دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٩٢٥
بردسیر ، شهرستان و شهری در استان کرمان .
١) شهرستان بردسیر (مَشیز)، در مرکز استان کرمان * قرار دارد ( رجوع کنید به بردسیر/ بردشیر * ). مشتمل بر یک بخش و شش دهستان ، در دره ای با جهت شمال غربی ـ جنوب شرقی قرار گرفته است . از شمال به شهرستانهای کرمان و رفسنجان ، از مشرق به شهرستانهای کرمان و سبزواران (جیرفت )، از جنوب به شهرستانهای بافت و سیرجان ، و از مغرب به شهرستانهای سیرجان و رفسنجان محدود است . منطقه ای کوهستانی و فلاتی شکل است . آبادیهای شمالی آن در دشت و جنوبی آن در کوهستان واقع شده است . تنها شهرستان استان کرمان است که رود دایمی (به نام لاله زار) دارد. از قدیم از چراگاهها و شکارگاههای مشهور کرمان به شمار می آمد. کوه شاه (مرتفعترین قله حدود ٣٥١ ، ٤ متر) در جنوب شرقی ، و کوه بیدخون (یا بیدخوان ) و کوه لاله زار (بترتیب مرتفعترین قله حدود ٨١٣ ، ٣ و حدود ٣٥١ ، ٤ متر) در مرکز شهرستان ، و کوه جوپار (مرتفعترین قله حدود ١٣٥ ، ٤ متر) در جانب شمال شرقی شهرستان و کوه پیچ (مرتفعترین قله حدود ١٢٦،٣ متر) در شمال ، و کوه منفرد کِله گاو در شمال غربی شهرستان ، و کوه هزار (مرتفعترین قله حدود ٤٦٥ ، ٤ متر) در جنوب درة بردسیر (در جانب شرقی شهرستان ) قرار گرفته است (سازمان نقشه برداری کشور، نقشه ؛ مرجوع کنید به سسه جغرافیایی و کارتوگرافی سحاب ، نقشه ؛ سازمان جغرافیایی کشور، نقشه ؛ میرحیدر، ص ٤٦٩). رود لاله زار با جهت شرقی ـ شمال غربی پس از مشروب کردن آبادیهای شهرستان ، با نام آب بخشا از نزدیک شهر مشیز می گذرد و در انتها، به نام کبوترخان ، دشت مشرق رفسنجان را آبیاری می کند. علاوه بر رود لاله زار، رود چاری و دهها رشته قنات اراضی بردسیر را مشروب می کنند (میرحیدر، ص ٤٧١ـ٤٧٢). محصولات عمدة آن غلات و سیب زمینی و چغندر قند و پسته و فرآورده های دامی است . معادن سرب دارد (همان ، ص ٤٧٣ـ ٤٧٥) و دارای آثار باستانی به نام تل ابلیس است ( رجوع کنید به بردسیر، شهر در همین مقاله ). شهرستان بردسیر، در قدیم بلوک بردسیر نامیده می شد که در کتابهای تاریخی و جغرافیایی از آن سخن به میان آمده است . بعضی دهکده های آن قدمت تاریخی دارد. آبادیهای آن عبارت اند از: ١) قنات باغ نگار (یا نگار)، مرکز دهستان نگار (جمعیت طبق سرشماری ١٣٦٥ ش ، ١١١ ، ٣ تن )، است که در حدود هیجده کیلومتری جنوب شرقی شهر مشیز و در حدود شش کیلومتری جنوب کوه گُدارخون . راه اصلی کرمان به بافت از آن می گذرد و ویرانه های مسجد قدیمی با مناری از دورة سلجوقی ، به نام برج نگار، با کتیبه ای به خط کوفی در آن قرار دارد (سازمان ملی حفاظت آثار باستانی کرمان ، ص ٣٢). ظاهراً این ویرانه ها با مقر شهر تاریخی خَنّاب (خوناوَب ) مطابقت دارد که در مسیر راه سیرجان و بم قرار داشته است . به نوشتة مقدسی (ص ٤٦٢)، شهر در قرن چهارم ، مسجد جامع (در میان بازار) داشته و دارای درخت سنجد و کشتزارهای فراوان بوده است . خَنّاب (ابن اثیر: جناب ) در ٤٤٠ یا ٤٤٤، شاهد مسموم شدن و درگذشت سردار دیلمی با کالیجار بود(افضل الدین کرمانی ، ص ١٢٦؛ قس : ابن اثیر، ج ٩، ص ٥٤٧). شهر خناب اندکی پیش از ٥٥٨ تخریب شد (ناصرالدین منشی کرمانی ، ص ١٨). ٢) ترشاب پایین (جمعیت طبق سرشماری ١٣٦٥ ش ، ١٥١ ، ٥ تن )، در حدود دوازده کیلومتری جنوب شرقی شهر مشیز. ظاهراً کثرت جمعیت آن به این سبب بوده که هنگام سرشماری اردوگاه پناهندگان افغانی بوده است . ٣) دِه تازیان یا قریة العرب ، مرکز دهستان (جمعیت طبق سرشماری ١٣٦٥ ش ، ٩٤٨ ، ٣ تن )، در ٥٩ کیلومتری مشرق شهر مشیز. نام آن اخیراً در بعضی از منابع گلزارضبط شده است . ٤) لاله زار، مرکز دهستان (جمعیت طبق سرشماری ١٣٦٥ ش ، ٢٧٨ ، ٢ تن )، در حدود ٦٠ کیلومتری جنوب شرقی شهر مشیز. نام قدیم آن کارزار ضبط شده است .
٥) ده قلعه عسکر، مرکز دهستان (جمعیت طبق سرشماری ١٣٦٥ ش ، ٥٠٨ تن )، در حدود ٦٤ کیلومتری جنوب شهر مشیز (با کاروانسرای قدیمی ). چشمة آب گرم معدنی در نزدیکی
آن است (وزیری کرمانی ، ١٣٥٣ ش ، ص ١٣٤ـ١٣٥). ٦) شمس آباد که بقعه ای با سقف کاشیکاری در آن دیده می شود. ٧) آبادی کوچک غُویرا (یا: غُبیرا)، در حدود ٤٥ کیلومتری مشرق شهر مشیز که دارای آثار باستانی است (کالدول ، ص ١٠٦). غویرا با شهر اسلامی غُبیرا که پس از گذشتن از خناب در مسیر جاده راین ـ بم قرار داشت ، و به گفته مقدسی (ص ٤٦٢) دارای کهندز بود، مطابقت می کند. غویرا امروز (جمعیت طبق سرشماری ١٣٦٥ ش ، ٢٣٥ تن )، در دهستان بهرامجرد قرار گرفته است .
بلوک بردسیر در ١٢٩١ حدود یازده هزار تن جمعیت داشت و گروههایی از عشایر در آن زندگی می کردند. در قدیم محصولات آن مانند نخود از طریق بندرعباس به هندوستان صادر می شد (وزیری کرمانی ، ١٣٥٣ ش ، ص ١٣٣ـ١٣٦). جمعیت شهرستان بردسیر طبق سرشماری ١٣٧٠ ش ، به ٨٦٩ ، ٦٦ تن می رسید که از آن میان ٩٨٣ ، ٢١ تن (٨٧/٣٢ درصد) شهرنشین ، و ٨٨٦ ، ٤٤ تن (١٣/٦٧ درصد) روستانشین بودند. راه اصلی کرمان به سیرجان ، و کرمان به بافت از آن می گذرد. از لحاظ تقسیمات کشوری بخش مشیز طبق قانون تقسیمات کشوری در ١٣١٦ ش ، جزو شهرستان بم تشکیل شد، در ١٣٢٤ ش بخش مشیز (بردسیر) از شهرستان بم مجزا و ضمیمة شهرستان سیرجان شد. تا پایان ١٣٥٨ ش ، جزو بخشهای سیرجان باقی ماند و در آن سال بخش مشیز تبدیل به شهرستان شد، و بخش مرکزی (حومه ) بردسیر، مشیز نام گرفت (مهندسین مشاور باوند، ص ٤٦).
٢) شهر بردسیر (مَشیز). مرکز شهرستان (جمعیت طبق سرشماری ١٣٧٠ ش ، ٩٨٣ ، ٢١ تن )، در ٦٤ کیلومتری جنوب غربی شهر کرمان ، و در ١١٨ کیلومتری شمال شرقی شهر سیرجان ، و در ١٠٨ کیلومتری شمال شهر بافت درمسیر راههای قدیمی جنوب شرقی ایران (سیرجان ـ بم ـکرمان و هرموز * (بندرعباس ) ـ بافت ـ کرمان ) قرار گرفته است . شهر ٩٠٠ ، ١ متر از سطح دریای آزاد ارتفاع دارد (سازمان هواشناسی ، ص ٣٢٠)، در ١٣٥٥ حداکثر مطلق دمای آن در شهریورماه ٣٣ درجه بالای صفر و حداقل مطلق دمای آن در دی ماه گاهی به هفت درجه زیر صفر می رسد (مهندسین مشاور باوند، ص ٥٧). سابقاً به آن قلعة مشیز می گفتند. رود لاله زار از یک کیلومتری مشرق شهر به نام آب بخشا می گذرد و درشهر بردسیر بر روی آن شش پل بتونی مسلح و فلزی ساخته شده است . شهر اغلب در معرض تهدید سیل قرار می گیرد.مشیز دارای آب لوله کشی است . کارخانه تصفیه قند در قسمت شرقی شهر احداث شده است ، کارخانه های فولادسازی و ماشین سازی برای تولید ابزار معدنی و شهرک سازی (در کنار کارخانه ها) در پیرامون شهر در دست احداث است (همان ، جاهای متعدد). زیارتگاهی به نام بقعه پیرجار سوز (پیربرحق ) از قرن هفتم دارد (مشکوتی ، ص ١٥٢). در دورة قاجاریه قلعه ای به نام اَبَردِژ داشت (وزیری کرمانی ، ١٣٥٣ ش ، ص ١٣٤) که ویرانه های آن هنوز در مرکز شهر دیده می شود. تل ابلیس در هیجده کیلومتری جنوب شرقی شهر (نزدیک ده علی آباد) قرار گرفته است . باستانشناسان امریکایی از ١٣١٥ ش / ١٩٣٦ به بعد در آن به کاوش پرداخته اند، و قدمت سکونت در آن را تا حدود شش هزار سال پیش تخمین زده اند. براثر کاوشهای باستانشناسان ابزارهای گوناگونی مانند بوتة ذوب مس ، تبر، چکش ، خنجر و سنجاق در آنجا کشف شده است (کالدول ، ص ١٤٦، شکل ٢٩). چنین می نماید که مردم صنعتگر و زارع پیشة ساکن تل ابلیس با سود بردن از هیزم پستة وحشی (بنَه ) در شش هزار سال پیش موفق به ذوب مس شده اند (همان ، ص ٧١ـ٧٢) و احتمالاً با ساکنان بین النهرین و سیلک ارتباط داشته اند. طبق نظر باستانشناسان ، آغاز زندگی در تل ابلیس به حدود ٣٦٠٠ ق م می رسد (همان ، ص ٣٠٩). ظاهراً مسیر رودی که آثار آن در ٤٥٠ متری مشرق تل ابلیس دیده می شود تغییر پیدا کرده است و امروز از هفت کیلومتری غرب تل ابلیس می گذرد (همان ، ص ٧١ـ٧٢).
پیشینه . از تاریخچة پیش از اسلام شهر مشیز سندی در دست نیست . این شهر ظاهراً در قسمتی از کورة بردسیر قدیم قرار داشته است ( رجوع کنید به بردسیر/ بردشیر). در اواخر قرن سوم ، قدامة بن جعفر در مسیر سیرجان ـ بم که منازلی به نامهای (شامات ) قهستان ، امسیر ( بهار یا نهار ) و خَّناب و رایین داشته ، از آبادی اَمسیر نام می برد که فاصله آن تا خناب ( یا: خوناوب ) شش فرسنگ بود (ص ١٩٦). جغرافیانویسان اسلامی به جای امسیر از بهار (یا نهار) نام برده اند که با خناب یک مرحله یا یک منزل سبک (چهار تا شش فرسنگ ) فاصله داشته است (اصطخری ، ص ١٦٨؛
ابن حوقل ، ص ٣١٤؛
مقدسی ، ص ٤٧٣). محل کنونی شهر مشیز با محل امسیر و بهار (یا نهار) کمابیش مطابقت دارد. ظاهراً امسیر یکی از آبادیها یا منازلی به شمار می آمده که بتدریج به مَسیر و مشیز تبدیل شده است یا اینکه اَمسیر عربی شدة واژة اَمشیز است (امروز در حدود سی کیلومتری جنوب شرقی شهر مشیز ده کوچکی به نام قنات سیر قرار گرفته که یادآور همان نام قدیمی امسیر است .). در یکی از پانویسهای احسن التقاسیم ، در همان محل ، از آبادی ازمین یاد شده (مقدسی ، ص ٤٧٤) که ظاهراً محرف امسیر است . همچنین نام آبادی و دهستان امروزیِ نگار احتمالاً همان نهار است ؛
تبدیل (ه ) به (گ )، در تحول زبان فارسی دیده شده است ؛
علاوه بر آن ، بغلط ، «بهار» (گاهی بدون نقطه )، «...قار» ( شاید نقار، نگار ) ( حدودالعالم ، ص ١٢٨) و در نقشة اشکال العالم «نهار» (جیهانی ، ص ٢٥١)، ضبط شده است . نام آبادی نگار امروزی از قرن نهم ، در «مقامات طاهرالدین محمد و شمس الدین ابراهیم » در کنار آبادی مشیز قید شده است (ص ١٩٧) که احتمالاً از نام منزل و منطقة کوچک نگار قدیمی اخذ شده است . طبق مطالب تاریخ کرمان ، در ٧٧ قطری بن فجأه (از ررجوع کنید به سای خوارج ) امیر اَزارِقه با جنود خود از سیرجان به مشیز ( ؟ ) آمد (وزیری کرمانی ، ١٣٦٤ ش ، ج ١، ص ٢٨٦ـ٢٨٧). ولی هیچیک از تاریخ نویسان و جغرافیادانان دورة اسلامی نام آبادی مشیز را در آن دوره در کتابهای خود ذکر نکرده اند. وزیری همچنین در ٦٢١، محل شکار سلطان جلال الدین را که سمط العلی ، صحرا ذکر می کند (ناصرالدین منشی کرمانی ، ص ٢٣) بلوک ( ؟ ) بردسیر ضبط کرده است (١٣٥٢ ش ، ص ٤٣٠). نام مشیز، نخستین بار در ٥٧٠ در کتاب سلجوقیان و غز در کرمان آمده است ؛
و آن هنگامی بود که امرا «بر قاعدة معهود، گلة ستوران خاص و عام را به علفخوار و مرغزار مشیز فرستادند» (محمدبن ابراهیم ، ص ٨١). در ٥٧٥، هنگام آمدن غُزان به کرمان ، لشکر فارس نیز برای مقابله با غزان وارد مشیز شد (همان ، ص ١٢٨). در ٥٨٢، هنگامی که شهر بردسیر (کرمان ) در دست اتابک محمد بود، ملک دینار پس از اینکه نتوانست شهر کرمان (بردسیر) را تصرف کند، لشکریان خود را به مرغزار مشیز روانه کرده خود به راور رفت (افضل الدین کرمانی ، ص ٩٨ـ٩٩). در ٦٥١، هنگام خروج سلطان جلال الدین دروغین ، مشیز همچنان محل نگهداری گلة سلطان بود (ناصرالدین منشی کرمانی ، ص ٣٣ـ٣٤). در قرن هفتم ، نام باغ مشیز هنگامی که تَرکان خاتون در آن به قول ناصرالدین منشی کرمانی «برخاسته آستینی چند بر افشاند» در تاریخ آمده است (ص ٤٨). در ٦٩٤ بایدوخان در بغداد علم طغیان برافراشت ، و به دنبال آن در ٦٩٨ شهزاده کردوجین از راه مشیز به کرمان لشکر کشید و پادشاه خاتون از قراختائیان را در شهر کرمان دستگیر کرد (همان ، ص ٧٥ـ٧٦). در ٧٤٦، هنگام یاغیگری امرای اوغانی و جرمایی از امیران آل مظفر، قلعة مشیز پناهگاه غیاث الدین طغطای (یا تقطای ) امیر لشکر اوغان شد (عبدالرزاق سمرقندی ، ص ٢٠٨؛
کتبی ، ص ٥٢؛
میرخواند، ج ٤، ص ٤٧٣)، در ٧٥٣، امیر مبارزالدین محمد در جنگ با امیر شیخ ابواسحاق ، امیر بیکچکار ( بیکجکاز ) از راه مشیزبه دارالملک کرمان حمله کرد (عبدالرزاق سمرقندی ، ص ٢٥٢ـ ٢٥٣). در ٧٦٥، شاه شجاع پسر محمد مظفر برای تسخیرشیراز از کرمان به مشیز آمد (کتبی ، ص ٩١ـ٩٢). در ٧٨٧،هنگام رفتن امیرسیورغتمش اوغانی به هزاره ، شورشی در
مَشیز درگرفت . در این هنگام ، سلطان احمد، برادرشاه شجاع ،که حاکم کرمان بود با لشکری بزرگ به مشیز آمد (همان ، ص ١٢٠). در ١١٣٣، به نوشتة مرعشی ، «محمدقلی بیک فرمانده افواج قزلباش ، سیصد سوار افغانی از افاغنة غلزه ای و فرمانده آنان زکریا سلطان ، مستقر در قریة مشیز را تار و مار کردند» (ص ٥٤). در ١١٣٨، سیداحمدخان پس از خروج ، از راه سیرجان و مشیز و باغین ، وارد شهر کرمان شد (همان ، ص ٦٨ـ٦٩). در ١١٧٦ـ١١٧٧ در دورة حکومت تقی خان دُرّانی ، محمد امین خان گروسی فرستادة وکیل از سیرجان به مشیز آمد و پس از توقف کوتاهی در آنجا به گواشیر ( ؟ ) وارد شد (وزیری کرمانی ، ١٣٦٤ ش ، ج ٢، ص ٦٨٣، ٦٨٥ـ٦٨٦؛
موسوی اصفهانی ، ص ١٣٦).
در ١٢٠٥، لطفعلی خان زند از راه سیرجان وارد مشیز شد و مدتی در آنجا ماند (وزیری کرمانی ، ١٣٥٢ ش ، ص ٧١٢ـ٧١٤). در ١٢٠٨، آقا محمدشاه قاجار برای تصرف قلعة مشیز با لطفعلی خان جنگید و او را شکست داد. لطفعلی خان ناچار به کرمان گریخت (هدایت ، ج ٩، ص ٢٥٣). در ١٢٥٧، در بلوک بردسیر قلعة مشیز به تصرف آقاخان محلاتی در آمد (هدایت ، ج ١٠، ص ٢٦٠). ظاهراً در ١٢٥٧، وی از مشیز فرار کرد و به بمپور رفت و پس از آن قلعه بمپور به دست حبیب الله خان امیر توپخانه فتح شد (اعتمادالسلطنه ، ص ١٧٧؛
قس وزیری ، ١٣٥٢ ش ، ج ٢، ٧٨٦ـ ٧٨٨). در ١٢٤٢ بنابر مطالب حدائق السیاحه ، بلوک بردسیر مشتمل بر دو قسمت بود: ناحیة شمالی در دشت ، قسمت جنوبی سردسیر در کوهستان . مشیز یکی از آبادیهای شمالی آن بود (زین العابدین شیروانی ، ص ١٥٢ـ١٥٣). در ١٢٩١، شهر مشیز در بلوک بردسیر قلعه ای به نام اَبَردژ داشت . بلوک بردسیر سالی شش کرور و سیصد هزار من محصول می داد (وزیری کرمانی ، ١٣٥٣ ش ، ص ١٣٣ـ١٣٤). در ١٣١٠ ش به نوشته مسعود کیهان ، بلوک بردسیر پانصد(؟) رشته قنات داشته است (ج ٢، ص ٢٥٥).
منابع :
(١) ابن اثیر، الکامل فی التاریخ ، بیروت ١٣٩٩ـ١٤٠٢/١٩٧٩ـ١٩٨٢؛
(٢) ابن حوقل ، کتاب صورة الارض ، چاپ کرامرس ، لیدن ١٩٦٧؛
(٣) ابراهیم بن محمد اصطخری ، کتاب مسالک الممالک ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
محمد حسن بن علی اعتمادالسلطنه ، تاریخ منتظم ناصری ، ج ٣،
(٤) ( تهران ) ١٣٠٠ ش ؛
(٥) احمدبن حامد افضل الدین کرمانی ، عقدالعلی للموقف الاعلی ، چاپ علیمحمد عامری نائینی ، تهران ١٣٥٦ ش ؛
(٦) ایران . وزارت دفاع . ادارة جغرافیایی ارتش ، فرهنگ جغرافیایی آبادیهای کشور جمهوری اسلامی ایران ، ج ١٠٥: سیرجان ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٧) ایران . وزارت کشور. حوزة معاونت برنامه ریزی و خدمات مدیریت . دفتر تقسیمات کشوری ، اجرای قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری ، تهران ١٣٦٦ ش ؛
(٨) ابوالقاسم بن احمد جیهانی ، اشکال العالم ، ترجمه علی بن عبدالسلام کاتب ، چاپ فیروز منصوری ، تهران ١٣٦٨ ش ؛
(٩) حدود العالم من المشرق الی المغرب ، چاپ منوچهر ستوده ، تهران ١٣٤٠ ش ؛
حسینعلی رزم آرا، فرهنگ جغرافیایی
(١٠) ایران (آبادیها) ، ج ٨ : استان هشتم (کرمان ، مکران )، تهران ١٣٣٥ ش ؛
زین العابدین بن اسکندر زین العابدین شیروانی ، حدائق السیاحة ،
(١١) تهران ١٣٤٨ ش ؛
(١٢) سازمان جغرافیایی کشور، نقشه عملیات مشترک (زمینی )، سیرجان ، تهران ١٣٣١ ش ؛
(١٣) سازمان ملی حفاظت آثار باستانی کرمان ، بناهای تاریخی کرمان ، کرمان ١٣٥٥ ش ؛
(١٤) سازمان نقشه برداری کشور، نقشه ایران ، تهران ١٣٤٦ ش ؛
(١٥) سازمان هواشناسی کشور، سالنامه هواشناسی : ١٣٥٤ـ١٣٥٥، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(١٦) عبدالرزاق سمرقندی ، مطلع سعدین و مجمع بحرین ، چاپ عبدالحسین نوائی ، تهران ١٣٥٣ ش ؛
(١٧) قدامة بن جعفر، کتاب الخراج ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
(١٨) محمود کتبی ، تاریخ آل مظفر ، چاپ عبدالحسین نوائی ، تهران ١٣٦٤ ش ؛
(١٩) مسعود کیهان ، جغرافیای مفصّل ایران ، تهران ١٣١٠ـ١٣١١ ش ؛
(٢٠) محمدبن ابراهیم ، تاریخ کرمان : سلجوقیان و غز در کرمان ، چاپ باستانی پاریزی ، تهران ١٣٤٣ ش ؛
(٢١) محمد خلیل بن داوود مرعشی صفوی ، مجمع التواریخ ، چاپ عباس اقبال آشتیانی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
مرکز
(٢٢) آمار ایران ، سرشماری عمومی نفوس و مسکن مهر ١٣٦٥، نتایج تفصیلی شهرستان مشیز ، تهران ١٣٦٧ ش ؛
(٢٣) همو، سرشماری عمومی نفوس و مسکن مهر ١٣٦٥، فرهنگ آبادیهای کشور: شهرستان مشیز ، تهران ١٣٦٨ ش ؛
(٢٤) همو، نتایج آمارگیری جاری جمعیت ، شهریور ١٣٧٠ ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(٢٥) نصرت الله مشکوتی ، فهرست بناهای تاریخی و اماکن باستانی ایران ، تهران ١٣٤٩ ش ؛
(٢٦) «مقامات طاهرالدین محمد و شمس الدین ابراهیم »، با مقدمه فرانسوی ژان اوبن ، فرهنگ ایران زمین ، ج ٢ (١٣٣٣ ش )؛
(٢٧) محمدبن احمد مقدسی ؛
(٢٨) کتاب احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
(٢٩) مرجوع کنید به سسه جغرافیائی و کارتوگرافی سحاب ، نقشة راههای ایران ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(٣٠) محمدصادق موسوی اصفهانی ، تاریخ گیتی گشا ، با مقدمه سعید نفیسی ، ( تهران ) ١٣٦٣ ش ؛
(٣١) مهندسین مشاور باوند، طرح توسعه شهری شهر بردسیر ، کرمان ١٣٦٣ ش (جزوه تایپی )؛
درّه میرحیدر، «گزارشی از یک مطالعة جغرافیائی »، مجلة دانشکده ادبیات و
(٣٢) علوم انسانی تهران ، س ١٤، ش ٤ (فروردین ١٣٤٦)؛
(٣٣) محمد بن خاوندشاه میرخواند، تاریخ روضة الصفا ، تهران ١٣٣٨ـ ١٣٣٩ ش ؛
(٣٤) ناصرالدین منشی کرمانی ، سمط العلی للحضرة العلیا ، چاپ عباس اقبال ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٣٥) احمد علی وزیری کرمانی ، تاریخ کرمان ، چاپ باستانی پاریزی ، تهران ١٣٦٤ ش ؛
(٣٦) همو، جغرافیای کرمان ، چاپ باستانی پاریزی ، تهران ١٣٥٣ ش ، رضا قلی بن محمد هادی ، ملحقات تاریخ روضة الصفای ناصری ، در میرخواند، تاریخ روضة الصفا ، ج ٨ ـ١٠، تهران ١٣٣٩ ش ؛
(٣٧) Joseph. R. Caldwell, Investigations at Tal-i-Iblis, Springfield, I, ll. ١٩٦٧.
/ خسرو خسروی /