دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٣٤٢
چاتْلانقوش ، نام میوه و گونهای از درخت بَن/ وَن/ ونه یا بَنه/ بِنه (پسته وحشی یا كوهی) با نام علمی پیستاسیا آتلانتیكا. بنه درخت كوچكی با رشد كُند از تیره سماقیان، و موسم گل آن اردیبهشت ـ خرداد است. از پوست درخت بنه، صمغ معروف سقز (در منابع قدیمی: عِلك الاَنباط) استخراج میشود (رجوع کنید به رازی، ج٢٠، ص ٣٠٤ به نقل از ابوجریح؛
ابوریحان بیرونی، ص ١٩٨؛
جرجانی، ص ١٤٥). صمغ و میوه آن مصارف خوراكی و دارویی دارد. از این گیاه گونهای رنگ قرمز نیز میگیرند (مهران، ذیل «بنه»).
درخت بَنه از درختان قدیمی و بومی ایران است و در منابع نیز به وجود آن و استفاده از میوه آن اشاره شده است، از قبیل جمله معروف «چقدر این پارسیانِ بنهخوار شجاعند» (رجوع کنید به لاوفر، ص ٢٤٧؛
قس ابریشمی، ص ٢٦ـ٢٧، كه آن را بهمعنی «پستهخوار» دانسته است).
پیستاسیا آتلانتیكا در فلات ایران سه زیرگونه به نامهای موتیكا، كوردیكا و كابولیكا دارد (رشینگر، ص ٣ـ٦؛
مظفریان، ١٣٧٥ ش، ص ٤١٦؛
برای نامهای رایج آنها در نواحی مختلف ایران رجوع کنید به ثابتی، ص ٥١٥ـ٥١٦؛
كریمی، ص ٥٨٠ ـ ٥٨١). رویشگاههای آنها از جزایر قناری و كشورهای ساحل دریای مدیترانه آغاز میشود و تا عراق، آناطولی، قفقاز، ایران، افغانستان و پاكستان ادامه مییابد (ثابتی، ص ٥١٥). در فلات ایران در بسیاری مناطق غرب، شمالغرب، جنوب، جنوبشرق، شرق و شمالشرق میرویند (رجوع کنید به رشینگر، همانجا؛
در ایران رجوع کنید به مظفریان، ١٣٨٣ ش، ص ١٨ـ٢٠؛
ثابتی، ص ٥١٥ـ ٥١٨).
در منابع متقدم عربی، درخت بنه و میوه آن را بُطم (نامی سامی رجوع کنید به ابنمیمون، شرح مایرهوف، ش ٦٦، ص ٣٦؛
سلّوم، ص١٠، ش ١/٤٦)، حبه الخضراء یا شجره الخضراء، و ضِرْوْ و زریعه البُطم نامیدهاند (دینوری، ج ٣، ص ٢١٦؛
زهراوی، ج ٢، ص ٤١٨؛
ابوالخیر اشبیلی، ج ١، ص ٨٦، ١٥٥؛
حكیم مؤمن، ص ٤٩،٨٠؛
نیزرجوع کنید به بِلَخْضَر و همكاران، ص٢٦٠). در ترجمه عربی سده سوم از كتاب الحشائشِ دیوسكوریدس (ص ٧١) واژه طرمینتش برای آن ذكر شده كه معرّب Ts، كهنترین شكل این واژه در یونانی، است (رجوع کنید به لیدل و اسكات، ذیل مادّه). جرجانی (همانجا) واژه فارسی آن را ونیزه ذكر كرده است (نیز رجوع کنید به ابوریحان بیرونی، ص ١١٥). واژه تركی چاتلانقوش، محرف واژه چاتلانقوز، به معنای غوزه تَرَكبرداشته، است (رجوع کنید به ارشادیفرد، ص ١٢٢؛
برای شكلهای مضبوط تركی جز این دو رجوع کنید به دورفر، ج ٣، ص ٥٤).
واژههای بُطم و حبه الخضراء در منابع عربی برای گونههای دیگری از پیستاسیا به كار رفته است، از جمله گونه خِنجُك/ خنجوك، مَصْطِكی و پیستاسیا تربینتوس، كه در كشورهای عربی فراواناند (رجوع کنید به ابنعوّام، ج ٢، ص ٣٦٨؛
ابنمیمون، شرح مایرهوف،همانجا). دوگونه اخیر در رویشگاههای ایران وجود ندارد (رجوع کنید به قهرمان، ج ٢، ص ٣٥٢) و به همین دلیل در بسیاری از منابع، خواص و مصارف آنها خلط شده است.
گیاه بان، بهرغم شباهت واژگانی با بَن، نوعی گز روغنی است و در كتابهای گیاهداروشناسی كهن نیز نام آن جداگانه ذكر شده است و نباید با بَن یكسان تلقی شود (رجوع کنید به مظفریان، ١٣٧٥ ش، ص ٣٥٣؛
قس ابریشمی، ص ١٣؛
نیز رجوع کنید به پان*).
بنه عمدتاً درختی وحشی است و به این ویژگی آن در منابع نیز اشاره شده، از جمله در الفلاحه النبطیه (منسوب به ابنوحشیه، سده چهارم؛
ج ١، ص ١٥٩ـ١٦٠) آمده است كه به دلیل سازگاری این درخت با زمین سخت و پرصخره و بینیازی آن به آبیاری زیاد، معمولاً در بستانها آن را نمیكاشتند و از انواع كوهستانی آن استفاده میكردند و درصورت كاشت، به آن كم آب میدادند (نیز رجوع کنید به رشیدالدین فضلاللّه، ص ٤٨). همچنین ذكر شده است كه این درخت خاك پیرامونش را تلخ (سمّی) میكند ( الفلاحه النبطیه، ج ١، ص١٦٠). به گفته ابنعوّام (ج ٢، ص٣٧٠)، گیاه مورْد ، كه همواره در كنار آن میروید، تلخی خاك را از بین میبرد.
برخی از گیاهداروشناسان قدیمی انواعی برای آن برشمردهاند، از جمله ابوالخیر(رجوع کنید به ابنعوّام، همانجا) پنج نوع و ابوالخیر اشبیلی (ج ٢، ص ٤١٤) چهار نوع برای آن ذكر كردهاند. موفقبن علی هروی (سده پنجم؛
ص ٥٤ ـ ٥٥) بطم و حبه الخضراء را از هم جدا كرده و برای هریك خواصی برشمرده است. علیبن حسین انصاری شیرازی (متوفی ٨٠٦؛
ص ١١١) آن را به دو نوعِ بَن و شاهبَن تقسیم كرده، بن را بطم و شاهبن را سقز نامیده، و ابوالقاسمبن محمد غسانی (ص ٦١ـ٦٢) بطم را ضَرو بستانی (مزروع) دانسته است.
طبیعت چاتلانقوش را گرم و خشك ذكر كرده (رجوع کنید به جرجانی؛
هروی، همانجاها؛
غسانی، ص ٦٢) و برای آن خواص درمانی قائل بودهاند، از جمله كوبیدن چاتلانقوش و نوشیدن آن را با باده یا سركه برای درمان نیش رطیل و دیگر جانوران سودمند میدانستند (رجوع کنید به دیوسكوریدس، همانجا؛
رازی، ج ٢٠، ص ٣٠١؛
الفلاحه النبطیه، ج ١، ص ١٦١؛
ابنسینا، ج ١، كتاب ٢، ص ٥٣١؛
حكیم مؤمن، ص٨٠). همچنین صمغ و روغن آن را برای درمان بیماریهای پوستی و نرمكردن و پزاندن و پاك كردن آماسها و درمان فلج و لقوه توصیه میكردند (رجوع کنید به رازی، ج ٢٠، ص ٣٠٢ـ٣٠٥؛
اسحاقبن سلیمان اسرائیلی، ج ٢، ص ٢٥٢، ٢٥٤؛
ابنسینا، ج ١، كتاب ٢، ص٥٣٠؛
جرجانی، همانجا؛
ابنبیطار، ج ١، ص ٩٨؛
انطاكی،ج ١، ص ٨٨ ـ٨٩). عموماً خوردن آن را برای از بین بردن شهوت طعام مفید میدانستند (برای نمونه رجوع کنید به الفلاحه النبطیه، ج ١، ص ١٦٢؛
ابنسینا، همانجا؛
ابنجزّار، ص ١١٧؛
حكیم مؤمن، همانجا).
امروزه از پوست و برگ درخت بنه، به علت دارا بودن تانن زیاد و درنتیجه قابض بودن، برای درمان اسهالهای ساده استفاده میشود (زرگری، ج ١، ص ٥٧٢ ـ٥٧٣). این خاصیت آن را از قدیم میشناختند (رجوع کنید به ابنبیطار، همانجا، به نقل از جالینوس؛
رازی، ج ٢٠، ص ٣٠١؛
هروی، ص ٥٤). از چاتلانقوش در تهیه ترشی، مربا و حلوا و در آبدوغ استفاده میشده است (بسحاق اطعمه، ص ١١٣؛
نوری، ج ٢، ص ٤٣٣؛
مهران، همانجا؛
رضائی، ص ٩٩).
شلیمر (ص ٤٦١) شیوههای سنّتی به دست آوردن صمغ از درخت بَنه را، به صورت جمعآوری آن در پای درخت یا كندن صمغ از روی درخت، و شیوه پاك كردن آن را در صورت آغشته شدنش به خاك و نخاله توضیح داده است (نیز رجوع کنید به پسته*).
منابع:
(١) محمدحسن ابریشمی، پسته ایران: شناخت تاریخی، تهران ١٣٧٣ ش؛
(٢) ابنبیطار؛
(٣) ابن جزّار، طبالفقراء و المساكین، چاپ وجیهه كاظم آلطعمه، تهران ١٣٧٥ ش؛
(٤) ابنسینا؛
(٥) ابوالخیر اشبیلی، عمده الطبیب فی معرفه النبات، چاپ محمد عربی خطابی، بیروت ١٩٩٥؛
(٦) ابوریحان بیرونی، الصیدنه؛
(٧) عادل ارشادی فرد، فرهنگ واژگان تركی در زبان و ادبیات فارسی ، اردبیل ١٣٧٩ ش؛
(٨) اسحاقبن سلیمان اسرائیلی، كتاب الاغذیه ، چاپ عكسی از نسخه خطی كتابخانه سلیمانیه، چاپ فؤاد سزگین، فرانكفورت ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(٩) علیبن حسین انصاری شیرازی، اختیارات بدیعی (قسمت مفردات)، چاپ محمدتقی میر، تهران ١٣٧١ ش؛
(١٠) داوودبن عمرانطاكی، تذكره أولیالالباب [ و ( الجامع للعجب العُجاب، )قاهره] ١٤١٦/١٩٩٦؛
(١١) احمدبن حلاّ ج بسحاق اطعمه، كلیات بُسحق اطعمه شیرازی ، چاپ منصور رستگار فسایی، تهران ١٣٨٢ ش؛
١٢- حبیباللّه ثابتی، جنگلها، درختان و درختچههای ایران، تهران ١٣٥٥ ش؛
(١٣) اسماعیلبن حسن جرجانی، ذخیره خوارزمشاهی، چاپ عكسی از نسخهای خطی، چاپ علیاكبر سعیدی سیرجانی، تهران ١٣٥٥ ش؛
(١٤) حكیم مؤمن؛
(١٥) احمدبن داوود دینوری، كتاب النبات ، ج ٣ و نیم اول ج ٥، چاپ ب. لوین، ویسبادن ١٩٧٤؛
(١٦) دیوسكوریدس، هیولیالطب فی الحشائش و السموم ، ترجمه اِصْطِفَنبن بَسیل و اصلاح حنینبن اسحاق، چاپ سزار ا. دوبلر و الیاس تِرِس، تطوان ١٩٥٢؛
(١٧) محمدبن زكریا رازی، كتابالحاوی فیالطب ، حیدرآباد، دكن ١٣٧٤ـ١٣٩٠/ ١٩٩٥ـ١٩٧١؛
(١٨) رشیدالدین فضلاللّه، آثار و احیاء، چاپ منوچهر ستوده و ایرج فشار، تهران ١٣٦٨ ش؛
(١٩) جمال رضائی، واژهنامه گویش بیرجند، به اهتمام محمود رفیعی، تهران ١٣٧٣ ش؛
(٢٠) علی زرگری، گیاهان داروئی، ج ١، تهران ١٣٦٨ ش؛
(٢١) خلفبن عباس زهراوی، التصریف لمن عجز عنالتألیف ، چاپ عكسی از نسخه خطی كتابخانه سلیمانیه استانبول، مجموعه بشیرآغا، ش ٥٠٢، چاپ فؤاد سزگین، فرانكفورت ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(٢٢) محمد داود سلّوم، معجمالكلمات الاكَّدیه فیاللّغات الشرقیه القدیمه و الاغریقیه و اللاتینیه، بیروت ٢٠٠٣؛
(٢٣) ابوالقاسمبن محمد غسّانی، حدیقه الازهار فی ماهیه العُشب و العَقّار، چاپ محمد عربی خطّابی، بیروت ١٤١٠/١٩٩٠؛
(٢٤) الفلاحه النبطیه، الترجمه المنحوله الی ابن وحشیه، چاپ توفیق فهد، دمشق ١٩٩٣ـ ١٩٩٨؛
(٢٥) احمد قهرمان، كوروموفیتهای ایران: سیستماتیك گیاهی ، ج ٢، تهران ١٣٧٢ ش؛
(٢٦) هادی كریمی، فرهنگ رستنیهای ایران: گیاهان، تهران ١٣٨١ ش؛
(٢٧) ولیاللّه مظفریان، درختان و درختچههای ایران ، تهران ١٣٨٣ ش؛
(٢٨) همو، فرهنگ نامهای گیاهان ایران: لاتینی، انگلیسی، فارسی ، تهران ١٣٧٥ ش؛
(٢٩) مصطفی مهران، فرهنگ علوم مواد غذایی، كشاورزی و منابع طبیعی ، تهران ١٣٧٧ ش؛
(٣٠) محمدیوسف نوری، مفاتیح الارزاق، یا، كلید در گنجهای گهر ، ج ٢، چاپ هوشنگ ساعدلو و مهدی قمینژاد، تهران ١٣٨١ ش؛
(٣١) هروی؛
(٣٢) Jamal Bellakhdar and Gisho Honda, and Wataru Miki, Herb drugs and herbalists in the Maghrib , Tokyo ١٩٨٢;
(٣٣) Gerhard Doerfer, Turkische und mongolische Elemente im Neupersischen , Wiesbaden ١٩٦٣-١٩٧٥;
(٣٤) Ibn ـ Awwam, Le livre de l'agriculture d'Ibn-al-Awam (Kitab al-felahah) , tr. J.- J. Clement-Mullet, Paris ١٨٦٤-١٨٦٧, repr. Tunis ١٩٨٣;
(٣٥) Berthold Laufer, Sino-Iranica: Chinese contributions to the history of civilization in ancient Iran , Chicago ١٩١٩, repr. Taipei ١٩٦٧;
(٣٦) Henry George Liddell, Robert Scott, A Greek-English lexicon , Oxford ١٩٧٧;
(٣٧) Maimonides, Sarh asma al- ـ uqqar شرح أسماء العّار , (L'explication des noms de drogues) , un glossaire de matiere medicale..., tr. & ed. Max Meyerhof, Cairo ١٩٤٠;
(٣٨) Karl Heinz Rechinger, Anacardiaceae =) K. H. Rechinger, ed., Flora Iranica , no. ٦٣), Graz ١٩٦٩;
(٣٩) J. L. Schlimmer, Terminologie medico-pharmaceutique: et anthropologiqe francaise- persane , litho. ed. Tehran ١٨٧٤, typo. repr. Tehran ١٩٧٠.
/ نگار نادری /