دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٧٥٤
بلوچ و بلوچستان
کلیات
جغراÙیا
١) بلوچستان بزرگ
٢) بلوچستان ایران
اصل و منشأ بلوچها
تاریخ
بلوچها در مناطق مختلÙ
قوم Ø´Ù†Ø§Ø ، تا زمانی Ú©Ù‡ در قرن سیزدهم / نوزدهم به تاریخ استعمار غرب پیوند Ù…ÛŒ خورد، چندان روشن نیست . از آن زمان به بعد مطالب ÙØ±Ø§ÙˆØ§Ù†ÛŒ ØŒ بویژه به زبان انگلیسی Ùˆ نیز به ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ Ùˆ چند زبان اروپایی Ùˆ زبانهای Ù…ØÙ„ÛŒ ØŒ دربارة آنها نوشته شده است . ولی تاکنون کوششی در جهت تألی٠و ØªÙØ³ÛŒØ± تمام مواد موجود به عمل نیامده است .
بلوچستان در نظر بلوچها Ùˆ همسایگان آنها به طور Ú©Ù„ÛŒ مشتمل بر منطقه ای است به وسعت بیش از نیم میلیون کیلومتر مربع واقع در بخش جنوب شرقی Ùلات ایران Ùˆ جنوب کویرهای مرکزی Ùˆ رود هیرمند، Ùˆ در اراضی پست ساØÙ„ÛŒ میان Ùلات ایران Ùˆ خلیج عمان . ØØ¯ÙˆØ¯ آن دقیقاً مشخص نیست Ùˆ با ØØ¯ÙˆØ¯ استانهای امروزی مطابقت ندارد. ظاهراً در طول تاریخ ØŒ Ø§Ø±ØªÙØ§Ø¹Ø§Øª آن در منطقة Ù†Ùوذ ایران ØŒ Ùˆ نواØÛŒ Ú©Ù… Ø§Ø±ØªÙØ§Ø¹ آن در منطقة Ù†Ùوذ هند قرار داشته Ùˆ از ١٢٨٧/١٨٧٠ رسماً میان Ø§ÙØºØ§Ù†Ø³ØªØ§Ù† Ùˆ ایران Ùˆ هند (بعدها پاکستان ) تقسیم شده است . معلوم نیست Ú©Ù‡ نام بلوچستان از Ú†Ù‡ زمانی رواج ÛŒØ§ÙØªÙ‡ است ØŒ شاید از قرن دوازدهم / هجدهم ØŒ یعنی هنگامی Ú©Ù‡ نصیرخان اول کلاتی ØŒ Ø·ÛŒ ØÚ©ÙˆÙ…ت طولانی خود در نیمة دوم آن قرن ØŒ نخستین ØØ§Ú©Ù… بومی منطقه شد Ùˆ در بخش عظیمی از آن نواØÛŒ ØÚ©ÙˆÙ…ت خودمختار تشکیل داد.
اصل Ùˆ منشأ بلوچها Ùˆ نام ایشان نامعلوم است . گویا هنگام ورود مسلمانان ØŒ در شمال غربی٠منطقه (جنوب شرقی کرمان ) Ù…ÛŒ زیسته اند، اما Ø§ØØªÙ…الاً ØÙˆØ²Ø© ÙØ¹Ø§Ù„یت ایشان به نواØÛŒ دورتری در شرق آنجا Ù…ÛŒ رسیده است . ظاهراً مقارن با ورود سلجوقیان به کرمان در قرن پنجم ØŒ بلوچها مهاجرت به سوی شرق Ùˆ آن سوی مَکران را آغاز کردند، Ùˆ این امر را تا زمان گسترش قدرت صÙویان ادامه دادند، Ùˆ Ø§ØØªÙ…الاً مهاجرتهای عمدة ایشان در قرنهای ششم Ùˆ نهم به وقوع پیوسته باشد.
این Ú©Ù‡ بلوچها چگونه Ùˆ در Ú†Ù‡ زمانی به منطقة کرمان رسیدند معلوم نیست . ادعای ایشان (در اشعار ØÙ…اسی ) دایر بر این Ú©Ù‡ عرب اند، Ùˆ پس از شرکت در نبرد کربلا از ØÙŽÙ„َب مهاجرت کرده اند چندان معتبر نیست . لانگ ورث دیمز (١٩٠٤ØŒ ص ٧Ù€١٦) آرای Ù…ØªÙØ§ÙˆØª Ùˆ غیرقطعی راجع به منشأ ایشان را بررسی کرده است .
از آغاز سیطرة اسلام تا ورود سلجوقیان ØŒ دربارة بلوچها شواهد اندکی در دست است Ú©Ù‡ به آسانی نمی توان ارزیابی کرد، زیرا تا ØØ¯ÛŒ معلول تعصب نویسندگان شهرنشین نسبت به عشایر چادرنشین است . ولی از این شواهد چنین بر Ù…ÛŒ آید Ú©Ù‡ ایشان تنها چند ده هزار تَن ØŒ Ùˆ گله دارانی بوده اند Ú©Ù‡ گوسÙند Ùˆ بز پرورش Ù…ÛŒ داده اند Ùˆ مانند دیگر گله داران خاورمیانه ØŒ اگر هم کاملاً کوچرو نبوده اند، ØªØØ±Ú© بسیار داشته اند Ùˆ در گروههای عشیره ای ØŒ براساس معیارهای پدرتباری ØŒ Ù…ÛŒ زیسته اند Ùˆ با جمعیت آبادی نشین Ù€ Ú©Ù‡ غالباً در معرض آزار بلوچها بودند Ù€ کمتر Ù…ÛŒ آمیختند.
از دیدگاه ارزشهای عمومی ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ÛŒ Ùˆ جهانی ØŒ بلوچها در دوره های اخیر، از نظر سوابق تاریخی Ùˆ نژادی ØŒ به گروههای مسلمان همسایه شباهت دارند. گذشته از زبان ØŒ مشخصة بلوچها ساختار پیوندهای اجتماعی Ùˆ سیاسی آنهاست . ولی Ø§ØØªÙ…ال بیشتر آن است Ú©Ù‡ این ساختار مولود نزدیکی گروههای متعدد در بلوچستان باشد، نه میراث تاریخ کهن آنها (جذب ایشان در ساختارهای ایالتی جدید تغییر چندانی در آن نداده است ). هویت بلوچها در بلوچستان با کاربرد زبان بلوچی در مناسبات میان قبیله ای پیوندی نزدیک داشته است . زبان بلوچی امروز دارای شجره نامه ای روشن با تعدادی ویژگیهای دستوری Ùˆ واژه های رایج در «شمال غرب » ایران است (رجوع کنید به اصل Ùˆ منشأ بلوچها) ولی بلوچهای امروز را از نظر نژادی نمی توان با این ÙˆØ¶ÙˆØ ØªØ¹Ø±ÛŒÙ Ú©Ø±Ø¯. از طرÙÛŒ ØŒ بسیاری از گروههایی Ú©Ù‡ معمولاً خود Ùˆ دیگران آنها را بلوچ Ù…ÛŒ خوانند، اصل Ùˆ نسب بیگانه دارند Ùˆ Ø·ÛŒ چهار قرن اخیر در بلوچها ادغام شده اند. از طر٠دیگر، دلیلی در دست نیست Ú©Ù‡ همه گروههای پراکندة متعددی Ú©Ù‡ در دیگر قسمتهای ایران Ùˆ Ø§ÙØºØ§Ù†Ø³ØªØ§Ù† Ùˆ ترکمنستان به بلوچ معرو٠اند (Ùˆ بیشتر آنها امروزه به زبان بلوچی تکلم نمی کنند) از نظر تاریخی با یکدیگر نسبت داشته باشند یا، اگر نسبت دارند، در بلوچستان از یکدیگر جدا شده باشند.
در داخل بلوچستان ØŒ جمعیت از نظر قومی یکدست نیست Ø› برخی از گروهها را خودشان Ùˆ دیگران بلوچ Ù…ÛŒ خوانند (رجوع کنید به بلوچها در مناطق مختل٠)ØŒ با این معنای ضمنی Ú©Ù‡ ایشان اعقاب کسانی هستند Ú©Ù‡ هنگام ورود به منطقه بلوچ بوده اند؛ در ØØ§Ù„ÛŒ Ú©Ù‡ دیگران Ù€ گرچه اکنون عضو جامعة بلوچ شناخته Ù…ÛŒ شوند Ùˆ در قیاس با جهان خارج بلوچ به شمار Ù…ÛŒ آیند Ù€ در درون جامعة بلوچ به نامهای عشیره ای (مانند نوشیروانی ØŒ گیچْکی ØŒ بارَکزایی * ) Ùˆ تیره ای (مانند برهویی * ØŒ دÙهوار، غÙلام ØŒ جطگال / جدگال ØŒ مید) شناخته شده اند، با این معنای ضمنی Ú©Ù‡ ایشان در دوران بالنسبه متأخر هویت بلوچی ÛŒØ§ÙØªÙ‡ اند، نه بدان معنی Ú©Ù‡ بدین سبب غریبه به ØØ³Ø§Ø¨ Ù…ÛŒ آیند. برخی از این «بلوچها»، قبل از ورود بلوچ در این منطقه وجود داشته اند؛ دیگران (مثلاً بارکزایی ØŒ Ú©Ù‡ تا همین اواخر اصل Ùˆ نسب ایشان Ø§ÙØºØ§Ù† بود) بعداً آمده اند. بازماندگان دوران خودمختاری بلوچها Ùˆ دوران سلطة انگلیسیان (١٠٧٧ Ù‚ Ù€١٣٢٦ Ø´ / ١٦٦٦Ù€١٩٤٧) Ù€ Ú©Ù‡ عمدتاً بازرگانان هندو، سیک یا اسماعیلی اند Ù€ بلوچ به شمار نمی آیند. بلوچی زبان مکالمة میان قومها Ùˆ قبیله های مختل٠بوده است . اگرچه تکلم به زبان بلوچی معمولاً به جذب شدن ÙØ±Ø¯ یا گروه در بلوچها Ù…ÛŒ انجامیده ØŒ ظاهراً مسلمان بودن از شرایط لازم آن بوده است . با وجود این ØŒ بلوچهای مَکران Ú©Ù‡ در قرن دهم به ÙØ±Ù‚Ø© ذÙکری * گرویدند باز هم بلوچ شمرده Ù…ÛŒ شدند. بلوچها کلاً مدعی هستند Ú©Ù‡ همه مسلمان ØÙ†ÙÛŒ مذهب اند، Ú¯Ùˆ اینکه ØŒ گذشته از ذکریان (Ú©Ù‡ هنوز هم وجود دارند ولی بندرت سخنی دربارة ایشان Ú¯ÙØªÙ‡ Ù…ÛŒ شود)ØŒ گروههای شیعی مذهب Ú©ÙˆÚ†Ú©ÛŒ نیز در ØÙˆØ§Ø´ÛŒ شمال غربی بلوچستان ایران وجود دارند ولی در نقاط شرقی تر دیده نمی شوند.
سرزمین وسیع بلوچستان٠بزرگ در طول تاریخ به چند ناØÛŒÙ‡ تقسیم شده Ú©Ù‡ مهمترین آنها عبارت است از مَکران (در جنوب )ØŒ Ø³Ø±ØØ¯Ù‘ (در شمال غربی ) Ùˆ ناØÛŒÙ‡ ای Ú©Ù‡ در قدیم به توران / طوران معرو٠بوده Ùˆ امروزه شامل شهرهای کلات Ùˆ Ø®ÙØ²Ù’دَر (Ù‚ÙØµÙ’دار/ Ù‚ÙØ²Ø¯Ø§Ø±Ø› در شرق ) است .
ظاهراً در اواخر قرن نهم ØŒ بلوچها از نظر ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ÛŒ بر این منطقه تسلط ÛŒØ§ÙØªÙ†Ø¯ Ùˆ زبان بلوچی نیز زبان مکالمة اقوام مختل٠آن گردید Ù€ البته جزئیات Ùˆ علل Ùˆ اسباب یکایک این تغییر Ùˆ تØÙˆÙ„ها Ø¨ÙˆØ¶ÙˆØ Ù…Ø¹Ù„ÙˆÙ… نیست . مدتها طول کشید تا غالب جمعیت منطقه ØŒ هویت بلوچی را Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØªÙ†Ø¯ØŒ Ùˆ این Ø§ØØªÙ…الاً تا ØØ¯ÙˆØ¯ÛŒ معلول توÙیق سیاستهای نصیرخان Ùˆ تا ØØ¯ÙˆØ¯ÛŒ نیز بعداً به سبب Ù†ØÙˆØ© رده بندی مناطق Ùˆ اقوام از جانب انگلیسیان بود. ØªØ´Ø±ÛŒØ Ø¯Ù„Ø§ÛŒÙ„ ادغام تقریباً تمام جمعیت در زیر لوای هویت بلوچ Ùˆ سلطة زبان بلوچی مشکل است ØŒ زیرا عشایری Ú©Ù‡ در نیمة قرن یازدهم خان نشین کلات را تشکیل دادند Ùˆ به تبع آن بدین ناØÛŒÙ‡ خودمختاری سیاسی Ùˆ هویت بخشیدند به زبان بلوچی تکلم نمی کردند، بلکه زبان آنها برهویی بود Ùˆ ØÚ©ÙˆÙ…ت خویش را به یاری کارمندانی Ú©Ù‡ از میان دهوارها (دهقانان تاجیک ) استخدام کرده بودند به زبان ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ اداره Ù…ÛŒ کردند. مهاجرانی Ú©Ù‡ به زبان بلوچی تکلم Ù…ÛŒ کردند، بجز ساکنان بخشهای غیر زراعی منطقه ØŒ Ù…ØØªÙ…لاً از نظر عده از دیگران بیشتر نبودند.
در مجموعة آثار بازمانده از ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ Ùˆ زبان بلوچستان ØŒ گسستگیها Ùˆ خلاهایی وجود دارد. هر چند مواد موجود دربارة آن بمراتب از دیگر نواØÛŒ ایلی مشابه در ایران بیشتر است ØŒ عدم تجانس آنها مسائل بسیاری ÙØ±Ø§ راه بررسیهای روشمند دربارة بلوچستان Ùˆ بلوچها قرار Ù…ÛŒ دهد، Ùˆ هنوز نمی توان با قاطعیت به ØÙ„ این مسائل پرداخت ØŒ زیرا پژوهشهای تاریخی Ùˆ قوم شناختی بسیاری لازم است . آنچه در سطور بعد خواهد آمد از نوعی جمع بندی مقدماتی ÙØ±Ø§ØªØ± نمی رود.
جغراÙیا
١) بلوچستان بزرگ . جغراÙÛŒ دانان عنایت چندانی به بلوچستان نکرده اند. گذشته از شرØÙ‡Ø§ÛŒ مقدماتی ØŒ دانشمندانی چون وردنبرگ برای ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯Ù‡Ø§ÛŒ جغراÙیایی Ùˆ هریسون برای > راهنمای نیروی دریایی انگلیس (بخش ایران ) < ØŒ اسنید در ١٣٣٨Ù€ ١٣٣٩ Ø´ / ١٩٥٩Ù€١٩٦٠ در امتداد ساØÙ„ مکران ØŒ Ùˆ ویتا Ùینتزی در اواسط دهة ١٣٥٠ Ø´ / ١٩٧٠ در نواØÛŒ غربی مکران به تØÙ‚یق پرداختند (هر دوی آنها «زمین ریخت شناس » بودند)ØŒ Ùˆ شولتس ØŒ متخصص جغراÙیای ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ÛŒ ،از پایگاه خود در Ú©Ùویته به Ø³ÙØ±Ù‡Ø§ÛŒ مطالعاتی کوتاه مدت Ø±ÙØª . معتبرترین منبع دربارة جغراÙیای Ø§ÙØºØ§Ù†Ø³ØªØ§Ù† اثر هوملوم است ØŒ Ú©Ù‡ در آن چند ØµÙØÙ‡ ای را به نواØÛŒ بلوچ نشین در جنوب غربی آن کشور اختصاص داده است . Ø´Ø±Ø Ø¢ØªÛŒ عمدتاً مبتنی بر ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯Ù‡Ø§ÛŒ جغراÙیایی Ùˆ یادداشتهایی است Ú©Ù‡ مؤل٠در Ø³ÙØ±Ù‡Ø§ÛŒ خود تهیه کرده است .
بیشتر سرزمین بلوچستان پستی Ùˆ بلندیهای بسیار دارد Ùˆ کوهستانی است . Ø§Ø±ØªÙØ§Ø¹ اراضی آن بین ٥٠٠ ØŒ ١ تا ٠٠٠ ØŒ ٢ متر (در جلگة ØØ§Ø´ÛŒØ© Ùلات ایران ØŒ در قاعدة کوهها) تا بیش از ٥٠٠ ØŒ ٣ متر (در شمال Ùˆ شمال شرقی ) Ùˆ Ù‡Ù…Ø³Ø·Ø Ø¨Ø§ دریا (در دشت ساØÙ„ÛŒ ) متغیر است . در بخشی Ú©Ù‡ امروزه در جنوب غربی Ø§ÙØºØ§Ù†Ø³ØªØ§Ù† قرار دارد، Ùˆ در منطقه ای به عرض پانصد کیلومتر میان مرز Ø§ÙØºØ§Ù†Ø³ØªØ§Ù† Ùˆ پاکستان تا ساØÙ„ ØŒ اراضی وسیع کویری Ùˆ نیمه کویری بدون هیچ مشخصه ای دیده Ù…ÛŒ شود. آب Ùˆ هوای Ø§Ø±ØªÙØ§Ø¹Ø§Øª ØŒ برّی است Ùˆ نواØÛŒ Ú©Ù… Ø§Ø±ØªÙØ§Ø¹ Ùˆ ساØÙ„ÛŒ ØŒ دمای مناطق نیمه ØØ§Ø±Ù‘Ù‡ را دارند. گرمای Ù…ÙØ±Ø· تابستانی در مناطق Ú©Ù… Ø§Ø±ØªÙØ§Ø¹ Ùˆ دور از ساØÙ„ ØŒ در دشت Ú©Ùچّهی Ù€ سیبی Ùˆ دره های وسیع مکران دیده Ù…ÛŒ شود. بادهای تندی Ú©Ù‡ Ù…ÛŒ وزد به پدیدة باد ١٢٠ روزة سیستان برمی گردد. میزان بارندگی در Ø§Ø±ØªÙØ§Ø¹Ø§Øª Ùˆ کوههای بلند در شرق Ùˆ شمال شرقی ØŒ گاه چهارصد میلیمتر Ùˆ ØØªÛŒ در بعضی از بلندیهای شرقی بیش از آن است . در بیشتر نواØÛŒ دیگر، میانگین باران سالانه یکصد میلیمتر یا کمتر است Ù€ Ú¯Ùˆ اینکه به سبب وجود نوسانات شدید سالانه ØŒ ذکر ØØ¯ متوسط گمراه کننده است . باران (Ùˆ بر٠در کوههای بلند) بیشتر در زمستان Ù…ÛŒ بارد. بادهای موسمی سبب رطوبت تابستانی Ùˆ گاهی باران ÙØ±Ø§ÙˆØ§Ù† در سواØÙ„ Ùˆ اراضی Ú©Ù… Ø§Ø±ØªÙØ§Ø¹ Ù…ÛŒ شود. باران تابستانی گاهی سیل آسا است Ùˆ در کوهستانها خسارات ÙØ±Ø§ÙˆØ§Ù† به بار Ù…ÛŒ آورد. باران شدید، دشت ساØÙ„ÛŒ را به باتلاقی از گل٠رس تبدیل Ù…ÛŒ کند Ú©Ù‡ عبور از آن ØŒ گاه به مدت یک Ù‡ÙØªÙ‡ ØŒ برای انسان Ùˆ ØÛŒÙˆØ§Ù† Ùˆ وسایل موتوری ناممکن Ù…ÛŒ شود. در بعضی از آبگیرهای بالنسبه عمیق٠رودهای نهنگ Ùˆ سرباز، ØªÙ…Ø³Ø§Ø ÙˆØ¬ÙˆØ¯ دارد، Ùˆ در کوههای Ù…Ø±ØªÙØ¹ بز کوهی . کبک Ùˆ پرندگان کوچکتر، مانند کبوتر Ùˆ باقرقره Ùˆ بلدرچین ØŒ در همه جای این منطقه ÛŒØ§ÙØª Ù…ÛŒ شود. قوچ ÙˆØØ´ÛŒ ØŒ آهو، خرس سیاه ØŒ گراز، گرگ ØŒ شغال ØŒ Ú©ÙØªØ§Ø±ØŒ روباه Ùˆ خارپشت نیز Ù…ÛŒ توان ÛŒØ§ÙØª . آب ØŒ جز در چند Ù…ØÙ„ ØŒ در تمام سال وجود ندارد، ولی مشکل٠عمدة کشاورزی در کوهها، خاک است . خاک دشتهای ساØÙ„ÛŒ غالباً مساعد است ولی گذشته از باران Ùˆ زهاب ØŒ آب دیگری موجود نیست ØŒ بندرها نیز دارای منابع آبی شایان اعتماد نیستند.
تاریخ اسکان در بلوچستان در نامگذاری جایهای آن منعکس است . اسامی جایها به سه نوع تقسیم Ù…ÛŒ شود: نامهایی Ú©Ù‡ از اصل٠بلوچی اند یا به آنها رنگ بلوچی داده شده است . این نامها، بیشتر به پدیده های طبیعی Ú©Ù… اهمیت تر مانند رودها Ùˆ ریزابه ها Ùˆ صخره ها Ùˆ کوهها اطلاق Ù…ÛŒ شوند؛ نام آبادیهای کهن Ùˆ پدیده های طبیعی مهمتر، Ú©Ù‡ به قبل از ورود بلوچها تعلق دارد؛ Ùˆ آبادیهای جدید، Ú©Ù‡ از نیمة قرن سیزدهم به بعد، در ایران Ùˆ از نیمة قرن چهاردهم در پاکستان ØŒ عموماً اسامی ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ یا اردو دارند. امروزه ØŒ شهرنشینی در بلوچستان کلاً نتیجة اقدامات دولتهای ایران Ùˆ پاکستان Ùˆ (در ایام متأخرتر) ÙØ¹Ø§Ù„یتهای عمرانی است . بلوچها هرگز به شیوة زندگی شهری توجهی نداشته اند، Ùˆ اگر Ú†Ù‡ بسیاری از آنها اکنون در شهرها زندگی Ù…ÛŒ کنند، شهرها در اصل صبغة غیربلوچ دارند. بسیاری از آبادیهای زراعی بلوچ در Ù…ØÙ„ شهرهایی قرار دارد Ú©Ù‡ قبل از ورود بلوچها وجود داشته است . از آن دوران ØŒ Ú†Ù‡ قبل Ùˆ Ú†Ù‡ بعد از ورود بلوچها، ÙØ¹Ø§Ù„یت کشاورزی متکی به ØÙ…ایت ØØ§Ú©Ù…ان بوده است . معدودی پیشه ور نیز پیرامون قلعه ها گرد Ù…ÛŒ آمده اند، ولی گرانیگاه ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ÛŒ ØÛŒØ§Øª بلوچها در میان چادرنشینانی قرار داشته Ú©Ù‡ بر نواØÛŒ وسیع میان آبادیها مسلط بوده اند.
از درون تنوع جغراÙیایی Ùˆ ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ÛŒ بلوچستان ØŒ در طول تاریخ ØŒ چند ناØÛŒÙ‡ با ویژگیهای جغراÙیایی خود پدید آمده است . اگر از Ùلات ایران در شمال آغاز کنیم ØŒ این بخشهای مهم طبیعی Ùˆ ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ÛŒ را Ù…ÛŒ توان چنین نام برد (تقسیمات ØÚ©ÙˆÙ…تی امروز نیز Ú©Ù… Ùˆ بیش همین است ): ÙÙ„Ø§ØªÙ Ø³Ø±ØØ¯Ù‘ØŒ هامون٠ماشکید (ماشکیل )ØŒ زهاب٠ماشکید از سراوان Ù€ پنجگور، Ø§Ø±ØªÙØ§Ø¹Ø§Øª شمال شرقی کویته ØŒ Ù¾ÙØ´ÛŒÙ† ØŒ ژوب ØŒ لورالایی Ùˆ سیبی ØŒ تپه های مَری Ù€ بوگطی ØŒ Ø§Ø±ØªÙØ§Ø¹Ø§Øª شرقی٠سراوان Ù€ جهلاوان ØŒ هامون جزموریان * (جازموریان )ØŒ مَکران ØŒ اراضی Ú©Ù… Ø§Ø±ØªÙØ§Ø¹ کچّهی Ù€ سیبی ØŒ Ùˆ دشت ساØÙ„ÛŒ شامل لَس بÙلا Ùˆ دشتیاری .
نام Â«Ø³Ø±ØØ¯Ù‘» ظاهراً در قرون نخستین اسلام به «اراضی Ø³Ø±ØØ¯Ù‘ÛŒ » سیستان اطلاق شده است . Ø³Ø±ØØ¯ØŒ Ùلاتی Ù…Ø±ØªÙØ¹ است (به طور متوسط از ٥٠٠ ØŒ ١ تا٠٠٠ ØŒ ٢ متر) Ú©Ù‡ ØØ¯ÙˆØ¯ آن در طول تاریخ دقیقاً مشخص نبوده Ùˆ به نوسانات قدرت نسبی ØÚ©Ø§Ù… Ù…ØÙ„ÛŒ بستگی داشته است . گاهی گسترش ØØ¯ÙˆØ¯ آن را تا بخش شمال شرقی هامون جزموریان Ùˆ زهاب٠ماشکید از سراوان ØŒ Ùˆ در سمت غرب تا جنوب ایالات نیمروز Ùˆ Ù‡Ùلْمَند، Ùˆ چاغَی Ùˆ ØØªÛŒ تا خاران Ù…ÛŒ دانستند. در دو سوی Ù…Ø±Ø²Ù Ø³Ø±ØØ¯ Ùˆ Ø§ÙØºØ§Ù†Ø³ØªØ§Ù† ØŒ نواØÛŒ وسیع شنی وجود دارد. گذشته از پوشش گیاهی جلگه ای ØŒ درختهای پسته Ùˆ بادام ÙˆØØ´ÛŒ در دشتها بویژه میان خاش (یا خواش ØŒ در بلوچی : واشت ) Ùˆ Ú¯ÙØ´Øª (گْوَشْت )ØŒ Ùˆ سرو کوهی در کوهستانها ÛŒØ§ÙØª Ù…ÛŒ شود. تپه های جدا از هم Ùˆ ÙØ±ÙˆØ¨Ø§Ø±Ù‡Ø§ÛŒÛŒ Ú©Ù‡ به منزلة زهابهای داخلی عمل Ù…ÛŒ کنند، جنبه های شاخص ناØÛŒÙ‡ اند. آب در ÙØ±ÙˆØ¨Ø§Ø±Ù‡Ø§ÛŒ وسیعتر («هامون ») شور Ùˆ در بعضی از ÙØ±ÙˆØ¨Ø§Ø±Ù‡Ø§ÛŒ کوچکتر («نَوار») شیرین است . آثاری از بندهای کهن در دشت جنوب غربی کوه ØªÙØªØ§Ù† Ùˆ جاهای دیگر دیده Ù…ÛŒ شود. خاش ØŒ در جنوب ØªÙØªØ§Ù† ØŒ تنها آبادی زراعی است Ú©Ù‡ قدمتی دارد. چند روستای کهن در دامنة کوه ØŒ عمدتاً در جانب شرقی آن ØŒ وجود دارد Ú©Ù‡ مهمترین آنها لادیز Ùˆ سَنگان است . اراضی خاش با قناتهایی آبیاری Ù…ÛŒ شود Ú©Ù‡ گرچه Ø§ØØªÙ…الاً از زمان قدیم اند، در زمان سلطنت رضاشاه (١٣٠٤Ù€١٣٢٠ Ø´ ) متخصصان یزدی آنها را مرمت کردند. در آن سوی مرز، در چاغَی٠پاکستان ØŒ نیز چند قنات هست .
از همان دوران قدیم ØŒ Ø³Ø±ØØ¯Ù‘ بین چند ایل تقسیم شده Ú©Ù‡ مهمترین آنها عبارت اند از: اسماعیل زایی (در زمان رضاشاه نامشان به شه بخش تغییر ÛŒØ§ÙØª )ØŒ میربلوچ زایی ØŒ ریگی ØŒ یارمØÙ…دزایی (در زمان رضاشاه به شهنوازی تغییر نام ÛŒØ§ÙØª )ØŒ گمشادزایی ØŒ ناروئی Ùˆ گورگیچ . آن سوی مرزهای کنونی در Ø§ÙØºØ§Ù†Ø³ØªØ§Ù† Ùˆ پاکستان ایلهای مهم عبارت اند از: سَنجَرانی ØŒ جمال الدینی ØŒ بادینی ØŒ Ù…ØÙ…د ØØ³Ù†ÛŒ ØŒ Ùˆ Ù…ÙÙ†Ú¯ÙŽÙ„ Ú©Ù‡ به گویش برهویی تکلم Ù…ÛŒ کنند.
هامون٠رود ماشکید، در جانب جنوب غربی ÙØ±ÙˆØ¨Ø§Ø±ÛŒ به وسعت ØØ¯ÙˆØ¯ ٠٠٠ ØŒ ٣٨ کیلومتر مربع است Ú©Ù‡ ØŒ گرچه از نظر جغراÙیایی ادامة Ø³Ø±ØØ¯Ù‘ است ØŒ معمولاً زیر سلطة قلعه ای موسوم به خاران در جانب شمال شرقی آن بوده است . در دورة انگلیسیان ØŒ خاران امیرنشینی مجزا بود Ú©Ù‡ زیر نظر کلات قرار داشت Ø› قبل از آن زیر نظر قندهار بود؛ بیشتر آن کویر Ùˆ مشتمل بر ناØÛŒØ© وسیعی از تلماسه ها در قسمت جنوبی آن است . ØØ¯ شمالی آن رأسکوه است Ú©Ù‡ آن را از چاغی جدا Ù…ÛŒ کند، Ùˆ در جنوب به رشته کوههای سیاهان Ù…ØØ¯ÙˆØ¯ است Ú©Ù‡ آن را از پنجگور Ùˆ مکران مجزا Ù…ÛŒ سازد. در دو سوی قسمت سÙلای رودی Ú©Ù‡ زمانی سدی بر آن بسته شده Ùˆ با آب آن زراعت در همه ÙØµÙˆÙ„ سال ممکن است ØŒ پس از مرکز امیرنشین (خاران Ù€ کلات ) جنگل انبوهی از درختان گز وجود دارد. در قسمت غربی هامون٠ماشکید، در ناØÛŒØ© وسیعی ØŒ درختان خرما با Ú©ÛŒÙیتی نازل وجود دارد Ú©Ù‡ در بوم شناسی برخی از ایلهای Ø³Ø±ØØ¯Ù‘ Ù€ Ú©Ù‡ در غرب آن در ایران زندگی Ù…ÛŒ کنند Ù€ نقش مهمی داشته است . تعدادی سد Ú©Ù‡ با قطعه سنگهای بزرگ ساخته شده Ùˆ امروزه در نوشته های باستان شناسان به «گَبَربَند» معرو٠اند ظاهراً در گذشته کشاورزی در زمینهای پلّکانی تپه های مشر٠بر ÙØ±ÙˆØ¨Ø§Ø± اصلی را ممکن Ù…ÛŒ ساخته است (استاین ØŒ ص ٧ØŒ ١٥Ù€٣٤ØŒ ١٤٥Ù€١٤٧Ø› ریکس ØŒ ١٩٦٤Ù€١٩٦٥). این نوع مهندسی هنوز هم در مقیاسی Ù…ØØ¯ÙˆØ¯ در سراسر بلوچستان (Ùˆ دیگر قسمتهای Ø§ÙØºØ§Ù†Ø³ØªØ§Ù† Ùˆ ایران Ùˆ پاکستان ) معمول است ØŒ ولی Ø§ØØªÙ…الاً در دوره های متقدم اهمیت بیشتری داشته است .
نوشیروانیها، ایل ØØ§Ú©Ù… در خاران ØŒ مدعی اند Ú©Ù‡ اصل آنها ایرانی است . ایلهای مهم دیگر عبارت اند از: رخشانی ØŒ Ù…ØÙ…Ø¯ØØ³Ù†ÛŒ ØŒ ساسÙÙ„ÛŒ ØŒ سَمَلاری (دو ایل اخیر به گویش برهویی تکلم Ù…ÛŒ کنند).
Ø§Ø±ØªÙØ§Ø¹ Ùلات در جنوب کوه ØªÙØªØ§Ù† Ùˆ در امتداد مسیر رود ماشکید Ùˆ ریزابه های آن به پایینتر از هزار متر از Ø³Ø·Ø Ø¯Ø±ÛŒØ§ کاهش Ù…ÛŒ یابد و، قبل از اینکه مجدداً به سمت شمال Ùˆ به خاران برود، بخشهای سراوان Ùˆ پنجگور را تشکیل Ù…ÛŒ دهد. در ØØ§Ù„ ØØ§Ø¶Ø±ØŒ این رود Ùقط پس از بارندگی دارای آب Ù…ÛŒ شود. در جایی Ú©Ù‡ ریزابه های عمده به رودخانه Ù…ÛŒ پیوندند، رود از میان شنهای ÙØ±Ø³Ø§ÛŒØ´ÛŒ دشت Ùˆ دشتگونی Ù…ÛŒ گذرد Ú©Ù‡ ØŒ جز دسته هایی از «پیش » ( نوعی از خرما ) در وادیهای معدود، کاملاً خشک Ùˆ لم یزرع است . کوه٠بیرک ØŒ Ú©Ù‡ در جهت شمال غربی به جنوب شرقی ١٥٠کیلومتر ادامه دارد، سراوان را از هامون جزموریان جدا Ù…ÛŒ کند. مَگَس (Ú©Ù‡ در زمان رضاشاه به زابلی تغییر نام ÛŒØ§ÙØª ) در Ø§Ø±ØªÙØ§Ø¹ ٢٠٠ ØŒ ١ متری در پایین منتهاالیه جنوبی کوه بیرک دارای بهترین خرمایی است Ú©Ù‡ در سمت ایرانی مرز به دست Ù…ÛŒ آید. در شرق آن ØŒ دو درة طولانی Ùˆ موازی وجود دارد Ú©Ù‡ در یکی آبادیهای زراعی قدیم پسکوه ØŒ سوران Ùˆ سیب ØŒ Ùˆ در دیگری Ú¯ÙØ´Øª ØŒ شَستÙون (شهر امروزی سراوان ) Ùˆ Ø¯ÙØ²ÙŽÚ© (Ú©Ù‡ در زمان رضاشاه به داورپناه تغییر نام ÛŒØ§ÙØª ) قرار دارد. آبادیهای قدیم دیگر در پایین آب این ناØÛŒÙ‡ Ùˆ در کوههای دو سوی آن قرار Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ اند Ú©Ù‡ عبارت اند از: کَلَّکَان ØŒ Ø§ÙØ³Ùَندَک ØŒ کوهَک ØŒ ناهوک ØŒ جاْلق ØŒ کَنْت ØŒ هیدوچ ØŒ آشار، Ø§ÙŽÙØ´Ø§Ù† Ùˆ ایراÙَشان . Ø¨ÙŽÙ…Ù¾ÙØ´Øª ØŒ یکی از نواØÛŒ عمدة چادرنشینی Ùˆ زراعت٠«آپ بند» (آب بند)ØŒ در جنوب ماشکید واقع است . هر دو بخش به قنات متکی اند Ùˆ جمعیت ساکن در Ù…ØÙ„ Ø§ØØªÙ…الاً در تمام طول تاریخ بر چادرنشینان کوچرو غلبه داشته اند. دهوارها قسمت اعظم زارعان سراوان Ùˆ سیب Ù€ سوران را تشکیل Ù…ÛŒ دهند. ایلهای دیگر مشتمل اند بر بارکزایی (Ú©Ù‡ اخیراً گروه غالب بوده است )ØŒ سل٠ایشان در قدرت ØŒ یعنی بزرگزاده (Ú©Ù‡ یک شعبة آنها، میرمرادزاییها، قلعه های سیب ØŒ سوران ØŒ پسکوه ØŒ کَنْت ØŒ گَشْت Ùˆ Ù‡Ùوشَک Ùˆ شعبة دیگری ØŒ یعنی نعمت اللهی ها، جالق Ùˆ Ø¯ÙØ²ÙŽÚ© را در اختیار داشتند)ØŒ نوشیروانی (در ناهوک ØŒ کوهک ØŒ اسÙندک )ØŒ ØµØ§ØØ¨Ø²Ø§Ø¯Ù‡ (Ú©Ù‡ سیّد هستند)ØŒ ملکزاده ØŒ Ù„ÙØ±ÛŒ ØŒ نوتی زایی ØŒ سپاهی (Ú©Ù‡ تÙنگچیان ایل بزرگزاده بودند)ØŒ ارباب (Ú©Ù‡ خرده مالک اند)ØŒ ایلهای بلوچ معرو٠به Ø³ÛŒØ§Ù‡Ù’Ø¨ÙØ±ØŒ Ú†Ø§Ú©ÙŽØ±Ø¨ÙØ±ØŒ عبدالزایی ØŒ چاریزایی ØŒ Ø¯ÙØ±Ù‡ زایی (در بمپشت Ùˆ هیدوچ )ØŒ Ú©ÙØ±Ø¯ (در مگس ). بلوچهای سلاهکوه Ùˆ کوههای مجاور عبارت اند از: آسکانی ØŒ Ù¾ÙØ±Ú©ÛŒ ØŒ Ùˆ سÙیْپادَک ØŒ شهریها در Ø§ÛŒØ±Ø§ÙØ´Ø§Ù† عبارت اند از: رئیس Ùˆ وَتْکار.
در پنجگور Ù€ Ú©Ù‡ در آن سوی مرز در پاکستان قرار دارد Ùˆ از جهات بسیار شبیه سراوان است Ù€ جمعیت کمتر است . رود رخشان بیش از ٢٤٠کیلومتر امتداد دارد ولی از ناگ در منتهاالیه شمال شرقی دره تا ملتقای ماشکید در نزدیکی مرز ایران (Ú©Ù‡ نواØÛŒ وسیع آبیاری کرتی وجود دارد) Ùقط در ØØ¯ÙˆØ¯ پنجگور (Ú†Ù‡ به صورت مستقیم Ùˆ Ú†Ù‡ از طریق قنات ) به آبیاری مزارع Ú©Ù…Ú© Ù…ÛŒ کند. در Ù…ØÙ„ÛŒ به نام بÙÙ†ÙØ³ØªØ§Ù† در پایین پنجگور ØØ¯ÙˆØ¯ صد سال پیش بقایای سدی متعلق به دوران قبل از ورود بلوچها موجود بوده است . سراوان ارتباط بسیار نزدیکی با Ø³Ø±ØØ¯Ù‘ Ùˆ بمپور * داشته است . پنجگور با Ú©Ú† رابطة نزدیکی داشته Ùˆ ازینرو بخشی از مکران شمرده شده است ØŒ ولی خاران همواره با این Ù†Ùوذ مکران به مقابله برخاسته Ùˆ تسلط خود را بر ناØÛŒØ© مرزی اسÙندک Ùˆ کوهک ØÙظ کرده است .
بخشهای ژوب ØŒ لورالایی ØŒ Ù¾ÙØ´ÛŒÙ† Ùˆ کویته در شمال شرقی ØŒ در دره های رودخانه ای قرار دارند Ú©Ù‡ آب رودهای آن از کوههای پیرامون کویته تأمین Ù…ÛŒ شود؛ این کوهها شامل دو قله به Ø§Ø±ØªÙØ§Ø¹ بیش از ٤٠٠ ØŒ ٣ متر است . تا دویست سال پیش ØŒ این بخشها با قندهار رابطة نزدیکتری داشتند تا با کلات ØŒ Ùˆ بر اثر رابطة سیاسی میان کلات Ùˆ قندهار، به بخشی از بلوچستان تبدیل شدند. بلوچها، جز لورالایی ØŒ در هیچیک از این بخشها سکونت نکرده اند Ùˆ جمعیت آنها عمدتاً مرکب از پشتوهایی است Ú©Ù‡ جذب هویت بلوچ نشده اند. اگرچه میزان بارندگی در این ناØÛŒÙ‡ بالنسبه زیاد است ØŒ تا همین اواخر Ú©Ù‡ باغداری به شیوة تجاری در آنجا آغاز شده ØŒ بلوچها عمدتاً به کار شبانی اشتغال داشتند. نواØÛŒ جنگلی مهمی بویژه از سروکوهی در Ø§Ø±ØªÙØ§Ø¹ دو تا سه هزار متری Ùˆ زیتون ÙˆØØ´ÛŒ هنوز در کوهها موجود است . در سالهای ١٣٠٦ Ùˆ ١٣١٠ Ùˆ ١٣١٨ Ùˆ ١٣٢٠ ( > ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ جغراÙیایی < ØŒ ج ٥ØŒ ص ٣٠Ù€٣١) Ùˆ نیز در ١٣١٥ Ø´ زلزله های عمده ای در این منطقه ثبت شده است . ایلهای مهم پشتو عبارت اند از: کاکَر، تَرین ØŒ Ù¾ÙŽÙ†ÛŒ Ùˆ آکاکزایی . ایلهای بلوچ در لورالایی عبارت اند از: Ø¨ÙØ²Ø¯Ø§Ø±ØŒ Ù„Ùیگَری Ùˆ غورچانی . در کویته Ù€ Ù¾ÙØ´ÛŒÙ† تنها معدودی شبان بلوچ ÛŒØ§ÙØª Ù…ÛŒ شوند Ú©Ù‡ بیشتر آنها از ایل رÙنْد هستند (همان ØŒ ج ٥ØŒ ص ٧٧). امروزه در ØÙˆØ§Ù„ÛŒ کویته مهاجرانی از بسیاری از ایلهای بلوچ دیده Ù…ÛŒ شوند.
زبانه ای از Ù…Ø±ØªÙØ¹Ø§Øª Ùˆ کوهها در جنوب کویته تقریباً تا ساØÙ„ ادامه دارد Ùˆ قسمت سÙلای درة سند را از مکران جدا Ù…ÛŒ کند. رودهای عمده عبارت اند از: Ù‡ÙÙ†Ú¯ÙÙ„ ØŒ پورالی ØŒ بَدّو، هَبّ. این منطقه همان توران دوران باستان است Ú©Ù‡ ØŒ نظیر سراوان Ùˆ جهلاوان ØŒ جایگاه عمده ای در تاریخ بلوچها دارد. معنای ØªØØª Ø§Ù„Ù„ÙØ¸ÛŒ سراوان «بالازمین » Ùˆ جهلاوان «پایین زمین » است (در اردو: جهلوان )ØŒ ولی این اسامی به وضع طبیعی Ù…ØÙ„ ربطی ندارد بلکه به دو گروه ایلهایی اشاره دارد Ú©Ù‡ در آنجا زندگی Ùˆ به گویش برهویی تکلم Ù…ÛŒ کنند. کلات مرکز سراوان ØŒ Ùˆ Ø®ÙØ²Ø¯Ø± مرکز جهلاوان است . نَلْ Ùˆ وَد از دیگر مراکز عمدة ایلی هستند. زلزلة ١٣١٥ Ø´ ØŒ قلعه اØÙ…دزایی (میری ) را در کلات Ùˆ نیز شهر کویته را ویران کرد (بلوچ ØŒ ١٩٧٥ØŒ ص ١٢١). اگرچه میزان بارندگی در این بخشها Ú©Ù…ÛŒ بیش از اغلب نواØÛŒ واقع در جنوب Ùˆ غرب کویته است ØŒ تا ایام اخیر Ú©Ù‡ شبکة برق سراسری بدانجا رسید Ùˆ سرمایه گذاری در ØÙر چاه Ùˆ نصب موتور Ùˆ زراعت Ùˆ یکجانشینی را ممکن ساخت Ùˆ به بی توجهی به بندها Ùˆ قناتهای سنتی منجر شد، بیشتر اهالی شبان Ùˆ چادرنشین بودند. Ú©ÙˆÚ† شبانان به اراضی Ú©Ù… Ø§Ø±ØªÙØ§Ø¹ کچّهی در غرب چون گذشته دارای اهمیت است . ایلهای عمده عبارت اند از: رئیسانی ØŒ شَهوانی ØŒ بنگلزایی ØŒ Ù„Ùیهْری ØŒ لَنگَو، Ø±ÙØ³ØªÙŽÙ…زایی ØŒ Ù…ÙÙ†Ú¯Ù„ ØŒ بیزÙنجو، کَمبَرانی (قَمبَرانی / قنبرانی )ØŒ میرورَی ØŒ Ú¯ÙØ±Ú¯Ù’ناری ØŒ Ù†Ùچَتی ØŒ ساسÙÙ„ÛŒ ØŒ Ø®ÙØ¯Ø±Ø§Ù†ÛŒ ØŒ زارَکزایی Ùˆ زÙیهری (تنها ایل اخیر به زبان بلوچی تکلم Ù…ÛŒ کنند).
ØØ¯ÙˆØ¯ بیست کیلومتری شرق سراوان Ùˆ جهلاوان ØŒ دشت٠کوهپایة کچّهی قرار دارد Ú©Ù‡ قسمت شمالی آن متعلق به بخش سیبی است (دامنة کچّهی تا دره های کوههای شرق کویته ادامه Ù…ÛŒ یابد). وسعت کچّهی ØØ¯ÙˆØ¯ دوهزار کیلومترمربع است Ùˆ Ø§Ø±ØªÙØ§Ø¹ آن از ØØ¯ÙˆØ¯ ١٥٠ متر در سیبی در شمال به پنجاه متر در جیکوب آباد در جنوب کاهش Ù…ÛŒ یابد. از دهة ١٣١٠ Ø´ Ú©Ù‡ آبراهه ای از رود سند بدانجا کشیده شد، قسمت جنوبی آن از ØØ§ØµÙ„خیزترین قسمتهای بلوچستان شده است . بیشتر ساکنان آن را Ú©Ù‡ سراسر سال در آنجا اقامت دارند جَتّ * (جَطّ)ها تشکیل Ù…ÛŒ دهند. در کچّهی کشاورزی متکی بر ذخیره کردن سیلابهایی است Ú©Ù‡ بر اثر بارانهای موسمی تیر Ùˆ مرداد از تپه ها به سوی دشت سرازیر Ù…ÛŒ شود. میزان بارندگی در دشت ØŒ کمتر از یکصد میلیمتر است . رودهای عمده عبارت اند از: بولان Ùˆ ناری . مقدار آبی را Ú©Ù‡ مسیلهای ÙØµÙ„ÛŒ به زمینهای کشاورزی٠سیبی ØŒ کچّهی ØŒ لَس بÙلا، باهو Ùˆ بمپور Ù…ÛŒ ریخت ØŒ به طور سنّتی Ù€ همچون آبدهی هلمند به زمینهای دلتای سیستان (گرچه به اندازه ای کمتر) مهار Ù…ÛŒ کردند (تیت ØŒ ١٩٠٩ØŒ ص ٢٢٤Ù€٢٢٦ØŒ مرمت سالانة بندهای سیستان را وص٠کرده است ). در این کار Ù€ Ú©Ù‡ مهمترین رویداد سال به شمار Ù…ÛŒ آید Ù€ از تمام کارگران موجود Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ Ù…ÛŒ شد. Ù…ØØµÙˆÙ„ عمدة کچّهی ذرت Ùˆ ØØ¨ÙˆØ¨Ø§Øª Ùˆ کنجد است . جَتها آب بندهای عظیمی در بستر رودخانه ها Ù…ÛŒ سازند تا آب سیلهای خروشان را مهار Ùˆ مسیر آنها را Ù…Ù†ØØ±Ù کنند. چون مزرعه ای پر از آب شد یکی از بندها را Ù…ÛŒ شکنند تا آب به مزرعه دیگر برود. ناریها بیش از پانزده بند از این نوع دارند Ú©Ù‡ بیشتر آنها هر ساله در زمستان نیاز به مرمت دارد. ایلهای عمده عبارت اند از: رÙند، مَگَسی ØŒ دÙمْبْکی ØŒ اÙمْرانی ØŒ بÙÙ„ÛŒÙØ¯ÛŒ ØŒ Ø®Ùوسه ØŒ جاتویی ØŒ Ú©Ùیباری ØŒ Ù…Ùگاری ØŒ دیناری ØŒ چالْگْری ØŒ مَری ØŒ بوگطی .
ناØÛŒØ© جدا Ø§ÙØªØ§Ø¯Ù‡ ای متشکل از تپه ماهورها در جنوب لورالایی به سمت جنوب تا کرانه های رود سند ادامه Ù…ÛŒ یابد Ùˆ در شرق نیز به منتهاالیه جنوبی رشته کوههای سلیمان Ù…ØØ¯ÙˆØ¯ Ù…ÛŒ شود. اینها تپه های مری Ù€ بوگطی است Ùˆ به نام ایلهایی خوانده شده Ú©Ù‡ تا زمان ØØ§Ø¶Ø± با خودمختاری بالنسبه قابل Ù…Ù„Ø§ØØ¸Ù‡ ای سلطة خود را بر آنها ØÙظ کرده اند. دره های این منطقه به طور Ú©Ù„ÛŒ خشک Ùˆ بی آب Ùˆ عل٠است ØŒ ولی جای Ù€ جای ØŒ مرتعهای Ú©ÙˆÚ†Ú©ÛŒ ÛŒØ§ÙØª Ù…ÛŒ شود، چند دره را نیز زیر کشت برده اند. مَریها بزرگترین ایل بلوچ اند Ùˆ جمعیت آنها شصت هزار تن تخمین زده شده بود (پرسون ØŒ ص ٢). آنها به هویت بلوچی خود Ù…ÛŒ بالند Ùˆ خود را از اخلا٠شعبه ای از ایل رند Ù…ÛŒ دانند. به گویش ویژه ای از زبان بلوچی سخن Ù…ÛŒ گویند، Ùˆ همواره استقلال خود را در برابر جامعة بلوچها، بویژه در برابر کلات ØŒ با توجهی قریب به وسواس ØÙظ کرده اند. در سازمان سیاسی آنها جنبه هایی نظیر شورای ایل دیده Ù…ÛŒ شود Ú©Ù‡ یادآور همسایگان پشتون ایشان است .
در شمال غربی ØŒ مرز تاریخی میان بلوچستان Ùˆ کرمان ØŒ سرزمینی است در هامون جزموریان با ØØ¯ÙˆØ¯ÛŒ نامشخص Ú©Ù‡ در ØÛŒØ·Ø© گروه خاصی قرار ندارد. جزموریان ØŒ هامون وسیعی به طول تقریبی سیصد کیلومتر Ùˆ Ù…Ø³Ø§ØØª Ù‡ÙØªØ§Ø¯ هزار کیلومترمربع است Ú©Ù‡ رود بمپور از شرق Ùˆ هلیلرود از غرب به آن Ù…ÛŒ ریزد. رشته کوههای Ú©Ù… Ø§Ø±ØªÙØ§Ø¹ÛŒ آن را از نرماشیر Ùˆ دشت لوت در شمال جدا، Ùˆ ناØÛŒØ© وسیعی از تلماسه ها راه مواصلاتی با آن را از سوی جنوب شرقی سد Ù…ÛŒ کند. در کرانه های رود بمپور در قسمت سÙلای شهر بمپور بیشه زارهای متراکمی وجود دارد Ú©Ù‡ عمدتاً از درختان گز تشکیل شده است . قسمت اعظم باقیماندة آن بیابانی Ùˆ هموار است . ( در اوایل قرن چهاردهم / بیستم از Ø·Ø§ÛŒÙØ© برهان زایی ØŒ دامنی Ùˆ Ú©Ù„Ú¯ÛŒ به عنوان ایلات٠اطرا٠ایرانشهر * (Ùَهرَج٠سابق ØŒ پَهرَه در بلوچی ) نام برده Ù…ÛŒ شد ) . در ایرانشهر Ùˆ بمپور تعدادی روستای کشاورزی غنی وجود دارد Ú©Ù‡ اَپتَر بزرگترین آنهاست . این روستاها از آب قنات Ùˆ نیز از آب سدی Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ Ù…ÛŒ کنند Ú©Ù‡ در بالای بمپور، Ù…ØÙ„ بزرگترین قلعة بلوچستان غربی ØŒ واقع است . مرکز ایل بامری ØŒ در ØØ§Ø´ÛŒØ© شمال شرقی هامون مرکزی Ùˆ یکصد کیلومتری غرب بمپور است . این ایل سریعترین جمازه ها را پرورش Ù…ÛŒ دهند، مختصر زراعتی نیز دارند Ùˆ آب را از چاههای Ú©Ù… عمق با اهرمهایی Ú©Ù‡ وزنه ای در یک سر آن تعبیه شده است (عربی : شادو٠، بلوچی : شَدÙÙ ) تأمین Ù…ÛŒ کنند.
در جنوب جزموریان Ùˆ سراوان ØŒ کوههای مکران در منطقه ای به پهنای ١٥٠ تا ٢٢٠ کیلومتر از Ø¨ÙŽØ´Ø§Ú¯ÙØ±Ù’د * در غرب تا مَشکای در جهلاوان در شرق امتداد دارد. چندین رشته کوه Ùˆ دره های متوازی به پله هایی شباهت دارند Ú©Ù‡ گویی از Ùلات ایران به سوی ساØÙ„ کشیده شده اند. این کوهها Ù€ گرچه Ø§Ø±ØªÙØ§Ø¹ قله هایشان بندرت از دوهزار متر تجاوز Ù…ÛŒ کند Ù€ بسیار صعب العبورند. مهمترین رودهای این منطقه عبارت اند از: جاگین ØŒ گَبْریگ ØŒ سَدیچ ØŒ راپیچ سرباز، Ú©ÙÚ† Ùˆ ریزابة آن نهنگ . رودهای غربی از طریق تنگه های عمیق از میان کوهها عبور Ù…ÛŒ کنند Ùˆ سرباز از این نظر دیدنی ترین آنهاست . در مشرق ØŒ رود عمده Ú©ÙÚ† است Ú©Ù‡ ١٥٠کیلومتر به طر٠غرب از میان دو رشته کوه جریان دارد، سپس به نهنگ Ù…ÛŒ پیوندد Ùˆ به سوی جنوب تغییر مسیر Ù…ÛŒ دهد Ùˆ از میان تنگی به دریا Ù…ÛŒ ریزد. میزان بارندگی اندک Ùˆ نامرتب ØŒ Ùˆ دما در تابستان بالاست ØŒ ولی بادهای موسمی شبه قارة هند رطوبت هوا را Ø§ÙØ²Ø§ÛŒØ´ Ù…ÛŒ دهد Ùˆ گاهی اندک بارانی نیز همراه Ù…ÛŒ آورد Ú©Ù‡ موجب کاهش دما Ùˆ تجدید ØÛŒØ§Øª گیاهی Ù…ÛŒ شود. کوههای مکران سکونتگاه چوپانان کوچرو٠بلوچ است ØŒ Ùˆ ایشان بخشی از وقت خود را صر٠دامداری (عمدتاً بز) Ùˆ «آپ بند» Ù…ÛŒ کنند. معدودی آبادی Ú©ÙˆÚ†Ú© دایمی در کرانة رودها قرار دارد. مراکز عمده عبارت اند از: بÙنْت ØŒ Ùَنّوج ØŒ Ú¯ÙÙ‡ (از زمان رضاشاه نیکشهر)ØŒ قصرقند، بÙÚ¯ ØŒ راسک ØŒ چامپ ØŒ لاشار، Ø§ÙØ³Ù¾ÙŽÚ©ÙŽÙ‡ ØŒ مَنْد، وتÙمْپ . در هر سوی تنگه ای Ú©Ù‡ رود سرباز از آن Ù…ÛŒ گذرد، بیش از پنجاه روستا وجود دارد، Ùˆ بر کرانه های رود Ú©Ú† نیز رشتة به هم پیوسته ای از واØÙ‡ ها با مزارع Ùˆ نخلستانها قرار دارد Ú©Ù‡ با کاریزها Ùˆ نهرهایی (بلوچی : کَورجو، کَور در بلوچی به معنای رود است ) Ú©Ù‡ آب آنها را آبگیرهای وسیع بستر رودها تأمین Ù…ÛŒ کنند، آبیاری Ù…ÛŒ شود. تÙمپ Ùˆ مَند نیز وضع مشابهی دارند. Ú©Ùلْوَه ادامة طبیعی دره Ú©Ú† به سمت مشرق است Ú©Ù‡ ١٣٠ کیلومتر طول دارد Ùˆ با آب پخشانی از آن جدا شده است . بیشترین مقدار کشاورزی دیم مکران در این ناØÛŒÙ‡ است . رودهای Ú©Ú† Ùˆ نهنگ به هم Ù…ÛŒ پیوندند Ùˆ از درة دشت به سوی ساØÙ„ Ùˆ دریا جریان Ù…ÛŒ یابند. در درة بلیده واقع در شمال ØªÙØ±Ø¨ÙŽØª ØŒ Ùˆ نیز در برخی از نواØÛŒ تپه های Ø²ÙŽÙ…ÙØ±Ù† در شمال رود نهنگ Ú©Ù‡ آب بهاره دارند، کشاورزی مختصری دیده Ù…ÛŒ شود. از اینها گذشته ØŒ Ùˆ جز پَرÙÙ… Ùˆ بَلگَتَّر Ú©Ù‡ شوره زارند، در مکران تنها گله داری ممکن است . Ù…ØØµÙˆÙ„ عمده در مناطق کوهستانی برنج Ùˆ خرماست . انواع مختل٠میوه Ùˆ سبزی نیز به مقدار اندک به دست Ù…ÛŒ آید، Ùˆ بویژه از انبه باید یاد کرد. در > ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ جغراÙیایی < مکران ØŒ غیر از گونه های ÙˆØØ´ÛŒ خرما (Â«Ú©ÙØ±ÙˆÚ† »)ØŒ از ١٠٩ گونه خرمای پرورشی («نَسَبی ») نام برده شده است . «پیش » برجسته ترین نمونة خرمای مکران است . ایلهای عمده در کوهستانهای مکران عبارت اند از: گیچکی ØŒ بÙلیدی ØŒ Ù‡Ùوت ØŒ بیزÙنجو، نوشیروانی ØŒ میرواری ØŒ رÙند، رئیس ØŒ لانْدی ØŒ کَتَّه وار، Ú©Ùینه گیزایی ØŒ Ù…Ùلاّ زایی ØŒ شیرانی ØŒ مبارکی ØŒ لاشاری ØŒ Ø¢Ù‡ÙØ±Ø§Ù†ÛŒ ØŒ جَطگال ( جدگال ) ØŒ Ùˆ سردارزایی . Ú¯ÙÙ‡ Ùˆ Ùَنّوج Ùˆ بنت در دست شیرانیهاست Ø› مبارکیها، Ú©Ù‡ شعبه ای از شیرانیها هستند، چامپ Ùˆ لاشار را در اختیار دارند. قلعه های راسک ØŒ قصرقند، بÙÚ¯ Ùˆ هیت در دست بلیدیها بود Ùˆ بَرها تÙنگچیان («زات » جنگی ) آنها بودند. کَتْریها Ùˆ باپاریها سوداگران غیر بلوچ اند. غالب کشاورزان مکران ØµØ§ØØ¨ زمین نیستند.
عرض دشت ساØÙ„ÛŒ تقریباً از ØµÙØ± تا یکصد کیلومتر در دشتیاری Ùˆ بیش از یکصد کیلومتر در لس بلا در نوسان است . منابع مطمئن آب در آن نیست ØŒ ولی مقدار زیادی بیشه Ùˆ جنگل درختان کهور Ùˆ Ú©Ùنار Ùˆ آکاسیا وجود دارد. خط ساØÙ„ را خلیجهای متعدد عمیقاً Ù…ÙØ¶ÙŽØ±Ù‘س کرده Ùˆ لنگرگاههای مناسبی برای بندرها، از جمله چابهار * (قبلاً تیز، ( طیس کنونی ) Ú©Ù…ÛŒ بالاتر از آن ) Ùˆ گوادَر ÙØ±Ø§Ù‡Ù… آورده اند. باد Ùˆ باران ØŒ ماسه سنگها را به شکلهای خارق العاده ای در آورده است . در برخی جاها، این سنگها در نزدیکی آب بر اثر ÙØ±Ø³Ø§ÛŒØ´ به وضعی در آمده Ú©Ù‡ عبور Ùˆ مرور از روی آنها مشکل است . زنجیره ای از Ú¯ÙÙ„ÙÙØ´Ø§Ù†Ù‡Ø§ در امتداد ساØÙ„ وجود دارد Ú©Ù‡ بزرگترین آنها Ù†ÙŽÙ¾ÙŽÚ¯ (شانزده کیلومتری شمال رأس تنگ )ØŒ بر اثر Ùوران دایم Ú¯ÙÙ„ÛŒ سبز رنگ ØŒ قلة مخروطی Ø´Ú©Ù„ÛŒ به Ø§Ø±ØªÙØ§Ø¹ پنجاه متر دارد ( > ایران < ØŒ ص ١٤١). در خلیج گواتَر Ùˆ رودهای غرب آن ØŒ زمینهای باتلاقی وسیعی وجود دارد Ú©Ù‡ درخت کرنا در آن روییده است . خاک دشتیاری Ùˆ بلا نظیر خاک کچّهی ØŒ Ùˆ قسمتهایی از مکران مانند پَرÙÙ… Ùˆ در امتداد رود٠دشت ØŒ دارای خاصیت عجیب ØÙظ رطوبت است ØŒ یعنی پس از بارندگی کاÙÛŒ آنقدر رطوبت را در خود ØÙظ Ù…ÛŒ کند تا Ù…ØØµÙˆÙ„ ذرت به دست آید. دشتیاریها برای آبیاری اراضی خود به کارجوکَور Ùˆ باهوها به مَزَنکوَر (دنبالة رودسرباز) متکی بودند. ولی ØØ¯ÙˆØ¯ یک قرن پیش ØŒ آب این دو رود کاهش ÛŒØ§ÙØª و، جز هنگام سیلهای استثنایی ØŒ آب آنها به اراضی کشاورزی نمی رسید. منبع سنتی آب تمام اهالی این منطقه ØŒ باران Ùˆ آبگیرهایی بوده Ú©Ù‡ از آب باران پر Ù…ÛŒ شده است .
برای مآخذ این قسمت رجوع کنید به منابع مندرج در پایان بخش قوم شناسی در ادامة همین مقاله .
/ اسپونر ، تلخیص از ( ایرانیکا ) /
٢) بلوچستان ایران . در جنوب شرقی ایران ØŒ شامل قسمت اعظم استان سیستان Ùˆ بلوچستان است . از شمال به سیستان ØŒ از مشرق به مرزهای ایران Ù€ Ø§ÙØºØ§Ù†Ø³ØªØ§Ù† ØŒ Ùˆ ایران Ù€ پاکستان ØŒ از جنوب به دریای عمان Ùˆ از مغرب به استانهای هرمزگان Ùˆ کرمان Ù…ØØ¯ÙˆØ¯ØŒ Ùˆ جز شهرستان زابل مشتمل بر همه شهرستانهای استان (زاهدان ØŒ خاش ØŒ سراوان ØŒ ایرانشهر، نیک شهر Ùˆ چابهار) است .
بلوچستان در گذشته به چند ناØÛŒØ© عمده (هر ناØÛŒÙ‡ به چند بلوک ) تقسیم Ù…ÛŒ شد:
ال٠) ناØÛŒØ© Ø³Ø±ØØ¯ . کمابیش مطابق با شهرستانهای کنونی خاش Ùˆ زاهدان در شمال منطقة بلوچستان ØŒ از شمال به سیستان ØŒ از مشرق به Ø§ÙØºØ§Ù†Ø³ØªØ§Ù† Ùˆ پاکستان ØŒ از جنوب به سراوان Ùˆ بلوچستان مرکزی (شهرستان ایرانشهر) Ùˆ از مغرب به استان کرمان Ù…ØØ¯ÙˆØ¯ است . این Ù…ØØ¯ÙˆØ¯Ù‡ ØŒ به Ù„ØØ§Ø¸ کوهستانی بودن از مناطق ییلاقی Ùˆ خوش آب Ùˆ هوای بلوچستان شمرده Ù…ÛŒ شود Ùˆ دارای مراتع ÙØ±Ø§ÙˆØ§Ù† است . رشته کوه پیرشوران ØŒ ادامة کوههای شرقی ایران (خراسان )ØŒ در مغرب آن امتداد دارد. کوه ØªÙØªØ§Ù† (Ù…Ø±ØªÙØ¹ØªØ±ÛŒÙ† قله : Ø ٩٤٠ ØŒ ٣ متر) در آن واقع است . در شمال Ùˆ مشرق آن کوههای ملک سیاه (Ù…Ø±ØªÙØ¹ØªØ±ÛŒÙ† قله : Ø ٦٠٠ ØŒ ١ متر)ØŒ میرجاوه Ú©Ù‡ خط رأس آن مرز ایران Ùˆ پاکستان را تشکیل Ù…ÛŒ دهد، Ùˆ کوه کازو قرار Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است . کوههای یک سر Ùˆ مارپیچ Ùˆ ژیلی کوه (Ù…Ø±ØªÙØ¹ØªØ±ÛŒÙ† قله ها: ٤٦٤ ØŒ ١ تا ٩٧٦ ØŒ ٢ متر) مشرق این ناØÛŒÙ‡ را پوشانده است . رود لادیز در شمال آن جریان دارد. به نوشتة قاینی ØŒ در ١٢٩٧ در Ø³Ø±ØØ¯ جز بلوچها، تیره هایی از عشایر ÙØ§Ø±Ø³ زبان ØŒ مانند تَمینی ØŒ تَمَندان ØŒ لادزی ( لادیزی ) ØŒ کرَم زهی Ùˆ هاشم زهی Ùˆ خاشی ØŒ نیز زندگی Ù…ÛŒ کردند (ص ١٧٧Ù€ ١٧٨). آبادیهای مهم آن زاهدان (مرکز استان سیستان Ùˆ بلوچستان Ú©Ù‡ تا ١٣١٥ Ø´ Ø¯ÙØ²Ø¯Ø¢Ø¨ نام داشت )ØŒ خواش (خاش )ØŒ Ùˆ میرجاوه است .
ب ) ناØÛŒØ© بلوچستان مرکزی (ناØÛŒØ© بمپور). کمابیش مطابق با شهرستان ایرانشهر، در شمال ناØÛŒØ© مکران ØŒ از شمال به ناØÛŒØ© Ø³Ø±ØØ¯ØŒ از مشرق به ناØÛŒØ© سراوان Ùˆ از مغرب به استان کرمان Ù…ØØ¯ÙˆØ¯ است . این ناØÛŒØ© عمدتاً در مشرق جزموریان قرار Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است . جزموریان آبهای غربی این ناØÛŒÙ‡ را زهکشی Ù…ÛŒ کند. قسمت شرقی بلوچستان مرکزی کوهستانی است Ùˆ کوه بَزمان (Ù…Ø±ØªÙØ¹ØªØ±ÛŒÙ† قله : Ø ٤٩٠ ØŒ ٣ متر) در شمال آن قرار دارد. دشت Ùَنّوج در جنوب شرقی Ùˆ دشت بمپور در ØØ§Ø´ÛŒØ© شرقی جزموریان واقع است . قسمتهایی از جنوب جزموریان کویری است Ú©Ù‡ ظاهراً اسکندر در راه Ø±ÙØªÙ† به گدروسیا (Ø¬ÛŒØ±ÙØª ) از آنجا گذشته است (گابریل ØŒ ص ٢٩). رشته کوه نمداد در قسمت شمالی آن ØŒ بلوچستان را از دشت لوت جدا Ù…ÛŒ کند. رود سرباز Ùˆ رود بمپور (با جهت شرقی Ù€ غربی ) در آن جریان دارد. آبادیهای قدیمی آن عبارت اند از: شهر بمپور (نام قدیم آن : بَن Ùَهل Ú©Ù‡ مرکز Ùˆ ضابط نشین بلوچستان شمرده Ù…ÛŒ شد)Ø› ایرانشهر (نام قدیم آن : Ùهره / Ùهرج ) Ùˆ قصر قند Ú©Ù‡ در قدیم مرکز مکران بود.
ج ) ناØÛŒØ© سراوان . در مشرق بلوچستان مرکزی (کمابیش مطابق با شهرستان امروزی سراوان )ØŒ از شمال به ناØÛŒØ© Ø³Ø±ØØ¯ØŒ از مشرق به پاکستان ØŒ از جنوب به پاکستان Ùˆ مکران ØŒ Ùˆ از مغرب به بلوچستان مرکزی Ù…ØØ¯ÙˆØ¯ است . این ناØÛŒÙ‡ ØŒ کوهستانی است Ùˆ رشته کوه بَمْپشت (Ù…Ø±ØªÙØ¹ØªØ±ÛŒÙ† قله : Ø ٧٠٠ ØŒ ١متر) در آن قرار دارد. کوه بیرگ (یا بیرک ØŒ Ù…Ø±ØªÙØ¹ØªØ±ÛŒÙ† قله : ٧٤٠ ØŒ ٢ متر) در ØØ¯ ÙØ§ØµÙ„ ناØÛŒØ© سراوان Ùˆ ناØÛŒØ© قدیمی بمپور قرار Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است . رود ماشکید (یا ماشکیل ) در شمال کوه بم پشت با جهت شرقی Ù€ غربی در آن جریان دارد Ùˆ وارد پاکستان Ù…ÛŒ شود. در قدیم اراضی آن با ٢٦ قنات آبیاری Ù…ÛŒ شد. از آبادیهای قدیمی آن Ø¯ÙØ²ÙŽÚ© ØŒ در ØØ¯ÙˆØ¯ شش کیلومتری مشرق سرباز (رجوع کنید به ادامه مقاله ) است Ú©Ù‡ در قدیم قلعه داشت Ùˆ اقامتگاه ØØ§Ú©Ù… ناØÛŒÙ‡ بود. یکی از آبادیهای آن ØŒ کوهک در دهستان کوهک Ø§ÙØ³Ùَندک ØŒ نزدیک مرز پاکستان است Ú©Ù‡ زیارتگاهی در کنار چاهی به عمق ØØ¯ÙˆØ¯ هشتاد متر دارد. در ١٠١٣ØŒ نواب امیر Ù…ØÙ…د Ú©Ù‡ از هندوستان به ایران ÙØ±Ø³ØªØ§Ø¯Ù‡ شده بود، در این آبادی اقامت گزید. در ١٢٩٠ØŒ قشون ایران به ÙØ±Ù…اندهی وکیل الملک ØŒ قلعة کوهک را Ú©Ù‡ از ایران جدا شده بود، پس Ú¯Ø±ÙØª ( جغراÙیای بلوچستان ØŒ ص ٢٨٤ Ù€ ٢٨٥). از جمله آبادیهای دیگر آن ØŒ سرباز در جنوب شرقی Ùˆ زابلی است Ú©Ù‡ در جنوب غربی شهر سراوان (مرکز شهرستان ) قرار دارد. ده سوران در جنوب غربی شهر سراوان ØŒ دهکدة گشت در قسمت شمالی آن در دامنة کوه سÙید، Ùˆ دهکدة Ø§ÛŒØ±Ø§ÙØ´Ø§Ù† بر روی تپه ای (در ØØ¯ÙˆØ¯ ٦٥ کیلومتری جنوب آبادی سوران ) واقع است . در ١٢٨٠ØŒ اهالی Ø§ÛŒØ±Ø§ÙØ´Ø§Ù† بر ضد قاجاریه شورش کردند (همان ØŒ ص ٢٨٦). پیشین ØŒ مرکز دهستانی به همین نام ØŒ در این ناØÛŒÙ‡ قرار دارد.
د) ناØÛŒØ© مکران . در جنوب بلوچستان (امروزه مشتمل بر شهرستان چابهار Ùˆ نیک شهر)ØŒ از شمال به بلوچستان مرکزی Ùˆ سراوان ØŒ از مشرق به بلوچستان انگلیس یا قسمت شرقی مکران (پاکستان )ØŒ از جنوب به دریای عمان ØŒ Ùˆ از مغرب به شهرستان جاسک (استان هرمزگان ) Ù…ØØ¯ÙˆØ¯ است . کوههای مکران ØŒ Ú©Ù‡ ادامة کوههای بشاگرد است ØŒ با جهت غربی Ù€ شرقی آن را از دیگر مناطق بلوچستان جدا Ù…ÛŒ کند. نام قدیم این کوهها Ú©ÙÙˆÙÚ† بوده است ( ØØ¯ÙˆØ¯ العالم ØŒ ص ٣٠Ù€٣١). این کوهها آب پخشان (مقسم المیاه ) شهرستانهای چابهار Ùˆ نیک شهر Ùˆ مناطق شمالی (بلوچستان مرکزی ) است . آبهای سطØÛŒ این منطقه به دریای عمان Ù…ÛŒ ریزد Ùˆ رودهای مهم آن از مشرق به مغرب ØŒ باهوکَلات * ØŒ Ùˆ راپیچ است . دشتهای باهوکلات ØŒ نَگور Ùˆ کهیر در آن قرار دارد. دشتهای قصرقند Ùˆ نیک شهر (نام قدیم آن : Ú¯ÙÙ‡ ) Ú©Ù‡ سابقاً در قسمت مکران قرار داشت ØŒ امروزه بر اثر تغییر در تقسیمات کشوری ØŒ از شهرستان چابهار (مکران ) جدا شده است . خلیجهای گواتر Ùˆ چابهار Ùˆ چندین خور Ùˆ خلیج Ú©ÙˆÚ†Ú© در ساØÙ„ آن دیده Ù…ÛŒ شود Ùˆ بندرهایی به نام چابهار Ùˆ طیس (تیز) Ùˆ گالَک Ùˆ لنگرگاه دارد.
زاهدان ØŒ مرکز استان سیستان Ùˆ بلوچستان ØŒ در منطقة بلوچستان واقع است Ùˆ با راه اصلی به بیرجند (در استان خراسان )ØŒ به زابل (در سیستان ) Ùˆ بم (در استان کرمان )ØŒ Ùˆ از طریق شهرهای خاش Ùˆ ایرانشهر به بندر Ùˆ شهر چابهار مرتبط است . راه آهن زاهدان از طریق میرجاوه به راه آهن پاکستان متصل است . شهر زاهدان ÙØ±ÙˆØ¯Ú¯Ø§Ù‡ بین المللی دارد.
طبق قانون تقسیمات کشوری در ١٣١٦ Ø´ ØŒ ØÙˆØ²Ù‡ بلوچستان با شهرستانهای تابعه (زاهدان ØŒ سراوان ØŒ ایرانشهر Ùˆ چابهار) در استان کرمان تشکیل شد. در مرداد ١٣٢٦ØŒ ØÙˆØ²Ø© بلوچستان به صورت ÙØ±Ù…انداری Ú©Ù„ Ù€ مشتمل بر سه ÙØ±Ù…انداری جزء Ù€ تشکیل Ùˆ مرکز آن شهر زاهدان شد.
طوای٠بلوچستان ایران . بلوچستان تنها جایی در ایران بود Ú©Ù‡ تا ØØ¯ÙˆØ¯ یک دهه قبل برای چادرنشینان Ùˆ آبادی نشینان آن ØŒ Ø§ØµØ·Ù„Ø§Ø Â«Ø·ÙˆØ§ÛŒÙ Â» به کار Ù…ÛŒ Ø±ÙØª (قس «ایل »، «قبیله » Ùˆ «عشایر» در دیگر جاهای ایران )ØŒ اما از ١٣٦٦ Ø´ ØŒ برای طوای٠بلوچ ØŒ «ایل » به کار Ø±ÙØªÙ‡ است (رجوع کنید به مرکز آمار ایران ØŒ ١٣٦٨ Ø´ ال٠و ب ). در بلوچستان جز بلوچها طوای٠چادرنشین Ùˆ آبادی نشین دیگری نیز به سر Ù…ÛŒ برند Ú©Ù‡ خاستگاه اجتماعی Ùˆ زبان آنان با بلوچها ÙØ±Ù‚ دارد. برخی از آنان به ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ ØŒ Ùˆ برخی مانند جَدگالها Ùˆ جَتها Ú©Ù‡ از هند آمده اند، به زبان بومی خود سخن Ù…ÛŒ گویند. در برخی جاها، بلوچها تیره هایی از چادرنشینان٠کوه نشین را «کوچ » Ù…ÛŒ نامند. برخی طوای٠بلوچ ØŒ علاوه بر بلوچستان ØŒ در مناطق ییلاقی Ùˆ قشلاقی (از شمال تا سیستان ØŒ Ùˆ از مغرب تا کرمان Ùˆ هرمزگان ) نیز به سر Ù…ÛŒ برند. تیره هایی از بلوچها (کوچها) در کوههای Ø¨Ø§Ø±ÙØ² * Ùˆ دامنه های آن ØŒ Ùˆ در شهرستانهای کرمان (مثلاً Ø¬ÛŒØ±ÙØª Ùˆ Ø¨Ø§ÙØª Ùˆ بم ) Ùˆ هرمزگان ییلاق Ùˆ قشلاق Ù…ÛŒ کنند، Ùˆ دسته هایی نیز به استان گلستان (بویژه گرگان ) Ùˆ خراسان (تربت Ùˆ نیشابور) مهاجرت کرده اند. از قدیم در برخی نواØÛŒ بلوچستان ØŒ مانند Ø³Ø±ØØ¯ØŒ تیره های آبادی نشین شیعه ØŒ Ùˆ چادرنشینان سنّی بوده اند. بیشتر طوای٠کوچندة بلوچ دامدارند Ùˆ پرورش گوسÙند Ùˆ بز Ùˆ اسب Ùˆ شتر در میان آنان رواج دارد (متوسط دام هر خانوار در ییلاق ØŒ ٣٤ رأس گوسÙند Ùˆ بز Ùˆ بزغاله ØŒ Ùˆ در قشلاق ØŒ ٣٩ رأس ). ٣ر٥% شترهای جامعة عشایری کشور، به «ایل » بلوچ اختصاص دارد. از صنایع دستی ØŒ Ø¨Ø§ÙØªÙ قالی ØŒ پلاس ØŒ چادر، گلیم Ùˆ زیلو در میان آنان رایج است . ÙØ±ÙˆØ´ دام Ùˆ مبادلة ÙØ±Ø§ÙˆØ±Ø¯Ù‡ های دامی در میان آنان رونق ÙØ±Ø§ÙˆØ§Ù†ÛŒ دارد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی (٢٢ بهمن ١٣٥٧) خانوارهای ایل بلوچ از امکانات آموزشی بیشتری برخوردار شدند Ùˆ از بلوچها Ø·Ø§ÛŒÙØ© پلنگی Ú©Ù‡ ØØ¯ÙˆØ¯ ٣ر١٠% جمعیت ایل بلوچها را تشکیل Ù…ÛŒ دهد، از بیشترین امکانات آموزش برخوردار است (مرکز آمار ایران ØŒ ١٣٦٨ Ø´ ال٠، ص ٣). بنابر مطالب جزوة ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ عشایری ØŒ در ١٣٦٦ Ø´ جمعیت ایل کوچندة بلوچ به ٣٠٨ ØŒ ١٢ تن (٢٣٦ ØŒ ٢ خانوار) Ù…ÛŒ رسیده است (همان ØŒ ص ١). ایل بلوچ مشتمل بر Ù‡ÙØ¯Ù‡ طایÙÙ‡ Ùˆ ٢١٣ رده بوده است ØŒ هر طایÙÙ‡ به چند تیره Ùˆ هر تیره به چند Ø§ØØ´Ø§Ù… تقسیم Ù…ÛŒ شود. جز ایل بلوچ ØŒ طوای٠مستقل دیگری در بلوچستان به سر Ù…ÛŒ برند Ú©Ù‡ عمدتاً در بلوچستان ییلاق Ùˆ قشلاق دارند. ساختار طایÙÙ‡ ای در بلوچستان عبارت است از: طوای٠بزرگ «ایل » بلوچ ØŒ شامل٠طایÙÙ‡ های آبدوغی Ú©Ù‡ بیشتر در شهرستان Ø¨Ø§ÙØª به سر Ù…ÛŒ برند؛ پوراØÙ…دی Ú©Ù‡ در شهرستانهای Ø¬ÛŒØ±ÙØª Ùˆ کهنوج Ùˆ مشیز (بردسیر) Ùˆ Ø¨Ø§ÙØª زندگی Ù…ÛŒ کنند؛ پلنگی در شهرستانهای بم Ùˆ Ø¬ÛŒØ±ÙØª Ùˆ کهنوج Ø› جلالی Ùˆ ØØ³Ù†Ø®Ø§Ù†ÛŒ Ùˆ شیهکی در شهرستانهای بم Ùˆ Ø¬ÛŒØ±ÙØª Ø› Ù…ØÙ…درضاخانی در شهرستانهای Ø¨Ø§ÙØª Ùˆ بم Ùˆ بندرعباس Ùˆ Ø¬ÛŒØ±ÙØª Ùˆ کهنوج Ùˆ بردسیر؛ Ù…Ø³Ø§ÙØ±ÛŒ در شهرستانهای بم Ùˆ بردسیر؛ نمدادی در شهرستان کهنوج Ø› بلوچ سیرکانی در شهرستان Ø¬ÛŒØ±ÙØª Ø› Ùˆ شوله Ø¨ÙØ± (Ø´ÙÙ‡ ولی Ø¨ÙØ± یا Ø´ÙØ±ÙˆÙ…ÛŒ Ø¨ÙØ±ØŸ) در شهرستانهای بم Ùˆ Ø¬ÛŒØ±ÙØª Ùˆ کهنوج .
طوای٠مستقل Ùˆ بزرگ بلوچ به پنج دسته تقسیم Ù…ÛŒ شوند: ١. طوای٠مستقل Ùˆ بزرگی Ú©Ù‡ در شهرستان ایرانشهر ییلاق Ùˆ قشلاق Ù…ÛŒ کنند Ùˆ عبارت اند از: Ø§ÙØ³Ú©Ø§Ù†ÛŒ ØŒ بامری ØŒ بلوچ توتان ØŒ سرکوهی ØŒ لاشاری ØŒ بلوچی ØŒ ØÙŽÙ…ÙŽÙ„ÛŒ (هَملی )ØŒ دامÙÙ†ÛŒ ØŒ درزاده ØŒ زین الدینی ØŒ سایکی ØŒ سردار زهی ØŒ شوله بر، ØµØ§Ù„Ø Ø²Ù‡ÛŒ (ØµÙ„Ø§Ø Ø²Ù‡ÛŒ )ØŒ Ùˆ Ùولادی . ٢. طوای٠مستقل Ùˆ بزرگی Ú©Ù‡ در شهرستان چابهار ییلاق Ùˆ قشلاق Ù…ÛŒ کنند Ùˆ عبارت اند از: هَنزَم ØŒ بلوچی ØŒ Ùˆ Ù†ÙˆØØ§Ù†ÛŒ . ٣. طوای٠مستقل Ùˆ بزرگی Ú©Ù‡ در شهرستان خاش ییلاق Ùˆ قشلاق Ù…ÛŒ کنند Ùˆ عبارت اند از: ریگی ØŒ بامری ØŒ دامÙÙ†ÛŒ ØŒ سوری زهی ØŒ شه بخش ØŒ عَمَرزهی ØŒ Ú©ÙØ±Ø¯ØŒ گمشادزهی (قمشادزهی )ØŒ Ùˆ مزار زهی . ٤. طوای٠مستقل Ùˆ بزرگی Ú©Ù‡ در شهرستان زاهدان زندگی ØŒ Ùˆ در همانجا ییلاق Ùˆ قشلاق Ù…ÛŒ کنند Ùˆ عبارت اند از: ریگی ØŒ سالارزهی Ù€ سالاری ØŒ شه بخش ØŒ قنبرزهی ØŒ کرد، گمشادزهی ØŒ Ùˆ نارویی . ٥. طوای٠مستقل Ùˆ بزرگی Ú©Ù‡ در شهرستان سراوان ییلاق Ùˆ قشلاق Ù…ÛŒ کنند Ùˆ عبارت اند از: ارضی زهی (ارززهی )ØŒ Ù¾ÙØ±ÙŽÚ©ÛŒ ØŒ خاکی زهی ØŒ دÙهانی ØŒ سیاهانی / Ø³ÛŒØ§ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ گمشادزهی ØŒ Ùˆ مزارزهی (مرکز آمار ایران ØŒ ١٣٦٩Ø´ ØŒ ص ٢٨Ù€ ٣٨).
برای اطلاع بیشتر دربارة رویدادهای بلوچستان ایران رجوع کنید به سیستان و بلوچستان * ، استان .
منابع : ایـران . وزارت کشـور، قانون تقسیمـات کشور Ùˆ ÙˆØ¸Ø§ÛŒÙ ÙØ±Ù…انداران Ùˆ بخشداران ØŒ مصوب ١٦ آبان ماه ١٣١٦ ØŒ تهران ( بی تا. ) Ø› عباس Ø¬Ø¹ÙØ±ÛŒ ØŒ گیتاشناسی ایران ØŒ ج ١: کوهها Ùˆ کوهنامة ایران ØŒ
تهران ١٣٦٨ Ø´ Ø› جغراÙیا Ùˆ تاریخ بلوچستان ØŒ تألی٠سال ١٢٨٩
قمری ØŒ در ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ ایران زمین ØŒ ج ٢٨ (١٣٦٨ Ø´ )Ø› جغراÙیای بلوچستان ØŒ نوشتة سال ١٣٠٤ قمری ØŒ در ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ ایران زمین ØŒ ج ٢٨ (١٣٦٨ Ø´ )Ø› امان الله جهانبانی ØŒ عملیات قشون در بلوچستان ØŒ تهران ١٣٣٦ Ø´ Ø› ØØ¯ÙˆØ¯ العالم من المشرق الی المغرب ØŒ چاپ منوچهر ستوده ØŒ تهران ١٣٤٠ Ø´ Ø› مهدی قاینی ØŒ کتابچة Ø³ÛŒØ§ØØªÙ†Ø§Ù…Ø© بلوچستان ØŒ چاپ ایرج Ø§ÙØ´Ø§Ø±ØŒ در ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ ایران زمین ØŒ ج ٢٨ (١٣٦٨ Ø´ )Ø› آلÙونس گابریل ØŒ تØÙ‚یقات جغراÙیائی راجع به ایران ØŒ ترجمة ÙØªØØ¹Ù„ÛŒ خواجه نوری ØŒ چاپ هومان خواجه نوری ØŒ تهران ١٣٤٨ Ø´ Ø› مرکز آمار
ایران ØŒ سرشماری اجتماعی Ù€ اقتصادی عشایر کوچنده ١٣٦٦: ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ عشایری ایل بلوچ ØŒ تهران ١٣٦٨ Ø´ ال٠؛ همو، سرشماری اجتماعی Ù€ اقتصادی عشایر کوچنده ١٣٦٦: نتایج ØªÙØµÛŒÙ„ÛŒ ایل بلوچ ØŒ تهران ١٣٦٨ Ø´ ب Ø› همو، سرشماری اجتماعی Ù€ اقتصادی عشایر کوچنده ١٣٦٦: نتایج ØªÙØµÛŒÙ„ÛŒ استان سیستان Ùˆ بلوچستان ØŒ تهران ١٣٦٩ Ø´ .
/ خسرو خسروی /
اصل و منشأ بلوچها
قدیمترین منبع موجود ( شهرستانهای ایران ØŒ متنی به زبان پهلوی Ú©Ù‡ در قرن دوم نوشته شده ØŒ ولی Ø§ØØªÙ…الاً مبتنی بر تألیÙÛŒ متعلق به دوران پیش از اسلام است Ø› رجوع کنید به مارکوارت ØŒ ص ٥ØŒ ١٥ØŒ ٧٤Ù€٧٦) بلوچها را یکی از Ù‡ÙØª گروه کوه نشین خودمختار (Ú©ÙˆÙیار) Ù…ÛŒ خواند ( Ú©Ù‡ طبق Ø§ÙØ³Ø§Ù†Ù‡ ای در دورة Ø¶ØØ§Ú© کوهها را مسخّر Ùˆ در مقابل ÙˆÛŒ مقاومت کردند (هدایت ØŒ ص ٤٢٣Ù€٤٢٤ØŒ بند ٢٩Ù€٣٠) ) . نویسندگان مسلمان قرون سوم Ùˆ چهارم (بویژه ابن Ø®ÙØ±Ø¯Ø§Ø°Ø¨Ù‡ ØŒ ص ٤٩ØŒ ٥٥ØŒ مسعودی ØŒ ص ٩٠ØŒ اصطخری ØŒ ص ١٥٨ØŒ ١٦٤ØŒ ١٦٧ØŒ مقدسی ØŒ ص ٤٧٠Ù€٤٧٢ Ùˆ Ù…Ø¤Ù„Ù ØØ¯ÙˆØ¯ العالم ØŒ ص ١٢٧) از آنها در عداد ایلهای ناØÛŒØ© میان کرمان Ùˆ خراسان Ùˆ سیستان Ùˆ مکران یاد Ù…ÛŒ کنند. مسعودی (همانجا) بلوچ را با Ú©ÙˆÙÚ† در کنار هم قرار Ù…ÛŒ دهد. مقدسی مکران غربی Ùˆ شرقی را سرزمینی ÙˆØ§ØØ¯ وص٠می کند Ú©Ù‡ زبان سکنة آن «بلوصی » Ùˆ مرکز آن بَنَّجْبور بود (ص ٤٧٨) Ú©Ù‡ شاید همان ÙˆØ§ØØ© پنجگور در مکران پاکستان کنونی باشد. طبری در زمرة دشمنان خسرو انوشیروان اول (ØÚ© : ٥٣١ Ù€ ٥٧٩ میلادی )ØŒ پادشاه ساسانی ØŒ از بلوچها ذکری نمی کند. بنابراین ØŒ اشارة شاهنامه («کوچ Ùˆ بلوچ »؛ ج ٨ØŒ ص ١٨٨) جنبة تاریخی ندارد، زیرا منابع تاریخی ÙØ±Ø¯ÙˆØ³ÛŒ همان منابع مورد Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ø© طبری بوده است (رجوع کنید به ایرانیکا ØŒ ذیل «بلوچستان . ٣: زبان Ùˆ ادبیات بلوچی »). ساکنان این ناØÛŒÙ‡ از تمام این ایلها (Ú©Ù‡ جز بلوچها از دیگران Ùقط نامشان برجاست ) ÙˆØØ´Øª داشته اند. جزئیات دیگری نیز در منابع آمده است ØŒ ولی معنای دقیق آنها روشن نیست . بلوچها ظاهراً بخش مجزّایی از کرمان را در اختیار داشته اند، ولی در دو بخش سیستان نیز Ù…ÛŒ زیسته اند Ùˆ در ناØÛŒÙ‡ ای Ú©Ù‡ با شرق Ùهرج (مرز شرقی کرمان )ØŒ Ø§ØØªÙ…الاً خَرَن (خاران ) یا چاغی امروزی ØŒ ÙØ§ØµÙ„Ù‡ ای داشته است هم دیده شده اند (ابن خرداذبه ØŒ ص ٥٥). اصطخری (ص ١٦٤) ایشان را مردمی آرام Ù…ÛŒ خواند، ولی مقدسی (ص ٤٧١) مدعی است Ú©Ù‡ کوچها، یعنی کسانی Ú©Ù‡ غالباً نامشان در کنار بلوچها آمده است ØŒ از آنها Ù…ÛŒ ترسیدند (برای منابع رجوع کنید به دیمز، ١٩٠٤ ال٠، ص ٢٦Ù€٣٣ Ú©Ù‡ ØØ§ÙˆÛŒ Ø¨ØØ« Ù…ÙØµÙ„تری نیز هست ).
ÙØ±Ø¶ Ú©Ù„ÛŒ بر این است Ú©Ù‡ بلوچها از شمال ایران به کرمان Ú©ÙˆÚ† کرده اند (مثلاً دیمز، همان ØŒ ص ٢٩Ù€٣٠). این ÙØ±Ø¶ بر دودلیل استوار است : یکی طبقه بندی زبان بلوچی در شمار زبانهای «شمال غربی ایران » Ùˆ این Ú©Ù‡ در شاهنامة ÙØ±Ø¯ÙˆØ³ÛŒ از آنها همراه با گیلان نام برده شده است (ج ٨ØŒ ص ١٦٨). دلیل دیگر آن Ú©Ù‡ بلوچها در مسیر Ú©ÙˆÚ† خود از شمال به جنوب ØŒ آثاری از زبان خود را در واØÙ‡ های کویرهای مرکزی Ùلات ایران بر جای گذاشته اند (مینورسکی ØŒ ١٩٥٧Ø› ÙØ±Ø§ÛŒ ØŒ ١٩٦١). برای تعیین تاریخ یا تأیید نظریة Ú©ÙˆÚ† بلوچها به سوی جنوب منبعی در دست نیست .
این Ú©Ù‡ نواØÛŒ کویری شرق Ùˆ جنوب شرقی کرمان به طور Ú©Ù„ÛŒ در قسمت اعظم تاریخ مکتوب ناامن بوده ØŒ امری ÙˆØ§Ø¶Ø Ø§Ø³Øª . نویسندگان مسلمان متقدم از قابل پیش بینی نبودن Ø±ÙØªØ§Ø± مردمانی Ú©Ù‡ ØªØØª ØÚ©ÙˆÙ…ت مستقیم ØÚ©Ø§Ù… قرار نداشته اند Ùˆ نیز نسبت به خطری Ú©Ù‡ از جانب ایشان متوجه Ù…Ø³Ø§ÙØ±Ø§Ù† بوده ابراز نگرانی کرده اند. طبق Ø´Ø±Ø Ø¢Ù†Ø§Ù† دربارة ساکنان این نواØÛŒ ØŒ این مردم به گله داری اشتغال داشته اند Ùˆ در چادرهای Ø¨Ø§ÙØªÙ‡ شده از موی بز Ù…ÛŒ زیسته اند. زبان بومی ایشان ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ نبوده است . ظاهراً در کوههای بالنسبه ØØ§ØµÙ„خیز جنوب شرقی کرمان مجتمع بوده اند Ùˆ بتناوب در راههای کویری شمال Ùˆ شمال شرقی به تاراج Ù…ÛŒ پرداخته اند. وضع امنیت راهها ظاهراً وخیم بوده است ØŒ زیرا در ٣٦١ عضدالدوله دیلمی (ØÚ© : ٣٣٨Ù€٣٧٢) تصمیم به مقابله با آنها Ú¯Ø±ÙØª ØŒ بلوچها شکست خوردند، ولی در دورة غزنویان Ùˆ سلجوقیان نیز به گردنه گیری ادامه دادند. پس از آنکه اموال ÙØ±Ø³ØªØ§Ø¯Ø© Ù…ØÙ…ود را در کویر شمال کرمان بین طبس Ùˆ خَبیص ( شهداد ) سرقت کردند، Ù…ØÙ…ود پسرش مسعود را به جنگ ایشان ÙØ±Ø³ØªØ§Ø¯ (دیمز، ١٩٠٤ ال٠، ص ٣٢Ù€٣٣). اگرچه پس از این تاریخ ØŒ Ú©ÙˆÚ† بلوچها به سوی شرق ظاهراً سریعتر شده است ØŒ هنوز هم در منطقة شرق کرمان بلوچ ÛŒØ§ÙØª Ù…ÛŒ شود.
Ú¯ÙØªÙ†ÛŒ است Ú©Ù‡ در منابع به نام هیچیک از رهبران ایشان اشاره نشده است . بعید نیست Ú©Ù‡ در این دوره بلوچها مجموعه ای از گروههای ایلی بوده اند Ú©Ù‡ هیچگونه ØØ³ قومیت مشترکی با هم نداشته اند. به Ø§ØØªÙ…ال زیاد، نام بلوچ را مردم آبادی نشین (Ùˆ بویژه شهرنشین ) به گروههای ایلی یاغی در سراسر ناØÛŒÙ‡ ای بسیار وسیع اطلاق Ù…ÛŒ کرده اند. وجه اشتقاق نام بلوچ ØŒ نظیر نام Ú©ÙˆÚ† (یا Ú©ÙˆÙÙÚ† / Ú©ÙÙˆÙÙ’Ú†Ù’ یا معرّب آن : Ù‚ÙÙْصْ) Ú©Ù‡ Ú¯ÙØªÙ‡ شده نام ایل مشابهی در همسایگی ایشان در اوایل دورة اسلامی بوده است ØŒ معلوم نیست . شاید نویسندگان شهرنشین ØŒ بلوچ را به مثابة نام عموم چادرنشینان وارد متون تاریخی کرده باشند، زیرا به سبب اهمیت ÙØ¹Ø§Ù„یتهای آنان در این دوره بتدریج به عنوان نمونة دقیق چادرنشین در این بخش از دنیای اسلام شناخته Ù…ÛŒ شوند. برای مثال ØŒ ممکن است بلوچ Ùˆ Ú©ÙˆÚ† ØŒ نامهایی بوده است Ú©Ù‡ به جماعتهای بخصوصی اطلاق Ù…ÛŒ شده Ú©Ù‡ ØªØØª سلطة دولتهای ØØ§Ú©Ù… نبوده اند Ùˆ خود٠این جماعتها این نامگذاری را Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØªÙ‡ اند تا خود را جزو Ù…ØØ¯ÙˆØ¯Ø© ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ÛŒÙ جامعة بزرگتر Ùˆ سازمان ÛŒØ§ÙØªÙ‡ تری Ú©Ù‡ در سرزمینهای عمدة زراعی مستقر شده بود، بشمارند ولی آنان ØŒ Ú†Ù‡ در گذشته Ú†Ù‡ هم اکنون ØŒ مجموعه ای از جوامع قبیله ای / عشیره ای بااصل Ùˆ نسبهای گوناگون باقی مانده اند. گروههای ایلی دیگری Ú©Ù‡ به وجود آنها در جنوب شرقی کرمان اشاره شده ولی نام آنها برجای نمانده ØŒ ممکن است از نظر هویت در بلوچها جذب شده باشند. از ممیزات مهم تاریخ بلوچ تا قرن ØØ§Ø¶Ø± یکی توانایی ایشان در جذب عوامل متعدد Ùˆ Ù…ØªÙØ§ÙˆØª است . تکوین هویت قومی بلوچها مولود ناامنی ناØÛŒØ© کویری وسیعی بوده است Ú©Ù‡ دولتهای زمان ØŒ به رغم نیاز به عبور Ùˆ مرور از آنجا، علاقه ای به تسلط بر آن نداشته اند. ولی نباید ÙØ±Ø§Ù…وش کرد Ú©Ù‡ چنین نظریه ای دربارة منشأ بلوچها مسئله ای را ØÙ„ نشده باقی Ù…ÛŒ گذارد، Ùˆ آن چگونگی Ùˆ زمان نشر زبان آنها به صورت زبان تخاطب (ولی نه زبان مادری ) تمام کسانی است Ú©Ù‡ در بلوچها جذب شده اند.
تاریخ نخستین این ناØÛŒÙ‡ . ناØÛŒØ© میان ایران Ùˆ هند، در سراسر تاریخ خود، زیرنÙوذ نواØÛŒ ØØ§ØµÙ„خیزتری چون کرمان Ùˆ سیستان Ùˆ قندهار Ùˆ پنجاب Ùˆ سÙند Ùˆ عمان Ù€ Ú©Ù‡ آن را Ø§ØØ§Ø·Ù‡ کرده اند Ù€ قرار داشته است . بلوچستان٠امروز مدتها توجه پژوهندگان را به عنوان اراضی Ø¯ÙˆØ±Ø§ÙØªØ§Ø¯Ø© جوامع آبادی نشین درة سند Ùˆ Ùلات ایران Ùˆ ماوراءالنهر جلب کرده است . چندین کاوش باستان شناختی نشان داده است Ú©Ù‡ از هزارة چهارم قبل از میلاد این ناØÛŒÙ‡ سکونتگاه انسان بوده است (رجوع کنید به قسمت٠باستان شناسی٠مقاله ). باستان شناسان Ùˆ زبان شناسان در جستجوی نشانه هایی ØØ§Ú©ÛŒ از وجود اتصال از راه خشکی میان تمدنهای متقدم درّة رود سند Ùˆ ماوراءالنهر بوده اند. اسناد سومری Ùˆ اَکَدی متعلق به سه هزار تا دوهزار سال قبل از میلاد ØØ§Ú©ÛŒ از وجود مناسبات بازرگانی میان درّة دجله Ùˆ ÙØ±Ø§Øª Ùˆ جاهایی به نامهای دÙلْمÙÙ† ØŒ Ù…ÙŽÚ©ÙŽÙ† ØŒ Ùˆ Ù…ÙÙ„ÙØ®Ù‘ÙŽÙ‡ ( ملوخ ) است Ú©Ù‡ ØŒ اگرچه Ù…ØÙ„ دقیق آنها مورداختلا٠است ØŒ مسلّماً در ØÙˆØ§Ù„ÛŒ خلیج ÙØ§Ø±Ø³ Ùˆ دورتر از آن قرار داشته اند. Ù…ÙŽÚ©ÙŽÙ† را عموماً به مکران منتسب Ù…ÛŒ دانند (ایلرز Ø› هانسمن ). ظاهراً نام Ù…ÙŽÚ©ÙŽÙ† در دوره های متقدم عمدتاً به سواØÙ„ جنوبی خلیج عمان اطلاق Ù…ÛŒ شده است . این پیوند مهم است ØŒ چون تا زمان ØØ§Ø¶Ø± نیز ادامه ÛŒØ§ÙØªÙ‡ است ØŒ Ú¯Ùˆ اینکه در ایام اخیر الزامات ØØ¯ÙˆØ¯ Ùˆ ثغور کشورهای مستقل تماس نزدیک میان اهالی سرزمینهایی را Ú©Ù‡ امروزه بلوچستان Ùˆ عمان خوانده Ù…ÛŒ شود کاهش داده است .
از اواسط هزارة اول قبل از میلاد، این منطقه به ایالاتی ØŒ هر یک با نام جداگانه ØŒ در ØÚ©ÙˆÙ…تهای ایرانی تقسیم شد. Ù…ÙŽÚ©ÙŽÙ‡ Ùˆ زْرَنْکه در کتیبه های داریوش در بیستون Ùˆ تخت جمشید ذکر شده است . این Ù…ÙŽÚ©ÙŽÙ‡ مسلّماً مکران امروزی (نیمة جنوبی بلوچستان ) است ØŒ زرنکا (زَرَنْگ در ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ جدید، «زَرَنگای » هرودوت ØŒ «دَرَنگیانÙ» آریان Ùˆ جز آنها) سیستان است Ú©Ù‡ ظاهراً در آن زمان Ùˆ بعداً مشتمل بر قسمت اعظم اراضی شمال ناØÛŒÙ‡ Ùˆ گاهی ØØªÛŒ قسمتهایی از مکران بوده است . نویسندگان یونانی ØŒ Ú©Ù‡ بر اثر جنگهای ایران Ùˆ یونان ØŒ به خلیج ÙØ§Ø±Ø³ علاقه مند شدند، جزئیات بیشتری در اختیار ما گذاشته اند (هرودوت ØŒ ٣/٩٣). لشکرکشیهای اسکندر به سرزمینهای ورای ØÚ©ÙˆÙ…ت ایران در اواخر قرن چهارم پیش از میلاد به ثبت جزئیات بیشتری منجر شد. کنجکاوی نسبت به منابع کالاهای تجملی مختل٠، بویژه ادویه Ùˆ مواد رنگی ØŒ Ú©Ù‡ از اقیانوس هند به مدیترانة شرقی Ù…ÛŒ رسید، این علاقه را بیشتر کرد.
ایالتی Ú©Ù‡ اسکندر در راه بازگشت از هند از آن عبور کرد گدروسیا نام داشت . وص٠آریان از آنچه بر لشکریان Ùˆ ناوگان اسکندر Ø±ÙØª جالب توجه است ØŒ زیرا اوضاع طبیعی بلوچستان در Ø·ÛŒ ٣٠٠ ØŒ ٢ سال٠گذشته تغییر چندانی نکرده است . بندرگاههایی در خلیج سÙنْمیانی ØŒ شمال غربی کراچی کنونی ØŒ Ùˆ در گوادَر (بَدَرَه ) Ùˆ تیز (ØªÙØ³Ø§ØŒ قبلاً تالْمÙنا) وجود داشته است . جمعیت ناØÛŒÙ‡ Ú©Ù… Ùˆ پراکنده بوده است : بخشی هندی ØŒ مشتمل بر اَربیها Ùˆ Ø§ÙØ±ÛŒÙته ها، Ùˆ بخشی ایرانی ØŒ شامل میسی (Ú©Ù‡ تصور Ù…ÛŒ شود منسوب به Ù…ÙŽÚ©ÙŽÙ‡ باشد). بدون راهنماهای کارآمد، ÛŒØ§ÙØªÙ† آب Ùˆ موادغذایی مشکل بوده است . در درّه های دور از ساØÙ„ ØŒ با Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ از شیوه های Ù¾ÛŒØ´Ø±ÙØªØ© مهندسی ØŒ آبیاری به میزان Ú©Ù… ØŒ عمدتاً مبتنی بر ثمرات بارانهای تابستانی ØŒ تسهیلاتی در امر کشاورزی ÙØ±Ø§Ù‡Ù… آورده بود. درّة Ú©ÙÚ† ØØ§ØµÙ„خیزترین ناØÛŒÙ‡ Ùˆ دارای جمعیت زیادی بود. راه اصلی ØŒ پایتخت آنجا یعنی «پورا» را به رود سند Ù…ÛŒ پیوست ØŒ پورا شاید همان بمپور امروزی ØŒ یا درة Ú©Ú† باشد، یا ØØªÛŒ Ø§ØØªÙ…الاً در یکی از دره های تنگتر چون درّة رود سرباز واقع شده باشد. هندیان٠هندو Ùˆ بودایی در پورا Ù…ÛŒ زیستند.
اسکندر در Ù…ØÙ„ اصلی سکونت اوریته ها در لَس بلای امروزی اسکندریه ای بنا نهاد. او هرچه بیشتر به سوی غرب Ø±ÙØª ØŒ به علت مشکلات عبور از اراضی ساØÙ„ÛŒ ØŒ بیشتر از ساØÙ„ ÙØ§ØµÙ„Ù‡ Ú¯Ø±ÙØª . بدترین قسمت راه در طول لشکرکشی ÙˆÛŒ ÙØ§ØµÙ„Ø© میان بلا Ùˆ پَسنی بود. گذشته از گرمای طاقت ÙØ±Ø³Ø§ Ùˆ Ùقدان غذا Ùˆ آب Ùˆ هیزم ØŒ یک بار نیز سیلی ناگهانی بیشتر زنان Ùˆ کودکانی را Ú©Ù‡ به دنبال لشکر Ù…ÛŒ آمدند، Ùˆ تمام خیمه Ùˆ دستگاه امپراتور Ùˆ ØÛŒÙˆØ§Ù†Ø§Øª بارکش را Ú©Ù‡ تا آن زمان زنده مانده بودند باخود برد. از پسنی در امتداد دشت Ù…Ø³Ø·Ø Ø³Ø§ØÙ„ÛŒ به گوادر Ùˆ از آنجا به پورا Ø±ÙØªÙ†Ø¯. ناوگان اسکندر به ÙØ±Ù…اندهی نئارخوس نیز وضع مشابهی داشت . ØØ§ØµÙ„ جستجوهای روزانه برای تهیة غذا Ùˆ آب بندرت چیزی بیش از خوراک ماهی Ùˆ خرما بود، گاهی نیز هیچ به دست نمی آوردند. در کنار ساØÙ„ به مردمانی برخوردند Ú©Ù‡ بدنهایشان پر از مو بود Ùˆ نیزه های چوبی داشتند Ùˆ با تورهایی از پوست درخت خرما در جایی Ú©Ù‡ عمق آب Ú©Ù… بود ماهی Ù…ÛŒ Ú¯Ø±ÙØªÙ†Ø¯ Ùˆ آن را خام Ù…ÛŒ خوردند یا در Ø¢ÙØªØ§Ø¨ خشک Ù…ÛŒ کردند Ùˆ Ù…ÛŒ کوبیدند Ùˆ تبدیل به غذا Ù…ÛŒ کردند؛ پوست ماهی به تن Ù…ÛŒ کردند Ùˆ کلبه های خود را از صد٠و استخوان نهنگهایی Ú©Ù‡ از آب به ساØÙ„ Ø§ÙØªØ§Ø¯Ù‡ بودند Ù…ÛŒ ساختند (رجوع کنید به آریان ØŒ > آناباسس < ØŒ کتاب ٦ØŒ بند ٢١Ù€٢٦ØŒ > هند < ØŒ کتاب ٨ØŒ بند ٢٣Ù€٣٣).
اطلاعات مهم دیگری Ú©Ù‡ در دست است به دوران ساسانیان ØŒ زمانی Ú©Ù‡ این ناØÛŒÙ‡ بار دیگر به صورت ØÚ©ÙˆÙ…تی ایالتی درآمده بود، تعلق دارد. یکی از شاهان مکران هنگام جلوس نرسی (پسر شاپور اول )ØŒ Ú©Ù‡ در زمان سلطنت پدرش عنوان Ø§ÙØªØ®Ø§Ø±ÛŒ (ØŸ) «شاه سکستان Ùˆ تورستان Ùˆ هند تا ساØÙ„ دریا» را داشت ØŒ به اطاعت او درآمد، Ùˆ بعدها پسر بهرام در Ù„ÙˆØ Ù¾Ø§ÛŒÚ©ÙˆÙ„ÛŒ شاه سکاها خوانده شده ØŒ Ùˆ این امر ØØ§Ú©ÛŒ از اهمیت آن ایالت است (هومباخ Ùˆ Ø´ÙØ±ÙˆÙˆ ØŒ ج ٣ØŒ بخش ٢ØŒ ص ١٠Ù€١١). شاپور اول در این ناØÛŒÙ‡ چهار ÙˆØ§ØØ¯ ØÚ©ÙˆÙ…تی به عنوان ضمایم سکستان (سیستان ) به وجود آورد Ú©Ù‡ عبارت بودند از تÙگران (بعدها توران ( طوران ) ØŒ Ùˆ در ØØ§Ù„ ØØ§Ø¶Ø± سراوان یا کلات )ØŒ پارَدان (Ø§ØØªÙ…الاً خاران٠کنونی )ØŒ هند (Ù…ØØªÙ…لاً سند، یا زمینهایی Ú©Ù‡ رود سند آنها را مشروب Ù…ÛŒ کند)ØŒ Ùˆ نیز مکران . مرز شرقی ایالت ساسانی کرمان را بندر تیز در کرانة دریا، Ùˆ در Ù¾Ùهْلْپَهرَج (Ùَهْرَج )ØŒ ایرانشهر کنونی ØŒ Ú©Ù…ÛŒ بالای بمپور در منتهاالیه ناØÛŒØ© قابل آبیاری ÙØ±ÙˆØ¨Ø§Ø± جزموریان ØŒ قرار داده بودند. بعد از آن ØŒ قلمرو مکران بود Ú©Ù‡ در امتداد ساØÙ„ تا بندر دیبل در دماغة رود سند ادامه داشت . سرزمین پارَدان به سمت شرق از بمپور تا توران را ÙØ±Ø§Ù…ÛŒ Ú¯Ø±ÙØª . سرزمین تÙگْران Ø§ØØªÙ…الاً از کیزکانان (کلات امروزی ) Ùˆ تنگة بولان (Ú©Ù‡ ÙˆØ§Ù„ÙØ´ØªØ§Ù† ØŒ کویتة کنونی ØŒ را به اراضی Ú©Ù… Ø§Ø±ØªÙØ§Ø¹ سیبی Ùˆ کچّهی Ù…ÛŒ پیوندد) از طریق بخش بودَهه Ùˆ رشته کوههای Ú©ÙØ±Ø«Ø§Ø± Ùˆ پَب به مرز مبهمی با مکران Ùˆ هند در نزدیکی دیبل Ù…ÛŒ رسید. ظاهراً جمعیت بالنسبه زیادی داشته Ú©Ù‡ به زبان غیرایرانی Ù€ شاید مانند امروز، برهویی Ù€ تکلم Ù…ÛŒ کرده اند. شهر عمدة آن Ø¨Ø§Ø¦ÙˆØªÙØ±Ù†Ø§ (قصدار کنونی ) نام داشته است (برای منابع Ùˆ ØªÙØµÛŒÙ„ بیشتر رجوع کنید به برونر ØŒ ص ٧٧٢Ù€٧٧٧Ø› شومون ØŒ ص ١٣٠Ù€ ١٣٧).
عربها در زمان Ø®Ù„Ø§ÙØª عمر به مکران ØÙ…له کردند (٢٣)ØŒ Ùˆ پس از شکست دادن ØØ§Ú©Ù… Ù…ØÙ„ÛŒ ØŒ تقریباً تا رود سند پیش Ø±ÙØªÙ†Ø¯ØŒ سپس به عمر گزارش دادند Ú©Ù‡ منطقة مطلوبی نیست ØŒ در نتیجه عمر نیز دستور داد Ú©Ù‡ از رود سند پیشتر نروند (ابن اثیر، ج ٣ØŒ ص ٢٣Ù€٢٤).
اندکی پس از استقرار مسلمانان ØŒ بیشتر این ناØÛŒÙ‡ به وضع معمول خود، یعنی خودمختاری داخلی ØŒ بازگشت Ùˆ بویژه باز هم پناهگاه٠کسانی شد Ú©Ù‡ ناگزیر نواØÛŒ ØØ§ØµÙ„خیزتر ایران Ùˆ هند را ترک کرده بودند. سیستان از مراکز عمدة خوارج بود، ازینرو Ø·ÛŒ چند قرن اول اسلام ØŒ بسیاری از ایشان به مکران Ø±ÙØªÙ†Ø¯ (بازورث ØŒ ١٩٦٨ØŒ ص ٣٧Ù€٤١).
ØÚ©ÙˆÙ…ت غزنویان در قرن پنجم الگویی به وجود آورد Ú©Ù‡ تا ایام اخیر برقرار بوده است . Ù…Ù†Ø§ÙØ¹ جغراÙیایی Ù€ سیاسی غزنویان در شمال شرق ناØÛŒÙ‡ متمرکز بود، Ùˆ این امر به زوال سیستان Ú©Ù…Ú© کرد Ùˆ خزدر، Ùˆ از طریق آن قسمت اعظم مکران ØŒ را به قندهار متکی ساخت .
در Ø·ÛŒ سه قرن بعدی Ú©Ù‡ سلجوقیان Ùˆ مغولان بر ایران ØÚ©ÙˆÙ…ت Ù…ÛŒ کردند، Ù†Ùوذ ایران چندان از کرمان ÙØ±Ø§ØªØ± نمی Ø±ÙØª ØŒ Ùˆ بار دیگر مکران نسبتاً مستقل شده بود. مارکو پولو (٦٥٢Ù€٧٥٢/ ١٢٥٤؟ـ ١٣٢٤ØŸ) آنجا را Ú©ÙØ³Ù…ÙŽÙ‡ کوران (Ú©ÙÚ† Ù€ مکران ) خوانده ØŒ Ùˆ اشاره کرده Ú©Ù‡ آبادیهای کشاورزی کرانه های رود Ú©Ú† آبادترین بخش این ناØÛŒÙ‡ Ùˆ مواد غذایی آن ÙØ±Ø§ÙˆØ§Ù† Ùˆ دارای Ú©ÛŒÙیتی مطلوب بوده است (او انواع غذاهای معمول را از برنج Ùˆ گندم Ùˆ گوشت Ùˆ شیر ذکر کرده است ). Ú©Ú† ØŒ ØÚ©Ù…ران٠(«مَلÙÚ© ») خاص خود را داشته است Ùˆ مردم آن ØŒ Ú©Ù‡ غیرمسلمان نیز در میان آنان بوده ØŒ به بازرگانی Ùˆ کشاورزی اشتغال داشته اند Ùˆ به زبانی سخن Ù…ÛŒ Ú¯ÙØªÙ‡ اند Ú©Ù‡ مارکو پولو آن را نشناخته است . Ú¯ÙØªÙ†ÛŒ است Ú©Ù‡ مارکو پولو، کسمه کوران را آخرین بخش هند دانسته ØŒ نه نخستین بخش ایران (ج ٢ØŒ ص ٤٠١Ù€٤٠٣). در این دوران ØŒ مهاجرت بلوچها Ø§ÙØ²Ø§ÛŒØ´ ÛŒØ§ÙØª Ùˆ این ناØÛŒÙ‡ Ú©Ù… Ú©Ù… به بلوچستان تبدیل شد، Ùˆ گروههایی Ù¾ÛŒ درپی بدانجا وارد شدند Ú©Ù‡ بلوچها نه نخستین آنان بودند Ùˆ نه آخرینشان .
مهاجرت بلوچها به سوی شرق . اگرچه از قرن پنجم به بعد عدة کثیری بلوچ به مکران Ø±ÙØªÙ†Ø¯ یا از آن گذشتند، Ø§ØØªÙ…الاً بعضی دیگر در آن زمان در ØÙˆØ§Ù„ÛŒ نواØÛŒ شرق کرمان ØØ¶ÙˆØ± داشته اند. شواهد٠دال بر Ú©ÙˆÚ† بلوچها اندک ØŒ Ùˆ عمدتاً دو نوع است : مجموعه آثار شعر سنتی بلوچها Ùˆ تاریخهای متأخر مغول .
در شعرها آمده است Ú©Ù‡ بلوچها اخلا٠میرØÙ…زه (میر در بلوچی عنوانی است Ú©Ù‡ به رهبران اطلاق Ù…ÛŒ شود)ØŒ عموی پیامبر صلی اللّه علیه وآله وسلّم اند (رجوع کنید به زبان Ùˆ ادبیات بلوچی ØŒ ترانه های تاریخی ). این تاریخ ØÙ…اسی را به دو صورت Ù…ÛŒ توان ØªÙØ³ÛŒØ± کرد: نخست اینکه گروههای ایلی دنیای اسلام ØŒ نوعاً شجره نامة خود را تا زمان پیامبر صلی اللّه علیه وآله وسلّم دنبال Ù…ÛŒ کردند Ùˆ بدین ترتیب Ù…ÛŒ خواستند اسلام آوردن خود را در چارچوب ایلی (به عبارت دیگر، تبارشناختی ) توجیه کنند.
دوم اینکه ØŒ گروههای عرب Ù€ خواه اجداد ایشان در کربلا جنگیده باشند یا نه (رجوع کنید به ادامه مقاله ØŒ بخش ترانه های تاریخی ) Ù€ به چند طریق Ù…ÛŒ توانستند به گروههای ایلی گوناگونی Ú©Ù‡ سرانجام هویت بلوچ ÛŒØ§ÙØªÙ†Ø¯ بپیوندند. این مکان وجود دارد Ú©Ù‡ برخی از لشکریان اصلی عرب در این ناØÛŒÙ‡ باقی مانده باشند؛
دربارة مهاجرت در نخستین قرون اسلامی از عربستان به منطقة کرمان از طریق خلیج ÙØ§Ø±Ø³ شواهدی موجود است . در اشعار، از ورود بلوچها به سیستان Ùˆ مهمان نوازی پادشاهی ØŒ Ùˆ مردم آزاری پادشاهی دیگر سخن Ø±ÙØªÙ‡ ØŒ Ùˆ اشاره های پراکنده به نام جایهایی در مکران شده است (رجوع کنید به زبان Ùˆ ادبیات بلوچی ØŒ ترانه های تاریخی ). Ø§ØØªÙ…الاً این نوع ØØ±Ú©Øª به سوی شرق ØŒ معلول Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ های برخی از ØÚ©Ø§Ù… جزء از لشکریان اجیر
بوده است .
نخستین مدارک مهاجرت بلوچها به سند، به قرون Ù‡ÙØªÙ… Ùˆ هشتم تعلق دارد. تقسیم بندیهای عمدة ایلات بلوچ Ú©Ù‡ در این اشعار آمده Ø§ØØªÙ…الاً رویدادهای این دوره را منعکس Ù…ÛŒ کند. بر مبنای این اشعار، از شخصی به نام میرجلال خان Ú©Ù‡ رهبر تمام بلوچها بود چهار پسر به نامهای رÙنْد، لاشار، Ù‡ÙˆÙØª ØŒ کورایی Ùˆ یک دختر به نام جاتو، Ú©Ù‡ با عموزاده اش مراد ازدواج کرد، باقی مانده بود Ú©Ù‡ پنج ایل عمدة یاد شده در اشعار، یعنی رندها Ùˆ لاشاریها Ùˆ هوتها Ùˆ کوراییها Ùˆ جاتوییها، از ÙØ±Ø²Ù†Ø¯Ø§Ù† این پنج Ù†ÙØ±Ù†Ø¯. در اشعار، از چهل Ùˆ چهار ایل (موسوم به «تÙÙ…ÙŽÙ† » یا «بÙولَکَ») یاد شده Ú©Ù‡ از آنها چهل ایل بلوچ ØŒ Ùˆ چهار ایل خدمتکار Ùˆ متّکی بدانها بوده اند. نامهای مهم دیگری Ú©Ù‡ تا امروز باقی مانده عبارت است از دْریشَکْ، مَزاری ØŒ دÙمْبْکی ØŒ Ùˆ خوسا. ظاهراً هوتها پیش از دیگران در این ناØÛŒÙ‡ بوده اند. این Ú©Ù‡ برخی از نامها Ø¨Ø±Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ از اسامی جایها در بلوچستان است ØŒ Ø§ØØªÙ…الاً دارای اهمیت است . در اشعار، از بسیاری از ایلهای برجستة کنونی Ù€ مانند بوگْطی ØŒ بÙÙ„Ùیدی ØŒ Ø¨ÙØ²Ø¯Ø§Ø±ØŒ کَسرانی ØŒ Ù„Ùیگَری ØŒ Ù„Ùنْد، Ùˆ مَری Ù€ یاد نشده است . از آنجا Ú©Ù‡ این ایلها Ø§ØØªÙ…الاً در قرن نهم در بلوچستان بوده اند، نیامدن نام آنها در اشعار به این معنی است Ú©Ù‡ یا این ایلها شاخه های متأخرتر ایلهای قدیم اند، یا در آن زمان بلوچ نبوده اند Ùˆ پس از آن جذب بلوچها شده اند.
در قرن نهم ØŒ مقارن با دورة میرچاکَر (یا Ú†Ø§Ú©ÙØ±) رند Ù€ Ú©Ù‡ بزرگترین قهرمان بلوچستان بود Ù€ موج دیگری بلوچها را به جنوب پنجاب برد. گروههایی از ایل رند از سیبی به پنجاب Ú©ÙˆÚ† کردند Ùˆ در دره های رودهای٠چÙناب Ùˆ رَوی ÙˆØ³ÙŽØªÙ’Ù„ÙØ¬ پراکنده شدند. دÙوداییها (Ø§ØØªÙ…الاً ایلی سندی Ú©Ù‡ Ø·ÛŒ دویست سال قبل از آن Ø´Ú©Ù„ Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ بود) Ùˆ Ù‡Ùوتها به سمت قسمت علیای رود سند Ùˆ جÙهْلَم Ø±ÙØªÙ†Ø¯. بابر (ØÚ© : ٨٩٩ Ù€٩٣٧)ØŒ نخستین سلطان مغولی هند، در ٩٢٥ در پنجاب بلوچهایی را ÛŒØ§ÙØª Ùˆ هم او Ùˆ هم جانشین او، همایون ØŒ ایشان را استخدام کردند. نخستین استقرار بلوچها در پنجاب ØŒ در زمان شاه ØØ³ÛŒÙ† (٨٧٤ Ù€ ٩٠٨) در ملتان واقع شد. ÙˆÛŒ (Ø§ØØªÙ…الاً به پاس خدمات نظامی ) به ایشان «جاگیر»ی اعطا کرد Ùˆ همین امر بلوچهای بیشتری را بدین ناØÛŒÙ‡ جلب کرد. در قرن دهم ØŒ عده کثیری از ایشان در پنجاب به آبادی نشینی Ùˆ کشاورزی پرداختند (رجوع کنید به دیمز، ١٩٠٤ ال٠، ص ٣٤Ù€٤٣). بلوچهایی Ú©Ù‡ در سرزمینهای Ú©Ù… Ø§Ø±ØªÙØ§Ø¹ مستقر شدند بتدریج زبان رایج پیرامون خود را به کار Ú¯Ø±ÙØªÙ†Ø¯ Ùˆ پیوندشان با بستگان ساکن Ø§Ø±ØªÙØ§Ø¹Ø§Øª قطع شد، گواینکه بسیاری از آنها (Ú©Ù‡ تعیین نسبت آنها به Ú©Ù„ ممکن نیست ) هویت بلوچی خود را ØÙظ کرده اند.
رویدادهایی Ú©Ù‡ به تأسیس خان نشین بلوچ در کلات انجامید. در قرن دهم ØŒ قدرت صÙویان در ایران Ùˆ مغولان در هند گسترش ÛŒØ§ÙØª Ùˆ کشتیهای اروپایی به دریای عمان Ùˆ خلیج ÙØ§Ø±Ø³ وارد شدند. Ù…Ù†Ø§ÙØ¹ Ùˆ مناقشات میان این سه قدرت خارجی ØŒ ناگزیر در سیاست داخلی بلوچها Ùˆ گروههای دیگری Ú©Ù‡ در میان ایشان قرار داشتند مؤثر بود. رویدادهای عمده ای Ú©Ù‡ شالودة شعر ØÙ…اسی بلوچ را تشکیل Ù…ÛŒ دهد Ùˆ به عنوان جنگهای میان ایلهای رند Ùˆ لاشاری به یاد مانده است ØŒ در این دوره پیش آمد (رجوع کنید به زبان Ùˆ ادبیات بلوچی ØŒ ترانه های قهرمانی ).
صÙویان ØŒ عمدتاً از طریق بمپور Ùˆ دزَک Ùˆ سیستان ØŒ نظارت دقیقتری بر امور مکران اعمال کردند (روهربورن ØŒ ص ١٢ØŒ ٧٤ØŒ ٨٢ Ù€٨٣). در ٩٢١ØŒ شاه اسماعیل Ù€ Ú©Ù‡ ÙØ§Ù‚د نیروی دریایی بود Ù€ ناچار سلطة پرتغالیها را بر هرمز Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØª Ùˆ با ÙØ±Ù…انده آنان ØŒ آلÙونسو دوآلبوکرک ØŒ عهدنامه ای منعقد کرد Ú©Ù‡ در آن پرتغالیها متعهد شده بودند در سرکوب هرگونه شورش در مکران به شاه Ú©Ù…Ú© کنند. ولی این همکاری ØŒ Ú©Ù‡ در صورت تØÙ‚Ù‚ ÛŒØ§ÙØªÙ† ØŒ در نوع خود اولین قرارداد با نیروهای اروپایی در ناØÛŒÙ‡ به شمار Ù…ÛŒ آمد، به سبب مرگ آلبوکرک به جایی نرسید. پرتغالیها در ٩٨٩ به دلایل نامعلوم بندرهای گوادر Ùˆ تیز ( طیس ) را ویران کردند (لوریمر ØŒ ج ١ØŒ بخش ١ Ù€ ال٠، ص ٧Ù€ ٨).
در اوایل قرن یازدهم ØŒ هلندیها Ùˆ Ú©Ù…ÛŒ پس از آن انگلیسیان به هرمز وارد شدند. در ١٠٢٢ Ø³ÙØ± رابرت شرلی ØŒ Ú©Ù‡ سر راه خود به اصÙهان به عنوان سÙیر در گوادر توق٠کرده بود، نزدیک بود به دست گروهی از بلوچها Ú©Ù‡ به کشتی او شبیخون زدند کشته شود. ولی بعدها ÙˆÛŒ در نامه ای به کمپانی هند شرقی در لندن (تأسیس : ١٠٠٩/ ١٦٠٠) توصیه کرد Ú©Ù‡ کارخانه ای در گوادر تأسیس کنند، زیرا Ù…ØÙ„ÛŒ است خراجگزار ایران Ùˆ از دست پرتغالیها در امان ØŒ Ùˆ به آنها اطمینان داد Ú©Ù‡ «پربارترین داد Ùˆ ستد را در جهان » خواهد داشت . در ١٠٦١ØŒ نیروهای بلوچ از جانب پرتغالیها از مسقط Ø¯ÙØ§Ø¹ کردند (Ú¯Ùˆ اینکه چندی بعد در همان سال امام مسقط پرتغالیها را بیرون راند؛ رجوع کنید به لوریمر، ج ١ØŒ بخش ١ Ù€ ال٠، ص ٣٩). همة اروپاییان ØŒ با میل ØŒ گروههای مختل٠بلوچ را به صورت سربازان اجیر یا برای Ù…ØØ§Ùظت از خود استخدام Ù…ÛŒ کردند. بلوچها در برابر این بیگانگان غیرمسلمان با یکدیگر Ù…ØªØØ¯ نشدند. بلوچ Ùˆ بیگانه ØŒ به مقتضای Ù…Ù†Ø§ÙØ¹ Ùˆ خصومتها، همکاری Ù…ÛŒ کردند یا Ù…ÛŒ جنگیدند.
در تمام این مدت ØŒ Ù…ÙŽÙ„ÙÚ©Ù Ú©Ú† از عبور Ùˆ مرور از راه خشکی عوارض Ù…ÛŒ Ú¯Ø±ÙØª . او Ú©Ù‡ بر گوادر نیز مسلط بود، به Ú¯ÙØªØ© پیترو دلا واله با دولت ایران نیز مناسبات دوستانه داشت . ولی در ØØ¯ÙˆØ¯ ١٠٢٩ØŒ ایل بلیدی ØŒ Ú©Ù‡ ظاهراً از پیروان ÙØ±Ù‚Ø© ذکری بودند، Ú©Ú† را تصر٠کردند Ùˆ تا ١١٥٣ بر سراسر مکران مسلط بودند (لوریمر، ج ١ØŒ بخش ٢ØŒ ص ٢١٥٠Ù€٢١٥١).
شیوع بدعتگذاری در مکران در این دوره ممکن است آن را بیش از ØØ¯ معمول از رویدادهای نواØÛŒ کوهستانی جدا کرده باشد. قندهار Ùˆ ناØÛŒØ© کویته Ù€ پشین چندبار بین صÙویان Ùˆ مغولان هند دست به دست شد، ولی اگرچه صÙویان سرانجام بر قندهار استیلا ÛŒØ§ÙØªÙ†Ø¯ Ùˆ نسبت به مناطق کوهستانی تا کلات مدعی بودند (روهربورن ØŒ ص ١٣)ØŒ Ù†Ùوذ مغولان در تاریخ بلوچها اهمیت بیشتری داشت . به روایتی همایون ØŒ شال (کویته ) Ùˆ مَسْتÙنْگ را به بلوچی به نام لَوَنْگ خان داد ( > ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ جغراÙیایی < ØŒ ج ٥ØŒ ص ٣٤)ØŒ شخصی به نام میرقمبرانی (کَنْبَرانی )ØŒ با Ú©Ù…Ú© مغولها، جَتها را از جهلاوان در جنوب بیرون راند، ولی پسرش ØŒ میرعمر، با ارغونهای قندهار درگیر شد. زمانی Ú©Ù‡ بابر قندهار را Ú¯Ø±ÙØª (٩٢٩)ØŒ شاه بیگ ارغون به سند Ø±ÙØªÙ‡ بود Ùˆ میرعمر با Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ از ÙØ±ØµØª ØŒ کلات را تسخیر کرد. رندها Ùˆ لاشاریهای مکران Ù€ Ú©Ù‡ شخصیتهای Ù…Ù…Ø¯ÙˆØ Ø¯Ø± ترانه های قهرمانی از قبیل میرشیخ رند Ùˆ پسرش میرچاکر رند Ùˆ میرگوَهْرام لاشاری از جملة آنان بودند Ù€ میرعمر را از کلات بیرون راندند Ùˆ کشتند. ولی بلوچها در آنجا نماندند؛ میرمَندو، پدرزن میرچاکر، را در کلات گذاشتند Ùˆ خود به کچّهی Ø±ÙØªÙ†Ø¯. ظاهراً میرچاکر در ناØÛŒØ© سیبی Ùˆ تنگ بولان مانده بوده است . Ú¯ÙØªÙ‡ Ù…ÛŒ شود Ú©Ù‡ در ٩٦٤ØŒ Ú©Ù…ÛŒ قبل از مرگش ØŒ دست نشاندگی مغولان را Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØª . چندی نگذشت Ú©Ù‡ Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ ایل برهویی به سرکردگی Ù…ÛŒØ±Ø¨ÙØ¬Ù‘َر، پسر عمر، مندو را در کلات شکست دادند. پس Ø§Ø²Ù…ÛŒØ±Ø¨ÙØ¬Ù‘َر، کلات بار دیگر به دست مغولان Ø§ÙØªØ§Ø¯ ولی ایشان نتوانستند بر ایلات پیرامون آن مستولی شوند. قدرت مغولها، پس از اینکه قندهار را از دست دادند، در نواØÛŒ کوهستانی نیز ضعی٠شد Ùˆ برهوییها به سرکردگی میرابراهیم خان میرواری بار دیگر کلات را تصر٠کردند. میرابراهیم از قبول ØÚ©ÙˆÙ…ت سرباز زد، Ùˆ منصب خانی به برادرزن او، Ù…ÛŒØ±ØØ³Ù† ØŒ واگذار شد. Ù…ÛŒØ±ØØ³Ù† نخستین «خان بلوچها» بود. واژة بلوچ (به معنایی Ú©Ù‡ در این نوشته به کار Ù…ÛŒ رود) به Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ جامعه ای اطلاق Ù…ÛŒ شود Ú©Ù‡ ØªØØª ØÚ©ÙˆÙ…ت او Ùˆ جانشینانش به وجود آمد. Ù…ÛŒØ±ØØ³Ù† ØŒ اندکی پس از نیل به مقام خانی ØŒ بدون بر جای گذاشتن ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ÛŒ ØŒ درگذشت Ùˆ ØÚ©ÙˆÙ…ت در ١٠٧٧ به میراØÙ…دخان قمبرانی ØŒ مؤسس خاندان اØÙ…دزایی ØÚ©ÙˆÙ…ت٠کلات ØŒ رسید (بلوچ ØŒ ص ٦٩Ù€٧٥Ø› رومن ØŒ ص ٢٨Ù€ ٢٩).
خان نشین اØÙ…دزایی کلات تا ورود انگلیسیان (١٠٧٧Ù€ ١٢٥٥/ ١٦٦٦Ù€١٨٣٩). عوامل عمده در تاریخ کلات در این دوره عبارت بود از: گسترش قلمرو کلات Ø·ÛŒ ØÚ©ÙˆÙ…ت خانهای نخستین Ø› آثار اقدامات نادرشاه در هند Ùˆ خلیج ÙØ§Ø±Ø³ Ø› قدرت اØÙ…دشاه ابدالی جانشین نادرشاه در قندهار؛ زوال قدرت این خان نشین پس از مرگ میرنصیرخان اول در ١٢١٠Ø› جاه طلبیهای Ù…ØÙ…دشاه قاجار؛ Ùˆ گسترش Ù…Ù†Ø§ÙØ¹ انگلیس . اگر Ú†Ù‡ موÙقیتهای نصیرخان اول در نیمة دوم قرن دوازدهم تا ØØ¯ÛŒ موجب ادغام نواØÛŒ کوهستانی با نواØÛŒ پست شد، ولی هر یک از این دو ناØÛŒÙ‡ مانند گذشته تاریخ سیاسی خاص خود را داشت . از این زمان به بعد، تاریخ این ناØÛŒÙ‡ را Ú©Ù… Ùˆ بیش با تاریخ بلوچستان یکی شمرده اند، Ú¯Ùˆ اینکه مرزهای آن غالباً مبهم بوده است .
توجه ØÚ©ÙˆÙ…تهای خارجی به ناØÛŒÙ‡ ØŒ مانند عمان (در گوادر) Ùˆ Ø§ÙØºØ§Ù†Ø³ØªØ§Ù† (در پشتونستان )ØŒ مداخله شمرده شده است . در نواØÛŒ کوهستانی Ùˆ سرزمینهای پست٠کلات ØŒ ارتباط مستØÚ©Ù…ÛŒ وجود نداشت : اولی دنبالة قندهار بود Ùˆ دومی پیوندی نزدیک با عمان داشت (برای Ø¨ØØ«Ù‡Ø§ÛŒ Ù…ÙØµÙ„تر رجوع کنید به بلوچ ØŒ لاکهارت ØŒ رومن ØŒ Ùˆ ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯Ù‡Ø§ÛŒ جغراÙیایی ).
تداوم قدرت در کلات از زمان جلوس میراØÙ…د قمبرانی آغاز Ù…ÛŒ شود. میراØÙ…د سی سال ØÚ©ÙˆÙ…ت کرد Ùˆ با اورنگ زیب عالمگیر اول ØŒ سلطان مغول هند، هم پیمان شد. تمام عمر خود را صر٠نبرد با Ø§ÙØºØ§Ù†Ù‡Ø§ÛŒ باروزایی در شمال Ùˆ ØÚ©Ø§Ù… کلهره سند در جنوب کرد تا بتواند قلمرو خود را ØÙظ کند Ùˆ گسترش دهد. سرانجام برسیبی Ùˆ کویته Ù€ پشین استیلا ÛŒØ§ÙØª . ولی پسرش ØŒ میر Ù…ØØ±Ø§Ø¨ خان اول ØŒ ناگزیر بود با کلهره ها بجنگد؛ آنها را در ١١٠٧ شکست داد، ولی خود نیز در ØÛŒÙ† جنگ مرد. میر سمندرخان ØŒ برادرزاده Ùˆ جانشین Ù…ØØ±Ø§Ø¨ ØŒ از تØÙ‚Ù‚ امیال خاندان کلهره جلوگیری کرد Ùˆ نیز سپاهی را Ú©Ù‡ به ÙØ±Ù…اندهی طهماسب بیگ به منظور پیوستن بلوچستان غربی به ایران آمده بود شکست داد. به پاداش این خدمات ØŒ دربار مغولها بندر کراچی را با هدایای دیگر به سمندر داد.
Ø§ÙØªØ§Ø¯Ù† قدرت به دست رهبری Ù…ØÙ„ÛŒ ØŒ Ú©Ù‡ قادر بود سلسله ای در کلات تشکیل دهد Ùˆ امکان انتقال قدرت را پس از خود آماده سازد، اقتصاد سیاسی منطقه را تغییر داد Ùˆ زمینه را برای رویدادهای بعدی جامعة بلوچ ÙØ±Ø§Ù‡Ù… آورد. Ø·ÛŒ دو قرنی Ú©Ù‡ در پایان آن انگلیسیان زمام امور کلات را به دست Ú¯Ø±ÙØªÙ†Ø¯ تصویر Ú©Ù„ÛŒ مناسبات خارجی خان عبارت بود از: ÙˆÙÙ‚ دادن خود با قدرت سیاسی٠قندهار Ùˆ دهلی ØŒ خصومت با سند، Ùˆ اغتشاش در روابط با کرمان . ایلات بلوچ مکران غربی Ùˆ Ø³Ø±ØØ¯ غالباً Ù€ بویژه در زمان سلطان ØØ³ÛŒÙ† صÙÙˆÛŒ (١١٠٥Ù€ ١١٣٥) Ù€ به منظور تاراج به داخل ایران ØÙ…له Ù…ÛŒ کردند (لوریمر، ج ١ØŒ بخش ٢ØŒ ص ٢١٥٢). در ١١٣٤ØŒ چهارهزار سوار بلوچ به کارخانه های انگلیسیان Ùˆ هلندیان در بندرعباس ØÙ…له کردند. این Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ Ú©Ù‡ ظاهراً به سبب هجوم Ø§ÙØºØ§Ù†Ù‡Ø§ به ایران دلیر شده بودند ایالت کرمان را Ú¯Ø±ÙØªÙ†Ø¯ Ùˆ به طر٠غرب تا لارستان Ø±ÙØªÙ†Ø¯.
اعتلای ایل غلزایی ( غلجایی ) به سرکردگی میرویس در قندهار در اوایل قرن دوازدهم ØŒ اوضاع سیاسی بلوچستان را تغییر داد. در ١١٢١ کویته Ù€ پشین مجدداً به قندهار منضم شد. میراØÙ…دخان دوم ØŒ پسر Ù…ÛŒØ±Ù…ØØ±Ø§Ø¨ خان ØŒ Ú©Ù‡ عیاشیهایش سرداران بلوچ را آزرده خاطر ساخته بود، به دست جانشین Ùˆ برادر Ú©ÙˆÚ†Ú©Ø´ میرعبدالله خان کشته شد. میرعبدالله خان (ØÚ© : ١١٢٦Ù€١١٤٧)ØŒ Ú©Ù‡ به قهارخان معرو٠بود، یکی از ØÚ©Ø§Ù… بالنسبه قدرتمند اØÙ…دزایی بود Ùˆ تا زمانی Ú©Ù‡ نادرشاه به قندهار آمد، آزادانه اهدا٠نظامی Ùˆ سیاسی خود را دنبال کرد Ùˆ موÙÙ‚ شد Ú©Ù‡ کچّهی را در جنوب ØŒ هرند Ùˆ دَجیل را در شمال شرقی ØŒ پنجگور Ùˆ Ú©Ú† را در مشرق Ùˆ ØØªÛŒ تا غرب بندرعباس ØŒ Ùˆ شوراوَک را در شمال غربی تسخیر کند. ÙØªØ Ù…ØÙ„ اخیر او را به رویارویی مستقیم با شاه ØØ³ÛŒÙ† خلجی قندهاری (ØÚ© : ١١٣٨Ù€١١٥١) کشاند Ùˆ شاه ØØ³ÛŒÙ† با کلهره های سند هم پیمان شد تا او را شکست دهد. میر عبدالله خان شکست خورد Ùˆ خواست از کلهره ها انتقام بگیرد، اما مجدداً شکست خورد Ùˆ در کچّهی به قتل رسید.
اگر Ú†Ù‡ هم پیمانی اØÙ…دزاییها با مغولان به سودشان تمام شده بود، سازش اجباری با قدرت نادرشاه Ùˆ جانشینش در قندهار، اØÙ…دشاه ابدالی ØŒ برایشان ØØªÛŒ سودمندتر بود. درگیری نادرشاه Ùˆ مغولها به اØÙ…دزاییها ÙØ±ØµØª داد تا وضع خود را تثبیت کنند Ùˆ در نتیجه ØŒ با اینکه قدرتشان رو به کاهش بود، بعدها انگلیسیان تصمیم Ú¯Ø±ÙØªÙ†Ø¯ Ú©Ù‡ از طریق آنها ØÚ©ÙˆÙ…ت کنند.
میرعبدالله خان با تمرکز قوای خود در جنوب به مغولها خدمات شایانی کرده بود، Ùˆ این امر خشم نادرشاه را برانگیخت . نادر، عبدالله را والی بلوچستان کرده Ùˆ به او مأموریت داده بود Ú©Ù‡ ØŒ همزمان با لشکرکشی نادر از سمت غرب ØŒ او نیز از سمت جنوب به ابدالیهای قندهار ØÙ…له کند. ولی عبدالله به سبب درگیری با کلهره ها، Ú©Ù‡ به مرگ او انجامید، نتوانست دستور نادر را عملی کند. پیش از آنکه نادر بتواند کلات را تنبیه کند، سرداران بلوچ ØŒ Ú©Ù‡ Ù…ÛŒØ±Ù…ØØ¨Øª خان پسر عبدالله را مناسب مقام خانی Ù†ÛŒØ§ÙØªÙ†Ø¯ØŒ برادرش میر اَهْلْتاز خان را به جای ÙˆÛŒ نشاندند. ولی چندی نگذشت Ú©Ù‡ سرداران Ø¯Ø±ÛŒØ§ÙØªÙ†Ø¯ میراَهلتازخان نیز Ú©ÙØ§ÛŒØªÛŒ ندارد Ùˆ بنابراین مجدداً Ù…ØØ¨Øª خان را به مقام سابقش گماشتند (Ú¯Ùˆ اینکه به نظر Ù…ÛŒ رسد اهلتاز در میان دهوارهای مَسْتÙÙ†Ú¯ باز هم مقام Ùˆ قدرتی داشته است ). نادرشاه ØŒ پیرمØÙ…د را Ú©Ù‡ بیگلربیگی هرات بود، به جنگ کلات ÙØ±Ø³ØªØ§Ø¯. در ١١٤٩ Ù…ØØ¨Øª Ùˆ اهلتاز به جای اینکه بجنگند به قندهار Ø±ÙØªÙ†Ø¯ Ùˆ خود را به نادرشاه تسلیم کردند. نادر هم برادر بزرگتر، یعنی Ù…ØØ¨Øª ØŒ را به خدمت خود درآورد Ùˆ او را والی بلوچستان Ùˆ مکران کرد. نادر دشتهای کچّهی را نیز Ù€ Ú©Ù‡ در آن زمان ØªØØª ØÚ©ÙˆÙ…ت کلهره های سند بود Ù€ به عنوان خونبهای مرگ میرعبدالله خان به ایشان داد. در نتیجه ØŒ خان نشین بر مراتع کوهستانی Ùˆ نواØÛŒ پست Ùˆ نیز اراضی بیشتری Ú©Ù‡ در سراسر سال قابل کشت بود دست ÛŒØ§ÙØª . منابع ایشان روز به روز Ø§ÙØ²Ø§ÛŒØ´ ÛŒØ§ÙØª Ùˆ زمینه برای وقایع سیاسی داخلی آماده تر شد.
پس از قتل نادرشاه در ١١٦٠ØŒ اØÙ…د شاه ابدالی Ú©Ù‡ بعدها به Ø¯ÙØ±Ù‘انی معرو٠شد Ùˆ وارث ØÙ‚وق پادشاهی نادر بر کلات بود، Ù…ØØ¨Øª خان را خلع کرد Ùˆ برادر Ú©ÙˆÚ†Ú© دیگرش را به نام میرنصیرخان ØŒ Ú©Ù‡ از ١١٥٠ به Ø§ØªÙØ§Ù‚ مادرش به صورت گروگان در اردوی نادر به سر Ù…ÛŒ برد، به جای او نشاند. از نظر تاریخی ØŒ نصیر مهمترین ØØ§Ú©Ù… اØÙ…دزایی است . او نزدیک به نیم قرن ØÚ©Ù… راند Ùˆ سازمان ØÚ©ÙˆÙ…ت کلات را در باقیماندة موجودیت آن Ù¾ÛŒ اÙکند. نصیر تنها خانی بود Ú©Ù‡ بسهولت از دایرة ÙˆÙØ§Ø¯Ø§Ø±ÛŒÙ‡Ø§ÛŒ ایلی ÙØ±Ø§ØªØ± Ø±ÙØª Ø› نیمی از زمینهایی را Ú©Ù‡ تا این زمان نصیب ØÚ©ÙˆÙ…ت کلات شده بود، به عنوان خالصه به اØÙ…دزاییها تخصیص داد Ùˆ نیم دیگر را میان ایلهایی از سراوان Ùˆ جهلاوان Ú©Ù‡ نیروی جنگی دولت را تشکیل Ù…ÛŒ دادند تقسیم کرد. تخصیص زمین از سوی خان برای ایلها دو صورت داشت : زمینهای «غَم » Ùˆ زمینهای «جاگیر». زمینهای غم به نسبت تعداد جنگاورانی Ú©Ù‡ هر ایل تأمین Ù…ÛŒ کرد تخصیص داده Ù…ÛŒ شد، با این شرط Ú©Ù‡ از Ù…ØØµÙˆÙ„ زمین برای تأمین نیازهای جنگاوران Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ شود. چون این زمینها ملک مشترک همة Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ بود، قابل انتقال نبود. یک دوازدهم درآمد آنها را سرکردة هر ایل جمع Ù…ÛŒ کرد Ùˆ به عنوان مالیات به خان Ù…ÛŒ داد. برعکس٠جاگیر، خان Ù…ÛŒ توانست زمینهای غَم را در صورتی Ú©Ù‡ ایل به تکالی٠خود عمل نمی کرد مصادره کند. برخلا٠آنچه غالبا گمان Ù…ÛŒ رود، این ملک عمومی را، در اصل ØŒ خان به ایل Ù…ÛŒ داد Ùˆ خود٠ایل آن را تهیه نکرده بود. دهوارها در املاک خالصة خان کار Ù…ÛŒ کردند، ØØ§Ù„ آنکه ایلها از جتها Ú©Ù‡ کارشان کشاورزی بود Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ Ù…ÛŒ کردند.
نصیر نیروی جنگی خود را به سه Ùوج تقسیم کرد: Ùوج سراوان ØŒ Ùوج جهلاوان Ùˆ Ùوج ویژه ای Ú©Ù‡ مستقیماً ØªØØª ÙØ±Ù…اندهی خود او قرار داشت . او یک ایل از سراوان Ùˆ یکی هم از جهلاوان انتخاب کرد (همین امر ممکن است مبنای درجه بندی بعدی ایلها باشد) تا سربازگیری را در منطقة خود رهبری کنند Ùˆ مسئولیت آن را بر عهده بگیرند. او ضمناً به تشکیلات اداری هم دست زد: مناصب وزیر، وکیل ØŒ داروغه Ùˆ «شاه ( Ø¢ ) قاسی » (به تقلید از «اشیک آقاسی » نادر) به وجود آورد Ùˆ برای هر یک وظیÙÙ‡ ای تعیین کرد. دو شورا نیز به وجود آورد. عضویت در یکی از این شوراها («مجلس Ù…ØµØ§ØØ¨ÛŒÙ† ») انتصابی بود Ùˆ اعضای آن عمدتاً از خویشاوندان نزدیک او بودند، ولی دو رهبر ایلهای سراوان Ùˆ جهلاوان را نیز شامل Ù…ÛŒ شدند. دومی شورای سرداران («مجلس مشاورت ») بود. اعضای شورای نخست ØŒ یا نمایندگان ایشان ØŒ موظ٠بودند Ú©Ù‡ همواره به Ø§ØªÙØ§Ù‚ یک دوازدهم عده سربازانی Ú©Ù‡ از هر ایل ÙØ±Ø§Ù‡Ù… شده بود («غمه پَشْکَر») در کلات ØØ§Ø¶Ø± باشند. امور قضایی به سردارها سپرده شده بود. در این امور ایشان مکل٠بودند Ú©Ù‡ از راهنماییهای قضات بر مبنای قانون شرع پیروی کنند، مگر در مورد زنا Ùˆ قتل Ù†ÙØ³ Ú©Ù‡ عر٠مØÙ„ اولویت داشت . زبان مکتوب در امور ØÚ©ÙˆÙ…تی ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ بود، Ùˆ مقامات اداری از میان جامعة دهقانان «دهوار» ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ زبان انتخاب Ù…ÛŒ شدند.
هنگامی Ú©Ù‡ نادرشاه قندهار را Ú¯Ø±ÙØª ØŒ کویته نیز به دست او Ø§ÙØªØ§Ø¯. در مدتی Ú©Ù‡ کلات در دست Ù…ÛŒØ±Ù…ØØ¨Øª خان بود، نادر کویته را به نصیر Ùˆ مادرش داده بود. Ú¯ÙØªÙ‡ شده است Ú©Ù‡ سرانجام اØÙ…دشاه ØŒ پس از اینکه نصیر در ١١٦٥ در نبردی در شرق ایران به او Ú©Ù…Ú© کرد، کویته را به عنوان «شال » برای مادر او بی بی مریم ØŒ به کلات بخشید. ولی پشین ØªØØª ØÚ©ÙˆÙ…ت درّانیها باقی ماند. کلات هنوز هم دست نشاندة دربار ابدالیهای قندهار بود. پس از آنکه نصیر ÙØ±Ù…ان Ø§ØØ¶Ø§Ø± خود را به قندهار نادیده Ú¯Ø±ÙØª Ùˆ اØÙ…دشاه ابدالی نیز در جنگ نتوانست او را کاملاً شکست دهد، پیمان جدیدی به امضا رسید. چون اØÙ…دشاه در جای دیگر به Ú©Ù…Ú© نصیر نیازمند بود، در پیمان جدید تساوی بیشتری میان طرÙین ایجاد شد. خان نشین از پرداخت خراج Ùˆ ØÙظ نیرو در قندهار معا٠شد. در عوض ØŒ مقرر شد Ú©Ù‡ هر گاه Ø§ÙØºØ§Ù†Ù‡Ø§ خارج از قلمرو خود بجنگند کلات نیرویی در اختیار ایشان بگذارد ولی پول Ùˆ مهمات را Ø§ÙØºØ§Ù†Ù‡Ø§ به خان بدهند. پیمان جدید را با تعهد ÙˆÙØ§Ø¯Ø§Ø±ÛŒ نسبت به قندهار Ùˆ ازدواج برادرزادة خان با پسر اØÙ…دشاه ابدالی مهر کردند. در تواÙÙ‚ با قندهار مقرر شد Ú©Ù‡ شاه به نصیر لقب بیگلربیگی بدهد Ùˆ او نیز سیادت اØÙ…دشاه را به رسمیت بشناسد.
با امنیت Ùˆ آزادی عملی Ú©Ù‡ پیمان با قندهار به ارمغان آورد Ùˆ به ثبات مرزهای شمالی Ùˆ شرقی انجامید، نصیر توانست به سرزمینهای مجاور یعنی خاران Ùˆ مکران Ùˆ لس بلا ØÙ…له کند. گیچکیها (Ú©Ù‡ در ١١٥٣ در مکران تÙوق ÛŒØ§ÙØªÙ‡ بودند) بیشتر بلیدیهای ذکری مذهب بودند. نصیر Ù†ÙÙ‡ بار به آنها یورش برد. منازعه ØŒ ظاهراً قبل از ١١٩٢ØŒ به سازشی انجامید Ú©Ù‡ ضمن آن مقرر گردید عایدات آن سرزمین به تساوی میان رهبران گیچکی Ùˆ خان تقسیم شود، Ùˆ ØÚ©ÙˆÙ…ت مستقیم آنجا در دست گیچکیها بماند. گیچکیها هم به دو شعبه تقسیم Ù…ÛŒ شدند: شعبة مهتر Ú©Ù‡ در پنجگور، Ùˆ شعبه کهتر Ú©Ù‡ در Ú©Ú† Ùˆ گوادر بودند.
نصیر در زمان ØÚ©ÙˆÙ…ت خود ØØ¯ÙˆØ¯ بیست Ùˆ پنج بار لشکرکشی کرد. علاوه بر گیچکیهای مکران ØŒ لس بلاها Ùˆ خارانها Ùˆ مریها Ùˆ خاندان بلوچی تالپور Ú©Ù‡ در سند جانشین کلهره شده بودند، نیز دست نشاندة او شدند. نصیر با سیکهای پنجاب Ùˆ علیمردان خان در تون Ùˆ طبس در شرق ایران جنگید. در پایان ØÚ©ÙˆÙ…تش ØŒ قلمرو او تقریباً به گستردگی ایالت بلوچستان پاکستان بود، گواینکه به اندازة ایالت امروزی در جهت شمال Ùˆ شمال شرقی ادامه نداشت ØŒ Ùˆ تنها بخشهای مرکزی آن ØªØØª ØÚ©ÙˆÙ…ت مستقیم او بود.
در عین ØØ§Ù„ ØŒ مسیر جریانات در اراضی پست مکران تغییر کرد، Ùˆ این بر اثر ÙØ¹Ø§Ù„یتهایی در عمان Ùˆ علاقه ای بود Ú©Ù‡ نادرشاه به خلیج ÙØ§Ø±Ø³ داشت Ù€ Ú¯Ùˆ اینکه مأموران نادر بی لیاقت Ùˆ ÙØ§Ø³Ø¯ بودند Ùˆ از گیچکیها شکست خوردند. امام عمان ØŒ طبق رسمی Ú©Ù‡ Ø§ØØªÙ…الاً پرتغالیها گذاشته بودند، به استخدام بلوچهای مکران ادامه داد. دست Ú©Ù… یک گروه کاملاً بلوچ Ú©Ù‡ در ØØ§Ù„ ØØ§Ø¶Ø± در سواØÙ„ عمان زندگی Ù…ÛŒ کنند از آن دوران در عمان بوده اند. اØÙ…دبن سعید، ØØ§Ú©Ù… سÙهَر، در ١١٥٣ سر به شورش برداشت Ùˆ سلسلة آل بوسعید را بنیان گذاشت . اØÙ…د Ú©Ù‡ بازرگان Ùˆ ØµØ§ØØ¨ کشتی بود نمی توانست به پیوندهای قبیله ای متکی باشد Ùˆ ناگزیر بلوچها Ùˆ غلامان Ø§ÙØ±ÛŒÙ‚ایی را به عنوان سرباز اجیر کرد. در ١١٩٩ØŒ یکی از مدعیان ØÚ©ÙˆÙ…ت عمان به نام سیدسلطان بن اØÙ…د به مکران پناهنده شد. بر اساس روایات Ù…ØÙ„ÛŒ ØŒ سیدسلطان نخست به کلوه ØŒ به روستای زک Ú©Ù‡ مجهز به برج Ùˆ بارو Ùˆ متعلق به ایل میرواری بود، آمد Ùˆ از آنجا به Ø§ØªÙØ§Ù‚ دادکریم میرواری به خاران Ø±ÙØª . در آنجا میرجهانگیر، یکی از سرکردگان نوشیروانیها، از او ØÙ…ایت کرد. سپس آنها به Ø§ØªÙØ§Ù‚ به ØØ¶ÙˆØ± میرنصیرخان در کلات Ø±ÙØªÙ†Ø¯. ظاهراً نصیر نخست Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØª Ú©Ù‡ به او Ú©Ù…Ú© کند تا در عمان مستقر گردد ولی در نهایت تنها گوادر را به او داد. در آن ایام گوادر از رونق Ø§ÙØªØ§Ø¯Ù‡ بود Ùˆ روستای ماهیگیری٠بی اهمیتی شمرده Ù…ÛŒ شد. مدارکی ØØ§Ú©ÛŒ از قصد واقعی نصیر موجود نیست . بعدها عمان مدعی شد Ú©Ù‡ گوادر هدیه ای دایمی بوده است . گیچکیها بدین امر اعتراض کردند Ùˆ مدعی شدند Ú©Ù‡ نصیر ØÙ‚ داشته تنها نیمی از عایدات را Ú©Ù‡ به خود او متعلق بوده انتقال دهد، نه نیمی را Ú©Ù‡ به ایشان تعلق داشته است . تا ١٢٠٧ØŒ Ú©Ù‡ سیدسلطان سرانجام به ØÚ©ÙˆÙ…ت عمان رسید، ظاهراً گوادر را پایگاهی برای ØÙ…لات خود به ساØÙ„ عمان قرار داده بوده است . ÙˆÛŒ ØŒ پس از استقرار در عمان ØŒ گوادر را ضمیمة قلمرو خود کرد Ùˆ نماینده ای با عده ای نیرو برای تصر٠آن ناØÛŒÙ‡ Ùˆ ساختن دژی بدانجا ÙØ±Ø³ØªØ§Ø¯Ø› سپس نیرویی به چابهار ÙØ±Ø³ØªØ§Ø¯ Ú©Ù‡ ØŒ با Ú©Ù…Ú© بازرگانان اسماعیلی آنجا، با تظاهر به اینکه به ماهیگیری مشغول اند، به بندرگاه وارد شدند Ùˆ آنگاه با ØÙ…له ای ناگهانی شهر را تصر٠کردند. چابهار ØªØØª ØÚ©ÙˆÙ…ت شخصی به نام Ø´Ùیع Ù…ØÙ…د از ایل بلیدی بود Ú©Ù‡ ربع درآمد خود را به میر Ø³Ø¨ØØ§Ù† ØŒ ØØ§Ú©Ù… جطگالی ( جدگالی ) باهو، Ù…ÛŒ داد Ùˆ مدتی بود Ú©Ù‡ ربع دیگری نیز به عمان Ù…ÛŒ پرداخت . ظاهراً چابهار پس از مرگ سیدسلطان در ١٢١٩ØŒ به دست عمان Ø§ÙØªØ§Ø¯ØŒ ولی پس از مدت کوتاهی پس Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ شد. در ١٢٢٤ØŒ درآمد آن پنجهزار روپیه در سال بود Ú©Ù‡ هنوز هم تمام آن به سلطان عمان داده Ù…ÛŒ شد. دربارة گوادر Ùˆ چابهار جز اینکه از نظر رونق Ùˆ آبادانی بسرعت از بندرهای مجاور یعنی پَسنی Ùˆ جوانری پیشی Ú¯Ø±ÙØª اطلاع چندانی در دست نیست . در ØØ¯ÙˆØ¯ ١٢٨٠ØŒ پیشروی انگلیسیان توجه ØÚ©ÙˆÙ…ت ایران را جلب کرد. ØÚ©Ø§Ù… آبادیهای عمدة مکران دربارة وضع Ùˆ امنیت بندرها همیشه با عمان تماس داشتند.
میرنصیرخان مسلمانی متعبد بود، از بازرگانان هندو در قلمرو خود ØÙ…ایت Ù…ÛŒ کرد Ùˆ خود را مکل٠به مبارزه با بدعت ذکریان در مکران Ù…ÛŒ دانست . نیم قرن ثبات سیاسی ایجاد کرد Ú©Ù‡ در نتیجة آن کشاورزی Ùˆ داد Ùˆ ستد رو به Ø§ÙØ²Ø§ÛŒØ´ نهاد، ولی پس از مرگ نصیر زوال سریع بود. جانشین او کوچکترین پسرش Ù…ØÙ…ود بود Ú©Ù‡ هنوز صغیر Ùˆ Ù‡ÙØª ساله بود. Ù†Ùوذ کلات در مکران تقریباً Ø¨Ù„Ø§ÙØ§ØµÙ„Ù‡ از میان Ø±ÙØª Ùˆ ناØÛŒÙ‡ میان رهبران Ù…ØÙ„ÛŒ تقسیم شد. جریانات جانشینی روشن نیست . Ùقط Ù…ÛŒ دانیم Ú©Ù‡ بهرام ØŒ نوة Ù…ÛŒØ±Ù…ØØ¨Øª ØŒ آن را Ù†Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØª Ùˆ کراچی را تصر٠کرد، اما نایب الØÚ©ÙˆÙ…Ù‡ Ú©Ù‡ به نام Ù…ØÙ…ود عمل Ù…ÛŒ کرد، با Ú©Ù…Ú© شاه زمان ØŒ والی قندهار، او را شکست داد.
Ù…ØÙ…ود پس از اینکه به سن رشد رسید، از عهدة ÙˆØ¸ÛŒÙØ© تجدیدØÛŒØ§Øª ØÚ©ÙˆÙ…ت پدر برنیامد Ùˆ نواØÛŒ اطرا٠جملگی علم استقلال Ø¨Ø±Ø§ÙØ±Ø§Ø´ØªÙ†Ø¯. در ١٢٢٥/١٨١٠ هنری پاتینجر ØŒ یکی از نخستین Ø³ÛŒØ§ØØ§Ù† انگلیسی Ú©Ù‡ به بلوچستان Ù…Ø³Ø§ÙØ±Øª کرده بود، مشاهده کرد Ú©Ù‡ سرداران مستقلاً عمل Ù…ÛŒ کنند. پسر Ù…ØÙ…ود، Ù…ÛŒØ±Ù…ØØ±Ø§Ø¨ خان دوم ØŒ اندک زمانی راه Ø§Ù†ØØ·Ø§Ø· را سد کرد، Ú©Ú† را مجدداً تسخیر کرد، ولی وزیرانش مشکلاتی به وجود آوردند Ùˆ موجب زیانهایی در شمال Ùˆ شرق شدند.
دربارة این دوره ØŒ Ú©Ù‡ Ø¨Ù„Ø§ÙØ§ØµÙ„Ù‡ پیش از مداخلة انگلیسیان در ناØÛŒÙ‡ است ØŒ برای نخستین بار اطلاعات اقتصادی نسبتاً Ù…ÙØµÙ„ÛŒ موجود است Ø› خان در بیشتر ولایات کشور دارای املاک خالصه بود، ولی بیشتر عایدات آنها را کارگزارانی Ú©Ù‡ مسئول جمع آوری آن بودند هزینه Ù…ÛŒ کردند. قسمت عمدة درآمد خان از کچّهی ØŒ یعنی ØØ§ØµÙ„خیزترین ایالات او، تأمین Ù…ÛŒ شد.
عایدات او را از این منبع سیصد هزار روپیه در سال تخمین زده اند. کلات در گذشته (با نام کیزکانان ) مرکز مبادلة مهمی برای کالاهای خراسان Ùˆ قندهار Ùˆ کابل Ùˆ هند بود، ولی در دهة ١٨٢٠ تجارت آن اهمیتی نداشت (والتیر ØŒ ج ٢ØŒ ص ٥٢٨Ø› ماسون ØŒ ج ٢ØŒ ص ١٢٢Ù€١٢٣). Ú©Ù„ درآمد بلوچستان Ùˆ ضمایم آن در ١٢٢٥ ØØ¯ÙˆØ¯ دویست هزار روپیه تخمین زده شده است (بوچری ØŒ ص ٧). ØØ§Ø¬ÛŒ عبدالنبی Ù€ Ú©Ù‡ به Ú¯ÙØªØ© لیچ در ١٢٥٤/ ١٨٣٨ برای جمع آوری اطلاعات Ù…ØØ±Ù…انه به مکران Ø³ÙØ± کرد Ù€ بخشی از راه (از مستنگ به سوی پنجگور) را با «شاهقاسیÙ» خان Ù‡Ù…Ø³ÙØ± شد Ú©Ù‡ با نیرویی سیصد Ù†ÙØ±Ù‡ عازم جمع آوری عایدات خان بود. به Ú¯ÙØªØ© همین Ø³ÛŒØ§Ø ØŒ در خاران ØŒ Ú©Ù‡ مستقل از کلات Ùˆ ØªØØª ØÚ©ÙˆÙ…ت قندهار بوده ØŒ پنج یا شش آهنگر Ùˆ یک بازرگان هندو Ùˆ چندین نجار Ùˆ شصت باÙنده وجود داشته است Ùˆ در Ø¯ÙØ²ÙŽÚ© در غرب نیز دست Ú©Ù… هزار باÙندة منسوجات کتانی Ú©Ù‡ پارچه هایشان به اطرا٠صادر Ù…ÛŒ شده ØŒ Ùˆ صد بازرگان هندو بوده اند. ÙˆÛŒ همچنین ارقامی دربارة بسیاری از آبادیهای Ø³Ø±ØØ¯ Ùˆ مکران با جزئیات سیاسی Ùˆ اقتصادی جالب ØŒ همراه با Ø´Ø±Ø Ù…Ø§Ø¬Ø±Ø§Ù‡Ø§ÛŒ خود، به دست داده است . ورای اقتدار٠خان کلات Ùˆ سلطان عمان ØŒ این سرزمین Ù€ Ú©Ù‡ قسمت اعظم آن اکنون بلوچستان ایران است Ù€ به ØÚ©ÙˆÙ…تهای Ú©ÙˆÚ†Ú©ÛŒ مبتنی بر قلعه هایی در آبادیهای کشاورزی تقسیم شده بود. یکی از ÛŒØ§ÙØªÙ‡ های پاتینجر در ١٢٢٥/١٨١٠ این بود Ú©Ù‡ ØØ§Ú©Ù… بمپور، دولت مرکزی ایران را تØÙ‚یر Ù…ÛŒ کرده است . ادعای ایران ØØ§Ú©ÛŒ از مالکیت تمام بلوچستان تا هند، از زمان هخامنشیان ادامه داشته است ØŒ ولی Ùقط نادرشاه سعی کرد تا آن را ثابت کند. سرانجام ØŒ شورش آقاخان Ùˆ اقدامات او میان سالهای ١٢٥٤ Ùˆ ١٢٦٠ØŒ Ù…ØÙ…دشاه قاجار را بر آن داشت تا نیرویی به این منطقه Ø¨ÙØ±Ø³ØªØ¯.
در این دوره ØŒ بخش شرقی بلوچستان ظاهراً تجارت پر رونق تری داشته است . Ú¯ÙØªÙ‡ شده است Ú©Ù‡ لس بلا دارای سیصد خانه بوده Ú©Ù‡ یک سوم آنها متعلق به هندوها بوده است . وَد شهرک Ú©ÙˆÚ†Ú©ÛŒ در جهلاوان بوده است مشتمل بر دو گروه خانه های Ú¯Ù„ÛŒ در ÙØ§ØµÙ„Ø© ØØ¯ÙˆØ¯ صدمتری یکدیگر Ú©Ù‡ پنجاه خانة گروه غربی را عمدتاً بازرگانان هندو در اختیار داشته اند، Ùˆ مسلمانان از جمله عیسی Ùˆ ولی Ù…ØÙ…د، سرداران ایل منگل ØŒ در ٢٥ تا سی خانه در شرق Ù…ÛŒ زیسته اند. Ù†ÙŽÙ„ ØŒ مرکز ایل بیزَنجو، تقریباً به همین وسعت ولی دارای قلعه ای بوده است . خزدَر دارای قلعه ای ویران Ùˆ چندین دهکده هر یک متشکل از دو تا سه خانه ØŒ بر روی هم شاید شصت خانه ØŒ بوده Ú©Ù‡ در سه تای آنها هندوها سکونت داشته اند. خود کلات ØØ¯ÙˆØ¯ هشتصد خانه داشته Ú©Ù‡ در بسیاری از آنها هندوها Ù…ÛŒ زیسته اند. Ú©Ù…ÛŒ بیرون از شهر دو آبادی وجود داشته Ú©Ù‡ Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ ایل بابی Ø§ÙØºØ§Ù†ÛŒ Ú©Ù‡ در تبعید بوده اند در آنجا Ù…ÛŒ زیسته اند (ماسون ØŒ ج ٢ØŒ ص ١٢١Ù€١٢٣).
در اوایل قرن سیزدهم / نوزدهم ØŒ انگلیسیان هند، به سبب نگرانی از مرز شمال غربی خود، به این ناØÛŒÙ‡ توجه بیشتری کردند. کاپیتان گرانت نخستین انگلیسی بود Ú©Ù‡ در ١٢٢٤/ ١٨٠٩ برای بررسی امکان ورود لشکری اروپایی از آن سمت ØØ±Ú©Øª کرد. کاپیتان سیتون ØŒ نمایندة انگلیس مقیم مسقط ØŒ به او اطلاع داد Ú©Ù‡ منطقه غیر مسکونی است . گوادر، بندری Ú©Ù‡ گرانت در آن پا به خشکی نهاد، به Ù…ÛŒØ±Ø³Ø¨ØØ§Ù† ØŒ یکی از سرکردگان جطگال تعلق داشت Ú©Ù‡ قدرتمندترین ØØ§Ú©Ù… در سراسر مکران بود (لوریمر، ج ١ØŒ بخش ٢ØŒ ص ٢١٥٤). او در Ù†Ùگور، با Ù…ÛŒØ±Ø³Ø¨ØØ§Ù† دیدار کرد Ùˆ از او پذیرایی شایانی شد. در اسÙندماه به قصرقند رسید Ú©Ù‡ ØØ§Ú©Ù… آن ØŒ شیخ سمندر، مستقلاً بر آن ØÚ©ÙˆÙ…ت Ù…ÛŒ کرد. در آنجا منتظر Ù…ØÙ…دخان ØŒ ØØ§Ú©Ù… Ú¯ÙÙ‡ (نیکشهر کنونی )ØŒ شد، چون قرار بود Ú©Ù‡ با ØÙ…ایت او به منطقه داخل شود. از نظر قدرت Ù…ØÙ„ÛŒ ØŒ تنها Ú©Ú† به Ú¯ÙÙ‡ برتری داشت . از Ú¯ÙÙ‡ به بمپور Ø±ÙØª . ØØ§Ú©Ù… بمپور قابل اعتماد نبود Ùˆ گرانت به قصرقند Ùˆ Ú¯ÙÙ‡ Ùˆ چابهار بازگشت Ùˆ از آنجا، در امتداد ساØÙ„ ØŒ به جاسک Ùˆ بندرعباس Ø±ÙØª . به گزارش گرانت ØŒ Ø³ÙØ± او تنها به سبب معرÙÛŒ نامه هایی ممکن شد Ú©Ù‡ نمایندة انگلیس مقیم مسقط خطاب به Ù…ÛŒØ±Ø³Ø¨ØØ§Ù† به او داده بود. داد Ùˆ ستد میان مسقط Ùˆ چابهار قابل توجه بود، Ùˆ گرانت ØÙˆØ§Ù„Ù‡ هایی نیز از مسقط با خود آورده بود. او در لباس اروپایی Ø³ÙØ± Ù…ÛŒ کرد Ùˆ همگان را «مبادی آداب تر Ùˆ مهمان نوازتر از آنچه معرÙÛŒ شده بودند» Ù…ÛŒ ÛŒØ§ÙØª .
در ١٢٥٥/ ١٨٣٩ØŒ شکست هیئت دیپلماتیک انگلیس Ú©Ù‡ به کابل اعزام شده بود Ùˆ ورود ÙØ±Ø³ØªØ§Ø¯Ù‡ ای روسی بدان شهر، باعث شد Ú©Ù‡ نایب السلطنة انگلیس تصمیم به ØªØµØ±Ù Ø§ÙØºØ§Ù†Ø³ØªØ§Ù† بگیرد Ùˆ شاه شجاع را مجدداً در کابل بر سر کار بیاورد. تضمین امنیت ارتش در مسیر خود به قندهار، مستلزم تسلط بر بلوچستان بود. لیچ ØŒ نخستین انگلیسی Ú©Ù‡ برای انعقاد قرارداد با خان اعزام شده بود، توÙیق Ù†ÛŒØ§ÙØª . در همان سال ØŒ سرالکساندر برنز اعزام شد Ùˆ به تواÙÙ‚ÛŒ رسیدند Ú©Ù‡ به موجب آن ØØ§Ú©Ù…یت Ùˆ مرزهای کلات تضمین Ù…ÛŒ شد Ùˆ مسئولیت امنیت Ùˆ تدارکات نیروهای انگلیسی ØŒ در برابر ٠٠٠ ØŒ ١٥ روپیه به اضاÙÙ‡ قیمت تدارکات بر عهدة خان قرار Ú¯Ø±ÙØª (ایچیسون ØŒ ج ١١ØŒ ص ٢٠٩). این مواÙقتنامه در ØÚ©Ù… پایان خودمختاری بلوچستان بود.
دوران تسلط انگلستان (١٢٥٥Ù‚ Ù€ ١٣٢٦Ø´ / ١٨٣٩Ù€١٩٤٧). در دورة صدسالة بعد، مطالب بسیاری دربارة بلوچها Ùˆ بلوچستان منتشر گردید. انگلیسیان در اوایل قرن سیزدهم / نوزدهم ØŒ به جمع آوری Ùˆ مرتب کردن اطلاعات دربارة تمام هند پرداختند Ùˆ نتایج آن را به Ø´Ú©Ù„ ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯Ù‡Ø§ÛŒ جغراÙیایی Ù…ØÙ„ÛŒ منتشر کردند. ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯Ù‡Ø§ÛŒ جغراÙیایی Ù…ØÙ„ÛŒ بلوچستان (١٣٢٤Ù€ ١٣٢٦/ ١٩٠٦Ù€ ١٩٠٨) هشت جلد است . هر ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ÛŒ به یک یا چند بخش ØÚ©ÙˆÙ…تی Ù…ÛŒ پردازد Ùˆ در چهار ÙØµÙ„ ترتیب ÛŒØ§ÙØªÙ‡ است : وص٠جغراÙیای Ù…ØÙ„ ØŒ شامل بررسی تاریخی وضع اجتماعی Ø› مطالبی دربارة وضع اقتصادی (کشاورزی ØŒ اجاره ØŒ نیروی کار Ùˆ قیمتها، اوزان Ùˆ اندازه ها، جنگلها Ùˆ منابع طبیعی دیگر، بازرگانی Ùˆ ØÙ…Ù„ Ùˆ نقل )Ø› شرØÛŒ دربارة ØÚ©ÙˆÙ…ت (درآمد، دادگستری ØŒ شهربانی ØŒ امور عام Ø§Ù„Ù…Ù†ÙØ¹Ù‡ )Ø› Ùˆ ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯Ù‡Ø§ÛŒ Ú©ÙˆÚ†Ú©ÛŒ Ú©Ù‡ به وص٠هر آبادی Ù…ÛŒ پردازد. مجلداتی Ú©Ù‡ دربارة بلوچستان تهیه شده مجموعه ای خارق العاده از انواع اطلاعات است ØŒ Ùˆ از جمله بهترین ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯Ù‡Ø§ÛŒÛŒ است Ú©Ù‡ در هند (شولبرگ ØŒ ص ٤٩) یا هر جای دیگر در زمینه ای مشابه منتشر شده است . این بخش بر اساس اطلاعات Ø¨Ø±Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ از این ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯Ù‡Ø§ØŒ Ùˆ استنتاجات تقی زاده Ùˆ جهانبانی از آنها به زبان ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ ØŒ Ùˆ تØÙ‚یقات چاپ نشدة نویسنده است ØŒ مگر آنکه منبع دیگری ذکر شود.
گسترش Ù…Ù†Ø§ÙØ¹ انگلستان به سوی غرب تا مکران ØŒ ØØ³Ø§Ø³ÛŒØª ایران را نسبت به این منطقه برانگیخت . ایشان نیز به موازات اقداماتی در زمینة برقرار کردن مجدد Ù†Ùوذ خویش ØŒ به جمع آوری اطلاعات پرداختند. کوششهای نخستین ØŒ معلول علاقة والیان کرمان در زمان ناصرالدین شاه بود (رجوع کنید به ÙØ±Ù…Ø§Ù†ÙØ±Ù…ا؛ وزیری کرمانی Ø› سپهر). اقدامات گسترده تر برای ایجاد امنیت در ناØÛŒÙ‡ ØŒ در زمان رضاشاه انجام Ú¯Ø±ÙØª (رجوع کنید به جهانبانی Ø› کیهان Ø› رزم آرا؛ تقی زاده ). در اواخر قرن سیزدهم /نوزدهم Ùˆ اوایل قرن چهاردهم / بیستم روسها به تجسساتی در بلوچستان ایران دست زدند (رجوع کنید به ریتیخ Ø› زارودنیی ). دیگر اروپاییان ØŒ بویژه آلمانیها، نیز به این ناØÛŒÙ‡ علاقه مند شدند (مثلاً گاستایگر اتریشی )ØŒ Ú¯Ùˆ اینکه کمتر اطلاعات جدیدی منتشر کردند.
از ١٢٥٥Ù‚ تا ١٣٢٦ Ø´ / ١٨٣٩ تا ١٩٤٧ØŒ قسمت اعظم بلوچستان Ù€ به طور رسمی یا غیررسمی Ù€ زیرنظر بریتانیا قرار داشت ØŒ Ùˆ بیشتر منظور این بود Ú©Ù‡ امنیت ایالت Ø³Ø±ØØ¯ شمال غربی را از سوی ایران Ùˆ Ø§ÙØºØ§Ù†Ø³ØªØ§Ù† ØÙظ کنند. بریتانیاییها در مرØÙ„Ø© خاصی در خلال این مساعی ØŒ برای تعیین ØØ¯ÙˆØ¯ بین المللی از میان قلمرو ایلهای بلوچ ØŒ با ایران Ùˆ Ø§ÙØºØ§Ù†Ø³ØªØ§Ù† مذاکره کردند. این مرزها تقریباً بر اساس ØÙˆØ²Ø© Ù†Ùوذ خان کلات بود، ولی در برخی جاها به Ù…Ù†Ø§ÙØ¹ رهبران Ù…ØÙ„ÛŒ نیز توجه شد. پس از آن ØŒ توجهشان به در دست Ú¯Ø±ÙØªÙ† زمام امور ØÚ©ÙˆÙ…ت کلات معطو٠گردید. نخست از طریق خان Ùˆ بعدها به نام خان ØŒ Ùˆ بتدریج ØÚ©ÙˆÙ…ت مناطق بی طر٠میان ایشان Ùˆ Ø§ÙØºØ§Ù†Ø³ØªØ§Ù† Ùˆ نیز ناØÛŒÙ‡ های پر دردسری چون بخشهای شرقی ایلهای مری Ùˆ بوگطی را عهده دار شدند. مداخلة انگلیسیان در زندگی بلوچها عمدتاً بدین منظور بود Ú©Ù‡ به عنوان وسیلة ØÙظ آرامش Ùˆ امنیت داخلی ØŒ اقتدار خان Ùˆ ØÚ©Ø§Ù… خرده پا را در مکران تقویت کنند، مرز را مشخص سازند، خط تلگرا٠بکشند، Ùˆ (با مقداری تأخیر) سرانجام تجارت برده را لغو کنند. دولت Ø§ÙØºØ§Ù†Ø³ØªØ§Ù† به اهالی بلوچ خود توجه چندانی نمی کرد، ولی دولت ایران Ù…ÛŒ کوشید تا با توجه به رقابتهای ØÚ©Ø§Ù… Ù…ØÙ„ÛŒ ØŒ Ù†Ùوذ ØÚ©ÙˆÙ…ت مرکزی را در بلوچستان Ù…ØÚ©Ù…تر کند. مدتی طول کشید تا اینکه ایران به ایجاد ساختار ØÚ©ÙˆÙ…تی در این ناØÛŒÙ‡ پرداخت .
چندی نگذشت Ú©Ù‡ تواÙÙ‚ ١٢٥٥/ ١٨٣٩ میان انگلیسیان Ùˆ Ù…ÛŒØ±Ù…ØØ±Ø§Ø¨ خان با مشکل روبرو شد. بسیاری از سرداران با آن به Ù…Ø®Ø§Ù„ÙØª برخاستند Ùˆ برخی از آنها به خرابکاری دست زدند Ùˆ در کمین نشستند Ùˆ هنگام مراجعت برنز از کویته ØŒ مواÙقتنامه را دزدیدند Ùˆ چنین وانمود کردند Ú©Ù‡ به دستور خان عمل Ù…ÛŒ کنند. انگلیسیان ÙØ±ÛŒØ¨ خوردند Ùˆ تصمیم Ú¯Ø±ÙØªÙ†Ø¯ Ú©Ù‡ خان را تنبیه کنند. در آبان همان سال ØŒ به بلوچستان وارد شدند Ùˆ به کلات ØÙ…له بردند. Ù…ÛŒØ±Ù…ØØ±Ø§Ø¨ خان در جنگ کشته شد. انگلیسیان Ú©Ù‡ به تسلط بر راه Ø§ÙØºØ§Ù†Ø³ØªØ§Ù† مصمم بودند، میر شهنوازخان ØŒ نوادة چهاردة سالة Ù…ÛŒØ±Ù…ØØ¨Øª خان ØŒ را در کلات به مقام خانی گزیدند Ùˆ شخصی به نام ستوان لاودی را نایب الØÚ©ÙˆÙ…Ø© او کردند Ùˆ مستملکات خان را تجزیه کردند. مستنگ Ùˆ کویته به شاه شجاع داده شد، Ú¯Ùˆ اینکه انگلیسیان به ادارة آنجا به نام ÙˆÛŒ ادامه دادند. کچّهی زیر نظر کارگزار سیاسی سند غربی قرار Ú¯Ø±ÙØª . اما پسر Ù…ØØ±Ø§Ø¨ ØŒ به نام میرنصیرخان دوم ØŒ توانست ایلات را گردهم آورد Ùˆ سال بعد کلات را مجدداً تصر٠کند (رومن ØŒ ص ٤١Ù€٤٣). نصیر Ú©Ù‡ از ØÙ…ایت همگانی مردم بهره مند شده بود، چندی بعد کویته Ùˆ مستنگ Ùˆ کچّهی را نیز Ú¯Ø±ÙØª . زدوخوردهای Ù…ØÙ„ÛŒ تا ١٢٥٨/١٨٤٢ ادامه ÛŒØ§ÙØª تا اینکه انگلیسیان به سبب مسائل مهمتری در Ø§ÙØºØ§Ù†Ø³ØªØ§Ù† Ùˆ جاهای دیگر از بلوچستان بیرون Ø±ÙØªÙ†Ø¯. از جمله شرایط عقب نشینی ایشان این بود Ú©Ù‡ سیبی ØªØØª ØÚ©ÙˆÙ…ت انگلستان باقی بماند Ùˆ پشین به ØªØµØ±Ù Ø§ÙØºØ§Ù†Ù‡Ø§ در آید. ولی کویته از قلمرو کلات جدا نشد. بریتانیا متعهد شد Ú©Ù‡ در صورت ØÙ…لة خارجی به نصیر به Ú©Ù…Ú© او بیاید، Ùˆ نصیر هم دست نشاندگی شاه شجاع Ùˆ کمپانی هند شرقی Ùˆ ØÙ‚ ایشان را مبنی بر استقرار نیروهای خود در مواقع اضطراری در هر نقطة کلات Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØª . علاوه بر این ØŒ خان قبول کرد Ú©Ù‡ به Ù†ØµØ§ÛŒØ Ø§Ù†Ú¯Ù„ÛŒØ³ÛŒØ§Ù† عمل کند Ùˆ قبل از کسب مواÙقت ایشان با کسی نجنگد Ùˆ برای میرشهنواز Ùˆ خانواده اش مستمری تعیین کند (ایچیسون ØŒ ج ١١ØŒ ص ٢١٠Ù€٢١١). خان ØÙ…ایت انگلیس از خودمختاری Ù…ØÙ„ÛŒ بلوچها را اساساً ØªØØª شرایطی شبیه رابطة تاریخی خود با Ø§ÙØºØ§Ù†Ù‡Ø§ به دست آورده بود. جنبة جدید آن نقشی بود Ú©Ù‡ انگلیسیان در Ù…Ù†Ø§ÙØ¹ Ø§ÙØºØ§Ù†Ù‡Ø§ بر عهده داشتند. چندی نگذشت Ú©Ù‡ انگلیسیان سعی کردند از طریق خان ØŒ مریها را نیز ØªØØª ØÚ©ÙˆÙ…ت خود درآورند، ولی این رابطه دیری نپایید.
انگلیسیان سند را در ١٢٥٩/١٨٤٣ Ùˆ پنجاب را در ١٢٦٦/١٨٤٩ ضمیمة امپراتوری خود کردند. به موجب پیمانی Ú©Ù‡ در ١٢٧١/١٨٥٤ در خانگَره (بعدها جیکوب آباد) به امضا رسید این وضع رسمیت ÛŒØ§ÙØª ØŒ Ùˆ از جمله مقرر شد Ú©Ù‡ سالانه پنجاه هزار روپیه به خان پرداخت گردد (رومن ØŒ ص ٤٤).
دولت کلات اینک در قلمرو مستعمرات بریتانیا قرار Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ بود. ØØªÛŒ بلوچهایی Ú©Ù‡ ØªØØª امر کلات نبودند، از این رابطه با انگلیسیان شدیداً تأثیر Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØªÙ‡ بودند. خان ØŒ در اصل ØŒ مأموری ØÙ‚وق بگیر یا واسطه ای میان انگلیس Ùˆ سردارهایی بود Ú©Ù‡ تا ایام اخیر قدرت اصلی را در ایلات در اختیار داشتند. در نتیجه ØŒ از Ù†Ùوذ خان نزد سردارها بتدریج کاسته شد، Ùˆ انگلیسیان ناگزیر شدند Ú©Ù‡ به Ù†ØÙˆ ÙØ²Ø§ÛŒÙ†Ø¯Ù‡ ای مستقیماً با هر سردار تماس داشته باشند Ùˆ به او Ú©Ù…Ú© مالی کنند. پس از کشیده شدن خط تلگرا٠در دهة بعد از ١٢٧٧ØŒ این رسم به بلوچستان غربی (ایران ) نیز سرایت کرد.
پس از مرگ نصیر در ١٢٧٤/١٨٥٧ØŒ برادر ناتنی او، میرخدادادخان شانزده ساله ØŒ به جای ÙˆÛŒ نشست Ùˆ تا ١٣١١/ ١٨٩٣ ØÚ©ÙˆÙ…ت کرد. زمان ØÚ©ÙˆÙ…ت او دوران درگیریهای شدید با سردارها بود. مدتی انگلیسیان به ØÙ„ مسائل از طریق سیاسی Ùˆ کمکهای مالی راضی بودند، ولی با پیشروی روسها در ترکستان ØŒ در ١٢٩٢/١٨٧٥ تصمیم Ú¯Ø±ÙØªÙ†Ø¯ Ú©Ù‡ راه آهن بسازند Ùˆ در بلوچستان خط تلگرا٠ایجاد کنند. کاپیتان رابرت سندمن را به منظور ÙØ±Ø§Ù‡Ù… آوردن زمینة سیاست «گستاخانة » مثبت تری به کلات ÙØ±Ø³ØªØ§Ø¯Ù†Ø¯. سندمن توانست Ø§Ø®ØªÙ„Ø§ÙØ§Øª موجود میان خان Ùˆ سردارها را Ùیصله دهد Ùˆ برای ادارة ایلات ØŒ از طریق رؤسای خودشان ØŒ مبتنی بر رسوم ایلی ولی ØªØØª نظر انگلیسیان ØŒ طرØÛŒ بریزد Ú©Ù‡ این Ø·Ø±Ø Ø¨Ø¹Ø¯Ù‡Ø§ به نام نظام سندمن برای ØÚ©ÙˆÙ…ت غیرمستقیم معرو٠شد (تورنتون ). سال بعد، سندمن پیمان ØÙ„ اختلا٠مستنگ را منعقد ساخت Ú©Ù‡ بر اساس آن ØŒ پیمان ١٢٧١ تجدید Ùˆ تقویت شد: خان ØÙ‚ ایجاد روابط خارجی مستقل نداشت ØŒ پادگانی دایمی مرکب از نیروهای انگلیسی در کلات مستقر Ù…ÛŒ شد، خان نماینده ای نزد دولت هند Ù…ÛŒ ÙØ±Ø³ØªØ§Ø¯ØŒ در Ø§Ø®ØªÙ„Ø§ÙØ§Øª میان خان Ùˆ سردارها تنها داور مطلق انگلیسیان بودند Ùˆ از راه آهن Ùˆ خط تلگرا٠به منظور تأمین Ù…Ù†Ø§ÙØ¹ دو Ø·Ø±Ù Ù…ØØ§Ùظت Ù…ÛŒ شد. مستمری سالانة خان به صدهزار روپیه Ø§ÙØ²Ø§ÛŒØ´ ÛŒØ§ÙØª ØŒ Ùˆ ٠٠٠ ØŒ ٢٥ روپیه نیز برای بنای پاسگاهها Ùˆ ØÙظ امنیت ØÙ…Ù„ Ùˆ نقل Ùˆ مخابرات پرداخته شد. ØÙ‚وق بازرگانی خان با Ø§ÙØºØ§Ù†Ø³ØªØ§Ù† Ùˆ هند نیز در برابر سی هزار روپیة دیگر در سال به انگلیس انتقال ÛŒØ§ÙØª (ایچیسون ØŒ ج ١١ØŒ ص ٢١٥Ù€ ٢١٨).
پرداخت Ú©Ù…Ú© مالی به سردارها مشروط به ÙˆÙØ§Ø¯Ø§Ø±ÛŒ نسبت به خان Ùˆ ØÙظ آرامش داخلی بود. البته سردارها تشویق Ù…ÛŒ شدند Ú©Ù‡ Ø§Ø®ØªÙ„Ø§ÙØ§Øª را با Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ از روشهای سنتی ØÙ„ کنند: Ù…ØÙÙ„ سردارها در موارد درون ایلی ØŒ Ùˆ «جرگه » در موارد میان ایلی . ولی تمام تصمیمات جرگه ها Ù…ÛŒ بایست به تأیید کارگزار سیاسی انگلیس برسد (Ù† . سوئیدلر ØŒ ١٩٦٩ØŒ ص ٥٣) . سردارها Ùˆ کارگزاران انگلیسی بخوبی با یکدیگر کنار Ù…ÛŒ آمدند، ولی اثر نظام انگلیسی در درازمدت این بود Ú©Ù‡ سرزمین بلوچها را به اقطاعات شخصی بیشماری متکی بر ÙØ±Ø¯ ÙØ±Ø¯ سردارها تقسیم کند Ùˆ خان را به صورتی ØµØ±ÙØ§Ù‹ ØªØ´Ø±ÛŒÙØ§ØªÛŒ درآورد.
سندمن در ١٢٩٤/١٨٧٧ØŒ کویته را به تصر٠درآورد Ùˆ با مواÙقت خان ØŒ مرکز ØÚ©ÙˆÙ…تی کارگزاری بلوچستان را در آنجا تأسیس کرد. در دومین جنگ Ø§ÙØºØ§Ù†Ù‡Ø§ در ١٢٩٥/١٨٧٨ (Ú©Ù‡ معلول نگرانی Ø±ÙˆØ²Ø§ÙØ²ÙˆÙ† انگلیس از Ù†Ùوذ روسیه در Ø§ÙØºØ§Ù†Ø³ØªØ§Ù† بود)ØŒ از کویته به صورت پایگاه Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ شد. این جنگ با پیمان گندمک (١٢٩٧/ ١٨٧٩) خاتمه ÛŒØ§ÙØª ØŒ Ùˆ به موجب آن پشین به انگلیس واگذار شد. بخشهای کنار مرز Ø§ÙØºØ§Ù†Ø³ØªØ§Ù† یکی پس از دیگری در ازای پرداخت مال الاجارة سالانه به اجارة انگلیس در آمد Ùˆ به بلوچستان انگلیس منضم شد. راه کلات به همة مناطقی Ú©Ù‡ از نظر سوق الجیشی برای انگلیسیان اهمیت داشت قطع شد. چندی نگذشت Ú©Ù‡ پایگاه کویته از نظر اهمیت اداری Ùˆ نیز به عنوان مرکز تجاری بر کلات Ùˆ مستنگ پیشی Ú¯Ø±ÙØª . اگر Ú†Ù‡ بلوچستان ناØÛŒÙ‡ ای نسبتاً منزوی باقی ماند Ùˆ در ØØ§Ø´ÛŒØ© اقتصاد هند قرار داشت ØŒ آثار اجتماعی سرمایه گذاری انگلیس را نباید نادیده Ú¯Ø±ÙØª . تولید Ù…ØØµÙˆÙ„ات کشاورزی قابل مبادله با پول در نزدیکی راههای عمده آغاز شد. به موازات بنای روستاهای جدید، آبادی نشینی تا ØØ¯ÛŒ معمول گردید. به برخی از سردارها از جانب دربار انگلیس لقبهایی اعطا شد، Ùˆ طرز پوشیدن لباس Ùˆ زر Ùˆ زیور هند انگلیس Ú©Ù… Ú©Ù… در بلوچستان نیز ظاهر گردید (همان ØŒ ص ٥١).
میرخدادادخان خود را با تØÙˆÙ„ اوضاع سازگار نکرد Ùˆ در ١٣١١ وادار به کناره گیری شد. جانشین او، میر Ù…ØÙ…ودخان دوم ØŒ تا ١٣١٠ Ø´ ØÚ©ÙˆÙ…ت کرد. Ù…ØÙ…ود خود را با Ù…Ù†Ø§ÙØ¹ انگلیس تطبیق داد Ùˆ از پشتیبانی قوی آنها برخوردار شد، ولی این پشتیبانی به بهای ÙØ±Ø³Ø§ÛŒØ´ مداوم قدرت خان نشین تمام شد. به موجب پیمانی Ú©Ù‡ در ١٣١٧ به امضا رسید، نوشْکی به ازای Ù†ÙÙ‡ هزار روپیه به اجارة همیشگی انگلیس درآمد (ایچیسون ØŒ ج ١١ØŒ ص ٢٢٤Ù€٢٢٥). به ØÚ©Ù… پیمان دیگری Ú©Ù‡ در ١٣٢١ منعقد شد، نصیرآباد در مقابل ٥٠٠ ØŒ ١١ روپیه به اجارة دایمی داده شد. برخی از Ø§ØµÙ„Ø§ØØ§Øª اداری Ú©Ù‡ در ١٣٣١ معمول شد، عبارت بود از: تأسیس خزانة ØÚ©ÙˆÙ…تی با شعباتی در مستنگ Ùˆ خزدر Ùˆ دیگر مراکز ایالتی Ø› Ø§ØØ¯Ø§Ø« بیمارستان برای معالجة بیماریهای دامی در کلات Ø› کشیدن جاده ای به وَد Ùˆ پنجگور، Ùˆ تأسیس چند مدرسه . خان در جنگ نیز به انگلیسیان Ú©Ù…Ú© صوری کرد، ولی سردارها Ú©Ù… Ú©Ù… نسبت به عبودیت او در برابر انگلیسیان واکنش نشان دادند Ùˆ انگلیس در چند مورد برای ÙØ±ÙˆÙ†Ø´Ø§Ù†Ø¯Ù† شورشها ناگزیر به مداخله شد.
پس از مرگ Ù…ØÙ…ود در ١٣١٠ Ø´ ØŒ میر اعظم جان ØŒ سومین پسر خداداد، دو سال ØÚ©ÙˆÙ…ت کرد Ùˆ نسبت به Ø§ØØ³Ø§Ø³Ø§Øª ضد انگلیسی Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ Ù…ØÙ„ÛŒ تا ØØ¯ÙˆØ¯ÛŒ همدلی نشان داد. در ١٣١٢ Ø´ میراØÙ…دیارخان به جای او نشست Ùˆ تا پایان دوران سلطة انگلیس ØÚ©ÙˆÙ…ت کرد. هنگام جلوس میراØÙ…دیارخان ØŒ دولت کلات عبارت بود از سراوان Ùˆ جهلاوان ØŒ کچّهی ØŒ باخاران ØŒ لس بلا Ùˆ مکران Ú©Ù‡ خان نشینهایی دست نشانده بودند؛ چاغی ØŒ نوشکی ØŒ نصیرآباد، ژوب Ùˆ لورالایی Ùˆ بخش مری Ù€ بوگطی ØŒ ایالت بلوچستان انگلیس را تشکیل Ù…ÛŒ داد Ú©Ù‡ ØªØØª ØÚ©ÙˆÙ…ت کارگزاران سیاسی انگلیس اداره Ù…ÛŒ شد؛ درة غازی خان ØŒ بخشی از پنجاب Ùˆ جیکوب آباد در سند.
اگر Ú†Ù‡ بلوچهای غربی از Ù†Ùوذ انگلیسیان در شرق کاملاً برکنار نمانده بودند، وضع ایشان بسیار Ù…ØªÙØ§ÙˆØª بود. پس از قتل نادرشاه در ١١٦٠ØŒ بخشهایی از بلوچستان مدت زمانی ØªØØª ØÚ©ÙˆÙ…ت ØÚ©Ø§Ù… درّانی Ø§ÙØºØ§Ù†Ø³ØªØ§Ù† قرار داشت ØŒ ولی پس از ١٢١٠ میان ØÚ©Ø§Ù… Ù…ØÙ„ÛŒ تقسیم شد، اگر Ú†Ù‡ خانهای کلات ØŒ بویژه میرنصیرخان اول ØŒ Ùقط مدت زمان کوتاهی توانستند قدرت خود را به قسمتهایی از آن گسترش دهند. ØÚ©Ø§Ù…٠آبادیهای زراعی Ú©ÙˆÚ†Ú© Ùˆ گروههای چادرنشین همواره در برابر تØÙ…یل مالیات یا عوارض دیگر شورش Ù…ÛŒ کردند، Ùˆ ØØªÛŒ خویشاوندیهای سببی نیز هرگز برای مدتی دراز قابل اعتماد نبود. همواره گرایشی نسبت به Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ از رقابتهای موجود میان رهبران وجود داشت ØŒ Ùˆ قندهار نیز بر سر ÙˆÙØ§Ø¯Ø§Ø±ÛŒ Ù…ØÙ„ÛŒ با کلات رقابت Ù…ÛŒ کرد.
در ١٢٥٤ آقاخان ØŒ رهبر ÙØ±Ù‚Ø© اسماعیلیه ØŒ بر ØÚ©ÙˆÙ…ت ایران شورید Ùˆ به هند گریخت . در ١٢٥٩ انگلیسیان Ú©Ù‡ تازه کراچی را تصر٠کرده بودند به ÙˆÛŒ در آنجا پناهندگی دادند. در پایان سال ØŒ برادرش ØŒ سردارخان ØŒ به Ø§ØªÙØ§Ù‚ دویست سوار به چابهار Ø±ÙØª . گروه Ú©ÙˆÚ†Ú© اسماعیلیان آن شهر برای او پایگاهی شد تا با دسیسه بمپور را تسخیر کند. چندی نگذشت Ú©Ù‡ والی کرمان به دستور تهران او را شکست داد. از آن زمان به بعد، ایرانیان به مکران توجه بیشتری کردند، Ùˆ سیاست تشویق ØÚ©Ø§Ù… Ù…ØÙ„ÛŒ را جهت رقابت برای به دست آوردن القاب رسمی در مقابل وضع٠مالیات سالانه Ùˆ ارسال آن دنبال کردند (لوریمر، ج ١ØŒ بخش ٢ØŒ ص ٢١٥٧). پادگانی در بمپور Ù€ Ú©Ù‡ همیشه بخش زراعی عمدة بلوچستان غربی بوده است Ù€ تأسیس شد Ùˆ گاه گروههایی از نظامیان به سوی شرق Ùˆ جنوب شرقی اعزام Ù…ÛŒ شدند. در ١٢٦٧ بمپور به طور دایم تصر٠شد Ùˆ سرکردگان دزک Ùˆ سرباز Ùˆ Ú¯ÙÙ‡ Ùˆ قصرقند، یکی پس از دیگری ØŒ ÙˆØ¸ÛŒÙØ© پرداخت مالیات به ابراهیم خان والی را گردن نهادند (تقی زاده ). در ١٢٧٣ Ù…ØÙ…دشاه ØŒ خان٠سیب ØŒ سر به شورش برداشت . قلعة سیب (بر مبنای توصی٠نسبتاً جدیدی Ú©Ù‡ سپهر از آن به دست داده ØŒ Ùˆ آنچه در ١٣٤٤ Ø´ هنوز بر جای بوده است ) Ø§ØØªÙ…الاً به بلندی Ùˆ استØÚ©Ø§Ù… قلعة بمپور بود، ولی نیرویی Ú©Ù‡ از کرمان ÙØ±Ø³ØªØ§Ø¯Ù‡ شد آن را گشود.
Ø·Ø±Ø Ø®Ø· تلگرا٠انگلیس ØŒ توازن جغراÙیایی Ù€ سیاسی ناØÛŒÙ‡ را تغییر داد (سالدانها ). گزارش کشیشی به نام بجر Ù€ ضمناً مترجم انگلیسیان در ایران Ùˆ خلیج ÙØ§Ø±Ø³ Ù€ Ú©Ù‡ در ١٢٧٨ به بمبئی ÙØ±Ø³ØªØ§Ø¯ØŒ Ø¨ÙˆØ¶ÙˆØ Ù…Ø´Ú©Ù„ انگلیسیان را در درگیری با سرکردگان Ù…ØÙ„ÛŒ ØŒ سلطان عمان ØŒ Ùˆ دولت ایران نشان Ù…ÛŒ داد. در مورد مسیر خط تلگرا٠و Ù…ØØ§Ùظت از آن ØŒ با کلات Ùˆ لس بلا Ùˆ پَسنی Ùˆ Ú©Ú† مواÙقتنامه هایی به امضا رسانیدند. با شروع ساختمان این خط در ١٢٨٠ ابراهیم خان ØŒ والی بمپور، نمایندگان عمان را در بنادر تهدید کرد، Ùˆ Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ ایل رÙند را برانگیخت تا به آزار Ùˆ چپاول مردم در اطرا٠بمپور بپردازند، ولی متعرض کارگران خط تلگرا٠نشد. تهران در عمل اقدامات او را رد کرد، ولی تأکید بر اینکه گوادر Ùˆ چابهار بخشی از ایران است در مکاتبات رسمی ادامه ÛŒØ§ÙØª . نقشة انگلیس برای ایجاد خط ØªÙ„Ú¯Ø±Ø§Ù Ø§ØØ³Ø§Ø³Ø§Øª کهن ایرانیان را نسبت به سرزمین خود بیدار کرده بود Ùˆ ایشان را در ابتدا بر آن داشت Ú©Ù‡ تمام مکران را تا مرز انگلیس در سند مدعی شوند. ÙØ±Ø³ØªØ§Ø¯Ø© ایران Ú©Ù‡ در ١٢٧٩ از کلات دیدن Ù…ÛŒ کرد اعلام داشت Ú©Ù‡ در مورد Ú©Ú† یا مکران قصدی ندارد، Ùˆ دربارة تعیین مرز تقاضای مذاکره کرد. ابراهیم خان ØŒ والی بمپور، نیز در ذیقعدة ١٢٧٩/ آوریل ١٨٦٣ØŒ در نامه ای به کارگزار سیاسی در مسقط نوشت Ú©Ù‡ گوادر جزو قلمرو او نیست . انگلیسیان دو سال برای ØÙ„ مسئله به وساطت پرداختند، ولی سرانجام خود را کنار کشیدند، زیرا از این کار Ù†ÙØ¹ÛŒ عاید ایشان نمی شد، Ùˆ این خطر وجود داشت Ú©Ù‡ بی آنکه از ØÙ…ایت دولت ایران برخوردار شوند، ØØ³Ù† ظن ØÚ©Ø§Ù… Ù…ØÙ„ÛŒ را نیز از دست بدهند. در این ایام ØŒ ØÚ©Ø§Ù… عمدة مکران غربی عبارت بودند از میرعبدالله بلیدی از Ú¯ÙÙ‡ ØŒ Ú©Ù‡ اراضی ساØÙ„ÛŒ از جاسک تا چابهار در اختیار او بود، Ùˆ دین Ù…ØÙ…د سردارزایی در باهو Ú©Ù‡ علاوه بر دشتیاری ØŒ ساØÙ„ را از چابهار تا گوادر در اختیار داشت . این دو، خویشاوند٠سببی بودند اما رقابتی بالقوه نیز در میان آنها وجود داشت ØŒ چون هر دو برای ØÙظ بندرها از سلطان عمان پول Ù…ÛŒ Ú¯Ø±ÙØªÙ†Ø¯Ø› Ù…ØØ§Ùظت از بندرها هم در برابر ناآرامیهای Ù…ØÙ„ÛŒ Ùˆ هم در برابر ادعاهای کلات لازم بود. عبدالله Ùˆ دین Ù…ØÙ…د هردو دست نشاندگی ایران را Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØªÙ‡ بودند ولی با آمدن خط تلگرا٠، تمایل خود را به کارکردن با انگلیسیان ابراز داشتند. در ١٢٨٣ØŒ Ú©Ù…ÛŒ پس از اینکه شیخ عبدالله ØØ§Ú©Ù… قصرقند Ùˆ سرباز کشته شد، ØÚ©ÙˆÙ…ت ایران پسرش را به ØÚ©ÙˆÙ…ت قصرقند Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØª ØŒ ولی سرباز را به رئیس خانوادة دیگری داد Ú©Ù‡ در ØÙظ Ù…Ù†Ø§ÙØ¹ ایران Ù…ÛŒ کوشید.
سرانجام در ١٢٨٦ خط تلگرا٠به جاسک Ùˆ جزیرة هنجام ( هنگام ) رسید، Ùˆ در ١٢٨٧/١٨٧٠ انگلیسیان ناچار شدند Ú©Ù‡ به منظور تعیین مرز، هیئتی سه جانبه (با نمایندگان ایران ØŒ کلات Ùˆ انگلیس ) تشکیل دهند (لوریمر، ج ١ØŒ بخش ٢ØŒ ص ٢٠٣٤). از ١٢٨٠/١٨٦٣ØŒ دستیار کارگزار سیاسی انگلیس در گوادر مستقر شد، Ùˆ از ١٢٩٧/١٨٧٩ØŒ کارگزاری بومی جانشین او گردید. آنها ØªØØª نظر مدیر تلگرا٠خلیج ÙØ§Ø±Ø³ در کراچی بودند. از دهة ١٨٧٠ به بعد، انگلیس سالانه مبالغی جهت Ù…ØØ§Ùظت از خط تلگرا٠هند Ùˆ اروپا Ù…ÛŒ پرداخت . در ١٣١٧/ ١٨٩٩ مبلغ پرداختی به ØØ§Ú©Ù… Ú¯Ù‡ از سه هزار روپیه به هزار روپیه کاهش ÛŒØ§ÙØª Ùˆ مابه Ø§Ù„ØªÙØ§ÙˆØª آن میان رؤسای خرده پای امتداد خط تلگرا٠ـ دشتیاری Ùˆ باهو Ù€ توزیع شد. در ١٢٨١/ ١٨٦٤ Ù…ØØ§Ùظت از چابهار به دین Ù…ØÙ…د جطگالی دشتیاری Ùˆ میرعبدالله Ú¯ÙÙ‡ÛŒ دو تن از سرکردگان Ù…ØÙ„ÛŒ ØŒ Ù…ØÙˆÙ„ شد. دین Ù…ØÙ…د در ١٢٨١ یا ١٢٨٢/ ١٨٦٨ یا ١٨٦٩ بدون سر Ùˆ صدا آنجا را تصر٠کرد Ùˆ عمان هرگز نتوانست آن را پس بگیرد. ولی در Ù¾ÛŒ آن ØŒ منازعات Ùˆ مذاکراتی میان عمان Ùˆ دین Ù…ØÙ…د Ùˆ ØÚ©ÙˆÙ…ت ایران پیش آمد Ú©Ù‡ Ø·ÛŒ آن والی کرمان به قصرقند Ø³ÙØ± کرد. ابراهیم خان در ١٢٨٢ چابهار را Ú¯Ø±ÙØª ØŒ ولی ایران در ١٢٨٨ از تمام ادعاهای خود نسبت به گوادر صر٠نظر کرد (پیکولین ØŒ ص ١٢٣). در ١٢٨٩ ابراهیم خان چابهار را به قلمرو ایران منضم کرد. چندی نگذشت Ú©Ù‡ تجارت پر رونق آن ØŒ ظاهراً با مداخلة ابراهیم خان ØŒ از بین Ø±ÙØª Ùˆ بیشتر بازرگانان به گوادر Ø±ÙØªÙ†Ø¯ (لوریمر، همانجا؛ گلدسمید ØŒ ص پنجاه Ùˆ دو). به رغم مساعی ابراهیم خان ØŒ روش ØÚ©ÙˆÙ…ت غیرمستقیم سندمن ØŒ با Ú©Ù…Ú© مبالغی Ú©Ù‡ برای ØÙظ خط تلگرا٠پرداخت Ù…ÛŒ شد، به مکران غربی وارد شده بود، Ùˆ هنگامی Ú©Ù‡ او درگذشت قدرت عمده در این ناØÛŒÙ‡ در دست انگلیسیان بود.
در عین ØØ§Ù„ ØŒ ØÙˆØ²Ø© Ù†Ùوذ کلات Ùˆ Ø§ÙØºØ§Ù†Ø³ØªØ§Ù† Ùˆ ایران موقتاً توسط هیئتهای ØªØØ¯ÛŒØ¯ مرز تعیین شده Ùˆ مشروعیت ÛŒØ§ÙØªÙ‡ بود. ولی ایرانیان از طریق ابراهیم خان برخی از تصمیمات این هیئت را به Ù†ÙØ¹ خود اجرا کردند Ùˆ برخی دیگر را Ù†Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØªÙ†Ø¯. در ١٢٨٧ پیشین را در شرق راسک (با پشین در شمال کویته اشتباه نشود) Ùˆ در ١٢٨٨ اسÙندک Ùˆ کوهک را Ù€ Ø¨Ù„Ø§ÙØ§ØµÙ„Ù‡ پس از آنکه از سوی هیئت به کلات واگذار شد Ù€ تصر٠کردند؛ در شمال ØŒ ابراهیم خان نیز سیدخان کرد، معرو٠به سردار Ø³Ø±ØØ¯ØŒ را در خاش شکست داد (سایکس ØŒ ١٩٠٢ØŒ ص ١٠٦). از این زمان به بعد ابراهیم خان ØŒ با به کاربردن ترکیبی از زور Ùˆ تهدید Ùˆ انتصاب مأموران خرده پا، بر قسمت اعظم آبادیهای Ø³Ø±ØØ¯ Ùˆ مکران تا مرز ÙØ¹Ù„ÛŒ تسلط ÛŒØ§ÙØª ØŒ ولی به مهار کردن ایلات Ø³Ø±ØØ¯ موÙÙ‚ نشد (رجوع کنید به پیکولین ØŒ ص ١٢٢Ø› زارودنیی ØŒ ص ١٦٤Ø› گالیندو ØŒ ص ٢٥١)ØŒ Ùˆ مدتها تاخت Ùˆ تاز بلوچها در دو سوی مرز ایران Ùˆ Ø§ÙØºØ§Ù†Ø³ØªØ§Ù† چون مشکلی باقی ماند (ÙØ±ÛŒ یر ). ابراهیم پسر نانوایی در بم بود Ú©Ù‡ توانست تقریباً تمامی بلوچستان غربی را مطیع خود سازد. او پس از سی سال ØÚ©ÙˆÙ…ت در ١٣٠٢ در گذشت . پسرش نیز چند ماه بعد در گذشت Ùˆ دامادش ØŒ زین العابدین ØŒ به ØÚ©ÙˆÙ…ت رسید، ولی در ١٣٠٥ ÙØ±Ø¯ÛŒ ترک موسوم به Ø§Ø¨ÙˆØ§Ù„ÙØªØ خان جای او را Ú¯Ø±ÙØª . اما Ø§Ø¨ÙˆØ§Ù„ÙØªØ خان برکنار شد، Ùˆ زین العابدین مجدداً بدین مقام منصوب گردید.
از این تاریخ تا پایان سلطنت ناصرالدین شاه ØŒ تغییر عمده ای روی نداد. عبدی خان سردارزایی ØŒ پسر میردین Ù…ØÙ…د، در ١٣٠١ به ØÚ©ÙˆÙ…ت گوادر منصوب شد. اهالی گوادر برای رهایی از اخاذیهای او، در ١٣٠٤ دسته جمعی به آن سوی مرز نقل مکان کردند، ولی در ١٣٠٥ پس از مرگ میرهوتی در Ú¯ÙÙ‡ ØŒ به خانه های خود باز گشتند. در ١٣١٤ گزارش شد Ú©Ù‡ دوهزار تن از اهالی منطقه مهاجرت کرده اند Ùˆ سوداگران هندی انگلیس در چابهار Ú©Ù‡ در آنجا مستقر شده بودند به شکایت برخاستند Ú©Ù‡ کسب Ùˆ کارشان بی رونق شده است . بر اثر ناآرامی در مرز، ناصرالدین شاه با تشکیل هیئت جدیدی برای بررسی مسائل Ùیمابین مواÙقت کرد (سایکس ØŒ ١٩٠٢ØŒ ص ٢٢٥). در اواسط دهة ١٨٩٠ تغییراتی جزئی در مرز ایران Ùˆ Ø§ÙØºØ§Ù†Ø³ØªØ§Ù† داده شد.
در این دوره ØŒ والیان کرمان Ú©Ù‡ کراراً در زمستانها به بمپور Ø³ÙØ± Ù…ÛŒ کردند، ØÚ©Ø§Ù… بمپور را به Ø±ÙØªØ§Ø± خشونت آمیز با ØÚ©Ø§Ù… Ù…ØÙ„ÛŒ بلوچ برمی انگیختند. در ١٣٠٩ والی کرمان پس از غیبتی دو ساله ØŒ مجدداً به این ناØÛŒÙ‡ آمد Ùˆ قول داد Ú©Ù‡ کسی را به زندان Ù†ÛŒÙکند، ولی بر سر قول خود باقی نماند Ùˆ چندین تن از سرکردگان بلوچ دستگیر شدند Ùˆ چندین سال در زندان ماندند (همان ØŒ ص ١٠٦).
پس از مرگ ناصرالدین شاه در ١٣١٣ØŒ بلوچها تصور کردند Ú©Ù‡ شاه جدیدی وجود ندارد، Ùˆ Ùقدان قوای دولتی نیز این توهم را تقویت کرد. تا زمانی Ú©Ù‡ والی کرمان (ÙØ±Ù…Ø§Ù†ÙØ±Ù…ا) آن شهر را ترک نکرده بود، از ترس او کسی شورش نکرد، ولی در ١٣١٥/١٨٩٧ اموال Ú©Ùیل ادارة تلگرا٠هند Ùˆ اروپا در جاسک Ù€ Ú©Ù‡ ضمن بازرسی سالانة خود در نزدیکی رود راپیچ در شرق جاسک اردو زده بود Ù€ به سرقت Ø±ÙØª Ùˆ خود او نیز کشته شد. در همان سال ØŒ سردار ØØ³ÛŒÙ† خان به Ùهرج (ایرانشهر کنونی ) ØÙ…له برد (همان ØŒ ص ١٣٢Ø› زارودنیی ØŒ ص ٢٠٠) Ùˆ در نواØÛŒ Ø³Ø±ØØ¯ Ùˆ سراوان Ùˆ بمپور شورشی عمومی بر ضد ØÚ©ÙˆÙ…ت ایران را رهبری کرد Ùˆ خواستار کاهش مالیاتها گردید. این تقاضا رد شد Ùˆ شورش به سرباز Ùˆ دزک Ùˆ لاشار Ùˆ Ø¨ÙŽÙ…Ù¾ÙØ´Øª سرایت کرد. ØØ³ÛŒÙ† خان ØŒ بمپور Ùˆ Ùهرج Ùˆ بزمان Ùˆ جاهای دیگری را Ú©Ù‡ دارای گردانهای Ú©ÙˆÚ†Ú© ایرانی بود تصر٠کرد Ùˆ بر قسمت اعظم بخش شمالی ایالت استیلا ÛŒØ§ÙØª ØŒ Ùˆ چندین گروه بلوچ Ú©Ù‡ تا این زمان در مشکلات میان خاندانهای ØØ§Ú©Ù… Ùˆ «قجرها» (اسمی Ú©Ù‡ در این زمان بلوچها به ÙØ§Ø±Ø³Ù‡Ø§ داده بودند) بی طر٠مانده بودند به او پیوستند. نیروی عظیمی Ú©Ù‡ در ١٣١٥ از کرمان برای برقراری آرامش اعزام شده بود، شکست خورد. قیام سه سال به طول انجامید Ùˆ زمانی پایان ÛŒØ§ÙØª Ú©Ù‡ ØØ³ÛŒÙ† خان را والی آنجا کردند، Ùˆ این امر مطلقاً سابقه نداشت . اکنون رهبر بلوچ ØŒ سرکردة خانواده ای بزرگ ØŒ رسماً اجازه داشت Ùˆ مکل٠بود Ú©Ù‡ مالیات تمام بخش ایرانی بلوچستان را جمع آوری کند (پیکولین ØŒ ص ١٢٣Ù€١٢٦).
متعاقب قتل گریوز Ùˆ وضع کلاً ناآرام منطقه ØŒ در ١٣١٦/ ژانویة ١٨٩٨ØŒ ١٥٠تن از تÙنگداران بمبئی به ÙØ±Ù…اندهی دو Ø§ÙØ³Ø± انگلیسی از هند اعزام شدند Ú©Ù‡ قرار بود از این عده صد تن در چابهار Ùˆ پنجاه تن در جاسک مستقر شوند. دولت ایران به این عمل هیچ اعتراضی نکرد. چند ماه بعد، گروه چابهار به پنجاه تن کاهش ÛŒØ§ÙØª Ùˆ Ø§ÙØ³Ø±Ø§Ù† هندی جایگزین Ø§ÙØ³Ø±Ø§Ù† انگلیسی شدند. از آنجا Ú©Ù‡ ØØ¶ÙˆØ± این نگهبانان در ایجاد اعتماد در هر دو Ù…ØÙ„ تأثیری مطلوب داشت ØŒ پس از ÙØ±ÙˆÚ©Ø´ کردن ناآرامیها نیز، از انتقال آنها خودداری کردند، Ùˆ دو سربازخانة دایمی نیز در جاسک Ùˆ چابهار ساخته شد. اما در نواØÛŒ دور از بندرها مشکلات دیگری وجود داشت . در ١٣٢١ دو گروه از Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ÛŒ Ú©Ù‡ مورد تØÙ‚یر دیگر اهالی بودند Ù€ یکی میدها (ماهیگیرها) از سواØÙ„ Ùˆ دیگر لَتّیها (کشاورزانی Ú©Ù‡ از نژادهای مختل٠بودند) Ù€ از باهو بیرون رانده شدند. آنان از مرز گذشتند Ùˆ به جÙوانْری Ùˆ Ù¾Ø§Ù„ÙØ±ÛŒ Ø±ÙØªÙ†Ø¯. در این موقع انگلیسیان ØŒ Ú©Ù‡ گذشته از توجه Ú©Ù„ÛŒ خود به امنیت مرزها، به ØÙظ Ùˆ ØÙ…ایت از Ù…Ù†Ø§ÙØ¹ تجاری هند در خلیج ÙØ§Ø±Ø³ Ùˆ نیز خط تلگرا٠علاقه مند بودند، از ناآرامیهای Ø±ÙˆØ²Ø§ÙØ²ÙˆÙ† در مکران Ùˆ ÙØ¹Ø§Ù„یتهای روسها Ùˆ ÙØ±Ø§Ù†Ø³ÙˆÛŒØ§Ù† در خلیج ÙØ§Ø±Ø³ نگران شدند. دولت ایران نمی توانست یا مایل نبود Ú©Ù‡ نیرویی معادل نیروی انگلیسیان در این سوی مرز مستقر کند، ازینرو انگلیسیان در ١٣١٩/ ١٩٠١ برای استقرار معاون کنسول انگلیس در بمپور Ù€ برای ØÙظ اتباع انگلیس Ù€ اجازه خواستند. ایران با این نظر Ù…Ø®Ø§Ù„ÙØª کرد، ولی اجازه داد Ú©Ù‡ چنین کسی را در بم مستقر کنند. بعدها ایران اجازه داد Ú©Ù‡ انگلیسیان نیروهایی برای تنبیه مردم مگس Ùˆ Ø§ÛŒØ±Ø§ÙØ´Ø§Ù† اعزام کنند.
پس از مرگ ØØ³ÛŒÙ† خان ØŒ پسرش سعیدخان ØŒ در قلعه های Ú¯ÙÙ‡ Ùˆ بنت Ùˆ نیز در بندرها جانشین پدر گردید Ùˆ قصرقند را نیز از مادرش به ارث برد. او تصمیم Ú¯Ø±ÙØª Ú©Ù‡ قلمرو خود را گسترش دهد، ازینرو سرباز را تصر٠کرد. سپس با بهرام خان باران زایی (= بارکزایی ) Ú©Ù‡ بر دزک ØÚ©ÙˆÙ…ت Ù…ÛŒ کرد هم پیمان شد. این دو در ١٣٢٥ بمپور Ùˆ Ùهرج را Ú¯Ø±ÙØªÙ†Ø¯. در ١٣٢٨ لشکری از کرمان به جنگ آنها اعزام گردید. سعید تسلیم شد، ولی بهرام مقاومت کرد. سعید را والی بلوچستان کردند، ولی قدرت واقعی ایالت در دست بهرام خان باقی ماند (جهانبانی ØŒ ص ٣٥Ù€٣٨).
در اوایل ١٣٣٥/١٩١٦ØŒ جاسوسان آلمانی ØÙˆØ²Ø© ÙØ¹Ø§Ù„یت خود را به Ø³Ø±ØØ¯ گسترش دادند Ùˆ کوشیدند تا ایلات آنجا را برضد انگلیسیان بشورانند. انگلیسیان Ú©Ù‡ راههای تدارکاتی خود را در مخاطره دیدند، سرهنگی به نام دایر را برای سازمان دادن به امر مالیات گیری به چاغی ÙØ±Ø³ØªØ§Ø¯Ù†Ø¯. دایر به Ú©Ù…Ú© ایل Ú©ÙˆÚ†Ú©ÛŒ به نام ریگی ØŒ Ùˆ تدبیر معمول انگلیسیان مبنی بر پرداخت پول به سرکردگان Ù…ØÙ„ÛŒ به ازای تلاش آنها برای ØÙظ نظم ØŒ در کار خود موÙÙ‚ شد.
میربهرام خان در ١٣٠٠ Ø´ در بمپور درگذشت Ø› چون پسری نداشت برادرزاده اش دوست Ù…ØÙ…دخان جانشین او شد. خانوادة بارکزایی با تسلط شخصی بر Ùهرج Ù€ بمپور Ùˆ سراوان Ùˆ ایجاد پیوندهای سببی با سرکردگان آبادیهای عمدة مکران ØŒ نیرومندترین ØÚ©ÙˆÙ…ت در ولایت بلوچستان شده بودند. دوست Ù…ØÙ…دخان ØŒ عمدتاً با ایجاد پیوندهای سببی دقیقتر، به Ù¾ÛŒØ´Ø±ÙØªÙ‡Ø§ÛŒ شایان توجهی در تثبیت قدرتی Ú©Ù‡ از میربهرام خان به ارث برده بود نایل آمد.
در ÙØ±ÙˆØ±Ø¯ÛŒÙ† ١٣٠٣/ مارس ١٩٢٤ØŒ اختیار ایلات بخش Ø³Ø±ØØ¯ بلوچستان ایران (Ú©Ù‡ از زمان تصر٠آنجا ØªØØª ÙØ±Ù…اندهی دایر در ١٣٣٣Ù€١٣٣٤/ ١٩١٥Ù€١٩١٦ از کمکهای مالی انگلیس برخوردار بودند) رسماً از جانب انگلستان به دولت ایران تÙویض شد، Ùˆ دولت ایران ادامة پرداختها را به گردن Ú¯Ø±ÙØª . جای Ø´Ú¯ÙØªÛŒ نیست Ú©Ù‡ ایرانیان این تعهد را انجام ندادند Ùˆ در تابستان ١٣٠٤ Ø´ Ùˆ مجدداً در ١٣٠٥ Ø´ ØŒ بر اثر Ø±ÙØªØ§Ø± آمرانة برخی از مأموران نظامی Ùˆ نارضایی ناشی از قطع کمکهای مالی ØŒ ناآرامیهایی در Ø³Ø±ØØ¯ پدید آمد. پس از آنکه اطمینان بیشتری از جانب دولت ایران داده شد، ناآرامیها بدون وقوع برخوردی جدی ØŒ ÙØ±ÙˆÚ©Ø´ کرد (ایچیسون ØŒ ج ١٣ØŒ ص ٣٧Ø› رجوع کنید به پیکولین ØŒ ص ٢٠٠).
در ١٣٠٧ Ø´ ØŒ ØÚ©ÙˆÙ…ت جدید پهلوی آنقدر ثبات ÛŒØ§ÙØªÙ‡ بود Ú©Ù‡ توجه خود را به بلوچستان معطو٠دارد. دوست Ù…ØÙ…دخان ØŒ با تکیه بر پیمانهای متعددی Ú©Ù‡ در سرتاسر استان جنوب Ø³Ø±ØØ¯ منعقد کرده بود، از تسلیم سر پیچید. ولی به مجرد ورود لشکر رضاشاه به ÙØ±Ù…اندهی امیر امان الله جهانبانی به ناØÛŒÙ‡ ØŒ این پیمانها ÙØ³Ø® شد. شکست دادن او برای ارتش ایران دشوار نبود. بار دیگر معلوم شد Ú©Ù‡ ÙˆØØ¯Øª سیاسی بلوچها بسیار شکننده است . عاقبت ØŒ دوست Ù…ØÙ…دخان تسلیم شد Ùˆ به شرط آنکه در تهران زندگی کند مورد عÙÙˆ قرار Ú¯Ø±ÙØª . پس از یک سال ØŒ هنگام شکار ÙØ±Ø§Ø± کرد. سرانجام او را Ú¯Ø±ÙØªÙ†Ø¯ØŒ Ùˆ چون هنگام ÙØ±Ø§Ø± نگهبان خود را کشته بود به جرم جنایت به دار آویخته شد. در این اØÙˆØ§Ù„ بقیة خانوادة بارکزایی به قلمرو انگلیس پناهنده شدند Ùˆ تا زمانی Ú©Ù‡ در آنجا بودند مستمری Ø¯Ø±ÛŒØ§ÙØª Ù…ÛŒ کردند. ایرانیان به Ú©Ù…Ú© سرکردگان Ù…ØÙ„ÛŒ به ÙØ±Ù…انروایی در آنجا ادامه دادند.
از آن پس تا پایان سلطنت رضاشاه ØŒ به تناوب ØŒ ناآرامیهایی پدید Ù…ÛŒ آمد Ú©Ù‡ زاییدة خوش خدمتی یا ÙØ³Ø§Ø¯ مأموران ایرانی ØŒ Ùˆ ناتوانی بلوچها از درک علت مداخلة مأموران ایرانی در امور ایشان بود. نمونه های مهم این ناآرامیها عبارت است از شورش جمعه خان اسماعیل زایی در Ø³Ø±ØØ¯ در ١٣١٠ Ø´ Ú©Ù‡ به دستگیری Ùˆ تبعید او به شیراز ختم شد، Ùˆ شورش تعدادی از ایلات در کوهک در ١٣١٧ Ø´ Ú©Ù‡ خواستار کاهش در ØÙ‚وق گمرکی دامها بودند، Ùˆ برای سرکوب کردن آن ٧٤تن به دستور تیمسار البرز تیرباران شدند (جهانبانی Ø› پیکولین ØŒ ص ١٤٠).
وص٠این دوره بدون اشاره به برده داری ناقص خواهد بود. برده داری تا مدتها پس از الغای بین المللی آن ØŒ در بلوچستان Ù€ مانند دیگر نواØÛŒ خلیج ÙØ§Ø±Ø³ Ù€ ادامه داشت . در اواسط قرن سیزدهم / نوزدهم ØŒ ظاهراً تجارت برده های صادراتی Ùˆ وارداتی در امتداد ساØÙ„ مکران وجود داشت . Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ ایلهای بلوچ (Ø§ØØªÙ…الاً از گروههای منÙوری چون میدها) در ضمن ØÙ…له های ناگهانی در امتداد ساØÙ„ به اسارت Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ Ù…ÛŒ شدند، سوداگران آنها را Ù…ÛŒ خریدند Ùˆ از آبادیهای تک Ø§ÙØªØ§Ø¯Ù‡ در سواØÙ„ غربی ØŒ مانند Ú¯ÙŽÙ„ÙŽÚ© Ùˆ سَدیچ ØŒ با کشتی به جاهای دیگر Ù…ÛŒ ÙØ±Ø³ØªØ§Ø¯Ù†Ø¯. معلوم نیست Ú©Ù‡ تا Ú†Ù‡ زمانی برده های Ø§ÙØ±ÛŒÙ‚ایی هنوز به مکران آورده Ù…ÛŒ شدند. وقتی Ú©Ù‡ پَسنی را ØØ¯ غربی منع برده داری قرار دادند، گوادر Ùˆ چابهار از مواÙقتنامة ١٢٥٥/ ١٨٣٩ میان عمان Ùˆ Ùˆ انگلیس جهت Ù…ØØ¯ÙˆØ¯ ساختن تجارت برده مستثنی شدند. اعضای ایلات بلوچ در دهة ١٣٤٠ Ø´ هنوز از منع برده داری Ù†Ø§Ø±Ø§ØØª بودند. از دهة ١٨٨٠ تا دهة ١٩٣٠ØŒ چندین مرتبه مساعی انگلیسیان جهت ØªØØ¯ÛŒØ¯ Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ از برده به ایجاد مشکلاتی از سوی Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ ایل رÙند در مَند منجر شد (لوریمر، ج ١ØŒ بخش ٢ØŒ ص ٢٤٧٥). برده داری در بلوچستان ایران رسماً در ١٣٠٨ Ø´ ملغی شد (پیکولین ØŒ ص ١٤٤)ØŒ ولی وضع برده های سیاه پوست در مکران غربی تا نیمة دوم قرن چهاردهم / بیستم تغییر چندانی نکرد.
دوران ØØ§Ø¶Ø±. از پایان جنگ جهانی دوم به بعد، تغییرات شگرÙÛŒ در سراسر بلوچستان پدید آمد. این تغییرات Ú©Ù‡ نخست تدریجی بود، به سبب دگرگونی در اقتصاد سیاسی خلیج ÙØ§Ø±Ø³ ØŒ از ١٣٥٠ Ø´ به بعد سرعت Ú¯Ø±ÙØª . در Ø§ÙØºØ§Ù†Ø³ØªØ§Ù† ØŒ عوامل عمده ای Ú©Ù‡ در زندگی بلوچها تأثیر کرد عبارت بود از برنامه های عمرانی رود هیرمند، سیاست دولت برای پشتونستان ØŒ درآمدن کشور به تصر٠شوروی . در ایران ØŒ دولتهای دوران پهلوی یکی پس از دیگری کوشیدند تا Ù†Ùوذ سرداران را از میان ببرند.
دولت Ø§ÙØºØ§Ù†Ø³ØªØ§Ù† ØŒ به بلوچهای آن کشور توجه بسیار Ú©Ù…ÛŒ معطو٠داشته است . اثر عمدة Ø·Ø±Ø Ù‡ÛŒØ±Ù…Ù†Ø¯ در زندگی ایشان ØŒ از زمان شروع آن در ١٣٢٧ Ø´ Ùˆ ادامة آن به اشکال مختل٠تا پایان رژیم داودخان * در ١٣٥٧ Ø´ ØŒ این بوده Ú©Ù‡ سیلی از Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ غریبه به این بخش Ø¯ÙˆØ±Ø§ÙØªØ§Ø¯Ø© کشور روانه کرده است . اعلامیة دولت Ø§ÙØºØ§Ù†Ø³ØªØ§Ù† دربارة «پشتونستان » Ù€ Ú©Ù‡ عمداً مبهم بود Ù€ نیز چندان اثری در وضع ایشان نداشت . تا ١٣٥٧ Ø´ ØŒ بسیاری از بلوچهای Ø§ÙØºØ§Ù†Ø³ØªØ§Ù† نسبت به هم قومان خود در ایران Ùˆ پاکستان نزدیکی بیشتری Ø§ØØ³Ø§Ø³ Ù…ÛŒ کردند تا نسبت به بقیة اهالی Ø§ÙØºØ§Ù†Ø³ØªØ§Ù† .
Ú©Ù…ÛŒ پس از کودتای اردیبهشت ١٣٥٧/ آوریل ١٩٧٨ØŒ مقامات ØÚ©ÙˆÙ…ت جدید به ناØÛŒÙ‡ وارد شدند Ùˆ خواستند Ú©Ù‡ ØÛŒØ§Øª اجتماعی آنجا را بر مبنای اصول مارکسیستی بازسازی کنند. بلوچها، بویژه در مورد اقداماتی Ú©Ù‡ با معتقدات ایشان نسبت به روابط میان زن Ùˆ مرد Ùˆ مالکیت Ùˆ قدرت سر Ùˆ کار داشت ØŒ شدیداً عکس العمل نشان دادند. پس از تسلط روسها بر Ø§ÙØºØ§Ù†Ø³ØªØ§Ù† در ١٣٥٩ Ø´ ØŒ ØØ¯ÙˆØ¯ نودهزار بلوچ Ø§ÙØºØ§Ù†Ø³ØªØ§Ù† به ایران یا پاکستان نقل مکان کردند. اکثریت عظیمی از بلوچهای هر سه کشور ایران ØŒ Ø§ÙØºØ§Ù†Ø³ØªØ§Ù† Ùˆ پاکستان ØŒ به سبب رقابت با پشتوها Ùˆ پنجابیهای پاکستان ØŒ از اتخاذ موضع مواÙÙ‚ یا مخال٠با ØÚ©ÙˆÙ…ت کابل سرباز زدند. اندکی پس از کودتا، زبان بلوچی ØŒ همراه با Ø§ÙØ²Ø¨Ú©ÛŒ Ùˆ ترکمنی Ùˆ نورستانی ØŒ در Ùهرست زبانهای رسمی Ø§ÙØºØ§Ù†Ø³ØªØ§Ù† به پشتو Ùˆ دری Ø§ÙØ²ÙˆØ¯Ù‡ شد Ùˆ بدین ترتیب ØŒ بلوچی نیز تبدیل به زبان انتشارات Ùˆ آموزش Ùˆ پرورش گردید. ولی ØŒ در زمان ØØ§Ø¶Ø±ØŒ از تداوم این سیاست یا نشر متون به زبان بلوچی ØŒ شاهدی در دست نیست .
در ایران ØŒ بلوچها اندکی بیش از نص٠جمعیت استان سیستان Ùˆ بلوچستان را تشکیل Ù…ÛŒ دادند. چاپ نشریات به زبان بلوچی غیر قانونی Ùˆ زبان آموزش Ùقط ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ بود. در مدارس یا در اجرای امور دولتی پوشیدن لباس بلوچی مجاز نبود.
بارکزاییها Ù€ Ú©Ù‡ پس از Ø±ÙØªÙ† انگلیسیان از پاکستان به ایران بازگشته بودند Ù€ زمینهای خالصه ای را Ú©Ù‡ از ١٣٠٧ Ø´ تنها منبع درآمد ایشان بود، پس Ú¯Ø±ÙØªÙ†Ø¯. سیاست دولت بر این بود Ú©Ù‡ وسایل معیشت خانواده های ØÚ©Ø§Ù… قدیم را در سراسر استان ÙØ±Ø§Ù‡Ù… کند تا آنها به دولت متکی شوند Ùˆ به نظام ØÚ©ÙˆÙ…ت سراسری بپیوندند. آنها را به مقامات Ù…ØÙ„ÛŒ ØŒ مانند ریاست شهرداری ØŒ نیز منصوب Ù…ÛŒ کردند. این سیاست در دراز مدت ØŒ Ùˆ با استثناهایی در کوتاه مدت نیز، موÙÙ‚ بود. از سوی دیگر، از Ø§ØµÙ„Ø§ØØ§Øª اجتماعی Ùˆ اقتصادی Ú©Ù‡ در سطØÛŒ ملی به اجرا درآمد در این استان تقریباً خبری نبود؛ مثلاً هیچیک از بلوچها آنقدر زمین نداشت Ú©Ù‡ مقررات قانون Ø§ØµÙ„Ø§ØØ§Øª ارضی شامل ØØ§Ù„ او شود. در استان آرامش کامل ØÚ©Ù…ÙØ±Ù…ا نبود، ولی رویدادهای مهم بندرت پیش Ù…ÛŒ آمد. در ١٣٣٧ Ø´ / ١٩٥٨ØŒ تغییراتی جزئی در خط مرزی آن ناØÛŒÙ‡ با پاکستان داده شد.
مهمترین رویدادهای تاریخ بلوچ ØŒ از زمان عزیمت انگلستان ØŒ در ناØÛŒÙ‡ ای پیش آمده است Ú©Ù‡ انگلیسیان آنجا را ترک کرده اند. ایشان رابطة امیرنشینهایی چون کلات را با دولتهای هند Ùˆ پاکستان در وضعی بسیار مبهم Ùˆ پیچیده رها کردند Ùˆ Ø±ÙØªÙ†Ø¯. بعلاوه ØŒ کلات اعلام کرده بود Ú©Ù‡ چون «هند»ی نیست وضعش با بقیة امیرنشینها Ù…ØªÙØ§ÙˆØª است . ازینرو، در ٢٤مرداد ١٣٢٦/ ١٥ اوت ١٩٤٧ØŒ یعنی روز بعد از تأسیس کشور پاکستان ØŒ خان استقلال کلات را اعلام کرد ولی آمادگی خود را برای مذاکره با پاکستان دربارة روابطی ویژه در زمینه های Ø¯ÙØ§Ø¹ Ùˆ امور خارجی Ùˆ ارتباطات ابراز داشت Ú©Ù‡ این پیشنهاد رد شد. سیاستی Ú©Ù‡ دولت پاکستان در سالهای پس از استقلال دنبال کرده تا ØØ¯ÛŒ متأثر از سیاست Ù¾Ø´ØªÙˆÙ†Ø³ØªØ§Ù†Ù Ø§ÙØºØ§Ù†Ø³ØªØ§Ù† Ùˆ تا ØØ¯ÛŒ نیز معلول نیاز ØØªÙ…ÛŒ به ایجاد ØÚ©ÙˆÙ…تی دائمی بوده است . در مارس ١٩٤٨ØŒ Ù…ØÙ…دعلی Ø¬Ù†Ø§Ø * (متوÙÛŒ ١٣٢٧ Ø´ )ØŒ بنیانگذار پاکستان ØŒ توانست به رغم Ù…Ø®Ø§Ù„ÙØª سردارها، مواÙقت خان را با پیوستن بلوچستان به پاکستان جلب کند. یک ماه نگذشته بود Ú©Ù‡ ارتش پاکستان بلوچستان را به بقیه کشور منضم ساخت (بلوچ ØŒ ١٩٧٥ØŒ ص ١٥٠Ù€١٦٦).
یکی از دلایل عمدة Ù…Ø®Ø§Ù„ÙØª سردارهای بلوچ با پیوند مستقیم با پاکستان این بود Ú©Ù‡ پاکستان نسبت به ادامة وضع جداگانة سه ناØÛŒØ© «استیجاری » بلوچ نشین (لس بلا، خاران ØŒ مکران ) Ú©Ù‡ انگلیس جداشان کرده بود، اصرار Ù…ÛŒ ورزید (اس . هریسون ØŒ ص ٢٤). ولی اقدام چند سال بعد دولت برای تشکیل Ø§ØªØØ§Ø¯ÛŒØ© ایالات بلوچستان در چارچوب پاکستان غربی (١٣٣١Ù€١٣٣٤ Ø´ / ١٩٥٢Ù€١٩٥٥)ØŒ Ú©Ù‡ متضمن مقدار زیادی خودمختاری بود Ùˆ ادغام کامل را به تأخیر Ù…ÛŒ انداخت ØŒ از شدت زور Ùˆ اجبار کاست (ویرسینگ ØŒ ص ١٠). در ١٣٣٤Ø´ /١٩٥٥ با منضم ساختن بلوچستان Ùˆ دیگر ایالات پاکستان غربی در ØÚ©ÙˆÙ…تی ÙˆØ§ØØ¯ØŒ ضربة نهایی به آمال Ùˆ اهدا٠بلوچها وارد شد (گوادر در تملک عمان باقی ماند، تا اینکه در ١٣٣٧Ø´ /١٩٥٨ پاکستان آن را به قیمت سه میلیون لیره خرید).
بزرگترین مشکل بلوچها Ùقدان رهبری نیرومند بود. به موازات تشدید مقاومت در دورة Ø§ØªØØ§Ø¯ (١٣٣٤Ù€١٣٥٩ Ø´ / ١٩٥٥Ù€١٩٧٠)ØŒ بتدریج سه Ù†ÙØ± به عنوان رهبران بالقوه شاخص شدند Ú©Ù‡ عبارت بودند از خیربخش مَری ØŒ میرقوسبخش بیزَنجو، Ùˆ عطاءالله Ù…ÙÙ†Ú¯ÙŽÙ„ (اس . هریسون ØŒ ص ٤٠Ù€٦٩). پس از انØÙ„ال ØÚ©ÙˆÙ…ت ÙˆØ§ØØ¯ در ١٣٥٠Ø´ /١٩٧٠ØŒ واکنش بلوچها آمیخته به Ø§ØØªÛŒØ§Ø· بود. در انتخابات عمومی بعدی ØŒ ØØ²Ø¨ مردم پاکستان ØŒ به رهبری بوتو * ØŒ با کسب Ùقط دو درصد آرا، هیچیک از کرسیهای بلوچستان را در مجلس ملی یا ایالتی به دست نیاورد. ØØ²Ø¨ عوامی ملی سه کرسی در مجلس ملی Ùˆ هشت کرسی در مجلس ایالتی به دست آورد. رهبری ØØ²Ø¨ عوامی ملی در دست خان عبدالولی خان بود Ú©Ù‡ او پسر یکی از رهبران ملی گرای پشتوها موسوم به خان Ø¹Ø¨Ø¯Ø§Ù„ØºÙØ§Ø±Ø®Ø§Ù† بود. این ØØ²Ø¨ در اصل مبتنی بر Ø§ØªØØ§Ø¯ بلوچها Ùˆ پشتوهای منطقه بود، Ú©Ù‡ در ١٣٣٦ Ø´ / ١٩٥٧ تأسیس شده Ùˆ تا ØØ¯ÙˆØ¯ÛŒ خل٠نهضت ضدجدایی متعلق به دوران قبل از استقلال بود. چند روز پس از انتخابات ØŒ بوتو سعی کرد Ú©Ù‡ با انتصاب یکی از ØØ§Ù…یان بلوچ خود، یعنی قوسبخش رئیسانی به ÙØ±Ù…انداری بلوچستان ØŒ نتایج انتخابات را نادیده بگیرد، ولی بر اثر ÙØ´Ø§Ø± Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØª Ú©Ù‡ به ØØ²Ø¨ عوامی ملی اجازه دهد تا با ائتلا٠با ØØ²Ø¨ Ù…ØØ§Ùظه کار٠«جمعیت الاسلام » ØÚ©ÙˆÙ…تی تشکیل دهد. در ÙØ±ÙˆØ±Ø¯ÛŒÙ† ١٣٥١/ آوریل ١٩٧٢ØŒ میرقوسبخش بیزنجو ÙØ±Ù…اندار بلوچستان شد. ائتلا٠پارلمانی ØØ²Ø¨ عوامی ملی Ùˆ جمعیت الاسلام در مجمع ایالتی بلوچستان سردار عطاءالله منگل را به رهبری خود انتخاب کرد. بدین ترتیب ØŒ او وزیر اعظم ایالت شد. در اردیبهشت ١٣٥٢/ آوریل ١٩٧٣ØŒ بوتو هر دو ÙØ±Ù…اندار Ùˆ دولت بلوچستان را با این بهانه برکنار کرد Ú©Ù‡ ØÚ©ÙˆÙ…ت ØØ²Ø¨ عوامی ملی Ùˆ جمعیت الاسلام اشاعة بی قانونی Ùˆ خشونت را در سراسر ایالت نادیده Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ Ùˆ ØØªÛŒ آن را تشویق کرده Ùˆ Ù‡Ø¯ÙØ´ رسیدن به استقلال است . در Ø³ÙØ§Ø±Øª عراق نیز Ù…ØÙ…وله ای از سلاØÙ‡Ø§ÛŒ ساخت شوروی کش٠شد Ú©Ù‡ تصور Ù…ÛŒ شد مقصد آن بلوچستان باشد. بوتو، اکبرخان بوگطی سرکردة ایلی به همین نام Ùˆ از دشمنان ØØ²Ø¨ عوام ملی را به ÙØ±Ù…انداری منصوب کرد، ولی بوگطی در کمتر از یک سال ناچار به کناره گیری شد Ùˆ بی نظمی Ùˆ خشونت همه جا را Ú¯Ø±ÙØª . میرقوسبخش بیزنجو Ùˆ عطاءالله خان منگل Ùˆ نیز خیربخش مری ØŒ Ú©Ù‡ ریاست ØØ²Ø¨ عوامی ملی را در بلوچستان عهده دار بود، دستگیر شدند. از ١٣٥٢ Ø´ / ١٩٧٣ تا ١٣٥٦ Ø´ / ١٩٧٧ بلوچستان شرقی صØÙ†Ø© شورش ایلی عمده ای بر ضد دولت پاکستان بود. در ١٣٥٣ Ø´ ØŒ در اوج شورش ØŒ ØØ¯ÙˆØ¯ پنجهزار بلوچ ØŒ عمدتاً از ایلهای منگل Ùˆ مری ØŒ به مبارزه
مشغول بودند. عدة نیروهای دولتی پاکستان را Ù‡ÙØªØ§Ø¯Ù‡Ø²Ø§Ø± تن تخمین زده اند. ایران ØŒ Ú©Ù‡ هنوز نگران جدایی طلبی بلوچها بود، تعدادی بال گردان (هلیکوپتر) به Ú©Ù…Ú© ÙØ±Ø³ØªØ§Ø¯. بسیاری از بلوچها به Ø§ÙØºØ§Ù†Ø³ØªØ§Ù† گریختند. با انتشار کتاب سÙیدی از جانب دولت پاکستان ØØ§ÙˆÛŒ نظر آن دولت مبنی بر آنچه روی داده بود، بخش عمدة نبرد در ١٣٥٣Ø´ /١٩٧٤ خاتمه Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØª ØŒ ولی خصومتها به صورت متناوب تا پایان ØÚ©ÙˆÙ…ت بوتو در ١٣٥٦ Ø´ / ١٩٧٧ ادامه ÛŒØ§ÙØª . در ÙØ±ÙˆØ±Ø¯ÛŒÙ† ١٣٥٥/آوریل ١٩٧٦ØŒ بوتو با خطابه ای در کویته ØŒ «نظام سرداری » را ملغی کرد Ùˆ نظام ایلی٠عایدات Ùˆ قدرت اجتماعی را غیرقانونی خواند (ایوب خان قبلاً برای الغای آن اقدام کرده ولی موÙÙ‚ نشده بود). در ١٣٥٦ Ø´ ØŒ مقامات ØÚ©ÙˆÙ…ت نظامی رهبران ØØ²Ø¨ عوامی ملی را آزاد کردند Ùˆ اعمال خصومت آمیز متوق٠شد (ویرسینگ ØŒ ص ١١).
در عین ØØ§Ù„ ØŒ زبان بلوچی در پاکستان برای نشریات Ùˆ آموزش Ùˆ پرورش به رسمیت شناخته شده بود. برای پیشبرد زبانها Ùˆ ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯Ù‡Ø§ÛŒ بلوچی Ùˆ برهویی دو ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯Ø³ØªØ§Ù† تشکیل گردید (Ù¾ÛŒØ´Ø±ÙØª برهویی به صورت هویتی مشخص باعث تضعی٠همبستگی بلوچستان Ùˆ ازینرو به Ù†ÙØ¹ دولت بود). رادیو کویته تهیه کنندة عمدة برنامه به زبان بلوچی شد (رادیو زاهدان Ùˆ رادیو کابل هر یک در Ù‡ÙØªÙ‡ کمتر از ده ساعت برنامه داشتند). نویسندگان بلوچ به انتشار مجله Ùˆ کتاب به زبانهای بلوچی Ùˆ انگلیسی Ùˆ اردو پرداختند. از آغاز دهة ١٣٤٠ Ø´ ØŒ عدة Ø±ÙˆØ²Ø§ÙØ²ÙˆÙ†ÛŒ از نویسندگان بلوچ آثاری دربارة تاریخ Ùˆ ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ بلوچی به چاپ رساندند.
بلوچها در مناطق مختل٠. علاوه بر ایالت بلوچستان٠پاکستان Ùˆ استان سیستان Ùˆ بلوچستان٠ایران Ùˆ گوشه ای از خاک Ø§ÙØºØ§Ù†Ø³ØªØ§Ù† Ú©Ù‡ در مجاورت آنها قرار دارد، گروههای بلوچ در نواØÛŒ مجاور٠هر یک از این سه کشور Ù€ سند Ùˆ پنجاب در پاکستان Ø› ÙØ±Ø§Ù‡ Ùˆ هرات Ùˆ بادغیس Ùˆ ÙØ§Ø±ÛŒØ§Ø¨ Ùˆ جوزجان در Ø§ÙØºØ§Ù†Ø³ØªØ§Ù† Ø› کرمان Ùˆ خراسان Ùˆ سمنان Ùˆ گرگان در ایران Ù€ Ùˆ نیز در کشورهای همسایه یعنی در ترکمنستان ØŒ هند، کشورهای خلیج ÙØ§Ø±Ø³ ØŒ عمان ØŒ کنیا، Ùˆ تانزانیا (بویژه زنگبار) Ù€ ÛŒØ§ÙØª Ù…ÛŒ شوند.
دربارة این گروههای پراکنده چندان مطلبی منتشر نشده Ùˆ دسترسی به اطلاعات موثق دربارة آنها مشکل است . گرایش کشورهای میزبان این است Ú©Ù‡ آنها را به توجه به هویت قومی خویش تشویق نکنند. در ایران ØŒ بلوچهای گرگان در دهة ١٣٤٠ Ø´ ØŒ به صورت کارگر مهاجر از سیستان بدانجا Ø±ÙØªÙ†Ø¯. بلوچهای خراسان Ùˆ سمنان پیشتر Ùˆ گاه بسیار پیشتر بدان نقاط Ø±ÙØªÙ‡ اند. بسیاری از آنها دیگر به زبان مادری خود تکلم نمی کنند، Ùˆ این امر برای بعضی در ایام اخیر Ø§ØªÙØ§Ù‚ Ø§ÙØªØ§Ø¯Ù‡ است . کسانی Ú©Ù‡ در شمال بلوچستان هستند به شبانی مشغول اند یا تا Ú©Ù…ÛŒ پیش از این شبان بوده اند. بلوچهای ترکمنستان همگی از دو سوی Ø§ÙØºØ§Ù†ÛŒ Ùˆ ایرانی سیستان ØŒ Ø·ÛŒ سه موج مهاجرت ØŒ به آنجا Ø±ÙØªÙ‡ اند. نخستین مهاجرت در اواخر قرن سیزدهم / نوزدهم ØŒ Ùˆ دومین در سالهای میان ١٣٣٦ تا ١٣٣٩/ ١٩١٧Ù€١٩٢٠ØŒ Ùˆ آخرین مهاجرت Ú©Ù‡ مهاجران آن از همه بیشتر بودند، از ١٣٠٢ تا ١٣٠٧Ø´ / ١٩٢٣Ù€ ١٩٢٨ روی داده است (رجوع کنید به بلوچهای ترکمنستان * ). در تاجیکستان نیز گروههای Ú©ÙˆÚ†Ú© بلوچ وجود دارند، ولی از نظر زبانی جذب تاجیکها شده اند. گروههای Ú©ÙˆÚ†Ú©ÛŒ از برهوییهای ترکمنستان هنوز به زبان برهویی تکلم Ù…ÛŒ کنند، ولی بسرعت در ØØ§Ù„ جذب شدن در زبان بلوچی هستند. دولت ترکمنستان ØŒ Ø§ØØªÙ…الاً به دلایلی مشابه تشویق برهوییها از طر٠دولت پاکستان ØŒ بقای بلوچها را به عنوان یک قوم تشویق Ù…ÛŒ کند (بنیگسن ØŒ ص ١٢٠Ù€١٢١). ایل بلوچی ذهیره آن قدر در عمان بوده Ú©Ù‡ امروزه در عداد قبایل عمان آورده Ù…ÛŒ شود. آنها با بلوچهای ساØÙ„ باطنه * یا نقاط دیگر عمان ارتباط مستقیمی ندارند. گروه دیگری در داخل کشور، در ØØ¯ÙˆØ¯ ١٥٠ کیلومتری جنوب Ø¨ÙØ±ÙŽÛŒÙ…ÛŒ * سکونت دارند. بلوچهای زنگبار در خدمت کشور مسقط بودند Ú©Ù‡ پس از کودتای ١٣٤٢ Ø´ / ١٩٦٣ موقعیت ممتاز خود را از دست دادند. در ١٣٤٤ Ø´ / ١٩٦٥ یکی از بلوچهای کنیا به عنوان دانشجوی خارجی در دانشگاه تهران ثبت نام کرد.
مدارکی دال بر مهاجرت از مکران از اوایل قرن سیزدهم / نوزدهم موجود است . قسمت اعظم مهاجرت گروههای پراکنده ظاهراً در قرون دوازدهم Ùˆ سیزدهم روی داده است . ولی برخی در قرن نهم از آنجا ØØ±Ú©Øª کردند، Ùˆ دیگران ممکن است قبل از آمدن به این ناØÛŒÙ‡ از راههای دیگری عزیمت کرده باشند. عزیمت ایشان عمدتاً به دلایل اقتصادی بود، Ùˆ قبل از اشتغال به کار در صنعت Ù†ÙØª ØŒ در صنعت مروارید کار Ù…ÛŒ کردند. بلوچها Ø§ØØªÙ…الاً از زمان ساسانیان به صورت سربازان اجیر به اینجا Ùˆ آنجا Ø±ÙØªÙ‡ اند. بسیاری از گروههای مهاجر، از نظر زبان Ùˆ جهات دیگر، با جامعة پیرامون خود یکسان شده اند ولی هنوز هویت خود را ØÙظ کرده اند. از ممیزات نواØÛŒÛŒ مانند مکران ØŒ Ú©Ù‡ باروری زنان در آنجا اندک است ØŒ یکی این است Ú©Ù‡ به جمعیت آنها Ø§ÙØ²ÙˆØ¯Ù‡ نمی شود.
قوم شناسی
ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯Ù‡Ø§ÛŒ جغراÙیایی برای مطالعة سکونتگاه Ùˆ جامعة بلوچستان انگلیس ØŒ Ùˆ ایالتهای کلات Ùˆ لس بلا Ùˆ خاران Ùˆ مکران ØŒ چنان مواد خاصی ÙØ±Ø§Ù‡Ù… آورده اند Ú©Ù‡ در منطقه Ù…Ù†ØØµØ± به ÙØ±Ø¯ است . از اواسط قرن چهاردهم / بیستم چند تن از دانش پژوهان کوشیده اند تا با کاربرد Ø±Ù‡ÛŒØ§ÙØªÙ‡Ø§ÛŒ نظری نو در Ø³ÙØ±Ù‡Ø§ÛŒ مطالعاتی خود، Ùˆ غالباً با Ù…Ø·Ø±Ø Ø³Ø§Ø®ØªÙ† پرسشهای جدید، به این داده ها Ø¨ÛŒÙØ²Ø§ÛŒÙ†Ø¯.
مطالعات قوم شناختی جدید، با پرسون شروع شد Ú©Ù‡ مدت شش ماه میان Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ ایل مَری به تØÙ‚یق پرداخت . بارث نیز هنگامی Ú©Ù‡ به ویرایش نوشته های پرسون مشغول بود، در ١٣٣٩ Ø´ این ایل را دید. تØÙ‚یقات پرسون عمدتاً دربارة روابط اجتماعی روزمره ØŒ از جمله میان زن Ùˆ مرد، در جوامعی است Ú©Ù‡ به کار شبانی مشغول اند. Ù† . سوئیدلر Ùˆ Ùˆ. سوئیدلر از ١٣٤٢ Ø´ تا ١٣٤٤ Ø´ میان برهویی زبانان سراوان Ùˆ کچّهی به سر بردند.
Ùˆ. سوئیدلر پیوند میان اوضاع زیستبوم شناختی Ùˆ ملزومات ÙÙ† شناختی گله داری Ùˆ تولید شبانی ØŒ Ùˆ پویش شناسی اجتماعی گروههای گله دار Ùˆ چادرنشین را نشان داد. Ù† .سوئیدلر تکوین سیاسی خان نشین را بر مبنای مشاهدة قوم شناسی Ùˆ مطالعة منابع تاریخی بازسازی کرد. اسپونر در سالهای ١٣٤٢Ù€ ١٣٤٦ Ø´ به مجموعه مطالعاتی در سراوان Ùˆ مکران (ایران ) پرداخت . مدت کوتاهی نیز در ١٣٤٤ Ø´ در نواØÛŒ بلوچ نشین Ø§ÙØºØ§Ù†Ø³ØªØ§Ù† به مطالعه پرداخت Ùˆ بعداً، در ١٣٦١Ù€ ١٣٦٢ Ø´ ØŒ توانست چند Ø³ÙØ± کوتاه به بلوچستان پاکستان بکند. او توجه خود را بر زیستبوم شناسی زندگی شبانی Ùˆ پویش شناسی رهبری در جامعه ای مختلط با گرایشهای گوناگون ØŒ بویژه بر نقش Â«ØØ§Ú©Ù… »، معطو٠کرد. هَمّ٠او بیشتر مصرو٠ØÙ„ این مطلب بود Ú©Ù‡ ØªÙˆØ¶ÛŒØØ§Øª زیستبوم شناختی تا Ú†Ù‡ میزانی ممکن است تاریخ بلوچ را روشن سازد. سالزمن در ١٣٤٦Ù€١٣٤٧ Ø´ / ١٩٦٧Ù€ ١٩٦٨ØŒ ١٣٥١Ù€١٣٥٢ Ø´ / ١٩٧٢Ù€١٩٧٣ Ùˆ ١٣٥٥ Ø´ / ١٩٧٦ در میان ایل یارمØÙ…دزایی (شهنوازی در زمان رضاشاه ) Ø³Ø±ØØ¯ (ایران ) به مطالعه پرداخت . سی . پاستنر Ùˆ اس . پاستنر نیز در ١٣٤٨ Ø´ / ١٩٦٩ به تØÙ‚یق دربارة روابط زن Ùˆ مرد در پنجگور، Ùˆ در ١٣٥٥ Ø´ / ١٩٧٦ در یک روستای ساØÙ„ÛŒ بلوچ نشین بیرون کراچی پرداختند. در همین سال ØŒ بستور Ø·ÛŒ اقامتی کوتاه در پای کوه ØªÙØªØ§Ù† در Ø³Ø±ØØ¯ (ایران ) به وص٠جامعة Ú©ÙˆÚ†Ú©ÛŒ از کردها پرداخت . اریول نیز در ١٣٥٥Ù€١٣٥٦ Ø´ / ١٩٧٦Ù€١٩٧٧ در میان بلوچهای Ø§ÙØºØ§Ù†Ø³ØªØ§Ù† به مطالعه مشغول شد. این بخش نهایی ØØ§ÙˆÛŒ اطلاعاتی دربارة جامعه Ùˆ ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ Ùˆ اقتصاد Ùˆ زیستگاه سنتی بلوچها Ùˆ بر اساس ØªØ£Ù„ÛŒÙØ§Øª پژوهندگان Ùˆ یادداشتهای چاپ نشدة مؤل٠است .
جامعة بلوچها دارای قشرهای مختل٠است . چهار طبقة اجتماعی دارد Ú©Ù‡ در اصل موروثی Ùˆ ØØ±ÙÙ‡ ای است : ØØ§Ú©Ùمْزات ØŒ بلوچ ØŒ شهری Ùˆ غلام Ø› تأویل سادة این واژه ها بترتیب عبارت است از اشرا٠، چادرنشینان ØŒ کشاورزان ØŒ Ùˆ بردگان . Â«ØØ§Ú©ÙÙ… » ØªÙ„ÙØ¸ بلوچی Â«ØØ§Ú©ÙÙ… » است ØŒ اصطلاØÛŒ Ú©Ù‡ در دورة قاجار Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ Ù…ÛŒ شده Ø› Â«ØØ§Ú©Ùمزات »ها خانواده های گسترده سردارهایی هستند Ú©Ù‡ Ù…ÛŒ توانستند با والی در بمپور رابطة مستقیم ایجاد کنند یا آن مقام را به Ú†Ù†Ú¯ آورند (در بلوچستان پاکستان ØŒ نواب Ùˆ سردار به یک معنی است ). «بلوچ »ها، چادرنشینان یا اخلا٠ایلهای چادرنشین یا بلوچهای اصیلی هستند Ú©Ù‡ گمان Ù…ÛŒ رود نام «بلوچ » Ùˆ زبان بلوچی را به بلوچستان آورده باشند. «شهری » (از واژة بلوچی «شهر» به معنای «ناØÛŒØ© مزروعی ») به زارع آبادی نشین اطلاق Ù…ÛŒ شود. «غلام » به مثابة برده به جامعة بلوچ وارد شد (واژه های دیگری مانند «دَرزاده » Ùˆ «نقیب » نیز ÛŒØ§ÙØª Ù…ÛŒ شود). Ú¯Ùˆ اینکه بردگان دارای اصل Ùˆ نسب Ùˆ قیاÙÙ‡ Ùˆ Ø±Ù†Ú¯Ù Ù…ØªÙØ§ÙˆØª بودند، از زمان الغای برده داری تنها کسانی Ú©Ù‡ اصل Ùˆ نسب آنها Ø§ÙØ±ÛŒÙ‚ایی بوده نتوانسته اند وضع اجتماعی خود را تغییر بدهند. برده ها برمبنای قانون همة کشورها آزادند، ولی دست Ú©Ù… تا پایان دهة ١٣٤٠ Ø´ وضع Ùˆ اختیارات آنها در جامعة بلوچ چندان تغییری نکرده بود. از غلامان Ø§ÙØ±ÛŒÙ‚ایی Ú©Ù‡ بگذریم ØŒ ØªØØ±Ú© در میان مرزهای طبقاتی ممکن است ولی چندان معمول نیست .
در درون این طبقات ØŒ تمایزات ثانوی نیز بر مبنای ایل (زات ) وجود دارد، Ùˆ موقعیت نسبی «بلوچ » Ùˆ «شهری » در عمل بر اساس پیوندهای ایلی Ùˆ تجربة گروههای بخصوص ØŒ Ù…ØªÙØ§ÙˆØª است Ø› زیرا یک گروه «شهری » ممکن است Ø·ÛŒ چند نسل ثروتی گرد آورد Ùˆ اسم Ùˆ رسمی پیدا کند، Ùˆ یک گروه بلوچ ممکن است نام Ùˆ آبروی خود را از دست بدهد. گروه «شهری » دارای طی٠وسیعی است . وضع برخی از آنها معادل رعایای وابسته به زمین Ùˆ زرخرید است . بسیاری از آنها Ø§ØØªÙ…الاً اخلا٠گروههای قبل از بلوچها Ùˆ مالک اراضی نسبتاً وسیعی هستند. اگر Ú†Ù‡ اکنون از تمام آنها در چارچوب مناسبات ایلی سخن Ù…ÛŒ رود، به Ø§ØØªÙ…ال زیاد، این طرز تلقی منبعث از سلطة ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ÛŒ بلوچهاست Ú©Ù‡ از نظر ایلی سازمان ÛŒØ§ÙØªÙ‡ اند، وگرنه قبل از اینکه این ناØÛŒÙ‡ صبغة بلوچی به خود بگیرد، Ù…ØØªÙ…لاً ساکنان آن دارای سازمان ایلی نبوده اند. ظاهراً با ورود بلوچها، Ú©Ù‡ خانواده های برجستة آنان توانستند اختیار برخی از آبادیها را در دست گیرند Ùˆ از آنها به صورت زمینة اقتدار خود Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ کنند (Ú¯Ùˆ اینکه بعضی از آنها را مهاجران بعدی از ایشان Ú¯Ø±ÙØªÙ†Ø¯)ØŒ راه Ùˆ رسم زندگی ایلی شیوة ÙØ§ÛŒÙ‚ سازمان اجتماعی شده است Ùˆ آرمان ایلی Ú©Ù‡ با وجود بلوچها درآمیخته تمام وجوه زندگی ایشان را ÙØ±Ø§Ú¯Ø±Ùته است .
سازمان ایلی بلوچ یکسان نیست . برخی از ایلها در شجره نامه ها پدرتباری صر٠را دنبال Ù…ÛŒ کنند، به دختران ارثی نمی دهند Ùˆ در ارزیابی وضع اجتماعی به اصل Ùˆ نسب مادر چندان ارجی نمی نهند، ØØ§Ù„ آنکه دیگران به تبار پدر Ùˆ مادر، هر دو، توجه Ù…ÛŒ کنند؛ در ارث به پسر Ùˆ دختر سهمی برابر (از اراضی ) Ù…ÛŒ دهند Ùˆ در مسائل اجتماعی برای پدر Ùˆ مادر وزنی برابر قائل اند (در زبان بلوچی برخلا٠زبان ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ در اسامی خویشاوندان پدری Ùˆ مادری ØªÙØ§ÙˆØªÛŒ وجود ندارد). الگوی شجره نامة پدرتباری برای نشان دادن پیوند میان گروهها Ùˆ نشان دادن ارتباط سیاسی Ùˆ مشروعیت ØŒ Ùˆ نیز به صورت وسیله ای برای ربط دادن رویدادهای تاریخی به زمان ØØ§Ø¶Ø±ØŒ به کار Ù…ÛŒ رود. در مواردی Ú©Ù‡ پدر از سرکردگان مهم است Ùˆ Ø§ØØªÙ…ال Ù…ÛŒ رود Ú©Ù‡ پسر بزرگش جانشین او شود، رسم است Ú©Ù‡ پدر، قبل از تقسیم ارث میان همگان ØŒ سهمی اضاÙÛŒ برای او کنار بگذارد. این کار Ú©Ù‡ «میروَندی » نام دارد، باید با رضایت دیگر پسران Ùˆ دختران انجام شود.
هویت هر کس بسته به عضویت او در گروهی ایلی است ØŒ Ùˆ هر گروه ایلی به یکی از چهار طبقه تعلق دارد. بسیاری از ایلها امروزه به عنوان بلوچ Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØªÙ‡ شده اند، ولی اصل Ùˆ نسب غیربلوچ آنها مشخص است Ù€ از ایران (مثلاً نوشیروانیها)ØŒ از Ø§ÙØºØ§Ù†Ø³ØªØ§Ù† (مثلاً بارکزاییها)ØŒ از مسقط (Ø§ØØªÙ…الاً بلیدیها)ØŒ یا از دره رود سند (گیچکیها). بیشتر ایلها Ú©ÙˆÚ†Ú© اند Ùˆ از چند صد یا ØØ¯Ø§Ú©Ø«Ø± ØØ¯ÙˆØ¯ هزار خانوار تشکیل شده اند (مری با شصت هزار تن از همه پرجمعیت تر است ). ازدواج میان طبقات پیش Ù…ÛŒ آید (بویژه در موارد نادری Ú©Ù‡ تیره ای از ایلی Ú©Ù‡ «بلوچ » یا «شهری » بوده ØŒ Â«ØØ§Ú©Ù…زات » شده باشد)ØŒ ولی زن نباید با ÙØ±ÙˆØ¯Ø³Øª خود ازدواج کند. در مورد اصل Ùˆ نسب مختلط ØŒ موقعیت اجتماعی پایین تر غالب است . گروههای آبادی نشین Ùˆ چادرنشین از نظر اقتصادی پیوندهای نزدیکی با یکدیگر دارند Ùˆ متقابلاً به هم متکی هستند. اسامی ایلهای عمدة هر بخشی از بلوچستان در بخش جغراÙیایی (سطور پیشین ) آمده است . Ùهرست کاملتر از آن را Ù…ÛŒ توان در پایان کتابهای بلوچ (١٩٧٤/ ١٣٥٣ Ø´ ) Ùˆ جهانبانی (١٣٣٦ Ø´ ) ÛŒØ§ÙØª .
ایلهای خان نشین در دو گروه مجزای سراوان Ùˆ جهلاوان درجه بندی شده بودند. رتبة هر یک به طرق مختل٠مشخص Ù…ÛŒ شد. در شورای خان («مجلس »، «دیوان ») هر کرسی به شخص خاصی تعلق داشت . کرسیهایی Ú©Ù‡ از همه به خان نزدیکتر بودند بیشترین ارزش را داشتند. سردار سراوان ارشد بود Ùˆ در سمت راست خان Ù…ÛŒ نشست ØŒ سردار جهلاوان در سمت Ú†Ù¾ او Ù…ÛŒ نشست . پس از آن دو، دیگر سردارهای سراوان Ùˆ جهلاوان به ترتیب مقام Ùˆ رتبة خود Ù…ÛŒ نشستند. هدایایی نیز Ú©Ù‡ خان هنگام جلوس سرداری جدید Ù…ÛŒ داد براساس وضعی Ú©Ù‡ آن ایل در سلسله مراتب داشت ØªÙØ§ÙˆØª Ù…ÛŒ کرد. مبلغ پولی هم Ú©Ù‡ خان پس از مرگ یک سردار یا عضوی از خانوادة او Ù…ÛŒ پرداخت بر اساس رتبه ØªÙØ§ÙˆØª داشت . پس از مرگ سرداران عالی مقام ØŒ خان شخصاً به دیدن خانوادة عزادار Ù…ÛŒ Ø±ÙØª . مرگ سرداری متوسط Ø§Ù„ØØ§Ù„ با دیدار پسر یا برادر خان از خانوادة عزادار برگزار Ù…ÛŒ شد. در مورد سرداران خرده پا، خان یکی از مقامات خان نشین را Ù…ÛŒ ÙØ±Ø³ØªØ§Ø¯ ( > ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ جغراÙیایی < ØŒ ج ٦ØŒ بخش ب ØŒ ص ١١٢).
گذشته از طبقات ØŒ انواع دیگری از ایل مانند Ú©ÙØ±Ø¯ØŒ برهویی ØŒ دÙهوار، جتّ، جدگال ( جطگال ) ØŒ لاسی ØŒ Ù„ÙØ±ÛŒ ( لوری ) ØŒ ومید نیز وجود دارد. این گروهها به اعتباری بلوچ بوده Ùˆ هستند Ùˆ به اعتباری نیستند؛ برخی از موقعیت اجتماعی بالایی برخوردارند Ùˆ برخی دون پایه اند. به هر ØØ§Ù„ ØŒ تمام این گروهها Ù€ برخلا٠آنهایی Ú©Ù‡ بعداً دربارة آنها Ø¨ØØ« خواهد شد Ù€ اساساً جزو جامعة بلوچ به ØØ³Ø§Ø¨ Ù…ÛŒ آیند، زیرا در ساختار سیاسی آن ادغام شده اند. عموماً چنین تصور شده است Ú©Ù‡ Ú©ÙØ±Ø¯Ù‡Ø§ از کردستان مهاجرت کرده اند (تصوری Ú©Ù‡ شاهدی برای اثبات آن در دست نیست ). Ú©ÙˆÙچها یا کوچهای صدر اسلام را نوعی Ú©ÙØ±Ø¯ دانسته اند (ابن ØÙˆÙ‚Ù„ ØŒ ص ٣٠٩). امروزه آنها را در دو ناØÛŒÙ‡ Ù…ÛŒ توان ÛŒØ§ÙØª : در پیرامون کوه ØªÙØªØ§Ù† در Ø³Ø±ØØ¯ ایران Ùˆ در سراوان پاکستان . اینها از نظر موقعیت اجتماعی با بلوچها برابرند. تنها وجه ممیز برهوییها از بلوچها زبان آنهاست Ú©Ù‡ بسیاری از واژگان آن با زبان بلوچی یکسان است (برهوییها به زبان بلوچی نیز تکلم Ù…ÛŒ کنند). هستة مرکزی نواØÛŒ برهویی زبان را Ù…ÛŒ توان سراوان Ù€ جهلاوان دانست ØŒ ولی برهویی زبانان پراکنده ای نیز در بسیاری از قسمتهای شمالی ØŒ از جمله در سیستان Ùˆ ترکمنستان ØŒ Ù…ÛŒ توان ÛŒØ§ÙØª . دهوارها به گونه ای از زبان ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ Ú©Ù‡ با تاجیکی Ùˆ دری قرابت دارد تکلم Ù…ÛŒ کنند. آنها ظاهراً کشاورزان Ùلات ØŒ در مستنگ Ùˆ سراوان ایران ØŒ بوده اند Ùˆ بسا Ú©Ù‡ اخلا٠کشاورزان دوران قبل از اسلام Ùˆ متعلق به دوره ای باشند Ú©Ù‡ این نواØÛŒ زیرسلطة ØØ§Ú©Ù… ایالتی سیستان بوده است . در تاریخ اخیر بلوچ ØŒ ایشان به عنوان «اولوسÙ»/ «اÙÙ„ÙØ³Ù» (رعایای )خان ØŒ نقش مهمی بر عهده داشته Ùˆ هم دهقانان Ùلات Ùˆ هم قشر دیوانسالاری خان را تشکیل Ù…ÛŒ داده اند ( اولوس ØŒ Ú©Ù‡ عنوان مجله ای بلوچی است ØŒ به معنای بلوچهایی Ú©Ù‡ به دلیلی پیوندهای ایلی آنها گسسته شده نیز به کار Ø±ÙØªÙ‡ است ). رابطة میان خان Ùˆ اولوسهایش با رابطة میان سردار Ùˆ Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ ایلش ØªÙØ§ÙˆØª داشت . در مورد اخیر، هر دو اعضای یک قوم بودند Ùˆ پیوندهای خویشاوندی داشتند Ùˆ مکل٠به شرکت در غم Ùˆ شادی یکدیگر بودند. میان خان Ùˆ اولوسهای او مسئلة خویشاوندی یا ØÛŒØ«ÛŒØª مشترک وجود نداشت (Ù† . سوئیدلر، ص ١٥١)ØŒ Ùˆ آنها مشمول خدمت نظام نبودند. بنابراین ØŒ زیرلوای خان ØŒ دهوارها موقعیتی مجزا Ùˆ غیربلوچ داشتند. این وضع در عهد بارکزاییها در سراوان ایران نیز اØÛŒØ§Ù†Ø§Ù‹ همین گونه بوده است ØŒ ولی امروزه در میان بلوچهای ایرانی وضع آنها با «شهری »ها مشابهت دارد. جَتها Ùˆ جطگالها Ùˆ لاسیها (Ú©Ù‡ گمان Ù…ÛŒ رود با جَطّهای ( رجوع کنید به جَتّ ) هند نسبت داشته باشند) به گونه هایی از زبان سندی تکلم Ù…ÛŒ کنند. لاسیها، Ø§ÙˆÙ„ÙˆØ³Ù ØØ§Ú©Ù… موروثی٠(جامÙ) لس بلا هستند. جطگالها ساکنان دشتیاری اند. جتها رعایای خان٠کچّهی اند. در میان اولوس٠خان Ùˆ جامها، لاسیها Ùˆ جطها نسبتاً ÙØ±ÙˆØ¯Ø³Øª اند، ولی جطگالهای دشتیاری ØŒ به سبب برخورداری از خودمختاری داخلی ØªØØª ØÚ©ÙˆÙ…ت Â«ØØ§Ú©Ù… » خویش ØŒ وضع بهتری دارند. Ù„ÙØ±ÛŒÙ‡Ø§ Ùˆ میدها منÙورند Ùˆ چندان ØªÙØ§ÙˆØªÛŒ با غلامها ندارند. لریها کولیهایی هستند Ú©Ù‡ در سراسر بلوچستان سرگردان اند Ùˆ به نوازندگی Ùˆ کارهایی از این نوع Ù…ÛŒ پردازند. میدها گروههای Ú©ÙˆÚ†Ú© ماهیگیر هستند Ú©Ù‡ در سواØÙ„ مکران زندگی Ù…ÛŒ کنند. مورگنستیرنه (ص ٩) نخستین بار به شواهدی دست ÛŒØ§ÙØª Ú©Ù‡ نشان Ù…ÛŒ داد گروههایی دست Ú©Ù… یک بار زبان خود را از بلوچی به برهویی (زبان دراویدی ) تغییر داده Ùˆ سپس بار دیگر به بلوچی بازگشته اند. بر مبنای شواهد زبان شناختی به نظر Ù…ÛŒ رسد Ú©Ù‡ برهوییهای اصلی Ø§ØØªÙ…الاً ØØ¯ÙˆØ¯ هزار سال پیش ØŒ از جنوب هند مهاجرت کرده باشند (ج . بلوخ در مورگنستیرنه ØŒ ص ٥ Ù€٦Ø› والÙنبین ØŒ اطلاعات شخصی ). بلوچ Ùˆ برهویی (چنانکه کسانی در میان برهوییها Ùˆ نیز نویسندگانی نظیر رومن مدعی شده اند) دو هویت نبوده اند Ú©Ù‡ با هم مانعة الجمع باشند. بر همین اساس ØŒ نباید گمان کنیم Ú©Ù‡ جطگالها، به دلیل زبان خود، لزوماً از جَتها یا لاسیها هستند. میدها Ø§ØØªÙ…الاً وابسته به گروهی متعلق به پیش از اسلام Ùˆ شاید اخلا٠ماهیخوارانی (Ø§ÛŒØ®ØªÛŒÙˆÙØ§Ú¯ÛŒ ) هستند Ú©Ù‡ ناوگان اسکندر آنها را دید. جطها Ùˆ جطگالها (معنای ØªØØª Ø§Ù„Ù„ÙØ¸ÛŒ : «جط زبانان »)ØŒ وزطّ (در منابع اسلامی اولیه ) شاید اخلا٠یوتیه یا اوتیی های امپراتوری هخامنشی Ùˆ بازماندگان گروه آبادی نشین متقدمی از اصل Ùˆ نسب هندی باشند (قس برونر، ص ٧٧٢). غلامان باقیمانده از طریق داد Ùˆ ستد با مسقطیها Ùˆ عمدتاً در قرن سیزدهم Ùˆ اوایل قرن چهاردهم به آنجا آورده شده بودند.
رابطة میان بلوچها Ùˆ پشتوها نیز شایان توجه است . پشتوها در ایالت بلوچستان پاکستان اقلیت بسیار وسیعی تشکیل Ù…ÛŒ دهند. بیشتر آنها در بخشهای شمالی ØŒ یعنی جایی Ú©Ù‡ هرگز در تصر٠بلوچها نبوده است ØŒ زندگی Ù…ÛŒ کنند، ولی بازرگانان Ùˆ سوداگران پشتو در دیگر نقاط ایالت هم ÛŒØ§ÙØª Ù…ÛŒ شوند. بارث (١٩٦٤) نشان Ù…ÛŒ دهد Ú©Ù‡ مرز ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ÛŒ میان بلوچ Ùˆ پشتو در شمال شرقی بلوچستان (پاکستان )ØŒ بدون جابه جایی جمعیت ØŒ به آهستگی Ùˆ به تناوب به ضرر پشتوها به سوی شمال در ØØ±Ú©Øª بوده است . گروههایی Ú©Ù‡ قبلاً پشتو بوده Ùˆ به زبان پشتو تکلم Ù…ÛŒ کرده اند ضمن Ø³ÙØ± او در ١٣٣٩ Ø´ بلوچی زبان بوده Ùˆ از جانب خود Ùˆ دیگران بلوچ شمرده Ù…ÛŒ شده اند. دیگران Ú¯ÙØªÙ‡ اند Ú©Ù‡ مَریها به سبب تشابهات موجود در سازمان ایلی خود ممکن است اصل Ùˆ نسب پشتو داشته باشند. اگرچه به سبب وجود چند عامل (مانند نرخ نسبی رشد جمعیت Ùˆ جسارت Ùˆ دارایی بیشتر)ØŒ Ù…ÛŒ بایست علی القاعده اوضاع در جهت مخال٠تغییر ÛŒØ§ÙØªÙ‡ باشد، با مقایسة شیوه هایی Ú©Ù‡ بر اساس آن روابط اجتماعی Ùˆ سیاسی آنها سامان ÛŒØ§ÙØªÙ‡ است ØŒ جذب پشتوها در بلوچها قابل پیش بینی بوده است . ساختار جامعة بلوچی زبان با مسئلة ادغام مهاجران Ùˆ پناهندگان سازگارتر است . به سبب بی نظمیهایی Ú©Ù‡ به مدت بیش از یک قرن قبل از ادغام جامعة بلوچها در هند به صورتی مزمن در این ناØÛŒÙ‡ وجود داشت ØŒ گروههای بسیاری کلاً به Ø´Ú©Ù„ دسته هایی از پناهندگان درآمدند. الگوی Ú©Ù„ نظام پشتو را Ù…ÛŒ توان به چند برادر تشبیه کرد Ú©Ù‡ هر یک انتظار دارد با دیگران برابر باشد، اما جامعة بلوچ ØŒ گرچه به ظاهر مبتنی بر همان Ù…ÙØ§Ù‡ÛŒÙ… خویشاوندی Ùˆ نَسَب است ØŒ مبتنی بر شورایی پایبند Ùˆ معتقد به مساوات ( در ØÙ‚وق ØŒ منابع ØŒ امکانات ) در مورد همة Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ جامعه ØŒ نیست . Ø¯ÙØ§Ø¹ از شر٠نزد بلوچ مهم است ØŒ ولی الگوی اساسی جامعة آنها عبارت از رابطة میان پدر Ùˆ پسران اوست . کسانی Ú©Ù‡ به جامعة بلوچ پناهنده Ù…ÛŒ شوند، با Ø±ÙØªØ§Ø± Ùˆ Ú¯ÙØªØ§Ø±ÛŒ همانند٠بلوچها در آن مأمنی Ù…ÛŒ یابند، Ùˆ در آن جامعه جذب Ù…ÛŒ شوند (البته جذب ظاهری پشتوها در بلوچها را به طرق دیگری نیز Ù…ÛŒ توان تبیین کرد. مثلاً پشتوها ممکن است ØµØ±ÙØ§Ù‹ بر اثر منزوی شدن از جامعة خود بلوچ شده باشند. پدیدة تغییر هویت Ùˆ رابطة آن با تغییر زبان Ùˆ تغییر موقعیت اجتماعی مستلزم بررسیهای دقیق بیشتری است ).
گروههای دیگری نیز در بلوچستان زندگی می کنند که بخشی از جامعة بلوچ به شمار نمی آیند یا نمی توانند در بلوچها جذب شوند. اهم آنها عبارت اند از: هندوها و سیکها و اسماعیلیها، که در طول زمان پیرامون قلعه های سردارها
Ùˆ در بندرها گروههای بازرگانی Ú©ÙˆÚ†Ú©ÛŒ تشکیل داده اند. در آن بخش شبه قاره Ú©Ù‡ امروزه پاکستان است ØŒ انگلیسیان Ùˆ سردارها آنها را ØÙ…ایت Ùˆ تشویق Ù…ÛŒ کردند. تجزیة هند به کاهش عدة معتنابهی از این گروهها در سمت پاکستان انجامید. گروههایی از هزاره * ها نیز بویژه در کویته ÛŒØ§ÙØª Ù…ÛŒ شوند Ú©Ù‡ در اواخر قرن سیزدهم Ùˆ اوایل قرن چهاردهم از Ø§ÙØºØ§Ù†Ø³ØªØ§Ù† مهاجرت کرده اند. سرانجام ØŒ ایرانیان (بویژه از یزد) Ùˆ پاکستانیها (عمدتاً از پنجاب ) به عنوان مأمور دولت به بلوچستان Ø±ÙØªÙ†Ø¯ Ùˆ در آنجا زمین خریدند Ùˆ ساکن شدند.
مهمترین رویداد در زندگی هر بلوچ ازدواج است . ØØªÛŒ در موارد نسبتاً معدودی Ú©Ù‡ مردی بیش از یک بار ازدواج Ù…ÛŒ کند، ازدواج نخستین از نظر اجتماعی از همه مهمتر است . ازدواج وضع اجتماعی بلوچ را تا پایان عمر (اعم از اینکه مرد باشد یا زن ) تثبیت Ù…ÛŒ کند. هزینة عمده ای Ú©Ù‡ این امر دارد «مَهر» است Ú©Ù‡ در ١٣٤٣ Ø´ برای بلوچهای چادرنشین مکران شرقی ایران به ده هزار ریال بالغ Ù…ÛŒ شد. در مورد Â«ØØ§Ú©Ùمزات » معادل ٧٥% ارثیه ای بود Ú©Ù‡ داماد انتظار Ø¯Ø±ÛŒØ§ÙØª آن را داشت ØŒ از این طریق تضمین Ù…ÛŒ شد Ú©Ù‡ سه چهارم اموال داماد را ÙØ±Ø²Ù†Ø¯Ø§Ù† عروس به ارث Ù…ÛŒ برند. طلاق در بیشتر جوامع بلوچ نادر است .
نمونة اعلای جشن در میان بلوچها جشن عروسی است (برای نمونه رجوع کنید به گابریل ØŒ ١٩٣٥ØŒ ص ٢٣٣Ù€ ٢٦١). جزئیات آن از Ù…ØÙ„ به Ù…ØÙ„ ØªÙØ§ÙˆØª دارد ولی آنچه در اینجا Ù…ÛŒ آید در میان بلوچهای نسبتاً مستغنی رایج است . عقد Ùˆ جشن ازدواج در Ù…ØÙ„ سکونت عروس برپا Ù…ÛŒ شود Ùˆ مراسم آن عبارت است از رقص Ùˆ موسیقی ØŒ «تاس گَرْدÙین » (دور گردانیدن کاسه برای جمع آوری پول جهت Ú©Ù…Ú© به مخارج برخی ØªØ´Ø±ÛŒÙØ§Øª )ØŒ «ØÙ†Ø§Ú¯Ø±Ø¯ÛŒÙ† » (گردانیدن ØÙ†Ø§ÛŒÛŒ Ú©Ù‡ با آن ناخنهای عروس را رنگ کرده اند به منظور جمع آوری پول برای دایة عروس )ØŒ «چَم دیدÙکانی » به معنای رونما (برای آوازهایی Ú©Ù‡ در هر مرØÙ„Ù‡ خوانده Ù…ÛŒ شد رجوع کنید به مورگنستیرنه ØŒ ١٩٤٨ØŒ ص ٢٧٨).
قسمت اعظم ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ بلوچ برای پژوهندگان دیگر ایلهای ایرانی ناشناخته نیست ØŒ ولی این ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ جنبه های اختصاصی نیز دارد؛ یکی از آنها Ø§ØØªØ±Ø§Ù… Ùوق العادة بلوچها به موقعیت اجتماعی Ùˆ قدرت Ùˆ بویژه قدرت سردار Ùˆ ØØ§Ú©Ù… است . مَریها از «پاگْ واجه » (پرسون ØŒ ص ٢٦) یا سرکردة دستار به سرسخن Ù…ÛŒ گویند Ùˆ نشانه تأیید کسی در منصب سرداری ØŒ بستن دستار بر سر اوست . پایگاه سردار Ùˆ بیش از او Â«ØØ§Ú©Ù… » یا «نواب » یا خود خان Ú©Ù‡ مقامی Ùوق ایلی برای خود ایجاد کرده بودند، در قلعه ای واقع در مرکز زراعی عمدة ناØÛŒØ© ØªØØª تسلط او بود. عایدات او بیشتر از آنچه در سلطة او بود ØØ§ØµÙ„ Ù…ÛŒ شد تا از داراییهای خودش . این عایدات مشتمل بود بر ØØ§ØµÙ„ زمینی Ú©Ù‡ به خود او تعلق داشت Ø› عشریة («ده یک ») تمام Ù…ØØµÙˆÙ„ات «شهری »های ØªØØª سلطة او؛ خدمت (در بلوچی : «سْرÙین بندی ») به او از جانب تمام بلوچهایی Ú©Ù‡ سرداری او را Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØªÙ‡ بودند؛ Ùˆ مالیات Ú©Ù‡ «شهری »ها Ùˆ بلوچها Ù…ÛŒ پرداختند (این مالیات در اصل به نمایندگان «قجر» یا خان یا انگلیس پرداخت Ù…ÛŒ شد). در این عایدات ØŒ از جایی به جای دیگر ØªÙØ§ÙˆØªÙ‡Ø§ÛŒÛŒ دیده Ù…ÛŒ شد. در اصل ØŒ کار زارعان ØªØØª امر ØØ§Ú©Ù… ØŒ منبع درآمد او Ùˆ ÙˆÙØ§Ø¯Ø§Ø±ÛŒ شبانان چادرنشین منبع قدرت او بود. سردار مکل٠بود Ú©Ù‡ در اختیار Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ ایل خود باشد Ùˆ به Ø§Ø®ØªÙ„Ø§ÙØ§Øª Ùˆ دادخواهیهای آنها رسیدگی کند، Ú©Ù‡ این کار را «مَردÙمداری » Ù…ÛŒ خوانند. هر کسی ØÙ‚ مراجعة مستقیم به سردار را دارد، Ùˆ بخش اعظم روزهایی Ú©Ù‡ سردار در قلعة خود به سر Ù…ÛŒ برد به دیدن ارباب رجوع Ù…ÛŒ گذرد (Ù† . سوئیدلر، ١٩٧٧ØŒ ص ١١٣). یکی از واژه های نسبتاً رایج زبان بلوچی «کَماش » به معنای «بزرگتر» است . در هر موقعیت اجتماعی شخصی به طور ضمنی «بزرگتر» تلقی Ù…ÛŒ شود Ùˆ جز در موارد خصومت آشکار هرگز تردیدی در این باره Ú©Ù‡ کدامیک «کماش » است پیش نمی آید. ØÚ©Ø§Ù… آبادیهای زراعی در جلب ÙˆÙØ§Ø¯Ø§Ø±ÛŒ چادرنشینان با یکدیگر رقابت Ù…ÛŒ کنند.
امروزه اکثریت قریب به Ø§ØªÙØ§Ù‚ بلوچها ØÙ†ÙÛŒ مذهب اند Ùˆ با اینکه در تعهد Ùˆ عمل به ÙØ±Ø§ÛŒØ¶ مذهبی ØªÙØ§ÙˆØª بسیار به چشم Ù…ÛŒ خورد، در نظر آنها اسلام یکی از لوازم اساسی بلوچ بودن است . دو جماعت غیرØÙ†ÙÛŒ هم وجود دارد: یکی Ø·Ø§ÛŒÙØ© بامری * Ú©Ù‡ در دَلگان در غرب بمپور ساکن اند Ùˆ شیعی مذهب اند، شاید به سبب نزدیکی Ù…ØÙ„ سکونت آنها به مقامات قاجار (ولی تاریخ شیعه شدن ایشان مشخص نیست ØŒ Ùˆ باید به خاطر داشت Ú©Ù‡ در برخی از منابع متقدم اسلامی به شیعه بودن بعضی از بلوچها اشاره هایی دیده Ù…ÛŒ شود) ( به نوشتة لانگ ورث دیمز در د. دین Ùˆ اخلاق (ذیل مادّه ) در میان بلوچهای ترکمنستان هم شیعه ÛŒØ§ÙØª Ù…ÛŒ شود. مقدسی (ص ١٦٧) اکثر بلوچها را شیعه دانسته است ) Ø› جماعت دوم در قرون دوازدهم Ùˆ سیزدهم در مکران Ùˆ ماشکی Ùˆ ساØÙ„ لس بلا پیروان ÙØ±Ø§ÙˆØ§Ù†ÛŒ داشت Ú©Ù‡ خود را ذÙکری (در بلوچی : زÙگْری ) Ù…ÛŒ نامیدند. این گروه ظاهراً به صورت شاخه ای ØŒ از ÙØ±Ù‚Ø© مهدوی به وجود آمده است . ÙØ±Ù‚Ø© مهدوی نیز در اواخر قرن نهم به پیشوایی سیدمØÙ…د کاظمی جونپوری * (٨٤٧ Ù€ ٩١٠) Ú©Ù‡ خود را مهدی خواند تشکیل گردید. رهبران این ÙØ±Ù‚Ù‡ در مکران کتابهایی دارند، از جمله ØµÙØ§Ù†Ø§Ù…Ø© مهدی Ùˆ تردید مهدویت . به Ø§ØØªÙ…ال بسیار، مریدان جونپوری عقاید او را به مکران آوردند، Ùˆ میان موÙقیت ذکریان Ùˆ Ø§ÙØ²Ø§ÛŒØ´ قدرت٠بÙلیدیها پیوندی دیده Ù…ÛŒ شد. در آغاز قرن دوازدهم ØŒ هنگامی Ú©Ù‡ ملامراد گیچکی (Ú©Ù‡ مقام ویژه ای در تاریخ ذکری دارد) بلیدیها را بیرون راند، ÙØ±Ù‚Ø© ذکری بار دیگر گسترش ÛŒØ§ÙØª . اندیشة گزینش کوه مراد به جای کعبه ممکن است از آن٠ملامراد بوده باشد، Ùˆ همو ممکن است چاه معروÙ٠زمزم را در بیرون قلعة تربت کنده باشد. در زمان ØÚ©ÙˆÙ…ت ملک دینار، پسر ملامراد، نصیرخان اول کوشید Ú©Ù‡ این بدعت را از میان بردارد Ùˆ یکی از دلایل ØÙ…لة موÙقیت آمیز او به مکران همین بود.
از زمان ØÙ…لات نصیرخان در قرن دوازدهم ØŒ بویژه از هنگام درآمیختن بیشتر اسلام با اندیشه های خودمختاری بلوچها Ùˆ پاکستان ØŒ عدة پیروان ÙØ±Ù‚Ø© ذکری ظاهراً رو به کاهش گذاشته است . تعیین شمارة پیروان به سبب تقیه مشکل است . Ø§ØØªÙ…ال Ù…ÛŒ رود Ú©Ù‡ در ایران به طور Ú©Ù„ÛŒ از میان Ø±ÙØªÙ‡ باشد، ولی ظاهراً در مکران پاکستان هنوز از اهمیت برخوردار است (رجوع کنید به ذکری ØŒ ÙØ±Ù‚Ù‡ Ø› جونپوری ØŒ Ù…ØÙ…د).
Ø§ÙØ²Ø§ÛŒØ´ آگاهی اسلامی در میان بلوچ در دهه های اخیر ممکن است معلول چند عامل باشد: از قدرت سردارها در هر سه کشور بر اثر سلطة دولت کاسته شده است Ø› مولویها (مقامات مذهبی Ú©Ù‡ در هند ØªØØµÛŒÙ„ کرده اند) در بسیاری از جوامع Ù€ بویژه در ایران ØŒ نمایندة اسلام اهل سنت بلوچهاهستند Ù€ جایگزین قدرت غیرمذهبی سردارها شده اند. با Ø§ÙØ²Ø§ÛŒØ´ آگاهیهای اسلامی ØŒ جدا کردن زنان از مردان در میان طبقات بالای جوامع آبادی نشین روبه Ø§ÙØ²Ø§ÛŒØ´ است . با این ØØ§Ù„ ØŒ آن علاقة مذهبی Ú©Ù‡ بسیاری از بلوچها را مستعد پذیرش آیین ذکری کرد، در توجه گستردة ایشان به زیارتگاهها Ù€ Ú©Ù‡ ممکن است قبر کسی یا ØµØ±ÙØ§Ù‹ پدیده ای طبیعی مانند درخت یا تپه باشد Ù€ Ùˆ نیز به درویشان دوره گرد هنوز هم مشهود است . موی بلند درویشان شاید ØØ§ÛŒØ² اهمیت باشد، زیرا Ø§ØØªÙ…الاً در گذشته در میان بلوچ موی بلند رسم بوده است (دو عکس از میرخدادادخان ØŒ دهمین خان بلوچ Ú©Ù‡ از ١٢٧٤ تا ١٣١١ ØÚ©ÙˆÙ…ت Ù…ÛŒ کرد مؤیّد این امر است رجوع کنید به بلوچ ØŒ ١٩٧٥ØŒ ص ١٠٨ به بعد).
ارزشهای شبانان بلوچ مهمترین ارزشهای جامعة بلوچ است ØŒ Ùˆ هر گاه با Ù…ÙØ§Ù‡ÛŒÙ… اسلامی در تعارض باشد دومی ØªØØª الشعاع قرار Ù…ÛŒ گیرد. بلوچها به مقررات ØÙظ شر٠خود Ø§ÙØªØ®Ø§Ø± Ù…ÛŒ کنند. این مقررات به این Ø´Ø±Ø Ø§Ø³Øª : از کسی Ú©Ù‡ به خانة ایشان پناهنده شده است تا ØØ¯ مرگ Ø¯ÙØ§Ø¹ Ù…ÛŒ کنند Ùˆ چنین است Ø¯ÙØ§Ø¹ از هر چیزی Ú©Ù‡ نزد ایشان به امانت گذاشته شده باشد؛ پذیرایی بی چون Ùˆ چرا از هر کس Ú©Ù‡ به خانة ایشان بیاید Ùˆ Ø¯ÙØ§Ø¹ از مهمان با جان خود تا زمانی Ú©Ù‡ مایل به ماندن باشد؛ همراهی کردن مهمان تا مرز ناØÛŒØ© او (در صورت لزوم ) هر گاه Ú©Ù‡ تصمیم به Ø±ÙØªÙ† بگیرد (اما، اگر مهمانی بیش از سه روز اقامت کند پناهنده به شمار Ù…ÛŒ رود Ùˆ موظ٠به توجیه وضع خویش است )Ø› هرگز زنان Ùˆ Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ نابالغ Ùˆ غیرمسلمان را نمی کشند؛ در مورد قتل Ù†ÙØ³ یا ضرب Ùˆ Ø¬Ø±Ø ØŒ Ø´ÙØ§Ø¹Øª زنی از خانوادة خاطی را Ù…ÛŒ پذیرند؛ هرگز در ØØ±ÛŒÙ… زیارتگاه کسی را نمی کشند؛ Ùˆ در صورت مداخلة ملا یا سید یا زنی Ú©Ù‡ قرآنی بر روی سر دارد از جنگ Ùˆ نزاع دست Ù…ÛŒ کشند. هیچیک از این اصول با مقررات مشابه نزد پشتوها یا جوامع ایلی دیگر در جنوب غربی آسیا ØªÙØ§ÙˆØª اساسی ندارد.
از ارزشهای دیگری Ú©Ù‡ در Ú¯ÙØªØ§Ø± بلوچها دربارة جامعة آرمانی بلوچ شایان توجه است از جمله این اصل است Ú©Ù‡ بلوچ به سوداگری نمی پردازد. ممکن است گوشت Ùˆ غله ای را Ú©Ù‡ تولید Ù…ÛŒ کند Ø¨ÙØ±ÙˆØ´Ø¯ØŒ اما میوه یا سبزیجات را نمی ÙØ±ÙˆØ´Ø¯. هر Ù…Ø³Ø§ÙØ±ÛŒ ØÙ‚ دارد Ú©Ù‡ هنگام عبور، از Ù…ØØµÙˆÙ„ مزارع Ø±ÙØ¹ گرسنگی کند. اصل اصیل رابطة بلوچ با زمین خود بر این معنی استوار است Ú©Ù‡ این سرزمین (Ú©Ù‡ همة بیگانگان آن
را به عنوان بیابان Ùˆ کوه بی آب Ùˆ عل٠تØÙ‚یر Ù…ÛŒ کنند) وطن آرمانی است ØŒ Ùˆ بر بلوچ است Ú©Ù‡ خود را با آن سازگار سازد، منابع آن را بشناسد Ùˆ از آنها بهره مند شود. بلوچ پیش Ùˆ بیش از هر چیز جنگجو Ùˆ شبان است ØŒ Ùˆ با ÙˆÙØ§Ø¯Ø§Ø±ÛŒ بی چون Ùˆ چرا به سردار خویش خدمت Ù…ÛŒ کند. Ú¯Ùˆ اینکه ممکن است او به کارهای دیگر نیز بپردازد، آنچه را Ú©Ù‡ ÙˆÛŒ را بلوچ Ù…ÛŒ کند از یاد نمی برد.
اهمیتی Ú©Ù‡ بلوچ برای Â«ØØ§Ù„ » قائل است ØØ§Ú©ÛŒ از آن است Ú©Ù‡ جامعة بلوچ جامعة Ù…Ø³Ø§ÙØ±Ø§Ù† است . Â«ØØ§Ù„ » عبارت است از مراسم اØÙˆØ§Ù„پرسی Ùˆ مبادلة اطلاعات Ú©Ù‡ هر گاه دو یا چند بلوچ با هم ملاقات Ù…ÛŒ کنند، اعم از اینکه مهمان Ùˆ میزبان باشند یا دور از روستا Ùˆ اردوگاه ØŒ با درجات Ù…Ø®ØªÙ„Ù ØªØ´Ø±ÛŒÙØ§Øª بدان عمل Ù…ÛŒ کنند. در نمونة اعلای آن دو گروه سوار Ú©Ù‡ در بیابان به هم Ù…ÛŒ رسند، نخست از مرکب پیاده Ù…ÛŒ شوند Ùˆ با هم دست Ù…ÛŒ دهند Ùˆ روبروی هم Ù…ÛŒ نشینند. قدم بعدی ØŒ تشخیص «کَماش » یا کسی است Ú©Ù‡ ارشد٠همه است . معمولاً این مطلب برای همگان ÙˆØ§Ø¶Ø Ø§Ø³Øª ØŒ یا با اشارة سر تعیین Ù…ÛŒ شود.
آنگاه کماش اØÙˆØ§Ù„پرسی Ù…ÛŒ کند Ù€ یعنی جلسه ای را اداره Ù…ÛŒ کند Ú©Ù‡ در آن هر یک از سلامت دیگران Ùˆ خانوادة آنها جویا Ù…ÛŒ شود Ùˆ اخبار تازه ای از زندگی خود را Ú©Ù‡ Ú¯ÙØªÙ†ÛŒ بداند نقل Ù…ÛŒ کند. این مراسم Ù…ÛŒ تواند شامل اخبار واقعی یا مهم باشد یا نباشد. ØØªÛŒ اگر دو گروه اخیراً با هم ملاقات کرده باشند، باز هم مراسم اجرا Ù…ÛŒ شود. ØØªÛŒ Ù…Ø³Ø§ÙØ±Ø§Ù†ÛŒ Ú©Ù‡ زبان مادریشان بلوچی نیست غالباً این مراسم را به زبان بلوچی اجرا Ù…ÛŒ کنند. بیشتر جملات قالبی Ùˆ از پیش تعیین شده است Ùˆ به آهنگی خاص ادا Ù…ÛŒ شود. در مکران ØŒ ØÙ‚ اØÙˆØ§Ù„پرسی نشانة رتبة اجتماعی شخص است .
مقررات٠شر٠و ارزشهای ذکر شده ØŒ آرمانی به وجود Ù…ÛŒ آورد Ú©Ù‡ Ú©ÛŒÙیت بلوچ بودن را با آن Ù…ÛŒ سنجند. در عمل ØŒ Ø§Ù†ØØ±Ø§Ùات بسیاری دیده Ù…ÛŒ شود. در مورد کشتن به خونخواهی کسی ØŒ توجه به این امر جالب است Ú©Ù‡ آنهایی Ú©Ù‡ به ایجاد قدرت متمرکز در جامعة بلوچ علاقه مند بوده اند (نه Ùقط خان )ØŒ این مقررات را تعدیل کرده اند. شورای ایلی٠مَری خونبهای مردان را درجه بندی کرده است . در اوایل قرن چهاردهم ØŒ اگر مردی از قبیلة دیگری یکی از Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ ایل رند را Ù…ÛŒ کشت ØŒ برای Ø±ÙØ¹ غائله دوازده هزار روپیه Ù…ÛŒ بایست به خانوادة مقتول داده Ù…ÛŒ شد، ولی معمولاً به صورت نقدی پرداخت نمی شد Ùˆ تبدیل به جنس Ù…ÛŒ شد Ú©Ù‡ براساس شرایط موجود ÙØ±Ù‚ Ù…ÛŒ کرد. از این گذشته ØŒ ØÙ„ مسئله مستلزم آن بود Ú©Ù‡ طرÙین با هم ملاقات کنند، Ùˆ این کاری دشوار بود مگر آنکه هر دو از اتباع یک سردار باشند. اگر چنین بود، سردار جریمه ای (مثلاً پانصد روپیه ) از خاطی Ù…ÛŒ Ú¯Ø±ÙØª Ùˆ Ù…ÛŒ کوشید تا آنها به تواÙÙ‚ برسند. اگر به تواÙÙ‚ نمی رسیدند، یکی از خویشاوندان نزدیک مقتول Ù…ÛŒ کوشید Ú©Ù‡ قاتل ØŒ یا در برخی موارد شخصی از آن ایل را Ú©Ù‡ همتای مقتول باشد، بکشد. قتل دوم ØŒ بار دیگر، مستلزم تراضی به همان طریق بود Ùˆ مذاکرات باردیگر آغاز Ù…ÛŒ شد. پس از رسیدن به تواÙÙ‚ ØŒ گاهی طر٠خاطی ØŒ زنی (دارای موقعیت اجتماعی مناسب ) را به ازدواج یکی از خویشاوندان نزدیک مقتول درمی آورد تا دعوا را کاملاً Ùیصله دهد؛ یا قاتل براساس اصل پناهندگی موجود در مقررات شر٠به خانة مقتول Ù…ÛŒ Ø±ÙØª . ولی او در صورتی این کار را Ù…ÛŒ کرد Ú©Ù‡ قتل تصادÙÛŒ باشد یا قاتل از عمل خود سخت ابراز ندامت کند. معمولاً او شیخ یا «کماش » دیگری را همراه Ù…ÛŒ برد. بارکزاییها Ú©Ù‡ مایل به ایجاد ØÚ©ÙˆÙ…ت متمرکز
بودند ادعا می کردند که «هون » (خون ) ندارند، یا می کشند یا می بخشند.
ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ مادی Ùˆ صناعات بلوچ نیز با همسایگان آنها چندان ØªÙØ§ÙˆØªÛŒ ندارد. لباس مردان عبارت از شلوار گشادی است Ú©Ù‡ در Ù…Ú† پا تنگ Ù…ÛŒ شود، با پیراهن بلند Ùˆ دستار. لباس زنان نیز پیراهنی است بلند با جیبی بزرگ در جلو آن . لباس زنان هنوز سوزن دوزی Ù…ÛŒ شود، لباس مردان نیز درگذشته چنین بود. معلوم نیست Ú©Ù‡ ظاهر آراستة لباس مردان تا ایام اخیر Ú†Ù‡ اندازه به تقلید از زرق Ùˆ برقی باشد Ú©Ù‡ در زمان انگلیسیان در دربار خان کلات پیدا شد Ùˆ بسا Ú©Ù‡ مقتبس از هند بوده باشد. ÛŒØ§ÙØªÙ† پیوند میان طرØÙ‡Ø§ÛŒ سوزن دوزی زنان بلوچ Ù€ Ú©Ù‡ به طور Ú©Ù„ÛŒ دارای نقشهای هندسی است (مانند لباسهای ترکمنان ) Ù€ با اصل Ùˆ منشأ غیربلوچ مشکل است . گذشته از البسه ØŒ تنها منسوجات مهمی Ú©Ù‡ به صورت سنتی در بلوچستان تهیه Ù…ÛŒ شد عبارت بود از نوعی پارچه درشت Ø¨Ø§ÙØªÙ خشن Ùˆ ضخیم Ùˆ یک رویه ØŒ Ùˆ نوعی گلیم پنبه ای Ú©Ù‡ در لس بلا Ø¨Ø§ÙØªÙ‡ Ù…ÛŒ شد. از دیگر صنایع دستی بلوچها، Ù…ØØµÙˆÙ„ات ساخته شده از درخت «پیش » است Ú©Ù‡ در همه جا هست . چادرنشینان با برگهای خشک ØŒ ØØµÛŒØ± Ùˆ زنبیلهای ظری٠و ØØªÛŒ قاشق Ùˆ قلیان Ù…ÛŒ باÙند، با درهم پیچیدن آنها طناب درست Ù…ÛŒ کنند Ùˆ سپس از طناب ØŒ صندل (بلوچی : سَواس ) Ùˆ یراق Ù…ÛŒ سازند. وسایل Ø³ÙØ§Ù„ÛŒ Ù…ØÙ„ÛŒ نیز وجود دارد Ú©Ù‡ در چند روستا به دست Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ خبره تهیه Ù…ÛŒ شود. موضوع مسکن سازی شایان توجه ویژه ای است . گذشته از سیاه چادر (از موی بز) Ùˆ چادر ØØµÛŒØ±ÛŒ Ùˆ خانه هایی از خشت Ùˆ Ú¯Ù„ ØŒ انواع دیگر مسکن در مکران هست Ú©Ù‡ ØªØØ±Ú© چادر Ùˆ پایداری خشت Ùˆ Ú¯Ù„ را ندارد، از جمله : چارچوبی Ú©Ù‡ با ساقه های برگ درخت خرما تهیه Ùˆ با طناب «پیش » به هم بسته Ù…ÛŒ شود Ùˆ با ØØµÛŒØ± ساخته شده از «پیش » آن را Ù…ÛŒ پوشانند. این خانه به Ø´Ú©Ù„ تخم مرغی است Ú©Ù‡ آن را از طول به دو نیم کرده باشند؛ نوع دیگر گنبدی است . گنبد را با ساقه های «پیش » Ù…ÛŒ پوشانند. دیوارها را با Ù†ÛŒ یا ساقة درخت خرما Ù…ÛŒ سازند Ùˆ آن را با ØØµÛŒØ± Ù…ÛŒ پوشانند Ùˆ گاهی نیز آن را Ú¯Ù„ مالی Ù…ÛŒ کنند. این نوع خانه به یورت ترکمنها شباهت دارد. خانه هایی نیز وجود دارد Ú©Ù‡ سق٠آن Ù…Ø³Ø·Ø Ø§Ø³Øª Ùˆ دیوار ندارد (بلوچی : کاپَر؛ ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ : کپر). «خارخانه » نیز مسکنی است Ú©Ù‡ در جهتی Ú©Ù‡ باد Ù…ÛŒ وزد، به جای دیوار، خارشتر گذاشته اند Ùˆ آب بر روی آن Ù…ÛŒ پاشند تا هوا را خنک کند. بیشتر این انواع مسکن را در نقاط دیگر جنوب ایران نیز Ù…ÛŒ توان ÛŒØ§ÙØª (رجوع کنید به گرشویچ ).
ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ مادی Ùˆ صناعات زندگی شبانی بلوچ به Ù†ØÙˆÛŒ است Ú©Ù‡ با نوسانات اوضاع طبیعی سازگار باشد. بلوچهای چادرنشین همواره در ØØ§Ù„ ØØ±Ú©Øª اند. آنها برای کشت قطعه های Ú©ÙˆÚ†Ú© زمین Ùˆ ÛŒØ§ÙØªÙ† ØÛŒÙˆØ§Ù†Ø§Øª Ú¯Ù… شده Ùˆ اجرای مراسم دید Ùˆ بازدید Ùˆ خرید غلات Ùˆ دیگر کالاهایی Ú©Ù‡ شبانان تولید نمی کنند، Ùˆ نیز زیارت Ùˆ ایجاد پیوندهای سیاسی ØŒ ناگزیر از Ø³ÙØ±Ù‡Ø§ÛŒ دور Ùˆ درازند. آنها در «میتَگ » یا «هَلْک » («خلق » به معنای «اردو») زندگی Ù…ÛŒ کنند، معمولاً در ادارة یک یا چند گله با خویشاوندان یا منسوبان سببی خود همکاری Ù…ÛŒ کنند، به کشت اراضی Ú©ÙˆÚ†Ú© Ù…ÛŒ پردازند Ùˆ از این طریق میوه Ùˆ سبزی Ùˆ گاهی مقدار Ú©Ù…ÛŒ غله یا علوÙÙ‡ به دست Ù…ÛŒ آورند، Ùˆ با جامعة کشاورز نیز رابطه ای متقابل دارند Ùˆ بدین ترتیب در ازای شیر Ùˆ لبنیاتی Ú©Ù‡ در بهار به آنها Ù…ÛŒ دهند در Ù…ØØµÙˆÙ„ خرما شریک Ù…ÛŒ شوند. در تابستان ١٣٤٣ Ø´ ØŒ در «سلاهکوه » Ú©Ù‡ برای چادرنشینان کوههای مکران نمونه ای معمولی است ØŒ در منطقه ای به وسعت تقریبی هزار کیلومترمربع ØŒ ٧٢ چادر وجود داشت . این چادرها در میان دوازده اردو تقسیم شده بود Ú©Ù‡ هر یک دو تا Ù†ÙÙ‡ چادر داشت . ØØ±Ú©Øª اردوها نامنظم است Ùˆ به بارندگی بستگی دارد. باران آثار مختل٠دارد: باران ملایم Ùˆ پیوسته زمین را اØÛŒØ§ Ù…ÛŒ کند، ولی آبی از آن جاری نمی شود Ú©Ù‡ کشت را آبیاری کند، سیل ناگهانی غالباً Ø´Ú©Ù„ Ùˆ عمق مسیل Ùˆ دسترسی بعدی به آبهای سطØÛŒ را تغییر Ù…ÛŒ دهد، Ùˆ در ØÙ‚وق Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ بر اراضی کشاورزی اثر Ù…ÛŒ گذارد. بلوچها خود را به صورت جامعه ای متشکل از تعدادی اردو Ù…ÛŒ بینند Ùˆ نه مجموعه ای از گروههای اردونشین مجزا. اگرچه از دهة ١٣٤٠ Ø´ گرایشی به آبادی نشینی دیده شده است ØŒ این امر در Ø³Ø±ØØ¯ Ùˆ سراوان Ù€ جهلاوان Ùˆ شمال شرقی بیشتر بوده است تا در مکران Ú©Ù‡ چادرنشینان Ù…ÛŒ توانند خشکسالیها را با درآمد ØØ§ØµÙ„ از کار در شیخ نشینهای خلیج ÙØ§Ø±Ø³ جبران کنند.
نقطة ثابتی Ú©Ù‡ دور سالانه به گرد آن Ù…ÛŒ گردد، «آمین » (ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ : هامین ) یا خرماچینی است . در این وقت ØŒ تمام Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ Ù€ جز معدودی شبان Ú©Ù‡ نزد گله Ù…ÛŒ مانند Ù€ به نقاطی Ú©Ù‡ نخلستانهای وسیع دارد Ù…ÛŒ روند. اگرچه قسمت اعظم Ù…ØØµÙˆÙ„ خرما Ø§ØØªÙ…الاً ØØ§ØµÙ„ کار آبادیهای «شهری » است ØŒ اهمیت خرما در زندگی بلوچ کمتر از اهمیت آن برای «شهری »ها نیست . مردم دربارة روزی Ú©Ù‡ خرما رنگ Ù…ÛŒ اندازد (یک ماه قبل از رسیدن خرما) پیشگوییها Ù…ÛŒ کنند. همه دربارة Ù…ØØµÙˆÙ„ خرما در آن سال Ùˆ Ù¾ÛŒØ´Ø±ÙØª ÙØµÙ„ سخن Ù…ÛŒ گویند، Ùˆ برای مقایسه از Ù…ØÙ„های گوناگون نمونه برداری Ù…ÛŒ کنند. هیچ کار زراعی یا شبانی دیگری ØŒ به اهمیت آن نیست . «آمین » ÙØµÙ„ دید Ùˆ بازدید Ùˆ انواع جشن Ùˆ سرورهایی است Ú©Ù‡ اصلاً نباید به وقت دیگری از سال موکول شود.
بسیاری از چادرنشینان ØŒ وقت بسیاری صر٠بندسازی Ù…ÛŒ کنند. بند باعث Ù…ÛŒ شود Ú©Ù‡ از جریان آبهای نامنظم Ùˆ زودگذر ØØ¯Ø§Ú©Ø«Ø± Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ بشود. بند در کوهها Ùˆ زمینهای Ù¾Ø±ÙØ±Ø§Ø² Ùˆ نشیبی Ú©Ù‡ معمولاً رطوبت خاک آن برای زراعت کاÙÛŒ نیست ØŒ در مسیر زهاب ایجاد Ù…ÛŒ شود تا آب را ذخیره کند Ùˆ رسوبات آن ته نشین گردد Ùˆ خود آب نیز به آرامی در رسوبات جمع آوری شده Ù†Ùوذ کند. این شیوة Ú©Ù… هزینه Ùˆ نسبتاً ساده در نواØÛŒ کوهستانی Ø¯ÙˆØ±Ø§ÙØªØ§Ø¯Ù‡ با جمعیت Ú©Ù… ØŒ مانند بلوچستان Ùˆ بویژه مکران ØŒ تولید مقدار Ú©Ù…ÛŒ میوه Ùˆ سبزی Ùˆ غله را ممکن Ù…ÛŒ سازد. ممکن است Ú©Ù‡ این شیوه در دوران قبل از ورود بلوچها به این ناØÛŒÙ‡ دارای اهمیت بیشتری بوده باشد (ریکس ØŒ ١٩٦٤Ù€١٩٦٥).
در قسمت اعظم بلوچستان ØŒ بارش مستقیم برای کشاورزی ارزشی ندارد، ولی آبهای سطØÛŒ Ùˆ انباشت آب در وادیها Ù€ Ú©Ù‡ از نتایج Ùوری بارندگی است Ù€ یکی از مهمترین منابع آب برای آبیاری است . تمام آب یک آبگیر را Ù…ÛŒ توان با صر٠اندکی نیرو Ùˆ Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ از پستی Ùˆ بلندی زمین جمع آوری ØŒ Ùˆ با رسوبات گرانبهای آن به سوی مزارع آماده هدایت کرد. در نتیجة این کار، اگر Ú†Ù‡ مقدار بسیار زیادی آب ØØ§ØµÙ„ Ù…ÛŒ شود ولی ذخیرة آب بشدت نامنظم است Ùˆ معمولاً برای ایجاد آبادیهای دایمی کاÙÛŒ نیست . در برخی از قسمتها از چاه Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ Ù…ÛŒ کنند، مهمترین نمونة آن را Ø§ØØªÙ…الاً در دَلگان واقع در غرب بمپور Ù…ÛŒ توان مشاهده کرد. در جاهایی Ú©Ù‡ Ø³Ø·Ø Ø¢Ø¨Ù‡Ø§ÛŒ زیرزمینی آن بالاست Ùˆ آبریز وسیعی دارد، چنین چاههایی نسبتاً قابل اعتماد است Ø› با وجود این ØŒ آنقدر آب ندارد Ú©Ù‡ ایجاد اقامتگاه دایمی را میسر کند. در بخشهایی از رشته کوههایی Ú©Ù‡ در بخش جنوبی این ناØÛŒÙ‡ قرار دارد، در بخشهایی از بستر بسیاری از رودهای بالنسبه بزرگ ØŒ در سراسر سال آب جریان دارد. Ù…ØØµÙˆÙ„ عمده عبارت است از گندم ØŒ جو، ارزن ØŒ ذرت ØŒ برنج ØŒ ØØ¨ÙˆØ¨Ø§Øª ØŒ پیاز، Ùˆ انواع خرما. اما انار، موز، خربزة درختی ØŒ انبه Ùˆ انواع دیگر میوه Ùˆ سبزی نیز به دست Ù…ÛŒ آید.
وضع زراعت آبی در جوامع آبادی نشین بلوچستان نسبت به زراعت چادرنشینان کوچرو بسیار ØªÙØ§ÙˆØª دارد. این Ù…ØÙ„ها، Ú©Ù‡ جمعیتشان از چند صد تا چند هزار تن است ØŒ در بیشتر موارد از الگوی خاصی پیروی Ù…ÛŒ کنند: بیشتر کار زراعت را رعایا یا خرده مالکان Ù…ÛŒ کنند؛ در مرکز ناØÛŒÙ‡ قلعه ای غالباً بلند Ùˆ پرهیبت ساخته شده است ØŒ Ú©Ù‡ معمولاً ØØ§Ú©Ù…ÛŒ در آن زندگی Ù…ÛŒ کرد. او با Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ از انواع مختل٠مالیات Ùˆ مالکیت ØŒ قسمت اعظم Ù…ØØµÙˆÙ„ کشاورزی را در اختیار Ù…ÛŒ Ú¯Ø±ÙØª Ùˆ از موقعیت خود برای ایجاد یا تجدید شبکه هایی از Ù…ØªØØ¯Ø§Ù† در مراکز کشاورزی مشابه Ùˆ چادرنشینانی Ú©Ù‡ بر پهنة گستردة کوهها Ùˆ بیابانها واقع در میان آبادیها تسلط داشتند Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ Ù…ÛŒ کرد. با اینکه در قیاس با نقاط ØØ§ØµÙ„خیزتر Ùلات ØŒ بسیاری از املاک بلوچستان Ú©ÙˆÚ†Ú© است ØŒ برخی از سردارها املاک بسیار وسیعی ÙØ±Ø§Ù‡Ù… آورده بودند Ú©Ù‡ مهمترین آنها به این Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ تعلق داشت : میراØÙ…دیارخان اØÙ…دزایی ØŒ عطاءالله خان منگل (سردار یکی از بزرگترین ایلها)ØŒ قوسبخش بیزَنجو، قوسبخش رئیسانی ØŒ دوداخان زارَکزایی ØŒ نبی بخش زÙهْری ØŒ همچنین نوشیروانیها بویژه غلام مصطÙÛŒ نوشیروانی ØŒ در خاران Ø› گیچکیها در مکران Ø› بوگطیها، بویژه نواب Ù…ØÙ…داکبرخان بوگطی در سیبی Ø› ومریها، بویژه نواب خیربخش مری Ø› Ùˆ سنجرانیها Ùˆ جمالْدینیها Ùˆ بادینیها در چاغَی Ùˆ Ø§ÙØºØ§Ù†Ø³ØªØ§Ù† . در ایران ØŒ املاک بارکزاییها به مراتب از دیگران بیشتر بود، ولی بزرگزاده ها Ùˆ بÙلیدیها Ùˆ سردارزاییها Ùˆ شیرانیها نیز ثروتمند بودند.
به رغم وجود این املاک بزرگ ØŒ بلوچستان بسیار خشک است ØŒ Ùˆ قسمت اعظم آن Ùقط برای گسترده ترین اشکال Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ از منابع ØŒ مانند پرورش بز Ùˆ شتر، مناسب است . آبیاری چهار ÙØµÙ„ تا ایام اخیر Ùقط در بمپور به میزان شایان توجه وجود داشته است . نواØÛŒ دیگری Ú©Ù‡ کشاورزی آنها در پهنة تاریخ اهمیتی داشته عبارت است از کلوه ØŒ دشت ØŒ لس بلا، دشتیاری ØŒ Ùˆ کچّهی . در ایام اخیر، به درجات مختل٠، نسبت به عمران سه ناØÛŒØ© اخیر اقدام شده است ØŒ ولی این نواØÛŒ از قدیم به Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ از سیلهای ÙØµÙ„ÛŒ متکی بودند Ú©Ù‡ شایان اعتماد نبود. از اینها گذشته ØŒ زراعت مطمئن بیشتر در دره هایی میسر است Ú©Ù‡ رودی از میان آن بگذرد، بویژه درة رود ماشکید Ùˆ ریزابه های آن Ùˆ درة رود سرباز. سرمایه گذاری در آبیاری از طریق قنات (بلوچی : کَهْن ØŒ واژة معمول در پاکستان : کاریز) Ú©Ù‡ همواره ØŒ شاید از اعصار کهن ØŒ در ØÙˆØ¶Ù‡ های ماشکید Ùˆ Ú©Ú† اهمیت داشته ØŒ در قرن گذشته رو به توسعه گذاشت . از چند دهة گذشته ØŒ در نتیجة دسترسی به نیروی Ù…ØØ±Ú©Ø© ارزان برای استخراج آبهای زیرزمینی با تلمبه ØŒ آبیاری توسعه ÛŒØ§ÙØªÙ‡ است . در مکران نیز، با Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ از درآمدهای ØØ§ØµÙ„ از کار در شیخ نشینهای خلیج ÙØ§Ø±Ø³ ØŒ ایجاد کاریز مجدداً رو به گسترش است .
منابع : ( ابن اثیر، الکامل ÙÛŒ التاریخ ØŒ بیروت ١٣٩٨/١٩٧٨Ø› ابن ØÙˆÙ‚Ù„ ØŒ کتاب صورة الارض ØŒ چاپ کرامرس ØŒ لیدن ١٩٦٧Ø› ابن خرداذبه ØŒ کتاب المسالک والممالک ØŒ چاپ دخویه ØŒ لیدن ١٩٦٧Ø› ابراهیم بن Ù…ØÙ…د اصطخری ØŒ کتاب مسالک الممالک ØŒ چاپ دخویه ØŒ لیدن ١٩٦٧ ) Ø› ØØ³Ù† تقی زاده ØŒ «وقایع تاریخی بلوچستان »، در امان الله جهانبانی ØŒ عملیات قشون در بلوچستان ØŒ تهران ١٣٣٦ Ø´ Ø› امان الله جهانبانی ØŒ سرگذشت بلوچستان ØŒ تهران ١٣٣٨ Ø´ Ø› همو، عملیات قشون در بلوچستان ØŒ تهران ١٣٣٦ Ø´ Ø› ØØ¯ÙˆØ¯Ø§Ù„عالم من المشرق الی المغرب ØŒ چاپ منوچهر ستوده ØŒ تهران ١٣٤٠ Ø´ Ø› ØØ³ÛŒÙ†Ø¹Ù„ÛŒ رزم آرا، ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ جغراÙیایی ایران ( آبادیها )ØŒ ج ٨ : استان هشتم ( کرمان Ùˆ مکران )ØŒ تهران ١٣٥٥ Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دتقی سپهر، ناسخ التواریخ ØŒ چاپ جهانگیر قائم مقامی ØŒ تهران ١٣٣٧ Ø´ Ø› Ø§Ø¨ÙˆØ§Ù„ÙØ¶Ù„ بن مبارک علاّ Ù…ÛŒ ØŒ آیین اکبری ØŒ چاپ بلوخمان ØŒ کلکته ١٨٦٧Ù€١٨٧٧Ø› ( ابوالقاسم ÙØ±Ø¯ÙˆØ³ÛŒ ØŒ شاهنامة ÙØ±Ø¯ÙˆØ³ÛŒ ØŒ متن انتقادی ØŒ مسکو ١٩٦٣Ù€١٩٧١ ) Ø› Ùیروز میرزابن عباس میرزا ÙØ±Ù…Ø§Ù†ÙØ±Ù…ا، Ø³ÙØ±Ù†Ø§Ù…Ø© کرمان Ùˆ بلوچستان ØŒ چاپ منصوره Ø§ØªØØ§Ø¯ÛŒÙ‡ (نظام ماÙÛŒ )ØŒ تهران ١٣٤٢ Ø´ Ø› مسعود کیهان ØŒ جغراÙیای Ù…ÙØµÙ„ ایران ØŒ تهران ١٣١٠Ù€
١٣١١ Ø´ Ø› ( علی بن ØØ³ÛŒÙ† مسعودی ØŒ کتاب التنبیه والاشرا٠، چاپ دخویه ØŒ لیدن ١٩٦٧Ø› Ù…ØÙ…دبن اØÙ…د مقدسی ØŒ کتاب Ø§ØØ³Ù† التقاسیم ÙÛŒ Ù…Ø¹Ø±ÙØ© الاقالیم ØŒ چاپ دخویه ØŒ لیدن ١٩٦٧ ) Ø› اØÙ…دعلی وزیری کرمانی ØŒ تاریخ کرمان ØŒ چاپ باستانی پاریزی ØŒ تهران ١٣٤٠ Ø´ Ø› همو، جغراÙیای کرمان ØŒ چاپ باستانی پاریزی ØŒ تهران ١٣٤٦Ù€١٣٤٧ Ø´ Ø› صادق هدایت ØŒ نوشته های پراکنده : «شهرستانهای ایران »، تهران ( ١٣٣١ Ø´ ) Ø›
C. U. Aitchison, A collection of treaties, agreements and sanads relating to India and neighbouring countries, XI,XIII, Calcutta ١٩٣٣; Arrian, Anabasis and Indica , ed. and tr. P. A. Brunt, London ١٩٨٣; Ba ¦ bur, Emperor of India, Ba ¦ bur-na ¦ ma , tr. A. S. Beveridge, London ١٩٢٢, repr. New Delhi ١٩٧٠; Mir Khudabux Bijarani Marri Baloch, The Balochis through centuries. History versus legend, Quetta ١٩٦٥; idem, Searchlights on Baloches and Balochistan , Karachi ١٩٧٤; Mir Ahmad Yar Khan Baluch, Inside Baluchistan : a political autobiography of His Highness Baigi: Khan-e-Azam-XIII , Karachi ١٩٧٥; Muhammad Sardar Khan Baluch, History of the Baluch race and Baluchistan, Quetta ١٩٦٢, repr. ١٩٧٧; F. Barth, "Competition and symbiosis in north-east Baluchistan", Folk , ٦ (١٩٦٤), ١٥-٢٢; idem, "Ethnic processes on the Pathan-Baluch boundary", in Indo-Iranica. MØ¥langes prØ¥sentØ¥s ب G. Morgenstierne, Wiesbaden ١٩٦٤, ١٣-٢٠; A. Bennigsen and S. Enders Wimbush, Muslims of the Soviet empire, London ١٩٨٥; Zulfikar Ali Bhutto, Prime minister Zulfikar Ali Bhutto abolishes Sardari system, from his speech at Quetta, ٨ April ١٩٧٦; N. M. Billimoria, Bibliography of publications relating to Sind and Baluchistan , Lahore ١٩٣٠, revised ١٩٧٧; W. T. Blanford, Note on the geological formations seen along the coasts of Baluchistan, etc. , records of the geological survey of India, Calcutta ١٨٢٧; E. Blatter and P. F. Halberg, "Flora of Persian Baluchistan and Makran", Journal of the Bombay Natural Historical Society, ٢٤ (١٩١٠); H. Bobek, "Beitrجge zur klimaØ®kologischen Gliederung Irans", Erdkunde , ٦ (١٩٢٠) ٦٥-٨٤; C. E. Bosworth, "The ku ¦ fich ¦ â s or Qufs ¤ in persian history", Iran ,١٤ (١٩٧٦) ٩-١٧; idem, Sistan under the Arabs, from the Islamic conquest to the rise of the Saffarids ) ٣٠-٢٥٠/ ٦٥١-٨٦٤ ), Rome ١٩٦٨; Mir Abdoul Kerim Bouchary, Histoire de l'Asie Centrale par Mir Abduol kerim Bouchary , tr. C. Schefer, Paris ١٨٧٦; D. Bray, "The Jat of Baluchistan", Indian antiquary , ٥٤ (١٩٢٥), ٣٠-٣٣; idem, Life-history of a Brahui, London ١٩١٣; C. Brunner, "Geographical and administrative divisions: settlements and economy", in Cambridge history of Iran , Cambridge ١٩٦٨- , III/٢, ٧٤٧-٧٧٧; Cambridge history of India, Delhi ١٩٥٨-١٩٦٣; G. B. Castiglioni, "Appunti geografici sul Balucistan Iraniano", Rivista geographica italiana , ٦٧ (١٩٦٠), ١٠٩-١٥٢, ٢٦٨-٣٠١; M. L. Chaumont, "Ù€tats vassaux dans l'empire des premiers Sassanides", in Monumentum H. S. Nyberg , I, Acta Iranica ٤, Tehran and LiØ©ge ١٩٧٥, ١٣٣-١٤٦; B.D. Clark, "Tribes of the Persian Gulf", in Bosworth et al., ٤٨٥-٥٠٩; G. F. Dales, "Harappan outposts on the Makran coast", Antiquity , ٣٦/١٤٢ (١٩٦٢), ٨٦-٩٣; idem, The role of natural forces in the ancient Indus valley and Baluchistan , Utah ١٩٦٢; M. L. Dames, The Baloch race, London ١٩٠٤a (quoting Elliot, History of India ); idem, Popular poetry of the Baloches , London ١٩٠٤b; J. Dresch, "Bassins arides iraniens", Bulletin de l'Association des gØ¥ographes franµais , ٤٣٠ (١٩٧٥), ٣٣٧- ٣٥١; idem", Cuvettes iranaises comparØ¥es: Djaz Murian et Lut, " Geography (Tehran), ١ (١٩٧٦), ٨-١٩; R.E.H. Dyer, Raiders of the Sarhad, being an account of a campaign of arms abluff against the brigands of the Persian-Baluchi border, London ١٩٢١; W. Eilers, "Das Volk der Maka vor und nach der Achجmeniden", in Kunst, Kultur und Geschichte der Achجmenidenzeit und ihr Fortleben , ed. H. Koch and D. N. Mackenzie, Berlin ١٩٨٣, ١٠١-١٢٢; J. Elfenbein, A Baluchi miscellanea of erotica and poetry: codex oriental additional ٢٤٠٤٨ of the British Library , AIUON , ٤٣/٢, Suppl. no.٣٥ (١٩٨٣); Mountstuart Elphistone, An account of the kingdom of Caubul, London ١٨١٥; A. T. Embree, ed., Pakistan's western borderlands , Durham ١٩٧٧; [ Encyclopaedia Iranica , s.v. "Baluchistan. ê : Baluchi language and literature" (by J. Elfenbein); Encyclopaedia of religion and ethics, ed. James Hastings, Edinburgh ١٩٨٠-١٩٨١, s.v. "Baluchista ¦ n" (by M. Longworth Dames)(; W. A. Fairservis, Preliminary report on the pre-historic archaeology of the Afghan Baluchi areas , New York ١٩٥٢; K. Ferdinand, "The Baluchistan barrel vaulted tent", Folk ,٢ (١٩٦٠), ٣٣-٥٠; Moh ¤ ammad Qa ¦ sem b. Ghula ¦ m- Ali Feres § ta, Gols § an-e ebra ¦ h i ¦ m i ¦ , tr.J. Briggs, History of the rise of the Mohamedan Power in India , London ١٨٢٩, repr. Calcutta ١٩٠٨-١٩١٠, ١٩٦٦; J. P. Ferrier, Caravan journeys and wanderings in Persia, Afghanistan, Turkestan and Beloochistan , London ١٨٥٧; H. Field, An anthropological reconnaissance in West Pakistan ١٩٥٥ , Peabody Museum, NewYork ١٩٥٩; E. A. Floyer, Unexplored Baluchistan. A survey with observations astronomical, geographical , botanical, etc., of a route through Mekran, Bashkurd, Persia, Kurdistan and Turkey , London ١٨٨٢; R. N. Frye, "Notes on a trip to Biyabanak, Sistan and Baluchistan in the winter ١٩٥١-٢", Indo-Iranica , ٦ (١٩٥٢), ١-٦; idem, "Remarks on Baluchi history", Central Asiatic journal , ٦ (١٩٦١), ٤٤-٥٠; A. Gabriel, Aus den Einsamkeiten Irans, Stuttgart ١٩٣٩; idem, Durch Persiens Wدsten, Stuttgart ١٩٣٥; idem, "The Southern Lut and Iranian Balutschistan", Geographical journal, ٩٢ (١٩٣٨), ١٩٣-٢١١; E. G. Gafferberg, Beludzhi Turkmensko i § SSR, Leningrad ١٩٦٩; R. E. Galindo, A record of two years wanderings in eastern Persia and Baluchistan , Simla ١٨٩٠; Y. Gankowsky, "Social structure of Pakistan's Brahui- Baluchi population", Journal of South Asian and Middle Eastern studies, ٥/٤ (١٩٨٢), ٥٧-٧٣; A. Gansser, "The Taftan volcano (SE Iran)", Ecologae Geologicae Helvetiae , ٦٤ (١٩٧١), ٣١٩-٣٤٤; A. Gasteiger, Von Teheran nach Belutschistan. Reise-Skizzen , Innsbruck ١٨٨١; Gazetter, ed. R. Hughes-Buller and C. F. Minchin, Bombay ١٩٠٦- ١٩٠٨; I. Gershevitch, "Travels in Bashkardia", Royal Central Asiatic Society journal, ٤٦/٣-٤ (١٩٥٩), ٢١٣-٢٢٥; F. J. Goldsmid, ed., Eastern Persia. An account of the Persian Boundary Commission ١٨٧٠-١٨٧٢, London ١٨٧٦; N. P. Grant, "Journal of a route through the western parts of Makran", JRAS , ٥ (١٨٣٩) ٣٢٨-٣٤٢; W. Haig, Draft of unpublished book concerning the period ١٩١٣-١٩١٨ in Persia including Baluchistan, in Collection of Private Papers, St. Anthony's College, Oxford; J. Hansman, "A Periplus of Magan and Meluhha", BSOAS, ٣٦ (١٩٣٧), ٥٥٣-٥٨٦; J. V. Harrison, "Coastal Makran", Geographical journal , ٩٧ (١٩٤١), ١-١٧; idem, "The Jaz Murian depression, Persian Baluchistan", Geographical journal , ١٠١ (١٩٤٣), ٢٠٦-٢٢٥; S. S. Harrison, In Afghanistan's shadow: Baluch nationalism and Soviet temptations, New York ١٩٨١; R. B. Hetu Ram, Ta ¦ r i ¦ k £ -e Balu ¦ c § esta ¦ n , Quetta ١٩٠٧; A. Houtum- Schindler, "Notes on Persian Baluchistan. From the Persian of Mirza Mehdi Khan", JRAS ,٧ (١٨٧٧), ١٤٧-١٥٤; H. Humbach and P. O. Skj × rv Ö , The Sassanian inscription of Paikuli III/١: restored text and translation, III/٢: Commentary, Wiesbaden ١٩٨٣; J. Humlum, La gØ¥ographie de l'Afghanistan , Copenhagen ١٩٥٩; R. G. Kent, Old Persian: grammar, texts, lexicon , New Haven ١٩٥٣; N. de Khanikoff, MØ¥moire sur la partie mØ¥ridionale de l'Asie Centrale, Paris ١٨٦٤; J. H. Lace, "A sketch of the vegetation of British Baluchistan", Journal of the Linnaean society, ٢٨ (١٨٩٧), ٢٢٨-٣٢٧; A. K. S. Lambton, Landlord and peasant in Persia , London ١٩٥٣; R. Leech, "Brief history of Kalat brought down to the disposition and death of Nawab Khan Braho-ee", JASB , ١٢ (١٨٤٣), ٤٧٣-٥١٢; idem, "Notes taken on a tour through parts of Baloochisthan, in ١٨٣٨ and ١٨٣٩, by Hajee Abdun Nubee, of Kabul, arranged and translated by major Robert Leech", JASB , ١٣ (١٨٤٤), ٦٦٧-٧٠٦, ٧٨٦-٨٢٦; L.Lockhart, Nadir Shah. A. critical study based Mainly upon contemporary sources , London ١٩٣٨; J. G. Lorimer, Gazetteer of the Persian Gulf, Ù Oma ¦ n, and Central Arabia, compl. and ed. L. Birdwood, Calcutta ١٩٠٨-١٩١٥, repr. ١٩٧٠; M. Maroth, "Sistan nach den arabischen geographischen Quellen", in Studies in the sources on the history of pre-Islamic Central Asia , ed. J. Harmatta, Budapest ١٩٧٩, ١٤٥-١٥١; J. Marquart, A catalogue of the provincial capitals of E ¦ ra ¦ nshahr (Pahlavi text, version and commentry), ed. G. Messina, Rome ١٩٣١; C. Masson, Narrative of various journeys in Balochistan, Agfhanistan and the Panjab, London ١٨٤٢; S. B. Miles, The countries and tribes of the Persian Gulf , London١٩١٩, repr. ١٩٦٦; V. Minorsky, "Mongol placenames in Mukri Kurdistan (Mongolica ٤)", BSOAS, ١٩ (١٩٥٧), ٨١; G. Morgenstierne, Report on a linguistic mission to north-western India , Oslo ١٩٣٢; Erwin Orywal, Die Baluc in Afghanisch-Sistan, Berlin ١٩٨٢; Pakistan. Government, White paper on Pakistan , Quetta ١٩٧٤; C. McC. Pastner, "Cousin marriage among the Zikri Baluch of coastal Pakistan", Ethnology , ١٨ (١٩٧٩), ٣١-٤١; idem, "A social, structural and historical analysis of honor, shame and purdah", Anthropological quarterly ٤٥/٤ (١٩٧٢), ٢٤٨-٢٦١; C. McC. Pastner and S. Pastner, "Agriculture, kinship and politics in southern Baluchistan", Man , ٧/١ (١٩٧٢), ١٢٨-١٣٦; R. N. Pehrson, The social organization of the Marri Baluch , ed, F. Barth, New York ١٩٦٦; Periplus of the Erythraean sea: travel and trade in the Indian Ocean by a merchant of the first century , tr., W. H. Schoff, New York ١٩١٢; Persia , Geographical Handbook Series, Naval Intelligence Division, London ١٩٤٥; The Persian Gulf states. A general survey , ed. C. E. Bosworth... )et.al.], Baltimore ١٩٨٠; M. Pikulin, Beludzhi , Moscow ١٩٥٩; Marco Polo, The book of Ser Marco Polo, the Venitian, concerning the kingdoms and marvels of the East , tr. H. Yule, rev. and enl. H. Cordier, London ١٩٢٦; H. Pottinger, Travels in Beloochistan and Sinde, accompanied by a geographical and historical account of those countries with a map , London ١٨١٦, repr. Westmead ١٩٧٢; R. B. Diwan Jamiat Rai, The domiciled Hindus , ed. Denys Bray, Delhi ١٩١٣; R. L. Raikes, "The ancient Ghabarbands of Baluchistan", East and West , n.s. ١٥/١-٢ (١٩٦٤-١٩٦٥), ٢٦- ٣٥; H. G. Raverty, Notes on Afghanistan and Baluchistan , Lahore ١٨٧٨; P. A. Rittikh, "Poezdka v Persiyu i Persidski § â Beludzhistan ١٩٠٠", Izvestiya Russkogo geograficheskogo obshchestva , ٣٨ (١٩٠٢); K. M. RØ®hrborn, Provinzen und Zentralgewalt persiens im ١٦ und ١٧ J ., Berlin ١٩٦٦; A. Rooman, The Brahuis of Quetta-Kalat region , Karachi ١٩٦٠; E. C. Ross, "Memorandum of notes on Mekran, together with Report on a visit to Kej and Route through Mekran from Gwadur to Kurrachie", Bombay Geographical Society , ١٨ (١٨٦٧), ٣٦-٧٧; J. P. Rumsey, "Some notes on leadership in Marri Baloch Society", Anthropology tomorrow (University of Chicago), ٥ (١٩٥٧), ١٢٢-١٢٦; J. Saldanha, Official history of the Mekran telegraph line from Karachi to Jask , n. p., ١٨٩٥; P. C. Salzman, "Adaptation and political organization in Iranian Baluchistan", Ethnology , ١٠/٤ (١٩٧١), ٤٣٣-٤٤٤; idem, "Multi-resource nomadism in Iranian Baluchistan", Journal of Asian and African studies , ٧ (١٩٧٢), ٦٠-٦٨ (also published in W. Irons and N. Dyson-Hudson, eds., Perspectives on nomadism , Leiden ١٩٧٢); idem, "The proto-state in Iranian Baluchistan", in Origins of the state: the anthropology of political evolution , ed. R. Cohen and E. R. Service, Philadelphia ١٩٧٨, ١٢٥-١٤٠; idem, ed., When nomads settle, processes of sedentarization as adaptation and response , NewYork ١٩٨٠; H. Scholberg, The district gazetteers of India. A bibliography , Switzerland ١٩٧٠; F. Scholz, Belutschistan (Pakistan). Eine sozialgeographische Studie des Wandels in einem Nomadenland seit Beginn der Kolonialzeit , GØ®ttinger Geographische Abhandlungen ٦٣, ١٩٦٤; H. P. Schurmann, The Mongols of Afghanistan , The Hague ١٩٦٢; P. Schwarz, Iran im Mittelalternach den arabischen Geographen , Leipzig ١٨٩٦-١٩٣٥; E. A. Schte § â nberg, "Vosstaniya v Beludzhistane i Khuzistane", Novy i § Vosto ¤ k , ٢٥ (١٩٢١); C. P. Skrine, "The highlands of Persian Baluchistan", Geographical journal , ٧٨ (١٩٣١), ٣٢١-٣٤٠; idem, "The Quetta earthquake", Geographical journal , ٨٨ (١٩٣٦), ٤١٤-٤٣٠; R. E. Snead, "Active mud volcanoes of Baluchistan, West Pakistan", Geographical review , ٥٤ (١٩٦٤), ٥٤٦-٥٦٠; idem, Physical geography of the Makran coastal plain of Iran , Albuquerque, New Mexico ١٩٧٠; B. Spooner, "Nomadism in Baluchistan", in Pastoralists and nomads in South-East Asia , ed. L. S. Leshnik and G. D. Sontheimer, Wiesbaden ١٩٧٥, ١٧١- ١٨٢; idem, "Notes on the toponymy of the Persian Makran", in Iran and Islam , ed. C. E. Bosworth, Edinburgh ١٩٧١, ٥١٧-٥٣٣; idem, "Notes on the toponymy of the persian Makran", in Iran and Islam , ed. C. E. Bosworth, Edinburgh ١٩٧١, ٥١٧-٥٣٣; idem, "Politics, kinship and ecology in south-east Persia", Ethnology , ٨/٢ (١٩٦٩), ١٣٩-١٥٢; idem, "Religious and political leadership in Persian Baluchistan", Ph.D. thesis, Oxford University, ١٩٦٧; idem, "Weavers and dealers: the authenticity of an oriental carpet", in The Social life of things: commodities in cultural perspective , ed. A. Appadurai, Cambridge ١٩٨٦, ١٩٥-٢٣٥; idem, "Who are the Baluch?" in Qajar Iran , ed. C. E. Bosworth and C. Hillenbrand, Edinburgh ١٩٨٤, ٩٣-١١٢; Sir A. Stein, An archaeological tour to Gedrosia , New Delhi ١٩٣١, repr. ١٩٨٢; A. W. Stiffe, "Mudcraters and geological structures of the Makran coast", Quarterly journal of the geological society (١٨٧٤); N. B. Swidler, "Brahui political organization and the national state", in Embree, ١٩٧٧, ١٠٨-١٢٥; idem, "The political structure of a tribal federation: the Brahui of Baluchistan", Ph. D. dissertation, Columbia University, ١٩٦٩; W. W. Swidler, "Economic change in Baluchistan: processes of integration in the larger economy of Pakistan", in Embree, ١٩٧٧, ٨٥-١٠٨; idem, "Technology and social structure in Baluchistan, West Pakistan", Ph. D.
dissertation, Columbia University , ١٩٦٨; P. Sykes, "Some notes on journeys in southern and south-eastern Persia", Journal of the Manchester Geographical Society , ٢١ (١٩٠٥), ١-١٢; idem, Ten thousand miles in Persia or eight years in Iran , London ١٩٠٢; G. P. Tate, The frontiers of Baluchistan , London ١٩٠٩; idem, Kalat , Calcutta ١٨٩٦, T. H. Thornton, Colonel Sir Robert Sandeman: his life and work on our Indian frontier , London ١٨٩٥; Quetta ١٩٧٧; W. Tomaschek, "Zur historischen Topographie von Persien", Sb. Wiener ( عsterreichischen ) Akademie der Wissenschaften , ١٠٢ (١٨٨٣), ١٤٥-٢٣١, ٥٦١-٥٩٩; Y. R. Vinnikov, Beludzhi Turkmensko i § SSR , Sovetskaya
Ø©tnografiya, ١٩٥٢, no. ١; L. Virsa, Dera Ghazi Khan field staff report , Islamabad ١٩٨٤; C. Vita-Finzi, "Quaternary deposits in the Iranian Makran, " Geographical journal , ١٤١ (١٩٧٥), ٤١٥-٤٢٠; E. W. Vredenburg, "A Geographical sketch of the Baluchistan desert and parts of eastern Persia", Memoirs of the Geological survey of India , ٣١/٢ (١٩٠١), ١٧٩-٣٠٢; idem, "Geology of Sarawan, Jhalawan, Mekran and the state of Las Bela", Records of the geological survey of India , ٣٨ (١٩٠٩), ١٨٩-٢١٥; W. H. Waaltyer, A geographical statistical and historical description of Hindostan and the adjacent countries , London ١٨٢٠; A. T. Wilson, The Persian Gulf , London ١٩٢٨; R. G. Wirsing, The Baluchis and Pathans , London ١٩٨١; N. Zarudny § â , "Tret'ya Ø©kskursiya po vostochno § â Persii", Zapiski Russkogo geograficheskogo obshchestva , ٥٠ (١٩١٦), ١-٤٤٨.
/ اسپونر ، تلخیص از ( ایرانیکا ) /
دین و معتقدات
در سرزمین بلوچستان به معنای وسیع آن ØŒ دو گروه اصلی یعنی بلوچها Ùˆ برهوییها، گرچه از نظر قومی ØŒ وضع ظاهری Ùˆ زبان با یکدیگر ØªÙØ§ÙˆØª دارند، ولی به صورت سازمان اجتماعی ÙˆØ§ØØ¯ÛŒ به هم پیوسته اند. قبایلی از هر دو گروه در کنار یکدیگر زندگی Ù…ÛŒ کنند Ùˆ معتقدات Ùˆ اعمال مذهبی آنها را نمی توان به آسانی از هم باز شناخت . بلوچها Ùˆ برهوییها همگان پیرو مذهب تسنن اند، ولی در عمل ØªØ³Ø§Ù…Ø Ø¨Ø³ÛŒØ§Ø± نشان Ù…ÛŒ دهند Ùˆ بسیاری از آداب آنها به آداب اهل تشیع Ùˆ دیگران ØŒ شباهت دارد. ØªØ³Ø§Ù…Ø Ø§ÛŒØ´Ø§Ù† این ØØ³Ù† را نیز دارد Ú©Ù‡ با روØÛŒ مداراکننده همراه است .
گیسوی بلوچها عموماً بلند است Ùˆ ریش Ùˆ موی سرخود را کوتاه نمی کنند، مگر موی شارب ØŒ Ú©Ù‡ آن را کوتاه Ù…ÛŒ کنند. بسیاری از همسایگان٠درست آیین تر آنها برآن اند Ú©Ù‡ ØÙ†Ùیّت بلوچ چندان ÙØ±Ø§ØªØ± از این نمی رود، Ùˆ در واقع اعتقاد ایشان را به دینی ØŒ مگر از نوع منÙÛŒ آن ØŒ منکرند. تعداد ملاّ یان Ùˆ سادات در میان بلوچ اندک است Ø› از طر٠دیگر، بقاع مشایخ یا پیران بسیار Ù…ÙˆØ±Ø¯Ø§ØØªØ±Ø§Ù… است . مساجد رواج چندانی ندارد، Ùˆ هر کجا Ú©Ù‡ ÛŒØ§ÙØª شود غالباً عبارت است از طرØÛŒ از سنگهایی Ú©Ù‡ بر روی تپه ای ناشیانه در کنار یکدیگر قرار Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ اند تا قبله را نشان دهند.
بلوچها Ùˆ برهوییها پیش از مهاجرت به سرزمینی Ú©Ù‡ اکنون بلوچستان نامیده Ù…ÛŒ شود اسلام آوردند. این امر را Ù…ÛŒ توان به دورة متعاقب نخستین ÙØªÙˆØØ§Øª اسلامی در جنوب شرقی ایران مربوط دانست . اصطخری (ص ١٤١Ù€١٤٢) اسلام آوردن آنها را به دوران Ø®Ù„ÙØ§ÛŒ عباسی نسبت Ù…ÛŒ دهد.
ÙØ±Ø´ØªÙ‡ (ج ٢ØŒ ص ٣٢٩) اظهار Ù…ÛŒ دارد Ú©Ù‡ شهزاد ( میرشهدا ) پسر میرچاکر ( میرعماد کرویزی ) نخستین کسی بود Ú©Ù‡ تشیع را در Ù…Ùلتان باب روز کرد. Ø§ÙØ³Ø§Ù†Ù‡ های بلوچی به شهزاد اصل Ùˆ نسبی رمزآلود نسبت Ù…ÛŒ دهند.
از این زمان به بعد، چنین به نظر Ù…ÛŒ رسد Ú©Ù‡ بتدریج بلوچها، دست Ú©Ù… اسماً، به مذهب اهل سنت روی آورده باشند، گواینکه این امر ØªÙØ§ÙˆØª عملی چندانی نداشته است .
مزار مشایخ یا پیران ØŒ در سراسر این سرزمین مرکز عبادت Ùˆ زیارت ØŒ Ùˆ زیارت مهمترین جنبة عملی مذهب این قوم است . Ø´Ú©ÛŒ نیست Ú©Ù‡ در بسیاری موارد، این مزارها به زمانی قبل از ورود اسلام به منطقه تعلق دارند Ùˆ بیشتر آنها هنگام مهاجرت بلوچها Ùˆ برهوییها وجود داشته اند. برخی از آنها از اهمیت بسیار برخوردارند Ùˆ زوّار از دور Ùˆ نزدیک به زیارت آنها Ù…ÛŒ روند، در ØØ§Ù„ÛŒ Ú©Ù‡ بعضی از آنها Ùقط شهرت Ù…ØÙ„Ù‘ÛŒ دارند. به منظور تØÙ‚ّق نذر خود، زوّار تکّه هایی از پارچه ØŒ زنگوله ØŒ شیپور، سنگواره ØŒ یا اشیای دیگر به Ø¶Ø±ÛŒØ Ù…ÛŒ بندند (رجوع کنید به > Â«ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ عامة بلوچ » < ØŒ ص ٢٥٩Ù€٢٦٣). از جمله زیارتگاههای مهم مورد توجه اینهاست : سخی سرور؛ سلیمان شاه٠تونسا شری٠، Ú©Ù‡ زیارتگاه نسبتاً جدیدی است برای مسلمانان سنی Ø› ØØ¶Ø±Øª غوث در کوه چهل تن یا چهل پیر Ú©Ù‡ وجه تسمیة آن چهل ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ غوث اند Ú©Ù‡ بر روی کوه رها شده بودند (ماسون ØŒ ج ٢ØŒ ص ٨٣Ù€٨٥Ø› Ùولکلور ØŒ ١٨٩٣ØŒ ص ٢٩٥)Ø› پیر سÙهری در سهری Ú©ÙØ´Ù’تَغ ( Ú©ÙØ´Ù’تَکْهه ) در منطقة Ø¨ÙØºÙ’تی ( بوگطی ) ØŒ Ú©Ù‡ زیارتگاهی واقعاً بلوچی است (Ù‡ÙØªÙˆØ±Ø§Ù… ØŒ ص ٧٧)Ø› Ú†ÙØªÙ† شاه در نزدیکی کلات Ø› پیرعمر نزدیک Ø®ÙØ²Ø¯Ø±ØŒ جایی Ú©Ù‡ آزمون گناه Ùˆ بیگناهی از طریق آب اعمال Ù…ÛŒ شود؛ سلطان شاه در زÙهری ØŒ Ú©Ù‡ Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ مبتلا به تب به زیارت آن Ù…ÛŒ روند ( > گزارش سرشماری بلوچستان < ØŒ ص ٤٠)Ø› Ùˆ جیوه لال ( لعل ) Ú©Ù‡ نام دیگرش لال شاهباز است ØŒ در سÙهوان٠سند (برتون ØŒ ÙØµÙ„ بیست Ùˆ پنجم ).
پایبندی کامل نسبت بدانچه قبیله آن را Ù…ØØªØ±Ù… Ù…ÛŒ شمارد نزد همة بلوچها دارای اهمیتی والاست ØŒ Ùˆ این اصول نزد ایشان از معتقدات مذهب اسمی آنها Ù†Ùوذ بیشتری دارد. ØÙظ شر٠خانوادگی با تنبیه بی Ø¹ÙØªÛŒ در همسران نیز بسیار مهم ØŒ Ùˆ Ù…Ú©Ø§ÙØ§Øª همسر Ùˆ مرد خاطی مرگ است ØŒ Ú¯Ùˆ اینکه در دوران اخیر غرامت نیز Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØªÙ‡ Ù…ÛŒ شود. غرامت به صورت نقدی است ØŒ ولی در عمل ادای دین معمولاً از طریق ازدواج یا نامزدی زنی از خانوادة مرد خاطی با مردی از خانوادة شوی آسیب دیده انجام Ù…ÛŒ پذیرد. به این سنتها رسوم دیگری متضمن جنبه های Ø®Ø±Ø§ÙØ§ØªÛŒ نیز منضم است Ø› به علائم Ùˆ نشانه ها معتقدند، Ùˆ با بررسی رگهای سطØÛŒ کت٠گوسÙندی Ú©Ù‡ تازه Ø°Ø¨Ø Ø´Ø¯Ù‡ به ØªÙØ£Ù„ Ù…ÛŒ پردازند. رؤیت آلاگَزَنÙÙ‡ در سمت Ú†Ù¾ هنگام عزیمت به Ù…Ø³Ø§ÙØ±Øª ØŒ بدیمن است ØŒ Ùˆ همین کاÙÛŒ است Ú©Ù‡ دسته ای از سواران را از Ø³ÙØ± منصر٠کند. گوشت خوک البته ØØ±Ø§Ù… است ØŒ ولی بلوچها Ù…ØØ±Ù‘مات ملی یا قبیله ای خاص خود را نیز دارند؛ مثلاً همگان از خوردن ماهی خودداری Ù…ÛŒ کنند، Ùˆ توجیه ایشان این است Ú©Ù‡ آن را نمی توانند به شیوة مقرّر، یعنی سربریدن ØŒ Ø°Ø¨Ø Ú©Ù†Ù†Ø¯Ø› تخم مرغ را نیز غالباً مردار یا ØØ±Ø§Ù… Ù…ÛŒ شمارند. Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ عشیرة سردار Ú©Ùهْل ØŒ Ú©Ù‡ از رÙنْدهای کچّهی هستند، گوشت شتر را نمی خورند. برخی از این Ù…ØØ±Ù‘مات Ù…ØØªÙ…لاً دارای اصلی توتمیستی است . وجود چند نام قبیله یا عشیره Ú©Ù‡ از اسامی گیاهان یا جانوران Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ شده تا ØØ¯Ù‘ÛŒ مؤیّد این نظریه است . ولی ØŒ در میان بلوچها Ùˆ برهوییها هیچ موردی از وجود اعمال توتمیستی دیده نشده است .
موردی از «آزمون از طریق آتش » را در میان بزدارها در ١٣٠٧/ ١٨٨٩ نویسنده شخصاً شاهد بوده ( > مجلة انجمن سلطنتی آسیایی ØŒ شعبة بمبئی < ØŒ ١٨٩٠)ØŒ Ùˆ هیوز Ù€ بولّر نیز نمونة دیگری از آن را، با مختصر ØªÙØ§ÙˆØªÛŒ ØŒ Ùˆ همچنین موردی از «آزمون از طریق آب » را توصی٠کرده است .
برخی از قبایل یا بخشهایی از آنها را دارای نیروی Ø´ÙØ§Ø¯Ù‡Ù†Ø¯Ù‡ Ù…ÛŒ دانند Ùˆ معتقدند Ú©Ù‡ ایشان با دمیدن بر بیمار Ù…ÛŒ توانند سلامت او را به ÙˆÛŒ بازگردانند. عشیرة نوتهنی از بوگطی ØŒ قبیلة کهیری Ùˆ قبیلة کَلَمَتی از این جمله اند. قبیلة کلمتی Ø§ØØªÙ…الاً در اصل بلوچ نیستند ولی در ØØ§Ù„ ØØ§Ø¶Ø± در ایشان ادغام شده اند. شاید ایشان اخلا٠بدعتگذاران قرمطی باشند Ú©Ù‡ در ابتدای قرن چهارم ØŒ Ù…ØÙ…ود غزنوی ایشان را از Ù…Ùلتان رانده بود.
منابع : ( ابراهیم بن Ù…ØÙ…د اصطخری ØŒ کتاب مسالک الممالک ØŒ چاپ دخویه ØŒ لیدن ١٩٦٧Ø› Ù…ØÙ…دقاسم بن غلامعلی ÙØ±Ø´ØªÙ‡ ØŒ تاریخ ÙØ±Ø´ØªÙ‡ ØŒ یا، گلشن ابراهیمی ØŒ لکنهو ١٢٨١ ) Ø›
Balochi Folklore, Folklore (١٩٠٢); Burton, Sind revisited , ١٨٧٧; Hetu ¦ -Ra ¦ m, Bilu ¦ chi-na ¦ me , tr. Douie, Calcutta ١٨٨٥; Masson, Travels .
/ م . لانگ ورث دیمز ، تلخیص از ( د. دین و اخلاق ) /
باستان شناسی
آثار تاریخی بلوچستان ایران ØŒ بسیار Ù…ØØ¯ÙˆØ¯ است . اگرچه جهانگردان متقدم غالباً آثار باستانی این منطقه را
وص٠کرده اند، نخستین پژوهش باستان شناسی شایان توجه در اوایل دهة ١٣١٠ Ø´ /١٩٣٠ صورت Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØª : سر مارک اورل استاین مساعی خود را بر درة بمپور متمرکز ساخت Ùˆ در آنجا نقاط متعددی را Ú©Ù‡ از نظر باستان شناسی اهمیت داشت ثبت کرد Ùˆ در چند Ù…ØÙ„ نیز به ØÙاریهایی Ù…ØØ¯ÙˆØ¯ پرداخت . طبق تØÙ‚یقات استاین ØŒ در دوران قبل از تاریخ گروههایی در بلوچستان Ù…ÛŒ زیسته اند Ú©Ù‡ گمان Ù…ÛŒ رود با ساکنان غرب ایران از نظر ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ÛŒ نسبت داشته باشند.
بئاتریس دوکاردی ØŒ در ١٣٤٥ Ø´ / ١٩٦٦ در بمپور ØÙاریهای Ù…ØØ¯ÙˆØ¯ÛŒ کرد تا توالی دوره های پیش از تاریخ منطقه را روشن سازد. اگر Ú†Ù‡ دامنة این ØÙاریها Ù…ØØ¯ÙˆØ¯ بود، ولی توالی دوره هایی را نشان داد Ú©Ù‡ مرجعی اصلی برای مطالعة دورة پیش از تاریخ بلوچستان ایران است . گری هیوم در ناØÛŒØ© Ùلات Ø³Ø±ØØ¯ در ١٣٤٥Ù€١٣٤٦Ø´ به بررسی پرداخت Ùˆ بویژه در صدد ÛŒØ§ÙØªÙ† آثار باستانی متعلق به دورة پارینه سنگی بود، ولی چند Ù…ØÙ„ متأخرتر متعلق به دورة پیش از تاریخ را نیز کش٠کرد. جودیت ماروچک آثار Ø³ÙØ§Ù„ینة این نقاط را بررسی کرد Ùˆ بعداً (در ١٣٥٤ Ø´ / ١٩٧٥) به مطالعة باستان شناسی آن منطقه به ترتیبی منظم پرداخت (رجوع کنید به میراگلیولو ØŒ ١٩٧٩). تنها تØÙ‚یق باستان شناختی دیگری Ú©Ù‡ تا این تاریخ به اتمام رسیده ØŒ بررسی موریتسیو توسی است Ú©Ù‡ در ١٣٥٩ Ø´ / ١٩٧٠ در مورد وسایل Ú¯ÙˆØ±ÙØ¯ÙŽÙ…ین صورت Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است .
بنا به نظر هیوم (١٣٥٥Ø´ /١٩٧٦)ØŒ بر مبنای آثار پارینه سنگی کش٠شده در درة لادیز Ø§ØØªÙ…الاً در دوران چهارم زمین شناسی ØŒ برای نخستین بار Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ÛŒ در بلوچستان سکونت اختیار کرده اند. مهمترین کاوشگاهها، سه Ù…ØÙ„ بود Ú©Ù‡ در آن آلات سنگی ساده ای چون تبر، Ùˆ سنگ چخماق Ùˆ وسایل ساخته شده از آن ÛŒØ§ÙØª شده است . از نظر سبک Ùˆ Ù†ØÙˆØ© ساخت ØŒ این آلات به وسایل متعلق به اوایل دورة پارینه سنگی در نواØÛŒ خارج از ایران شباهت دارد. تاریخ دقیق این وسایل Ù…ØÙ„ اختلا٠است ØŒ ولی این Ú©Ø´Ùیات نشان Ù…ÛŒ دهد Ú©Ù‡ تØÙ‚یقات بیشتری دربارة دورة پارینه سنگی در این منطقه بیجا نخواهد بود. تا اواخر هزارة چهارم قبل از میلاد، شواهد چندانی دال بر سکونت بشر در بلوچستان موجود نیست . دوکاردی (ص ٢٥٧Ù€ ٢٦٨) بر مبنای ØÙاریهایش در بمپور، بر آن بود Ú©Ù‡ این آبادیهای کهن ØŒ دارای پیوندهای ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ÛŒ نزدیکی با آبادیهای هم عصر در ایالت کرمان بوده ØŒ Ùˆ تمام آنها Ø§ØØªÙ…الاً رابطه ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ÛŒ غیرمستقیمی با نواØÛŒ مسکونی غرب آنجا داشته اند. توسی (١٩٧٠) Ùˆ لمبرگ Ù€ کارلوسکی (١٩٧٢Ø› لمبرگ Ù€ کارلوسکی Ùˆ توسی ØŒ ١٩٧٣) با Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ از اطلاعات جدیدتر، استدلال کرده اند Ú©Ù‡ اطلاعات ØØ§ØµÙ„ از بمپور عمدتاً مبین ادامة گسترش ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ÛŒ بومی است Ú©Ù‡ در ترکمنستان Ùˆ شرق ایران ØŒ بویژه در شهر سوخته ØŒ Ùˆ جنوب Ø§ÙØºØ§Ù†Ø³ØªØ§Ù† رواج داشته است . تعداد Ùˆ اندازة این آثار باستانی Ú©Ù‡ به سه هزار تا دوهزار سال قبل از میلاد تعلق دارند، شایان توجه نیست Ùˆ ظاهراً منعکس کننده ÙØ¹Ø§Ù„یتهای روستاییان کشاورز Ùˆ شبانان چادرنشین است . در عین ØØ§Ù„ ØŒ به عقیدة چند تن از پژوهندگان (دیلز ØŒ ١٩٧٧Ø› Ú©Ùهل ØŒ ١٩٧٨Ø› لمبرگ Ù€ کارلوسکی Ùˆ توسی ØŒ ١٩٧٣Ø› پاتز ØŒ ١٩٧٨)ØŒ این جوامع در شبکه های بازرگانی وسیعی قرار داشتند Ú©Ù‡ مناطقی چون ترکمنستان Ùˆ سیستان Ùˆ بلوچستان Ùˆ پاکستان Ùˆ خلیج ÙØ§Ø±Ø³ Ùˆ درة رود سند را به هم Ù…ÛŒ پیوست . این پژوهندگان همچون دوکاردی ØŒ معتقدند Ú©Ù‡ پس از ٥٠٠ ØŒ ٢ قبل از میلاد، دوره های پنجم Ùˆ ششم بمپور، این ناØÛŒÙ‡ به Ø´Ú©Ù„ ÙØ²Ø§ÛŒÙ†Ø¯Ù‡ ای در شبکة بازرگانی خلیج ÙØ§Ø±Ø³ Ú©Ù‡ بین النهرین Ùˆ جنوب شرقی ایران Ùˆ عمان Ùˆ Ø¨ØØ±ÛŒÙ† Ùˆ درة رود سند را به هم پیوند Ù…ÛŒ داد، ÙØ¹Ø§Ù„ شد. با وجود امکان شرکت در چنین شبکه های بازرگانی وسیعی ØŒ Ú©Ù‡ وسعت Ùˆ ØØ¬Ù… مبادلات آن Ù…ØÙ„ اختلا٠است (Ø´ÙØ± ØŒ ١٩٨٢)ØŒ Ù¾ÛŒØ´Ø±ÙØªÙ‡Ø§ÛŒ ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ÛŒ در بلوچستان ایران ØŒ در قیاس با نواØÛŒ پیرامون آن ØŒ در سطØÛŒ Ù…ØØ¯ÙˆØ¯ باقی ماند.
بسیاری از این آبادیها در اوایل هزارة دوم قبل از میلاد از سکنه خالی شد Ú©Ù‡ کاهش جمعیت یا Ø§ÙØ²Ø§ÛŒØ´ چادرنشینی٠شبانی را نشان Ù…ÛŒ دهد. این تغییرات را غالباً به آثار ØÙ…لات هند Ùˆ آریاییها یا دورة خشکسالی طولانی مدت نسبت Ù…ÛŒ دهند. در هزارة اول قبل از میلاد، Ùˆ بویژه در دورة اشکانیان Ùˆ ساسانیان ØŒ وضع تغییر کرد و، چنانکه Ø§ÙØ²Ø§ÛŒØ´ تعداد آثار باستان شناسی ØØ§Ú©ÛŒ است ØŒ جمعیت رو به Ø§ÙØ²Ø§ÛŒØ´ گذاشت . یک عامل مهم در این Ø§ÙØ²Ø§ÛŒØ´ ØŒ Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ از آب قنات * برای آبیاری بود Ú©Ù‡ در نتیجه ØŒ ایجاد نخستین آبادی عمده را در نواØÛŒ دشت Ú©Ù… Ø§Ø±ØªÙØ§Ø¹ ممکن ساخت . متعاقب این امر، عناصر زراعی Ùˆ Ú©ÙˆÚ† نشین٠اقتصاد گسترش ÛŒØ§ÙØª . این گسترش تا نیمة دوم هزارة اول میلادی ادامه ÛŒØ§ÙØª Ú©Ù‡ به Ø§ÙØ²Ø§ÛŒØ´ Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ از زمینهای کشاورزی نامساعد Ùˆ کاهش توانایی ناØÛŒÙ‡ در تولید مواد غذایی لازم Ùˆ مازاد برای اهالی خود انجامید. Ø§ÙØ²Ø§ÛŒØ´ جمعیت Ùˆ رقابت
بر سر منابع ØŒ مستلزم به کار Ú¯Ø±ÙØªÙ† اهرمهای سیاسی نیرومندتری گردید Ú©Ù‡ ظهور استØÚ©Ø§Ù…ات اولیه بازتابی از آن است . مسائل Ø§ÙØ²Ø§ÛŒØ´ جمعیت Ùˆ کاهش ØØ§ØµÙ„خیزی زمینها، Ú©Ù‡ معلول Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ بیش از ØØ¯ از مراتع Ùˆ ÙØ±Ø³ÙˆØ¯Ú¯ÛŒ خاک بود، تا دورة قرون وسطی ادامه ÛŒØ§ÙØª . سرانجام ØŒ مسائل چاره ناپذیر اÙول منابع Ù…ØÛŒØ· زیست سبب شد Ú©Ù‡ بار دیگر اهالی در سطØÛŒ گسترده آنجا را ترک کنند تا اینکه در ØØ¯ÙˆØ¯ قرن یازدهم بلوچها بدانجا وارد شدند.
منابع :
F. G. Dales, "Shifting trade patterns between the Iranian Plateau and the Indus valley in the third millennium B. C.", in Le plateau iranien et l'Asie Centrale des origins a la conquete islamique, ed. J. Deshayes, Paris ١٩٧٧, ٦٧-٦٨; B. De Cardi, "Excavations at Bampur: a third millennium settlement in Persian Baluchistan, ١٩٦٦, Anthropological papers of the American Museum of Natural History, ٥١, ١٩٧٠, ٢٣٣-٣٥٥; G. W. Hume, The Ladizian: an industry of the Asian chopper-chopping tool complex in Iranian Baluchistan, Philadelphia ١٩٧٦; P. Kohl, "Western Asian trade in the third millennium B. C.", Current anthropology , ١٩ (١٩٧٨), ٤٦٣-٤٩٢; C. C. Lamberg- Karlovsky, "Trade mechanisms in Indus-Mesopotamian interrelations", JAOS , ٩٢ (١٩٧٢), ٢٢٢-٢٢٩, C. C. Lamberg-Karlovsky and M. Tosi, "Shahr-i Sokhta and Tepe Yahya: tracks on the earliest history of the Iranian Plateau", East and West , ٢٣ (١٩٧٣), ٢١-٥٣; J. T. Marucheck, "A technological and comparative analysis of pottery from Iranian Baluchistan", M. A. thesis, Department of Anthropology, The American University, Washington, D. C. ١٩٧٢; J. T. Miragliuolo, "Non-urban sites and mobile settlement patterns: a survey of an unknown corner of Baluchistan", Ph. D. dissertation, Department of Anthropology, The American University, Washington, D. C. ١٩٧٩; D. Potts, "Towards an integrated history of culture change in the Arabian Gulf Area: notes on Dilmun, Makkan and the economy of ancient Sumer", Journal of Oman studies , ٤ (١٩٧٨), ٢٩-٥١; J. G. Shaffer, "Harappan commerce: an alternative perspecitve", in Anthropology in Pakistan , ed. S. Pastner and L. Flam, Ithaca ١٩٨٢, ١٦٦-٢١٠; M. Aurel Stein, Archaeological reconnaissance in northwestern India and southeatern Iran , London ١٩٣٧; idem, An archaeological tour in Gedrosia , New Delhi ١٩٣١; M. Tosi, "A tomb from Damin and the problem of the Bampur sequence in the thrid millennium B. C.", East and West , ٢٠ (١٩٧٠), ٩-٥٠.
/ Ø´ÙØ± ØŒ با اندکی تلخیص از ( ایرانیکا ) /
زبان بلوچی
١) موقعیت زبانشناختی . بلوچی در همة اصول Ùˆ کلیات ØŒ یکی از زبانهای ایرانی شمال غربی است Ú©Ù‡ با زبانهای پارتی (ایرانی میانه )ØŒ Ú©ÙØ±Ø¯ÛŒ نوین ØŒ تاتی ØŒ طالشی Ùˆ دیگر گویشها (رجوع کنید به مقالة مکنزی دربارة لهجه شناسی ایرانی جنوب غربی Ùˆ شمال غربی ) پیوندی نزدیک دارد. بررسی زیر تصویری از پیشینة بلوچی را به دست Ù…ÛŒ دهد.
ال٠) واجشناسی . بلوچی در موارد زیر درکنار پارتی جای دارد Ùˆ در تقابل با ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ میانه : واجهای s Ùˆ z Ùˆ ª k * Ùˆ ( h ) ª g * را از هندو اروپایی Ù†Ú¯Ù‡ داشته است . مثال :
بلوچی پارتی ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ میانه ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ
asin swn hwn آهن
n ¦ kasa ks kyh که (کوچک )
t ¦ ma ¦ za d ¦ ma ¦ za d ¦ ma ¦ da داماد
n- ¦ za n- ¦ za n- ¦ da دانستن
zir zyrh b ¦ draya دریا
واجهای میانواکه ای d و g ایرانی باستان را نگه داشته است :
بلوچی پارتی ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ میانه ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ
¦ da ¦ o wwd wy آنجا
d ¦ pa p'd p'y پا(ی )
s ¦ nigo § ngws § nywxs نیوشیدن
واج § J آغازین ایرانی باستان را نگه داشته است :
بلوچی پارتی ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ میانه ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ
an j n § j zn- زدن
خوشة همخوانی rd ایرانی باستان را نگه داشته است :
بلوچی پارتی ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ میانه ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ
zird zyrd dyl دل
p(i)ti/bidi bdyg dwdyg دیگر/ دودیگر
بلوچی در موارد زیر با ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ میانه مطابقت دارد Ùˆ با
پارتی در تقابل است . واج Y ایرانی باستان آن در آغاز واژه
به § J بدل شده است :
بلوچی پارتی ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ میانه ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ
¦ ta i § j ywd wd § j جدا
واج S پدید آمده از r ایرانی باستان را نگه داشته است :
بلوچی پارتی ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ میانه ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ
se hry se سه
pusag pwhr pusar پسر/ پور
as «آتش » (درتمام گویشها جز رخشانی از § c ¦ a Ø¨Ø±Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ از آتش ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ ).
بلوچی در موارد زیر با بیشتر زبانهای ایرانی غربی ÙØ±Ù‚ دارد: واجهای میانواکه ای p ØŒ t ØŒ k ایرانی باستان Ùˆ نیز § c Ùˆ j را در پایان واژه Ù†Ú¯Ù‡ داشته است . مثال : p ¦ a «آب »، ta ¦ bu «بود»، k ¦ hu «خوی ØŒ عرق »، t ¦ bra «برادر»، § c ¦ ro «روز»، j ¦ dra «دراز». Ùˆ نیز سایواجها F ØŒ Ùˆ x را نیز. برای مثال : kopag «شانه ØŒ دوش » (رجوع کنید به در اوستایی kaofa- Ùˆ در ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ باستان kaufa- )ØŒ â ¦ n ¦ ka «چاه Ùˆ چشمه » در پارتی Ùˆ ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ n ¦ xa Ùˆ همچنین با اعمال قاعدة قلب patka «پخته » tka ¦ a «آمد» xta< ¦ gata-<*a ¦ a .
بلوچی در برابر w ایرانی باستان خوشة همخوانی gwa- یا واج٠g- را به کار می برد، و به جای xw- ایرانی باستان ، w یا h- را، و به جای گروه m § s و n § s ایرانی باستان ، mm و nn را، و به جای fra ایرانی باستان ، خوشة a- § s را. مثال :
t ¦ gwa «باد» (در اوستایی ta- ¦ va )
st ¦ i g «بیست » (در اوستایی sati ¦ i v )
war- «خوردن » (در پارتی wxr Ùˆ در ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ میانه xwr- )
wasp- «خوابیدن » (در ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ میانه xwafs- )
d ¦ he «خوی و عرق » (از اوستایی a- s ac § x )
amm § c «چشم » (در اوستایی man- § as § c )
tunnag «تشنه » (در ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ میانه Ù€ ng § tys )
k § awas § s Â«ÙØ±ÙˆØ®ØªÙ† » (در ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ میانه Ù€ § prwxs /ÙØ±ÙˆØ®Ù’شْ)
بعضی از این تغییرات صوتی در گویشهای دیگر نیز ÛŒØ§ÙØª شده اند، از قبیل
ب ) سازه شناسی . بلوچی مثل بسیاری از زبانهای ایرانی غربی (جز کردی ØŒ زازا، تاتی ØŒ سنگسری ) انواع مشخصات ÙØ±Ø§Ù…وش شدة ایرانی باستان را داراست . در بلوچی شناسة مشترک ØØ§Ù„ت غیر ØµØ±ÛŒØ Ø¬Ù…Ø¹ نامها n ¦ -a است Ú©Ù‡ از مختصات زبانهای ایرانی غربی است ØŒ نیز پسوند اصلی اسم جمع -gal در ØØ§Ù„ ØØ§Ø¶Ø± مانند پسوند جمع به کار Ù…ÛŒ رود (Ú©Ù‡ در بلوچی کوهستانی شرقی بسیار رایج است ). در کردی ØŒ گویشهای ÙØ§Ø±Ø³ Ùˆ چند گویش مرکزی نیز ÛŒØ§ÙØª Ù…ÛŒ شود.
ستاک قدیمی متمایز میان ØØ§Ù„ت ØµØ±ÛŒØ Ùˆ ØºÛŒØ±ØµØ±ÛŒØ (اوستایی az m در ØØ§Ù„ت اضاÙÛŒ mana ) در ضمیر اول شخص در بلوچی مانند ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ Ùˆ بسیاری از زبانهای ایرانی غربی ØŒ جز کردی Ùˆ زازا، از بین Ø±ÙØªÙ‡ است .
شناسه های مضارع ÙØ¹Ù„ بلوچی ØŒ مانند پارتی است Ú©Ù‡ در ایرانی باستان به صورت -aya- (رجوع کنید به اول شخص Ù…ÙØ±Ø¯Ø› -in (در بعضی از گویشها -an ØŒ Ø¨Ø±Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ از وجه التزامی قدیم ) است Ø› سوم شخص با t ¦ i - ØŒ مانند n ¦ i § gus ØŒ it § gus ØŒ Ù…ÛŒ گویم ØŒ Ù…ÛŒ گوید. بعضی ستاکهای مختوم به n- صورتهای کوتاه شده پیدا کرده اند، مثال : kant «می کند»، zant «می داند»، t â ¦ n ¦ wa «می خواند» (برای صورتهای کوتاه شده رجوع کنید به گرشویچ ØŒ ص ١٦١Ù€١٧٤). برعکس ØŒ زبان ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ از ایرانی باستان -a- Ùˆ -aya- صورتهای مخلوط Ùˆ آمیخته دارد (رجوع کنید به هنینگ ØŒ ص ٢٣٢Ø› گیلن ØŒ ص ١١٢). علائم مصدر به صورت -ak<-ag در بعضی از زبانهای ایرانی شرقی Ùˆ از آن جمله در پراچی Ùˆ اورموری . هر جا در گویش رخشانی -tin دیده Ù…ÛŒ شود Ø§ØØªÙ…الاً از صورت ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ وام Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ شده است . پیشوند زمان مضارع Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ دیرنده در همة گویشها (ØØªÛŒ در بشکردی Ùˆ لارستانی ) -a است ØŒ امّا این پیشوند بیشتر اوقات ÙØ§Ù‚دارزش است . پیشوند de- در رخشانی به طور پراکنده شنیده Ù…ÛŒ شود ) dede ) .
ج ) Ù†ØÙˆ. اضاÙÙ‡ Ú©Ù‡ از مختصات ساختمان زبان ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ Ùˆ دیگر زبانهای ایرانی جنوب غربی Ùˆ ØØªÛŒ کردی است در بلوچی کاربرد ندارد، مگر به گونة استثنایی Ùˆ موردی (مثل بیشتر زبانهای ایرانی نوین ). در بعضی از انواع شعری Ùˆ جمله های قالبی٠وام Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ شده از ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ ØŒ یکی از مختصات بسیاری از گویشهای بلوچی ØŒ بجز رخشانی ØŒ کاربرد ساختارهای مجهول از Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ ماضی متعدی است . رخشانی تنها گویشی است Ú©Ù‡ ساختار معلوم را به کار Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است . رخشانی شمالی تنها گویشی است Ú©Ù‡ Ù…Ù†ØØµØ±Ø§Ù‹ ساختار معلوم را به کار Ù…ÛŒ برد. رخشانی مرکزی Ùˆ جنوبی (Ùˆ همة دیگر گویشها) کلاً یا جزئاً ساختارهای مجهول را به کار Ù…ÛŒ برند.
د) واژگان . واژگان ایرانی بلوچی شامل تعدادی واژة ابتدایی Ùˆ اولیة ایرانی شرقی است Ú©Ù‡ نمونه های برگزیدة زیر از آن جمله است : nagan «نان »، در سغدی n g n ØŒ در پشتو on g na (ولی در ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ میانه n Ù n Ùˆ در ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ «نان »). sagan «تپاله »، در پراچی Ø®n g sa ØŒ در وخی sagin ØŒ در اورموری skan (در ختنی satana- ولی در پهلوی n ¦ sarge Ùˆ در ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ سرگین ). ¤ gwand «کوتاه »، در ختنی vanda- «کوچک »، در پراچی anØ®kØ® g Ø› gud «رخت ØŒ لباس » رجوع کنید به پراچی un g ¦ a «لباس پوشیدن »، در پشتو und g ¦ a (اما در ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ میانه مانوی - § pymwc ØŒ در پارتی مانوی § pdmwc ØŒ در ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ § pos «پوشیدن »)Ø› gar «صخره »، در وخی Ùˆ پشتو ar g ØŒ در اورموری ¦ i gr «کوه »؛ hg ¦ za «پسر»، در پراچی a g za ØŒ در سغدی k ÙÙ z (اما در پارتی Ùˆ ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ میانه zhg (رجوع کنید به ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ میانه pws ØŒ pwsr Ùˆ در ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ پسر)Ø› arr § s «خوب »، در سغدی yr § s ØŒ در پشتو § s ØŒ در اورموری irr § s ØŒ در ختنی جra ¨ s ¨ s (اما در ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ میانه Ùˆ ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ b ¦ xu ). از جهات دیگر واژگان بلوچی از نوع ایرانی جنوب غربی است : d ¦ mu «موی سر»، bard «بیل »، aq § c ¦ so «سوزش » § c ¦ ro «روز»، dag ¦ o § s «شستشو».
منابع :
Encyclopaedia Iranica , s.v. "Afghanistan. V: Languages" (by Ch. M. Kieffer), "Afghanistan. VII: Para ¦ c ¦ â § " (by G. Morgenstierne); Itya Gershevitch, "The crushing of the third singular present", W. B. Henning memorial volume , ed. M. Boyce and I. Gershevitch, London ١٩٧٠; Ghilain, Essai sur la langue parthe , Louvain ١٩٣٩; Henning, "Das Verbum des Mittelpersischen der Turfanfragmente", ZII , ٩(١٩٣٣); D. N. Mackenzie, "Origins of Kurdish", TPS (١٩٦١; دربارة لهجه شناسی زبانهای ایرانی غربی ).
برای صورت کامل منابع رجوع کنید به ایرانیکا ØŒ ذیل «بلوچستان . ٣: زبان Ùˆ ادبیات بلوچی ».
/ الÙنبین ØŒ تلخیص از ( ایرانیکا ) /
٢) پراکندگی جغراÙیایی . بلوچی زبان اصلی منطقه ای است Ú©Ù‡ از ÙˆØ§ØØ© مرو (ماری ) در ترکمنستان به سوی جنوب تا خلیج ÙØ§Ø±Ø³ ØŒ Ùˆ از سیستان در ایران به سوی شرق در امتداد درة هیرمند در Ø§ÙØºØ§Ù†Ø³ØªØ§Ù† Ùˆ سرتاسر مکران پاکستان به سمت شرق تقریباً تا رود سند، از جمله شهر کراچی در جنوب ØŒ با پیش آمدگی وسیع Ùˆ رو به گسترشی در تپه های شرق Ùˆ شمال شرقی کویته گسترده است . در امارات Ù…ØªØØ¯Ø© عربی Ùˆ کویت نیز جماعات کثیری بلوچی زبان وجود دارد.
از منطقة مرو تا ØØ¯ÙˆØ¯ صد کیلومتری جنوب بیرجند، معدودی گروههای بلوچی زبان پراکنده اند. از ØØ¯ÙˆØ¯ Ù’٣٢ عرض شمالی زبان بلوچی زبان اصلی Ù…ØÙ„ Ù…ÛŒ شود، Ùˆ به سمت غرب تا ØØ¯ÙˆØ¯ Ù’٥٩ طول شرقی Ùˆ به سمت جنوب در استان سیستان Ùˆ بلوچستان تا خلیج ÙØ§Ø±Ø³ ادامه Ù…ÛŒ یابد.
بلوچی در Ø§ÙØºØ§Ù†Ø³ØªØ§Ù† ØŒ زبان رسمی ایالت نیمروز است . جوامع بلوچی زبانی نیز در سرتاسر بخش غربی کشور تا مرز ترکمنستان ÛŒØ§ÙØª Ù…ÛŒ شوند، ولی بلوچی Ùقط از چخانسور به سمت جنوب ØŒ زبان Ù…ØÙ„ÛŒ اصلی به شمار Ù…ÛŒ آید، از زَرَنج ØŒ مرکز ایالت ØŒ Ù…ÛŒ گذرد Ùˆ در امتداد درة هیرمند تا ØØ¯ÙˆØ¯ Ù’٦٤ طول شرقی به سمت شرق Ùˆ در سمت جنوب رودخانه تا مرز پاکستان در چاغی ادامه Ù…ÛŒ یابد (Ú¯ÙØªÙ†ÛŒ است Ú©Ù‡ در منطقة هیرمند وسطی ØŒ
زبان برهویی نیز از موقعیتی همانند برخوردار است ØŒ Ùˆ بسیاری از اهالی دو زبانه اند). بلوچی زبان عمدة سراسر مکران پاکستان است Ú©Ù‡ در شرق تا خطی شمالی Ù€ جنوبی Ú©Ù‡ از نوشکی (ØØ¯ÙˆØ¯ Ù’٦٦ طول شرقی ) Ù…ÛŒ گذرد ادامه دارد، Ùˆ این نقطة التقای آن با زبان برهویی است . زبان برهویی به سمت شمال غربی Ùˆ جنوب نوشکی در پاکستان Ùˆ قسمت اعظم منطقة سراوان Ùˆ جهلاوان Ùˆ به سمت جنوب تا لس بلا گسترده است ØŒ Ùˆ بدین ترتیب گروه کثیری از بلوچی زبانان تپه های شرق Ùˆ شمال شرقی کویته (سرزمین مریها Ùˆ بوگطیها) را از دیگر همزبانان خود جدا Ù…ÛŒ کند (رجوع کنید به «گویشها» در ادامة مقاله ). این سرزمین در شمال تا درة اسماعیل خان (ØØ¯ÙˆØ¯ Ù’٣٦ عرض شمالی ) امتداد دارد.
قسمت اعظم بلوچی زبانان را عشایر بلوچ تشکیل Ù…ÛŒ دهند، Ùˆ تنها گروه غیر بلوچی Ú©Ù‡ به این زبان تکّلم Ù…ÛŒ کنند عشایر برهویی هستند؛ وجهة بلوچی اندکی بیشتر است . تا ایام اخیر بلوچی در هیچیک از چهار کشوری Ú©Ù‡ به آن تکلم Ù…ÛŒ شود، رسمی نشده بود، در نتیجه بسیاری از بلوچی زبانان دو یا سه زبانه اند. ولی در ١٣٥٧ Ø´ در Ø§ÙØºØ§Ù†Ø³ØªØ§Ù† بلوچی را به عنوان «زبان ملی » به رسمّیت شناختند. زبان نوشتاری بلوچی ØŒ دارای تاریخی کوتاه است : سه نسخة خطی موجود در موزة بریتانیا (رجوع کنید به الÙنبین ØŒ ١٩٦٠Ø› همو، ١٩٨٣) در نیمة اول قرن سیزدهم نوشته شده Ùˆ قدیمترین آثاری است Ú©Ù‡ به این زبان Ù€ به صورتی Ú©Ù‡ امروزه Ù…ÛŒ شناسیم Ù€ نوشته شده Ùˆ تاریخ نگارش آنها قابل تعیین است (گزارشهایی دربارة نسخه های خطی متعلق به قرن سیزدهم از کلات ØŒ در پاکستان در دست است Ú©Ù‡ شاید در دربار خان کلات نوشته شده باشد).
اگر Ú†Ù‡ در برخی از کشورهای خاورمیانه Ùˆ هند مطالبی در سطØÛŒ Ù…ØØ¯ÙˆØ¯ به چاپ رسیده است ØŒ گسترش ادبیات مکتوب در ØØ¯ÙˆØ¯ ١٣٢٩ Ø´ / ١٩٥٠ به صورتی جدی در پاکستان آغاز شد (رجوع کنید به ادامة مقاله ). در زمان ØØ§Ø¶Ø± Ùقط در پاکستان به زبان بلوچی انتشارات وجود دارد. در ١٣٥٧ Ø´ در ایران Ùˆ کابل نیز چاپ مطالب به زبان بلوچی به مقدار اندک آغاز شد.
به سبب Ùقدان سرشماری مناسب ØŒ تهیة برآورد دقیق از عدة بلوچی زبانان کار آسانی نیست . در ناØÛŒÙ‡ ای Ú©Ù‡ عمدتاً به بلوچی تکلم Ù…ÛŒ شود سه زبان غیربلوچی نیز وجود دارد Ú©Ù‡ عبارت است از برهویی Ùˆ دو زبان هندو آریایی٠جَطگال Ú©Ù‡ جَطّها ( جتها ) یا مهاجرانی از سند Ú©Ù‡ در دشتیاری (گوشه ای در انتهای جنوب شرقی مکران ایران ) ساکن اند به آن تکلم Ù…ÛŒ کنند، Ùˆ کهترنی Ú©Ù‡ بلوچهای منتهاالیه شرقی ناØÛŒØ© بلوچستان ØŒ شرق درة غازی خان ØŒ به آن سخن Ù…ÛŒ گویند.
٣) گویشها. شش گویش عمده را Ù…ÛŒ توان تمیز داد Ú©Ù‡ از نظر آواشناسی Ùˆ صر٠و Ù†ØÙˆ Ùˆ واژگان با هم Ù…ØªÙØ§ÙˆØª اند. از این شش گویش ØŒ رَخشانی گسترده تر است Ùˆ به سه گونة Ù…ØÙ„ÛŒ تقسیم Ù…ÛŒ شود. پنج گویش دیگر Ú©Ù… Ùˆ بیش به هم شباهت دارند. نخستین بررسی جامع درباره کلیة گویشهای بلوچی را الÙنبین در کتاب خود با عنوان > زبان بلوچی < (١٩٦٦) انجام داده ØŒ Ú©Ù‡ با اطلاعات بیشتری Ú©Ù‡ امروزه در دست است نیاز به تصØÛŒØ دارد، لاشاری را باید به عنوان نام گویش به Ù„ÙØ·ÙˆÙ†ÛŒ ØªØ±Ø¬ÛŒØ Ø¯Ø§Ø¯.
توجه به این نکته مهم است Ú©Ù‡ بلوچی زبانی است Ú©Ù‡ در آن تغییر چندانی رخ نداده ØŒ Ùˆ گویشهای آن ØŒ به رغم وسعت ناØÛŒÙ‡ ای Ú©Ù‡ در آن تکلم Ù…ÛŒ شود، بسیار به هم شبیه اند، بلوچی زبانان تمام نواØÛŒ ØŒ بجز بلوچهای ساکن تپه های شرقی به آسانی سخنان یکدیگر را درک Ù…ÛŒ کنند. گویشها از شمال به جنوب کمابیش عبارت است از:
ال٠) رخشانی ØŒ از مرو در ترکمنستان به سمت جنوب در ایران Ùˆ Ø§ÙØºØ§Ù†Ø³ØªØ§Ù† در سرتاسر سیستان تا ØØ¯ÙˆØ¯ Ù’٢٨ عرض شمالی ØŒ به طر٠جنوب خاش (بلوچی : هواش )ØŒ Ùˆ به سمت غرب این نواØÛŒ تا جایی Ú©Ù‡ به بلوچی تکلم Ù…ÛŒ کنند. این گویش دارای سه گونة Ù…ØÙ„ÛŒ است : کلاتی ØŒ در پاکستان ØŒ از لس بلا تا تقریباً جنوب کویته Ø› پنجگوری ØŒ در مکران پاکستان Ø› Ùˆ Ø³Ø±ØØ¯ÛŒ ØŒ Ú©Ù‡ بمراتب در وسیعترین ناØÛŒÙ‡ به آن تکلم Ù…ÛŒ شود، از جمله در چاغی پاکستان Ú©Ù‡ از نوشکی در شرق ØŒ به سمت غرب در امتداد مرز ایران تا جایی Ú©Ù‡ به بلوچی تکلم Ù…ÛŒ شود، یعنی ØØ¯ÙˆØ¯ Ù’٥٩ طول شرقی ØŒ به سمت جنوب تا تقریباً Ù’٢٨ عرض شمالی Ú©Ù‡ در خاران پاکستان به پنجگوری Ùˆ در شمال ایرانشهر ایران به سراوانی Ù…ÛŒ رسد، در جهت شمال شامل تمام بخشهایی از Ø§ÙØºØ§Ù†Ø³ØªØ§Ù† Ù…ÛŒ شود Ú©Ù‡ به بلوچی سخن Ù…ÛŒ گویند، در امتداد رود هیرمند از ØØ¯ÙˆØ¯ Ù’٦٤ طول شرقی به سمت غرب تا چخانسور Ùˆ داخل ایران در سراسر بخشهای سیستان Ú©Ù‡ به بلوچی تکلم Ù…ÛŒ کنند، Ùˆ از آنجا به سمت شمال در Ø§ÙØºØ§Ù†Ø³ØªØ§Ù† Ùˆ ایران تا مرو در ترکمنستان . Ø³Ø±ØØ¯ÛŒ گویش اصلی برنامه های رادیویی کویته Ùˆ کابل است .
ب ) سراوانی ØŒ گویشی Ú©Ù‡ در ایران وجهة ÙØ±Ø§ÙˆØ§Ù† دارد Ùˆ کانون آن روستای سراوان است Ú©Ù‡ تقریباً در ÙØ§ØµÙ„Ø© ١٥٠ کیلومتری جنوب شرقی خاش قرار دارد. سراوانی Ú©Ù‡ گویش اصلی برنامه های بلوچی رادیو زاهدان است ØŒ از گَشت (بلوچی : Ú¯Ùوشت ) شصت کیلومتری شمال خاش تا کوهک (بلوچی : کووَگ ) در مرز ایران Ùˆ پاکستان گسترده است . این گویش در خاک پاکستان نیز ادامه Ù…ÛŒ یابد، ولی قلمرو اصلی آن در ایران است . در سمت جنوب تقریباً تا راسْک ØŒ Ùˆ از آنجا به سوی شمال تا ØØ¯ÙˆØ¯ سی کیلومتری شمال ایرانشهر بیشتر روستاها را در برمی گیرد. هر دو شهر بمپور Ùˆ ایرانشهر، در ناØÛŒØ© گویش سراوانی قرار دارند، Ú¯Ùˆ اینکه در ایرانشهر، Ø³Ø±ØØ¯ÛŒ هم به همان اندازه رواج دارد.
ج ) لاشاری ØŒ گویشی است Ú©Ù‡ مرکز آن در روستای لاشار، ØØ¯ÙˆØ¯ ١٢٠ کیلومتری جنوب ایرانشهر از طریق جاده ØŒ قرار دارد. این گویش عناصر جدید را به سختی Ù…ÛŒ پذیرد. ØØ¯ÙˆØ¯ آن از Ø§ÙØ³Ù¾ÙŽÚ©ÙŽÙ‡ در شمال شروع Ù…ÛŒ شود Ùˆ در جنوب از پیپ Ù…ÛŒ گذرد Ùˆ در شرق تقریباً تا نیک شهر Ùˆ قصرقند، Ùˆ در غرب به Ùَنّوچ (بلوچی : پَنّوچ ) Ù…ÛŒ رسد Ú©Ù‡ ملتقای آن با ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ Ùˆ بشکردی است .
د) Ú©Ú†ÛŒ ØŒ در درة Ú©Ú† واقع در جنوب رشته کوههای مکران مرکزی در پاکستان رواج دارد. این گویش ØŒ از هیروک به سمت غرب تا تÙمپ (جز روستای مَند)ØŒ Ùˆ در روستاهای واقع در شمال رود Ú¯Ùیش ØŒ گسترده است .
Ù‡ ) گویشهای ساØÙ„ÛŒ ØŒ Ú©Ù‡ از بیابان ØŒ دشتی در نزدیکی میناب (رجوع کنید به بیابان * (١))ØŒ در ایران در امتداد ساØÙ„ به سوی شرق تا چابهار، در جهت شمال تا نیک شهر Ùˆ قصرقند Ùˆ Ù‡Ùودر؛ در پاکستان شامل مَند Ùˆ دَشت Ùˆ باریکة ساØÙ„ÛŒ از مرز ایران به سمت شرق ØŒ شامل گوادر Ùˆ پَسنی Ùˆ Ø§ÙØ±Ù…اره ØŒ بدانها سخن Ú¯ÙØªÙ‡ Ù…ÛŒ شود؛ در کراچی بیش از Ù‡ÙØªØµØ¯ هزار تن بلوچی زبان سکونت دارند، ولی هیچیک از گویشهای آنها بر دیگران غالب نیست .
Ùˆ) گویش بلوچی تپه های شرقی ØŒ Ú©Ù‡ به تقریب Ù…Ù†ØØµØ±Ø§Ù‹ در تپه های عشایرنشین شرق کویته Ùˆ عمدتاً در ایلهای مری Ùˆ بوگطی به آن تکلم Ù…ÛŒ کنند، از شمال جیکوب آباد در مرز سند علیا به سوی شمال تا درة غازی خان Ùˆ از سیبی در غرب تقریباً تا رود سند در شرق ادامه دارد. اگرچه زبانهای دیگری نیز در این ناØÛŒÙ‡ وجود دارد ولی تقریباً تمام ساکنان آن بلوچی زبان اند. شاخه هایی از زبان بلوچی به سوی شمال در ØØ±Ú©Øª اند Ú©Ù‡ عمدتاً جایگزین پشتو Ù…ÛŒ شوند، Ùˆ در ØØ§Ù„ ØØ§Ø¶Ø± زبان بلوچی بر ناØÛŒÙ‡ میان درة غازی خان Ùˆ درة اسماعیل خان تسلّط دارد. به سبب اینکه این گویش در قلمرو سابق انگلیس قرار Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ (مکران پاکستان در مملکت کلات
واقع بود)ØŒ سهم عمده ای در شرØÙ‡Ø§ÛŒ نخستینی Ú©Ù‡ دربارة زبان بلوچی انتشار ÛŒØ§ÙØªÙ‡ داشته است Ú©Ù‡ با اهمیت واقعی آن تناسب ندارد.
٤) آثار مکتوب . قدیمترین نوشته به زبان بلوچی نسخه ای خطی است Ú©Ù‡ در موزة بریتانیا ØÙظ Ù…ÛŒ شود Ùˆ متعلق به اوایل قرن سیزدهم است (رجوع کنید به الÙنبین ØŒ ١٩٦١Ø› همو، ١٩٨٣). از آن پس ØŒ رشد ادبی چندانی در این زبان به چشم نمی خورد، تا اینکه در دهة ١٣١٠ Ø´ چند تن ØŒ به رهبری Ù…ØÙ…د ØØ³ÛŒÙ† «عنقا»، مدت کوتاهی به نشر Ù‡ÙØªÙ‡ نامة بولان به زبان بلوچی پرداختند. پس از تشکیل کشور پاکستان در ١Ø´ /١٩٤٧ØŒ به منظور تشویق امر چاپ به زبان بلوچی ØŒ ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯Ø³ØªØ§Ù†Ù‡Ø§ÛŒÛŒ نخست در ١٣٣٥ Ø´ در کراچی Ùˆ سپس در ١٣٣٨ Ø´ در کویته تأسیس شد. ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯Ø³ØªØ§Ù† کراچی در اواخر دهة ١٣٣٠ Ø´ تعطیل شد، ولی ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯Ø³ØªØ§Ù† بلوچی در کویته هنوز (١٣٦٦ Ø´ /١٩٨٧) باقی است . با اینهمه ØŒ مساعی این علاقه مندان در خارج از پاکستان با استقبال چندانی روبرو نشد، Ùˆ Ùقط در ١٣٥٧ Ø´ مجله ای به زبان بلوچی به نام سوب (پیروزی ) در کابل Ùˆ روزنامه ای در ایران ØŒ Ú©Ù‡ مدت کوتاهی منتشر شد، پدیدار گردید. مرکز ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ÛŒ بلوچ هنوز در کویته دایر است .
ادبیات بلوچی
ادبیات بلوچی Ù€ Ú©Ù‡ تا ایام اخیر کاملاً Ø´ÙØ§Ù‡ÛŒ بود Ùˆ هنوز هم قسمت اعظم آن Ø´ÙØ§Ù‡ÛŒ است Ù€ مشتمل است بر مقدار بسیاری اشعار تاریخی Ùˆ اشعار ØÙ…اسی Ú©Ù‡ به مناسبتهای خاص سروده شده Ùˆ قصّه Ùˆ ØÚ©Ø§ÛŒØª ØŒ Ùˆ تعداد معتنابهی ترانه های عاشقانه Ùˆ اشعار دینی Ùˆ پندآموز، انواع لالایی Ùˆ چیستان Ùˆ شعرهایی Ú©Ù‡ هنگام کار خوانده Ù…ÛŒ شود. Ø§ØØªÙ…الاً نخستین اقدام برای گردآوری این آثار گسترده ØŒ همان است Ú©Ù‡ در نسخه ای خطی در کتابخانة موزة بریتانیا موجود است (همو، ١٩٨٢). به هر ØØ§Ù„ تقریباً Ø´Ú©ÛŒ نیست Ú©Ù‡ قبل از علاقه مند شدن اروپاییان (عمدتاً انگلیسیان ) در قرن سیزدهم / نوزدهم به گردآوری Ùˆ کتابت بخش عمده ای از این آثار، اقدام منظمی در این زمینه نشده بود. تألی٠لوئیس در ١٢٧٢/ ١٨٥٥ نخستین کار در این زمینه شمرده Ù…ÛŒ شود. کار مهمی Ú©Ù‡ پس از او شد از آن٠مایر در ١٣١٨/١٩٠٠ است . ولی ØªØ£Ù„ÛŒÙØ§Øª لانگ ورث دیمز در ١٣٠٩/ ١٨٩١ Ùˆ ١٣٢٥/ ١٩٠٧ Ùˆ ١٣٢٧/ ١٩٠٩ از همه مهمتر Ùˆ منظم تر است . Ù…ØªØ£Ø³ÙØ§Ù†Ù‡ Ù…Ø¤Ù„ÙØ§Ù† تمام این آثار به موادی پرداخته اند Ú©Ù‡ Ùقط از ناØÛŒÙ‡ ای Ú©ÙˆÚ†Ú© جمع آوری شده Ùˆ به گویش بلوچی تپه های شرقی است Ùˆ ناچار تصویر Ù…ØØ¯ÙˆØ¯ Ùˆ گمراه کننده ای از وسعت Ùˆ تنوع واقعی این ادبیات ØŒ Ùˆ ارزیابی اغراق آمیزی از اهمیت گویشی Ú©Ù‡ در آن گردآوری شده است ØŒ به دست Ù…ÛŒ دهد. زبان شعر کهن بلوچی ØŒ سه گویش است Ú©Ù‡ بر ØØ³Ø¨ اهمیت عبارت است از: گویش ساØÙ„ÛŒ Ùˆ گویش بلوچی تپه های شرقی Ùˆ Ú©Ú†ÛŒ .
ترانه های تاریخی . کهنترین ترانه های تاریخی ØŒ موسوم به «دَپتَر شاعری » (ترانه های اصل Ùˆ نسب )ØŒ به نخستین مهاجرتهای بلوچ از ØÙ„ب ØŒ موطن Ø§ÙØ³Ø§Ù†Ù‡ ای٠آنها، پرداخته اند. از این ترانه ها تعداد معتنابهی موجود است Ú©Ù‡ Ùقط اندکی از آنها گردآوری شده است (نمونة ضعیÙÛŒ از این نوع را Ù…ÛŒ توان در > بررسی زبان شناختی هند < ÛŒØ§ÙØª Ø› رجوع کنید به گریرسون ØŒ ١٩٢١). قدمت برخی از این ترانه ها ممکن است به قرن دهم نیز برسد. همة ترانه ها ØØ§Ú©ÛŒ از آن است Ú©Ù‡ بلوچ ÙØ±Ø²Ù†Ø¯Ø§Ù† میر ØÙ…زه اند، در ØÙ„ب قیام کردند Ùˆ در نبرد امام ØØ³ÛŒÙ† علیه السّلام با یزید در کربلا جانب امام را Ú¯Ø±ÙØªÙ†Ø¯ (تا اینجای تاریخ البته کاملاً خیالی است ). دو ایل عمدة رند Ùˆ لاشاری Ùˆ یک رئیس الرؤسا به نام شَیهَک Ùˆ تیره های متعدد Ùˆ چندین ایل مرکب از غلامان ØŒ پس از نبرد آنجا را ترک کردند، Ùˆ قرون بعد به سکوت برگذار Ù…ÛŒ شود. در مرØÙ„Ø© بعد به سیستان Ø±ÙØªÙ†Ø¯ Ùˆ در منطقة رودبار سکونت کردند Ùˆ مدتی در آرامش نسبی به سر بردند، تا اینکه ØØ§Ú©Ù… آنجا، «شمس الدین » نامی ( ( شاید Ù…ÙŽÙ„ÙÚ©ÛŒ از ØµÙØ§Ø±ÛŒØ§Ù† متوÙÛŒ ٥٥٩ رجوع کنید به دیمز، ١٩٠٤ØŒ ص ٣٥Ù€٣٦ ) Ø› یا شاید شمس الدین Ù…ØÙ…د Ú©ÙØ±Øª ØŒ ØØ§Ú©Ù… هرات ٦٤٤Ù€٦٧٦) Ú©Ù‡ با ایشان روابط دوستانه داشت ØŒ تغییر کرد Ùˆ «بدرالدین » نامی ] Ø§ØØªÙ…الاً از غوریان
رجوع کنید به دیمز، همانجا [ به ØÚ©ÙˆÙ…ت رسید Ùˆ موجب پراکندگی آنها شد. برخی به سمت جنوب شرقی به مکران Ø±ÙØªÙ†Ø¯ØŒ Ùˆ ØØ§Ù„ آنکه بیشتر آنها به سوی جنوب غربی به لار Ùˆ پَهره (Ùهرج ) Ùˆ بمپور Ø±ÙØªÙ†Ø¯ Ùˆ سه سال سرگردان شدند Ùˆ به دنبال مکانی برای سکونت خود گشتند. پس از آن بیشتر آنها به سرکردگی میرجلال خان به مکران وارد شدند Ùˆ از مَند Ùˆ Ú©Ú† گذشتند Ùˆ تا Ú©Ùلوه پیش Ø±ÙØªÙ†Ø¯ Ùˆ یک سال دیگر سرگردان ماندند. میرچاکر، پسر شَیهَک ØŒ در آشَل٠کلوه به دنیا آمد، Ùˆ این شاید در نیمة قرن نهم باشد.
بیشتر روایات ، این بخش از مکران را، که بی آب و لم یزرع است ، از نظر بلوچ نامطلوب توصی٠کرده اند، و بلوچها تا وقتی که به قسمتهای شرقی تر نزدیک کلات نرسیدند، سکونت اختیار نکردند.
ترانه های قهرمانی . در این زمان است که مجموعه های اصلی ترانه های قهرمانی قدیم بلوچ آغاز می شود. نخستین
Ùˆ مهمترین آنها را Ù…ÛŒ توان «مجموعة چاکر» خواند. این مجموعه مشتمل است بر ترانه های بیشماری دربارة میرچاکر، قهرمان برجستة تمام Ø§ÙØ³Ø§Ù†Ù‡ های بلوچ . بیشتر این ترانه ها به جنگ سی سالة ویرانگری میان رندها Ùˆ لاشاریها پرداخته Ùˆ ØØ§ÙˆÛŒ نمونه های بسیار خوبی از شعر ØÙ…اسی است . بر اساس شواهد موجود در متن ترانه ها، Ø§ØØªÙ…الاً ترانه های آنها متعلق به سالهای ٨٨٠ تا ٩٣٢ بوده است . «دَوْدا بالاچ »، پس از مجموعة چاکر، شاید مهمترین مجموعه ای است Ú©Ù‡ Ù…ÛŒ توان از آن نام برد. دَوْدا، سرکردة گورگیجهای رند، Ùˆ بالاچ پسر یا برادر او بود. موضوع جنگهای مزاریها نیز مجموعه ای به نام «مجموعة مزاری » تشکیل Ù…ÛŒ دهد Ú©Ù‡ مشتمل است بر قهرمانیهای بهرام خان سرکردة مزاریها در نبرد با Ú¯Ù„ Ù…ØÙ…ّد برهویی .
آثار ادبی دیگر. میر هَمَّل جیهَند، «سلطان٠کَلْمَت »، موضوع چندین ترانه است . او Ú©Ù‡ در قرن دهم ØØ§Ú©Ù… مکران بود غالباً به جنگ پرتغالیهایی Ù…ÛŒ Ø±ÙØª Ú©Ù‡ در این زمان به ساØÙ„ ØÙ…له Ù…ÛŒ آوردند Ùˆ گوادر Ùˆ پسنی را در ٩٨٩ به آتش کشیدند. میرهَمَّل لا٠زد Ú©Ù‡ بسهولت Ù…ÛŒ تواند آنها را عقب براند، ولی در جنگ دریایی شکست سختی خورد Ùˆ به اسارت پرتغالیها درآمد. پرتغالیها او را به جنوب هند (در برخی از روایات به پرتغال ) بردند Ùˆ در آنجا زندانی کردند Ùˆ ÙˆÛŒ را به سکونت در Ù…ØÙ„ Ùˆ انتخاب همسری از میان خود ایشان ترغیب کردند. میرهَمَّل از ازدواج با زنی «کÙیر» (Ú©Ø§ÙØ±) خودداری کرد، Ùˆ سرانجام در زندان درگذشت .
علاوه بر ادبیاتی Ú©Ù‡ به مسائل خاص بلوچها پرداخته ØŒ آثار ادبی متعددی نیز دربارة بسیاری از داستانهای معرو٠، مانند داستان پریان ØŒ داستان عیسی Ùˆ باری ØŒ لیلی Ùˆ مجنون ØŒ Ùˆ شیرین Ùˆ ÙØ±Ù‡Ø§Ø¯ØŒ میان بلوچها رواج دارد. ترانة دوَستÙین Ùˆ شیرین Ùˆ ترانه هایی Ú©Ù‡ دربارة Ø´Ùیه (شیخ ) مرید سروده شده جنبة بلوچی بیشتری دارد. شاعران معاصر Ùˆ سرآمد آنها Ú¯Ù„ خان نصیر اشعار جدیدی دربارة این Ø§ÙØ³Ø§Ù†Ù‡ ها سروده اند.
بسیاری از قهرمانان Ùˆ بازیگران این رویدادها خود از جملة شاعران شمرده Ù…ÛŒ شوند Ù€ مانند بیبرگ ØŒ بالاچ ØŒ قَبیل جَط ØŒ Ùˆ گوَهَرام Ù€ Ùˆ ترانه های بسیاری به آنها منسوب است . برخی از شعرهای کهن منسوب به آنها را دیمز در ١٣٢٧/١٩٠٩ Ùˆ شیرمØÙ…د مری در ١٣٥٩ Ø´ / ١٩٧٠ گردآوری کردند، ولی تاریخ سرودن Ùˆ ØµØØª انتساب این اشعار را نمی توان تعیین کرد.
قدیمترین شاعر مهمی Ú©Ù‡ اطلاعات مشخصی درباره اش در دست است جام Ø¯ÙØ±Ù‘ÙŽÚ© ØŒ شاعر دربار نصیرخان اول ØŒ در کلات است Ú©Ù‡ اشعار عاشقانه اش هنوز در یادها مانده است Ùˆ مردم آنها را Ù…ÛŒ خوانند. برخی از آنها نیز گردآوری Ùˆ چاپ شده است .
قرن سیزدهم ØŒ قرن Ø´Ú©ÙˆÙØ§ÛŒÛŒ ادبی بلوچ بود، Ùˆ تقریباً به یادگار هر رویداد مهم عمومی یا خصوصی (جنگها، جشنها، رویدادهای سیاسی )ØŒ غالباً شاعرانی Ú©Ù‡ نام Ùˆ Ù…ØÙ„ ایشان مشخص است ØŒ ترانه ای سروده اند. شهر٠مَند، در ناØÛŒØ© غربی درة Ú©Ú† ØŒ موطن ملاّ ÙØ¶Ù„ Ùˆ ملاّ قَسیم Ú©Ù‡ هر دو در نیمة اول قرن Ù…ÛŒ زیستند، اهمیتی ویژه داشت . عزّت اللّه پنجگوری ØŒ لاچ سیبی ØŒ Ùˆ نورمØÙ…د بمپشتی از بلوچستان ایران Ùˆ ملاّ بَلْنامه ØÙŽØ³Ø§Ù† از باهو کلات در همین ناØÛŒÙ‡ نیز مهم اند.
در نیمة دوم قرن سیزدهم Ùˆ نیمة اول قرن چهاردهم نیز شاعران عمده ای وجود داشته اند Ú©Ù‡ از آن جمله اند Ùقیر شیرجان از نوشکی ØŒ ملاّ اسماعیل تÙمپی از Ú©Ú† ØŒ Ú©Ù‡ Ø§ÙØ³ØªØ§ØÙŽØ³Ù‘ان زرگر اهل Ú©Ú† Ùˆ ملاغلام نبی خارانی کلوه ای ØŒ Ú©Ù‡ ترانه های روایی Ùˆ نیز تغزّلی دربارة موضوعات مهم زمان خود سروده اند.
از جمله نتایج جنگهای انگلیس Ùˆ Ø§ÙØºØ§Ù† ترانه های مهم تاریخی بود؛ یکی از این ترانه ها لشکرکشی ژنرال ویلشر را در ١٢٥٥/ ١٨٣٩ به کلات Ø´Ø±Ø Ù…ÛŒ دهد. ترانه های بسیاری در وص٠وضع ناآرامی است Ú©Ù‡ بر ایلهای سرزمین کلات Ùˆ بلوچستان انگلیس مستولی بود تا اینکه سر رابرت سندمن در ١٢٨٤/ ١٨٦٧ با نخستین قراردادهایی Ú©Ù‡ با آنها بست تا ØØ¯ÙˆØ¯ÛŒ ایلهای سرکش را آرام کرد؛ در نتیجه ØŒ در Ø·ÛŒ دومین جنگ انگلیس Ùˆ Ø§ÙØºØ§Ù† در ١٢٩٦/ ١٨٧٨ØŒ Ú©Ù‡ خود موضوع ترانه هایی شد، ایلهای بلوچ آرامش خود را ØÙظ کردند. سندمن نیز به صورت Ø§ÙØ³Ø§Ù†Ù‡ ای درآمد Ùˆ شعرهای بسیاری دربارة «سَنْمَنْ ساهب » (سندمن ØµØ§ØØ¨ ) سروده شد.
ادبیات جدید. از آغاز قرن بیستم Ùˆ بویژه در پایان جنگ جهانی اول (Ú©Ù‡ مریها در آن از سربازگیری برای ارتش هند خودداری کردند)ØŒ شعور ملّی جدیدی در میان عامّة بلوچ نسلی از نویسندگان پدید آورد Ú©Ù‡ در دهة ١٣١٠ Ø´ وضع ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ÛŒ بلوچی کاملاً تازه ای ایجاد کردند Ù€ وضعی Ú©Ù‡ چاپ برای نخستین بار در آن سهمی داشت . ویژگی عمدة این وضع جدید اسماً ادبی بود، ولی از آغاز، سیاست نیز در آن نقش مهمی داشت ØŒ Ùˆ یکی از هدÙهای بسیاری از نویسندگان برانگیختن ØØ³ بیداری ملی بود. در این امر البته زبان سهم مهمی داشت .
از این نسل جدید نویسندگان ØŒ نخستین کسی Ú©Ù‡ شهرت وسیعی ÛŒØ§ÙØª Ù…ØÙ…Ø¯ØØ³ÛŒÙ† «عنقا» (١٢٨٨Ù€١٣٥٦ Ø´ ) بود Ú©Ù‡ بولان ØŒ نشریة Ù‡ÙØªÚ¯ÛŒØ´ به زبان بلوچی ØŒ نخستین نمونه از نوع خود بود، Ú©Ù‡ تا پایان دهة ١٣١٠ Ø´ /١٩٣٠ØŒ در Ù…Ú© در نزدیکی کویته منتشر Ù…ÛŒ شد. در پنجاه سال گذشته انواع Ùˆ اقسام روزنامه Ùˆ مجله به وجود آمده Ùˆ پس از چندی از صØÙ†Ù‡ خارج شده است . پس از بولان Ú©Ù‡ در دهة ١٣١٠ Ø´ منتشر Ù…ÛŒ شد، نخستین نشریه موسوم به اÙومان بود Ú©Ù‡ به سردبیری مولوی خیرمØÙ…د نَدْوی در اوایل دهة ١٣٣٠ Ø´ / ١٩٥٠ در کراچی منتشر شد. این ÙØ¹Ø§Ù„یتهای ادبی معمولاً دارای Ù…ØØªÙˆØ§ÛŒ سیاسی بارزی بوده است Ùˆ ازینرو روابط ناشران Ùˆ نویسندگان با ØÚ©ÙˆÙ…تهای مرکزی هرگز Ø±Ø§ØØª نبوده است . عبدالعزیز Ú©ÙØ±Ø¯ (متوÙÛŒ Ø ١٣٤٩ Ø´ )ØŒ سیّدهاشمی (متوÙÛŒ ١٣٥٩ Ø´ ) Ùˆ رØÙ…علی مَری (متوÙÛŒ Ø ١٣١٩ Ø´ ) از دیگر نویسندگان متقدم این گروه هستند. Ø§ØØªÙ…الاً مهمترین رویدادها عبارت بود از تأسیس ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯Ø³ØªØ§Ù†Ù‡Ø§ÛŒ زبان بلوچی برای نشر انواع مواد مکتوب Ø› در کراچی ØØ¯ÙˆØ¯ ١٣٣٥ Ø´ به همت سیّدهاشمی Ø› در کویته ØØ¯ÙˆØ¯ ١٣٣٨ Ø´ . قبل از تشکیل ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯Ø³ØªØ§Ù† اخیر، «بلوچی Ø²ÙØ¨Ø§Ù†ÛŒ دÙوان » در ١٣٢٩ Ø´ در آن شهر تأسیس شده بود (Ø¹Ø¨Ø¯ÙØ§Ù„لّ'هان جمالدینی متولد ١٣٠١ Ø´ Ø› Ú¯Ù„ خان نصیر ١٢٩٣Ù€١٣٦٣ Ø´ Ø› Ùˆ غلام Ù…ØÙ…د شاهوانی متوÙÛŒ Ø ١٣٣٦ Ø´ ). گرچه ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯Ø³ØªØ§Ù† کراچی Ùقط چند سال دوام داشت ولی کارهای مهمی انجام داد. از طر٠دیگر، ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯Ø³ØªØ§Ù† کویته هنوز ÙØ¹Ø§Ù„ است Ùˆ ØØ¯ÙˆØ¯ شصت عنوان کتاب چاپ کرده است . گلبانگ (بلوچی زبانی دوان ØŒ کویته ١٣٣١ Ø´ )ØŒ مجموعه ای از اشعار Ú¯Ù„ خان نصیر، از نخستین انتشارات آن بود. Ú¯Ù„ خان شاعر برجستة سالهای پس از ١٣٣٠ Ø´ است Ùˆ ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯Ø³ØªØ§Ù† بلوچی کویته آثار متعددی از او چاپ کرده است ØŒ از جمله چهار مجلّد بزرگ شعر Ú©Ù‡ بیشتر آنها در سبکهای سنتی بلوچی سروده شده است . از طر٠دیگر، عطاشاد (متولد Ø ١٣١٩ Ø´ ) از شاعران برجستة سبکهای جدید Ùˆ غیرسنتی ØŒ از جمله شعر آزاد، است . از دیگر شاعران مهم در سبکهای کهن Ùˆ نو، از میرعیسی Ù‚ÙÙ…ÛŒ (متولد Ø ١٣٣٤) اهل تربت Ùˆ عبدالوØÛŒØ¯ آزات جمالْدینی (١٢٩٤Ù€١٣٦٠ Ø´ ) اهل نوشکی Ù…ÛŒ توان یاد کرد. آزات مجلة بلوچی (کراچی ١٣٣٥ Ù€ ١٣٤٨ Ø´ Ø› کویته ١٣٤٨ Ø´ Ù€ ) را بنیان نهاد Ùˆ تا هنگام مرگ سردبیر آن بود.
منابع : شیرمØÙ…د مری ØŒ بلوچی کوهنین Ø´Ø§ØØ±ÛŒ ØŒ کویته ١٩٧٠Ø›
M. L. Dames, A textbook of the Balochi language , Lahore ١٨٩١; idem, The Baloch race , London ١٩٠٤; idem, Popular poetry of the Baloches , London ١٩٠٧; J. Elfenbein, "Baluchi Mss. in the British Museum", in Trudy XXV Mezhdunarodnogo Kongressa Vostokovedov , II, Moscow ١٩٦٠, ٣٦٤-٣٦٦; idem, "A Balu ¦ c ¦ â § text, with translation and notes", BSOAS , ٢٤ (١٩٦١), ٨٦-١٠٣; idem, The Baluchi language, a dialectology with texts , London ١٩٦٦
(نخستین گزارش دست اول Ùˆ جامع دربارة همة لهجه های بلوچی ØŒ همراه با تعدادی متن Ùˆ واژگانی کوتاه Ùˆ ناقص ØŒ عمدتاً وصÙÛŒ ØŒ با تعدادی ØØ§Ø´ÛŒØ© تاریخی دربارة توسعة گویشها)Ø›
idem, "Notes on the Balochi—Brahui linguistic
commensality", TPS (١٩٨٢), ٧٧-٩٨
(توصیÙÛŒ دربارة برخی وام گیریهای مهم واجی Ùˆ صرÙÛŒ برهویی از بلوچی )Ø›
idem, "A Baluchi miscellanea of erotica and poetry: Codex oriental additional ٢٤٠٤٨ of the British Library", AIUON , ٤٣/٢, Supp. ٣٥ (١٩٨٣); Sir G. A. Grierson, "Balo ¦ ch ¦ â ", in Linguistic survey of India , X: Eranian family , Calcutta ١٩٢١, ٣٢٧-٤٢١; A. Lewis, Balochi stories , as spoken by the nomad tribes of the Sulaiman Hills , Allahabad ١٨٥٥ (دقیق Ùˆ کاملاً موثق ) ; J. L. Mayer, Biluch Classics , Fort Munro-Agra ١٩٠١; idem, English- Biluchi dictionary , Lahore ١٩٠٩.
برای صورت کامل منابع رجوع کنید به ایرانیکا ØŒ ذیل «بلوچستان . ٣: زبان Ùˆ ادبیات بلوچی ».
/ الÙنبین ØŒ تلخیص از ( ایرانیکا ) /
موسیقی
Ø§Ù„ØØ§Ù† موسیقی بلوچستان معمولاً با مراسم خاص چون آیینهای مذهبی Ùˆ جشنها یا اعیاد پیوند دارد. آیینهای مذهبی اصلی عبارت است از Ø¯ÙØ¹ Ø§Ø±ÙˆØ§Ø Ø®Ø¨ÛŒØ«Ù‡ («گÙواتی »)ØŒ جذبه (Â«Ù…Ø§Ù„ÙØ¯Ùپیر پَتَر»)ØŒ Ùˆ عزاداری («مجالس ترØÛŒÙ… »)Ø› Ùˆ جشنها Ùˆ اعیاد مهم عبارت است از مراسم ازدواج ØŒ تولد، ختنه سوران ØŒ چیدن خرما («هامین »)ØŒ Ùˆ درو کردن گندم . روابط میان Ø§Ù„ØØ§Ù† Ùˆ مراسم خاص در نام آنها منعکس است .
لیکو Ùˆ زَهیرÙÙˆÚ© . این Ø§Ù„ØØ§Ù† آوازهایی است Ú©Ù‡ هنگام دوری از نزدیکان یا معشوق یا ØØªÛŒ وطن خوانده Ù…ÛŒ شود. در آغاز، اجرای زهیروک بدین صورت بود Ú©Ù‡ گروهی از زنان آن را در اثنای کار روزانة خود Ù…ÛŒ خواندند Ùˆ گروه دیگری به آنها جواب Ù…ÛŒ دادند. این شیوه امروزه رایج نیست ØŒ بلکه خوانندگان مرد زهیروک را همراه Ù‚Ùیچَک / غÙÚ˜ÙŽÚ© (در بلوچی : «کÙیْچَک » یا Â«Ø³ÙØ±ÙˆØ¯Â»ØŒ نیز Â«Ø³Ø±ÙˆÙØ²Â») Ù…ÛŒ خوانند.
ØªÙØ§ÙˆØª میان لیکو Ùˆ زهیروک ØŒ Ú©Ù‡ متون مشابهی دارند، در این است Ú©Ù‡ هر کدام در ناØÛŒØ© خاصی از بلوچستان
رایج است Ùˆ هر یک دارای ویژگیهای Ù„ØÙ†ÛŒ Ù…ØªÙØ§ÙˆØªÛŒ است . لیکو بیشتر در Â«Ø³Ø±ØØ¯Ø²Ù…ین » Ùˆ زهیروک در مکران رواج دارد. تکرار مصراعهایی Ú©Ù‡ در یک نوبت خوانده Ù…ÛŒ شود Ùˆ معمولاً مشتمل بر دو جمله یا دو گوشه است از ویژگیهای سبک Ø³Ø±ØØ¯ÛŒ است .
کردی . متن کردی ØŒ مانند لیکو Ùˆ زهیروک ØŒ رنج ÙØ±Ø§Ù‚ را به ذهن متبادر Ù…ÛŒ کند؛ در لیکو Ùˆ زهیروک این رنج واقعی است ØŒ در ØØ§Ù„ÛŒ Ú©Ù‡ در کردی ØµØ±ÙØ§Ù‹ یاد جدایی Ù…Ø·Ø±Ø Ø§Ø³Øª . متن کردی معمولاً به گویش رودبار Ùˆ منطقة میان ایرانشهر Ùˆ بمپور است . کردی را نیز در آغاز زنانی Ù…ÛŒ خواندند Ú©Ù‡ با دستاس مشغول آرد کردن گندم بودند، ولی این کار دیگر رسم نیست . وزن کردی نیز آزاد است . نام آن Ø§ØØªÙ…الاً ØØ§Ú©ÛŒ از آن است Ú©Ù‡ این «آواز» به شعبه ای از کردهای بلوچستان وابسته است .
موتْک . این آواز مخصوص مراسم «ترØÛŒÙ… » است . متن آن ÙØ¶Ø§ÛŒÙ„ متوÙÛŒ Ùˆ غم سوکواری را Ø´Ø±Ø Ù…ÛŒ دهد. موتک را معمولاً گروهی زن Ùˆ بدون همراهی موسیقی اجرا Ù…ÛŒ کنند. دو گروه خواننده یا یک خواننده به همراه یک گروه به تناوب «بیتها» Ùˆ «ترجیع بند» را Ù…ÛŒ خوانند. ظاهراً این شیوة اجرا دیگر مرسوم نیست . در موتک نیز از وزن دقیقی پیروی نمی شود.
شَیر (شعر) . آوازی است با متنی شاعرانه متضمن داستانهای ØÙ…اسی ØŒ عشقی ØŒ رویدادهای تاریخی ØŒ روایت اجتماعی ØŒ پند Ùˆ اندرز Ùˆ جز اینها. شاعر Ú©Ù‡ «پالَوان » («پهلوان ») نیز خوانده Ù…ÛŒ شود «شیر» را همراه با ساز Ùˆ آواز اجرا Ù…ÛŒ کند. «پالوان »های بلوچ رویدادهای تاریخی را با آواز Ø´Ø±Ø Ù…ÛŒ دهند Ùˆ بدین طریق تاریخ بلوچستان را به صورت Ø´ÙØ§Ù‡ÛŒ Ù…ØÙوظ Ù…ÛŒ دارند. «شیر» معمولاً در جمع Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ مهم یا خانها خوانده Ù…ÛŒ شود؛ در موارد نادری در مراسم عروسی نیز ممکن است اجرا شود. مهمترین Ùˆ مشهورترین «شیر»های رایج در بلوچستان عبارت است از: شیر ØÙ…اسی از جمله میرقنبر، چاکر Ùˆ گوهرام ØŒ ØØ¶Ø±Øª ادهم Ùˆ Ù…ØÙ…د ØÙ†ÛŒÙÙ‡ Ø› شیر تاریخی از جمله جیهندخان Ø› شیر عاشقانه مانند عزت Ùˆ Ù…ÙهروÙÚ© Ùˆ شه (شیخ ) مرید Ùˆ هانی Ø› Ùˆ روایت اجتماعی مانند میرپسندخان Ùˆ مرادخان .
گواتی . این Ø§ØµØ·Ù„Ø§Ø ØŒ Ú©Ù‡ معنای ØªØØª Ø§Ù„Ù„ÙØ¸ÛŒ آن «بادی » است ØŒ به Ø§ÙØ³Ø±Ø¯Ú¯ÛŒ Ùˆ ملالی اطلاق Ù…ÛŒ شود Ú©Ù‡ معتقدند Ø§Ø±ÙˆØ§Ø Ø®Ø¨ÛŒØ«Ù‡ با بر هم زدن توازن تن Ùˆ روان ÙØ±Ø¯ به وجود Ù…ÛŒ آورند Ùˆ نام دیگر آن «جن زدگی » است . کاربرد گواتی به منزلة اصطلاØÛŒ در موسیقی برخاسته از این باور است Ú©Ù‡ تنها موسیقی Ù…ÛŒ تواند Ø§Ø±ÙˆØ§Ø Ù†Ø§Ù¾Ø§Ú© را از تن بیمار بیرون براند Ùˆ تنها جذبه Ù…ÛŒ تواند سلامت را بدان باز گرداند. اعتقاد به Ø§Ø±ÙˆØ§Ø Ø®Ø¨ÛŒØ«Ù‡ هم در بلوچستان ØŒ بویژه در مناطق ساØÙ„ÛŒ آن ØŒ Ùˆ هم در قسمت اعظم سواØÙ„ خلیج ÙØ§Ø±Ø³ ÛŒØ§ÙØª Ù…ÛŒ شود. مهمترین انواع Ø§Ø±ÙˆØ§Ø Ø®Ø¨ÛŒØ«Ù‡ عبارت اند از: «زار»ها، دیوها، گواتها، جنها، Ú©Ù‡ از نظر جنسیت Ùˆ دین (مسلمان Ùˆ نامسلمان ) هم با یکدیگر ØªÙØ§ÙˆØª دارند. برای راندن Ø§Ø±ÙˆØ§Ø Ú¯ÙˆÙ†Ø§Ú¯ÙˆÙ† از آلات مختل٠موسیقی Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ Ù…ÛŒ شود. مثلاً برای «زار» Ùقط طبل («لیوا») به کار Ù…ÛŒ رود، ولی در مراسم گواتی (Â«Ù„ÙØ¹Ùب ») از تمام سازهای رایج در بلوچستان ØŒ عمدتاً «سرود» Ùˆ «دÙونÙÙ„ÛŒ » (نوعی )ØŒ Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ Ù…ÛŒ شود Ùˆ مجموعة ویژه ای از آهنگها را اجرا Ù…ÛŒ کنند. در بلوچستان ØŒ واژة «موکام » (مقام ) به سازهایی اطلاق Ù…ÛŒ شود Ú©Ù‡ در مراسم گواتی به کار Ù…ÛŒ روند. از جمله رسوم گواتی Ú©Ù‡ هرگز ترک نمی شود نوعی رقص یا جنبش است Ú©Ù‡ به ØØ±Ú©Ø§Øª درویشان شباهت دارد. مراسم هر شب به مدت سه تا Ù‡ÙØª یا ØØªÛŒ چهارده شب اجرا Ù…ÛŒ شود؛ تعداد شبها به شدت بیماری بستگی دارد، Ùˆ با Ø°Ø¨Ø Ù‚Ø±Ø¨Ø§Ù†ÛŒ پایان Ù…ÛŒ پذیرد. متن «آواز» گواتی شامل Â«Ù…Ø¯Ø Â» دو تن از Ø¹Ø±ÙØ§ یعنی لعل شهباز قلندر، مدÙون در سÙهوان (سند)ØŒ Ùˆ عبدالقادر گیلانی * است .
Ù…Ø§Ù„ÙØ¯ (مولود) پیر پَتَر. مراسم «مالد» Ú©Ù‡ Ùقط دو تا سه ساعت طول Ù…ÛŒ کشد، در نواØÛŒ ساØÙ„ÛŒ بلوچستان رواج بسیار داشته است ØŒ ولی امروزه رواج آن رو به کاهش است . در مالد آواز را طبل Ùˆ دَ٠(موسوم به «سماع » یا «مالد») همراهی Ù…ÛŒ کند؛ «سورنا» نیز در موارد استثنایی به کار Ù…ÛŒ رود. رهبر مراسم مالد، Ú©Ù‡ خود گاهی «سماع » را Ù…ÛŒ نوازد، خلیÙÙ‡ نام دارد. مراسم مالد از یک نظر با مراسم معمول در جلسات قادریهای کردستان شباهت دارد. برخی از شرکت کنندگان در مراسم مالد («مَستان ») Ú©Ù‡ ضمن «ذکر» به ØØ§Ù„ت جذبه در Ù…ÛŒ آیند شمشیر یا چاقو یا خنجر در بدن خود ÙØ±ÙˆÙ…ÛŒ کنند.
این آوازها زیر در مراسم ازدواج یا تولد خوانده می شود:
نازینک . این واژه به معنای «پرستش » یا «ستایش » است (ÙØ¹Ù„ : نازینک ) Ùˆ در درجة اول در ستایش عروس Ùˆ داماد Ùˆ نوزاد است ØŒ ولی متضمن ستایش خداوند نیز هست .
لاضو Ùˆ هالÙÙˆ. لاضو (یا لَیلÙÙˆ/ لَیلَری ) Ùˆ هالÙو، مانند نازینک ØŒ مختص مراسم ازدواج است .
شَپتاکی (نیز سÙپَت ). آوازی است در ستایش خدا Ùˆ پیغمبر صلّی الله علیه وآله وسلّم Ùˆ بزرگان دین Ø› این آواز را، بدون همراهی موسیقی ØŒ خویشاوندان Ùˆ دوستانی Ù…ÛŒ خوانند Ú©Ù‡ در شب پس از تولد نوزاد در اتاق زائو گرد آمده اند. این مراسم از شش تا چهل شب به طول Ù…ÛŒ انجامد Ùˆ طول آن به وضع مالی خانواده بستگی دارد. در این آواز معمولاً دو گروه خواننده شرکت دارند Ú©Ù‡ اشعار Ùˆ ترجیع بندها را به تناوب Ù…ÛŒ خوانند.
سÙپَت وَزبَت ØŒ نات (نعت ). سÙپَت را نیز هنگام مراسم تولد نوزاد به Ø§ÙØªØ®Ø§Ø± مادر Ù…ÛŒ خوانند. در متن سپت یا وَزبَت به ستایش خدا Ùˆ ائمه Ùˆ بزرگان دین نیز Ù…ÛŒ پردازند. نات (نعت ) Ø·ÛŒ مراسم شپتاکی اجرا Ù…ÛŒ شود Ùˆ مانند شپتاکی آوازی است Ú©Ù‡ اشعار آن در Ù…Ø¯Ø Ù¾ÛŒØ§Ù…Ø¨Ø± صلّی الله علیه وآله وسلّم Ùˆ اولاد او Ùˆ دیگر بزرگان اسلام است .
صوت . این واژه به Ø§Ù„ØØ§Ù† بسیاری در موسیقی بلوچستان اطلاق Ù…ÛŒ شود Ùˆ هر یک از آلات موسیقی رایج در آنجا ممکن است آن را همراهی کند. اشعار آن در موضوع عشق یا شادی است Ùˆ «شَیّانی صوت » نامیده Ù…ÛŒ شوند. اجراکنندگان صوت ØŒ معرو٠به «صوتی »، در مراسم نامزدی Ùˆ ازدواج Ùˆ ختنه سوران Ùˆ جشنها Ùˆ اعیاد دیگر هنرنمایی Ù…ÛŒ کنند (این واژه به شعرهای کوتاهی نیز اطلاق Ù…ÛŒ شود Ú©Ù‡ لزوماً در آواز خواندن مورد Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ نیستند).
منابع : Ù…ØÙ…دعلی اØÙ…دیان ØŒ «موسیقی در بلوچستان »، هنر Ùˆ مردم ØŒ سال ١٦ØŒ Ø´ ١٨٢ (آذر ١٣٥٦)ØŒ ص ٥٧Ù€٦٤Ø› علی ریاØÛŒ ØŒ زار Ùˆ باد Ùˆ بلوچ ØŒ تهران ١٣٥٦ Ø´ Ø› لط٠الله مبشری ØŒ آهنگهای Ù…ØÙ„ÛŒ مناطق جنوبی ایران ØŒ ج ١ØŒ تهران ١٣٣٥ Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دتقی مسعودیه ØŒ تجزیه Ùˆ تØÙ„یل ١٤ ترانه Ù…ØÙ„ÛŒ ایران ØŒ تهران ١٣٥٣ Ø´ Ø› همو، موسیقی بلوچستان ØŒ تهران ١٣٦٤ Ø´ Ø›
M. A. Barker and A. K. Mengal, A course in Baluchi, Montreal ١٩٦٩, II, ٢٦٣-٣٤٩; J. During, Musique d'extase et de guerison du Baloutchistan. Anthologie de la musique traditionelle iranienne, Paris ١٩٨١; idem, "Musique et mystique en Iran", Ph. D. dissertation, Strasbourg ١٩٨٥, ١٦٦-٣٧٠; J. Kuckertz and M. T. Massoudieh, Volkgesange aus Iran, Bassler Archiv ٢٣, ١٩٧٥; M. T. Massoudieh, Hochzeitslieder aus Balucsestan", Jahrbuch fur musikalische Volks-und VØ®lkerkunde , Berlin and NewYork ١٩٧٣, ٥٩-٦٩; The New Grove's dictionary of music , London ١٩٨٠, s.v. "Pakistan" (by Qureshi and Burckhardt).
/ Ù…ØÙ…دتقی مسعودیه ØŒ تلخیص از ( ایرانیکا ) /