دانشمندان علم رجال اختلاف نظر بسیار است . نَسائی ، حاکم نیشابوری ، دارقُطنی ، ابوداوود و برخی دیگر به شیعه بودن او اشاره کرده و وی را غیرموثق شمرده اند و گاه با نسبتها و تعابیر تندی همچون رافضی ، خبیث و کذاب او را نکوهیده اند ( رجوع کنید به مزّی ، ج ٤، ص ٣٢١ـ٣٢٣؛
خطیب بغدادی ، ج ٧، ص ١٣٧ـ ١٣٨؛
ابن حجر عسقلانی ، ١٣٨٠، همانجا؛
ذهبی ، میزان الاعتدال ، ج ١،
ص ٣٥٨). با این حال ، بر اساس سخنی که از احمدبن حنبل نقل شده ، ظاهراً او شیعه بودن تلید را موجب ضعف نمی دانسته و از او حدیث نقل می کرده است ، هر چند بنا بر نقل قول دیگری او را دروغگو خوانده است ( رجوع کنید به مزّی ، همانجا).
از دیگر مستندات محدّثان اهل سنّت برای عدم وثاقت تلید، بدگویی وی نسبت به برخی خلفا و نقل احادیثی در بارة فضائل اهل بیت علیهم السلام است ( رجوع کنید به خطیب بغدادی ؛
ذهبی ؛
ابن حجر عسقلانی ، ١٤٠٤، همانجاها). با اینهمه ، احادیث تلید در برخی منابع مهم حدیث اهل سنّت آمده است ، از جمله آثارِ احمدبن حنبل ، ترمذی ، حاکم نیشابوری و خطیب بغدادی ( رجوع کنید به موحد ابطحی ، ج ٤، ص ٢٠٦ـ ٢٠٨؛
خطیب بغدادی ، همانجا؛
مزّی ، ج ٤، ص ٣٢٣).
هر چند در بارة شیعه بودن تلید میان علمای شیعه و اهل سنّت اتفاق نظر وجود دارد، در منابع رجالی شیعه وثاقت ، و حتی نام او، کمتر مطرح شده است . به گفتة علامه حلّی (ص ٣٢٩) از عالمان شیعی کسی در جرح یا تعدیل او سخنی ندارد، ولی ابن عُقده می گوید من از ابن نُمَیر شنیدم که می گفت : «ابوالجحّاف ثقه است ، ولی اگر تلید از وی روایت کرده باشد بدان اعتماد نمی کنم » (نیز رجوع کنید به اردبیلی ، ج ١، ص ١٣٢). بر این اساس ، علامه حلّی و برخی رجالیان شیعه نام تلید را در شمار راویان ضعیف یا مجهول آورده اند (علامه حلّی ، همانجا؛
جزایری ، ج ٣، ص ٣٣٧). ابن داوود حلّی (ص ٧٥) گفتة ابن عقده را دالّ بر جرح و نفی وثاقت او ندانسته و احتمال داده که وی به سبب اشکالی تاریخی یا اسباب دیگر این احادیث را نمی پذیرفته است . ازینرو، ابن داوود نام وی را جزو توثیق شدگان آورده است . برخی از محققان رجالی (مامقانی ، ج ١، بخش ٢، ص ١٨٥؛
خوئی ، ج ٣، ص ٣٧٨) اصل این استدلال را پذیرفته اند، اما گفته اند که با وجود صحت این استدلال وجهی برای اثبات وثاقت تلید وجود ندارد؛
نهایت اینکه جرح وی هم ثابت نمی شود و باید در این باره توقف کرد. بر این اساس ، برخی رجالیان امامی از توثیق صریح تلید خودداری کرده اند ( رجوع کنید به خوئی ، همانجا؛
تستری ، ج ٢، ص ٢٥٥ـ٢٥٦؛
جزایری ، همانجا). به گفتة مامقانی (همانجا) صرف تشیع او دلالتی بر وثاقت ندارد. با اینهمه ، برخی محققان وثاقت وی را بعید ندانسته اند. مجلسی (ص ٤٠) صریحاً او را «ممدوح » شمرده است . وحید بهبهانی نیز ــ با توجه به این نکته که برخی مؤلفان اهل سنّت ، از جمله ذهبی ( المغنی ، ج ١، ص ١١٨)، وی را صرفاً به استناد شیعه بودنش ضعیف پنداشته اند و نیز با استناد به تعبیر نجاشی («یَرویه عَنْهُ جَماعَةٌ») که به جلالت قدر او اِشعار دارد ــ احتمال وثاقت تلید را تقویت کرده است و برخی این نظر را پذیرفته اند ( رجوع کنید به مامقانی ، ج ١، بخش ٢، ص ١٨٥ـ ١٨٦؛
مازندرانی حائری ، ج ٢، ص ١٨٧).
برخی پژوهشگران بر آن اند که بسیاری از اوصاف و نسبتهایی که در کتب اهل سنّت در بارة تلید آمده ، نادرست است . به نظر آنان ، این تعبیرهای ناروا و زننده خود بهترین گواه بر این امر است که برخی از اهل سنّت در وثاقت تلید تنها به سبب مذهب و نقل کردن احادیث شیعه مناقشه کرده اند، ازینرو می توان برای وثاقت او دلیلی موجه یافت و حداقل وی را «حَسَن » به شمار آورد ( رجوع کنید به موحد ابطحی ، ج ٤، ص ٢٠٦ـ٢١٠؛
مامقانی ، ج ١، بخش ١، ص ٢٢، بخش ٢، ص ١٨٦؛
امین ، ج ٣، ص ٦٣٧؛
زنجانی ، ج ١، ص ٣٣٤).
منابع :
(١) ابن حجر عسقلانی ، تقریب التهذیب ، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف ، بیروت ?( ١٣٨٠ ) ؛
(٢) همو، تهذیب التهذیب ، بیروت ١٤٠٤/ ١٩٨٤؛
(٣) همو، لسان المیزان ، چاپ محمد عبدالرحمان مرعشلی ، بیروت ١٤١٥ـ١٤١٦/ ١٩٩٥ـ١٩٩٦؛
(٤) ابن داوود حلّی ، کتاب الرّجال ، چاپ جلال الدین محدث ارموی ، تهران ١٣٤٢ ش ؛
(٥) محمدبن علی اردبیلی ، جامع الرّواة و ازاحة الاشتباهات عن الطّرق و الاسناد ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٦) امین ؛
(٧) محمدتقی تستری ، قاموس الرجال ، تهران ١٣٧٩ـ١٣٩١؛
(٨) عبدالنبی جزایری ، حاوی الاقوال فی معرفة الرّجال ، قم ١٤١٨؛
(٩) احمدبن علی خطیب بغدادی ، تاریخ بغداد ، چاپ مصطفی عبدالقادر، بیروت ١٤١٧/١٩٩٧؛
(١٠) خوئی ؛
(١١) محمدبن احمد ذهبی ، المغنی فی الضعفاء ، چاپ نورالدین عتر، ( حلب ١٩٧١ ) ؛
(١٢) همو، میزان الاعتدال فی نقد الرجال ، چاپ علی محمد بجاوی ، قاهره ١٩٦٣ـ١٩٦٤، چاپ افست بیروت ( بی تا. ) ؛
(١٣) موسی زنجانی ، الجامع فی الرجال ، قم ١٣٩٤؛
(١٤) حسن بن یوسف علامه حلّی ، خلاصة الاقوال فی معرفة الرّجال ، چاپ جواد قیومی ، ( قم ) ١٤١٧؛
(١٥) محمدبن اسماعیل مازندرانی حائری ، منتهی المقال فی احوال الرّجال ، قم ١٤١٦؛
(١٦) عبداللّه مامقانی ، تنقیح المقال فی علم الرّجال ، چاپ سنگی نجف ١٣٤٩ـ١٣٥٢؛
(١٧) محمدباقربن محمدتقی مجلسی ، الوجیزة فی الرّجال ، چاپ محمدکاظم رحمان ستایش ، تهران ١٣٧٨؛
(١٨) یوسف بن عبدالرحمان مزّی ، تهذیب الکمال فی اسماء الرّجال ، ج ٤، چاپ بشار عوّاد معروف ، بیروت ١٤٠٣/ ١٩٨٣؛
(١٩) مرتضی مطهری ، خدمات متقابل اسلام و ایران ، تهران ١٣٧٠ش ؛
(٢٠) محمدعلی موحد ابطحی ، تهذیب المقال فی تنقیح کتاب الرّجال للنجاشی ، قم ١٤١٢؛
(٢١) احمدبن علی نجاشی ، رجال النجاشی ، چاپ محمدجواد نائینی ، بیروت ١٤٠٨/ ١٩٨٨؛
(٢٢) علی نمازی شاهرودی ، مستدرکات علم الرّجال ، تهران ١٤١٢ـ١٤١٥.
/ داود الهامی /