دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٧٧٦
خالد بن نجيح جَوّان ، خالد بن نجيح جَوّان، كنيهاش ابوعبداللّه، راوى امامى. وى از موالى و كوفى بود (نجاشى، ص ١٥٠). ظاهراً منظور از جَوّان، فروشنده جُوَن (جمع جُونىّ؛ نوعى پرنده سياه شنزار) يا جَونه (ظرفهاى عطارى با پوشش چرمى) است (رجوع کنید به ابنداوود حلّى، ص ٨٧؛ مامقانى، ج ٢٥، ص ٨٠). مؤيد اين احتمال، روايتى است كه در آن به تجارت خالد از يمن به مكه تصريح شده است (رجوع کنید به طوسى، ١٤٠١، ج ٧، ص ٢٣٠؛ نيز رجوع کنید به موحدى ابطحى، ج ٥، ص ٣٧٨). در بعضى نسخهها نام وى، به اشتباه، خالدبن نجيح حوار (رجوع کنید به ابنداوود حلّى، همانجا)، جواز (ابنبابويه، ١٣٦٣ش، ج ٢، ص ٤٨١؛ طوسى، ١٤١٥، ص ١٩٨، پانويس ١)، خراز (طوسى، ١٤٠١، همانجا) و خواتيمى (ابنداوود حلّى، ص ٢٤٤؛ علامه حلّى، ص ٣٤٤) درج شده است (رجوع کنید به شوشترى، ج ٤، ص ١١٠؛ نيز براى تفصيل درباره اختلافات در نقل لقب خالد رجوع کنید به مامقانى، ج ٢٥، ص ٧٨ـ٨١).
برقى (١٣٨٣ش، ص ٣١، ٤٨) و نجاشى (همانجا) خالد را در شمار اصحاب امام صادق و امام كاظم عليهماالسلام ياد كردهاند. طوسى نيز گرچه ذيل اصحاب امام كاظم عليهالسلام (١٤١٥، ص ٣٣٦) خالدبن نجيح را جدا از خالد جوّان ذكر كرده، اما پيشتر ذيل اصحاب امام صادق عليهالسلام (همان، ص ١٩٨) نام و لقب وى را يكجا آورده است كه از اتحاد اين دو حكايت دارد (نيز رجوع کنید به مامقانى، ج ٢٥، ص ٨٢، ١٩٥؛ خويى، ج ٧، ص ٣٦؛ شوشترى، ج ٤، ص ١٠٩ـ١١٠). ظاهراً او با امام صادق و امام كاظم عليهماالسلام همنشينى داشته (براى نمونه رجوع کنید به برقى، ١٣٣٠ش، ج ٢، ص ٤٨٢ـ٤٨٣؛ كلينى، ج ٦، ص ٣٢٧) و در روايتى، خالد از خادمان امام كاظم عليهالسلام دانسته شده است (رجوع کنید به كشى، ص ٤٥٢ـ٤٥٣). بنابر اين گزارش، خالد نصى از امام كاظم بر امامت امام رضا را براى كسانى كه در اينباره ترديد و اختلاف داشتند، نقل كرده كه حاكى از اعتقاد صحيح وى دانسته شده است (رجوع کنید به ابنشهيد ثانى، ١٤١١، ص ١٨٧، ٥٨٦؛ مامقانى، ج ٢٥، ص ٨٢؛ خويى، ج ٧، ص ٣٦).
در كتاب نجاشى (همانجا) مدح يا قدحى درباره خالد ديده نمىشود، ولى كشى (ص ٣٢٦) با نكوهش قائلان به غلو (به تعبير او: اهل ارتفاع)، ذيل شرح حال مفضلبن عمر، خالد را از غاليان شمرده است. ظاهرآ خالد به سبب روايت غلوآميزى كه از او درباره ربوبيت نقل شده، طعن شده است (رجوع کنید به همانجا؛ نيز رجوع کنید به صفّار قمى، ص ٢٤١ـ٢٤٢؛ قس نورى، ج ٤، ص ٢٥٠ـ٢٧٥، كه همين روايت را دالّ بر عدم غلو او دانسته است). شهيدثانى (ص ٨٠) نيز تأكيد كرده كه نصى دالّ بر وثاقت وى نرسيده است (نيز رجوع کنید به ابنشهيدثانى، ١٣٦٢ـ١٣٦٥ش، ج ١، ص ١٣). اما برخى رجاليان متأخر خالد را به دليل واقع شدن در طريق ابنبابويه در مشيخه كتاب منلايحضرهالفقيه، حَسَن و معتمد دانسته و غلو او را به دليل روايات ديگرش نپذيرفتهاند (رجوع کنید به بهبهانى، ص ١٦٤ـ١٦٥، ٢٢٨، ٣٠٩، ٣٤٥؛ نورى، ج ٤، ص ٢٧٥؛ مامقانى، ج ٢٥، ص ٨٤). حتى مامقانى (ج ٢٥، ص ٨٢ـ٨٣) مدعى است كه براساس خبر كشّى (ص ٤٥٢ـ ٤٥٣) خالد اعتقاد صحيح داشته و از اينرو مامقانى او را به قوّت ايمان و صلابت در مذهب ستوده است. به گفته وى (همانجا)، اهل غلو بودن خالد فقط به ذهن كشّى خطور كرده و مخلّ به اعتقاد صحيح خالد نيست (براى تفصيل بيشتر در اينباره رجوع کنید به موحدىابطحى، ج ٥، ص ٣٨٥؛ نيز براى مجموعهاى از روايات ناظر بر مدح وى رجوع کنید به نمازى شاهرودى، ج ٣، ص ٣١٨ـ٣١٩). خويى (ج ٧، ص ٣٦ـ٣٧) به دلايل مورد استناد اين گروه براى اثبات وثاقت خالد اشاره كرده و اين دلايل را براى وثاقت او كافى ندانسته است (نيز رجوع کنید به بهبودى، ص ٢٠٩).
خالد، در اغلب موارد بىواسطه يا به واسطه زراره، از امام صادق عليهالسلام (براى نمونه رجوع کنید به كلينى، ج ١، ص ٣٤٢؛ ابنابىزينب، ص ١٧١؛ ابنبابويه، ١٣٦٣ش، ج ٢، ص ٣٤٣، ٣٤٦، ٤٨١) و در موارد اندكى از امام كاظم عليهالسلام (براى نمونه رجوع کنید به كلينى، ج ٦، ص ٤٥٩؛ طوسى، ١٤٠١، همانجا) روايت كرده است. راويان شناختهشدهاى، از جمله صفوان (رجوع کنید به كلينى، ج ٥، ص ٧٨)، ابن ابىعمير (ابنبابويه، ١٤٠٤، ج ٤، ص ٤٥٤) و بهويژه عثمانبن عيسى (كلينى، ج ١، ص ٣٤٢، ج ٢، ص ٩٨، ٥٣٨، ج ٥، ص ٥٦٧، ج ٦، ص ٣٠٦، ٣٢٧، ٣٣٦، ٣٤٢، ٥٢٢، ج ٨، ص ٢٤٣؛ ابنبابويه، ١٣٦٢ش، ج ١، ص ٢٢٨؛ طوسى، ١٤٠١، ج ٢، ص ٥٨)، كه همگى از اصحاب اجماعاند، و علىبن حَكَم (كلينى، ج ٢، ص ٢٢٦) از خالد روايت كردهاند (براى فهرستى از روايات وى در كتابهاى چهارگانه شيعه رجوع کنید به خويى، ج ٧، ص ٣٩٢؛ نيز رجوع کنید به برقى، ١٣٣٠ش، ج ٢، ص ٤٨٢ـ ٤٨٣، ٤٨٨، ٤٩١، ٥٠٣؛ صفّار قمى، ص ٢٤١ـ٢٤٢، ٢٦٤، ٤٢٢). ظاهراً خالد صاحب كتاب بوده است، هر چند نجاشى و طوسى در فهرستهاى خويش اسمى از آن نبردهاند. شاهد اين احتمال، طريقى است كه ابنبابويه در مشيخه كتاب خويش ذكر كرده است (١٤٠٤، ج ٤، ص ٤٥٤؛ نيز رجوع کنید به موحدى ابطحى، ج ٥، ص ٣٨١ـ٣٨٢). بهرغم قدحى كه درباره خالد رسيده، برخى فقها به بعضى روايات او اعتماد كردهاند، از جمله درباره استحباب جزم اذان و اقامه و استحباب كُند گفتن اذان و سريع گفتن اقامه، به روايتهاى او استناد شده است (رجوع کنید به شهيد اول، ج ٣، ص ٢٠٨؛ موسوى عاملى، ج ٣، ص ٢٨٥؛ نجفى، ج ٩، ص ٩٤).
بنابر روايتى، خالد در سال ١٧٤ در مكه درگذشته است (صفّار قمى، ص ٢٦٥)، اما به احتمال بسيار اين نقل صحيح نيست؛ چه، خالد پس از شهادت امام كاظم عليهالسلام (سال ١٨٣) و در زمان امام رضا عليهالسلام از دنيا رفته است (موحدى ابطحى، ج ٥، ص ٣٨٠).
منابع:
(١) ابن ابىزينب، الغيبة، چاپ فارس حسون كريم، قم ١٤٢٢؛
(٢) ابنبابويه، كتابالخصال، چاپ علىاكبر غفارى، قم ١٣٦٢ش؛
(٣) همو، كتاب مَنلايـَحضُرُه الفقيه، چاپ علىاكبر غفارى، قم ١٤٠٤؛
(٤) همو، كمالالدين و تمامالنعمة، چاپ علىاكبر غفارى، قم ١٣٦٣ش؛
(٥) ابنداوود حلّى، كتابالرجال، چاپ محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف ١٣٩٢/١٩٧٢، چاپ افست قم (بىتا.)؛
(٦) ابنشهيد ثانى، التحريرالطاووسى، چاپ فاضل جواهرى، قم ١٤١١؛
(٧) همو، منتقىالجمان فى الاحاديث الصحاح و الحسان، چاپ علىاكبر غفارى، قم ١٣٦٢ـ١٣٦٥ش؛
(٨) احمدبن محمد برقى، كتابالرجال، در ابنداوود حلّى، كتابالرجال، تهران ١٣٨٣ش؛
(٩) همو، كتابالمحاسن، چاپ جلالالدين محدث ارموى، تهران ١٣٣٠ش؛
(١٠) محمدباقر بهبودى، معرفةالحديث و تاريخ نشره و تدوينه و ثقافته عندالشيعة الامامية، تهران ١٣٦٢ش؛
(١١) محمدباقربن محمد اكمل بهبهانى، تعليقة وحيدالبهبهانى على منهجالمقال، (بىجا: بىنا، بىتا.)؛
(١٢) خويى؛
(١٣) شوشترى؛
(١٤) محمدبن مكى شهيد اول، ذكرىالشيعة فى احكامالشريعة، قم ١٤١٩؛
(١٥) زينالدينبن على شهيدثانى، الرعاية فى علمالدراية، چاپ عبدالحسين محمدعلى بقّال، قم ١٤٠٨؛
(١٦) محمدبن حسن صفّار قمى، بصائر الدرجات فى فضائل آل محمد «ص»، چاپ محسن كوچهباغىتبريزى، قم ١٤٠٤؛
(١٧) محمدبن حسن طوسى، تهذيب الاحكام، چاپ حسن موسوىخرسان، بيروت ١٤٠١/١٩٨١؛
(١٨) همو، رجالالطوسى، چاپ جواد قيومىاصفهانى، قم ١٤١٥؛
(١٩) حسنبن يوسف علامه حلّى، خلاصة الاقوال فى معرفة الرجال، چاپ جواد قيومى اصفهانى، (قم) ١٤١٧؛
(٢٠) محمدبن عمر كشى، اختيار معرفةالرجال، (تلخيص) محمدبن حسن طوسى، چاپ حسن مصطفوى، مشهد ١٣٤٨ش؛
(٢١) كلينى؛
(٢٢) عبداللّه مامقانى، تنقيحالمقال فى علمالرجال، چاپ محيىالدين مامقانى، قم ١٤٢٣ـ؛
(٢٣) محمدعلى موحدىابطحى، تهذيب المقال فى تنقيح كتاب الرجال للشيخالجليل ابىالعباس احمدبن علىالنجاشى، ج ٥، قم ١٤١٧؛
(٢٤) محمدبن على موسوى عاملى، مدارك الاحكام فى شرح شرائعالاسلام، قم ١٤١٠؛
(٢٥) احمدبن على نجاشى، فهرست اسماء مصنفى الشيعة المشتهر ب رجال النجاشى، چاپ موسى شبيرى زنجانى، قم ١٤٠٧؛
(٢٦) محمدحسنبن باقر نجفى، جواهرالكلام فى شرح شرائع الاسلام، ج ٩، چاپ عباس قوچانى، بيروت ١٩٨١؛
(٢٧) على نمازى شاهرودى، مستدركات علم رجال الحديث، تهران ١٤١٢ـ١٤١٥؛
(٢٨) حسينبن محمدتقى نورى، خاتمة مستدرك الوسائل، قم ١٤١٥ـ١٤٢٠.
/ مژگان سرشار /