دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٠٧٨
تومِن (به روسی : تیومن ) ، شهری در کنار رود تورا / توره ، واقع در سیبری غربی . تومن قبلاً چمگی ـ تورا خوانده می شد و مسکن تومنلی ها، شاخه ای از تاتارهای سیبری ، بود که در ١٣٠٥ش /١٩٢٦ بالغ بر ٦٣٦ ، ٢٢ تن بودند. احتمالاً نام محل از تومِن (واحد مالی ـ اداری دوران چنگیز) گرفته شده است . تومن ( > ترکی : تومن ، به معنای ده هزار > تخاری الف : تمان ، ب : تمانه )، از نخستین وامواژه ها در زبان مغولی ، به معنای واحد نظامی به تعداد ده هزار است (کلاوسون ، ص ٥٠٧ ـ ٥٠٨؛ اشپولر، ص ٣٠٣، ٣٣٣، ٣٣٧؛ ناسونوف ، ص ٩٨ به بعد؛ نیز رجوع کنید به تومان * ). در این منطقه عمدتاً اقوام اورالی ، بویژه مردم خانتی اویغوری / اوستیاک و مانسی / وگول ، ساکن بوده اند که بر اثر حکومتهای پی درپی ترک (خان نشین کیمک / کیماک ــ که جغرافیدانان مسلمان قرن سوم از حال آنان آگاه بودند ــ و وارث آن ، اتحاد طوایف قپچاق ، از اوایل قرن پنجم تا دهة ٦٣٠ / از اوایل قرن یازدهم تا دهة ١٢٣٠) در این منطقه جابجا و در هم ادغام شده بودند.
این منطقه که مرکز مهم تجارت خز بود، در «اولوسِ» (قلمرو قبیله ایِ) جوجی قرار داشت و شامل بخشهایی از اراضی متعلق به برادران باتو (شیبان و اوردا ) می شد. با تجزیة اولوسِ جوجی ، در اواخر قرن هشتم / چهاردهم ، تای بوغا (شخصیتی نیمه افسانه ای ، احتمالاً از تبار نوگای / نوغای ؛ رجوع کنید به فرانک ، ص ٨ ـ١٢) را به اشتباه در تأسیس «خان نشین تومن » به مرکزیت سیاسی چِمْگی ـ تورا، دخیل دانسته اند، که بعدها از آن خان نشین سیبیر پدید آمد.
تاریخ اولیة خان نشین تومن روشن نیست . ظاهراً ایبک / ایبق شیبانی (متوفی ٨٩٨ یا٩٠٠/ ١٤٩٣ یا ١٤٩٥)، پس از آنکه به واسطة جنگهای نوغای توختمش (توقتمش * ) ــ که به این منطقه پناه آورده و بعد از شکست در ٨٠١ در ورسکلا ناپدید شده بود ــ و متعاقب آن ، فعالیتهای دولت سازی ابوالخیر (متوفی ٨٧٢)، متحدکنندة طوایف ازبک ، متحمل لطمات و آسیبهایی شده بود، درست قبل از آنکه به اتفاق متحدان نوغایی خود، اردوی بزرگ را ــ که سریعاً رو به اضمحلال می رفت ــ غارت کند و احمد، خان آن را در ٨٨٦ به قتل برساند، در بخشهایی از منطقه قدرت را به دست گرفت .
ایبک (ابراهیم ) متصرفات خویش را در حوالی تبل وسعت بخشید و با «مَر» (عُمَر؟)، حاکم تای بوغایی چمگی ـ تورا، پیوندهای خانوادگی بر قرار کرد. با این حال ، او برادر زن تای بوغایی خود را کشت و نوة مر، محمد (ممت / مخمت / مگمتوک )، با کشتن ایبک انتقام گرفت و متعاقب آن ، کرسی خان نشین تومن را از چمگی ـ تورا به سیبیر/ ایسکر/ کاش لق ــ که احتمالاً از مراکز سیاسی قدیمی اوستیاک بود ( > مجموعة کامل سالنامه های روسی < ، ج ٣٦، ص ٤٧؛ آرمسترانگ ، ص ٦٦ـ٦٧؛ فرانک ، ص ١٢ـ١٤) ــ منتقل کرد.
برادر ایبک ، که از طالبان قدرت در اردوی بزرگ بود (٩٠١/ ١٤٩٦) به تصرف بخشهایی از خاک تومن ادامه داد. قولْلوق سلطان ، بر اساس منابع روسی ، آخرین امیر شیبانی بود که توانست در این منطقه پایگاه ثابتی برای خود به وجود آورد. در اوایل قرن دهم منطقه در دست تای بوغاییها بود؛
یعنی ، ظاهراً خان نشین تومن کاملاً در خان نشین سیبیر تحلیل شده و رسماً از میان رفته بود. حد و مرز هیچیک از دولتهایی که نام بردیم مشخص نیست . ظاهراً هر یک شامل چند امیرنشین اویغوری بوده است .
در ٩٧٠ کوچوم خان * با پشتیبانی ازبکها ــ که در آن هنگام بر ماوراءالنهر تسلط داشتند ــ قدرت یافت و شیبانیها را به این منطقه باز گردانید و تا ٩٩٠/١٥٨٢، که روسها سیبری را تصرف کردند، قدرت خویش را حفظ کرد. کوچوم را می توان عامل مهاجرت بعضی از گروههای تاتار ولگا به منطقه دانست ، هر چند قویترین حرکت تاتارهای ولگا ـ اورال به این منطقه در عصر جدید (قرن نوزدهم ـ اوایل قرن بیستم ) انجام گرفت (تومیلوف ، ١٩٩٢، ص ١٧). شهر روسی تیومن در ٩٩٤/ ١٥٨٦ در نزدیکی چمگی ـ تورا بنیان نهاده شد. دیگر مراکز شهرنشینی دولت کوچک تومن ، قزل ـ تورا و جنگی ـ تورا بود (کیزلاسوف ، ص ٤٧، ٥٩).
منابع :
(١) T. Armstrong, ed., Yermak's campaign in Siberia , tr. T. Minorsky, London ١٩٧٤;
(٢) G. Clauson, A dictionary of pre- thirteenth century Turkish , Oxford ١٩٧٢;
(٣) J. Forsyth, A history of the peoples of Siberia , Cambridge ١٩٩٢;
(٤) A. Frank, The Siberian chronicles and the Taybughid Biys of Sibir' , Bloomington ١٩٩٤;
(٥) P.B. Golden, An introduction to the history of the Turkic peoples , Wiesbaden ١٩٩٢;
(٦) L.R. Kyzlasov, Pis'mennie izvestiyo drevnikh gorodakh Sibiri , Moscow ١٩٩٣;
(٧) J. Martin, The iumen' khanate's encounters with Muscovy ١٤٨١-١٥٠٥ , in Ch. Lemercier-Quelquejay, et al ., eds., Passإ turco-tatar, pre sent soviإtique , Paris ١٩٨٦, ٧٩-٨٧;
G.F. Mueller (Miller), lstoriya Sibiri ,
(٨) Moscow and Leningrad ١٩٣٧, I;
(٩) A.N. Nasonov, Mongoli i Rus' , Moscow and Leningrad ١٩٤٠;
(١٠) A.P. Okladnikov, et al ., eds., lstoriya Sibiri , Leningrad ١٩٦٨, I-II;
(١١) Polnoe sobranie russkikh letopisey , XXXVI (Moscow ١٨٤٣);
(١٢) V.V. Radlof, lz Sibiri , Russ. tr. K. D. Tsivina and B.E. C ¨istovaya, Moscow ١٩٨٩;
(١٣) B. Spuler, Die Coldene Horde. Die Mongolen in Russland ١٢٢٣-١٥٠٢ , Wiesbaden ١٩٦٥;
(١٤) N. A. Tomilov, ـtnic §eskaya istoriya tyurkoyazic §nogo naseleniya zapadno- sibirskoy ravn °n ° kontsa xvi-nac ¨ala XX V , Novosibirsk ١٩٩٢;
(١٥) idem, Sovremenn °e etnic §eskie protsess °sredi sibirskikh tatar , Tomsk ١٩٧٨ ;
(١٦) V.V. Vel'yaminov-Zernov, "Issledovaniya o kasimovskik ¢h ¢tsaryak ¢h ¢itsarevic §akh", in Trudف VOLAO , IX-XI (St. Petersburg ١٨٦٣-١٨٨٧).
/ پ . ب . گولدن ( د. اسلام ) /