دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٢٨٣
جَهرُم ، شهرستان و شهری در استان فارس.
١) شهرستان جهرم، به مركزیت شهر جهرم، تقریباً در مركز استان واقع است. از شمال به شهرستان شیراز، از مشرق به شهرستانهای فسا و زریندشت، از جنوب به شهرستان لار و از مغرب به شهرستانهای قیروكارزین و فیروزآباد محدود میشود و مشتمل است بر چهار بخشِ مركزی، خَفْرْ *، سیمَكان و كُردیان، دوازده دهستان، و چهار شهرِ جهرم، خاوران، باب انار و قطبآباد.
رشتهكوه سفیدار (بهطول حدود ٧٧ كیلومتر) و گَر (به طول حدود ٣٧ كیلومتر)، از رشته كوه زاگرس جنوبی، در این شهرستان امتداد دارند(جعفری،ج ١، ص٦٧،٣١٩،٤٧١؛رزم آرا، ج٧، ص ٦٧). رود دائم قَرهآقاج(با جهت عمومی شمالغربی ـ جنوبشرقی،از ریزابه های رود مُند) اراضی شهرستان را آبیاری میكند. رود دائم سیمكان و رودِ شور*(هر دو از ریزابههای قره آقاج) نیز در شهرستان جریان دارند (رجوع کنید به جعفری، ج ٢، ص ٣٢٩، ٤٥١ـ٤٥٢).
شهرستان جهرم در منطقه زلزلهخیز واقع است. در زمینلرزه فروردین ١٣٥١ آسیبهایی به آن وارد شد (امبرسز و ملویل، ص ١٠٣). معروفترین غار آن تادَوان است كه در ١٢٠ كیلومتری مشرق شیراز قرار دارد (معرفت، ص ٥٠٥). تنگهای تادوان، كبوتری، مكان و گردنه بَزَن نیز در این شهرستان واقعاند (رزمآرا، همانجا؛ فرهنگ جغرافیائی آبادیها، ج ١١٢، ص ٣٥).
آب و هوای جهرم گرم و در نواحی كوهستانی معتدل است ( فرهنگ جغرافیائی آبادیها ، ج ١١٢، ص ٣٦).
از محصولات عمده آن خرماست كه نوع شاهانی آن از ممتازترین خرماهای جهان، بهشمار میآید (سطح زیر كشت در ١٣٧٨ ش، ٤٨٠٠ هكتار؛ اشراق، ص چهاردهم؛ كرمی، ج ١، ص ١٧١). مركّبات (از جمله لیموشیرین و لیموترش)، گندم، جو، برنج، پنبه (بهویژه در دشت كردیان) و تنباكو نیز از محصولات آنجاست و بعضی از این محصولات صادر میشود. دامداری آن پررونق است و در سالهای اخیر پرورش دام به صورت نیمه صنعتی و صنعتی در آمده است. صنایع دستی جهرم از قدیم مشهور بوده و اكنون قالیبافی، جاجیمبافی و گلیمبافی در آنجا رایج است. جهرم دارای كارخانه پنبهپاك كنی و معادن گچ و شن و ماسهسنگ است (فرهنگ جغرافیائی آبادیها، ج ١١٢، ص ٣٦).
راه اصلی شیراز به شهرهای جنوب استان و نیز راه اصلی فیروزآباد ـ داراب از این شهرستان میگذرد.
برخی آثار تاریخی شهرستان عبارتاند از: قبر جاماسب حكیم و قلعه نزدیك آن (متعلق به دوره ساسانیان) نزدیك آبادی كَرّاده در شش كیلومتری جنوبغربی باب انار؛ آتشكده كاریان (متعلق به دوره ساسانیان)؛ مقبره امامزاده فضلبن موسیبن جعفر (متعلق به قرن نهم) در دو كیلومتری شمالشرقی جهرم؛ امامزادهای در قطبآباد؛ بقعه خلیفه در آبادی جِزه/ گِزه در دو كیلومتری جنوبِ شهر باب انار؛ و چند قلعه، از جمله قلعه گبری (بهسبك معماری ساسانیان) و قلعه تبر/ طبر در ٤٨ كیلومتری شهر جهرم (مصطفوی، ص ٩٢، ٣٥٨؛ فرهنگ جغرافیائی آبادیها ، همانجا؛ جغرافیای كامل ایران ، ج ٢، ص ٨٦٤؛ ایران. وزارت كشور، اداره كل آمار و ثبت احوال، ج ٢، ص ٢٨٧).
در آبان ١٣١٦ جهرم شهرستانی به مركزیت شهر جهرم در استان جنوب بود (ایران. قوانین و احكام، ص ٦٣). در دی ١٣١٦ جهرم بخشی از شهرستان لار در استان هفتم (فارس) (همان، ص٨١، ٨٩) و پس از مدتی تابع شهرستان فسا شد. از ١٣٢٣ش، بخش جهرم از شهرستان فسا جدا و به شهرستان تبدیل شد (ایران. قانون تقسیمات كشوری آبان ١٣١٦، ص ٢١ـ٢٢).
در سرشماری ١٣٧٥ ش، جمعیت شهرستان جهرم ١٢٨ ، ١٩٧ تن بود كه از این تعداد ٢٣٨ ، ١٠٤ تن (٨ ر٥٢%) شهرنشین، ٧٦١ ، ٨٩ تن (٥ر٤٥%) روستانشین و بقیه غیرساكن بودند (مركز آمار ایران، ١٣٧٦ ش الف ، ص یازده). طوایفی از ایلات خمسه و قشقایی در این شهرستان به سر میبرند (مركز آمار ایران، ١٣٧٨ش، ص١٠٦ـ١٠٧). اهالی آن به فارسی و عربی سخن میگویند و شیعه دوازده امامیاند ( فرهنگ جغرافیائی آبادیها ، ج١١٢، ص ٣٦). از جهرم، علما و شعرا و خوشنویسانی برخاستهاند (برای نامهای ایشان رجوع کنید به فسائی، ج ١، ص ١١٧، ج ٢، ص ١٢٨٢، ١٢٨٥؛ اشراق، ص ١، ٧٩، ١٣١، ١٥٨).
٢) شهر جهرم. در دشتی در جنوب شهرستان، در ارتفاع ٠٥٢ ، ١ متری و در فاصله ١٨٠ كیلومتری جنوبشرقی شیراز واقع است. كوه البرز، از رشته كوه زاگرس جنوبی، در جنوب شهر جهرم امتداد دارد و رودشور در دشت جُلگاه در شمال آن جاری است. میانگین حداكثر دمای شهر در تابستانها ْ٤٣، میانگین حداقل آن در زمستانها ْ٣- و میانگین بارش سالانه آن ٢٥٠ میلیمتر است ( فرهنگ جغرافیائی آبادیها، ج ١١٢، ص ٣٧).
از جمله آثار تاریخی جهرم اینهاست: آتشكده قدمگاه (متعلق به زمان ساسانیان، در جنوب شهر)، مسجد مدرسه خان، مسجدجامع، آب انبار حاجآقا رضا (متعلق به دوره صفوی) و ویرانههای كاروانسرایی نزدیك بازار شهر (همان، ج ١١٢، ص ٣٨؛ طوفان، ص ٨٤؛ كرمی، ج ١، ص ١٢٢).
جهرم دوازده محله قدیمی و چهار محله جدید دارد؛ دشت آب، كازران/ گازران، اَسفِریز، مصلی، صحرا و علی پهلوان از مهمترین محلات قدیمیاند (رزمآرا، ج ٧، ص ٦٨؛ كرمی، ج ١، ص ١٠٥، ١١٢). نخستین مدرسه آن در ١٣٠٢ ش به همت ملكمحمودخان، حاكم وقت، احداث گردید (طوفان، ص ١٣٠). جهرم در ١٣٠٤ ش به شهر تبدیل شد (ایران. وزارت كشور. معاونت سیاسی، ١٣٨٢ ش؛ طوفان، همانجاها). شهر جهرم مهاجران عشایری فراوانی دارد (شهبازی، ص ١٣٤). جمعیت آن در سرشماری ١٣٧٥ ش، ١٨٥ ، ٩٤ تن بود (مركز آمار ایران، ١٣٧٦ ش ب ، ص هشتاد). به نظر برخی، شهر كنونی در هجده كیلومتری مغرب ویرانههای شهر قدیمی (محل تنگ آب) بنا شده است (رجوع کنید به رزمآرا، همانجا؛ بیات، ص ٣٤١؛ نیز رجوع کنید به طوفان، ص٥٠ ـ٥٤).
پیشینه. نام جهرُم یا گَهْرُم به معنای جای گرم (نوبان، ص ١٧٣)، در بیشتر منابع قدیم جغرافیانویسان مسلمان به صورت جَهرَم، و در كارنامه اردشیر بابكان (ص ٦٣) به صورت زَرْهَم ضبط شده است. احداث جهرم را به بهمن پسر اسفندیار نسبت دادهاند (ابنبلخی، ص ٥٤). فردوسی جهرم را دشتی بیآب و محل گنجهای اردشیر ذكر كرده و سباك را پادشاه شهر جهرم خوانده است. طبق مطالب او، مهركِ نوشزاد با خارج شدنِ اردشیر از ایوانش در جهرم (برای نبرد با هفتواد)، گنجهای وی را غارت كرد (ص ٥٧٤، ٥٧٨ ـ٥٨٠). در سال ٢٣، عثمانبن ابیالعاص ثقفی، پس از اینكه مخالفان خود را در ناحیه جهرم سركوب كرد، آنجا را فتح نمود (بلاذری، ص ٥٤٧).
در قرن سوم، ابنخرداذبه (ص ٤٦) و ابنفقیه (ص ٢٠٣) جَهرَم را از رستاقهای دارابگرد * معرفی كردهاند. اصطخری در قرن چهارم، ناحیه جَهرَم را در كوره دارابگرد و شهر آن را جهرم ذكر كرده است (ص ١٠٧). به نوشته او، بیشتر اهالی آنجا معتزلیاند و در آنجا لباسهای زربافت بلند و گلیم و جانماز و زیلویی معروف به جهرمی بافته میشود (همان، ص ١٣٩، ١٥٣). به نوشته او (ص ١٣٤ـ١٣٥) ،جهرم در ده فرسخی فسا، هشت فرسخی كارزین و سی فرسخی شیراز واقع است. در قرن چهارم، ابنحوقل از رفاه سكنه جَهرَم، بازرگانی آنها، زیلوهای بینظیر «الجَهْرَمی» و كارگاههای تولید لباسِ آنجا سخن گفته و نوشته است كه عاملی از سوی سلطان در این شهر حضور دارد (ص ٢٦٨). مؤلف حدودالعالم (ص ١٣٥) نیز این شهر را خرّم و دارای صنایعدستی خوب وصف كرده و مقدسی در اواخر قرن چهارم، تنها از پرده و فرشهای آنجا یاد كرده است (ص ٤٤٢).
احتمالاً در قرن پنجم جهرم جزو ناحیه شبانكاره * شده است و ملوك شبانكاره بر آن حاكمیت یافتهاند. در ٤٦٤، كه فضلویهبن حسنویه (مشهورترین امیر شبانكاره، متوفی ٤٦٤) از پرداخت مالیات به سلجوقیان خودداری كرد، خواجهنظامالملك به این ناحیه آمد و او را كه در قلعه خُرشه، در هشت فرسخی جهرم، متحصن شده بود، دستگیر كرد (ابنبلخی، ص ١٣١، ١٥٧؛
ستوده، ج ٢، ص ٢٣ـ٢٤). در ٥١٠، اتابك جاولی در منازعاتش با ملوك شبانكاره، بیشترِ بلاد فارس، از جمله فسا و جهرم، را غارت كرد و به كشتار اهالی پرداخت (ابناثیر، ج١٠، ص ٥١٧ ـ ٥١٨؛
فسائی، ج ١، ص ٢٣٧ـ ٢٣٨). ابنبلخی در سده ششم، جهرم را شهركی متوسط با هوای گرم، دارای آب روان و كاریز و غله و پنبه فراوان وصف كرده و از صنایعدستی آنجا از بُرد، كرباس و زیلو نام برده است (ص ١٣١). به نوشته او (همانجا) جهرم جزو مواجب ولیعهد بود و هركس ولیعهد میشد، جهرم به او تعلق میگرفت. او ساخت قلعه خرشه را منسوب به عامل حجاجبن یوسف (٤٥ـ ٩٥) و قلعه را مكانی استوار دانسته است كه حتی با جنگ قابل گشودن نیست و در زمان ابنبلخی استوار و آبادان بوده است (همان، ص ١٥٧؛
نیز رجوع کنید به حمداللّه مستوفی، ص ١٢٥). سمعانی (متوفی ٥٦٢؛
ج ٢، ص ١٣٢) جهرم را «قریه یا شهر» ضبط كرده و ابوعبیده عبداللّهبن محمدبن حسنبن زیاد جهرمی، محدّث مشهور، را به آنجا منسوب دانسته است. یاقوت حموی (ذیل مادّه) از شهر جَهرَم و گلیم و جاجیم یا فرشی از جنس كرومی آن به نام جَهرُم یاد كرده است. این منطقه در قرن هشتم جزو قلمرو آلمظفر گردید. حمداللّه مستوفی در این قرن، جهرم را شهری متوسط، با مواضع بسیار ذكر كرده است (همانجا). در ٧٩٩ محمدسلطان، نوه امیرتیمور، با لشكریانش نواحی جهرم و قسمتهای شرقی فارس را تسخیر كرد (ستوده، ج ٢، ص ٨٥). از ٩٠٩، كه این منطقه تحت فرمان شاهاسماعیل اول صفوی در آمد، تا حدود ١٢٦٧، حكومت و ضابطی آنجا در دست هفده تن از امرای طایفه ذوالقدر بود (فسائی، ج ٢، ص ١٢٧٩ـ١٢٨٠). در فاصله سالهای ١٠٦٢ تا ١٠٩١، جهرم و فسا منطقهای مستقل و در حاكمیت یك والی بودند (همان، ج ١، ص ٤٧٩، ٤٨٨). در ١١٤٠ یا ١١٣٧، سیداحمد نواده میرزا داود (متولی مشهد) و عبدالغنیبیگ (حاكم وقت جهرم)، كه به مخالفت با زبردست خان (حاكم افغانی شیراز) برخاسته بودند، مدتی این منطقه را تصرف كردند (استرآبادی، ص ٢٢؛
فلور، ص ٣٥ـ٣٦). در دوره زندیه (ح ١١٦٣ ـ ح ١٢٠٨) مدتی احمدخان جهرمی ذوالقدر، سپس حاجی سلیمانبیگ جهرمی ذوالقدر حاكم جهرم شدند (اقتداری، ص ٤٨١؛
فسائی، ج ٢، ص١٢٨٠). در زمان حكومت حاجیمحمدحسن خان جهرمی (متوفی ١٢٥٦، نوه حاجی سلیمانبیگ)، در جهرم بازاری شبیه به بازار وكیل شیراز، یك كاروانسرا و باغ گلشن ساختند و حصاری (دارای برج و دروازه) دور شش محله اَسفِریز، دشت آب، سنان، صحرا، گازران و كلوان بنا كردند. چهار محله جبهزر، علی پهلوان، كوشكك و مصلی نیز، كه محله نوشتان نامیده میشدند، بیرون حصار قرار گرفتند (فسائی، ج ٢، ص ١٢٧٨، ١٢٨١).
زینالعابدین شیروانی در ١٢٤٧ جهرم را قصبهای شهر مانند و مشهور به قلت آب و كثرت حرارت و ویران شده به مرور ایام وصف كرده و به نخلستانها، غلات ارزان و خرمای آنجا اشاره كرده است. در زمان وی، در شهر شیعه مذهبِ جهرم، دو سه هزار خانه بود (١٣١٥ ش، ص ٢٠٦؛
برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به همو، ١٣٤٨ ش، ص١٨٠ـ١٨١). در همین دوره فرصت شیرازی (ص ١٠٤) شهر جَهرَم را در دامنه كوه، با شش هزار خانه و چهل هزار تن جمعیتِ عیاش و با بضاعت وصف كرده و از چهار بازار آراسته، مساجد نیكو، كاروانسراهای خوب، حصیر مشهور و ممتاز آنجا به نام جهرمیه سخن گفته است. در اواخر دوره قاجار، اعتمادالسلطنه نوشته كه جهرم شهری معروف و مشهور در بلوكی به همین نام است با ٥٠٠ ، ٥ خانوار و مردمانی تاجر و پیلهور و باهوش، و افزوده كه جهرم از لحاظ وسعت و بزرگی از قم و كاشان و نظایر آنها برتر است (ج ٤، ص ٢٣٠٩). پس از او، میرزا حسن فسائی در كتاب فارسنامه ناصری مطالب بسیاری در باره جهرم نوشت. او بلوك جهرم را به طول دوازده و عرض كمتر از سه فرسخ، مشتمل بر ٣٣ قریه آباد ذكر كرده و در باره طوایف كوهكی، صحرای گَربایگان (دشت میان جهرم و فسا و محل قشلاق عشایر عرب) و صحرای گُل دنبه (در شمال جهرم)، بزرگان و علما و شعرای آنجا مطالبی آورده است. به نوشته او، نخلهای قصبه جهرم (با ١٨٠ ، ٤ خانه) تنومندتر و بارآورتر از همه نخلهای فارس و بصره و بغداد، و لطافت و شیرینی خرمای آن برتر از همه خرماهای جهان است (ج ١، ص ٨٣، ١١٣، ج ٢، ص ١٦١٤، ١٢٧٧ـ ١٢٧٨، ١٢٨٢، ١٢٨٥ـ ١٢٨٧). طبق مطالب محمدحسن میرزا مهندس قاجار در ١٣٠٨، شهر جهرم دوازده محله و دوازده حمام داشت و حدود پنجاه خانوار یهودی در آن زندگی میكردند. در این سال جهرم بعد از بوشهر [و شیراز] از همه شهرهای فارس بزرگتر و آبادتر بود و ٠٠٠ ، ٢٥ تومان مالیات میپرداخت (ص ٤٨٢ـ٤٨٤). در حدود ١٣١٠ ش، این شهر، با چهار هزار تن جمعیت، مركز بلوك جهرم (مشتمل بر ٣٢ آبادی و ٠٠٠ ، ٣٥ سكنه) بود و بیش از ٠٠٠ ، ٥٧ نخل داشت (كیهان، ج ٢، ص٢٤٠، ج ٣، ص ١٠٧).
منابع:
(١) ابناثیر؛
(٢) ابنبلخی؛
(٣) ابنحوقل؛
(٤) ابنخرداذبه؛
(٥) ابنفقیه؛
(٦) محمدمهدیبن محمدنصیر استرآبادی، جهانگشای نادری، چاپ عبداللّه انوار، تهران ١٣٤١ ش؛
(٧) محمدكریم اشراق، بزرگان جهرم ، تهران ١٣٥١ ش؛
(٨) اصطخری؛
(٩) اعتمادالسلطنه؛
(١٠) احمد اقتداری، آثار شهرهای باستانی سواحل و جزایر خلیجفارس و دریای عمان ، تهران ١٣٧٥ ش؛
(١١) ایران. قانون تقسیمات كشوری آبان ١٣١٦، قانون تقسیمات كشور و وظایف فرمانداران و بخشداران ، مصوب ١٦ آبان ماه ١٣١٦، چاپ دوم، تهران [بیتا.(؛
(١٢) ایران. قوانین و احكام، مجموعه قوانین سال ١٣١٦، تهران: روزنامه رسمی كشور شاهنشاهی ایران،)؟ ١٣١٦(؛
١٣- ایران. وزارت كشور. اداره كل آمار و ثبت احوال، كتاب جغرافیا و اسامی دهات كشور، ج ٢، تهران ١٣٢٩ ش؛
(١٤) ایران. وزارت كشور. معاونت سیاسی. دفتر تقسیمات كشوری، نشریه تاریخ تأسیس عناصر تقسیماتی به همراه شماره مصوبات آن، تهران ١٣٨٢ ش؛
(١٥) همو، نشریه عناصر و واحدهای تقسیمات كشوری ) تا پایان آبان ١٣٨٤(، تهران ١٣٨٤ ش؛
(١٦) بلاذری (بیروت)؛
١٧- عزیزاللّه بیات، كلیات جغرافیای طبیعی و تاریخی ایران، تهران ١٣٦٧ ش؛
(١٨) عباس جعفری، گیتاشناسی ایران، تهران ١٣٦٨ـ١٣٧٩ ش؛
(١٩) جغرافیای كامل ایران، تهران: سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی،١٣٦٦ ش؛
(٢٠) حدودالعالم؛
(٢١) حمداللّه مستوفی، نزههالقلوب ؛
(٢٢) رزمآرا؛
(٢٣) حسینقلی ستوده، تاریخ آلمظفر ، تهران ١٣٤٦ـ١٣٤٧ ش؛
(٢٤) سمعانی؛
(٢٥) عبداللّه شهبازی، ایل ناشناخته: پژوهشی در كوهنشینان سرخی فارس ، تهران ١٣٦٦ ش؛
(٢٦) زینالعابدینبن اسكندر شیروانی، بستانالسیاحه، یا، سیاحتنامه ، چاپ سنگی تهران ١٣١٥، چاپ افست )بیتا.]؛
(٢٧) همو، حدائقالسیاحه، تهران ١٣٤٨ ش؛
(٢٨) جلال طوفان، شهرستان جهرم ، شیراز ١٣٨١ ش؛
(٢٩) ابوالقاسم فردوسی، شاهنامه فردوسی ، چاپ محمد روشن و مهدی قریب، تهران ١٣٧٤ ش؛
(٣٠) محمدنصیربن جعفر فرصت شیرازی، آثار العجم: در تاریخ و جغرافیای مشروح بلاد و اماكن فارس ، چاپ سنگی بمبئی ١٣١٤، چاپ علی دهباشی، چاپ افست تهران ١٣٦٢ ش؛
(٣١) فرهنگ جغرافیائی آبادیهای كشور جمهوری اسلامی ایران ، ج ١١٢: جهرم ، تهران: سازمان جغرافیائی نیروهای مسلح، ١٣٦٩ ش؛
(٣٢) حسنبن حسن فسائی، فارسنامه ناصری ، چاپ منصور رستگار فسائی، تهران ١٣٦٧ ش؛
(٣٣) ویلمفلور، اشرفافغان در تختگاه اصفهان: به روایت شاهدان هلندی ، ترجمه ابوالقاسم سری، تهران ١٣٦٧ ش؛
(٣٤) كارنامه اردشیر بابكان، با متن پهلوی، آوانویسی، ترجمه فارسی و واژهنامه، چاپ بهرام فرهوشی، تهران: دانشگاه تهران، ١٣٥٤ ش؛
(٣٥) ناصر كرمی، جهرم ، ج ١، جهرم ١٣٨١ ش؛
(٣٦) مسعود كیهان، جغرافیای مفصل ایران، تهران ١٣١٠ـ١٣١١ ش؛
(٣٧) محمدحسن میرزا مهندس، «راپورت مسافرت سال ١٣٠٨ قمری: از شیراز به فسا و دارابجرد و جهرم و خفر و كوار»، چاپ ایرج افشار، فرهنگ ایران زمین ، ج ٢٢ (١٣٥٦ ش)؛
(٣٨) مركز آمار ایران، سرشماری اجتماعی ـ اقتصادی عشایر كوچنده ١٣٧٧: جمعیت عشایری دهستانها، كلكشور، تهران ١٣٧٨ ش؛
(٣٩) همو، سرشماری عمومی نفوس و مسكن ١٣٧٥: شناسنامه آبادیهای كشور، استان فارس، شهرستان جهرم، تهران ١٣٧٦ ش الف ؛
(٤٠) همو، سرشماری عمومی نفوس و مسكن ١٣٧٥: نتایج تفصیلی كل كشور، تهران ١٣٧٦ ش ب ؛
(٤١) محمدتقی مصطفوی، اقلیمپارس، تهران ١٣٤٣ ش؛
(٤٢) احمد معرفت، كوهها و غارهای ایران، تهران ١٣٧٣ ش؛
(٤٣) مقدسی؛
(٤٤) نقشه تقسیمات كشوری جمهوری اسلامی ایران، مقیاس ٠٠٠ ، ٥٠٠ ،٢ : ١، تهران: سازمان نقشهبرداری كشور، ١٣٨٣ ش؛
(٤٥) نقشه راههای ایران، مقیاس ٠٠٠ ، ٥٠٠ ،٢ : ١، تهران: سازمان نقشهبرداری كشور، ١٣٧٧ ش؛
(٤٦) مهرالزمان نوبان، نام مكانهای جغرافیایی در بستر زمان، تهران ١٣٧٦ ش؛
(٤٧) یاقوت حموی؛
(٤٨) Nicholas Nicholas Ambraseys and Charles Peter Melville, A history of Persian earthquakes , Cambridge ١٩٨٢.
/ وحید ریاحی /
تصاویر این مدخل:
مقبره شاهزاده فضل بن موسی بن جعفر عکس از : سیاوش طاهری
مسجد جامع جهرم عکس از : سیاوش طاهری