دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٧١٨٩
خلدونيه، جمعيت ، خلدونيه، جمعيت، انجمنى علمى ـ فرهنگى در تونس. جمعيت خلدونيه را گروهى از روشنفكران اصلاحطلب تونسى، كه در اروپا و بهويژه در فرانسه تحصيل كرده بودند، بنياد نهادند. آنان كه از غرب و انديشههاى اصلاحى خيرالدينپاشا تونسى* متأثر بودند، اين جمعيت را با هدف ترويج علوم و فنون جديد اروپا در كنار آموزههاى اصيل اسلامى در ١٦ رجب ١٣١٤ در تونس، پايتخت اين كشور، تأسيس كردند و به منظور بزرگداشت ابنخلدون*، مورخ برجسته تونسى، نام جمعيت را خلدونيه نهادند (ژولين، ١٣٩٦، ص ٨٨ـ ٨٩؛ بشيربن عثمان، ص ٧٢؛ راينهارت، ص ٣٩؛ ساحلى، ص ٣٧٦ـ٣٧٩).
پيش از اين، بنيانگذاران اين جمعيت، كه متشكل از فارغالتحصيلان مدرسه صادقيه به رهبرى محمد بشير صفر و فارغالتحصيلان جامع زيتونه* به رهبرى شيخسالم بوحاجب* بودند، روزنامه الحاضرة را در ٢٩ ذيقعده ١٣٠٥ به مديريت على بوشوشه منتشر كرده بودند. آنان اگرچه از سنّتگرايان تونسى بودند، با انتشار اين روزنامه بر اصلاحات اجتماعى در چهارچوب اسلام و انطباق آن با مفاهيم غربى تأكيد كردند. از ديدگاه فرانسويان نيز اين مسئله دو كشور را به يكديگر پيوند مىداد، ازاينرو اين نشريه با برخوردارى از كمك مالى دولت تا ١٣٢٨ منتشر شد (محجوبى، ص ١٢٥؛ ساحلى، ص ٣٧٥ـ ٣٧٦؛ حسن حسنى عبدالوهاب، تكمله حمّادى ساحلى، ص ١٦١؛ پركينز، ص ٩٢ـ٩٣).
يكى از اهداف مهم بنيانگذاران جمعيت خلدونيه، آموزش علوم جديد و رهايى دانشجويان جامع زيتونه از آموزشهاى سنّتى بود. بر همين اساس گروهى از روحانيان محافظهكار و سنّتگرا مانند شيخمحمدالنجار، مفتى مذهبمالكى، و مسئولان جامع زيتونه با آن مخالفت كردند. آنان معتقد بودند چنين جمعيتى به دين اسلام آسيب مىرساند و رقيب خطرناكى براى جامع زيتونه خواهد بود (ساحلى، ص٣٧٨ـ٣٧٩؛ محجوبى، ص١٣٠). در اين ميان، مخالفان تندرو و سنّتىِ جمعيت خلدونيه، خواستار بازگشت به قرآن و سنّت و مقاومت در برابر تهاجم فرهنگى غرب شدند. آنان پس از تأسيس جمعيت، روزنامهالزهرة را كه شيخعبدالرحمان صنادلى، از فارغالتحصيلان الازهر، از ١٣٠٨ منتشر مىكرد، سخنگوى مخالفان جمعيت قرار دادند (ساحلى، ص ٣٧٩؛ احمدبن عامر، ص ٣٦١). فرانسويهاى مقيم تونس نيز آن را كانون پرورش سران انقلاب بر ضد استعمار فرانسه در تونس شمردند و با آن مخالفت كردند (بشيربن عثمان، ص ٧٢ـ٧٣؛ ژولين، ١٩٨٥، ص ١٠٧).
مسئولان فرانسوى تأسيس جمعيت را براى آشنايى دانشجويان جوان با فرهنگ و تمدن فرانسوى مؤثر دانستند. هيئت مؤسسان جمعيت در ابتدا به سرپرستى محمد بشير صفر، در ملاقات با رونه ميله، حاكم كل دولت فرانسه در تونس (حك : جمادىالآخره ١٣١٢ ـ رجب ١٣١٨)، وى را از تأسيس جمعيت آگاه نمودند و تقاضاى كمك مالى كردند. او كه شيفته فرهنگ و تمدن اسلامى بود از تأسيس جمعيت استقبال كرد و پيشنهاد داد كه اين جمعيت مانند دانشگاه عليگره در هند اداره شود. همچنين علىباى، امير تونس (حك: ١٢٩٩ـ١٣٢٠)، پسرش محمدهادى باى (حك : ١٣٢٠ـ١٣٢٤) و برخى از دولتمردان و روحانيان برجسته تونس، از تشكيل اين جمعيت حمايت كردند (بشيربن عثمان، ص ٧٢؛ ژولين، ١٩٨٥، ص ١٠٦ـ١٠٧؛ ساحلى، ص ٣٧٦ـ٣٧٨). در ١٦ رجب ١٣١٣، اساسنامه جمعيت تدوين شد و به تأييد دولت رسيد. اعضاى جمعيت خلدونيه كه درصدد اصلاح نظام آموزشى در تونس و افزودن علوم جديد به آن بودند و نظام جامع زيتونه را براى تحقق اين هدف مناسب نمىدانستند، در تدوين اساسنامه جمعيت بر گسترش دانش و تنظيم و تدوين دروس جديد، احداث كتابخانه و تأسيس روزنامه به دو زبان عربى و فرانسوى براى تبادل تمدن اسلامى و فرانسه تأكيد كردند (محجوبى، ص١٣٠ـ١٣١؛ احمد عبدالسلام، ص ٦٨؛ ساحلى، ص ٣٧٩ـ٣٨٠).
براساس آييننامه داخلى جمعيت، شوراى مديريت آن از يك رئيس و يازده عضو (از ميان اعضا) تشكيل مىشد كه به مدت يك سال قابل تمديد بود. نظارت بر تدريس، تعيين برنامههاى درسى، انتخاب استادان، تأييد بودجه ساليانه كه از طريق حق اشتراك و كمكهاى مالى، بهويژه از خارج از كشور، تأمين مىشد، از جمله مهمترين وظايف شوراى مديريت بود. محمد قروى نخستين رئيس جمعيت و افتتاح رسمى فعاليتهاى آن ١٢ ذيحجه ١٣١٤ بود (ساحلى، ص٣٨٠ـ٣٨٢؛ مناعى، ص٨٨).
جمعيت خلدونيه در ابتداى فعاليت خود، مقر مشخصى نداشت تا اينكه در ١٣١٨/١٩٠٠ اداره علوم و معارف، مدرسه كهن العصفورية را به جمعيت واگذار كرد. آنان بهتدريج با گسترش فعاليتهاى خود، شمار درخور توجهى از دانشجويان را از داخل و خارج و حتى از جامع زيتونه ــكه دانشجويان آن از فراگيرى علوم جديد محروم بودندــ جذب كرد (ژولين، ١٩٨٥، ص ١٠٤ـ١٠٦؛ شملى، قسم ٢، ص ١٥٧، ١٥٩؛ محجوبى، ص ١٣١؛ ساحلى، ص ٣٨٢ـ٣٨٣). در نظام آموزشى خلدونيه، پس از گذراندن سطوح مختلف آموزشى، گواهينامه علمى عالى براساس مصوبه ٢٦ جمادىالآخره ١٣١٦ اعطا مىگرديد. كتابخانه جمعيت نيز مجموعه ارزشمندى از كتابها و مجلات عربى و فرانسه و بيش از پنج هزار جلد بود كه پس از انحلال جمعيت در ١٣١٧ش/ ١٩٣٨، به وزارت فرهنگ تونس واگذار گرديد (شملى، قسم ٢، ص ١٥٧ـ١٥٨؛ ساحلى، ص ٣٨٣ـ٣٨٦؛ ژولين، ١٩٨٥، ص ١٠٤).
پس از افتتاح باشگاه ادبى (النادى الأدبى) جمعيت خلدونيه به رياست شيخعربى كبادى در مهر ١٣١٣، سخنرانيهاى عمومى به صورت هفتگى به مناسبتهاى مختلف و در بزرگداشت شخصيتهاى برجسته برگزار مىشد.
صادق زمرلى، طاهر صفر و محمود ماطرى از استادان برجسته جمعيت و ابنباديس*، رئيس جمعيت علماى الجزاير (رجوع کنید بهجمعيتالعلماء المسلمين*)، شيخ عبدالرحمان كعاك، رئيس جمعيت خلدونيه، و حسنالملوك مدير مجله العرفانيه نيز از فارغالتحصيلان مشهور آن بودند (ساحلى، ص ٣٨٤ـ٣٨٧).
در دوران رياست محمدالفاضلبن عاشور (١٣٢٢ـ١٣٣٧ش/ ١٩٤٣ـ١٩٥٨)، آخرين رئيس جمعيت خلدونيه، فعاليتهاى جمعيت به صورت درخور توجهى افزايش يافت. در اين دوره جمعيت چندين مؤسسه تأسيس كرد از جمله: مؤسسه مطالعات اسلامى (معهد الدراسات الاسلامية) كه در پاسخ به تأسيس موسسه مطالعاتى عالى تونس وابسته به دانشگاه پاريس در ١٣٢٤ش/١٩٤٥، با هدف ترويج فرهنگ اسلامى و لزوم ايجاد وحدت در جهان اسلام تأسيس شد؛ مدرسه عالى فلسفه (معهد الفلسفة) كه در دى ١٣٢٤/ ژانويه ١٩٤٦ با هدف آموزش فلسفه و ترويج مطالعات فلسفى تأسيس گرديد و صالحبن محمود اداره آن را برعهده داشت و پس از اندكى منحل شد؛ مدرسه عالى حقوق عربى (معهدالحقوق العربى) كه در ١٣٢٥ش/ ١٩٤٦ به مديريت طيب عنابى تأسيس شد و قضات برجسته تونس در آن تدريس مىكردند، اما به دليل مشابهت دروس آن با دروس مدرسه حقوق تونس در ١٣٢٧ش/ ١٩٤٨ تعطيل شد (همان، ص ٣٨٢، ٣٨٨ـ٣٩٠).
در شهريور ١٣٢٨/ سپتامبر ١٩٤٩، اعضاى جمعيت خلدونيه در شهر تونس، كنفرانس فرهنگ اسلامى (مؤتمر الثقافة الاسلامية) را با حضور انديشمندان و علماى برجسته جهان اسلام برگزار كردند. اما از دهه ١٣٣٠ش/ ١٩٥٠ فعاليتهاى جمعيت، تحت تأثير رويدادهاى سياسى بهتدريج كاهش يافت و پس از استقلال تونس در ١٣٣٥ش/ ١٩٥٦ و تأسيس مؤسسات و نهادهاى فرهنگى و مدارس جديد و اصلاح نظام آموزش عالى و قرار گرفتن آنها زير نظارت دولت، فلسفه وجودى جمعيت منتفى گرديد تا اينكه در ١٣٣٧ش/ ١٩٥٨ سران جمعيت آن را منحل كردند (همان، ص ٣٩٠ـ٣٩١).
منابع :
(١)احمدبن عامر، تونس عبرالتاريخ: منذ اقدم العصور الى اعلان الجمهورية، تونس ١٣٧٩/١٩٦٠؛
(٢) احمد عبدالسلام، المدرسة الصادقية و الصادقيون، تونس ١٩٩٤؛
(٣) بشيربن عثمان، اضواء على تاريخ تونس الحديث: ١٩٢٤-١٨٨١، تونس ] ١٩٨١[؛
(٤) حسن حسنى عبدالوهاب، خلاصة تاريخ تونس، تونس ٢٠٠١؛
(٥) شارل آندره ژولين، افريقيا الشمالية تسير: القوميات الاسلامية و السيادة الفرنسية، ترجمة منجى سليم و ديگران، تونس ١٣٩٦/١٩٧٦؛
(٦) همو، المعمّرون الفرنسيون و حركةالشباب التونسى، تعريب محمد مزالى و بشربن سلامه، تونس ١٩٨٥؛
(٧) حمّادى ساحلى، تراجم و قضايا معاصرة، جمع و ترتيب محمدعزيز ساحلى، بيروت ١٤٢٥/ ٢٠٠٥؛
(٨) منجى شملى، فى الثقافة التونسية، بيروت ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(٩) على محجوبى، جذورالحركة الوطنية التونسية : ١٩٠٤ـ ١٩٣٤، تعريب عبدالحميد شابى، تونس ١٩٩٩؛
(١٠) طاهر مناعى، المثقفون التونسيون و الحضارة الغربية فى مابين الحربين العالميتين: ١٩١٩ـ ١٩٣٩، سوسه، تونس ٢٠٠١؛
(١١) Kenneth Perkins, Tunisia: crossroads of the Islamic and European worlds, Boulder, colo. ١٩٨٦.
(١٢) Robert Rinehart, "[Tunisia]: historical setting", in Tunisia: a country study, ed. Harold D. Nelson, Washington D.C.: The American University, ١٩٧٩.
/ ستار عودى /